
ولي در نهايت جنگندهء F-16 توسط نيروي هوايي انتخاب شد. در آن زمان، مقامات ارشد نيروي دريايي، دريافتند كه جنگندهء ساخت نورثروپ، توان بالقوه بسيار بيشتري نسبت به F-16 جهت جايگزيني هواپيماهاي قديمي نيروي دريايي، يعني A-7 Corsair دارد.
نورثروپ و مك دانلداگلاس تصميم گرفتند به طور مشترك، جنگندهء F-18 را براي ناوهاي هواپيمابر و جنگندهء A-18 را براي سپاه تفنگداران نيروي دريايي، توليد نمايند. اما اين دو پروژه كمي بعد باهم ادغام شدند و نتيجه جنگندهء چندماموريتهء F/A-18 از آب درآمد.
به منظور حفظ قابليتهاي چندماموريته، در قلب جنگندهء F-18 يك رادار پرقدرت چندحالتهء ساخت هيوز قرار داده شد كه هم در ماموريتهاي هوا به هوا و هم در ماموريتهاي هوا به زمين، موثر و كارا بود.
جنگندهء جديد، مجهز به سيستمهاي پيچيدة الكترونيكي، نمايشگرهاي تلويزيوني، موتورهاي قدرتمند، توانايي حمل انواع جنگافزار و قابليت آئروديناميكي خاصي بود كه اجازه ميداد جنگنده بتواند با زاويهء حملهء بالاتري پرواز نمايد. در نهايت، جنگندهء F-18، فراتر از آن چيزي شد كه مورد انتظار بود با قابليت مانورپذيري خوب و توانايي بسيار موثر در انجام عملياتهاي متفاوت.
بدين ترتيب، جنگندهء F-18 با موفقيت وارد خدمت در ناوهاي نيروي دريايي و نيروي هوايي تفنگداران دريايي ايالات متحده شد و جايگزين جنگندههاي A-7 و F-4 فانتوم گرديد.
F/A-18 موسوم به Hornet – به معني زنبور سرخ – جنگندهاي است دو نفره، دو موتور، چندمنظوره (جنگندهء تهاجمي) كه ميتواند هم از روي ناوهاي هواپيمابر عمل نمايد و هم از پايگاههاي زميني.
براي F/A-18 انبوهي از ماموريتهاي گوناگون تعريف شده است: ايجاد برتري هوايي، اسكورت جنگندهها، خنثاسازي دفاع هوايي دشمن، عمليات جاسوسي و اكتشافي، هدايت عمليات هوايي، پشتيباني دور و نزديك هوايي و قابليت عمليات در شب.
F/A-18 جايگزين جنگندههاي F-4B ،A-7 Corsair در دههء 1970 و جنگندهء A-6 Intruder در اواخر دههء 1990 شد.
F/A-18 به وسيلة سيستم ديجيتالي پرواز با سيم (Fly Bye Wire or FBW) كنترل ميشود كه اين امر كيفيت بسيار خوبي را در هدايت هواپيما سبب ميشود و موجب ميشود خلبان با سهولت بيشتري به هدايت جنگنده بپردازد. اين سيستم به هنگام مانورهاي سنگين، به خلبان اجازه ميدهد تا تمركز خود را بر روي عمليات و استفاده از تسليحات از دست ندهد.
نسبت كشش به وزن اين هواپيما در حالت خشك (بدون پسسوز) نيز فوقالعاده است و اين جنگنده در هنگام برخورد با دشمن، از توانايي خوبي در استفاده از قدرت بالاي موتور در حالت بدون پسسوز پيدا ميكند.

قدرت بالاي اين جنگنده كه توان خوبي در خارج شدن از مهلكه را ميدهد مورد تاييد اغلب خلبانان هورنت است. علاوه بر اين، F/A-18 اولين جنگندهء نيروي دريايي است كه سيستمهاي ديجيتالي را يكپارچه كرده است؛ (MUX) مدار انتقال اطلاعاتي است كه تعدادي ورودي را به تعداد كمتري خروجي تركيب ميكند. حسن اين نوع طراحي اين است كه زمينهء ارتقاء مداوم را به شكل آسانتري فراهم ميسازد.
در طي 15 سال عمليات و تجربه، F/A-18 ثابت كرده است كه بهترين جنگندهء تاكتيكي براي ناوهاي هواپيمابر است. F/A-18 داراي شاخصههاي نظامي مورد علاقهء فرماندهان نيروي دريايي ايالات متحده است. F/A-18 اغلب ماموريتهاي خود را در يوگوسلاوي و عراق با موفقيت به انجام رسانده است و تنها نقصان اين جنگنده، كمبود سوخت جهت مداومت پروازي بيشتر است.
گونههاي مختلف F-18
F/A-18A/B Hornet
در اين مدل، عمده مشخصات و ريزهكاريهاي جنگندهء YF-17 حفظ شده است، با اين حال از دل اين هواپيما، جنگندهء جديد F-18 سربرآورده است؛ جنگندهاي يك نفره، با قابليت تهاجمي كه انبوهي از تكنولوژيهاي جديد و سيستمهاي ديجيتالي كامپيوتري در آن به كار رفته است. در كابين اين جنگنده، از يك جفت سيستم لولهء اشعهء كاتد به عنوان نمايشگر اطلاعات استفاده شده است و سيستم كنترل بر اساس ارزيابي دستورات خلبان, كنترل پرواز را شبيهسازي ميكند. سيستمهاي تعبيه شده در اين جنگنده براي دو ماموريت در نظر گرفته شدهاند. (احتمالن منظور ايجاد برتري هوايي و عمليات زميني - ضد كشتي ميباشد)
در حين طراحي، نوع آموزشي (دو سرنشينه) نيز به تعداد اندك و به نام TF/A-18 ساخته شد. اين نوع نيز بر اساس مدل F/A ساخته شد و تنها شامل اندك تغييراتي شد، ضمن اينكه نوع دو سرنشينه نيز با حفظ قابليت انجام عمليات نظامي ساخته شد.
اولين پرواز F/A-18 به تاريخ نوامبر 1978 انجام شد. F/A-18 و نوع دو سرنشينه نيز كه بعدها به نام F/A-18B ناميده شد، مورد آزمونهاي گوناگون پروازي در مركز آزمون نيروي دريايي (Naval Air Test Center) قرار گرفت.
در حين اين آزمونها، بر روي نقاط ضعف و مشكلات جنگنده (به خصوص قطعات جديد) تمركز زيادي انجام گرفت و اين ارزيابي، باعث شد قطعاتي كه به نوعي مشكلاتي در طراحي داشتند، با طراحي مجدد، مشكلشان حل شود. اغلب قطعاتي كه مورد تغيير قرار گرفتند، قطعات ساختافزاري و مكانيكي هواپيما بودند و سيستمهاي ديجيتالي، دستخوش تغيير نگشتند.
نوع اصلي جنگندهء F/A-18A (يك نفره) و نوع F/A-18B (دو نفره) به سال 1983 جايگزين جنگندههاي F-4B و A-7 در ناوهاي هواپيمابر و سپاه تفنگداران نيروي دريايي (Marine Corps) شدند.
اين جنگندهها به دليل قابليتهايشان (قابليت انجام ماموريتهاي متنوع و ميزان آمادگي بالا)، به سرعت نقش اصلي را در ماموريتهاي نظامي برعهده گرفتند.
قابليت اطمينان و سهولت تعمير و نگهداري، از مواردي بودند كه به هنگام طراحي اين جنگنده، مورد توجه قرار گرفتند. براي مثال F/A-18 ها، براي آزمايش از اطمينان سيستمها، سه بار و هر بار ساعتها پرواز كردند در حالي كه نيمي از زمان مورد نياز براي تعمير اساسيشان گذشته بود. هورنت، بارها در ميدان نبرد واقعي مورد آزمايش قرار گرفت و هر بار، نقاط مثبت ادعا شده توسط طراحانش را مورد اثبات قرار داد: جنگندهاي بسيار قابل اعتماد، تهاجمي و همه كاره.
F/A-18 ها نقش مهمي را در جريان حمله به ليبي در سال 1986 ايفا كردند. آنها از روي عرشهء ناو هواپيمابر يواساس كورالسي (USS CORAL SEA) به پرواز درآمدند و پدافند هوايي ليبي را با پرتاب موشكهاي سرعت بالاي هارم (HARM) نابود ساختند به طوري كه هنگام بمباران بنغازي، پدافند هوايي ليبي، كاملن خاموش شده و از كار افتاده بود.
F/A-18C/D Hornet
به دنبال موفقيت در استفاده از 400 فروند مدل A و B، نيروي دريايي ايالات متحده، به تاريخ سپتامبر 1987، نوع پيشرفتهتر هورنت را به نام F/A-18C (يك نفره) و F/A-18D (دو نفره) مورد آزمايش قرار داد.
اين هورنتها ميتوانستند موشكهاي ميانبرد هوا به هواي جديد آمرام (AMRAAM) و موشكهاي هوا به زمين حرارتياب هدايت تلويزيوني ماوريك (Maverick) را حمل و پرتاب كنند.
دو سال بعد, مدلهاي C و D به قابليت عمليات در شب مجهز شدند. ضمنن اجزاء جديدي نيز اضافه شدند: غلاف ناوبر حرارتياب ([url=http://www.thales-optronics.com/dos/products/air/details/navflir.shtml]NAVFLIR[/url])، تعبيهء جايگاهي براي نمايشگر سربالا (HUD)، عينك ويژهء ديد در شب (NVG)، چراغهاي مخصوص درون آلات دقيق جهت عدم تداخل با عينك ديد در شب، يك نقشهء ديجيتالي از منطقهء نبرد به همراه نمايشگر رنگي مخصوص آن.
NAVFLIR مخفف navigation forward looking infrared
HUD مخفف head-up display
NVG مخفف night vision goggles
رادار F/A-18C مجهز به سنسوري جهت شبيهسازي زمين است كه اين امر توسط امواج رادار دقيق و قدرتمند داپلر از سطح زمين انجام ميشود. اين نقشهء تهيه شده، به خلبان اين امكان را ميدهد تا به اهداف زميني در شرائط نامساعد جوي يا در حالتي كه ديد ضعيفي وجود دارد، حمله كند. ضمن اينكه با توجه به نقشه و اهداف مشخص شناسايي شده روي آن، موقعيت دقيق هواپيما در آسمان مشخص ميشود، همچنين اين نقشه، قابليت بمباران دقيق و موثر را بيشتر ميكند.
انواع جديدتر ساخته شدهء F/A-18C از سال 1994 به بعد، به رادار ارتقاء يافتهء [url=https://wrc.navair-rdte.navy.mil/warfighter_enc/weapons/SensElec/RADAR/anapg73.htm]APG-73[/url] مجهز شدند كه اين رادار دقت بيشتري داشت و تصاوير بسيار تميزتري در صفحهء اسكن خود به نمايش ميگذاشت.
غلافهاي جستجوگر هورنت
در مدل F/A-18C كه مجهز به تجهيزات عمليات در شب شده است، يك غلاف مخصوص نصب ميشود. اين غلاف، ساخت كمپاني هيوز است و با كد AN/AAR-50 شناخته ميشود. اين غلاف شناسايي، اهداف زميني را از روي حرارتشان (نظير شليك گلوله يا گرم بودن موتور ادوات زميني) تشخيص ميدهد.
غلاف هدفياب ديگر، با كد Loral AN/AAS-38 شناخته ميشود. اين غلاف با نام Night Hawk FLIR نيز شناخته ميشود و عملكردش نيز بر اساس حرارتيابي از اهداف زميني است.
وسيلهء ديگر، دوربيني قوي جهت ديد و شناسايي اهداف زميني در شب است. اين وسيله به نام GEC Cat's Eyes شناخته ميشود. تعداد 48 فروند جنگندهء F/A-18D (نوع دو نفره) به مدل RC (شناسايي – تجسسي) تغيير يافتهاند. به همين منظور، به جاي مسلسل استاندارد اف18 كه M61 A1 نام دارد، يك جايگاه شناسايي از نوع الكترواپتيكالي نصب ميشود. اين جايگاه ويژه، داراي يك برجستگي است كه در واقع يك دوربين بسيار قوي چشمي با دو غلطك متحرك (جهت حركت دادن لنز به اطراف) ميباشد. ضمنن تمام مشاهدات، بر روي يك نوار ويدئو ضبط ميشوند.
RC مخفف reconnaissance
هورنت و عمليات طوفان صحرا
در اولين روز عمليات طوفان صحرا، دو جنگندهء F/A-18 در حالي كه عازم عمليات بمباران بوده و روي هركدام 4 بمب 2000 پاوندي بارگذاري شده بود، موفق شدند دو ميگ عراقي را سرنگون كنند، سپس بمبهاي خود را بر روي اهداف تعيين شده، رها ساختند.
در مدت زمان جنگ خليج فارس، اسكادرانهاي نيروي دريايي ايالات متحده، سپاه تفنگداران و F/A-18 هاي كانادايي، هر ساعت عمليات رزمي داشتند و ركوردي را در زمينهء قابليت اطمينان در طول نبرد با حمل و فروانداختن دهها تن بمب بر روي عراق، برجاي گذاشتند.
(لازم به ذكر است كه يك فروند F/A-18C نيروي دريايي ايالات متحده در روز 17 ژانويه 1991 در يك نبرد هوايي با يك فروند MiG-25PD عراقي، سرنگون گشت)
نيروي دريايي ايالات متحده به تاريخ 18 مي 1998 اعلام كرد كه اسكادرانهاي F/A-18 خود را از ساحل شرقي به پايگاه نيروي دريايي در ساحل ويرجينيا (Oceana) و پايگاه سپاه تفنگداران در Beaufort (شهري در ساحل كاروليناي جنوبي) منتقل ميكند. به همين دليل 9 اسكادران عملياتي، شامل 156 فروند هواپيما به Oceana انتقال يافتند و 2 اسكادران ديگر شامل 24 فروند هواپيما نيز به Beaufort منتقل شدند. اولين اسكادران در پائيز 1998 منتقل شد و در كل انتقال 11 اسكادران عملياتي تا پايان اكتبر 1999 تكميل گشت.
در تمام طول مدت خدمت اين جنگندهها، هرساله سيستمهاي تسليحاتي، سنسورهاي مربوطه و غيره ارتقاء مييابند. آخرين سري از جنگندههاي F/A-18C/D كه ارتقاء يافتند به سيستمهاي چون عمليات در شب، سيستم افزايش دقت در هدفگيري، تكنولوژي كاهش ديده شدن توسط رادار دشمن و غيره مجهز شدند. اي در حالي است كه هيچكدام از اين سيستمها تا سال 1991 بر روي مدلهاي A و B وجود نداشتند و سطح سيستمهاي آويونيك، الكتريك و مقدورات پروازي براي ارتقاء محدوديت داشتند.
علاوه بر اينها، نقص ديگري نيز در طراحي اين جنگنده وجود داشت و آن اين بود که هنگامي که در مدلهاي C و D ، جنگندهء خالي با مهمات و سوخت کامل بارگذاري مي شد، به هنگام انجام ماموريتايش، دچار کمبود سوخت شده و نميتوانست به همهء اهداف تعيين شدهاش حمله کند و از اين رو گاهن با مهمات مصرف نشده و حداقل سوخت به ناو هواپيمابر باز ميگشت. در واقع برد پروازي کافي براي ماموريتهاي تعيين شدهاش نداشت.
کاربران
F/A-18 در مدلهاي A، B، C و D سالها براي نيروي دريايي ايالات متحده و هشت کشور خارجي خدمت کرد. اين کشورها عبارتند از: استراليا، کانادا، فنلاند، کويت، مالزي، اسپانيا، سوئيس و تايلند.
اگرچه چشم اندازي براي توليد آتي مدلهاي C و D ديده نميشود، ولي اين جنگندهها سالها به منظور پرکردن خلاء جنگندههاي ناونشين در نيروي دريايي ايالات متحده تا ورود به خدمت جنگندههاي بزرگتر، دورپروازتر و باقابليتتر مدلهاي E و F در خدمت باقي خواهند ماند.
آشنايي با سوپر هورنت: F/A-18E/F Super Hornet
تفاوت سوپرهورنت با مدل معمولي
جنگندهء چندماموريتهء F/A-18E/F موسوم به «سوپرهورنت» در واقع مدلي ارتقاء يافته از جنگندههاي مدل C و D مي باشد که پيشتر قابليت عمليات در شب به آنها افزوده شده بود. سوپرهورنت فرماندهي گروه عمليات رزمي هواپيماهاي ناونشين را فراهم خواهد آورد زيرا داراي برد پروازي بيشتر و قابليت حمل مهماتي است که توسط جنگنده هاي بازنشستهء A-6 حمل ميشود.
مدلهاي E و F (نسبت به مدلهاي قبلي) داراي 4.2 فوت درازاي بيشتر، 25% مساحت بال بيشتر و قابليت حمل 33% بيشتر سوخت در مخازن داخلي هستند که اين سوخت اضافه تا 41% برد عملياتي و تا 50% استقامت پروازي آنها را افزايش ميدهد.
در سوپرهورنت همچنين دو جايگاه حمل مهمات باهم ادغام شدهاند. اين به معني افزايش ميزان بارگذاري مهمات به دليل مخلوط کردن محل بارگذاري انواع جنگ افزارهاي هوا به هوا يا هوا به زمين ميباشد.
سوپرهورنت همچنين ميتواند انواع مختلفي از تسليحات به اصطلاح هوشمند را حمل کند. از جملهء اين مهمات ميتوان به جديدترين بمبهاي هدايت شونده به وسيلهء ماهواره نظير JDAM و JSOW اشاره کرد.
سوپر هورنت مي تواند 17.750 پاوند (8032 کيلوگرم) مهمات را در 11 مقر خارجي حمل تسليحات بارگذاري نمايد. اين جنگنده داراي راداري مخصوص کار در همه نوع شرائط آب و هوايي است که داراي توانايي رهگيري اهداف هوايي و سيستمي جهت افزايش دقت در پرتاب بمبهاي عادي يا هدايت شونده است.
دو محل بارگذاري در نوک بالها، چهار مقر در زير بالها براي حمل سوخت يا مهمات هوا به زمين و دو مقر در زير بدنه و نزديک دماغهء هواپيما جهت نصب موشکهاي هوا به هواي اسپارو يا غلافهاي شناسايي و يک محل در مرکز بدنه براي حمل مخازن سوخت يا تسليحات هوا به زمين است. ضمن اينکه يک مسلسل 20 ميلي متري از نوع M61 A1 Vulcan در نوک هواپيما تعبيه شده است.
ميزان حمل بارگذاري در سوپرهورنت به ميزان 9000 پاوند افزايش يافته است و قدرت موتور آن نيز از كشش 36000 پاوند به 44000 پاوند افزايش يافته است. در اين جنگنده از دو موتور پرقدرت توربوفن ساخت جنرال الكتريك به نام F414 استفاده شده است.
اگرچه در مدلهاي جديدتر ساخته شدهء C و D به ميزان كمي از تكنولوژي مدرن استفاده شده است، ولي در مدلهاي E و F از ابتدا و به طور گسترده از تكنولوژيهاي نوين استفاده شده و توان دفاعي آن نيز افزايش قابل توجهي يافته است.
سيستم پيشرفتهء جستجوگر مادون قرمز ساخت هيوز (ATFLIR)، سيستم اصلي هدفيابي جنگندههاي E و F به شمار ميرود. اين سيستم همچنين قرار است در مدلهاي قبلي F/A-18 نيز نصب شود. غلاف ساخت هيوز، داراي جهتياب و هدفياب مادون قرمز بسيار دقيق اهداف ميباشد و از تكنولوژي نسل سوم اين نوع غلافها در آن استفاده شده است (MWIR) كه در ميان هواپيماهاي موجود، تكنولوژي بسيار برجستهاي به شمار ميرود.
ATFLIR مخفف The Hughes Advanced Targeting Forward-Looking Infra-Red
MWIR مخفف mid-wave infrared
اكنون پروژهء ارتقاء مدلهاي يك نفرهء C و دو نفرهء D آغاز شده است. اگرچه تا حد زيادي ظاهر مدلهاي C و D به هم شبيه است، ولي خروجي طرح ارتقاء، شامل دو گونهء مختلف از F-18 خواهد بود كه عمدهء تمركز برنامهء ارتقاء، بر روي قابليت عمليات در شب خواهد بود.
زماني، F-18B تنها جنگندهاي آموزشي بود ولي در جنگندهء F-18D، كابين عقب، مملو از نمايشگرهاي رنگي چندمنظوره و كليدهاي رهاسازي سلاح و كنترل آنها ميباشد كه اين امر به F-18، قابليت فرماندهي، پيشتازي عمليات و هدايت ساير جنگندهها را جهت هدفيابي و نابودسازي اهداف، ميدهد.
توليد مدلهاي C و D در اواخر دههء 1990 پايان يافت و به جاي آنها F/A-18E و F/A-18F (سوپرهورنت) در خط توليد قرار گرفته است. مدلهاي كنوني A و B قرار است تا پايان سال 2015 و مدلهاي C و D تا پايان سال 2020 در خدمت باقي خواهند ماند. F-18 امروزه، انبوهي از مشتريان خارجي را براي خريد در پيش رو ميبيند.
تاريخچه اولين پرواز
F-18A به تاريخ 18 نوامبر 1978
F-18C به تاريخ 3 سپتامبر 1986
F-18D به تاريخ 6 مي 1988
ورود به خدمت
F-18A به تاريخ 7 ژانويه 1983
F-18D به تاريخ نوامبر 1989
خدمه
F/A-18 A/C = يك نفر
F-18D = دو نفر، يك خلبان و يك افسر تسليحات
قيمت
35 ميليون دلار (سال 2003) براي مدل F/A-18E
ابعاد
طول: 56 فوت = 17.07 متر
فاصلهء دو سر بالها: 37.50 فوت = 11.43 متر
ارتفاع: 15.25 فوت = 4.66 متر
سطح بالها: 400 فوت مربع = 37.16 متر مربع
اوزان
وزن خالي: 23.050 پاوند = 10.455 كيلوگرم
وزن عادي براي برخاستن:
36.710 پاوند = 16.650 كيلوگرم (جهت ماموريت نبرد هوايي)
49.225 پاوند = 22.330 كيلوگرم (جهت عمليات تهاجمي زميني)
حداكثر وزن قابل برخاستن: 56000 پاوند = 25.400 كيلوگرم
حجم مخازن سوخت
مخزن داخلي: 10.860 پاوند = 4.925 كيلوگرم
مخزن خارجي: 6.730 پاوند = 3.055 كيلوگرم
حداكثر وزن قابل بارگذاري: 15.500 پاوند = 7030 كيلوگرم
پيشرانه
دو موتور توربوفن ساخت جنرال الكتريك از نوع F404-400 با قابليت پسسوز
كشش هر موتور: 32000 پاوند = 142.400 نيوتن با استفاده از پسسوز
عملكرد
حداكثر سرعت: 1190 مايل بر ساعت = 1915 كيلومتر بر ساعت در ارتفاع 40000 فوتي (12190 متري) = 1.8 ماخ
نرخ اوجگيري: 45000 فوت در دقيقه = 13715 متر بر دقيقه
سقف پرواز خدمتي: 50000 فوت = 15240 متر
برد پروازي
در حالت شكاري (fighter mission) = 800 ناتيكال مايل = 1480 كيلومتر (رفت و برگشت)
در حالت تهاجمي (attack mission) = 1150 ناتيكال مايل = 2130 كيلومتر (رفت و برگشت)
برد عبوري: 1800 ناتيكال مايل = 3335 كيلومتر (با سه مخزن سوخت خارجي)
حد تحمل شتاب ثقل: نامعلوم (بنا بر گزارشي حدود 7.5 برابر g)
تسليحات
مسلسل 20 ميلي متري M61A1 Vulcan با 570 تير فشنگ
7 جايگاه حمل بار در زير بدنه و بالها و دو جايگاه در نوك بالها
تسليحات هوا به هوا
موشك ميان برد AIM-7 (اسپارو)
موشك كوتاه برد حرارت ياب AIM-9 (سايدوايندر)
موشك ميان برد AIM-120 (آمرام)
موشك كوتاه برد AIM-132 (آسرام)
تسليحات هوا به سطح
AGM-45 Shrike (شرايك)
AGM-62 Walleye (والآي)
AGM-65 Maverick (ماوريك)
AGM-84 Harpoon (ضدكشتي)
AGM-84 SLAM
AGM-84 SLAM-ER
AGM-88 HARM (ضد رادار)
AGM-123 Skipper
AGM-154 JSOW
بمب
GBU-10/12/24 Paveway (هدايت ليزري)
GBU-15 EO-guided (هدايت الكترواپتيكالي)
GBU-29/30/31/32/35 JDAM (هدايت شونده توسط ماهواره)
بمبهاي هستهاي B-57 و B-61 (استحكامشكن)
Mk 82/83/84 GP
Mk 20 Rockeye
BLU-107 Durandal
CBU-59 (بمب خوشهاي)
ساير موارد
غلافهاي اغتشاشگر الكترونيكي (ECM pod)
غلافهاي راكت انداز
انواع توليد شده
YF-17 Cobra
جنگندهء توليد شده در طرح مناقصهء ساخت «جنگندهء سبك» براي نيروي هوايي ايالات متحده؛ اگرچه هيچگاه انتخاب نشد ولي نيروي دريايي از طرح آن براي توليد F/A-18 Hornet استفاده كرد.
F/A-18A
اولين مدل توليد شده به تعداد 371 فروند.
AF-18A
نوع يك نفرهاي كه توسط نيروي هوايي كانادا خريداري شد. اين مدل بر اساس F-18A ساخته شد ولي اكنون همگي به سطح مدل F-18C ارتقاء يافتهاند و قرار است تا سال 2011 در خدمت باقي بمانند. تعداد توليد شده: 57 فروند
ATF-18A
نوع دو نفرهء آموزشي جهت نيروي هوايي استراليا كه بسيار شبيه به مدل F-18B ميباشد. تعداد توليد شده: 18 فروند
CF-18A / CF-188A
نوع يك نفرهاي كه توسط نيروي هوايي كانادا خريداري شد و بر اساس F-18A ساخته شده است با اين تفاوت كه داراي سيستم شناسايي اهداف در شب ميباشد كه در مدل A وجود ندارد. همچنين داراي سيستم ILS (سيستم فرود ايمن) و توانايي حمل غلافهاي راكتانداز LAU-5003 ميباشد. كانادا قصد دارد اين جنگندهها را تا سال 2017 عملياتي نگه دارد. تعداد توليد شده: 98 فروند
EF-18A / C-15
نوع يك نفرهاي كه توسط نيروي هوايي اسپانيا خريداري شد و بر اساس F-18A ساخته شده است، اما همگي تا سطح استاندارد نزديك به مدل F-18C ارتقاء يافتهاند. تعداد توليد شده: 60 فروند
RF-18A
نوع شناسايي كه به تعداد بسيار اندك ساخته شده است و براي امور تحقيقاتي در اختيار نيروي دريايي و سازمان ناسا قرار دارد.
F/A-18B / TF/A-18A
نوع دو سرنشينهء آموزشي، توليد شده به تعداد 40 فروند
CF-18B / CF-188B
نوع دو سرنشينهء آموزشي براي كانادا، توليد شده به تعداد 40 فروند
EF-18B / CE-15
نوع دو سرنشينهء آموزشي براي اسپانيا، توليد شده به تعداد 12 فروند
F/A-18C
نوع ارتقاء يافتهء مدل تك سرنشينه كه قابليت پرتاب موشك هوا به هواي AIM-120 (آمرام) و موشك هوا به زمين AGM-65 (ماوريك) به آن افزوده شده است. همچنين سيستمهاي الكترونيك آن ارتقاء يافته، نوع جديدي از صندلي پرتاب شونده بر رويش نصب شده و باريكههاي كوچكي به لبههاي حملهء بالها جهت كاهش اثرات نوسانات پروازي و افزايش ميزان زاويهء حمله، بدان افزوده شده است. تعداد توليد شده: 355 فروند
KF-18C
نوع تك سرنشينهاي كه به كويت فروخته شده و براساس F-18C ساخته شده است. تعداد توليد شده: 32 فروند
KAF-18D
نوع دوسرنشينهء آموزشي مخصوص كويت. توليد شده به تعداد 8 فروند
F/A-18D
نوع دو سرنشينه مخصوص عمليات در شب، جهت سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده، شامل سيستمهاي الكترونيكي ارتقاء يافتهء مشابه مدل C.
F/A-18E/F
مهمترين مدل ارتقاء يافته از جنگندهء F-18 موسوم به «[b]سوپر هورنت[/b]» با بدنهاي كشيدهتر و بالهاي بزرگتر.
Hornet 2000
مدل جديدي كه توسط شركت مكدانلداگلاس پيشنهاد داده شده است با بال و دم بزرگتر، بدنهء كشيدهتر، موتورهاي جديدتر، كابين ديجيتالي بسيار پيشرفتهتر، كه احتمالن جايگزين مدلهاي E و F خواهد شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سابقهء عملياتهاي انجام شده
* ليبي – عمليات ال دورادو كانيون – اجرا شده توسط نيروي دريايي ايالات متحده – به سال 1986 (Operation El Dorado Canyon)
* عراق – عمليات طوفان صحرا – اجرا شده توسط كانادا، نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به سال 1991 (Operation Desert Storm)
* عراق – سلسله عمليات مراقبت هوايي در منطقهء جنوبي پرواز ممنوع بين سالهاي 1991 تا 2003 – اجرا شده توسط نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده (Operation Southern Watch)
* بوسني و هرزگوين – اجرا شده توسط اسپانيا، كانادا، نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به سال 1995 (Operation Deliberate Force)
* عراق – عمليات روباه صحرا – اجرا شده توسط نيروي دريايي ايالات متحده به سال 1998 (Operation Desert Fox)
* كوزوو – عمليات نيروهاي متفقين – اجرا شده توسط اسپانيا، كانادا و نيروي دريايي ايالات متحده به سال 1999 (Operation Allied Force)
* افغانستان – عمليات آزادسازي افغانستان - اجرا شده توسط نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به سال 2001 تاكنون (Operation Enduring Freedom)
* عراق – عمليات آزادسازي عراق - اجرا شده توسط استراليا، نيروي دريايي و سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده به سال 2003 تاكنون (Operation Iraqi Freedom)
كاربران هورنت
استراليا، كانادا، فنلاند، كويت، مالزي، اسپانيا، سوئيس، سپاه تفنگداران نيروي دريايي ايالات متحده (US Marine Corps)، نيروي دريايي ايالات متحده (US Navy) و سازمان ناسا.

پايان كار گربهء افسانهاي گرومن
جايگزيني سوپرهورنت به جاي بهترين رهگير جهان
با تفاصيلي كه در مورد قابليتهاي عالي F/A-18E/F گفته شد، اين جنگنده ثابت كرده است كه ميتواند به طور گسترده در نيروي دريايي ايالات متحده به خدمت گرفته شود. از اين رو قرار است با ورود به خدمت 548 فروند سوپرهورنت، جنگندههاي F/A-18A و F-14D حداكثر تا پايان سال 2010 همگي از ردهء خدمت خارج ميشوند. قرار است در هر ناو هواپيمابر، 12 فروند F/A-18E و 14 فروند F/A-18F به كار گرفته شوند. چهار يا پنج فروند از اين جنگندهها، به عنوان سوخترسان عمل خواهند كرد.
علاوه بر اينها، مدل دوسرنشينهء EA-18G Growler (گراولر) به عنوان هواپيماي جنگ الكترونيك، جايگزين هواپيماهاي قديمي EA-6B Prowler خواهند شد. در هر ناو هواپيمابر يك دستهء 6 فروندي از EA-18 ها به خدمت گرفته خواهند شد.
هرچند نيروي دريايي تمايل دارد دستهاي 1000 فروندي از سوپرهورنتها را تا سال 2030 به خدمت گيرد، ولي برنامههاي جديدي چون جنگندهء F-35 نيز در حال اجرا هستند و ممكن است زودتر از اين زمان، عمر سوپرهورنتها تمام شود.
امروزه مشتريان بسياري براي جنگندههاي F/A-18E/F پيدا شدهاند، از جمله سنگاپور و مالزي كه تمايل زيادي براي به خدمتگيري نوع صادراتي سوپرهورنت اعلام كردهاند.
سوپرهورنت اگرچه جنگندهاي فوقالعاده بر عليه اهداف زميني و دريايي است ولي نسبت به F-14D توانايي بسيار اندكي در رهگيري دوربرد هواپيماها و موشكهاي كروز دشمن دارد و اين بزرگترين نقطهء ضعفي است كه با از رده خارج كردن تامكتها، ناوهاي هواپيمابر را مورد تهديد موشكهاي كروز و دوربرد بمبافكنهاي دورپرواز دشمن نظير Tu-95 و Tu-160 قرار خواهد داد.
منبع : military.blogfa.com
نیروی هوایی از منطقه عکس هوایی گرفت
پس از چند روز از پایان این عملیات، نیروی هوایی تصمیم گرفت برای مطلع شدن از خسارات وارد از منطقه پایگاه عکس برداری هوایی کند.
قرار شد یک فروند فانتوم شناسایی "آراف4" بر روی منطقه پرواز کرده و عکس های لازم را تهیه کند. تا میزان خسارت وارد به اوسیراک را بررسی نماید. لذا یک فروند فانتوم شناسایی "آراف4" با اسکورت دو فروند فانتوم مسلح به موشک های هوا به هوا، به سمت هدف به پرواز درآمد.
بعد از ورود به خاک عراق، فانتوم های اسکورت برای جلب توجه رادارهای عراق سمت خود را تغییر می دهند تا هواپیمای فانتوم شناسایی بدون هیچ مزاحمتی به راه خود ادامه دهد. فانتوم شناسایی درحالی که هیچ گونه مهماتی را حمل نمی کرد، در ارتفاع پایین و با سرعت مافوق صوت به سمت اوسیراک در حرکت بود و در نهایت در ارتفاع خیلی پایین از جنوب تاسیسات اوسیراک وارد این منطقه شد و با سرعت از روی تاسیسات اوسیراک عبور کرد. در لحظه عبور دوربین های فانتوم شناسایی مشغول ثبت عکس های بعد از این عملیات بود. فانتوم شناسایی بلافاصله گردش کرده و با تمام سرعت به سمت ایران حرکت می کند. در نزدیکی مرز دو فروند فانتوم مسلح منتظر او بودند و فانتوم شناسایی با اسکورت آنها به سلامت در پایگاه هوایی همدان به زمین می نشیند.
عکس ها ظاهر می شود
بعد از ظهور عکس ها، واقعیت دوباره هویدا شد خسارت وارده بسیار سنگین بود.
کارشناسان فرانسوی در عرض چند روز شاهد حضور دوباره هواپیماهای ایرانی در منطقه ای شده بودند که با توجه به گفته مقامات عراقی دژی نفوذ ناپذیر بود.
بعد از این عملیاتف تعداد زیادی از این کارشناسان از ترس جان خود کار را نیمه کاره رها نموده و به کشورشان بر می گردند و بدین ترتیب برگ زرین دیگری در کارنامه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ثبت می شود
http://iranian-airforce.blogfa.com/
سال 1363، کشور عراق جنگنده های جدید خود را تحویل گرفته بود و همه روزه توسط بمب افکن های میگ 25 در ارتفاع بالا پرواز کرده و شهرهای ایران بخصوص تهران را بمباران می کردند. در این بمباران تعداد زیادی از مردم بی دفاع به شهادت می رسیدند. مردم غیور ایران بی صبرانه منتظر بودند تا جوابی قاطع به این حملات داده شود.
در آن سو نیز کشور عراق با تحویل گرفتن پیشرفته ترین تجهیزات پدافندی، دم از آن می زد که شهر بغداد توسط رینگ های پدافندی قوی محافظت می شود و هر جنگنده ای قصد بمباران بغداد را داشته باشد، در چندین کیلومتری این شهر سرنگون می شود. لذا نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با این که می دانست پدافند عراق بسیار قوی و خطرناک است، تصمیم گرفت این سد را شکسته و از آن عبور کند.
اهمیت حضور بر فراز بغداد
این عملیات از دو جنبه دارای اهمیت بود:
اول این که با توجه به نزدیک بودن عملیات زمینی گسترده توسط رزمندگان اسلام، این عملیات هوایی می توانست نقش عمده ای در بالا بردن روحیه آنان داشته باشد؛ زیرا همانند همین تبلیغاتی که درباره پدافند قدرتمند عراق می شد، درباره نیروهای زمینی و لجستیک هم عراق تبلیغات گسترده ای به راه انداخته بود.
دوم مردم ایران با انجام این عملیات علاوه براین که متوجه می شدند نیروهای نظامی شان همچنان بیدار و قدرتمند هستند، دیگر تحت تاثیر جنگ روانی بعثیون قرار نمی گرفتند.
نیروی هوایی با توجه به نزدیکی به مرز و دارا بودن تجهیزات خوب برای پشتیبانی و احتمال فرود اضطراری هواپیما پایگاه شکاری همدان، این پایگاه را مامور انجام این عملیات نمود.
طراحی عملیات
طرح نقشه پرواز با ساعت ها مطالعه سرانجام عملیاتی شد و با توجه به خطرات بالایی که این عملیات داشت، فرماندهی وقت پایگاه هوایی همدان تصمیم گرفت تا تعدادی از زبده ترین خلبانان پایگاه انتخاب شوند و سپس از بین آنها داوطلب برای این عملیات انتخاب شود. تمامی کارها طبق برنامه پیش می رفت. در بعداز ظهر یک روز سرد زمستانی در سال 1363 درحالی که اکثر پرسنل به منزل خود عزیمت کرده بودند، از سوی معاونت پایگاه، به مسئول عملیات اسامی اعلام شد تا آنها را در اسرع وقت خبر کنند.
مسئول عملیات شخصا دست بکار شد. درحالی که عقربه های ساعت عدد 7 بعدازظهر را نشان می داد، به تمامی منتخبین اعلام شد هرچه سریع تر خود را به پست فرماندهی پایگاه برسانند.
خلبانان یکی پس از دیگری به پست فرماندهی رسیدند و بلافاصله به اتاق اهداف پایگاه راهنمایی شدند. این کار ادامه پیدا کرد تا کلیه منتخبین دور هم جمع شدند و هر کس از دیگری علت احضار خود را جویا می شد.
احتمال بازگشت از این ماموریت بسیار پایین است
پس از دقایقی فرمانده پایگاه وارد شد و شروع به سخنرانی کرد :
- این روزها دشمن خیلی گستاخ شده که هر شب به ایران حمله هوایی می کند و عده زیادی از هموطنان مان را به خاک و خون می کشد. سرانجام از سوی مسئولین تصمیم گرفته شده است تا جهت تقویت روحیه عمومی مردم و رزمندگان ما هم اهدافی را در شهر بغداد بمباران کنیم. همه می دانیم که تبلیغات عراق روی پدافند این شهر بسیار زیاد است و سرلشکر شهید عباس دوران هم بر روی همین شهر هدف قرار گرفت و به شهادت رسید. ولی من با توجه به نیروی ایمان شما، امیدوارم بتوانیم از این موانع عبور کرده و اهداف از پیش تعیین شده را در داخل این شهر بمباران کنیم. با توجه به خطرات بالای این ماموریت، احتمال بازگشت هواپیما و خلبانان اعزامی بسیار پایین است. حالا با توجه به توضیحاتی که داده شد، هرکس تمایل دارد در چنین عملیاتی شرکت کند، دست خود را بالا بیاورد.
خلبانان هر دو دست خود را بالا بردند
بعد از سخنان فرمانده پایگاه، حاضرین همه در سکوت بودند و آن گاه همه شاهد حماسه ای دیگر بودند. تمامی حاضرین، بدون استثنا دست خود را بالا بردند. حتی عده ای از خلبانان دو دست خود را بالا بردند.
چشمان اشک بار فرمانده پایگاه نشان دهنده همه چیز بود. او اوج ایثار را در مقابل خود می دید. به دلیل این که هیچ کدام از فرماندهان پیش بینی همچین حرکتی را نکرده بودند، مجبور شدند تا به قید قرعه خلبانان را انتخاب کنند.
قرعه به نام سرتیپ خلبان (سروان آن زمان) "سیدرضا پردیس" - فرمانده سابق نیروی هوایی - و سرتیپ خلبان (سروان آن زمان ) "جهانبخش حسنی" افتاد.
خلبانان منتخب کار بر روی طرح پروازی را آغاز کردند
هر دو بلافاصله شروع به مرور نقشه پرواز، سمت حرکت، ارتفاع و سرعت نمودند. تمامی نقاط مسیر را شناسایی و مقدار سوخت مصرفی را نیز محاسبه کردند. محل استقرار پدافند دشمن نیز به خوبی بر روی نقشه تا شهر بغداد مشخص بود. به دلیل تراکم بالای پدافند دشمن، کار طراحی عملیات تا پاسی از شب به طول انجامید. قرار شد با توجه به اختلاف افق 30 دقیقه ای همدان با بغداد، عملیات در لحظات اولیه طلوع آفتاب در همدان آغاز شود و دقیقا 30 دقیقه بعد، وقتی هواپیما بر روی شهر بغداد بود آفتاب در آن جا در حال طلوع باشد.
شروع عملیات
صبح روز بعد ساعت 5 صبح، آخرین توجیهات پروازی انجام پذیرفت و خلبانان پس از گرفتن تجهیزات پروازی، از زیر قرآن مجید عبور کرده و به طرف پرنده آهنین بال حرکت کردند. هوا تاریک و خیلی سرد بود. در آشیانه هواپیما خلبانان با استفاده از چراغ قوه، آخرین بازدیدها را از هواپیما انجام دادند و بدون معطلی سوار هواپیما شدند. با اشاره خلبان، ابتدا موتور راست و سپس موتور سمت چپ با استفاده از کمپرسور روشن شد. خلبان با توجه به هماهنگی های قبلی، بدون آن که تماس رادیویی با برج برقرار کند، به ابتدای باند رفته و با گرفتن علامت های مخصوص به حرکت درآمد و در دل آسمان جای گرفت.
هواپیما با سرعت به سمت مرز پیش می رود و در نزدیکی مرز ارتفاع خود را برای پنهان ماندن از دید رادار، تا حد ممکن کم می کند. به شکلی که کوه های مقابل خلبان ارتفاع بیشتری داشتند. بعد از لحظاتی هواپیما به نقطه صفر مرزی می رسد و خلبان با رساندن ارتفاع به 100 پا با سرعت 850 کیلومتر در ساعت، از مرز عبور کرده و وارد خاک عراق می شود.
نذر کنیم در صورت بازگشت به دیدار حضرت امام (ره) برویم
خلبانان بعد از ورود به خاک عراق نذر می کنند که در صورت بازگشت، به دیدار حضرت امام (ره) بروند.
هواپیما به آخرین نقطه مشخص می رسد و خلبان با گردشی مناسب در مسیر اصلی قرار می گیرد تا از جنوب بغداد وارد شهر شود. در تمامی طول پرواز تا هدف، مسیر طوری طرح ریزی شده بود که حدالامکان هواپیما کم تر از نقاط مسکونی عبور کند تا مبادا دیده بان های عراقی از ورود آنها قبل از رسیدن به بغداد مطلع شوند. خلبانان در 20 مایلی بغداد گردش نهایی را انجام می دهند. دشمن دیگر از وجود هواپیمای ایرانی مطلع شده بود و ستون های آتش پدافند آنها آسمان را فرا گرفته بود. با توجه به تهدیداتی که خلبانان متوجه آن شده بودند، پرنده آهنین با سرعت آسمان را می شکافت و پیش می رفت.
سرانجام هواپیما به هدف رسید
به لطف الهی خلبانان بر روی کارخانه ای که هدف بود رسیده و آن جا را مورد حمله سنگین خود قرار می دهند. پس از رها کردن بمب ها بر روی هدف، اینک هواپیما سبک شده بود. خلبان به دلیل این که مورد هدف پدافند آن جا قرار نگیرد، مسیر را ادامه داده و بعد از رفع خطر ابتدا گردشی سریع انجام می دهد و با افزایش سرعت تا 1100 کیلومتر به سمت کوه های مرزی ایران حرکت می کند. به دلیل حجم بالای پدافند آنها مجبور می شوند ارتفاع خود را تا 20 متری از سطح زمین پایین بیاورند. کابل های برق فشار قوی در حومه بغداد، مهم ترین خطر بود که خلبان مجبور می شد گهگاه ارتفاع خود را برای رد شدن از بالای آنها زیاد کند ولی بلافاصله دوباره به ارتفاع 20 متری برمی گشت.
هواپیمای دشمن در تعقیب فانتوم
هنوز دقایقی نگذشته بود که مشکلی بزرگ گریبان آنها را می گیرد. کمک خلبان اطلاع می دهد که یک فروند هواپیمای دشمن با سرعت در تعقیب آنهاست. چاره ای نبود. خلبان سرعت را به حداکثر مجاز می رساند و هواپیما را به ارتفاع 10 متری از سطح زمین می رساند. پرواز در این ارتفاع بسیار خطرناک بود زیرا در صورت اصابت موشک هواپیمای دشمن، به علت سرعت زیاد و ارتفاع کم، دیگر خلبانان فرصت پریدن از هواپیما را نیز نداشتند ولی چاره ای نبود. آنها باید این ریسک را می پذیرفتند زیرا در ارتفاع بالاتر هواپیمای دشمن به راحتی آنها را هدف قرار می داد.
کمک به خلبان می گوید که تا حد ممکن ارتفاع را کم کند و موتورها را در حالت پس سوز قرار دهد. خلبان نیز چنین می کند. در این هنگام اولین قفل راداری برای شلیک موشک از سوی هواپیمای دشمن بر روی فانتوم ایرانی انجام می شود که کمک خلبان با مهارت خاص و استفاده از دستگاه جنگ الکترونیک، آن را خنثی می کند ولی به خاطر این که تمرکز خلبان برهم نریزد، این مطلب را به خلبان اطلاع نمی دهد.
میگ عراقی دست بردار نبود
هواپیمای دشمن دست بردار نبود. کمک مجددا از خلبان می خواهد که ارتفاع را کم تر کند که خلبان به کمک می گوید دیگر از این کم تر نمی شود و هواپیما در صورت کم کردن ارتفاع با زمین برخورد می کند. کمک با نگاهی به بیرون متوجه می شود ارتفاع هواپیما به قدری کم است که خار و خاشاک بیابان با زیر هواپیما فاصله بسیار کمی دارند. پرواز در این ارتفاع و با سرعت بیش از 1100 کیلومتر. خطرناک تر از این ممکن نیست. تنها با اشاره کوچکی به فرمان کنترل، هواپیما به طور حتم سقوط می کرد و اینها همه نشان از مهارت و قدرت بالای خلبان در هدایت هواپیما داشت.
خلبان دشمن می خواهد به هرقیمتی فانتوم ایرانی را سرنگون کند ولی ...
در این هنگام هواپیمای دشمن خود را عاجز از این می بیند که هواپیمای فانتوم را هدف قرار دهد. ارتفاع خود را کم می کند تا با قرار گرفتن در پشت سر فانتوم، در فرصتی مناسب آن را هدف قرار دهد. کمک خلبان بلافاصله متوجه موضوع می شود ولی به دلیل این که مبادا تمرکز خلبان برهم ریخته شود، به او چیزی نمی گوید و اعلام می کند هواپیمای دشمن دست از تعقیب برداشته. ولی برای اطمینان از ارتفاع پایین و با همین سرعت به پرواز ادامه بده تا نزدیکی مرز هواپیمای دشمن دوبار دیگر عمل قفل راداری را بر روی فانتوم ایرانی انجام می دهد که هربار کمک خلبان با مهارت بالا این قفل را در هم می شکند ولی بازهم به خلبان اطلاع نمی دهد. تا این که به یک باره کمک متوجه می شود که هواپیمای دشمن دیگر در تعقیب آنها نیست و تصور می کند که با توجه به نزدیک شدن به مرز، از تعقیب آنها دست برداشته است.
مشکلی دیگر فانتوم را تا مرز سقوط پیش می برد
در همین لحظه بخاطر پرواز در ارتفاع بسیار کم ناگهان خلبان متوجه تیرهای چوبی سیاه رنگی می شود که به سرعت به آنها نزدیک می شوند. بی درنگ فرمان هواپیما را با تمام قدرت به عقب می کشد. هواپیما بلافاصله شروع به اوج گیری می کند ولی نمی تواند به ارتفاع لازم برسد و قسمتی از باک های خارجی و سکان عمودی هواپیما با یک کابل برق برخورد می کنند و هواپیما تکان شدیدی می خورد. ولی خوشبختانه آسیب به حدی نبود که آنها نتوانند به مسیر خود ادامه دهند.
بنزین هواپیما به علت استفاده از پس سوز و پرواز در ارتفاع پایین، بسیار کم شده بود. خلبان که دیگر در چند مایلی مرز قرار داشت، پس سوز موتورها را خاموش می کند و برای کاهش مصرف سوخت سریعا شروع به افزایش ارتفاع می کند. این کار به دلیل این که امکان داشت فانتوم به وسیله رادار پدافند و یا هواپیماهای گشتی عراق شناسایی شود، بسیار خطرناک بود ولی خلبان چاره ای نداشت. کم کم هواپیما ارتفاع گرفت و به ارتفاع 29000 پا رسید.
هواپیما به سلامت فرود می آید
خلبان بلافاصله با رادار تماس می گیرد و موقعیت و وضعیت را اطلاع می دهد. افسر کنترل رادار که بسیار از بازگشت آنها خوشحال بود و خلبان را راهنمایی می کند.
به دلیل کمبود سوخت، خلبان از فاصله 70 مایلی پایگاه به تدریج شروع به کم کردن ارتفاع می کند و با تماس با برج مراقبت، به سلامت به زمین می نشیند.
خلبانان در میان استقبال دوستان و پرسنل از هواپیما پیاده می شوند و با نگاهی به هواپیما، قدرت و خواست خداوند را دوباره مشاهده می کنند.
معجزه ها یکی پس از دیگری
براثر برخورد هواپیما با کابل های فشار قوی، قسمت هایی از باک خارجی هواپیما کنده شده بود و به صورت صفحات مقاوم و سرعت گیر در مقابل جریان هوا قرار گرفته بود و این چیزی بود که طبق دستورالعمل پروازی موجب سقوط هواپیما می شد.
در همین هنگام خلبانان متوجه معجزه دیگری می شوند. از سوی رادار مرزی اعلام می شود که با توجه به اطلاعات آنها که از روی صحبت های خلبانان عراقی تعقیب کننده فانتوم بدست آورده بودند، هواپیمای تعقیب کننده فانتوم به دلیل پرواز در ارتفاع پایین و عدم توانایی خلبان در کنترل هواپیما، با زمین برخورد کرده و متلاشی شده است.
دیدار با رهبر انقلاب
در همان روز خلبانان نذر خود را به اطلاع مسئول عقیدتی پایگاه می رسانند و ایشان نیز با تهران تماس می گیرند که حضرت امام (ره) با پذیرش درخواست خلبانان آنها را به حضور می پذیرند.
در ملاقات حضوری خلبانان با امام راحل، حضرت امام (ره) در سخنانی می فرمایند:
"شما لشگریان اسلام باعث افتخار اسلام و امام عصر(عج) هستید. برایتان آرزوی سلامت و توفیق می کنم "
برداشتی آزاد از برنامه یادآوران و خاطرات سرتیپ خلبان سید رضا پردیس



هواپیماهای جنگی یک جذابیت خاصی در مقایسه با دیگر هواپیماها از خود نشان می دهند؛به عنوان مثال در جنگ جهانی اول هواپیماهای جنگی دو باله،در جنگ جهانی دوم هواپیماهایی چون اسپیت فایر ،موستانگ،زیرو و جنگنده ی اف-86که نقش خود را بر فراز کره نشان دادند و جنگنده فانتوم اف-4 که در دهه ی 1960زبانزد ومعروف گردید وپس از آن جنگنده ی تاکتیکی اف-15 معروف به عقاب ساخته وارائه شده است.
در واقع می توان گفت قابلیت های استثنایی اف-15ناشی از ترکیب ویژگی های کارامد است
استفاده از دوموتور قدرتمند توربوفن با قدرت 29000پوند کشش(13154)در ثبت اوج گیری و شتاب ودارابودن یک سازه هوایی قوی که حاصل هزاران ساعت مطالعه و بررسی های رایانه ای وانجام آزمایشات تونل باد بوده و نیز استفاده از سطوح فرامین پروازی قوی که قابلیت پرواز را در این هواپیما خارق العاده ساخته است؛همچنین استفاده از سامانه ی هوایی دیجیتال ونصب یک رادار با برد بلند حدود100مایل(160کیلومتر)در اف-15 وبه کار گیری آخرین نوع رادار برد متوسط واستفاده از موشک های هوا به هوای اسپارو وبرد بلند حرارتی سایدوایندر و مجهز شدن ای جنگنده به توپ سرعت بالا ، از آن یک عقاب با سرعت بالا ساخته است.توسعه ی جنگنده اف-15 با تولید هواپیماهای جدید روسی در سال1967همزمان گردید واین در حالی بود که در همان زمان جنگنده های اف-4 در ویتنام در گیر بودند؛در واقع تحت این شرایط ، نیروی هوایی ایالات متحده به طور جدی ساخت جنگنده ی اف-15را آغاز نمود .

در ابتدا مدل اف-ایکس با هدف ایجاد برتری هوایی بر دشمن طراحی گردید.طراحی جدید،مخصوص نبردهای هوایی با داشتن قدرت وتوانایی و چابکی خاصی در مقایسه با نوع طراحی شده ی روسی در نظر گرفته شده بود.
نیروی هوایی ایالات متحده معتقد است که اف-15دارای خصوصیات و ابلیت های خارق العاده ای است که رد واقع ترکیبی از ویژگی هایی چون ،قدرت آتش وسامانه های پیشرفته ی الکترونیک،به وجود آورنده ی این توانمندی می باشد.
در دهه ی 1980 جنگنده ی اف-15در اختیار خلبانان اسرائیلی قرار گرفت و در عملیاتهای گوناگون بر فراز لبنان از آن ها استفاده گردید.به طور کلی ایجاد توانمدی حملات هو به سطح ،در طراحی اصلی این هواپیما باعث افزایش تولید آن شدو در واقع اف-15 به عنوان یک جنگنده ی رهگیر توانست جایگاه واقعی خور را تثبیت نماید و در حال حاضر نیز جزو ساختار اصلی جنگنده های نیروی هوایی ایالات متحده می باشد.
اعتقاد بر این است که طراحی اف-15 به نوعی به جریان یک نسخه برداری در یک پایگاه هوایی روسیه واقع در مسکو ارتباط دارد .در نمایشگاه هوایی برگزار شده در مسکو ، روسیه هواپیماهای خود را به نمایش گذاشته بود و در بین یک هواپیمای روسی یک هواپیمای جنگی جدید با بال های تاشونده که ناتو نام( فلاگر)را بر روی آن نهاده بود ،به چشم می خورد ودر سمتی دیگر جنگنده یمافوق صوت فاکس بت صراحی شده توسط کارخانه ی میگویان دیده می شد که مجهز به دو سکان عمودی بود ؛البته اطلاعات بعدی ثابت کرد که فلاگر همان جنگنده ی میگ-23 وفاکس بت همان جنگنده ی میگ-25 می باشدوبعدها نیز جهت تحقق یافتن اهداف حمله به مواضع زمینی با استفاده از طراحی میگ-23،«میگ-27فلاگر دی»طراحی وساخته شد.میگ-25 فاکس بت یک جنگنده ی تک سر نشین است وجهز به دو موتور توربوجت تومانسکی آر-31 ودارای سیستم پس سوز می باشد.این جنگنده همچنین مجهز به موشک های رهگیر شاامل دو فروند موشک(ای-ای-6 اکرید)بدوه که یکی مجهز به سیستم هدایت مادون قرمز ودیگری مجهز به سیستم هدایت راداری می باشد.از دیگر موشک های استفاده شده در جنگنده ی مذکور،یک فروند موشک(ای-ای-8آفید)است که به کمک رادار فایر فاکس هدایت می شوند.میگ-25 قادر است با سرعت 8/2ماخ پرواز نماید وضمن پرواز تا شعاع 1610 مایلی(2580 کیلومتری) به سقف پرواز 80000پایی(24400)متری نیز دست یابد.با توجه به توانمندیهای میگ-25کارشناسان به این نتیجه رسیدند که چنگنده ی مذکور بر ضد هواپیماهای آمریکایی بی-70طراحی گردید؛اما واقعیت امر این بود که جنگنده ی فاکس بت به عنوان یک کجنگنده ی شناسایی و برتر هوایی ،شناخته شده بود.
بدیهی بود که این مسئله وزارت دفاع ایالات متحده را به این فکر وادار نمود که جنگنده ی روسی توانسته است در حد سنجش با جنگنده ی استاندارد نیروی هوایی ایالات متحده یعنی اف-14 قرار گیرد و تحت این شرایط بود که کار ساخت یک جنگنده ی برتر هوایی ،در نیروی هوایی ایالات متحده ،به عنوان یک ضرورت عنوان شد و نیاز به یک هواپیما با بهترین شرایط ممکن در نیروی هوایی احساس گردید.
نیروی هوایی ایالات متحده بر طبق در خواست خود از شرکت های مک دانل وجنرال داینامیکزتقاضا نمود که در خصوص طراحی یک جنگنده که قادر باشد با سرعت حدود 3 ماخ دست یابد و دارای بال ثابت و مجهز به دو موتور با یک سرنشین باشد در اسرع وقت اقدام نماید.

شایان ذکر است انجام پروژه ی مذکور علاوه بر دو شرکت مکدانل و جنرال داینامیکز به شرکت های فیر چایلد ،بوئینگ ،گرومن ،لاکهید ،ووف و نورث آمریکن نیز ارائه وپیشنهاد گردید که فقط سه شرکت مکدانل ،فیر چایلد و نورث آمریکن در مرحله ی عقد قرارداد پذیرفته شدند و مراحل پیشنهاد پروژه تا ماه ژوئن 1969 به اتمام رسید و نیروی هوایی ایالات متحده از ماه جولای تا دسامبر ،ارزیابی های لازم را توسط بخش سیتم های هوانوردی خود به انجام رساند ونهایتا انتخاب شرکت مکدانل داگلاس به عنوان پیمانکار پروژه ی جدید در 23 دسامبر 1969 به طور رسمی اعلام گردید.
انتخاب پیمانکار برنده در انجام پروژه ،تحت مسئولیت مشاور نیروی هوایی ایالات متحده قرار داشت ؛ بنابراین پس از تایید نیروی هوایی با سفارش و خرید جنگنده ی جدید وتجهیز نیروی هوایی ایالات متحده به اف-15 موافقت گردید.
اولین قرارداد منعقد شده در خصوص خرید هواپیماهای جدید ،20 فروند ثبت گردید که شامل 10 فروند جنگنده ی اف-15 و دو فروند نوع آموزشی تی-اف-15-ای وهشت فروند بعدی را نوع تک سرنشین و پیشرفته،یعنی اف-15 ای تشکیل می داد که در واقع مدل مذکور به ترکیب مدل پیشرفته ونهایی خیلی نزدیک بود .
در 26 ژوئن 1972 اولین جنگنده ی اف-15 رسما از خط تولید شرکت مکدان داگلاس واقع درسنت لوئیس خارج شد وطی مراسمی به نیروی هوایی ایالات متحده تحویل گردید.
در ماه جولای جنگنده ی جدید توسط یک فروند هواپیمای ترابری گالاکسی نیروی هوایی ایالات متحده به پایگاه هوایی ادواردز واقع در کالیفرنیا منتقل گردید و پس از مونتاژ نهایی وبازرسی های لازم ، برای اولین پرواز آماده شد و در 27جولای 1972 در زیر درخشش نور زیبای خورشیددر کالیفرنیا اوین حت اف-15 نیروی هوایی ایالات متحده تحویل خلبان آزمایش شرکت مکدانل داگلاس گردید وبه این شکل اولین پرواز آزمایشی اف-15 ثبت گردید.ماموریت اصلی جنگنده ی اف-15 حفظ برتری هوایی و انجام اقدامات ضد هوایی است و در پست فرماندهی تاکتیکی هوایی در نظر کرفت.از ماموریت هایی که در راس عملیات برتری هوایی قرار دارند می توان به انجام عملیات اسکورت وپشتیبانی هواپیماهای فوری در آسمان دشمن وحمله به هواپیماهای مهاجم ،شرکت در نبردهای هوایی با ایجاد اختلال های الکترونیکی ، انجام گشت های هوایی وایجاد پشتیبانی ودفاع تاکتیکی هوایی از موقعیت خودی اشاره کرد.
بر طبق گزارشات پروژه ی توسعه و ساخت جنگنده ی اف-15،ازسخت ترین ماموریت در موارد اعلام شده ، درگیری ونبرد هوایی بر فراز /اسمان دشمن اعلام شده است یعنی جایی که جنگنده ی تهاجمی باید خود را در مقابل حملات متقابل جنگنده های دشمن و آتش پر حجم ضد هوایی (زمین به هوا)حفظ نماید و در واقع این انتظارات عجیب نخواهد بود.

بهره گیری از کیفیت جنگنده های اف-15 به دلیل استفاده از سیستم هیدرومکانیکی رایج یا سیستم تقویت کنترل در پرواز هواپیما به عنوان یک امر برتر یاد شده است ؛ با این حال اف-15 تا پاییز سال 1974 با اصلاحات وتغییرات زیادی تحت عنوان پروژه ی الهای تغییر مهندسی و بیش از39 توصیه و پیشنهاد روبرو گردید که از ازمان آنها 26 مورد در هواپیما اعمال شد و13 مورد از پیشنهادات نیز اصلا مورد توجه قرار نگرفت و رد گردید.
در میان موارد پیشنهادی اعمال شده در هواپیما سه مورد بینهایت مورد توجه قرار گرفت که عبارتند از خمیدگی نوک بالها ،ناپیوستگی در ناحیه داخلی لبه حمله ی سکان افقی متحرک و ترمز هوایی نصب شده در پشت هواپیما.
در ادامه برنامه های آزمایشی شرکت مکدانل داگلاس ، دو مشکل نیز در مورد اف-15 مشخص و اعلام گردید ؛ مشکل اول در ارتباط با به وجود آمدن نوسانات وآشفتگی های جریان هوا بود که به طراحی ساختمان هواپیما مربوط می شود ومشکل دوم در خصوص بارهای وارده بر بال هواپیما در ارتفاعات بود.
بعد از سعی وتلاش فراوان جهت حل مشکلات به وجود آمده می بایست تغییراتی در قسمت نوک بال هواپیما به وجود می آمد ؛ بنابراین الزاما حدود 4فوت مربع (37/0مترمربع) به صورت مورب از نوک بال هواپیما حذف گردید؛ به صورتی که یک خمیدگی در نوک بال هواپیمابه وجود آمد . همچنین در خصوص لرزش درسکان نیز می بایست یک برش در لبه ی حمله ی سکان افقی ا یجاد می شد تا مشکل لرزش ثبت شده در آزمایشات تونل باد منتفی می گردید . همچنین با استفاده از یک ترمز هوایی بزرگ به ابعاد 20*5/31 فوت مربع( 86/1*93/2متر مربع)که در پشت هواپیما تعبیه شد، هواپیما قادر به ایجاد پسای مورد نیاز خود در زوایای کم گردید و به این صورت تا حد امکان مشکلات منتفی شد.
یکی از جنبه های جالب برنامه ی آزمایش پرواز جنگنده ی اف-15 ساخت و پرواز یک مدل رادیو کنترل از اف-15 بود که توسط یک هواپیمای بی-52 مرکز تحقیقات پروازی سازمان ملی هوانوردی وفضانوردی ایالات متحده در ارتفاع 45000پایی (13700متری)انجام شد و هواپیمای رادیویی از راه دور کنترل گردید.مدل رادیویی اف-15 از آلومینیوم وفایبرگلاس ودر مقیاس8/3ساخته شد و طول بال آن 16فوت(91/4متر)، طول بدنه 23 فوت (28/7متر) و وزن آن حدود 2000پوند(907کیلوگرم)بوده است. کلیه ی عملیات هدایت هواپیما با استفاده از یک سیستم رادیو کنترل از روی زمین صورت می گرفت واف-15 رادیویی پس از انجام آزمایشات پروازی با استفاده از چتر و یک فروند هلی کوپتر در میان هوا بازیافت می شد. دراول جولای سال 1975 اولین اسکادران از جنگنده های تاکتیکی در پایگاه هوایی لانگلی شکل گرفت ومجدداً واحد عملیاتی مذکور در 9 ژانویه سال 1976 یعنی حدود 6 ماه بعد ، یک فروند دیگر از هواپیماهای خود را نیز تحویل گرفت وتا اواسط سال1979 جمعا 443 فروند از انواع اف-15 تولید گردید.
مشخصات فنی هواپيما
ساخت :McDonnell Douglas
طول هواپیما :8/63فوت(45/19متر)
فاصله ی بین دو نوک بال :8/42فوت(05/13متر)
بلندی هواپیما:5/18فوت (65/5متر)
تعداد خدمه:اف-15 ای و سی یک نفره و اف-15 بی و دی وایی دو نفره
پیشرانه: دو موتور توربوفن اف-100ساخت پرت اندویتنی
سقف پرواز :65000فوت(19812متر)








پس از تكميل مطالعات زياد كه كارخانجات نورث روپ (North Rope)در راه تشكيل يك هواپيماي بر جسته هوائي (رهگير)بعمل آورد موفق شد در 30 جولاي 1959 زحمات خود را به ثمر رسانده و جنگنده ي پر قدرت جديدي بنام ان-156-اف(N-156-F)به جهان پرنده هاي آتشين عرضه كند كه بعدا نام آن به اف-5-آ تغيير نمود اين جنگنده ها بنام مستعار فريدوم فايتر(Freedom Fighter)بمعناي جنگنده ي آزادي معروف شد و شايد بهتر بود اسم آنرا جنگنده ي آزادي به سبك آمريكايي ميگذاشتند!.
در 25 آوريل 1962 نيروي هوايي آمريكا اعلام كرد كه اف-5-آ را در برنامه ي جديد تسليحات نظامي قرار داده و بالاخره در ژانويه ي 1963 هواپيماي اف-5-آ در نيروي هوائي آمريكا به پرواز در آمد و بعد از آن اولين كشور كه اف-5-آ تحويل گرفت ايران بود كه در سال 1343 (1965) نيروي هوايي خود را با جت ما فوق صوت اف-5 مجهز نمود و بعد از آن عربستان سعودي،كشورهاي آفريقاي جنوبي و تركيه نيز اف-5-آ دريافت نمود
بعد از مدتي كمپاني نورث روپ تصميم به تكميل اف-5-آ گرفت و اف-5-ئي يا تايگر-2 (Tiger-2) را توليد نمود كه در سال 1970 به عنوان شكاري بين المللي انتخاب و سفارش توليد 325 فروند اف-5-ئي به نورث روپ داده شد كه براي كشورهاي تايلند-تايوان-ويتنام جنوبي و كره جنوبي بود.پرواز آزمايشي اف-5-ئي براي اولين بار در سال 1972 انجام شد و اولين توليد كلي آن از سال 1973 شروع گرديد.براي دسترسي به اطلا عات جامعتر درمورد اف-5 به اينجا مراجعه كنيد
بعد از مطالعه زياد روي اصول آيروديناميكي و امكاناتپرواز هواپيماهاي ديگر و تجاربي كه از اف-۵-آ بدستآمده بود نورث روپ تصميم به انجاماصلاحاتي روي اف-۵-آ گرفت كه اولين آنها اضافه كردن رادار روي آنبود.و بعد از آن استفاده از فلاپهاي مانور كننده در دو طرف لبه ي حمله و عقب بال هواپيما است. اين فلاپها سبب ميشود كه هواپيما در زاويه ي حمله ي معين نسبت به نمونه ي قبلي دچار پساي كمتري گردد و تعادل خود را از دست ندهد و (برا)ي بيشتر بدست آورد بدون آنكه در كنترل هواپيما خللي وارد شود و در نتيجه استفاده از آنها اف-5-ئي ميتواند در15000 پا 10.3 درجه در ثانيه بگردد و در صورتي كه اف-5-آ و هواپيما عاي مشابه در ثانيه 8.9 درجه ميگردند و ميزان گردش گود را نيز از 15.5 درجه در ثانيه به 17.5 درجه افزايش داده و شعاع گردشهاي پايدار نيز از 4500 به 2800 پا كاهش يافته و به عبارت ديگر 38 درصد كم شده.با اضافه كردن يك رديف كمپرسور به موتور بدون اينكه در شكل يا حجم آن تغيير زيادي داده شود 23 درصد به قدرت موتور آن افزوده شده .اصلاح موتور باعث گشته كه 15 اينچ به طول هواپيما و 16 اينچ به فاصله ي دو نوك بال اضافه شود.دهانه ي ورود هوا نيز بزرگتر شده تا ورود هواي بيشتر را امكان پذير سازد. با افزايش حجم بدنه بر ظرفيت مخازن سوخت داخلي 570 پوند اضافه شده و همچنين از آسيب پذيري آن در مقابل آتش مسلسل جلوگيري شده. قدرت هر يك از موتورها در سطح دريا 5000 پوند است و در مصرف سوخت نيز كاهش قابل توجهي داده شده و تغيير عمده در موتور همان اضافه شدن يك رديف كمپرسور استتغييرات فني در موتور باعث شده كه موتور به اصطلاح زودتر جواب بدهد. و يا به عبارت ديگر زودتر دور بردارد.لذا طول باند لازم براي برخاستن از7300 پا به 5300 پا كاهش يافته . با كليه تجهيزات براي رهگيري (دو سايدوينر و دو توپ) طول لازم براي بلند شدن با وزن 16050 پوند 2050 پا است سرعت اوجگيري نيز از 28700 پا در دقيقه به 31600 پا افزايش يافته. اف-5-ئي داراي شعاع عمل زيادتري نسبت به اف-5-آ است. مثلا قادر است 3200 پوند بمب را در مسافت 400 مايلي بريزد و به پايگاه برگردد

اف-5-ئي به دلايل ذير شكاري برگزيده ي جهان است.هواپيماي ما فوق صوت يك نفره ..سبك ..داراي سهولت عملياتي فوق العاده و مشخصات پروازي و امكتنات رزمي برجسته بوده.ارزاني و سهولت نگهداري نيز يكي ديگر از دلايل ميباشد.
اف-۵ قادر به حمل بمبهاي ۳۵۰ يا ۵۰۰ ،۷۵۰ و ۱۰۰۰ پوندي و يا بمبهاي ام-كا-۳۶(m-k-36)است و قادر به حمل بمبهاي ناپالم وراكتهاي ۲.۷۵ ميليمتري نيز هست.اف-۵ براي ماموريت رهگيري داراي دو موشكآ-اي.ام.۹(AIM-9) و دو توپ ۲۰ ميليمتري از نوع ام-۲۹(M-29)با هر كدام ۲۸۰ تيراست.
اف-۵-ئي داراي يك رادار كوچك از نوع امرسون(emerson)با برد ۲۰ مايل است و براي بدست آوردن زاويه و مسافت شكاري هاي دشمندر جنگ هاي هوائي به كار ميرود.
اف-۵ همچنين مجهز به سيستم كشف هدف ليزريگرديده. اين سيستم به خلبان امكان ميدهد تا از وجود هواپيماي دشمن در فاصله دورآگاهي پيدا نمايد و خود را براي درگيري آماده سازد و ضمنا اطلاعاتي از هواپيمايدشمن را در اختيار خلبانان ميگذارد كه بوسيله سايت چشمي كه بر روي كلاه نصب ميشود ودر اختيار خلبان قرار ميگيرد. بعضي از مدلهاي متاخر اف-۵ ئي قادر به حمل موشكهايماوريك با سيستم هدايت تلويزيوني نيز هستند.
اف-۵-آ به تعداد ۱۲ فرونددر اتيوپي ،۴۰ فروند يونان كه بعدا با اف-۵ ائي تعويض شد.
۷ فروند ليبي،۱۵ فروند فيليپين ،۴۵فروند كره جنوبي،۷۰ فروند تايوان،۲۵ فروند تايلند ،۱۴۰ فروند تركيه و ضمنا كانادا واسپانيا نيز اف-۵ مونتاژ مي كنند. كانادا ۸۹ فروند براي خود و ۱۵ فروند برايونزوئلا ساخته است. اسپانيا ۳۶ فروند براي خود ساخته است. اف-۵-بي كه مدل ۲ نفره ياف-۵-آ است ۳۲ فروند در نروژ و كانادا نيز ۳۰ فروند براي هلند ساخته است.۳۴ فروندنيز در اسپانيا موجود است و ۲۴ فروند نيز توسط كانادا براي ونزوئلا ساخته شده و ازاف-۵-ئي ۱۱۲فروند در ايالات متحده آمريكا كه ۵ فروند آن در نيروي دريايي خدمتميكنند.
۳۶ فروند برزيل ،۲۵ فروند شيلي،۱۲فروند اتيوپي و ۳ فروند يونان ،۱۵۰ فروند ايران ،اردن و مالزي و كنيا ۱۴فروند،مراكش ۲۴ فروند. عربستان سعودي ۷۰ فروند ...سوئس ۰ ۶فروند و ۴۰ فروند تايلندو تايوان دارا هستند.
اف ۵ های ایران

اولين نيروي هوايي دنيا كه اف ـ۵اي را دريافت كرد نيروي هوايي ايران بود. در بين سال هاي دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نيروي هوايي ايران به بزرگترين و مجهزترين نيروي هوايي منطقه (نيروي هوايي) اولين اسكادران از اين هواپيما به تعداد ۱۳ فروند را اوايل فوريه ۱۹۶۵ به خدمت گرفت. در آن تاريخ ۱۱ فروند اف ـ۵اي و دو فروند اف ـ۵بي در پايگاه يكم شكاري در مهرآباد جايگزين اف ـ۸۴ تاندرجت شدند تا نقش تهاجمي نيروي هوايي را برعهده بگيرند.
اف ـ۵اي هاي ارتش ايران به استانداردهاي بالا تجهيز شده بودند، اين تجهيزات پيشرفته سيستم ناوبري آنبرد ليتون و كامپيوتر مركزي تسليحات بود. در آن زمان ايران مدل هاي قبلي اف ـ۵ (اف ـ۵اي و بي)را به كشورهاي يونان، تركيه، اتيوپي، ويتنام جنوبي و اردن فروخت، اما چند فروند براي انجام پروازهاي تمريني در ايران نگه داشته شدند.

|
|
جنگ و متعاقب آن تحريم تسليحاتي غرب عليه ايران، ايران به دليل عدم توانايي خريد قطعات و لوازم يدكي به سرعت در حال از دست دادن تعداد هواپيماهاي عملياتي خود بود. اما بعدها كه ايرانيان به پيشرفت هاي زيادي در صنايع هوايي دست يافتند، خود به ساخت و تهيه قطعات موردنياز براي تعمير و عملياتي نگه داشتن اين هواپيماها زدند ايران در پروژه اي به نام »افق« اين هواپيماها را به روز كرده است از جمله مي توان به دوبرابر كردن برد رادار اي پي كيو ـ۱۵۹ و سواركردن سيستم پرتاب موشكي پي ال ـ،۷ اي اي ام ـ۹ پي سايدوايندر و آرـ۶۰ آميدز اشاره كرد. به هرحال عمر عملياتي اين جنگنده ها كه در كنار اف ـ۴ به افسانه هاي فراموش نشدني جنگ تبديل شدند رو به پايان است و ايران به دنبال جايگزيني براي آنهاست

اين هواپيما خوش قيافه و چالاك و قوی با حضور موثر بيش از ۵۰ ساله اش هنوز رقيب برای خود می طلبد و در بسياری از پايگاههای هوايی و دريايی كشورهای مختلف يكه تاز می غرد پيش بينيها بر اين استوار است كه اين هواپيما تا آخر اين دهه نير همچنان پرواز نمايد .
يك هواپيمای جنگنده بمب افكن و شكاری كه خيلی از كشور های دنيا اين نوع را جزو ستون مهره نيروی هوايی خودشان در سه دهه اخير قرار داده اند منجمله اين كشورها كشور مان ايران است كه ۳۰ سال پيش نسبت به خريد اين هواپيما از كارخانه معظم مكدانل داگلاس آمريكا اقدام نمود . اين هواپيما در جنگ با عراق كارايی و چابكی خود را اثبات نمود . بطوری كه بيشتر حملات به بغداد و نفوذ به پدافند آن شهر كه كار هر هواپيمايی نبود توسط اين هواپيما صورت می پذيرفت . بزودی وقايعی و خاطرات خلبانان اين هواپيمای چبك را نيز در اين قسمت برای شما عنوان می كنم .
سرعت اين هواپيما تقريبا دو برابر سرعت صوت می باشد .
بسياری از كشورهای دنيا دليل انتخاب خود نسبت به خريد اين هواپيما را بدنه قوی و قابليت نشستو برخواست از روی ناو و توانايی حمل مقادير قابل توجه بمب و ساير پرتابه های آتشين ذكر می كنند .
حضور موثر اين هواپيما در جنگ ويتنام به بعد بود و در اين جنگ اصلی ترين اسلحه آمريكا در برابر ويتنام همين هواپيما بود . در كشور ما در اواخر جنگ نيز از اين هواپيما برای نابود ساختن پدافند دشمن بكار می رفت . يكی از پيشرفته ترين f-4 های جهان نوع j آن می باشد كه در جنگ اول خليج فارس نيز نسلهای آخر آن مورد استفاده قرار گرفت . البته د كشور آمريكا كه بزرگترين استفاده كننده اين هواپيما در جهان است اين هواپيماها تقريبا بازنشست شده اند و گاها آنها را بعنوان هدفهای واقعی در مانورها از زمين بلند می كنند و آن را مورد هدف قرار می دهند .
اين در حالی است كه كشور اسراييل هنوز نسبت به ارتقای آن اقدام می نمايد و اين هواپيما را سوپر فانتوم ۲۰۰۰ ناميده است . كشور اردن ايران و اسراييل از خجمله كشورهای دارنده اين هواپيما در خاور مينه هستند .
كشورهايی مانند انگليس و آلمان هم از ديگر كشورهايی هستند كه از اين هواپيماها استفاده نموده اند البته آلمان نسبت به جايگزينی آن با ترنادو اقدام نموده انگليس نيز اين جايگزينی ها را در راس امور هوايی خود قرار داده .
از نظر من دوست داشتنی ترين هوايما كه هيچ گاه آن را از ياد نميبرم چون ظاهر اين هواپيما ديدنی ترين ظاهر در ميان همه هواپيما هاست . هواپيما می باشد به همين دليل برای شما اطلاعات زيادی را در اين باره می دهم .
مطالب اين قسمت برگرفته از کتاب پيشرفته ترين هواپيماهای نظامی جهان (fantom f-4) است که به شما يشنهاد می کنم که اين کتاب را حتما تهيه کنيد چون مطالب اين قسمت را همراه با عکسهای مربوطه عنوان نموده است .
حال به تايخچه و معرفی هواپيمای f-4 ميپردازيم
اولين مدل f-4 که بصورت يک کابينه ساخته شد بنام f3h-g نامگذاری شد که اين هواپيما در سال ۱۹۵۳ ساخته شد اين جنگنده مجهز به رادار (AP2-50 ) بود و دارای دو موتور از نوع J-65 بود AH-1 نيز نوع تکميل شده اين مدل بود که در سال ۱۹۵۴ روی خط توليد قرار گرفت . اولين نوع دو کابينه اين هوايما نيز بنام F4-H1 بود که در سال ۱۹۵۸ تکميل شد
در اولين پرواز نخستين فانتوم خلبان آزمايشگر اين هواپيما از سرعت و قدرت اين جنگنده ابراز حيرت نمود
درسال ۱۹۵۹رکورد ارتفاع پروازی توسط اين هوپيما شکسته شد . اين فانتوم که بنام TOP FLIGHT معروف شد در ششم دسامبر ۱۹۵۹ تا ارتفاع ۹۸۷۷۵ متری سطح زمين صعود کرد که در آن زمان اين رکورد ۴۰۰۰ پا بيشتر از بهترين رکوردی بود که يک سال قبل از آن جت شکاری شوروی بر جای گذاشت .
در سال ۱۹۶۳ مدلی ديگر از اين هواپيما بنام F4-A ساخته شد . بعد از ان مدل ديگری از اين هواپيما که بسيار از آن استفاده شد F-4B بود اين نوع مزيتهايی از نظر ظاهری و تکنيکی با نوع F-4A داشت . رادار F-4B بزرگتر بود و قطر بدنه F-4B ۳۲ اينچ بيشتر بود کابين عقب F-4B کمی بالاتر آمده بود موتور های اين هواپيما نيز J-79-GE-8 بود که از نظر بازدهی نيز بسيار خوب بود .
بمحض درک ارزشهای اين شکاری از نوع B اين نوع توسط نيروی دريايی سفارش داده شد . نوع تجسسی F-4B نيز ساخته شد اين مدل که بنام RF-4B نام گذاری شد در عمليات عکسبرداری و جنگ الکترونيک بکار برده می شد و مسلح نمی شد .
اين مدلها را از شکل زير دماغه که به شکل دهان بسته موجود است و همچنين شکل ذوزنقه ای که در جلوی دماغه موجود است می توان شناخت . پس از مدتی نيز نيروی هوايی ايالات متحده سفارش ۲۷ فروند از نوع B اين نوع را داد . نيروی هوايی ابتدا نام F-110 را برای اين نوع از هوايماها گذاشت که بعدها به F-4C معروف شد .
که البته برای پرواز در نيروی هوايی تغييراتی روی آن داده شد . اين نوع هوايماها و اگثر مدلهای دیگر F-4 از کمر خود سوختگيری هوايی می کنند . مدلهای RF-4C نيز به بازار جنگ افزار شدند که از نوع تجسسی بودند .
F-4D نيز که پايه و اساس و کمر نيروی هوايی بسياری از کشورها را تشکيل می داد و می دهد پس از مدتی توليد و روانه بازار شد . فرق ميان مدل C و D در نگ دماغه آنهاست . در مدل D بخاطر رادار آن که کمی بزرگتر بود دماغه اش کمی بزرگتر شد . رادار نامبرده به توانايی هواپيما در درگيريهای هوا به زمين وسعت بيشتری بخشيد . اخيرا F-16 جايگزين اين نوع شده است . بعضی از انواع D به توپ ۲۰ ميلی متری نيز مجهز شده است .
F-4E که بيشترين توليد را در بين انواع F-4 ها داشته هنوز در بسياری از کشورهای دنيا می غرد . اين نوع از هواپيما را از روع توپ آن در زير دماغه می توان شناخت که طول آن از بقيه نوعها بزرگتر است . اصلی ترين هواپيمايی که بعدها جايگزين F-4E شد F-16 بود البته اين جايگزينی ها نشانه عدم توانايی F-4 ها نبود چون هنوز F-4 در بسياری از کشورها تنها سلاح رعب و وحشت برای دشمنانشان است .
بنظر من هميشه F-4 می غرد و دل آسمان را می شکافد و هيچگاه از آسمان محو نمی شود .
F-4G مدل پيشرفته مدل E است . اصلی ترين تفاوت ظاهری که در نوع G , E می توان به چشم ديد بالای سکان عمودی مدل G است که برجسته و طولی است مدل N نيز که بسيار پيشرفته است توليد شد و در نيروی دريايی آمريکا مشغول خدمت گرديد . بعد از ان نيز نوع S .
RF-4E برای کشورهای جهان مجموعا به تعداد ۱۳۰ فروند سفارش و توليد گشت که نقش بسزايی در تجسس و عکسبرداری برای اين کشورها داشته .
نوع F اين جنگنده نيز منحصرا برای آلمان توليد و تحويل شد . نوع M نيز منحصرا برای انگلستان توليد شد .
فانتوم نوع S احتمالا آخرين نوع فانتومی بود که ساخته شد .

اف ۴ های ایران
پس از انقلاب و تحريم تسليحاتي ايران از سوي آمريكا، اين كشور از تحويل ۱۶ آراف ـ۱۴اي و ۳۱ اف ـ ۱۴اي به ايران سرباز زد و اين هواپيماها هرگز به ايران تحويل داده نشدند.
|
|
ايران با وجود تحريم گسترده غرب توانست در جنگ اين هواپيماها را با اتكا به توان داخلي و تهيه قطعات موردنياز از كانال هايي به جز آمريكا در بهترين توان رزمي نگه دارد.
در آغاز جنگ تحميلي بر ضد كشورمان در ۳۱ شهريور ۱۳۵۱ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰) نيروي هوايي ايران بيشترين نقش دفاعي و همزمان تهاجمي را عليه عراق داشت و بازوي پرتوان اين نيرو هواپيماهاي اف ـ۴ فانتوم بودند كه پيروزي هاي نيروي هوايي و نقش موثر آن تا حد زيادي به اين هواپيماها بستگي داشت. اين جنگنده بمب افكن كاركشته افسانه اي بدون شك ستاره جنگ تحميلي بوده است. فانتوم تمام عمليات هاي محوله اعم از تك هاي سبك و بمباران هاي عمقي در خاك دشمن را به بهترين نحو انجام مي داد.
اين هواپيماها از سوي متخصصان داخلي به اين قابليت دست يافته اند كه موشك هاي ضد راديويي كي اچ ـ۵۸ را به همراه سيستم كمكي هدف يابي حمل و شليك كنند، از ديگر موشك هايي كه به لطف اقدامات متخصصان داخلي توسط اف ـ۴ حمل و شليك مي شوند مي توان به آرـ۷۳ و پي ال ـ۷ كه موشك هاي كوتاه برد هوا به هوا هستند، اشاره كرد. از ديگر اقدامات متخصصان داخلي مي توان دوبرابر كردن برد رادار اي پي كيو ـ۱۲۰ و اضافه كردن سيستم خودكار هدف ياب به اين جنگنده بمب افكن اشاره كرد.
»«







يكي از قدرتمندترين جنگنده هاي موجود جهان، هواپيمایF-117 ، ملقب به «شاهين شب» است. شاهين شب نخستين هواپيماي رادارگريز (Stealth) است و اين خصوصيت مهم آن را از ديگر جنگنده هامانندF-15 متمايز مي سازد. تصميم ساخت اين هواپيما در سال ۱۹۶۸ ميلادي با دادن مجوز شركت هواپيماسازي لاكهيد مارتين گرفته شد.
اين شركت نيز به سرعت تنها پس از ۳۱ ماه، نخستين پرواز آزمايشي شاهين شب را در ۱۸ ژوئن سال ۱۹۸۱ ميلادي در منطقه آزمايشي نوادا به نمايش گذاشت. از ميان ۵۹ فروند هواپيمايF-117، نخستين شان در سال ۱۹۸۲ ميلادي به نيروي هوايي آمريكا تحويل داده شد و در تابستان سال ۱۹۹۰ ميلادي نيز آخرين فروند اين هواپيما ساخته شد. به واسطه تكنولوژي رادارگريزي (Stealth) اين هواپيما و با استفاده از بمب هاي هدايت شونده ليزري، شاهين شب توانايي حمله به نقاط بحراني و غيرقابل نفوذ دشمن را دارد.
نوآوري در طراحي كه يكي از شاخص هاي منحصربه فرد F-117 است توانايي جنگي بسيار بالايي را به اين پرنده آهني داده است. شاهين شب، تك سرنشين و مجهز به دو موتور توربوفن مدلF404 ساخت شركت جنرال الكتريك است كه تجهيزات گوناگوني را مي تواند به كار گيرد و مجهزبه يك سيستم ناوبري و نيز سيستم شكاري ـ رهگير وايونيك (الكترونيك هواپيما)پيشرفته اي است كه كار خلبان را سهل و قدرت عملياتي آن را افزايش مي دهد. آمريكا از اين جنگنده نامريي استفاده هاي بسيار زيادي مي برد. هر كجا كه احساس كند تجهيزات راداري دشمن قوي و پرقدرت است از شاهين شب براي انجام هرگونه عمليات نفوذي استفاده مي كند و با اطمينان در انتظار شنيدن خبرهاي خوش از عمليات شاهين هايش مي نشيند.

شاهين شب تنها هواپيمايي بود كه توانست در عمليات توفان صحرا عليه عراق مجوز حمله به مركز شهر بغداد را بگيرد.
در اين عمليات، آمريكا از ۳۶ فروندF-117 استفاده كرد اما همين چند فروند هواپيما ركوردهاي بسيار جالبي را بر جاي گذاشتند. به طور مثال از ۲۰۰۰ تن بمب و موشك براي انهدام نيروگاه هاي برق، پايگاه هاي نظامي، مركز رادارهاي دفاعي و. . . استفاده كردند، كه اكثر آنها بمبهاي هدايت شونده ليزري بود. شاهين هاي آمريكايي در اين عمليات حدود ۶۹۰۰ ساعت پرواز داشتند و با توجه به رادارگريز بودنشان به راحتي از تمامي حريم هاي هوايي عراق و كويت استفاده كردند بدون اينكه هيچ مزاحمتي از سوي رادارهاي دشمن را متوجه خود ببينند و خطري حس كنندپس از اين عمليات موفق بود كه به درخواست ناتو ۲۴ فروند از اين هواپيما در سال ۱۹۹۹ ميلادي به خدمت دو پايگاه هوايي اروپايي (پايگاه هوايي آويانو در ايتاليا و اشپانگاهلم در آلمان) درآمد. نخستين حمله شاهين شب در ۲۴ مارس ۱۹۹۹ ميلادي برعليه يوگسلاوي ثبت شده است.
اين پرنده شب در يكي از شاهكارهاي خود كه پرواز بدون توقفي از هولومان ،يك پايگاه هوايي در آمريكا، به سمت كويت داشت ۱۸/۵ساعت به طول انجاميد و ركوردي براي هواپيماهاي تك سرنشين بر جاي گذاشت كه تا به امروز شكسته نشده است. F-117 اين ركورد را مديون مهندساني است كه قابليت سوختگيري در هوا را براي اين مخلوق شگفت انگيز منظور كردند. علاوه بر اين شاهين شب داراي دو محفظه تسليحاتي است كه انواع گوناگوني از موشك ها و بمب هاي هدايت شونده را مي تواند حمل كند و خلبان تنها با فشار يك كليد مي تواند سرنوشت يك منطقه يا يك پايگاه نظامي يا يك نيروگاه را تغيير دهد.
این هواپیما در عمليات توفان صحرا در سال ۱۹۹۱ موفق شد با ۱۳۰۰ پرواز، ۱۶۰۰ نقطه و هدف مهم را مستقيماً مورد حمله قرار دهد .

جدول مشخصات:
نوع هواپيما: جنگنده تاكتيكي
شركت سازنده: شركت هواپيماسازي لاكهيد مارتين
قدرت موتور : ۱۰۶۰۰ پوند براي هر موتور
طول: ۴/۱۹ متر (۶۳ فوت)
ارتفاع: ۹/۳ متر (۱۲ فوت + ۵ اينچ)
فاصله دو سر بال: ۱۳/۲متر (۴۳ فوت + ۱۴ اينچ)
وزن: ۲۳۶۲۵ كيلوگرم (۵۲۵۰۰ پوند)
سقف پرواز: ۴۵۰۰۰ فوت
سرعت: ۶۰۰ مايل در ساعت (سطح دريا) حدود ۰/۹۲ ماخ
در اوایل دهه 1960 میلادی هر دو نیروی هوایی و دریایی آمریکا نیاز به جنگنده ای جدید داشتند . «رابرت مک نامارا» که در آن زمان وزیر دفاع وقت آمریکا بود با توجه به نیاز های مشترک این دو نیرو پیشنهاد کرد تا به منظور صرفه جویی در هزینه های طراحی و تولید ، جنگنده ای مشترک برای هر دو نیرو تولید شود وی پیش از آن نیز پیشنهاد استفاده نیروی هوایی از جنگنده موفق نیروی دریایی F-4 Phantom II را نیز ارائه کرده بود . بدین منظور در سال 1960 مناقصه ای با عنوان Tactical Fighter Experimental یا TFX برگزار گردید و از شرکت های فعال در زمینه هوانوردی درخواست گردید تا طرح های خود را بر اساس شرایط ذکر شده در مناقصه ارایه کنند . بعضی از شرایطی که برای جنگنده در مناقصه ذکر شده بود عبارت بود از :
وزن خالی در حدود 20 تن
حداکثر وزن برخاست در حدود 50 تن
حداکثر سرعت در ارتفاع پایین : 1.2 ماخ
حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.5 ماخ
حداقل شعاع عملیاتی : 890 مایل (1430 کیلومتر)
تا اواخر سال 1961 شرکت های مطرحی همچون بوئینگ ، جنرال داینامیکز ، لاکهید ، نورثروپ گرومن ، مک دانل داگلاس و چند شرکت دیگر طرح هایی را ارائه کرده بودند . پس از بررسی طرح ها نیروی هوایی و دریایی اعلام کردند که هیچ کدام از طرح ها ، طرح کامل و جامعی نبوده ولی طرح های شرکت بوئینگ و شرکت جنرال داینامیکز بهتر از سایر طرح ها به نظر می رسند . پس از مدتی بررسی ، هر دو نیرو اعلام کردند که طرح شرکت بوئینگ را به عنوان طرح برگزیده انتخاب کردند ولی «رابرت مک نامارا » وارد عمل شد و تصمیم آنان را نقض کرد و طرح شرکت جنرال داینامیکز را برنده مناقصه اعلام کرد (دلیل این عمل آن بود که طرح شرکت جنرال داینامیکز اقتصادی تر به نظر می رسید ) .بلافاصله بعد از اعلام طرح شرکت جنرال داینامیکز به عنوان برنده مناقصه ، تلاش ها برای ساخت هواپیما آغاز شد . هواپیمای جدید که اکنون F-111 نامیده میشد از دو موتور توربوفن TF30-P-100 شرکت پرات اند ویتنی بهره میبرد و بالهای آن بطور متغیر طراحی شده بود . همچنین طراحی کابین هواپیما نیز در نوع خود بی سابقه بود ، تا قبل از این پروژه در همه جنگنده ها نحوه طراحی کابین خلبان و کمک خلبان به این صورت بود که کابین خلبان در جلوی جنگنده قرار می گرفت و کابین افسر تسلیحات یا کمک خلبان در پشت سر خلبان قرار می گرفت ولی در F-111 طرز طراحی کابین خدمه به طور Side by side بود یعنی خدمه همانند هواپیماهای مسافربری در کنار یکدیگر می نشستند .
در 21 دسامبر 1964 اولین پرواز F-111 انجام شد و نمونه مخصوص نیروی هوایی که با کد F-111A شناخته می شد در تاریخ 18 جولای 1967 وارد خدمت گردید . همزمان با طراحی نمونه مخصوص نیروی هوایی ، نمونه دیگری با کد F-111B نیز به منظور خدمت در نیروی دریایی طراحی شد . عملکرد نامناسب این نمونه باعث شد تا نیروی دریایی استفاده از آن را در سال 1968 لغو کند و هواپیمای F-14 Tomcat را جانشین آن سازد .
مدلهای مختلف :
F-111A
این مدل نمونه اولیه ای بود که وارد خدمت گردید و از موتور های TF30-P-3 بهره می برد . هواپیماهای این مدل از اویونیک Mark I بهره می بردند که شامل سیستم های راداری AN/APQ-113 و AN/APQ-110 و AJQ-20 بود . از مدل A تعداد 158 فروند تولید شد .
اولین اف 111 در تاریخ 18 جولای 1967 تحویل اسکادران 428 هنگ 474 شکاری مستقر در نیومکزیکو شد و به تدریج سه اسکادران جنگنده اف 111 تشکیل شد . بعد از مدتی 6 فروند اف 111 راهی جنوب شرق آسیا شدند تا مورد آزمایش در شرایط جنگی قرار بگیرند . بعد از یک ماه 3 فروند از 6 فروند ارسالی ساقط شده بودند و آزمایشات متوقف شده بود . بعد از بررسی مشخص شد که سقوط این 3 فروند به خاطر سوء عمل خدمه بوده نه آتش پدافند دشمن . همچنین بعضی از بررسی ها مشخص کرد که پیمانکاری که وظیفه تولید بالهای جنگنده را داشته از مواد غیر استاندارد استفاده کرده و با رشوه دادن به بازرسان بر عمل خود سرپوش گذاشته بود . به این خاطر قرار شد تا قسمت مورد نظر برای تمام هواپیما ها مجددا ساخت و نصب گردد .
پس از انجام پاره ای تغییرات ، سال 1972 ویتنامی ها مجددا اف 111 را در آسمان مشاهده کردند . طی عملیات Linebacker II از F-111 استفاده وسیعی شد . این هواپیما برای انجام ماموریت خود نیازی به سوختگیری هوایی نداشت و قادر بود تا 4 برابر یک فروند F-4 Phantom II مهمات با خود حمل کند . هواپیمای جدید کم کم داشت ارزش واقعی خود را به رخ همگان می کشید . طی عملیات Linebacker II مجموعا 4000 سورتی پرواز عملیاتی توسط اف 111 انجام شد و فقط 6 فروند طی این همه پرواز آسیب دیدند .
بعد از جنگ ویتنام 42 فروند هواپیمای F-111A به نمونه مخصوص جنگ های الکترونیکی EF-111 ارتقا داده شدند . 4 فروند نیز به استاندارد C ازتقا یافته و به نیروی هوایی استرالیا انتقال یافتند . مابقی هواپیماهای این مدل در سال 1992 از خدمت بازنشست شدند .
همچنین 3 فروند از پیش نمونه های این مدل برای تحقیقات بیشتر به ناسا انتقال یافتند .
![]()
F-111B
این نمونه قرار بود تا بعنوان جنگنده رهگیر دوربرد نیروی دریایی در مقابل بمب افکن ها و موشک های ضد کشتی شوروی ایفای نقش کند . این نمونه با رادار قدرتمند AN/AWG-9 تجهیز شده بود و قابلیت حمل و شلیک 6 فروند موشک دوربرد هوا به هوای AIM-54 Phoenix را دارا بود . از آنجایی که شرکت جنرال داینامیکز نجربه ای در تولید جنگنده های ناونشین نداشت از شرکت گرومن برای ساخت این نمونه کمک گرفته شده بود . این مدل کمی کوچکتر از نمونه A بود ولی طول بالهای آن حدود 2 متر بیشتر از نمونه A بود .
نیروی دریایی تقاضای جنگنده ای که قابلیت حمل راداری48 اینچی را داشت ولی ساختار اف 111 تنها توانایی حمل راداری 36 اینچی را داشت . همچنین حداکثر وزن برخاست مورد نیاز نیروی دریایی 50000 پوند بود ولی اف 111 در بهترین شرایط حداقل 55000 پوند وزن داشت . ولی در هر دو مورد وزیر دفاع وقت مک نامارا اعمال نفوذ کرد و نیروی دریایی را مجبور به کنار آمدن با شرایط اف 111 کرد .
تلاشهایی برای حل مسئله وزن اضافی انجام شد ولی این تلاش ها تنها کار را خرابتر کردند . گذشته از وزن زیاد هواپیما برای یک ناو هواپیمابر ، اف 111 هنگام اپروچ به ناو برای فرود دید کمی داشت و فرود با آن بسیار خطرناک و سخت بود .
با تلاشهای آدمیرال توماس کونولی (معروف به تامکت) پروژه F-111B لغو شد و مناقصه ای دیگری برای ساخت جنگنده مورد نیاز نیروی دریایی انجام شد . مناقصه ای که شرکت گرومن برنده آن شد و با استفاده از سیستم راداری و موشکی F-111B و همچنین سیستم بالهای متغیر اف 111 ، جنگنده جدیدی با نام F-14 Tomcat را طراحی و تولید کرد.
F-111C
این مدل نمونه صادراتی F-111A برای نیروی هوایی استرالیا بود . 24 فروند در سال 1963 سفارش داده شدند ولی تحویل آنها تا سال 1973 به تعویق افتاد . 4 فروند از این نمونه با حفظ قابلیت تهاجمی خود به مدل مخصوص عملیات های شناسایی RF-111C تبدیل شدند .
هواپیماهای این نمونه قادر به حمل سیستم هدف یاب Pave Tack بودند و بعد ها مورد یکسری تغییرات در اویونیک قرار گرفتند . تغییراتی همچون :
تعویض رادار AN/APQ-113 با نمونه قویتر AN/APQ-169
اضافه کردن GPS ، ارتقا کامپیوتر هواپیما ، اضافه کردن صفحه نمایش های چند منظوره در کابین و ارتقا موتور ها به استاندارد TF30-P-108/109RA
F-111D
هواپیماهای این نمونه عبارت بود از ساختار قدیمی F-111A با اویونیک MARK II
و موتورهایی قویتر . اولین نمونه در سال 1967 سفارش داده شد ولی مشکلات بسیاری باعث شد تا تحویل آن تا سال 1974 به تعویق بیفتد . از این نمونه نیز 96 فروند ساخته شد . رادار نصب شده در هواپیماهای این نمونه AN/APQ-114 بود .
اویونیک این مدل قابلیت های زیادی را به هواپیما اضافه می کرد ولی مشکلات زیادی را هم ایجاد می کرد . مشکلاتی که باعث شد تا این نمونه در سال 1992 از خدمت بازنشست شود .
F-111E
هواپیماهای این نمونه برای جلوگیری از بروز همان مشکلاتی که برای مدل D پیش می آمد از اویونیک قدیمی MARK I استفاده می کردند . اگر چه در ترتیب الفبایی مدل E بعد از مدل D قرار دارد وای این مدل عملا زودتر از مدل D وارد خدمت شد . اولین پرواز F-111E در 20 آگوست 1969 صورت گرفت و مجموعا 94 فروند از مدل E تولید شد . هواپیماهای این نمونه در عملیات طوفان صحرا (آزادسازی کویت) نقش وسیعی داشتند و در سالهای 1993 و 1994 به انبارهای نیروی هوایی فرستاده شدند .
F-111F
این نمونه آخرین مدلی بود که برای نیروی هوایی تولید شد . هواپیماهای این نمونه با اویونیک رفع عیب شده MARK IIB مجهز شده بودند . از این نمونه 106 فروند بین سالهای 1971 تا 1976 تولید شد . رادار نصب شده در این نمونه AN/APQ-144 بود که بعدها با نمونه های AN/APQ161 و AN/APQ-71 تعویض شد . هواپیماهای این نمونه به سیستم هدف یاب AVQ-26 نیز مجهز بودند .
از هواپیماهای این نمونه در عملیات های El Dorado Canyon بر ضد لیبی و Desert storm بر ضد عراق استفاده شد .
آخرین فروند از این نمونه در 27 جولای 1996 بازنشست شد .
FB-111A
این مدل نمونه ای از F-111A بود که جهت انجام بمباران های استراتژیکی تغییراتی بر روی آن صورت گرفته بود . از این نمونه برای بازنشسته کردن B-58 و بعضی از نمونه های قدیمی B-52 استفاده شد . در ابتدا قصد بر آن بود تا 263 فروند از این نمونه تولید شود ولی بعدا این عدد به 76 فروند کاهش یافت . اولین نمونه در سال 1968 وارد خدمت گردید . FB-111A در حدود 650 میلیمتر دراز تر از F-111A بود که این درازی بیشتر قابلیت حمل 2124 لیتر سوخت اضافی را به آن میداد . ارابه های فرود این مدل نیز برای تحمل وزن برخاست بیشتر تقویت شده بود . هواپیماهای این نمونه نیز از اویونیک MARK IIB استفاده می کردند . از نظر تئوری و بر روی کاغذ هواپیماهای این نمونه قادر به حمل پنجاه تیر بمب 750 پوندی MK-117 بودند ، مسئله ای که هیچگاه صحت آن به صورت عملی تایید نشد .
بعد از ورود به خدمت B-1B تمام FB-111A های عملیاتی با حذف بعضی قسمت ها از نقش بمب افکن استراتژیک به بمب افکن تاکتیکی تغییر یافتند و مجددا با نام F-111G نامگذاری شدند و بطور عمده به منظور پروازهای تمرینی به کار گرفته شدند . این هواپیماها نیز در سال 1993 بازنشست شدند .
EF-111A
نمونه مخصوص جنگ الکترونیک که جهت جایگزینی EB-66 طراحی و تولید شد . قرارداد تولید EF-111A در سال 1974 به عهده شرکت گرومن گذاشته شد و اولین نمونه در تاریخ 10مارس 1977 وارد خدمت شد . تا سال 1985 که خط تولید EF-111A تعطیل شد 42 فروند عملیاتی شده بودند . این نمونه نیز در حمله به لیبی و عراق نقش وسیعی را ایفا نمود . این نمونه نیز در سال 1998 بازنشست شد و قرار است که نقش آن به عهده EA-18G گذاشته شود .

تسلیحات قابل حمل
هواپیماهای اف 111 از ابتدا به خاطر توانایی شان در حمل مقادیر زیادی مهمات همواره مورد توجه بوده اند . بطور مثال یک فروند اف 111 در جنگ ویتنام بیش از 4 فروند فانتوم مهمات بار گزاری می کرد و راهی میدان عملیات می شد . در این قسمت با تسلیحات قابل حمل توسط اف 111 آشنا می شوید :
توپ M61 Vulcan
اکثر مدلهای اف 111 به جز مدلهای EF-111A و FB-111A و F-111G قادر به حمل یک قبضه توپ 20 میلیمتری با 2084 تیر فشنگ بودند .
تسلیحات متعارف
بمب های سقوط آزاد
MK-82
MK-83
Mk-84
MK-117
انواع بمب های خوشه ای
بمب های هدایت شونده
GBU-10
GBU-12
GBU-15
GBU-28
موشک های زمین به هوای
AGM-130
AGM-69
تسلیحات اتمی
همه مدلهای اف 111 به جز EF-111A و مدل صادراتی به نیروی هوایی استرالیا قابلیت حمل سلاح های اتمی سقوط آزاد را دارا بودند . همچنین مدل FB-111A توانایی حمل دو تیر موشک اتمی AGM-69 SRAM را دارا بود.
در ضمن همه مدلهای اف 111 قابلیت حمل بمب های هدایت لیزری را دارا بودند ولی فقط مدلهای F-111C و F-111F توانایی هدف یابی و هدایت دقیق بمب ها را دارا بودند . در ضمن F-111C صادر شده به استرالیا قابلیت حمل سلاح های اتمی را دارا نمی باشند ولی توانایی شلیک موشک های AGM-84 Harpoon و AGM-88 HARM و AGM-142 را دارا هست .
عمر خدمتی :
هواپیمای اف 111 در طول بیش از 3 دهه عمر خدمتی خود میدان های جنگ زیادی را تجربه کرده اند که از مهمترین این میدان ها می توان به جنگ ها و عملیات های زیر اشاره کرد .
شرکت در جنگ ویتنام
شرکت در حمله به لیبی در سال 1986
شرکت در حمله به عراق در سال 1991
شرکت در حمله به بوسنی در سال 1995 ( فقط EF-11A )
موفقیت در نبرد هوایی :
از آنجا که اف 111 توانایی اندکی در حمل موشک های هوا به هوا دارا می باشد و همچنین وظیفه اصلی آن درگیری با اهداف زمینی است شکار های زیادی توسط اف 111 انجام نشده است . تنها یک مورد شکار به طور رسمی برای F-111 ثبت شده و آن هم مربوط به عملیات طوفان صحرا می باشد . زمانی که یک فروند EF-111A توانست با انجام مانور های سریع باعث برخورد یک فروند Mirage F1 عراقی به زمین شود .ذکر این نکته ضروری می باشد که جنگنده اخلالگر الکترونیکی EF-111A هنگام پرواز کاملا غیر مسلح می باشد .
فروش به کشور خارجی :
استرالیا :
اف 111 تنها به نیروی هوایی استرالیا صادر شد . در سال 1963 استرالیا سفارش 24 فروندی خود را به آمریکا ارائه کرد ولی تحویل هواپیماها تا 10 سال بعد یعنی در سال 1973 به تعویق افتاد . مدل این هواپیماها F-111C بود که مدتی بعد از تحویل 4 فروند به RF-111C تبدیل شدند . همچنین در سال 1982 4 فروند F-111A نیروی هوایی آمریکا به F-111C تبدیل و به نیروی هوایی استرالیا تحویل داده شد . در سال 1992 نیز بعد از بازنشسته شدن F-111G در نیروی هوایی آمریکا ، 18 فروند از این هواپیماها به استرالیا فروخته شد . اف 111 موجود در نیروی هوایی استرالیا تاکنون در هیچ نبردی شرکت نجسته اند . در سال 1991 و هنگام حمله به عراق نیز آمریکا درخواست کرد تا استرالیا RF-111C های خود را به منطقه بفرستد که استرالیا درخواست امریکا را رد کرد .
انگلستان :
نیروی هوایی سلطنتی انگلستان نیز رد سال 1967 سفارش 50 فروند F-111K را ارائه کرده بود . سفارشی که یکسال بعد به بهانه قیمت زیاد اف 111 لغو شد و انگلستان به جای آن F-4 Phantom II را خریداری کرد .
مشخصات :
خدمه : 2 نفر – خلبان و افسر تسلیحات
طول : 22.4 متر
ارتفاع : 5.22 متر
دهانه بالها : 19.2 متر در حالت کاملا باز - 9.74 در حالت کاملا بسته
وزن خالی : 21537 کیلوگرم
وزن بارگیری شده : 37577 کیلوگرم
حداکثر وزن برخاست : 44896 کیلوگرم
موتور : دو عدد TF30 ساخت شرکت پرات اند ویتنی
حداکثر سرعت : 2.5 ماخ یا 2985 کیلومتر بر ساعت
شعاع عملیاتی : 2140 کیلومتر
برد مستقیم : 5185 کیلومتر
سقف پروازی : 56650 پا (17270 متر)
سرعت اوج گیری : 131.5 متر بر ثانیه
مهمات : 1 قبضه توپ 20 میلیمتری + 31500 پوند (14300 کیلوگرم) انواع مهمات

ساليان درازي است كه نيروهاي نظامي آمريكا به دنبال ساخت هواپيماي جنگنده اي پرقدرت و سرعت با كمترين هزينه ساخت و كمترين احتمال خطرهستند. اين آرزو هم اكنون با ساخت هواپيماي جنگنده F-35 تحقق يافته است .در ميان تمامي پروژه هايي كه در صنعت هوافضاي آمريكا تاكنون پيگيري شده است ، يكي از آنها بسيار درخشنده تر وبانشاط تر پيش مي رود و باعث به وجودآمدن رقابت بسيار سنگين بين شركت هاي بزرگ آمريكايي شده است . نام اين پروژه (JSF)۱ است . (JSF) مسئوليت ساخت وطراحي گونه هايي از هواپيماهاي جنگنده مدرن را دارد تا اين هواپيماها بتوانندپاسخگوي نيازهاي نيروهاي نظامي آمريكاو هم چنين نيروي دريايي و هوايي سلطنتي انگلستان باشد.
منشا و مبداء پروژه JSF را مي توان از سال ۱۹۸۶ ميلادي دانست هنگامي كه نيروهاي آمريكايي و انگليسي حضور به هم رسانده و به دنبال ساخت يك جنگنده مافوق صوت برتر بودند.
اما JSF در سال ۱۹۹۰ رسمي شد و درزماني كه مؤسسه پژوهشي تحقيقاتي پيشرفته (ARPA) به دنبال يك جنگنده چندمنظوره با وزن و قيمتي پايين بود، بازهم اين حركت به سوي ساخت يك جنگنده مافوق صوت كشيده شد و به همين خاطررقابتي بين شركت هاي هواپيماسازي وموتورسازي در سال هاي ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴براي به دست آوردن امتياز ساخت اين جنگنده به وجود آمد.
حريفان در قالب ۳ تيم آماده حضور شدند.
۱. تيم مك دانل داگلاس و نورثروپ گرومن و هوافضاي انگليس .
۲. شركت بوئينگ (Boeing).
۳. شركت لاكهيد مارتين (Lockheed Martin).
هر كدام از اين تيم ها طرحي را ارائه دادند. در ارزيابي اي كه در سال ۱۹۹۶ انجام شد، طرح تيم مك دانل داگلاس و نورثروپ رد شد ودر مقابل شركت بوئينگ و لاكهيد مارتين هركدام به ترتيب طرح هاي تجربي (Experimental)، X-32 و X-35 را ارائه دادند.
سرانجام در ماه اكتبر سال ۲۰۰۱ طرح X-35شركت لاكهيد برنده اين مسابقه شد. زيراطرحش نسبت به X-32 ارزان قيمت تر وكم خطر بود. بعد از تثبيت طرح X-35 ديگرآن را به نام X-35 مي شناسند «حرف F درهواپيماهاي آمريكايي نشان دهنده جنگنده = Fighter»
در كل ۳ مدل از جنگنده F-35به نام هاي F-35A، F-35B و F-35C ساخته خواهد شد.بنا به تقاضاي هر كدام از نيروهاي نظامي ،تفاوت هايي در طراحي ها ديده مي شودالبته نمونه طراحي پايه يكي است . در اين راستا نيروي هوايي آمريكا (USAF)درخواست مدل A را كرده كه گونه اي معمولي است و در فرود و برخواست مانندجنگنده هاي عادي است (CTOL)۲ و قصددارد تا F-35A را جايگزين جنگنده هاي F-16و A-10 كند. از طرفي يگان تفنگداران و نيروي دريايي آمريكا به دنبال جانشيني براي هواپيماي FIA-18 بودند. نيروي دريايي به دنبال جنگنده اي با خصوصيت حمل زياد سوخت و برد زياد بود و يگان تفنگداران نيز به دنبال جنگنده اي كوتاه برخاست و عمود فرود STOVl))۳ ومي خواست ياد هواپيماهاي ( Harrier AV-8B) را فراموش كند.
در كل سفارشات حدود ۳۰۰۰ فروند شد.بدين ترتيب :
۱ـ ۱۷۶۳ فروند F-35A براي نيروي هوايي آمريكا USAF
۲ـ ۶۰۹ فروند F-35B براي يگان تفنگداران دريايي USMC
۳ـ ۴۸۰ فروند F-35C براي نيروي دريايي USN
۴ـ براي نيروي هوايي و دريايي سلطنتي انگليس مجموعا ۱۵۰ فروند كه ۶۰ فروندمتعلق به نيروي دريايي و ۹۰ فروند نيزمتعلق به نيروي هوايي است كه اين جنگنده ها بسيار شبيه F-35C است .
طرح X-35 در تابستان سال ۲۰۰۲ تثبيت شد و ديگر F-35 با تفاوت هاي بسيارجزيي ، مثلا دماغه F-35 حدود ۱۲سانتي متر كشيده تر و بالچه ها ۵ سانتي مترعقب تر بودند.
هر سه مدل قابليت سوختگيري در آسمان را دارند با اين تفاوت كه در مدل A بازوي متحرك (boom) سوختگيري در پشت كابين خلبان قراردارد و در صورتي كه در مدل هاي
B و C در سمت راست دماغه هواپيماهستند.
براي ساخت موتور نيز رقابتي سنگين بين شركت هاي جنرال الكتريك ، آليسون ،رولزرويس و پرت و ويتني آغاز شده است .
حساسيت خاصي بر روي ساخت موتور وفن بالابرنده (Liftfan) در مدل F-35B بود زيرا اين هواپيما عمود فرود و كوتاه برخاست است (Stovl) و اين مشكل باابتكار و همبستگي شركت هاي رولزرويس و آليسون حل شد. اما مدل هاي A و C را دوموتور شركت مجرب پرت و ويتني F-119 همراهي مي كند. نكته جالب در مورد اين موتورها اين است كه با وجود فناوري پيشرفته و كارآمد آنها، قيمت پايين تري نسبت به موتورهاي ديگر دارند. هركدام از موتورها نيروي پيشراني به اندازه ۱۵۴۲۰كيلوگرم و با استفاده از پس سوز (afterburner) اين نيرو به ۲۲۶۷۵ كيلوگرم مي رسد.
F-35ها دو محفظه تسليحاتي دارند كه در هركدام مي توان يك موشك هدايت شونده JDAM و يك موشك هوابه هواي ميان بردAIM-120 جاسازي كرد.
جنگنده هاي F-35A و F-35C مي توانند درهر محفظه ۹۰۰ كيلوگرم تسليحات حمل كنند. در صورتي كه F-35B (به علت STOVL بودن ) در هر محفظه ۴۵۰ كيلوگرم توانايي حمل دارد.
تنها در مدل F-35A كه متعلق به نيروي هوايي آمريكا است مي توان يك مسلسل پيشرفته با كاليبر ۲۷ ميلي متر مشاهده كردكه طراحي اصلي آن از مسلسل BK-27ماوزر (Mauser) برداشته شده است .
مسئوليت ساخت رادارهاي F-35ها را بخش سيستم هاي الكتريكي شركت نورثروپ گرومن عهده دار است و براي اين كار شركت گرومن دست به گسترش رادار APG-77 زده است و با مدرن كردن آن اميدوار است كه هوشمندترين رادار در حال حاضر راطراحي كند. از لحاظ مشخصات ظاهري مدل C و A داراي بال ها و دم هاي بزرگ تري نسبت به هستند كه باعث افزايش برد و فرود آسان تر مي شود و قوي ترين چرخ ها در مدل F-35C ديده مي شود.
تقريباً تمامي موشك هاي پيشرفته از قبيل CBUها و AIM-120C و دو گونه AIM-۹ به نام هاي سايه طوفان (Storm Shadow) وسايدويندر را با خود حمل مي كنند. اولين پرواز آزمايشي ۳۵A در ۲۴ اكتبر سال ۲۰۰۰ و ۳۵A در ۱۶ دسامبر ۲۰۰۰ وX-35B در ۲۳ ژوئن سال ۲۰۰۱ انجام شد.طبق برنامه ريزي ها قرار است مدل هاي B وC هر كدام با قيمت ۵۰ ميليون دلار و مدل A با قيمت ۴۰ ميليون دلار به فروش برسند.مدل A درسال ۲۰۱۱ ميلادي ، مدل C درسال ۲۰۱۰ ميلادي و مدل B در سال ۲۰۱۲ به خدمت نيروهاي نظامي آمريكا وانگليس .


«آئورورا» چيست؟ تمام چيزهايي كه در مورد آن گفته ميشود و حتي اسمي كه براي آن انتخاب شده است، همگي بر پايه حدسيات و مشاهدات غير علمي افراد مختلفي است كه اطلاعات ناقصي از اين پرنده ناشناس يا به قول متجددان X دارند كه به صورت قطعي نميتوان اين گفتهها را تاييد يا رد كرد.
اولين بار در سال ۱۹۸۶ در لايحه درخواست بودجه وزارت دفاع آمريكا يك درخواست يك خطي ديده ميشد كه زير اين برگه نوشته شده بود «آئورورا» و براي آن معادل ۲ /272 ميليارد دلار بودجه درخواست شده بود كه نشان از اهميت و عظمت اين طرح ميداد.
بعدها در سال ۱۹۹۴ بن ريچارد يكي از صاحبنظران صنعت هوايي آمريكا اعلام داشت كه اين نام، اسم رمزي بود براي طرحATB.
ATB مخفف Advanced Technology Bomber به معناي بمب افكن با فناوري پيشرفته است كه شركت نورثروپ (Northrop) و به پيشنهاد لاكهيد (Lockheed) در اواخر سال ۱۹۸۱ ميلادي آن را در مناقصه اي در وزارت دفاع آمريكا برنده شدند كه B-2 ملقب به اسپريت به معناي «شبح» نتيجه اين طرح بود. از آن جا كه هنوز همB-2 جانشين خاصي پيدا نكرده است نميتوان آئورورا را يك ATB و در نتيجه جانشين B-2دانست.
اما يكي ديگر از احتمالاتي كه توسط متخصصان صنايع هوايي آمريكا در مورد اين پرنده ناشناس ميدهند اين است كه اين هواپيما در واقع جايگزيني براي هواپيمايSR-71 باشد و به همين دليل آن راSR-91 هم ناميدهاند.
از ديگر نامهاي مستعاري كه براي اين پرنده ناشناس استفاده شده است ميتوان بهXR-7 اشاره كرد كه گمان برده ميشد فاز دوم طرحي باشد كه فاز يكم آنSR-75 بود.
سنيورسيتيزن نام ديگري است كه «پرنده اكس» را با آن هم ميشناسند. سنيور كلمهاي است كه در بيشتر هواپيماهاي طبقه بندي شده ارتش آمريكا استفاده شده است. براي نمونه نام طبقهبندي شدهU-2 ملقب به( Dragan Lady)اژدها خانوم Senior Book بود و يا نام طبقهبندي شده F-117، Seniar Trend بود.
متخصصان بر اين باورند كه آئورورا بعدها به سنيورسيتيزن تغيير نام داد. از آن جا كه «پرنده اكس» را جايگزيني براي SR-71 ميدانند و ميتوان احتمال داد اين نام بهترين گزينه براي پرنده اكس است. چون هر دوي اين نامها يك حركت آرام بدون بالا و پايين را به ذهن متبادر ميكنند و جايگزينSR-71 نميتواند حركتي جز اين نوع داشته باشد.
پرنده ناشناس را با نام «پدربزرگ» هم ميشناسند كه ريشه اين يكي نامشخص است. اما نامي كه از ديگر نامها متداولتر است همان آئورورا است. ولي آئورورا چيست؟ آئورورا در تاريخ اساطيري يونان باستان جايگاه ويژهاي دارد. او الهه «سپيده سحري» است كه ستارگان را خلق كرده و آنها را در شب چيد.
نام پرنده اكس هرچه كه باشد، شناخته شدهترين طرح طبقهبندي شده ارتش آمريكاست. حالا با اين توصيفاتي كه در مورد نام پرنده اكس دانستيد، بد نيست كمي هم از پيشينه مجهول آئورورا بدانيد. همان طور كه در بالا هم گفته شد اولين بار آئورورا در لايحه درخواست بودجه وزارت دفاع آمريكا ديده شد.
رديفي كه آن در آن قرار داشت بعد از طرحهای SR-71 وU-2 بود. در سال ۱۹۸۶ ميلادي دولت آمريكا بسياري از زمينهاي فوق سري اطراف درياچه گروم در صحراي نوادا (Nevada) را با استحكامات غير قابل نفوذ محصور كرد. از آن سال به بعد بسياري از تأسيسات مدرن و غير قابل نفوذ درون اين حصار ساخته شده و هنوز هم اين پايگاه در حال تكميل شدن است.
حتي براي غير قابل نفوذ كردن آن زمينهاي اطراف پايگاه هم توسط دولت، مناطق ممنوعه اعلام شده است. اين در حالي است كه دولت آمريكا وجود چنين پايگاهي در صحراي نوادا را به شدت تكذيب ميكند.
احتمال داده ميشود اين پايگاه به اندازه غير معمول باند پروازي آن (كه نميتوان اين گفته را هم تاييد كرد چون حدس زده ميشود با توجه به اندازههاي پايگاه باند پروازي آن تقريباً چهار برابر باندهاي پرواز معمول باشد) محلي باشد براي پرواز و فرود آئورورا.
در سال ۱۹۸۸ روزنامه نيويورك تايمز گزارش داد كه نيروي هوايي ارتش ايالات متحده روي يك هواپيماي مقدماتي كه ميتواند به سرعت شش ماخ دست يابد كار ميكند.در فاصله ژوئن سال ۱۹۹۱ تا ژوئن سال بعد، در كاليفرنياي جنوبي غرشهايي شنيده ميشد كه مربوط به هيچ هواپيماي شناخته شدهاي نبود. اين غرشها به قدري بلند بودند كه حتي زلزله نگارهاي مركز ژئوفيزيك آمريكا هم آنها را ثبت كردند.
اين غرشها را حتي از غرش هنگام فرود شاتلها هم وحشتناكتر توصيف ميكردند. اين غرشها به سمت شمال شرق روي لسآنجلس و صحراي(Mojave) امتداد مييافت؛ به مناطقي كه پايگاه هوايي نليس و پايگاه گروم ليك در آنها وجود داشت.
اما يكي از مواردي كه سري بودن و ناشناخته بودن اين پرنده را به شدت تاييد ميكند مربوط ميشود به فوريه ۱۹۹۲. در اين تاريخ يكي از مسئولان كنترل ترافيك هوايي نيروي هوايي سلطنتي انگلستان(RAF) در اسكاتلند، علامتي راداري را در پايگاه هوايي مكريهانش(Machrihans) مشاهده كرده بود كه در فاصله بسيار كوتاهي به سرعت سه ماخ دست يافته بود و هنگامي كه با پايگاه مذكور تماس گرفته بود و علت اين علامت را پرسيده بود، به وي گفته بودند كه موضوع را فراموش كند.
اينها، تنها مواردي نبودند كه مربوط به پرنده اكس ميشدند بلكه دهها مورد ديگر وجود دارد كه در آمريكا و انگلستان گزارش و همگي به گونهاي با پرسش بي پاسخي مواجه شدهاند، پرسشي كه مربوط به پرندهاي سريع و غران ميشده است. تنها هنگامي ميتوان به راز اين پرسش پي برد كه نيروي هوايي آمريكا خود پرده از آن بردارد.
اما تنها چيزي كه به يقين در مورد آئورورا ميتوان گفت اين است كه آئورورا يك پرنده هايپرسونيك (ابر صوت که سرعتهای بیشتر از 5 ماخ دارند) است. اما اولين هواپيماهاي هايپرسونيك كي ساخته شده است؟
تا سال ۱۹۶۵ ميلادي سريعترين هواپيماها دو هزار مايل بر ساعت سرعت داشتند در صورتي كه در سال ۱۹۴۵ تنها چند هواپيما مي توانستند به سرعت ۵۰۰ مايل بر ساعت دست يابند. پس گام منطقي ديگر، ساختن هواپيماهايي بود كه ديوار صوتي را بشكنند.
با شكسته شدن ديوار صوتي توسط جتهاي جنگنده كه توسط شوروي سابق و ايالات متحده آمريكا ساخته ميشدند، اولين گامها براي ساختن پرندههاي هايپرسونيك برداشته شد.
لازمه رسيدن به سرعت بسيار بالا داشتن موتور بسيار پيشرفته و مهمتر از آن بدنهاي است كه طاقت سرعت يك مايل بر ثانيه معادل ۳۶۰۰ مايل بر ساعت يا همان ۴/۵ ماخ داشته باشد. از اين جا ميتوان به ساختار بسيار پيچيده آئورورا پي برد. از اولين هواپيماهاي هايپرسونيك ميتوان به X-15 وFDL-15 اشاره كرد كه توسط ناسا و لاكهيد مارتين ساخته شدهاند.
در مورد آئورورا اطلاعات مختصري هم وجود دارد كه بيشتر بر پايه حدسيات است و از سوي منابع خاصي تاييد نشدهاند. اما واقعي به نظر ميرسند. بيشينه سرعت اين پرنده در حدود پنج تا هشت ماخ گزارش شده است.
طول آن در حدود ۱۱۰ فوت (۵/۳۳ متر) و طول دو سر بال آن كه كاملاً به صورت مثلث است حدود ۶۰ فوت(۲/۱۸ متر) است. اين هواپيما احتمال سقف پروازي در حدود ۱۵۰ هزار فوت (۴/۲۸ مايل) يا بيشتر دارد. در مورد موتور اين هواپيما نميتوان به نظر واحدي رسيد.
با توجه به گفتههاي شاهدان مختلف در آمريكا و انگليس چندين نوع موتور مختلف ميتواند در اين پرنده به كار گرفته شده باشد.
مثلاً بر پايه چيزي كه شاهدان در كاليفرنيا گفتهاند، ميتوان احتمال داد كه از يك موتور رم جت سيكلي متان سوز كه تغييرات بسيار زيادي در آن داده شده در آئورورا استفاده شده است. در مورد نيروي پيش رانش اين هواپيما چهار نظريه وجود دارد كه مختصراً آنها را به شما معرفي ميكنم.
اولين نظريه PWDE است. اين كلمه مخفف Pulse Detonation Wave Engine است. اين موتور شيوه كار بسيار پيشرفته و پيچيدهاي دارد. در اين روش هيدروژن و يا متان مايع بر روي بدنه تزريق ميشوند و پس از گرم شدن توسط PWDE مورد استفاده قرار ميگيرد.
دومين نظريه Ramjet است.
اين مورد همان موتور رم جت سيكلي متان سوز است كه در بالا گفته شد. رم جتها در حالت عادي ميتوانند سرعت ۶-۴ ماخ را به دست آورند. اما اين سيستم در آئورورا دچار تغييراتي شده است كه ميتواند سرعت ۸-۵ ماخ را به دست آورد.
نظريه سوم سيستم Rulsejet معمولي است. در اين حالت هوا از جلو توسط موتور مكيده شده و پس از فشرده شدن و خروج با فشار از درون موتور باعث پيش رانش هواپيما ميشود.
نظريه چهارم هم Turbo Rochetjet است. در اين مورد اطلاعات خاصي در دست نيست و صرفاً يك نظريه است. اما هنوز هم با همه اين توصيفات نميتوان گفت كه حتي آئورورا وجود خارجي دارد يا نه، شايد همه آن چيزهايي كه شاهدان در جاهاي مختلف ديدهاند مربوط به چندين هواپيما ميشده است كه هيچ ربطي به هم نداشته باشند و مسئولان نظامي آمريكا با پاسخ ندادن به ابهامات پيش آمده، ميخواهند وجههاي اساطيري به طرحهاي خود بدهند.
مشاهده موثق آئورورا

گزارشي كه آئورورا را به واقعيت بيشتر نزديك كرد در آگوست ۱۹۸۹ توسط كريس گيبسون كه يك مهندس نفت بود منتشر شد. او در آن زمان روي يك طرح نفتي در درياي شمالي كار ميكرد كه ناگهان چند هواپيما را مشاهده كرد كه از روي سر او در فاصلهاي نه چندان بالا گذشتند.
او كه در تشخيص هواپيماها يك حرفهاي به شمار ميرود توانست يك تانكر سوختKC-130 و دو F-111 را تشخيص بدهد، اما هواپيماي چهارم را فقط توانست يك مثلث كامل توصيف كند.
او اين مثلث را كمي بزرگ تر از F-111 و داراي زواياي ۷۵ درجه و به رنگ كاملاً سياه توصيف كرد كه هيچ كدام از جزييات آن قابل ديدن نبودند و ظاهراً از تانكر KC-130 سوخت دريافت ميكرده است.
كمي بعد يكي از مجلات صنايع هوايي آمريكا گفتههاي اشخاصي را چاپ كرده بود كه نيمه شبها صداي بسيار بلند تيك آف هواپيمايي را در پايگاه هوايي ادوارد شنيده بودند.
یکی از نقش های عمده ای که هواپیماها به خوبی از عهده انجام آن بر می آیند، انجام ماموریت های شناسایی است. بدین معنی که با پرواز بر فراز مرزهای دشمن، اطلاعات موردنیاز از تجهیزات و قوای دشمن را به دست آورده و براساس این دانسته ها، تصمیمهای بعدی گرفته شود. اطلاع از وضعیت دشمن، می تواند نقش تعیین کننده ای را در پیروزی یا شکست داشته ایفا کند، حال که این نبرد، چنین رقابتی بین ابر قدرت های جهان باشد اهمیت آن صد چندان می شود.

هواپیمای U-2 خلبان گری پاورز که بر فراز خاک شوروی ساقط شد
در دوران جنگ سرد نیز، بر اساس همین نیاز، دولت آمریکا سیاست درهای باز را در پیش گرفت. بدین معنی که هواپیماهای دو بلوک رقیب در شرق و غرب، یعنی آمریکا و شوروی امکان پروازهای شناسایی بر منطقه هوایی همدیگر را داشته باشند. شوروی ها که از موضوع پروژه ساخت یک هواپیمای شناسایی جدید آگاه نبودند، به راحتی به این پیشنهاد تن در دادند. در همین زمان بود که به سفارش نیروی هوایی آمریکا، کلی جانسون یعنی همان کسی که هواپیمای مخوف تاریخ یعنی SR-71 ملقب به پرنده سیاه را نیز طراحی کرده است، نمونه ی ابتدایی هواپیمایی موسوم به U-2 را برای زیر نظر گرفتن فعالیت روسی ها ارائه داد. طرح جانسون از شرکت لاکهید به زودی تایید شد و قرارداد برای ساخت بیست فروند از این هواپیما در سال 1954 منعقد گردید. طرح U-2، هواپیمایی مادون یا زیر صوت بود که می توانست در ارتفاع بسیار بالا کار شناسایی را به نحو احسن انجام دهد. هر چند که طرح ساخت U-2 مقلب به سکانک ورکز می بایست تا پایان دوره ماموریت این هواپیما سری بماند، اما دیری نپایید که با سقوط اولین فروند از این هواپیما در ماه می 1960 در خاک شوروی و دستگیر شدن گری پاورز، خلبان هواپیما، همه چیز فاش شد.

هواپیمای U-2 نیروی هوایی آمریکا در حال پرواز
جاسوسی مخفی آمریکا بر فراز خاک شوروی، مشاجرات سیاسی شدیدی را بین دو کشور به وجود آورد که ادامه پرواز هواپیماهای U-2 را به تعویق انداخت. هواپیمای U-2 هواپیماییست با ویژگی های منحصر به فرد. برای مثال، این هواپیما دارای بال های طویلی به طول 24 متر است که بیشتر شمایل یک گلایدر را به U-2 می دهد. با استفاده از این بال ها، هواپیمای U-2 می تواند پس از اتمام سوخت یا بروز هر حادثه ی دیگری که به عدم کارکرد موتور بیانجامد، صدها کیلومتر را به اصطلاح گلاید کرده و بدون هرگونه نیروی دیگری به پرواز خود ادامه دهد. همانطوری که پیش تر گفته شد، این هواپیما با سرعت زیر صوت پرواز می کند و تنها از یک موتور J-75 پرات اند ویتنی برای تامین نیروی پروازی خود بهره می برد. برای کاهش وزن هواپیما و ساده شدن هرچه بیشتر طرح، U-2 تنها یک ارابه فرود در زیر بدنه خود دارد که برای جلوگیری از برخورد دم و دو سر بال ها به زمین، چرخ های کوچکی نیز در منتهاالیه هر یک از بالها و دم قرار داده شده است.

کاکپیت پیشرفته U-2 نسبت به کاکپیت هواپیماهای دهه 50 میلادی
سادگی طرح هواپیماهای جاسوسی بیشتر بدین منظور است که فضا و امکان برای جاگیری مناسب تجهیزات جاسوسی و به خصوص تجهیزات عکس برداری، فراهم آید. گفته می شود که خلبان های این هواپیما، اکثر پروازهای خود را در ارتفاع 75 هزار پایی یا 25 کیلومتری زمین انجام می دادند، که رکورد های ارتفاع کسب شده در زمان خود بیشتر بود اما به دلیل سری بودن طرح، هیچ گاه در این مورد سخنی بر زبان نیامد. این هواپیما همانند SR-71، دارای وسایل پیشرفته جاسوسی مانند عکسبرداری دقیق، امکان استراق سمع الکترونیکی و نمونه براداری از ذرات هواست که می تواند برای بررسی وجود مواد حاصل از آزمایش های اتمی به کار رود.

هواپیمای U-2 در نمایی از سمت چپ در موزه هوایی
رادارهای عکاسی این هواپیما، قادرند که تصاویری نسبتاً واضح را از فاصله 162 کیلومتری از میدان نبرد و یا مکان های دیگر تهیه نمایند. هواپیمای U-2 به دلیل هزینه های کمتر می توان گفت که بیشتر از هواپیمای جاسوسی SR-71 به خدمت گرفته شده است. جنگ ویتنام، جنگ خلیج فارس و حتی پروازهایی بر روی ایران، گواه این مدعاست. این هواپیما دارای مدل های A یا مدل استاندارد عملیاتی، مدل CT یا مدل آموزشی دو سرنشینه، مدل R که به دلیل سقف پرواز بسیار بالای این هواپیما برای تحقیقات هواشناسی به کار می رود و مدل HASP می باشد که در نمونه برداری از لایه های مختلف جوی کاربرد دارد.

هواپیمای SR-71 که در سالهای بعد جایگزین U-2شد
U-2 با برد بیش از 5.000 کیلومتر و امکان پرواز به مدت بیش از هشت ساعت، عملیات مختلف و گوناگونی را بر فراز شوروی سابق و البته کشورهای متحد شوروی مانند کوبا انجام داد که کشف موشک های روسی در خاک کشورهای متحد، خود سر آغاز جنگ موشکی بین شوروی و ایالات متحده گردید. با معرفی هواپیمای SR-71 و توانایی های فراوان و سیستم های جدیدتر آن، U-2 اگرچه همچنان در خدمت ماند اما به تدریج جا را برای نسل جدید هواپیماهای جاسوسی باز کرد.
زیردریایی های اتمی و حتی دیزلی از توانایی های مرگباری برخوردارند و در صورت میل به قدرت نمایی، مهار آتش آنها بسیار مشکل است. این جنگ افزارها در طول جنگ جهانی دوم، به دلیل پنهان بودن از دید دشمن، نیروی دریایی انگلیس رابه زانو در آورده بودند. در ژاپن و شمال افریقا نیروهای آلمان نازی با در اختیار داشتن این سلاح ها سلطه خویش را بر دریاها اعمال می کردند.

هواپیمای ضد زیردریایی P-3 اوریون
شوروی با در اختیار داشتن زیر دریایی های اتمی قادر بود در صورت بروز جنگ، ارتباط اروپای غربی را با آمریکا قطع کند. در جنگ فالکلند پس از انهدام رزم ناو بل گرانوی آرژانتين توسط اژدر یک زیر دریایی انگلیسی، کشتی های جنگی آرژانتين دیگر تا پایان جنگ نقش مهمی را ایفا نکردند. به منظور مقابله با این جنگ افزارها در صحنه جنگهای گذشته و آینده تدابیری اندیشده شده است. پی-3 اوریون از جمله سلاحهایی است که می تواند تا حدود زیادی در مقابل زیردریایی ها، هر قدر هم که پیشرفته باشند عرض اندام کند. هواپیما چند منظوره پی-3 بیش از 30 سال است که به طور پیوسته توليد می شود و تا کنون بیش از 700 فروند آن به خدمت ارتشها، آتش نشانی ها، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل و هواشناسی های کشورهای مختلف در آمده اند. از این لحاظ اوریون خود را تا مدت زیادی بی رقیب می دانست. طراحی اولیه بدنه و نحوه اتصال موتورها به هواپیما تا امروز تقریباً بدون هیچ تغییر عمده ای حفظ شده است. همین عدم نیاز به تغییرات گواهی بر بی نقص بودن طراحی اوریون است. اما تجهیزات الکترونیکی این هواپیما همواره در حال تغییر و تکامل بوده اند. از این رو سازنده پی-3 در به کار گیری آنها به درخواست و سلیقه مشتری عمل می کند. انواع پیشرفته تجهیزات، این هواپیما را به سلاحی خطرناک در مقابل زیردریایی ها تبدیل می کند. اوریون با چهار موتور توربو پراپ از نوع T56-A-10 کمی شبیه هرکولس محصول دیگر لاکهید است. با توجه به سابقه طولانی لاکهید در به کار گیری این نوع موتورها می توان به این نکته پی برد که این شرکت به خوبی با مشکلات این موتورها که سایرین را متواری کرده، کنار آمده است. پس از روی کار آمدن موتورهای توربوجت شرکهای هوایی سریعا به استفاده گسترده از آنها روی آوردند ولی لاکهید و نیروی دریایی ایالات متحده به علت ويژگيهای منحصر به فرد این موتورها همچنان در طیف گسترده ایی آنها را به کار می برند. خوشبختانه شرکت توربین الکترا بزودی توانست معایب عمده این موتورها را رفع کند و تا به امروز تامین کننده موتورهای پی-3 باقی مانده است. طراحی اوریون به حدود 40 سال پیش و سال 1957 باز می گردد. نخستین پرواز این هواپیما در 19 آگوست سال 1958 انجام شد پس از چند پرواز آزمایشی، تغییراتی صورت گرفت که عمده ترین آنها کوتاه شدن بدنه به میزان 2/13 متر بود. سپس این هواپیما به تجهیزات متداول آن روزها مجهز شد و به عنوان گشت دریایی، خدمت خود را رسما در نیروی دریایی آمریکا آغاز کرد. در آن زمان تغییرات دیگری برای فروندهای بعدی در نظر گرفته شد. در سال 1962 چند تغییر دیگر به منظور کارآمدتر کردن این سلاح اعمال شده و پی-3 اوریون که پس از گذشت سالها هنوز هم در خدمت ناسا است، متولد شد. نخستین سفارش قطعی برای خرید 7 فروند از این هواپیما مربوط به سال 1960 می باشد. نیروی دریایی آمریکا متقاضی خرید 7 فروند وای پی-3وی-1 با موتور آلیسون-توربین الکترا شد که می توانست انواع بمب های عمق روی معمولی و هسته ای، اژدرهای ضد زیر دریایی و مین و راکت را حمل کند.

کابین نسبتاً پیچیده هواپیمای P-3 اوریون
ظرفیت سوخت این 7 فروند اولیه از 20631 لیتر در اولین سفارش تا 34826 لیتر در آخرین متفاوت بود، اما همگی 4 مخزن در بالها، هر بال 2 مخزن جداگانه، و یک مخزن بزرگ در امتداد بدنه داشتند که این الگو تاکنون حفظ شده است. استفاده همزمان از دو رادار جداگانه در جلو و عقب هواپیما و ترکیب هر دو رادار برای ارایه تصویری 360 درجه ایی، پی-3 را به مجهزترین سلاح ضد زیر دریایی آن روز تبدیل کرد، اگرچه این طرح به زودی لو رفت و شرکتهای دیگر نیز به استفاده از آن روی آوردند. نخستین پرواز این سفارش هفتگانه در 15 آوریل 1961 انجام شد و تا آوریل سال بعد در مجموع 2521 ساعت در 585 سورتی پرواز با این هواپیماها به صورت آزمایشی و آموزشی انجام شد. بلافاصله پس از ورود این هواپیما به خدمت از آنها در جنگ علیه کوبا استفاده شد. در جنگ ویتنام نیز آمریکاییها از این هواپیما به میزان زیادی استفاده کردند. ماموریت اصلی این هواپیما در آن زمان پوشش راداری شبانه بر فراز خلیج تونکین بود گشتهای متداول روزانه و حمایت از کشتیهای لجستیکی در برابر هجوم احتمالی زیردریاییهای شوروی نیز از ماموریتهای بود که این هواپیما بر عهده داشت. نکته جالب توجه این است که این هواپیماها از پایگاهای داخل خاک فیلیپین به پرواز در می آمدند. از آن هنگام پی-3 به طور منظم در عملیات مشابه برون مرزی مورد استفاده نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته و می گیرد و همواره به عنوان کشت ضد زیر دریایی، مین گذار دریایی، راهنمای زیر دریایی های خودی و هدف قرار دهنده اهداف دور به کار گرفته شده است.

هواپیمای P-3 اوریون در حال پرواز در معیت یک ناوچه آمریکایی
این هواپیماها گاهی برای ایجاد تغییرات آب و هوا و باران زا کردن ابرهای منطقه ای به کار گرفته می شوند. برای این کار پودر یدید نقره را در مقیاسهای زیاد توسط تجهیزات خاصی که در این هواپیما تعبیه شده است در میان ابرها می پاشند. قابلیت شرکت در عملیات جستجو و نجات، عکس برداری و نقشه برداری هوایی و حتی توانایی انجام ماموریتهای ترابری، اوریون را به هواپیمایی چند منظوره بدل نموده است. هم اکنون این هواپیماها در بیش از 30 پایگاه برون مرزی و درون مرزی آمریکا نشست و برخاست می کنند و حتی بارها توسط نیروهای چند ملیتی در مانورهای مشترک به کار گرفته شده اند. آمریکا تنها استفاده کننده از این هواپیماها نیست. اکثر کشورهایی که مرزهای آبی دارند از پی-3 به خوبی استقبال کردند و به میزان رفع نیاز دفاعی از این هواپیما خریده اند. نیوزلند اولین مشتری اوریون با سفارش 5 فروند پی-3 بی مجهز به مولد امواج صوتی کوتاه بود. کانادا 18 فروند و ژاپن که سرانجام در سال 1978 تصمیم به جایگزین کردن این هواپیما به جای نپتون گرفت مشتریان بعدی بودند.

هواپیمای P-3 اوریون در حال برخاست
ژاپن خط تولید این هواپیما را خریداری کرده و تا کنون بیش از 100 فروند از آن را تولید کرده است. پرتقال اسپانیا و تایلند خریداران دست دوم این هواپیما هستند. هلند، نروژ، ایران و پاکستان نیز هر کدام چند فروند پی-3 در اختیار دارند. انواع مختلف پی-3 اگر چه با قرار گرفتن حروف بزرگ و کوچک و شماره های متفاوت دسته بندی می شوند ولی عمدتاً تفاوت چشمگیری میان مدلهای مختلف مجود ندارد و می توان با تغییرات پیش بینی شده از سوی کارخانه سازنده هر نوع تغییر کاربردی را در انواع آن ایجاد کرد. پی-3 با حوصله ای که در خور هواپیمای توربو پراپ است، وجب به وجب منطقه را بازرسی و شناسایی و به محظ اطلاع از موقعیت زیردریایی مهاجم اقدام به شکار آن می کند. در طول عملکرد سی وچند ساله این سلاح موارد منفی از لحاظ فنی در مورد آن به چشم نمی خورد و همواره در انجام ماموریتهای محوله موفق بوده است. همین امر سبب شده است تا پرسنل زیر دریایی ها از هواپیمای پی-3 اوریون به عنوان کابوسی هولناک یاد کنند.
-----------------------------------------------------------------------------
منبع: http://air.blogfa.com


ماموریت این جنگنده می تواند شب یا روز برای حمایت از پیشروی نیروهای زمینی باشد. ماموریت دوم A-10 شناسایی و حمایت عملیات نیروهای ویژه (تکاوران) می باشد. تمامی این ماموریتها می توانند در ارتفاع بسیار پائین (چند متری) و یا ارتفاع بالا به خوبی هدایت و انجام شوند. عمده ترین ماموریت تاتدربولت حفظ برتری زمینی در ماموریتهایی از فاصله ی بسیار نزدیک می باشد.
نیاز نیروی هوایی بر جنگنده ای با قابلیت حمل حداکثر مهمات بود که بتواند در ارتفاع بسیار پائین پرواز کرده و ماموریت خود را در نهایت دقت انجام دهد. همچنین قابلیت مانورپذیری بالایی در سرعتهای پائین داشته باشد و در همان حال بتواند با دقت بسیار زیاد اهداف زمینی را مورد اصابت قرار دهد. ماموریت تاندربولت به نحوی تعیین گشت تا بتواند در سرتاسر جهان عملیات کرده و از پایگاههای ناآماده با حداقل سرویس اولیه قادر به پرواز باشد.
کابین A-10 از تیتانیوم ساخته شده و همچنین از مخازن سوخت خارجی نیز برای مداومت پرواز می تواند استفاده کند.
جنگنده ی A-10 قدرت مانورپذیری خوبی در سرعتهای پائین دارد و دقت بسیاری نیز در هدفگیری اهداف داراست. این جنگنده به راحتی می تواند در ارتفاع حدود 1000 فوتی یا 300 متری پرواز کرده و از فاصله ی 5/1 مایلی یا 5/2 کیلومتری اهداف (مانند تانکها یا خودروهای زرهی یا توپهای ضدهوایی) را مورد اصابت قرار دهد.
گستره ی عمل این جنگنده در یک نبرد بسیار وسیع است و می تواند از باندهای خاکی کوتاه و ناآماده به راحتی به پرواز درآید و بسیار نزدیک به خطوط مقدم، وارد عملیات شود. با استفاده از عینک پیشرفته ی مخصوص دید در شب، خلبان A-10 به راحتی می تواند در شب نیز به عملیات جنگی بپردازد.
A-10 جنگنده ای تک نفره، با فضای محدود بالهای کوتاه و با دو موتور در انتهای هواپیماست که از نوع توربوفن ساخت جنرال الکتریک TF-34-100/A می باشند. هر موتور تراستی برابر 9000 پوند ایجاد می کند. موتورهای در انتهای هواپیما نصب شده اند و بالاتر از سطح بالها قرار دارند. توپ بسیار قدرتمند 30 میلی متری ساخت جنرال الکتریک به نام A/A49E-6 در نوک دماغه نصب شده است. سیستم توپ به وسیله مکانیزم الکترونیکی کنترل می شود و می تواند به وسیله سیستم هیدرولیک هواپیما دوباره فشنگ گذاری شود.
سیستم های آویونیک هواپیما شامل سیستم ارتباط رادیویی و سیستم ناوبری (جهت یابی) و سیستم کنترل آتش و تسلیحات و هدفگیری دشمن است. همچنین یک عینک مخصوص دید در شب نیز وجود دارد. همچنین سیستم سربالا یا (Head Up System) نیز اطلاعاتی در مورد سرعت، ارتفاع پروازی و زاویه پروازی هنگام شیرجه به طرف زمین به خلبان می دهد. همچنین سیستم اخطارگر کاهش ارتفاع و سیستم قفل بر روی هدف (LASTE) یا (Low Altitude Safety and Targeting Enhancment) که امکان خطای هدفگیری را بسیار کاهش می دهد تعبیه شده است. در دماغه نیز سیستم جستجوگر لیزری بسیار دقیق، غلاف شناسایی نوری (Infrared) ، سیستم ضدعمل الکترونیک جهت انحراف موشکهای ضدهواپیما از جمله ی این تجهیزات است.
توپ بسیار قدرتمند و مهلک A-10 تا 3900 گلوله در دقیقه می تواند آتش کند و این گلوله ها حتا در ادواتی مانند تانکها و زرهپوش های دشمن به راحتی نفوذ می کنند. برخی از مهمات مورد حمل A-10 دارای سیستم هدایت بعد از پرتاب، ناوبری و محافظت در برابر عمل الکترونیک دشمن هستند که از این جمله می توان به موشک هوا به زمین AGM-65 (موسوم به ماوریک) و موشک هوا به هوای کوتاه برد AIM-9 (موسوم به سایدوایندر) اشاره نمود.
تاندربولت2 مجهز به سیستم دید در شب به نام NVIS (یا Night Vision Imaging Systems) است که به علت دارا بودن کاناپی (شیشه خلبان) وسیع، امکان دید بسیار وسیعی را در شب برای خلبان به وجود می آورد.
محفظه ی کابین خلبان از پوشش بسیار مستحکم و ضدزره تیتانیومی ساخته شده است که ضمن حفظ جان خلبان از ادوات کنترل پروازی نیز محافظت به عمل می آورد.
نوع طراحی بدنه ی A-10 امکان خوبی را برای نبرد نزدیک و دقیق با دشمن پدید می آورد. این بدنه به راحتی در برابر توپهای ضدهوایی 23 میلی متری مقاومت می کند و هیچگونه آسیبی به سیستم های آن وارد نمی شود. مخازن سوخت داخلی و خارجی هواپیما نیز از فوم های مخصوصی ساخته شده اند تا هواپیما پس از اصابت فورن مشتعل و منفجر نشود. همچنین سیستم هیدرولیک مضاعف به خلبان در مواقعی که سیستم هیدرولیک اصلی هواپیما از کار افتاده است کمک می کند تا بدون دردسر پرواز کرده و خود را به پایگاه برساند.
نوع طراحی ساده A-10 این کمک را می کند که به راحتی در پایگاههایی که امکانات محدودی دارند و نزدیک به خطوط دشمن هستند به سرعت سرویس و تعمیر شده و به عملیات بازگردد. بسیار از قطعات دوتایی این هواپیما نظیر موتورها، چرخ ها و سیستم نگهدارنده ی هواپیما در خط افق (Horizontal Stabilizers System)، به راحتی با یکدیگر قابل تعویض هستند.
اولین نمونه ی A-10 به تاریخ 1975 تخویل پایگاه هوایی Davis-Monthan شد. این جنگنده نقش بسیار حیاتی در حفظ توان زمینی نیروهای ائتلاف و آمریکایی در جریان عملیات طوفان صحرا ایفا نمود. A-10 ها در جریان آزادسازی کویت حدود 7/95 درصد عملیات موفقیت آمیز در انهدام تانکهای T-72 ، نفربرهای زرهی و توپهای ضدهوایی صدام به انجام رساندند که این در تاریخ جنگهایی هوایی یک رکورد دست نیافتنی محسوب می شود. در جریان عملیات طوفان صحرا، این جنگنده ها حدود 8100 سورتی پرواز جنگی انجام دادند و 90 درصد از موشکهای شلیک شده ی AGM-65 (ماوریک) توسط همین A-10 ها انجام پذیرفت.
جنگ خلیج فارس: ماموریتی ویژه برای تاندربولت
تجهیزات الکترونیکی جدید و ماموریتهای پیشرفته، حیاتی دوباره به A-10 بخشید. در مدت 5 سال در دهه ی 1970 ، نیروی هوایی ایالات متحده 3 نوع هواپیمای جدید تحویل گرفت که در آینده به قلب تپنده ی این نیرو در جنگهای آینده تبدیل شدند. نخستین آنها جنگنده ی موفق F-15 ایگل با توانایی بالا در همه گونه عملیات معرفی شد و جنگنده ی برتری هوایی ایالات متحده لقب گرفت. پس از آن F-16 موسوم به Fighting Falcon در سال 1978 وارد خدمت گردید و نقش های گوناگونی در عملیاتهای نظامی برعهده گرفت و سپس نوبت به معرفی A-10 یا Warthog (گراز زگیل دار) رسید که بعدتر به نام تاندربولت یا صاعقه شناخته شد.
چند دهه پس از آنکه بالهای پسگرا (رو به عقب) و دماغه های نوک تیز، نمای استاندارد ظاهری هواپیماهای جنگنده شده بودند، در سال 1976 جنگنده ی A-10 که تاندربولت2 (صاعقه) با ظاهر بسیار غیرمعمول خود تعجب همگان را برانگیخت؛ از میان ویژگیهای آن می توان بالهای ضخیم، مستقیم و دماغه ی پخ، حداکثر سرعتی که به سختی به هواپیمای P-51 ماستانگ جنگ جهانی دوم می رسید.
P-51 موسوم به ماستانگ
این هم پرواز زیبایی از P-51 به همراه A-10
دم دوتایی بسیار بزرگ و دو موتور توربوفن که در بالاترین بخش عقبی بدنه نصب شده بودند، اشاره کرد. این طراحی عجیب و بسیار غیرمعمول بی دلیل نبود. پس از جنگ ویتنام و به کار گیری هواپیماهای F-105 و F-4B در حمله به اهداف زمینی، A-10 اساسن به منظور حمله به اهداف زمینی و مقاومت بسیار بالا در برابر خسارتهای وارده از طرف آتشبارهای زمینی، طراحی و ساخته شد. به ویژه در دورانی که ایالات متحده در جنگ سرد با اتجاد جماهیر شوروی به سر می برد، تنها یک ماموریت ویژه برای A-10 ها در نظر گرفته شده بود: از بین بردن لشکر عظیم تانکهای بلوک شرق.
در آن روزها گروههای بی شماری از تانکهای T-62 و T-72 شوروی در آلمان شرقی و در نزدیکی مرز آلمان غربی و دیگر کشورهای اروپایی موضع گرفته بودند و در این سوی مرزها، صدها A-10 با موشکهای ضدتانک و توپهای 30 میلی متری مرگبار خود انتظار آنها را می کشیدند. این تقابل هنگامی به شکل حاد خود در آمد که نیروهای ارتش سرخ شوروی به سال 1968 کشور چکسلاواکی را اشغال کرده و دولت دمکراتیک آن را ساقط کردند و نظام کمونیستی خود را بالاجبار بر مردم آن کشور تحمیل کردند.
توان آتش A-10 تنها ویژگی این هواپیما نیست. مقاومت بسیار بالا در برابر پدافند شدید نیروهای شوروی می توانست تهاجم همه جانبه ی آنها را با تاخیر مواجه کند. مساله ی مهمی که با رسیدن نیروی هم پیمان حتا می توانست سرنوشت جنگ را بدون استفاده از سلاحهای هسته ای تغییر دهد. خلبانان این هواپیما که از نقش تاخیری خود به خوبی آگاهی داشتند، خود را به شوخی «سرعت گیر جاده» می نامیدند.
نیاز به هواپیمای ضدتانک هیچگاه انکار نمی شد ولی در مورد اینکه آیا A-10 می تواند این وظیفه را برعهده بگیرد یا خیر، مباحث بسیاری درگرفت. مقامات بلندپایه ی نیروی هوایی تمایل داشتند برای انجام این ماموریت، گونه ی بهسازی شده ای از F-16A را جایگزین A-10 کنند و پس از پایان جنگ سرد و پیروی ایالات متحده، شایعاتی ایجاد شد تا این جنگنده را به گورستان هواپیماها بفرستند. این شایعات هیچگاه از سوی مقامات رسمی تایید نشد، ولی شواهد بسیاری بر این مدعا وجود داشت. برنامه ی تمرینات پروازی خلبانان A-10 کاهش یافته بود و حتا به نیروهای تحت تعلیم در پایگاههای هوایی گفته شد که در آینده برنامه های آموزشی آنها تغییر اساسی خواهد کرد.
اما وقوع جنگ سال 1991 در خلیج فارس و نمایش تماشایی و بسیار پرقدرت A-10 ها در از بین بردن صدها دستگاه تانک و خودروی زرهی صدام در جریان عملیات طوفان صحرا، نشان داد که طراحی این جنگنده بسیار دقیق و عاقلانه و کاملن منطبق با ماموریتهای محوله بوده است. A-10 ها در این نبرد حتا موفق به از بین بردن 2 فروند هلیکوپتر سنگین Mi-24 عراقی گشتند که از نظر آماری آنها را حتا از F-16ها نیز چابک و نیز برتر نشان می داد! A-10 ثابت کرد که جنگنده ای پرتوان و قابل اطمینان است.
گراز شب
در پائیز سال 1990 و هنگامی که شعله های جنگ در خلیج فارس زبانه کشید، نیاز به تغییراتی در A-10 ها آشکار گشت. زیرا این هواپیما را برای نبرد با نیروهای شوروی و آن هم در اروپا آماده کرده بودند. هنگامی که ارتش ایالات متحده در خلیج فارس درگیر جنگ شدید شبانه با واحدهای گارد ریاست جمهوری صدام شد، نیاز به A-10 بیشتر نمود پیدا کرد.. دو تن از فرماندهان عالیرتبه ی نیروی هوایی با یکدیگر گروهی از خلبانان داوطلب را آماده ی ماموریتی ویژه کردند: پرواز در میان نبرد در تاریکی مطلق. خلبانان از LCD های 6 اینچی رنگی متصل به جستجوگرهای مادون قرمز روی موشکهای هوا به زمین ماوریک خود بهره می بردند. هنگامی که خلبانان تمام موشکهای ماوریک خود را شلیک می کردند از منورهای روشن کننده استفاده می کردند. این گروه به همراه یک اسکادران دیگر با همین روش، تعداد بسیار زیادی از تانکها، نفربرهای زرهی و توپهای صدام را از بین بردند و به عنوان افتخاری بزرگ برای فرماندهان این عملیات، این گروه پروازی تمام ماموریتهای خود را با موفقیت کامل و بدون تلفات انجام داد. A-10 نام جدیدی به خود گرفته بود: «نایت هاگ» یا گراز شب. این موفقیتها و پیروزیهای چشمگیر در نبرد با عراق، نظر بسیاری از بدبینان و منتقدان را نسبت به این هواپیما تغییر داد.
A-10 در حال شلیک موشک AGM-65 (ماوریک)
خلبانان A-10 در جریان جنگ خلیج فارس، سپاسگذار مهندسانی بودند که با طراحی بی نظیر خود، مقاومت این هواپیما را در برابر ضربات وارده به بالاترین حد رسانده بودند به گونه ای که آنها می توانستند با هواپیمایی سوراخ سوراخ شده، سالم به پایگاه خود بازگردند.
بخشی از قابلیت هایی که این جنگنده را بی نظیر می سازد به قرار زیر است:
کابین خلبان A-10 با پوششی از تیتانیوم حفاظت می شود و سیستم های اضافی بیشتری نیز در محلهای گوناگون برای حفاظت بیشتر در برابر پدافند زمینی روی این هواپیما نصب شده است. موتورها که در قسمت عقبی بدنه و در بالاترین نقطه روی دو ستون نصب شده اند، ساخت جنرال الکتریک بوده و TF-34-100A نام دارند. که دارای نسبت کنارگذر زیاد و صدای کم بوده و به راحتی در منطقه ی جنگی قابل تعویض یا تعمیر هستند. خروجی این موتورهای مستقیمن بالای سکان افقی هواپیما قرار دارد و در نتیجه از آنها در برابر موشکهای ضدهوایی گرمایاب حفاظت می کند.
شیشه ی کابین خلبان 5/1 اینچ ضخامت دارد و گلوله ی 23 میلی متری ضدهوایی بر آن بی تاثیر است. این هواپیما قادر است تنها با یکی از 2 دم انتهایی خود به پرواز ادامه دهد. سوخت در مخازن جاسازی شده در قسمت ارابه ی فرود حمل می شود و در نتیجه در صورت صدمه دیدن بالها، خطری مخازن سوخت را تهدید نمی کند زیرا در همه ی جنگنده ها، سوخت در محفظه ی درون بالها ذخیره می شود. مخازن سوخت همچنین از سیستم های ضدحریق بسیار کارآمد بهره می جویند. برای مثال در چندین مورد، مخازن سوخت هواپیما دچار آتش سوزی شده بودند و خدمه تنها زمانی از این موضوع آگاه شده بودند که هنگام تخلیه ی مخازن با تفاله ها و ته نشین های کربنی برخورد کرده بودند. این امر کارایی بسیار قدرتمند سیستم های ضدحریق را ثابت می کند.
در عملیات طوفان صحرا، دو خلبان A-10 که سیستم های هیدرولیک هواپیمایشان به شدت صدمه دیده بود، توانستند با کمک سیستم های دستی به سلامت به سمت پایگاه بازگشته و بر زمین فرود آیند. این سیستم های دستی، سیستم های هیدرولیک را قطع کرده و هدایت با سیم (هدایت مکانیکی) را ممکن می سازند. همچنین خلبان دیگری موفق شد در حالی که 2 تیر از 3 تیر طولی نگهدارنده ی اصلی بال هواپیمایش به شدت آسیب دیده بود به سلامت فرود آید.
یک خلبان دیگر پس از اینکه هدف 4 گلوله از یک سلاح بسیار قدرتمند ضدهوایی 57 میلی متری قرار گرفت و در بدنه ی هواپیمایش 378 سوراخ ایجاد شد، توانست به راحتی به پایگاه خود بازگردد. کاری که بدون وجود صفحه ی محافظ بسیار قدرتمند تیتانیومی، ناممکن بود.
امروزه A-10 که اساسن برای حمله به اهداف زمینی تغییرات و بهسازی های فراوانی را به خود دیده است، پا را از ماموریت اصلی خود فراتر برده است. A-10 هایی که امروزه پرواز می کنند، آنهای نیستند که در جنگ خلیج فارس برعلیه صدام به کار رفتند. شاید بد نباشد که این A-10 های جدید را A-10P معرفی کنیم تا نشان دهیم تا چه حد با پیشینیان خود متفاوت هستند. کلید اصلی این بهسازی ها را شاید بتوان در اضافه کردن سیستم های کامپیوتری هدفگیری بسیار دقیق و ایمن در شرایط پرواز در ارتفاع کم (LASTE) دانست. این سیستم ها در جنگ خلیج فارس نیز روی A-10 ها نصب شده بودند ولی در آن هنگام این تکنولوژی جدیدی بود که برای استفاده در میادین نبرد واقعی چندان مناسب نبود زیرا خلبانان تمرین کافی با سیستم های جدید نداشته بودند.
نصب این سیستم های کامپیوتری در جنگنده های امروزی بسیار رایج و متداول است. اگرچه A-10 به سیستم هایی نیاز داشت تا با کمک آنها بتواند از ارتفاعهای بالا نیز سلاحهای خود را به سوی اهدف شلیک نماید.
در جنگ خلیج فارس خلبانان از ترس پدافند پرحجم عراق، ارتفاع پروازی خود را در حدود 12 هزار فوتی حفظ می کردند. ارتفاعی که از برد بیشتر موشکهای شانه پرتاب عراقی نظیر سام7 بیشتر بود. اما در این ارتفاع دقت نشانه روی A-10 کاهش پیدا می کرد که این مشکل را با افزایش حجم شلیک و مهمات استفاده شده جبران می کردند. گاهی برای اطمینان از نابود شدن یک واحد توپخانه ی عراق، به پرتاب 12 بمب از 2 هواپیما نیاز ایجاد می شد.
توپ 30 میلی متری بسیار قدرتمند A-10 با قابلیت نفوذ در زره تانک و نفربر
خلبانان عملیات طوفان صحرا، ساعتهای زیادی را صرف یادگیری علوم پرتاب بمب و استفاده از LASTE های اولیه نمودند. این آموزشها، شامل اندازه گیری دمای محیط اطرف، غلظت رطوبت هوا در آن ارتفاع، زاویه ی شیرجه و محاسبه ی سرعت باد مخالف بود که به خلبان اجازه می داد تا تنظیمات سیستم نشانه روی را با شرایط محیطی سازگار کند. خلبانان به خوبی می دانستند که مجبور خواهند بود تا تمام این محاسبات را در چند ثانیه انجام دهند؛ درست هنگامی که دماغه ی A-10 به سوی زمین بود و هواپیما با سرعت به سمت هدف شیرجه می رفت. به هر حال خلبانان به سرعت مشغول فراگیری و کسب مهارت در انجام این محاسبات سخت و پیچیده شدند. اگرچه این محاسبات ذهنی در تمرینها بسیار سخت و طاقت فرسا بودند ولی کارایی خود را در طول عملیاتهای جنگی به خوبی نشان دادند. در واقع هیچ تکنولوژی دقیقی وجود نداشت و پرتاب دستی بمب در آن هوای ناآرام تنها به مهارت و هنر خلبان بستگی داشت. LASTE پایان تمام این مشکلات بود. قلب این سیستم، کامپیوتری است مشابه آنچه که در هواپیمای A-7 (موسوم به کروسیر2) از آن استفاده می شد. سیستم مورد نظر به طور منظم اطلاعات دریافتی از LCD های سربالا (Head Up Display) را پردازش می کند و خلبان تنها در مدت زمان شیرجه به سمت هدف، نشانگر هدف را روی آن متمرکز می سازد تا سیستم LASTE زمان مناسب برای شلیک سلاحها را به خلبان اعلام کند. هواپیماهایی که از هدایت دستی برای پرتاب بمب استفاده می کردند به این سیستم مجهز شدند و این آغاز تغییرات بود. قبل از نصب LASTE روی هواپیماهای A-10 ، خلبانان مجبور بودند برای حفظ آمادگی و دقت 300 تا 400 بار پرتاب بمب را انجام دهند تا به نتیجه ای مناسب دست یابند. ولی با نصب سیستم های LASTE یک خلبان تازه کار هم به راحتی می تواند به اهداف حمله کرده و آنها را منهدم کند. هم اکنون اگر یک A-10 به یک تانک حمله کند، تانک شانسی برای سالم ماندن نخواهد داشت. دقت در هدفگیری دیگر به مهارت خلبان بستگی ندارد و این کار تمامن به سیستم های کامپیوتری سپرده شده است و یک خلبان تازه کار همچون یک خلبان باتجربه می تواند در یک نبرد واقعی شرکت کند.
موشک AGM-65 (ماوریک) در حال نصب بر روی A-10![]()
برای برخی از خلبانان A-10 افزایش کارایی توپ 30 میلی متری پس از نصب سیستم LASTE بسیار شگفت آور است. پس از نصب LASTE کافی بود تا خلبانی نشانه گیر توپ را به سمت هدف مورد نظر گرفته و شلیک کند. با این سیستم به راحتی می توان از ارتفاع 15 هزار فوتی به اهداف شلیک کرد. گلوله ها از آن فاصله نیز بسیار موثر هستند و مهندسین A-10 بازهم در فکر افزایش این برد می باشند. LASTE با کمک سیستم کنترل دقیق وضعیت (PAC) یا (Precision Altitude Control) که به سیستم پایداری وضعیت SAS (معادل Stability Augmentation System) متصل است، دقت هدفگیری توپ را فوق العاده افزایش می دهد.
تفاوت بسیار قابل توجه اندازه ی گلوله ی A-10 با نوع استفاده شده در F-16
SAS سیستم استانداردی روی A-10 است و انجام مانورهای سنگین را در این هواپیما کنترل کرده و تسهیل می کند. بر خلاف F-16 که هدایت آن بدون سیستم های کامپیوتری تقریبن غیرممکن است، A-10 به طور طبیعی جنگنده ی پایداری است. علاوه بر LASTE از SAS هم می توان برای هدفگیری و شلیک کمک گرفت، زیرا نیرویی که توپ بسیار قوی هواپیما هنگام شلیک به بدنه ی آن وارد می کند بسیار زیاد است. سیستم شلیک سلاح در A-10 شامل چندین مرحله است: ابتدا سیستم PAC فعال می شود که اثر پرتاب ورودی از SAS را خنثا می کند و به خلبان امکان هدفگیری دقیق تر را می دهد. در مرحله ی بعد شلیک توپ آغاز می شود و با فعال شدن سیستم SAS هواپیما تقریبن بر روی هدف قفل می شود. به گفته ی یکی از خلبانان، پس از کشیدن ماشه ی شلیک توپ دیگر به راحتی نمی توانید تصمیم خود را عوض کنید! بلکه پس از کشیدن ماشه ی شلیک توپ بهتر است دیگر فقط شاهد نابودی هدف باشید.
پیش از نصب سیستم PAC ، خلبانان می توانستند پس از شلیک اقدام به هدفگیری دقیق کنند، ولی پس از نصب این سیستم، خلبانان با دقت هدفگیری کرده و سپس اقدام به شلیک می کنند. پیش از نصب سیستم LASTE به علت نیروی پس زنی شدید توپ، هواپیما تقریبن به این سو و آن سو پرتاب می شد و هدایت آن به سمت هدف بسیار مشکل می گشت. در آن هنگام از مشکلترین وظائف خلبان، حفظ خط آتش روی هدف بود. این مشکل حاد هم اکنون با نصب سیستم PAC برطرف شده است و پس از کشیدن ماشه، خط آتش کاملن روی هدف متمرکز خواهد شد.
علاوه بر سیستم هدایت خودکار هواپیما (Auto Pilot) که پروازهای طولانی مدت را برای خلبان، قابل تحمل تر می سازد، سیستم LASTE ایمنی بسیار بیشتری را برای خلبانی که با سرعت بالا به سمت هدف زمینی شیرجه می رود فراهم خواهد کرد. سیستم پیشگیری از برخورد با زمین (GCAS) یا (Ground Collision Avoidance System) خلبان را با صدای بسیار بلند از کاهش ارتفاع و احتمال برخورد با زمین آگاه می کند.
عینک دید در شب یا NVG
بهسازی دیگری که برای A-10 درنظر گرفته شده است، عینک دید در شب است. پیش از عملیات طوفان صحرا، خلبانان تمریناتی را برای عملیاتهای شبانه انجام می دادند ولی بخش اصلی تمرینات در روز انجام می شد. پس از نصب سیستم LASTE که نیاز به آن در جریان عملیات طوفان صحرا کاملن اثبات شد، نوبت به نصب سیستم های دید در شب رسید. خلبانان آمریکایی در نبرد با تانکهای گارد ریاست جمهوری عراق از سنسورهای خاصی بر روی موشکهای ماوریک خود برای دید در تاریکی یا دود و مه استفاده می کردند. این سنسورها دود یا حرارت ناشی از موتور تانکها یا حرارت ایجاد شده پس از شلیک در لوله ی توپ ها را شناسایی می کردند و سپس در LCD کابین خود موشک را بر روی هدف مورد نظر از فاصله ی 2 یا 3 کیلومتری قفل کرده و شلیک می کردند.
امروزه سیستم عینکهای دید در شب (NVG) یا (Night Vision Goggles) با کمک تجربیات ارزشمند بدست آمده از جنگ خلیج فارس بهبود بسیاری یافته اند. آزمایشات بلافاصله پس از جنگ آغاز شد و هم اکنون عینک دید در شب، جزو لاینفک و استاندارد A-10 هاست. با این حال سیستم NVG بی اشکال نیست. میدان دیدی که این عینکه به خلبان A-10 می دهد حدود 40 درجه می باشد که این محدودیت، خلبان را در ماموریتهای تهاجمی نزدیک به سطح زمین با مشکل و خطر جدی رو به رو می کند. بدیهی است که محدوده ی دید طبیعی بسیار بیشتر از محدوده ای است که با این عینکها در اختیار خلبان قرار می گیرد در نتیجه خلبان مجبور است به طور دائم سر خود را به اطراف بچرخاند که مشکلات دیگری پیش می آید. دید بد و ناکافی که افق را تیره و تار می سازد و موجب ایجاد سرگیجه می شود از مشکلات دیگر این عینک هاست. در ضمن خلبان باید در هنگام فرود یا سوختگیری هوایی این عینک را از روی صورت بردارد که این برای خلبانی که در تاریکی مطلق پرواز می کند به هیچ وجه خوش آیند نیست.
NVG ها معمولن با تقویت نورهای ضعیف محیط کار می کنند. یک شعاع نوری ضعیف می تواند برای سیستم های NVG کافی باشد و در مقابل نگاه کردن با NVG به ماه کامل در شب همچون نگاه کردن مستقیم به نور خورشید در وسط روز می تواند خلبان را به طور موقت ناتوان کند.
نمایی از دید ایجاد شده در شب در یکی از شبهای عملیات طوفان صحرا
در شبهای مطلقن تاریک و بدون نور ماه، خلبان می تواند با رها کردن منور، نور لازم را ایجاد کند. علاوه بر منورها از موشکهای ردیاب حرارتی نیز می تواند استفاده کند ولی مدت نوردهی آنها تنها یک دقیقه است. هر دو روش توجه دشمن را جلب می کند و از ایمنی عملیات به شدت می کاهد.. برای رفع این مشکل در آینده ی نزدیک خلبانان A-10 قادر خواهند بود از منورهای ویژه ای استفاده کنند که نوری از خود متصاعد می کنند که با چشم غیرمسلح قابل دیدن نیست ولی این منورها به وسیله ی خلبانانی که از NVG استفاده می کنند قابل دیدن هستند. راه حل دیگر منورهای موشکی هستند که هم اکنون در ارتش استفاده می شوند و نوری که از خود متصاعد می کنند با چشم غیرمسلح قابل دیدن نیست. خلبانان باتجربه ی جنگ خلیج فارس از بهسازی های A-10 برای عملیاتهای روزانه راضی بودند ولی بهسازی های مربوط به دید در شب برای آنها مهمتر می بوده است. خلبانان از سیستم های NVG در مجموع راضی هستند. این سیستم ها شب را تقریبن به روز تبدیل می کنند.
هنگامی که یک A-10 در نقش هواپیمای پیشرو انجام وظیفه می کند (Leader) با کمک یک نشانگر لیزری که بر روی انگشت خلبان نصب می شود می تواند هدف را به راحتی به دیگر نیروهای گروه هوایی نشان دهد. خلبان تنها کافی است با انگشت خود به سوی هدف اشاره کند و هر خلبان دیگری که NVG بر سر داشته باشد به راحتی هدف را شناسایی کند، حتا در شرایطی شعاع لیزری نیز دیده می شود.
در هنگام استفاده از نشانگرهای لیرزی، خلبانان عینکهای محافظ در برابر اشعه ی لیزر به چشم می زنند تا در صورت انعکاس اشعه ی لیزر، چشم آنها صدمه نبیند. از مزایای استفاده از این روش، حمله ی گروهی به یک هدف مشخص است. در گذشته ای نه چندانن دور، خلبانان با کمک خط آتش راکتهای شلیک شده از دیگر هواپیماها، هدف را شناسایی می کردند.
پذیرش هواپیمای A-10 و به خدمت گرفتن آن در ارتش، از سوی خلبانان حمایت می شود. خلبانان این هواپیما، عاشق پرواز با آن هستند و از این پرواز لذت بسیار می برند. یک خلبان A-10 می گوید: «برای من اصلن مهم نیست که این هواپیما چقدر زشت است، من به این هواپیما عشق می ورزم» (به نامی که خلبانان برای A-10 انتخاب کرده اند دقت کنید: گراز زگیل دار )
بهسازی های این هواپیما هنوز ادامه دارد. نصب سیستم مکان یابی جهانی (GPS) ، نصب سیستم ناوبری اینرسیایی (INS) از این جمله هستند. همچنین یک سیستم پردازش اطلاعات همانند آنچه که در F-15 و F-16 نصب شده است برای A-10 در نظر گرفته شده است که با کمک آن می توان اطلاعات ماموری;ت، مسیر پروازی و دیگر اطلاعات را پیش از انجام ماموریت به کامپیوتر دستگاه سپرد.
مدت زمان مورد نیاز برای انجام سرویس
مدت زمان استاندارد سرویس این هواپیما پس از 8000 ساعت است. هرچند که پس از اصلاحات انجام شده در سال 2005 این زمان به 12000 ساعت افزایش یافته است که انجام این اصلاحات مدت زمان در سرویس ماندن این جنگنده را تا سال 2016 تضمین می کند. اما با انجام تغییرات جدید اعمال شده، زمان سرویس تعمیراتی این هواپیما را بین 18000 تا 24000 ساعت افزایش خواهد داد و باعث خواهد شد این جنگنده تا سال 2028 همچنان در سرویس باقی بماند.
برخی مشخصات فنی A-10
ماموریت: پشتیبانی نزدیک از عملیات نیروهای زمینی
سازنده: Fairchild Republic Co.
پاور: دو موتور توربوفن ساخت جنرال الکتریک TF-34-GE-100
کشش: 9065 پوند برای هر موتور
طول بدنه: 53 فوت و 4 اینچ (16/16 متر)
ارتفاع: 14 فوت و 8 اینچ (42/4 متر)
طول دو سر بال: 57 فوت و 6 اینچ (42/17 متر)
حداکثر سرعت: 420 مایل بر ساعت (56/0 ماخ = 676 کیلومتر بر ساعت)
حداکثر وزن هنگام برخاست: 51000 پوند (22950 کیلوگرم)
برد عملیاتی: 800 مایل (1280 کیلومتر)
تسلیحات:
یک توپ بسیار قدرتمند 30 میلی متری GAU-8/A
تا 16000 پوند (7200 کیلوگرم) انواع تسلیحات در 8 مقر زیر بالها و 3 مقر زیر بدنه
قابلیت حمل انواع منحرف کننده های موشکهای ضدهوایی نظیر Flare ، Chaff و سیستم های پیشرفته ی اخلاگر الکترونیک
انواع راکتهای 75/2 اینچی (7 سانتی متری)
انواع بمب های سقوط آزاد نظیر MK82 و MK84 و MK77 و MK20 و بمب های سری CBU
موشکهای هدایت شونده ی تلویزیونی AGM-65 ماوریک
موشک هوا به هوای سایدوایندر AIM-9M
بمب های هدایت لیزری GBU10 و GBU12
قیمت: 13 میلیون دلار
---------------------------------------------------------------------
منابع: FAS
daneshju.ir/forum
هواپیمای بمب افکن B-52، بمب افکنی دور برد و در کلاس سنگین وزن است که می تواند گونه های مختلفی از ماموریت ها را به انجام برساند. این هواپیما قادر به پرواز در سرعت های بسیار بالا، البته زیر سرعت صوت و در ارتفاع بالغ بر 50,000 پا پرواز بوده و توانایی حمل بمب های هسته ای یا اتمی و همچنین بمب های معمولی را نیز دارد.هواپیمای بی 52 برای مدت بیش از 35 سال تنها بمب افکن دارای سرنشین سنگین وزن ایالات متحده بوده است. این بمب افکن، قادر به پرتاب و شلیک بیشتر سلاح های موجود است و حتی بدین صورت، بیم آن می رود که پس از به روز ساختن سیستم های اویانیکی و پیشرانه ها و دیگر قمست های آن، این هواپیما تا سال 2045 نیز در خدمت باشد. البته این بمب افکن آمریکایی را BUFF که مخفف عبارت Big Ugly Fat Fellow و به معنای مرد چاق گنده زشت است، نیز می نامند. اولین مدل هواپیمای بی 52 در سال 1954، اولین پرواز خود را انجام داده و مدل B آن نیز در سال 1955 وارد خدمت گشت. به طور کلی 744 بمب افکن بی 52 ساخته شده و آخرین گونه آن نیز که مدل H نامیده می شود، در سال 1962 تحویل شد. این بمب افکن استراتژیکی، دارای بردی برابر با 14,162 کیلومتر است که از این رو، هواپیمایی میان قاره ای یا کانتیننتال گفته می شود. البته این برد، در حالت بدون سوخت گیری هوا به هوا اندازه گیری شده است، و در غیر این صورت، برد این هواپیما، با سوخت گیری هوا به هوا می تواند نا محدود باشد. در این هواپیما، از مدل جی به بعد تغییراتی در شکل بدنه مانند کوتاه تر شدن سکان عمودی یا همان پایدار کننده عمودی آن داده شد.
هواپیمای بمب افکن بی-۵۲ در حال اوج گیری
-----------------------------------
نمایی زیبا از هواپیمای بی 52 در کنار هواپیمای بی ۲
-----------------------------------
این بمب افکن سنگین ساخت شرکت بوئینگ بوده و از هشت موتور توربوفن پرات اند ویتنی TF-33 هر یک با قدرت کشش بیش از 7000 کیلوگرم بهره می برد. بالاترین سرعتی که این هواپیما قادر به دستیابی به آن است، حدود 0/8 ماخ بوده که معادل 650 مایل بر ساعت نیز می باشد. هدایت این هواپیمای بمب افکن بر عهده 5 خدمه بوده که سیستم صندلی خدمه ها، از توانایی اجکت یا پرتاب کردن در مواقع خطر نیز برخودار است. لازم به ذکر است که قیمت تمام شده این هواپیمای غول پیکر، حدود هفتاد و چهار میلیون دلار می باشد.
در شرايطي كه هوز جنگنده هاي نسل پنجم به طور كامل وارد خدمت نشده اند نيروي هوايي آمريكا پروژه پژوهشي را شروع كرده براي بررسي طزاحي بمب افكن نسل هفتم B.3 اين بمب افكن قرار است براي سالهاي 2035 وارد ميدان شود شايد هم تا 2050 طول بكشد اين نويد آينده اي حولناك است چون پيشبيني بمب افكني براي دونسل آينده نويد دهنده ي رشد سريع تكنولوژيست اين بمب افكن قرار است بتواند هم با سرنشين و هم بدون سرنشين پرواز كند كامپيوتر ماموريت آن بايد بسيار باهوش باشد تا بتواند در برابر خطرات احتمالي از خود واكنش نشان دهد اين هواپيما به معناي واقعي ضد رادار است در ضمن سرعت پيمايشي آن هم بيش از 2.7 ماخ و تا 10 ماخ است(B.2 كه اكنون فعال است سرعتش زير سرعت صوت است) قرار است B.3 بتواند به هرنقطه اي از جهان در كمتر از سه ساعت و بدون سوختگيري هوايي برسد
و اما نياز هاي استراتژيك ببينيد آمريكا بيشترين بار مسوليت بمب افكنهايش بعهده ي بمب افكن هاي فوق سنگين B.52 است كه با وجودي كه ضد رادار نيست اما بيشترين ميزان محموله را ميتواند حمل كند براي ماموريت هايي كه نياز به سرعت عمل و پنهانكاري دارند از B.1 استفاده مي كند و در ماموريت هاي ويژه از B.2 بايد توجه كنيد نگهداري بمب افكنها بسيار هنگفت وهزينه بر است به طور مثال امسال در بودجه نيروي هوايي آمريكا قرار است بمب افكن هاي سبك F.117 را بازنشسته و از رده خارج كنند چون با وجود ارزش ضد راداريشان نگهداري آنها نميصرفد و يا آمريكا كلا 20 فروند بمب افكن B.2 سفارش داد(هركدام 2 ميليارد دلار) ولي هزينه كمر شكن پرواز آن(هر پرواز در حدود 1 ميليون دلار) باعث شد اكنون بيش از 12 فروند فعال نباشد كه آن هم تا حداكثر 2020 فعال خواهد بود بمب افكنهاي B.52 با وجودي كه بيش از 50 سال عمر دارند هنوز بصرفه ترين گزينه براي نيروي هوايي بشمار مي آيند و گفته مي شود تا 2050 هم در خدمت خواهند بود امكان زيادي دارد B.1 ها هم تا 2050 در خدمت باقي بمانند اما بمب افكنهاي B.2 باوجودي كه پيشرفته تر هستند بزودي از رده خارج خواهند شد بنا بر اين نيروي هواي تا سال 2030 الا 2050 نياز به جايگزيني بمب افكنهايش با يك بمب افكن فوق مدرن كه در عين كارامدي كم هزينه بوده و بتواند هم با خلبان و هم بدون خلبان پرواز كند و بدون محدوديت به هرجا برود
ديگر بحثي كه در مورد اين بمب افكن مطرح است امكان هوا فضا پيما بودن آن است يعني بتواند همچون شاتل ها از جو خارج شود كه در اين صورت اولين فضاپيماي مسلح خواهد بود يعني بتواند حتي ماهواره ها را نيز هدف قرار دهد و يا حتي كار شاتل هايي همچون X.33 را به انجام رساند
بايد توجه داشت بهر صورت اين بمب افكن چندان ارزان نخواهد بود چون فقط 35 ميليون دلار هزينه تحقيقات اوليه آن است
در مورد تسليحات گفته هاي در مورد افكان نصب ليزر هوابرد در آن براي نابودي اهداف(در مورد ليزر هوابرد بعدا شرح خواهم داد) ويا استفاده از امواج مايكرو ويو(HPM) در آن شنيده مي شود كه در صورت واقعيت بايد فيلم هاي علمي تخيلي با سلاح هاي ليزري را جدي بگيريم
بهرصورت B.3 پرنده اي خواهد بود كه اوج نبوق و خلاقيت را در خود داشته باشد و نمادي كامل از سلاح هاي جنگي حولناك در آينده اي كمتر 50 سال است.

این جنگنده تاکتیکی برخلاف جنگنده اف-5 با دو موتور، از یک موتور نیرومند اف 404 ساخت شرکت جنرال الکتریک با قدرت کشش یا کشش خشک استاتیکی معادل 18000 پوند بهره می برد. لازم به ذکر است این موتور یک از کارآمدترین وقابل اطمینان ترین موتورها در جهان بوده که در هواپیمای ناونشین اف-18 ای نیز مورد استفاده قرار می گرفت. جنگنده اف-20 را می توان یکی از سازگارترین هواپیماها از نظر جوی به حساب آورد. همچنین این جنگنده از ترکیب ویژگیهای جالبی برخوردار است که از آنها می توان به توانایی حمل بیش از 8300 پوند تسلیحات خارجی و 5 پایلون سوخت اشاره کرد. به علاوه این هواپیما قادر به حمل 6 موشک سایدوایندر در ماموریت های هوابه هواست. برای نبردهای هوابه زمین نیز 6800 پوند تسلیحات قابل حمل وجود دارد. دو توپ 20 میلی متری داخلی نیز جزو تجهیزاتی بوده که در اف-20 تعبیه شده بودند. همچنین از تجهیزات اویونک این جنگنده می توان به رادار چند حالته جنرال الکتریک، لیزر خودکار هانی ول، سیستم هد آپ دیسپلی یا دستگاه مربوط به هدفگیری و اطلاعات مربوط به آن که در شیشه کابین جلو خلبان تعبیه شده جنرال الکتریک، سیستم ها و نمایشگر های دیجیتالی و دستگاه های کنترلی بندیکس و سیستم ماموریت کامپیوتری تلدیان اشاره نمود.

هریک از موارد فوق نیز کارایی جالبی به این جنگنده داده است، برای مثال سیستم رادار چند حالته خلبان را قادر به شناسایی و یافتن و مسیریابی هدف در رسایی وبردی معادل 48 ناتیکال مایل می سازد همچنین سیستم ماموریت کامپیوتری هواپیما را در هماهنگ سازی و سازماندهی مهمات و تسلیحات جنگی یاری می نماید. لازم به ذکر است سیستم اچ یو دی هد آپ دیسپلی این جنگنده نیز قابلیت های جالبی را در زمینه مکان یابی و وضعیت استقرار سلاح ها در شرایط بحرانی را برای خلبان ودر سطح و رسایی چشم وی فراهم آورده است.

این امکانات خلبان را قادر به شناسایی صحیح هدف بدون نظر انداختن به پایین و نشان دهنده ها می سازد، چرا که تمام اطلاعات اعم از ارتفاع و سرعت در این صفحه نقش می بندند. نورثروپ در این طرح یک کاناپی وسیع و در عین حال جدید را طراحی نمود که میدان دید را نسبت به جنگنده های پیشین این شرکت نزدیک به 50 درصد افزایش داده بود. توسعه در زمینه جا و وضعیت سر نیز هرچه بیشتر و بیشتر به وضعیت دید خلبان می افزود چرا که این مسایل در شرایط بحرانی بسیار موثر و تعیین کننده هستند. از ویژگی های مثبت آیرودینامیکی این جنگنده می توان به بزرگتر نمودن زائده روی بال ها اشاره کرد که 30 درصد برا را برای مانورهای گوناگون افزایش می داد.

شکل دماغه نیز جنگنده را برای انجام مانورها در ارتفاعات بالاتر از طرف لبه حمله خود توانا می ساخت. بدنه هواپیما نیز قادر به مقاومتی به نسبت 9 جی یا شتاب گرانشی زمین بود. جنگنده اف20 برای نگهداری نیز ساده و قابل اطمینان بوده و در مقایسه با جنگنده های همزمان از درجه بهتری برخوردار بود. اف-20 حدود 53 درصد از سوخت بهینه تری برخوردار بوده و کم مصرف تر به حساب می آمد و 63 درصد از نظر عملیات نگهداری مقرون به صرفه تر بوده و به این شیوه از چهار نظر قابل اطمینان به نظر می رسید. حداکثر سرعت این هواپیما 2 ماخ و از سقف پروازی نزدیک به 20 کیلومتر برخوردار است که مشخصاتی بسیار مطلوب برای یک شکاری محسوب می شوند.



اسراییل بعد از تحویل گرفتن نخستین هواپیمای F_16I اقدام به فروش تعدادی از هواپیماهای قدیمی اما بهینه سازی شده به کشور رومانی نمود و در حال حاضر با توجه به اینکه تعداد قابل توجهی از هواپیماهای شناسایی RF_4 اسراییل از خدمت خارج شده اند و تعداد دیگر در آستانه بازنشستگی قرار دارند تصمیم بر آن گرفته شده است تعدادی از هواپیماهای قدیمی F_16 با تغییر کاربری به هواپیماهایی با قابلیت انجام ماموریت های شناسایی و تجسسی تبدیل شوند
منبع: http://www.israeli-weapons.com/weapons/aircraft/f-16i/F-16I.html
http://aerospacetalk.ir/forum/topic6597.html

حدود ۴۰ سال پيش اكثر پروژه هاي نيروي هوايي آمريكا براي ساخت هواپيماهاي جنگنده كوچك با قدرت مانور بالا بود ولي چندي بعد (حدود يك دهه) شيوه هاي طراحي تغيير كرد و ديگر طراحان و مهندسان توجه خود را به مسايلي مانند سرعت زياد، ارتفاع بالا و تقويت سيستم هاي راداري متمركز ساختند تا هواپيماهاي جنگنده كمتر از تهديدات دشمن بيم و هراس داشته باشند.
اين مشخصات را به خوبي مي توان در جنگنده
F-4 آمريكايي ساخت شركت مك دانل داگلاس ملقب به شبح «phantom كه كشور ما هم چندين فروند از اين مدل را داراست» ديد. هواپيماهاي جنگنده F-4 يكي از بازوان پرتوان نيروي هوايي آمريكا در زمان جنگ ويتنام بودند و نكته قابل توجه استفاده دومنظوره از آنها بود زيرا F-4ها علاوه بر نيروي هوايي به نيروي دريايي نيز كمك مي كردند.
طراحي F-4 در ابتدا طرحي براي ساخت يك هواپيماي رهگير شكاري بود و به همين علت موتورهاي قوي جت (نسبت به زمان خود)، سرعت اوج گيري بالا و قدرت حمل موشك هاي هدايت شونده، همگي مسايلي بودند كه مهندسان براي يك هواپيماي رهگير در نظر گرفته بودند تا
F-4 بتواند در ارتفاعات بالا هواپيماهاي پايين تر از خود را هدفگيري كند.
البته در جنگ ويتنام هواپيماهاي F-4 تنها در نقش جنگنده عمليات انجام دادند. رقيب بسيار سرسخت آن زمان هواپيماي F-4، هواپيماي ميگ (Mig-21) روسي بود كه البته F-4ها توانمندتر بودند.
بعد از جنگ ويتنام طراحان آمريكايي شروع كردند به رفع نقايص F-4ها تا بتوانند نسل جديدي از هواپيماهاي جنگنده را معرفي كنند زيرا چندين فروند F-4 در جنگ نابود شده بود. مشكلات و نواقصي مانند شناسايي سهل و آسان رادارهاي دشمن، برد و ديد كم راداري كه اين امر باعث مي شد تا خلبانان براي نشانه گيري و هدف يابي به نزديكي هدف بيايند و شليك كنند كه باعث مي شد تا پدافندهاي دشمن آنها را شناسايي و نابود كنند اين مشكلات به نسبت در هواپيماهاي جنگنده بعدي كمتر ديده مي شود (به عنوان مثال در جنگنده هاي F-14 و F-15)
در هواپيماي جنگنده F-15 خصوصيات ديد راداري بسيار وسيع (۳۶۰ درجه حول هواپيما)، قدرت مانور بسيار بالا و سرعت مافوق صوت باعث شد تا لقب عقاب را بگيرد و يكي از محبوب ترين هواپيماهاي نيروي هوايي آمريكا شود كه نسبت به هواپيما F-4 بسيار پيشرفته تر، سريع تر و بلندپروازتر بود. F-15 جزو اولين هواپيماهايي بود كه با موشك هاي مدرن اسپارو (Sparrow) تجهيز شد. در تمامي موارد F-15 نسبت به F-4برتري داشت به جز يك مسئله و آن هم هزينه سنگين ساختش بود.
|
|
|
|
اين جنگنده مي تواند با سرعت ۵/۲ ماخ در ارتفاع ۶۵ هزارپايي پرواز كند.باز هم بعد از مدتي نيروي هوايي آمريكا با صرف بودجه هاي هنگفت ، براي رفع تمامي نيازهايش،به فكر ايجاد قوي ترين نيروي هوايي دنيا افتاد و سريعاً شركت هاي بزرگ صنعت هوافضا را «البته تنها شركت هاي آمريكايي» مانند بوئينگ، لاكهيد مارتين، نورثروپ، مك دانل داگلاس و... را دعوت به همكاري كرد و با ايجاد رقابت هاي سخت ميان آنها به هدفش رسيد.

نيروي هوايي آمريكا به اين شركت ها اعلام كرد كه طرح هاي مفهومي (Concept) بهترين جنگنده اي را كه مي توانند بسازند، اعلام كنند. در مدت كمتر از يك سال چندين طرح از هر شركت به نيروي هوايي ارايه شد كه از ميان آنها طرح YF-16 از شركت جنرال دايناميك و YF-17 از شركت نورثروپ برگزيده شدند.
طرح YF-16 داراي يك موتور توربوفن بود و وزن كمي داشت در صورتي كه YF-17 دو موتور جت داشت كه از YF-16 سنگين تر و طويل تر بود.
بعد از چانه زني هاي فراوان بين طرح هاي موجود سرانجام در سال ۱۹۷۶ طرح F-16 بر F-17 غالب آمد و نيروي هوايي آمريكا به عنوان جنگنده اي براي آينده با آن موافقت كرد.
در آن زمان هم نشريات آمريكايي موضع گيري جالبي در مقابل F-16 نشان ندادند و طراحان شركت جنرال دايناميك براي بهتر جلوه دادن اين هواپيما نهايت سعي و تلاش خود را انجام دادند تا در مقابل تهديد لغو قرارداد ساخت F-16 پايداري كنند. به عنوان مثال يكي از مهم ترين رقباي F-16 در يگان هوايي آمريكا هواپيماي F-15 بود كه مهندسان شركت جنرال دايناميك براي صرفه جويي در هزينه ها در ساخت بدنه F-16تنها دو درصد از فلز تيتانيوم استفاده كردند در صورتي كه ۲۵ درصد وزن بدنه هواپيماي F-15 از تيتانيوم ساخته شده است.
يك سامانه هدايت الكتريكي پيشرفته
(Fly-by-Wire) پيشرفته در اين هواپيما كار خلبان را بسيار آسان تر كرده است. يكي از مهم ترين نكات هواپيماي F-16 نسبت تحمل بار زياد به وزن كم بدنه است كه مي تواند مقدار زيادي از تسليحات جنگي را در هر پرواز با خود حمل كند.
كابين خلبان بسيار پيشرفته است و ديد بسيار خوبي حتي نسبت به پشت سر دارد و به گونه اي مي توان آن را نوعي جديد از طراحي دانست كه در آينده در هواپيماي F-22 نيز استفاده شد.

شركت جنرال دايناميك با انعقاد قراردادي در
۱۳ ژانويه سال ۱۹۷۵ با نيروي هوايي آمريكا موظف شد كه يك نمونه ابتدايي عملياتي از F-16 بسازد طراحان به گونه اي براي ساخت اولين مدل سعي و تلاش كردند كه از آن مي شد به عنوان يك هواپيماي چند منظوره «نبردهاي هوا به هوا و هوا به زمين» استفاده كرد.
نسبت به هواپيماهاي زمان خود سبك وزن بود و نمونه اوليه آن با نام F-16A تنها ۱۵۶۰۰ پوند وزن داشت كه باز هم در مدل هاي بعدي (B و C و D) تغييرات ديده مي شود. از مدل A ۲۰ فروند ساخته شد كه تمامي آنها تك سرنشينه بودند.
نيروي هوايي سريعاً به فكر تربيت خلبانان ماهر براي هدايت اين جنگنده افتاد و به همين علت مدل B دو سرنشينه ساخته شد.
اولين پرواز هواپيماي جنگنده F-16A در دسامبر سال ۱۹۷۶ انجام شد و اولين نمونه عملياتي آن در ژانويه سال ۱۹۷۹ تحويل اسكادران ۳۸۸ پايگاه هوايي هيل (Hill) در ايالت يوتا شد.
|
|
مدل هاي بسيار متنوعي از آن ساخته شد. مدل هاي C و D جايگزيني براي هواپيماهاي اوليه A و B بودند كه تنها تفاوتشان در سيستم هاي ايونيك (الكترونيك پرواز) و سيستم هاي راداري بود. در مدل هاي C و D رادارها بسيار پيشرفته تر شدند و تسليحات و موشك هاي مدرن بر روي هواپيما نصب شد و تا نوامبر سال ۱۹۸۱ تمامي آنها به نيروي هوايي تحويل داده شد.
همان طور كه مي دانيد يكي از مهم ترين قسمت هاي طراحي هواپيما موتور آن است. براي ساخت موتور نيز از شركت هاي مجرب موتورسازي جنرال الكتريك و پرت و ويتني دعوت به همكاري شد. F-16 يك موتور بود و به همين علت بايد از يك موتور بسيار پرقدرت استفاده مي شد مدل هاي F-100 از شركت پرت و ويتني و F-116 از جنرال الكتريك پيشنهاد شدند كه هر دو توربوفن هستند و بازدهي خوبي دارند هركدام از آنها حدود ۱۲۱۵۰ كيلوگرم نيروي پيشران توليد مي كنند تا با چنين قدرتي سرعت هواپيما به دو ماخ (حدود ۱۵۰۰ مايل در ساعت) برسد.
برد پروازي ۳۹۰۰ كيلومتر براي يك بار سوختگيري نشان دهنده مصرف نسبتاً پايين سوخت آن است. تمامي F-16ها مجهز به يك مسلسل M61A1 هستند كه مي تواند ۵۰۰ تير در دقيقه (هشت تير در ثانيه) شليك كند. آويزگاه هاي خارجي بر روي بال ها و بدنه اصلي مي تواند در هر پرواز چندين موشك را با خود حمل كند كه براي معرفي تسليحات قابل حمل توسط يك F-16 احتياج به چندين صفحه روزنامه است.
در كل يكي از بهترين هواپيماهاي جنگنده است كه نيروي هوايي آمريكا تمامي آنها را براي ورود به قرن جديد پيشرفته تر و به روز (Update) كرده است.
مشخصات :
وظیفه : جنگنده چند منظوره
مبنای قدرت : یک موتور توربوفن
نیروی پیشران : 12150 کیلوگرم
پیشینه وزن برخاستی : 16875 کیلو گرم
طول : 12.8 متر
ارتفاع : 2.8 متر
فاصله دوسر بال : 9.8 متر
سرعت : دو ماخ
سقف پرواز : 15000 متر
برد : 3900 کلیومتر
برای رفتن به آرشیو هواپیماهای ایالات متحده آمریکا اینجا کلیک کنید.
برای رفتن به آرشیو هواپیماهای روسیه اینجا کلیک کنید.
برای رفتن به آرشیو هواپیماهای متفرقه اینجا کلیک کنید.
|
هواپیمای SR-71 از سیستم پس سوز تمام وقت و مستمر بهره می برد، که این به این معنی است که برای عملیات خنک سازی خروجی موتورهای آن تدابیر ویژه ای باید برای جلوگیری از ذوب شدن آنها در نظر گرفته شود. قسمت خروجی در حالت توربوجت نقش پس سوز و در حالت رم جت نقش اتاقک احتراق موتور رم جت را که در آن مخلوط هوا و بنزین محترق به طرز بهینه ای می گردد، ایفا می کند. |
در اوایل دهه شصت میلادی، یعنی همان زمانی که کارائی ضعیف هواپیمای U-2 بر همگان آشکار گردید، ایالات متحده آمریکا تصمیم به جایگزین سازی هواپیمایی کاراتر، قدرتمند تر و با قابلیت های بالاتر به جای هواپیمای U-2 گرفت. نتیجه تمام تحقیقات و بازنگری ها، هواپیمایی موسوم به SR-71 و در حقیقت همان پرنده سیاه محصول شرکت لاکهید شد که به راستی در آن سال ها می توان آن را هواپیمایی «جلوتر از زمان» نامید. هواپیمای لاکهید مارتین اس آر-71 که لقب آن بلک برد یا پرنده سیاه است، ترسناک ترین و مخوف ترین هواپیمایی است که تا کنون به دست بشر ساخته شده است. این هواپیمای جاسوسی، یکی که از سریع ترین هواپیماهای در حال خدمت جهان نیز می باشد، در ابتدا از آن به نام یا کد YF-12A یاد می شد. این هواپیما از دو موتور پرات اند ویتنی J-58 توربوجت به قدرت حدود 14.740 کیلوگرم برای پرواز بهره می برد. این هواپیما محصول سال شصت و چهار میلادی و با طراحی سر مهندس شرکت لاکهید، یعنی کلی جانسون است. طول بال های آن به 17 متر و طول خود هواپیما به 32 متر می رسد. این هواپیما در صورت تسلیح کامل می تواند 77 تن وزن در هنگام برخاست خود از زمین داشته باشد که اندازه قابل توجهی است.حداکثر سرعت آن به 3,200 کیلومتر بر ساعت رسیده و سقف پروازی آن 80,000 پا یا 25 کیلومتر می باشد. حداکثر برد این هواپیما 4,800 کیلومتر است و بالهای آن تماماً از تیتانیوم مقاوم در برابر حرارت ساخته شده است. کلاً تعداد تولیدشده از هواپیمای بلک برد به حداکثر 35 فروند می رسد.

هواپیمای جاسوسی SR-71، سلطان سی ساله آسمان ها
ضمناً خدمه این هواپیما از دو نفر تشکیل می شود. خلبانان برای پرواز در چنین هواپیمایی نباید از 25 سال کمتر و از 35 سال سن بیشتر داشته باشند. این هواپیما، نه تنها جایگزینی برای U-2، بلکه تحولی نوین در عصر خود به شمار می آمد، چرا که مهندسی و طراحی پیشرفته آن موجب شده بود کشورهای دیگر تا مدت ها متحیر و شگفت زده بمانند. این هواپیما، برای اولین بار از موتورهایی ملقب به «توربو-رم جت» استفاده می کرد که پیشرانه ای مرکب از دو موتور توربوجت و رم جت بود؛ دلیل استفاده از این موتورها چنین بود که به علت اینکه این هواپیما می بایست در سرعت بالایی، در حدود 4 برابر سرعت صوت به عملیات و یا کروز و گشت زنی بپردازد، باید به همین دلیل چون موتورهای توربوجت به کار رفته در جنگنده های معمولی توانایی کارکرد در سرعت های بالا را نداشتند، موتورهایی از نوع رم جت باید به کار می رفتند.

هواپیمای جاسوسی SR-71 بلک برد در حال پرواز
اما اشکال کار در اینجا بود که موتورهای رم جت برای روشن شدن و عمل نمودن، به سرعت های بالای 1 ماخ احتیاج داشت و طبیعتاً در صورت به کاربردن چنین موتوری، این هواپیما می بایست از هواپیمایی مادر برای رسیدن به چنین سرعت هایی بهره می برد و برای فرود نیز مشکلاتی در سر راه بود و در حقیقت، هدف از ساختن این هواپیما، هواپیمایی مستقل از هر منبع و قابل عملیات در هر سرعتی بود. در نتیجه، از این جا بود که کارشناسان به فکر یافتن راه چاره برای این مشکل افتادند که تنیجه همان ابداع موتور «توربو رمجت» بود. در نتیجه ی فکر به وجود آوردن چنین پیشرانه پیچیده ای، این مسولیت سنگین به شرکت با سابقه پرات اند ویتنی واگذار شد که سرانجام اولین موتور توربو رمجت جهان با کد J-58 که این موتور در حقیقت همان هسته مرکزی کل پیشرانه ی به کار رفته است، وارد عرصه خدمت گردید.

موتور توربو رمجت J-58 ساخت شرکت پرات اند ویتنی
در موتورهای توربو رمجت، در حقیقت موتوری توربوجت در داخل محفظه ای لوله ای شکل که همان ساختار اصلی موتور رمجت باشد، جای گذاری می شد. طرز کار آن نیز بدین گونه بود که درچه هایی در داخل محفظه ی موتور قرار داشتند که جریان عبوری هوا را از حالت های: 1- گذر از داخل هسته موتور یا همان موتور توربوجت یا 2- گذر از کنار هسته موتور کنترل می کردند. در سرعت های پایین، این دریچه ها بسته شده و جریان هوا ناچار از داخل موتور توربوجت عبور کرده در نتیجه هواپیما قادر به سرعت گیری و تولید نیرو برای برخاست و رسیدن به ارتفاع و سرعت مناسب می شد، تا زمانی که شرایط لازم برای روشن شدن موتور رمجت فراهم شود.

هواپیمای جاسوسی SR-71 بلک برد در حال تاکسی به سمت باند
پس از بدست آوردن شرایط مناسب، درچه ها باز شده و هوا از کنار موتور توربو جت عبور کرده و به دلیل به وجود آمدن پدیده رم افکت در سرعت های بالا، هوا متراکم شده و به انتهای موتور یا در حقیقت همان قسمت پس سوز هدایت می شد. قسمت انتهای موتور در سرعت های پایین نقش پس سوز و در سرعت های بالا نقش محفظه احتراق موتور رمجت را ایفا می کرد. در این قسمت، هوای متراکم منفجر شده و دقیقاً همانند یک موتور رمجت در سرعت های بالا تولید نیرو می کرد، و همین ابداع، باعث شد که هواپیمای SR-71 به هواپیمایی با «سیستم پس سوز قابل عمکرد مداوم» تبدیل شود، یعنی درست بر خلاف هواپیماهای دیگر که در صورت استفاده از پس سوز، نمی بایست مدت زمان آن از پنج دقیقه تجاوز نماید، زیرا در غیر این صورت خروجی موتور ذوب شده و موتور از کار کردن باز می ایستاد.

هواپیمای جاسوسی SR-71 بلک برد در حال برخاست با پس سوز های روشن
البته برای ایجاد ویژگی استفاده از پس سوز تمام وقت، تدابیر ویژه ای برای خنک سازی لحظه به لحظه ی موتور اندیشیده شده بود. در این جا لازم است به نکته توجه شود که ابتکار زیادی نیز در ورودی های موتور این هواپیما به کار رفته بود. اگر به ورودی های موتور این هواپیما بنگریم، شیئی مخروطی شکل را مشاهده می کنیم که در حقیقت همین قطعه است که موتور را از حالت توربوجت به رمجت و بالعکس تبدیل و مقدار جریان ورودی به موتور را کنترل می کند و اولین سیستم ورودی متحرک در جهان است که در حالت برخاست جلو آمده و در سرعت های بالا عقب می رود و بدین صورت امواج ضربه ای ناشی از حرکت با سرعت بالا را نیز کنترل کرده و هوای ساب سونیک یا زیر سرعت صوت را اگر چه خود هواپیما با سرعت بالاتر از سرعت صوت پرواز کند، وارد موتور می نماید.در سیستم این موتور، به دلیل حرارت بسیار زیاد، سوخت عادی مصرفی در موتورهای جت معمولی قابل استفاده نیست، به همین دلیل از سوختی ویژه با نام JP-7 استفاده می کنند که با استفاده از روش های مخصوص شیمیکال محترق گشته و قابل استفاده می گردد.

هواپیمای جاسوسی SR-71 بلک برد در حال برخاست
هواپیمای SR-71 به مدت بیش از سی سال با بالاترین سرعت به میزان 3.724 کیلومتر برساعت، رکورددار سرعت در تمامی جهان بود. این هواپیما، هم اکنون تنها برای کاربرد های تحقیقاتی در مورد لایه های فوقانی جو توسط سازمان هوا فضایی ناسا مورد استفاده قرار می گیرد و در حقیقت از سوی نیروی هوایی ایالات متحده، هواپیمایی بازنشسته محسوب می شود، اگرچه تاکنون، با فناوری پیشرفته ی به کار رفته در آن، رقیبی در خور رقابت با بلک برد یافت نشده است.