
Zoltán Dani (نام مجاري دني زولتان)، سرهنگ سابق ارتش يوگوسلاوي و فرمانده سابق آتشبار سوم تيپ 250 موشكي، موفق شد يك فروند F-117 Nighthawk آمريكا را در نزديكي روستاي Buđanovci در تاريخ March 27, 1999 و در خلال جنگ كوزوو ساقط نمايد. وي اين موفقيت بزرگ را توسط موشكهاي به روز شده SA-3 Goa بدست آورد. سرهنگ Zoltán Dani مدعي است كه آتشبارهاي تحت فرمان وي يك فروند F-16 آمريكا را هم ساقط كرده اند در حاليكه ناتو مدعي است اين جنگنده به علت نقص فني سقوط كرد. وي پس از گذشت 6 سال از زمان جنگ كوزوو (زمان انجام مصاحبه)، راضي شد تا با رسانه هاي غربي مصاحبه اي در باره چگونگي اين موفقيت بزرگ داشته باشد.
سرهنگ دني در طي مصاحبه خود گفت كه مورد هدف قرار گرفتن F-117 در يك شب بدون ماه ، توسط موشك SA-3 Goa و فقط سه روز پس از آغاز جنگ صورت پذيرفت. سرهنگ دني: "ما تغييرات كمي را براي ارتقاء سيستم موشكي دهه 60 خود جهت شناسائي Nighthawk انجام داديم". آتشبارهاي سام-3 وي داراي 4 سكوي پرتاب با طول 21 فوت و وزن 880 پاوند بودند. SA-3 در سال 1961 وارد خدوت شد و علي رغم اينكه دستخوش تغييراتي گرديد ولي تهديد جدي براي هواپيماهاي ناتو نبود.
سرهنگ Zoltan مثال خوبي است از اينكه چگونه يك فرمانده با قوه تخيل و ابتكار خود ميتواند با سلاحي قديمي موفقيتي بزرگ را بدست آورد. در حاليكه همقطاران سرهنگ Zoltan بشدت از اقدامات ضد الكترونيكي نيروهاي ناتو (بويژه آمريكا) روحيه خود را از دست داده بودند، وي هنوز باور داشت كه ميتواند سلاح قديمي خود را تبديل به سلاحي مرگبار نمايد. اقداماتي كه وي انجام داد و نتايجي كه وي گرفت هشداريست به تمام كسانيكه باور دارند "تكنولوژي برتر" به تنهائي عامل برتري در نبردها است. به غير از ساقط كردن 2 جنگنده، آتشبارهاي موشكي Zoltan موفق به ناكام گذاشتن دهها عمليات بمباران توسط شليك هاي غير منتظره موشكهاي دقيق خود شدند.
اين آن چيزيست كه وي انجام داد------------ Zoltan داراي حدود 200 سرباز تحت فرمان خود بود. وي شروع كرد به شناختن آنها، آموزش دادن سخت آنها و مطمئن شد كه هر كسي ميتواند انجام دهد آن چيزي را كه از او انتظار ميرود. اين سطح از كيفيت رهبري و فرماندهي براي بدست آوردن پيروزيهاي بزرگ ضروري بود. Zoltan بسياري از تكنيكهاي موثر را كه مورد انتظار خلبانان ماهر آمريكائي بود را بكار برد. البته خلبانان آمريكائي انتظار اين تكنيكها را داشتند اما انتظار روياروئي و مواجه نزديك با آنها را نداشتند زيرا قدرت رهبري و فرماندهي دشمن را ضعيف ميپنداشتند.
به عنوان مثال، Zoltan به خوبي ميدانست كه حريف عمده و قدر او HARM (موشك ضد-رادار) و سيستمهاي شناسائي الكترونيك به كار گرفته شده توسط آمريكائيها و البته موشكهاي دقيق هدايت شونده كه وي را نشانه گذاري كرده اند خواهد بود، از اين روي وي از خطوط ارتباطي زميني به جاي راديو يا موبايل استفاده كرد. وي حتي از پيك هائي پياده يا با خودرو استفاده ميكرد ولي همين عمل او باعث شد تا مردم با هوش بالاي سر او (اشاره به آمريكائيها) نتوانند به مكان او پي ببرند. رادارها و موشكهاي وي به طور مرتب تغيير مكان ميدادند بدين معني كه برخي از افراد او به طور دائم مشغول پيدا كردن سايتهاي جديد ، پياده كردن و سوار كردن تجهيزات خود بودند.
آتشبارهاي موشكي تحت فرمان وي در خلال 78 روز بمباران بي امان ناتو 100.000 كيلومتر براي مورد هدف قرار نگرفتن جابجا شدند! سربازان وي ميدانستند اين جابجائيها بسيار با اهميت است. نيروهاي صرب داراي جاسوساني در خارج از پايگاههاي هوائي ايتاليا، جايي كه بيشتر عملياتهاي بمباران از آنجا صورت ميگرفت بودند. وقتي هواپيماهاي تاتو TAKEOFF ميكردند بلافاصله اطلاعاتي شامل: زمان پرواز ، تعداد هواپيماها و نوع آنها به سايتهاي موشكي تحت فرمان Zoltan و ديگر آتشبارهاي موشكي ارسال ميشد.
Zoltan تمامي اطلاعاتي را كه ميتوانست از تكنولوژي استيلت آمريكائي و F-117 بدست آورد را فرا گرفت. اطلاعات طبقه بندي نشده زيادي موجود بود، وي ايده هاي خود را در جهت سرنگوني F-117 بر اساس يافته هاي اطلاعاتي خود بر اين اصل كه تكنولوژي قادر به مخفي سازي كامل F-117 از ديد رادار نيست بلكه آن را تا حد زيادي پنهان ميسازد توسعه داد و وي توانست تا حد زيادي به مكان F-117ها در آسمان پي ببرد. وي پي برد كه چگونه ميتواند رادارهاي خود را در جهت شناسائي F-117 به خوبي تنظيم نمايد. (در اين مورد وي توضيحات بيشتري نداد).
صربها همچنين داراي گروهي از مشاهده كنندهگان انساني بودند كه كارشان گزارش ورود جنگنده هاي ناتو به داخل صربستان و رديابي شان بود. اين جاسوسان و مشاهده كنندگان، Zoltan را قادر ساختند كه رادارهاي خود را در حداقل زمان و به صورت كمين روشن سازند. اين عمل باعث ايجاد مشكلات جدي براي سيستم جلوگيري از دفاع ضد هوائي دشمن امريكائيها SEAD براي شليك موشكهاي HARM كه نيازمند هدايت به سمت رادار روشن ميباشند ميشد. Zoltan هرگز حتي يك رادار را هم توسط موشكهاي HARM از دست نداد.
Zoltan از افراد نشانه گذار و هدف ياب جهت كوتاه كردن زمان روشن بودن رادارها استفاده برد، SA-3 موشكي است كه از زمين هدايت ميشود از اين روي بايد شليك غافلگيرانه اي به سمت هواپيماهاي آمريكائي قبل از به كارگيري jamming و يا مانورهاي فرار براي گمراه كردن موشك داشت. F-117 ساقط شده تنها 13 كيلومتر با محل پرتاب فاصله داشت. Zoltan همچنين اطلاعات ارزشمندي از دشمن خود كسب ميكرد. فرماندهان NATO غالبا هواپيماهاي خود را در مسيرهاي يكسان ميفرستاندن و سعي نميكردند تا كوشش كنند تا ميسر خود را تعويض كنند. اين اشتباه بزرگي بود زيرا ممكن بود شكار فرمانده زيرك و باهوشي همچون Zoltán Dani گردند.
دفاع ضد هوائي صربها تا آخر جنگ تهديدي بالقوه براي جنگنده هاي ناتو بود و آنها را مجبور ميساخت تا بالاتر از ارتفاع 15.000 فوتي جائيكه از حملات موشكهاي زمين به هوا در امان بمانند اما آن اندازه دور كه نتوانند نقش خود را در هدف قرار دادن اهداف زميني به درستي ايفا كنند. Zoltán Dani مي افزايد: آمريكائيها بسيار با غرور و از خود راضي وارد جنگ شدند و فكر ميكردند بدون هيچ مقاومتي از سمت ما، ما را نابود خواهند ساخت. در برخي موارد آماتور گونه رفتار ميكردند. وي اضافه ميكند كه نيروهاي صرب توانسته بودند به شبكه ارتباطي سري ناتو رسوخ كرده به طوريكه مكالمات خلبانان با هواپيماهاي نظارتي AWACS را شنود ميكردند !
Zoltán: من شخصا به صحبتهاي خلبانان آنها گوش ميكردم و مسير پروازي و نوع هواپيماهاي آنها را پيدا ميكردم !
واحد آتشبار Zoltán Dani هر ساله در سالروز سقوط F-117 توسط واحد آنها اين مراسم را با كيكي به شكل F-117 جشن ميگيرند. Zoltán Dani در حال حاضر به عنوان يك نانوا در روستاي خود Skorenovac مشغول به كار است. وي اصليتي مجارستاني دارد.
درسي كه Zoltán Dani داد اين بود: هرگز دشمن خود را دست كم نگيريد.
منبع: http://www.centralclubs.com

تعداد لانچرها : 150
تعداد موشكها : بيش از هزار فروند
ستون فقرات پدافند موشکی ضدهوائی ایران را سیستمهای پیشرفته HAWK تشکیل می دهند که تقریبا قادر به رهگیری و انهدام هر نوع هواپیمائی (از جمله جنگنده های پیشرفته آمریکائی) می باشد. طراحی و ساخت این موشک در دهه ۱۹۵۰ میلادی آغاز شد و در سال ۱۹۶۲ آزمایش شد و بعدا به تولید انبوه رسید و چندین بار در آن تغییراتی ایجاد شد تا آنجا که در سالهای کنونی تبدیل به یک سیستم ضد موشکی شده است. این سیستم در جنگ ۱۹۶۷ میان اعراب و اسرائیل و در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به خوبی عمل کرد و تعداد زیادی هواپیمای عراقی توسط این موشک سرنگون شد. ایران دارای تعداد زیادی موشک هاوک است که با چنین پدافندی در کنار توپهای قدرتمند ضدهوائی تقریبا هر نوع هواپیمای مهاجم محکوم به نابودی هست.
لازم به ذکر است که این موشکها در ردیف موشکهای برد متوسط ضدهوائی قرار داشته و در صورت ارتقا و نصب سیستمهای پیشرفته قابلیت رهگیری و انهدام موشکهای كروز و بالستیک را نیز دارد.
مشخصات این موشک عبارتند از :
كشور سازنده : ايالات متحده آمريكا
نوع ماموریت : انهدام انواع هواپیما در ارتفاع متوسط + انهدام موشكهاي كروز
طول : ۳.۸۱m قطر : ۳۸.۴cm
وزن : 635kg
حداكثر برد : ۲۴ الی ۴۰ کیلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : ۹.۱۴km
سرعت : ۲۶۵۰ کیلومتر در ساعت
نوع سیستم هدایتی : Radar directed semi-active homing
نوع سیستم هدایتی درون موشک : Semi-active homing
وزن کلاهک : ۱۳۶.۲ کیلوگرم
بازه زمانی شلیک : ۳ ثانیه
حسگرها : High power continuous wave radar (HIPIR)
Continuous wave acquisition radar (CWAR)
Pulse Acquisition Radar (PAR) and passive optical scan
قیمت هر موشک : ۲۵۰۰۰۰ دلار
هزینه ایجاد یک سایت موشکی هاوک با توجه به منابع اطلاعاتي آمريكا( هزینه موشکها در نظر گرفته نشده است) : ۴۵۰۰۰۰۰۰ دلار
----------------------------------------
موشك زمين به هواي سام-6 موسوم به گينفول

تعداد لانچرها : 50؟
تعداد موشك : ؟؟؟
موشك سام-6 را مي توان رقيب روسي هاوك دانست كه يك سر و گردن از آن قويتر است. پروژه ساخت اين موشك در دهه 1950 آغاز شد. اولين تست آن در سال 1961 انجام گرفت كه مشكلاتي از جمله نقص موتور آن آزمايش را ناموفق كرد. ولي سرانجام پس از رفع نواقص در سال 1966 با موفقيت آزمايش شده و سپس به توليد انبوه رسيد. در سال 1977 هم نوع ارتقا يافته اين موشك با موفقيت آزمايش شد كه تواناييهاي بيشتري نسبت به نوع قبلي دارا بود. در ضمن نوع مخصوص نيروي دريايي اين موشك با كد سام-ان-3 شناخته مي شود. به هر حال اين موشك هم اكنون نيز جزو خطرناكترين سيستمهاي پدافند ضد هوايي محسوب مي شود كه در صورت استفاده صحيح دقت آن تقريبا 100٪ است. لازم به ذكر است كه در جنگ 1973 بين اعراب و اسراييل ، مصر با استفاده تقريبا حرفه اي از اين موشك 64 فروند جنگنده اسراييل را تنها با شليك 95 موشك سرنگون ساخت!
مشخصات اين سام-6 عبارتند از :
كشور سازنده : شوروي سابق
نوع ماموريت : انهدام انواع هواپيما در ارتفاع متوسط + انهدام موشكهاي كروز
طول : 5.8 متر قطر : 33.5 سانتيمتر
وزن : 599 كيلو گرم
حداكثر برد : 24 الي 28 كيلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : 12 الي 14 كيلومتر
سرعت : 2.8 ماخ
وزن كلاهك : 59 كيلوگرم
بازه زماني شليك : 20 ثانيه
نوع سيستم هدايتي : semi-active radar homing
(on recently upgraded complexes TV/optical seeker introduced)
For protection aganst anti-radar missiles seeker of SAM can lock on target mid-air, after launch
-----------------------------------
موشك پيشرفته اس-200

تعداد لانچرها : 15
تعداد موشك : ؟؟
بی شک مخوفترین بخش موشکهای زمین به هوای ایران را موشکهای سام- 5 یا همان اس-200 تشکیل میدهند. این موشک با سرعت و دقتی رعب آور به سوی اهداف خود پرواز کرده و با دقت 100% آنها را از بین میبرد بی آنکه بتوانند کوچکترین عکس العملی از خود نشان دهند (حتی سریعترین جنگنده آمریکا یعنی اف- 15 توان فرار از چنگ این موشک را ندارد). طراحی و ساخت این موشک به دهه 1960 مربوط میشود (سام- 5 نوع پیشرفته تر سام- 2 میباشد) که بعد از گذشت 4 دهه هنوز هم جزو خطرناکترین سلاحهای جهان میباشد. در ابتدا سام- 5 یک پدافند ضد بالستیک بود که بعدا برای رهگیری هواپیماهای پرسرعت نیز از آن استفاده شد. برد این موشک در مدلهای پیشرفته 300 کیلومتر میباشد ولی نوع فروخته شده به ایران دارای بردی 200 کیلومتری است که باز هم فوق العاده هست! میتوان براحتی تجسم کرد که چگونه یک فروند اف- 15 (مدل ئی) آمریکا از فاصله 100 کیلومتری رهگیری شده و پس از مدت زمانی اندک خلبانش سوار بر هواپیما به لقاء ا... خواهد پیوست!
مشخصات این موشک عبارتند از :
کشور سازنده : شوروی سابق
نوع ماموریت : انهدام تمام هواپیماها در تمام ارتفاعات + انهدام موشکهای بالستیک
طول : 10.72 متر قطر : 85 سانتیمتر
حداکثر برد : 300 کیلومتر
حداقل برد : 17 الی 60 کیلومتر
حداکثر ارتفاع اثر : 41 کیلومتر
سرعت : 4 ماخ
نوع كلاهك : متعارف در مدلهاي دفاع هوايي و هسته اي در نوع ضد بالستيك
وزن کلاهک : 215 کیلوگرم
زمان لازم براي شارژ مجدد لانچر : 50 دقيقه
نوع سیستم هدایتی :
Each missile battalion has one 320 km range P-35M BARLOCK-B E/F-band target search and acquisition radar with an integral D-band IFF system, one 270 km range SQUARE PAIR H-band missile guidance radar, and six trainable semi-fixed single rail launchers.
رادارهای مورد استفاده هم عبارتند از :
http://www.fas.org/nuke/guide/russia/airdef/s-200.htm
--------------------------------
موشك زمين به هواي سام-2 موسوم به گايدلاين
تعداد لانچرها : 50
تعداد موشك : ؟؟؟
اين موشك كابوس خلبانان آمريكايي در جنگ ويتنام بود كه هواپيماهاي زيادي را سرنگون ساخت. طراحي و ساخت اين موشك به دهه 1950 باز ميگردد (نوع ارتقا يافته سام-2) و هدف از آن ايجاد يك پدافند چندگانه دفاع هوايي و هم ضد بالستيك بود كه در آن زمان حريفي نداشت. اولين آزمايش موفقيت آميز اين موشك در سال 1959 صورت گرفت كه بعدا تغييراتي در آن ايجاد شد. در سال 1964 كه آمريكا به ويتنام حمله كرد روسها كه مايل به جنگ رو در رو با آمريكا نبودند تصميم جالبي گرفتند و آن آموزش و تجهيز نيروهاي ويتنامي عليه آمريكا بود يا به عبارتي ديگر ميدان جنگ مبدل به يك مكان براي آزمايش سلاحهاي روسي و آمريكايي شده بود و در اين ميان ويتناميها از همه بيشتر آسيب مي ديدند. روسها با اين تصميم بجا و درست توانستند به مدت 10 سال اصليترين رقيب خود را آنچنان زمينگير كنند كه در صورت ادامه جنگ احتمال فروپاشي اقتصادي آمريكا قابل پيش بيني بود (هزينه جنگ ويتنام براي آمريكا بيش از 530 ميليارد دلار بود كه با توجه به اقتصاد آن زمان غير قابل تحمل ميباشد). اين موشك هم مانند ديگر موشكهاي قديمي روسي هنوز هم با گذشت 4 دهه جزو خطرناكترين موشكها محسوب ميشود و در صورت استفاده صحيح مي تواند هواپيماهاي مهاجم را يكي پس از ديگري منهدم سازد. ولي با توجه به پيشرفت سريع تكنولوژي بايد ارتقا يابد و از رادارهاي امروزي استفاده نمايد.
مشخصات سام-2 عبارتند از :
كشور سازنده : شوروي سابق
نوع ماموريت : رهگيري هواپيما در تمام ارتفاعات + رهگيري موشكهاي بالستيك
طول : 10.6 متر قطر : 70 سانتيمتر
وزن: 2300 كيلوگرم
حداكثر برد : 50 كيلومتر
حداقل برد : 7 كيلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : 40 كيلومتر
سرعت : 4.5 ماخ
شعاع تخريب پس از انفجار : 65 متر در نوع متعارف
نوع كلاهك : متعارف در نوع دفاع هوايي و هسته اي در نوع ضد بالستيك
وزن كلاهك : حداكثر 300 كيلوگرم
زمان لازم براي شارژ مجدد لانچر : 10 دقيقه
نوع سيستمهاي هدايتي :
Command
FAN SONG radar
KNIFE REST radar
SIDE NET radar
SPOON REST radar
براي آشنايي با رادارهاي ذكر شده در بالا به آدرس http://www.globalsecurity.org/military/world/russia/v-75.htm مراجعه كنيد.
--------------------------------
موشك زمين به هواي RAPIER

تعداد لانچرها : 30
تعداد موشك : ؟؟؟
موشك RAPIER براي دفاع هوايي در ارتفاع پايين بكار ميرود و ساخت انگليس ميباشد. با وجود اينكه اين موشك تقريبا قديمي شده و در مقابل هواپيماهاي مدرن امروزي كارايي زيادي ندارد ولي باز هم با استفاده اصولي ميتواند حداقل تا سال 2010 در خدمت باشد. هر يك واحد موشكي RAPIER ميتواند محدوده اي با 100 كيلومتر مربع وسعت را پوشش دهد و وسيله خوبي براي مقابله با بمب افكنها و هواپيماهاي شناسايي و كند پرواز ميباشد.
مشخصات RAPIER عبارتند از :
كشور سازنده : انگليس
نوع ماموريت : انهدام هواپيما در ارتفاع پايين
طول : 2.35 متر قطر : 13.3 سانتيمتر
وزن : 42 كيلوگرم
حداكثر ارتفاع اثر : 3 كيلومتر
حداكثر برد : 8 كيلومتر
سرعت : +2 ماخ
نوع سيستم هدايتي : Semi Automatic to line Sight
-----------------------------------
موشك زمين به هواي شهاب ثاقب (HQ-7 / FM-80)

تعداد لانچرها : +10
تعداد موشك : ؟؟؟
اين سيستم دفاعي اصولا براي انهدام هواپيما در ارتفاع پايين طراحي شده و وسيله دفاعي خوبي ميباشد. در كل يك موشك مناسب و قدرتمند مخصوصا براي نيروي دريايي ميباشد. طراحي و ساخت اين موشك مربوط به دهه 1980 و 1990 ميلادي است و نوع پيشرفته تر آن FM-90 ميباشد كه در سال 1998 با موفقيت آزمايش شد. اين موشك ميتواند در هر موقعيت و در هر شرايط آب و هوايي اهداف خود را منهدم كند و رقيب سرسختي براي سيستمهاي Chaparrel آمريكا - Rapier انگليس - Roland آلمان و فرانسه ميباشد. ايران از روي نسخه FM-80 موشك پيشرفته شهاب ثاقب را طراحي و توليد كرد كه از آن قويتر و بهتر ميباشد و دقت آن 96 ٪ ميباشد.
مشخصات موشك FM-80 عبارتند از :
كشور سازنده : جمهوري خلق چين
نوع ماموريت : انهدام هواپيما در ارتفاع پايين
طول : 3 متر قطر : 15 سانتيمتر
وزن : 85 كيلوگرم
حداقل و حداكثر برد مفيد : 8-12 كيلومتر
حداكثر ارتفاع اثر : 5.5 كيلومتر
سرعت : 2.3 ماخ
وزن كلاهك : 14 كيلوگرم
نوع سيستم هدايتي : Radar, IR & optical
http://www.aerospacetalk.ir/forum/topic590.html نوشته Saeid12345

به گزارش فارس، سردار رحيم صفوي در مراسم صبحگاه مشترك سپاه گفت: يك هواپيماي بدون سرنشين شناسايي ما هنگامي كه در جريان ماموريت شناسايي خود بر فرار ناو هواپيمابر «رونالد ريگان»، رسيد، ناو مذكور كه توسط چندين رزمناو و ناوچه، اسكورت ميشد و 97 فروند هواپيما جنگي را نيز حمل ميكرد تا 25 دقيقه متوجه حضور اين هواپيما نشد.
وي تاكيد كرد: سيستمهاي هشدار دهنده نتوانستند واكنشي در قبال اين هواپيما نشان دهند. ولي بعد از زمان ياد شده چهار فروند هواپيماي جنگي و دو فروند بالگرد براي سرنگون كردن آن به پرواز در آمدند. اما هواپيماي بدون سرنشين ما به سلامت به پايگاه خود برگشت
مقاله ای جامع و تحلیلی در مورد نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران IRIAF
به قلم: تام کوپر و لیام دولین مترجم: آرمان سیداحمدی منبع: مجله Combat Aircraft
مقدمه مترجم: تام کوپر نویسنده و محقق اتریشی یکی از معدود صاحب نظران هوانوردی نظامی غرب است که در مورد نیروی هوایی ایران و هواپیماهای در حال خدمت در این نیرو تا کنون مقالات و حتی کتاب های زیادی را به رشته تحریر در آورده است. در وضعیت فعلی منطقه و بحران های اخیر که خاورمیانه با آن روبروست، نگاه تمام جهانیان به کشور ایران دوخته شده است زیرا کشور دیگری موقعیت ژئوپلیتیکی و اهمیت اقتصادی و نظامی را که کشور ما در منطقه داراست ندارد. مسئله قدرت اتمی ایران و پافشاری سران کشورمان بر احقاق حقوق مسلم ایران در دارا بودن فناوری هسته ای برای مقاصد صلح آمیز موجب شده است تا توجه کشورهای مختلف دنیا به قوای نظامی ایران و بررسی امکان درگیری نظامی بین ایران و کشورهایی نظیر آمریکا و دولت های اروپایی معطوف شود. مقاله ای که در ادامه خواهید خواند، به تحلیل توانایی های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران می پردازد و اهمیت وجود این نیرو در دفاع از کشورمان به عنوان تنها عامل بازدارنده و دفاعی در مقابل دشمن احتمالی را بررسی می نماید. لازم به ذکر است که ترجمه این اثر نماینده مطابقت عقاید نویسنده با نظر مترجم و تایید یا رد مسائل نیست و این مقاله صرفاً بازتاب افکار و ایده های نویسنده این مطلب می باشد.
رویارویی های اخیر ایران و غرب
آیا آمریکا و متحدانش هیچ گاه وارد مواجهه نظامی با ایران خواهند شد؟ این سوالی است که در ذهن بسیاری افراد شکل گرفته است. کاری به درستی یا نادرستی این امکان نداریم، ولی ظاهراً شواهد گواه بر این مدعاست که توانایی های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران - IRIAF بسیار بیشتر از آن است که کارشناسان نظامی غربی پیش بینی کرده اند. در حالی که توجه عموم در دنیا به سمت وقایع خشونت آمیز در عراق و جنبه های مختلف «جنگ علیه تروریسم» جلب شده است، تنش های مرتبط با ایران نیز در حال افزایش است. به دنبال اشغال عراق در تابستان سال 2003، عملیات هوایی بسیاری اطراف ایران صورت گرفته است. بخش بزرگی از رویارویی های هواپیماهای ایرانی با جنگنده های آمریکایی بر فراز خلیج فارس صورت گرفته، در حالی که جنگنده های دو طرف به دفعات در طول مرزهای عراق و افغانستان با هم ملاقات کرده اند.
موقعیتی سخت و پیچیده برای هر دو سو
در زمان تهاجم به عراق در مارس و آوریل سال 2003، جنگنده های فانتوم II نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران دائماً به انجام ماموریت های گشت هوایی CAP در مناطق نزدیک به دزفول و سنندج در منطقه کردستان می پرداختند به طوری که این گشت ها در تمام طول روز ادامه داشت. تا پاییز سال 2003 که به تدریج تنش ها میان ایران و آمریکا رو به افزایش می گذاشت، کم کم بر تعداد و اندازه فرمیشن های هواپیماهای پروازی ایران نیز افزوده شد. در نوامبر سال 2003 یک فروند هواپیمای آواکس E-3 Sentry متعلق به نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا که در حال انجام گشت هوایی نزدیک مرز عراق بود تعداد شانزده فروند هواپیمای F-14 Tomcat نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران را در حال پرواز در ارتفاع سی هزار پایی و در داخل حریم هوایی ایران نزدیک شهر دزفول در یک آرایش پروازی واحد شناسایی کرد. همین فرمیشن تامکت های ایرانی تا زمانی که تامکت ها نواحی مرزی را به مقصد شرق کشور ترک گفتند، به مدت بیست دقیقه تعقیب شد. از سال 1997 که یک فرمیشن نه فروندی تامکت ها بر فراز خلیج فارس توسط نیروی دریایی آمریکا شناسایی شد، این بزرگترین و پر تعداد ترین گروه پروازی F-14 های ایرانی بود که توسط ارتش آمریکا ردیابی می شد.
در سال 2005 نیز نه فقط F-4 فانتوم II های ایرانی، بلکه تعدادی سوخوهای Su-24MK فنسر و میراژهای F1BQ و F1EQ و حتی میگ های MiG-29A نیز در محدوده خلیج فارس توسط F-14 ها و F/A-18 های نیروی دریایی آمریکا دیده شدند. گشت های هوایی مکرر ایران در مرزهای عراق و پرواز هواپیماهای آمریکایی در حاشیه حریم هوایی ایران و حتی گاهی در داخل آن باعث بروز تنش هایی شد. با بروز این مشکلات سرانجام در ژانویه 2004 توافق هایی شفاهی و تنها در حد گفته هایی بین دو طرف صورت گرفت. به موجب این توافقات، دو طرف متعهد شدند که تحت هیچ شرایطی به هواپیماهای یکدیگر شلیک ننمایند. بنا بر گزارشات از آن زمان به بعد ارتش آمریکا از تعقیب و ردیابی سایه به سایه هواپیماهای گشتی ایرانی دست کشید، اما آن پرواز ها به همان منوال ادامه یافت و هواپیماهای ایرانی پس آن زمان نیز گاه و بیگاه بر روی رادارهای هوایی و زمینی آمریکا ظاهر می شدند. در ابتدای سال 2005، موقعیت باز هم تغییر کرد، و این تغییر اساساً به دلیل تردیدهای غرب در تحلیل توانایی های نظامی ایران صورت پذیرفت. در سال های 1980 و 1990 آمریکایی ها به اطلاعاتی که از سوی تعداد بسیاری از پرسنل ایرانی نیروهای مختلف که از زمان رخداد انقلاب در ایران به کشورهای غربی و خصوصاً آمریکا مهاجرت کرده بودند، دلخوش بودند، اما حالا شرایط تغییر کرده بود چرا که نه تجهیزات نظامی حال ایران با زمان قبل از انقلاب مطابقت داشت و نه افراد مشابهی زمام امور را در دست داشتند. همین مسئله باعث شد که آمریکا از جمع آوری اطلاعات در مورد قوای نظامی ایران از طریق منابع و مراجع انسانی دست کشیده و به نیروهای «ماشینی» رو بیاورد. امروزه جمع آوری اطلاعات و خبرگیری آمریکا شدیداً به رادارهای تجسسی، ماهواره ها و هواپیماهای جاسوسی بلند پرواز بستگی دارد. این مسئله موجب شد تا انبوه اطلاعات جدید به دست آمریکا بیفتد اما در عین حال به همان اندازه ارزیابی اهداف دولت ایران و توانایی های نیروهای نظامی ایران نیز برای آمریکا مشکل گردید.
اما مشکلات به همین پایان نیافت، چرا که غرب به شدت در پی بردن به چگونگی توسعه بخش نظامی و دفاعی کشور ایران ناتوان می نمود. بیشتر کارشناسان غربی هنوز هم پیش بینی ها و تحقیقات خود را در مورد قوای نظامی ایران بر پایه ی اطلاعات بیست سال قبل قرار داده اند که همین مسئله باعث به وجود آمدن تصورات غلط و پیش بینی های نابجایی شده است. برای مثال بیشتر غربی ها بر این باورند که تجهیزات نظامی که در سال های 1970 از آمریکا توسط رژیم قبلی حاکم بر ایران خریداری شده بود امروزه غیر قابل استفاده هستند در حالی که حقیقت چیز دیگریست. تصویری که از قوای نظامی ایران در ذهن غرب نقش بسته است به آرامی در حال تغییر است، بدین معنی که آمریکا و کشورهای عضو پیمان ناتو هنوز هم F-14 های ایران را در لیست تهدید های بالقوه قرار داده اند، هر چند که بسیاری از آنان بر این باورند که تعداد F-14 های قابل پرواز ایران از تعداد انگشتان دست فراتر نمی رود. بسیاری از آنان متقاعد شده اند که رادارهای AN/AWG-9 هواپیماهای تامکت ایرانی به دلیل عدم تامین قطعه های یدکی از کار افتاده اند و کلیه موشک های فینیکس موجود در انبارهای نظامی ایران نیز از همین نظر غیر قابل استفاده می نمایند. با همه این مسائل، غرب هنوز هم در مورد اینکه آیا ایران می تواند در صورت وقوع یک جنگ واقعی تجهیزات نظامی آمریکایی را به طور موثر به خدمت بگیرد یا خیر در شک و تردید است، به خصوص در مورد رادارهای AN/AWG-9 نگرانی های بسیاری وجود دارد. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که کارشناسان نظامی غرب در مورد ایران مرتکب شده اند این است که آنان در طی چند سال گذشته نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران-IRIAF را یک نیروی «مرده» فرض کرده اند و به طور کلی قابلیت های این نیرو را نادیده گرفته اند. با این وصف نه تنها نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران-IRIAF یک نیروی کاملاً فعال است، بلکه باید اعتراف کرد که ابعاد تمرینی و تربیتی نیروهای انسانی این بخش نیز بسیار گسترده است. موج بزرگ فعالیت های اخیر نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران این واکنشهای شدیدی را در غرب برانگیخته است و به تدریج این ذهنیت که نیروی هوایی ایران به دلیل ناتوانی در نگهداری جنگنده هایش در حال بازنشسته و اوراق کردن هواپیماهای نیروی هوایی است را از بین برده است.
طوفان در فنجان چای 
منابع نظامی آمریکا و بریتانیا مخصوصاً در صدد آزمایش واکنش ایران نسبت به عملیاتی که می خواستند به انجام برسانند برآمده اند. بر پایه آنچه نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران تا کنون انجام داده است، این دو کشور بر این عقیده اند که ایران آخرین حد قدرت دفاعی خود را به نمایش گذاشته است و به دلیل ضعف شدید شبکه راداری این کشور، تعقیب و گریز های بین هواپیماهای ایرانی و آمریکایی تا کنون برای ایران بدون ثمر بوده است. بیشتر منابع غربی به مثال هایی مانند ورود بی اجازه یک فروند هواپیمای آمریکایی در پاییز سال 2005 به حریم هوایی ایران اشاره می کنند. یک هواپیمای تانکر سوخت رسان KC-135 آمریکایی در نوامبر سال 2005 اشتباهاً وارد مرزهای هوایی ایران شد و حدود چهل دقیقه را نیز در آسمان ایران بدون هیچ مزاحمتی سپری کرT به گفته این منابع این مسئله نشان از ضعف شدید قدرت رهگیری هوایی ایران را دارد؛ البته بهتر است بدانیم که این منابع توافقات شفاهی را که دو طرف را ملزم به عدم شلیک به هواپیماهای یکدیگر می کرد را از یاد برده اند. شاید به سخن دیگر ایران «نخواسته» است که هواپیماهای آمریکایی را که بدون اجازه وارد حریم هوایی این کشور می شدند هدف قرار دهد. البته منابع ایرانی این گفته ها را نه تصدیق می کنند و نه رد می نمایند. آن ها به طور سربسته به این واقعیت ها معترفند که بهترین کنترل را بر حریم هوای خود ندارند، رادارهای زمینی شان به زحمت می تواند برخی مناطق ایران را پوشش دهد، شبکه ارتباطی شان کامل و کافی نیست و فرماندهی آن ها در برخی نقاط حساس به بهترین وجه ممکن صورت نمی پذیرد؛ اما همین منابع به شدت بر این مسئله پافشاری می کنند که جنگنده های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران-IRIAF اخیراً به طور کامل ارتقا یافته و اورهال شده و از بهترین سرویس های ممکن گذشته اند و در حال حاضر در بهترین شرایط موجود عملیاتی به سر می برند. یکی از جالبترین مسئله های قابل توجه این است که IRIAF گشت های مکرر هواپیماهای آمریکایی را در مرزهای خود را یک تمرین به موقع و البته منبع مطئمنی برای جمع آوری اطلاعات در مورد هواپیماهای آمریکایی و توانایی های آن ها قلمداد کرده است!
بر خلاف سال 2003 که گزارش های متعددی از روئیت تامکت های ایرانی توسط خلبان های آمریکایی رسیده بود، آن دسته از خلبانان نیروی دریایی آمریکا که بیشتر در خلیج فارس به گشت می پردازند به ندرت درباره وجود تامکت در آن منطقه سخن گفته اند. در عوض، بیشتر همین خلبانان با هواپیماهای F-4E ،Su-24MK و میراژ F1EQ متعلق به نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران ملاقات هایی مکرر داشته اند. گزارشهای معدودی هم از روئیت تامکت های ایرانی در آن منطقه ثبت شده است، اما بیشتر این تامکت ها هنگامی سر راه سبز شده اند که خلبانان آمریکایی به خود جرات نفوذ عمیق تر در حریم هوایی ایران را داده اند. به نظر می رسد همین مسئله یکی از دلایلی بوده است که ارتش آمریکا تامکت های ایرانی را بلااستفاده دانسته است. اما از سوی دیگر ایرانیان اعلام می کنند که غیاب تامکت ها، به علت حفظ این قدرت بزرگ رهگیری هوایی ایران برای مواقع ضروری تر و البته حفظ اسرار مربوط به آنان است.
در شرایطی که تامکت های آماده در آشیانه هایشان خفته اند، دیگر جنگنده های IRIAF مرتباً در مرزهای ایران دیده می شوند. در تابستان سال 2005 سوخو Su-24 های بسیاری در حال عملیات بر فراز خلیج فارس مشاهده شدند که عمده این هواپیماهای بمب افکن مجهز به موشک های ضد کشتی چینی C802K-2 بودند. موشک C802K-2 یک موشک ضد کشتی مجهز به موتور توربوجت و دارای بردی معادل 120 کیلومتر می باشد که در شرایط کنونی تحت لیسانس چین در ایران با نام موشک «نور» تولید می شود. موشک نور و هواپیماهای Su-24 از بالقوه ترین و تهدیدآمیز ترین خطرات برای ناوها و ناوچه های آمریکایی و بریتانیایی در خلیج فارس به شمار می آیند. فانتوم های ایرانی هم که در آن ناحیه مشاهده شده اند بیشتر مسلح به موشک های AIM-7 Sparrow و AIM-9 Sidewinder بوده اند.
موشک اسپارو سوار بر فانتوم های ایرانی گواه این حقیقت است که رادارهای AN/APQ-120 هواپیماهای فانتوم ایرانی هنوز هم مشکلی برای شلیک این موشک ها ندارند و مشکل قطعات یدکی این رادارها ظاهراً حل شده است. این مسئله مهر تاییدی بر توانایی های بومی ایرانی است، چرا که بیشتر منابع غربی بر این باور بودند که فانتوم های ایرانی دیگر به دلیل مشکل قطعات یدکی رادار قادر به شلیک موشک های اسپارو نیستند. اگر وجود موشک های اسپارو زیر بال های فانتوم های ایرانی حقیقت داشته است، پس پرواز تامکت های ایرانی مسلح به موشک های کشنده فینیکس نیز نمی تواند دور از انتظار باشد. رویارویی بین هواپیماهای دو طرف اگرچه در بیشتر دفعات شامل مانورهای تهاجمی و جسورانه از هر دو طرف بوده است، اما همیشه با صلح و آرامش پایان یافته است. از یکی از این مواجه ها می توان به رویارویی یک فروند F-4E نیروی هوایی ایران که به وسیله یکی از جوانترین و جسورترین خلبانان ایرانی هدایت می شد و یک فروند F/A-18 نیروی دریایی آمریکا اشاره کرد که در طی این درگیری بدون قربانی، فانتوم ایرانی سعی کرد هواپیمای آمریکایی را به داخل خاک ایران کشانده و به یکی از سایت های پرتاب موشک های زمین به هوای SAM ایران نزدیک کند که البته این تلاش برای هواپیمای ایرانی ناموفق بود.
تربیت خلبانان ایرانی در روسیه
خلبانان ایرانی و آمریکایی، هر دو از چنین درگیری هایی ظاهری با اعتماد به نفص صحبت می کنند. اما آن دسته خلبانان ایرانی مسن تر نیروی هوایی که در آمریکا تحصیلات خلبانیشان را به پایان رسانده اند و دارند به دوران بازنشستگی نزدیک می شوند، با غرور و افتخار بیشتری از توانایی ها، مهارت ها و جسارت بیشتر نسل جدید خلبان های ایرانی سخن می گویند. هر واحد جنگنده-بمب افکن و جنگنده-رهگیر ایرانی سالانه حداقل در پنج تمرین عمده هوایی شرکت می جویند. به علاوه در تابستان سال 2003 و بار دیگر در سال 2004 گروهی متشکل از 31 خلبان ایرانی هواپیماهای میگ MiG-29 و Su-24 و تکنسین های زمینی به منظور شرکت در تمرینات زنده شلیک موشک به پایگاه هوایی کوبینکا در روسیه فرستاده شدند و در همین سال دو گروه دیگر نیز به پایگاه های دیگری سفر کردند.
مسکو بارها تلاش کرده است که از روابط در حال رشد ایران و روسیه به نفع خود بهره بجوید، اما ظاهراً در اثر مسائلی چون بحران چچن و مشکلاتی که در اثر ساخت نیروگاه اتمی بوشهر به وجود آمده است کمی به زحمت افتاده است. در سال 2003 روسها تعداد 22 فروند رهگیر میگ MiG-31 Foxhound دست دوم را همراه با ضمانت تامین قطعات یدکی این هواپیماها به مدت پنج سال و سرجمع به قیمت 470 میلیون دلار آمریکا برای فروش به ایران پیشنهاد دادند. به زودی سازمان سیا CIA نیروی هوایی آمریکا USAF را از خطر تصاحب رهگیر قدرتمند MiG-31BM آگاه کرد، چرا که زوج تامکت و فاکس هاوند می توانست برای هر کشوری کابوسی دهشتناک باشد. بنابراین قبل از اینکه ایران به پیشنهاد روسیه پاسخی بدهد، نیروی هوایی آمریکا درخواست خرید این تعداد رهگیر مدرن را به قیمتی بالاتر از آنچه که مسکو به تهران پیشنهاد کرده بود تسلیم روسیه کرد. جالب اینجاست که پنتاگون نمی خواست فقط مانع خرید میگ MiG-31 ها توسط ایران شود، بلکه خود نیز مایل بود که نگاهی به تکنولوژی این رهگیر توانمند بیندازد. خرید فاکس هاوند ها توسط آمریکا علی رغم آن بود که در سال های 1980 توسط جاسوسی به نام مستعار «دونالد» به اطلاعات ذیقیمتی از این جنگنده دست یافته بود و یک بار دیگر در سال 1997 که یک خلبان روسی به کشوری از جمهوری های استقلال یافته از شوروی سابق که دوست آمریکا به شما می آمد پناهنده شده و هواپیمای خود را نیز در اختیار آن ها قرار داده بود دانستنی های دیگری را درباره این جنگنده کشف کرده بود.
چندین بار دیگر روسیه درصدد فروش میگ MiG-29 های دیگر نیز به ایران شده بود اما ظاهراً غیر از تحویل سال 1990 هیچ میگ MiG-29 دیگری به ایران تحویل نشده است. با استناد بر گزارشات البته تایید نشده رسانه های روسی، 14 فروند هواپیمای میگ MiG-29 در سال 1990 توسط ایران خریداری شد، تعداد 20 فروند دیگر در سال 1991 به این مجوعه اضافه گردید و در بین سال های 1994-1993 هم 6 فروند دیگر به ایران تحویل شد. اگرچه نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران می کوشد که تعداد میگ 29 های فعال این نیرو را بیشتر از سال های قبل نشان دهد، اما ظاهراً هیچ مدرک تصویری که دال بر فعالیت و خدمت این چهل فروند میگ روسی باشد در دسترس نیست. به جرات می توان گفت که روابط ایران و روسیه در سال های اخیر به قدری گسترش یافته است که خرید تجهیزات نظامی روسی مانند موشک های پدافندی S-300 SA-10 Grumble و هلیکوپتر های میل Mi-8/17 توسط ایران دیگر از کشورهای استقلال یافته از شوروی انجام نمی پذیرد بلکه خریدها به طور بی واسطه از روسیه انجام می پذیرد. برای مثال ایران از سال 2003 سفارش خرید هلیکوپترهای میل Mi-17 را مسقیماً به شرکت Kazan Helicopters داده است و در دسامبر سال 2005 برای نخستین بار پس از سال 1990 سفارش تحویل تسلیحاتی چون سی دستگاه سامانه های پدافندی Tor-M1 SA-15 Gauntlet را تسلیم مسکو کرده است. با این وضع رشد نرخ خرید تسلیحات از روسیه توسط ایران تعداد افراد و کارشناسان روسی که احتمال خرید اسکادران های بزرگ Su-27 فلانکر و Su-30 را می دهند بسیار اندکند. اگر چه برخی مقامات نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران نسبت به خرید این جنگنده های مدرن از خود تمایل بسیاری نشان داده اند، اما حکومت اسلامی ایران ظاهراً علاقه چندانی به هرچه قدرتمندتر کردن IRIAF ندارد، چرا که هنوز هم وفاداری این نیرو نسبت به حکومت ایران ثابت نشده است. شاید اینکه به همراه هر تکنسین و خلبان ایرانی که به روسیه می رفت یک محافظ شخصی یا یک مامور امنیتی نیز فرستاده می شد تا از پناهندگی احتمالی یا ارتباطات ناخواسته جلوگیری کند، دلیلی بر همین تصور بود. در کنار این مسائل، به نظر می رسد ایران تمایل خود را برای خرید تسلیحاتی که احتمالاً در آینده نخواهد توانست در داخل کشور مونتاژ کند از دست داده است. مثال این موضوع عدم موفقیت در بدست آوردن لیسانس تولید موتورهای جنگنده های روسی است. همچنین، روسها نسبت به تحویل مدارک و راهنماهای کامل فنی تسلیحاتی که قبلاً به ایران فروخته اند بی میل عمل می کنند، و این چیزیست که شاید به مزاج ایرانیان خوش نیاید چرا که آن ها همیشه همراه تجهیزات نظامی آمریکایی که در دهه 1970 می خریدند راهنماهای کامل فنی را دریافت می داشتند.
نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر از زیربنایی نسبتاً توسعه یافته با توانایی پشتیبانی کامل فنی هواپیماهای ساخت آمریکا که در خدمت دارد برخوردار است. این زیربنای جدید زیرساخت قدیمی را که برپایه تکنولوژی کاملاً متفاوت و البته با هزینه های سرسام آور بنا شده بود تقریباً بی استفاده می سازد. در مورد هواپیماهای فلانکر هم باید گفت که هم فرمانده نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و هم دولت حاکم می دانند که سال ها طول خواهد کشید که روسیه جنگنده ی Su-27 ی مطابق شرایط آن ها بسازد و آن را با زیرساخت هوایی ایران هماهنگ سازد و خلبانانی را برای پرواز دادن این جنگنده ها تربیت کند. حتی اگر این امکانات همه و همه فراهم آیند باز هم هیچ تضمینی برای دفاع کامل از حریم هوایی ایران در برابر یک حمله شدید نیروی هوایی و نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا نیست.
روابط ایران با فرانسوی ها
روس ها تنها کسانی نبودند که در فروش تجهیزات نظامی به ایران تلاش می کردند. نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سال 2000 دست به آزمایش موشک های هوا به هوای R550 ماژیک ساخت فرانسه روی هواپیماهای میراژ F1EQ خود زده است. هواپیماهای میراژ F1EQ و F1BQ در سال 1991 با توافق بین دو کشور ایران و عراق برای جلوگیری از تخریب به وسیله نیروهای متحد از عراق به ایران فرستاده شدند. با کمک چندین خلبان پاکستانی و البته سه هواپیمای پر از قطعات یدکی میراژ ها که در همان زمان از عراق به ایران فرستاده شده بودند، نیروی هوایی هواپیماهای میراژ را در سال 1993 به خدمت خود در آورد. در ابتدا جنگنده های میراژ در پایگاه سوم شکاری نوژه نزدیک همدان مستقر شدند، اما به زودی به پایگاه جدید و تازه بازسازی شده مشهد یا پایگاه چهاردهم شکاری فرستاده شده و به خدمت صد و چهلمین گروه جنگنده های تاکتیکی در آمدند. علی رغم از دست رفتن یکی از میراژهای دو سرنشینه F1BQ نزدیک پایگاه مشهد در تابستان 2001 که به وسیله یک موشک دوش پرتاب قاچاقچی های افغانی مواد مخدر ساقط شده بود، بنا بر جدیدترین گزارشات بین 18 تا 20 فروند هواپیمای میراژ F1BQ و F1EQ در خدمت نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران می باشد. همانطوری که قبلاً گفته شد، هواپیماهای میراژ IRIAF نه تنها در مرزهای شرقی ایران فراوان دیده شده اند، بلکه نمونه های بسیاری از مشاهده آن ها بر فراز خلیج فارس نیز دیده می شود. با استناد بر اخباری که از منابع خبری نیروی هوایی فرانسه به دست می رسد، ایران در سال 2000 تعداد هزار فروند موشک ماژیک را از فرانسه برای خرید درخواست نمود. ایرانی ها از عملکرد عالی هواپیماهای میراژ و البته موشک های ماژیک در تست ها و خصوصاً درگیری های هوایی شبیه سازی شده بین این جنگنده و هواپیماهای پروازکننده در ارتفاع کم و هلیکوپتر ها بسیار شگفت زده شده بودند. منابع ایرانی اظهار می کنند که نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران از آزمایش این موشک ها و هواپیماهای میراژ نتیجه گرفت که موشک ماژیک جایگزین بسیار خوبی برای موشک های قدیمی AIM-9P2 سایدوایندر آمریکایی و R-73 آرچر روسی است. ظاهراً برای ایرانی ها نگهداری موشک های ماژیک و هواپیماهای میراژ بسیار آسانتر از نگهداری میگ MiG-29 ها و البته هواپیماهای قدیمی آمریکایی بود. در کنار اینها، عملکرد پروازی میراژ F1 همیشه در حد جنگنده مانورپذیر F-5 ارزیابی می شد، در حالی که میراژ جنگنده ای با قدرت بیشتر و البته مستعد تر برای نبردهای هوایی بود.
فرانسه که از واکنش ایرانیان به آزمایش های موفق موشک های ماژیک MkII دلگرم شده بود، در همان سال پیشنهاد یک بسته تسلیحاتی شامل 62 فروند میراژ F1CT، پانصد فروند موشک R550 ماژیک و ضمانت تامین قطعات یدکی پنج یا ده ساله بسته به انتخاب را به ایران تقدیم کرد. این بسته همچنین شامل کمک های فنی و البته پشتیبانی از جهت حفظ میراژهای موجود در خدمت بود، اما تهران به دلیل عدم تامین بودجه مورد نیاز این خرید توسط دولت پیشنهاد فرانسوی ها را رد کرد. البته پیشبینی می شد ایران در سال 1997 در قبال ارائه کمکهای فنی و سرویس هواپیماهای سوخو 24 لیبی، تعداد قابل ملاحظه ای موشک های ماژیک از آنان در سال 1997 دریافت کرده بود. شاید عدم خرید از فرانسه به دلیل بی میلی حکومت ایران در سرمایه گذاری روی نیروی هوایی بود. همین مسائل سرانجام منجر به توسعه طرح موشک فاطر، موشکی بر پایه ی موشک AIM-9P2 سایدوایندر با بدنه و موتور قبلی منتها با اویونیک کاملاً جدید شد. شاید توسعه همین موشک جدید بود که خرید موشک های R550 ماژیک، موشک های سفارش داده شده R-73 و R-27 روسی را لغو کرد.
نجواهایی از تسلیحات چینی
این امکان وجود داشت که تهران در اواخر سال 2000 معامله ای را برای خرید قطعات یدکی میراژها انجام داده باشد، چرا که قطعات یدکی که در سال 1991 به همراه میراژهای عراقی به ایران آورده شدند و همچنین آن دسته قطعاتی که از لیبی خریداری شدند بسیار کم تعداد و برای میراژهای نیروی هوایی کافی نبودند. شاید به دلیل همان خرید احتمالی باشد که میراژهای IRIAF هم اکنون عملیاتی و البته بسیار فعال هستند. چندین سال پیش شایعاتی منتشر شد که خبر از انطباق و سازگاری موشک های ماژیک با میگ های MiG-29 ایرانی داشت، این موضوع در مورد هواپیماهای F-4 و F-5 هم صادق بود. همین شایعات پایه و اساسی شد برای شایعاتی دیگر که از جمله آن ها می توان به خرید تعداد قابل توجهی موشک های ماژیک از فرانسه توسط ایران اشاره کرد. اما در حقیقت مسئله چیز دیگری بود. نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سال 1992 پروژه ای را برای نصب موشک های چینی حرارت یاب PL-7 که خود کپی ناقصی از موشک ماژیک بودند بر روی هواپیماهای F-4 و F-5 راه اندازی کرد. در نمایشی در پایگاه یکم شکاری یا فرودگاه مهرآباد در سال 1995 هواپیماهای F-5 با ریل های جدید موشک های چینی به پرواز درآمدند. این هواپیماها همگی مجهز به موشک های تقریباً بی مصرفPL-7 در موقعیتی عجیب در نوک بال ها نصب شده بودند. این پروژه که با هزینه ای چند میلیون دلاری راه افتاده بود، ابتدا به کمک تکنسین های چینی شروع شد، اما نتایج چندان رضایت بخش نبود. با صدای اعتراضاتی که از پرسنل نیروی هوایی شنیده شد، سرانجام انجام پروژه به کمک چینی ها لغو گردید و پروژه به مجتمع تجهیزات الکترونیکی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران واگذار شد. این بار موشک PL-7 روی هواپیماهای MiG-29 و F-4 نصب شد. با اینکه موشک PL-7 به تعداد زیاد و البته با قیمت ارزان در اختیار ایران بود، اما هرگز نیروی هوایی این موشک را اسلحه ای واقعاً قابل عملیات روی هواپیماهای ذکر شده به حساب نیاورد.
نه تنها هواپیماهای آمریکایی که در اختیار ایران بودند برای نصب این موشک نیازمند تغییرات عمده بودند بلکه موشک PL-7 جستجوگر بسیار ضیعفی نیز داشت و برد کم آن نیز تقریباً مانع هر گونه هدف گیری با آن می شد. پس از آن که نصب همین موشک روی هواپیمای شنیانگ F-7N هم نتیجه ی چندان دلچسبی به بار نیاورد، اینبار ایران موضع مخالف و سر سختانه ای در مورد خرید هر گونه سلاح از چین به خود گرفت. موشک های C802K ضد کشتی که در سال 1997 به همراه ماشین آلات مورد نیاز برای تولید در داخل کشور خریداری شدند، تنها پس از آزمایشهای بسیار سخت گیرانه و در شرایط کاملاً واقعی موشک C801 که نمونه قدیمیتر C802 به شمار می آمد امکان سفارش آن ها به وجود آمد. علی رغم شایعات بسیاری که وجود دارد، منابع آگاه مهر تاییدی بر عدم علاقه ایران برای خرید هر گونه تسلیحات یا جنگنده جدید چینی زده اند.
دوران سوم حیات تامکت در ایران
تا سال 2000 هنوز فرماندهی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و دولت ایران در مورد سرانجام پروژه های بومی، به خصوص تولید موشک در داخل کشور مطمئن نبودند. به همین دلیل نصب موشک های ساخته شده در داخل کشور روی جنگنده ها لغو شد و موشک های PL-7 و ماژیک برای پر کردن انبار مهمات نیروی هوایی خریداری شدند، چرا که هواپیمای های آمریکایی، روسی و فرانسوی این نیرو برای جنگیدن نیاز به تسلیحات داشتند. اگر چه بخش دفاعی ایران قدم مهمی به سوی جلو برداشته بود، اما انگار مسئله کمبود موشک های هوا به هوای موثر هنوز هم رفع نشده بود. همین که ظرفیت تولید برای ساخت انواع موشک ها و پروژه های دیگر تقسیم شده و برای هر یک ظرفیتی مستقل اختصاص داده نشده بود نشان دهنده این بود که نیروی هوایی هنوز هم بر سر تامین بودجه موردنیاز مشکلات بسیاری دارد و تولید بومی موشک در ایران هنوز به حد تولید انبوه نرسیده است. با این حال تلاش ها در جهت پیشبردن همین تعداد پروژه های فعلی هم در حال انجام است. یکی از همین نمونه ها که قبلاً نیز از آن بحث شد، موشک فاطر است. موشک فاطر در حقیقت همان موشک AIM-9P2 سایدوایندر است که با همان موتور و بدنه قبلی عرضه می شود اما اساساً از نظر الکترونیک پروازی تغییرات مهمی به خود دیده است. پیشرفت هایی که در اویونیک این موشک مشاهده می شود کاملاً ریشه بومی و ایرانی دارد که این خود جای امیدواری است. نصب این موشک با نصب سایدوایندر روی هواپیماها تفاوتی ندارد و به همین جهت، نیازی به خرج های اضافه برای سازگارساختن هواپیماها با موشک جدید نیست. موشک فاطر حدود سه سال است که به خدمت گرفته شده است و گزارشها حاکی از آن است که این موشک به تعداد قابل توجهی در انبار نیروی هوایی موجود است.
برنامه تولید موشک AIM-54 Phoenix به روش مهندسی معکوس و با کمک سازمان های دیگر دفاعی ایران از دیگر پروژه هایی است که نیروی هوایی در سال های اخیر بدان مشغول بوده است. 270 فروند موشک AIM-54 فینیکس به اضافه 10 فروند موشک مشقی تمرینی که در زمان حکومت قبلی ایران از آمریکا خریداری شدند تعدادشان در زمان جنگ تحمیلی ایران و عراق تقریباً به نصف مقدار قبلی رسید و تصور می شود هم اکنون نیروی هوایی تعداد 160 فروند موشک فینیکس را که شاید 40% آن ها عملیاتی باشند در اختیار دارد. برخی منابع غیر معتبر اذعان می دارند که این تعداد موشک فینیکس عملیاتی نیروی هوایی به وسیله بسته های سرویس و تعمیری که به طور پنهانی خریداری شده بود هنوز هم قابلیت شلیک دارند. هواپیماهای F-14A تامکت نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سرنگون ساختن تعداد بسیاری از میگ ها، سوخو ها و میراژهای عراقی در جنگ ایران-عراق به وسیله موشک های AIM-54 Phoenix به طور عمده، AIM-7E-2/4 و AIM-9P2 نقش به سزایی را ایفا کردند. هواپیماهای تامکت ایرانی که به وسیله خلبانان با تجربه که در آمریکا آموزش دیده اند هنوز هم در نبردهای ساختگی و مصنوعی علیه خلبانان تازه کاری که با میگ MiG-29 های ایرانی پرواز می کنند صر نظر از اینکه هواپیمای دشمن در دیدشان باشد یا نباشد پیروز می شوند. F-14 به عنوان پایه ای ترین هواپیمای رهگیر نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران نه تنها عملیاتی نگه داشته شده است، بلکه سرمایه گذاری های فراوانی بر ارتقا سیستم ها و توسعه توانایی های این جنگنده مقتدر صورت پذیرفته است. با وجود این ها، ایرانی ها مشکلات بسیار بزرگی را بر سر عملیاتی نگه داشتن کامل F-14 ها و موشک های فینیکس متحمل شدند.
برای مثال تامین باتری های حرارتی موشک فینیکس از سال 1987 تقریباً متوقف شد و برای حل این مشکل، یا نیروی هوایی می بایست به طور پنهانی این قطعات را تهیه می کرد یا اینکه با قبول کیفیت کمتر به طور بومی آن را در کشور تولید می کرد. اگر چه مشکلات کمتری بر سر راه سرویس رادار AN/AWG-9 پیش آمد، اما اجزای دیگر اویونیک تامکت مانند ACCM یا کامپیوتر کنترل موشک هوابرد باعث دردسر های بسیاری شد. اما ظاهراً این مشکلات نمی توانست خللی در تصمیم نیروی هوایی ایران در عملیاتی نگه داشتن هواپیماهای F-14 ایجاد کند، چرا که تصمیماتی مبنی بر تولید قطعات فوق الذکر به طور بومی و همچنین ساخت موشک AIM-54 فینیکس به روش مهندسی معکوس نیز گرفته شد. بعد از فاز تحقیقی که سال ها به طول انجامید، سرانجام تولید آزمایشی نمونه ای از موشک فینیکس آب-خنک که نیازی به سیال خنک کننده از طرف هواپیمای حامل نداشت، یعنی چیزی شبیه به موشک AIM-54C با دو سال قبل با سرعتی بسیار کم شروع شد. در طی آزمایشات، مشکلاتی برای موشک بومی فینیکس پیش آمد که به زودی رفع گردید و تعداد 30 فروند از همین موشک ها در تابستان سال 2005 وارد خدمت شد. تولید کند این موشک هنوز هم ادامه دارد.
علاوه بر این تولیدات، تلاش ها برای بهبود بخشیدن دیگر توانایی تامکت های ایرانی هم ادامه دارد. زمانی که هواپیمای آواکس آمریکایی 16 فروند تامکت ایرانی را شناسایی کرد، به زودی سازمان جاسوسی نظامی آمریکا اعلام کرد که این تعداد دو سوم کل تعداد تامکت های عملیاتی ایران است. با استناد بر گزارشهای سازمان جاسوسی آمریکا، ایران 29 فروند تامکت فعال و عملیاتی و 28 فروند تامکت غیر عملیاتی دارد. ممکن است که این اطلاعات در زمان نشر درست بوده باشند، اما حقیقت امر در زمان حاضر چیز دیگریست. در سایه حضور بیش از پیش آمریکا در منطقه و البته تهدید تجهیزات و راکتور های اتمی ایران توسط اسرائیل، کلیه بخش های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و صنایع هواپیماسازی ایران دست به دست هم داده اند تا تعداد تامکت های عملیاتی را هر چه بیشتر کنند. البته تهران هم این فعالیت ها را هیچ گاه مخفی نکرده است و همانطور که می دانیم بارها تصاویری از فعالیت و پرواز تامکت های ایرانی در چند سال اخیر دیده شده است، که البته همین فرصتی است تا کارشناسان از روی شماره سریال تامکت های مختلف به بررسی تعداد دقیق تامکت های در خدمت بپردازند. همه شواهد ظاهراً دال بر این حقیقتند که تعداد تامکت های فعال ایران که در حال گذراندن دوران اورهال کامل و در شرف ورود به خدمت دوباره هستند، بیش از 44 فروند از 57 فروند باقی مانده در زمان حال می باشد. با وجود تمام این پیشرفت ها، هنوز نشانه واقعی از هیج تامکتی مجهز به اویونیک و یا موتورهای روسی و یا حتی دریافت کمک از طرف روس ها و یا چینی ها دیده نشده است. در عوض ایرانی ها در حال یافتن راه حل هایی برای مشکلاتشان هستند که بتوانند مسائل را در داخل کشورشان حل نمایند. پردازنده های دیجیتالی جدید، سیم کشی جدید، سیستم خنک کننده جدید برای رادار نیمه دیجیتال AN/AWG-9 و تسلیحات هوا به زمین جدید که همگی به طور بومی توسعه یافته اند نشان از میل ایرانی ها به تولید تجهیزات در داخل کشور دارد.
از این قرار، در حالی که نیروی دریایی آمریکا هواپیماهای F-14 و موشک های AIM-54 خود را بازنشست کرده است و در حالی که نه نیروی هوایی و نه نیروی دریایی آمریکا دارای هیچ هواپیمایی که قادر به درگیری در فاصله بیش از 30 مایل باشد نیستند، ایران از تعداد بیشتری جنگنده های رهگیر قدرتمند تامکت -با قدرت درگیری بیش از 120 مایل، نسبت به تعدادی که آمریکا می تواند در شرایط جنگی وارد نبرد کند برخوردار است. این زنگ خطری برای آمریکاست چرا که تامکت های ایرانی نه تنها مسلح به موشک های فینیکس هستند، بلکه می توانند با اسلحه های جدیدی با کارایی بالاتر برای تهدید هر چه بیشتر آمریکا تجهیز شوند.
پروژه موشک هاوک هوا پرتاب
جدا از موشک فاطر که به راحتی روی هواپیماهای F-4 و F-14 بدون هیچ مشکلی نصب می شد، ایرانیان ریل های پرتاب موشک نزدیک برد روسی آرچر R-73 را هم برای نصب این موشک روی هواپیماهای فوق الذکر تولید کردند. به علاوه، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران مدت هاست که هواپیماهای تامکت خود را با موشک هوا به هوایی که به طور بومی آن را طراحی کرده است مسلح نموده است. این موشک که سجیل یا AIM-23C یا یاسر هم خوانده می شود، نمونه ای از موشک ضد هوایی زمین به هوای هاوک یا MIM-23B آمریکایی است. گفته می شود که کوشش برای ساخت چنین موشکی در حقیقت از جایی شروع شد که اسرائیل دست به استارت پروژه ی Distant Thunder یا Distant Reach کرد. در این پروژه، نیروی هوایی اسرائیل و صنایع هواپیماسازی این رژیم تلاش هایی را برای تبدیل موشک ضد رادار AGM-78 به یک موشک هوا به هوا برای رهگیری هواپیماهای سریع السیر MiG-25 انجام دادند. ظاهراً ایران کار تبدیل موشک های زمین به هوای MIM-23B را به موشک های هوا به هوا از سال 1986 شروع کرده بود. پروژه تبدیل موشک های هاوک به موشک هایی که از هواپیماهای جنگنده قابل پرتاب باشد، پروژه «قوش آسمان» نامیده شد. تست های اولیه این موشک بسیار نا امید کننده بود. ظاهراً خطوط ارتباطی رادار AN/AWG-9 برای موشک هاوک کافی نبود و سیستم هدف گیری موشک هاوک نیز در برقراری ارتباط با این رادار دچار مشکل بود. در جنگ ایران و عراق هم بیش از یکی دو موشک هاوک شلیک نشد چرا که این پروژه با مشکلات بسیاری مواجه بود. اگرچه در سال های اخیر گفته می شود که مشکلات این موشک به کلی رفع شده و موشک هاوک هواپرتاب به طور محدود در خدمت نیروی هوایی است. تعداد زیادی از تامکت های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران به منظور توانایی حمل موشک هاوک دستخوش تغییراتی شدند.
تامکت های ایرانی می توانستند در آن واحد دو موشک هاوک را در پایلون های 1B و 8B، یعنی محل نصب موشک های فینیکس در نزدیکی ورودی موتورها، و یک موشک دیگر را در فضای بین موتورها که اصطلاحاً تونل نامیده می شد حمل کنند. در مقابل موشک هاوک یا سجیل، موشک یاسر قرار داشت که یک موشک هوا به زمین بود که به طور گسترده ای روی هواپیماهای F-4E و F-14A آزمایش شده بود. این موشک آمیزه ای از تکنولوژی موشک هاوک و کلاهک جنگی بمب M-117 به وزن 375 کیلوگرم بود. تنها رازی که در مورد موشک یاسر سر به مهر مانده بود سیستم هدف گیری این موشک بود. در حالی که برخی منابع ایرانی از وجود سیستم هدایت لیزری خبر می دادند، منابع دیگر اظهار می کردند که هدف گیری این موشک به کمک رادار AN/AWG-9 صورت می پذیرد.
بازیهای ذهنی
در حالی که افکار عمومی غرب به سمت مسائل حاشیه ساخت راکتور هسته ای بوشهر معطوف شده است، افکار کمتری متمایل به این سمت است که هدف از ساختن راکتورهای هسته ای، چه می تواند باشد و چه آینده ای پیش روی این مسائل است. بنا بر گفته های ایرانیان، عملیات جاسوسی بسیار برای شناسایی آنچه در بوشهر می گذرد در چند ماه اخیر ادامه داشته است. جای تعجبی ندارد که پایگاه ششم شکاری بوشهر که تعدادی از فانتوم ها و تامکت های فعال و البته سایت های موشکی S-200 در آن جا حضور دارند، تنها چند کیلومتر از محل ساخته شدن راکتور هایی که مشرف به خلیج فارس هستند قرار دارد. غرب هم از این حربه به خوبی استفاده کرده است و قرار دادن راکتورها نزدیک به پایگاه هوایی را عاملی برای ارتباط بین تجهیزات هسته ای و بعد نظامی نیروی اتمی به شمار آورده است. اما مسئله ای که تناقض این قضیه را مشخص می کند این است که بوشهر علی رغم اینکه عامل غرور ملی ایران به عنوان محل احداث راکتورهای هسته ای قرار گرفته است، اما واقعاً همین یک سایت راکتورهای هسته ای نمی تواند برای برنامه های هسته ای-نظامی ایران چندان تعیین کننده و سرنوشت ساز باشد، چرا که حداقل صد و پنجاه سایت اتمی دیگر در ایران وجود دارد که شاید اهمیت نظامی آن ها بسیار بیش تر از دو راکتور آب سبک بوشهر باشد که در حال تکوین بدست روسهاست. در نتیجه این که بخواهیم بگوییم که نیروی هوایی بهترین قدرت هوایی خود را در قالب پایگاه ششم شکاری متبلور کرده است و در حقیقت، حداکثر قدرت هوایی ایران محدود به همین چند نوع فانتوم و تامکت می شود تا حدودی ساده لوحانه است.
ایران کشور پهناوری است. نه فقط وسعت این کشور سه برابر کشور عراق است، بلکه بر خلاف عراق توپوگرافی ایران شامل رشته کوه های بسیار عظیمی است که از شمال غرب به شمال شرق و از شمال غرب به جنوب شرق این کشور به طول تقریبی 2000 کیلومتر کشیده شده اند. می توان گفت که دست ایرانیان برای پنهان کردن تجهیزات نظامی خود مابین کوهستان های عظیم از دید دشمنان بسیار بازتر است.مشکل دیگر برای آمریکا و بریتانیا در مورد جمع آوری اطلاعات نظامی درباره ایران این است که قدرت جاسوسی در مورد ایران برای این کشورها بسیار ناچیز است، حتی کمتر از سال 1991 و اطلاعاتی که در مورد وضعیت آن هنگام عراق گردآوری شد. همانطوری که قبلاً گفته شد، روابط نظامی ایران با غرب از اواخر سال های 1970 قطع شد و پرسنل و خلبانان نیروی هوایی که بیشترشان در غرب دوره تحصیل خود را گذرانده بودند، هم اکنون در شرف بازنشستگی هستند. این تغییرات می تواند به متفاوت شدن هر چه بیشتر موضع ایرانیان در مقابل غرب کمک کند. به جز چند مورد در دهه هشتاد و چند مدت اخیر، ایران هرگز زیر زره بین و بازبینی دقیق غرب و به خصوص آمریکا قرار نداشته است. به خصوص این که در سال های اخیر قدرت های جاسوسی آمریکا مرتباً در نقاط دیگری در جهان سرگرم بوده اند و همین مسئله به عدم شناخت کافی آمریکاییها نسبت به توانایی ها و اهداف ایرانیان منجر شده است. در نتیجه، آمریکایی ها خصوصاً در منطقه خاورمیانه از نظر اطلاعاتی کاملاً به اسرائیل وابسته اند، هر چند که بار ها و بار ها ثابت شده است که اطلاعاتی که این رژیم از منطقه در اختیار آمریکا می گذارد، از صحت کافی برخوردار نیستند. ظاهراً اشتباهات محاسبه ای آمریکاییها در اثر اطلاعات غلط و بی استفاده اسرائیل، باعث کارشناسی ها و پیشبینی های اشتباه در مورد عراق و فاجعه های اخیر این کشور شده است.
این دورنما که آمریکا و اسرائیل حمله ای همه جانبه را علیه تاسیسات اتمی ایران تدارک ببینند کمی غیر محتمل به نظر می رسد. اگرچه برای همه مسلم است که آمریکا به راحتی می تواند عملیاتی این چنینی را علیه ایران به راه اندازد: همه امکانات برای شروع کار موجود است و نیروها و تجهیزات به راحتی و در مدت زمان کمی می توانند به میدان نبرد انتقال یابند، بدون آن که مشکلی پیش بیاید. با این وجود، ضعف و فقر اطلاعاتی آمریکا در مورد ایران می تواند برای این کشور گران تمام شود، چرا که ایرانیان با درسهایی که از عراق و صربستان گرفته اند، نشان داده اند که می توانند تاسیسات خود را سریعاً دوبرابر کرده و احتمالاً در صورت از بین رفتن تجهیزات قبلی در جاهای دیگری هم به کار خود ادامه دهند. شانس اسرائیل برای موفقیت در حمله به تجهیزات اتمی ایران تقریباً مشابه آمریکاست، با این تفاوت که علی رغم امکان گردآوری اطلاعات در زمان کمتر نسبت به آمریکا، اسرائیل از نقطه نظر تعداد و کمیت نیرو به مراتب از آمریکا پایین تر است. بدتر اینکه نه امریکا و نه اسرائیل نمی دانند که واکنش تهران نسبت به چنین حمله چه خواهد بود. انتظارها و پیشبینی ها بسیار مختلفند، از دست روی دست گذاشتن تهران در برابر حمله گرفته تا یک ضد حمله و تهاجم همه سویه از طرف تهران و البته احتمالاً استفاده از سلاح های غیر متعارف که به احتمال زیاد در اختیار ایران می باشد. «هر چیزی ممکن است» نمی تواند برای سیاست مداران غربی جواب قانع کننده و معیار اساسی قانع کننده ای باشد.
یک حقیقت است که نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سه سال اخیر به خوبی قوای خود را آماده کرده است. گذشته از این، هر واحد جنگنده-رهگیر و جنگنده-بمب افکن نیروی هوایی IRIAF سالانه در پنج تمرین هوایی عمده و تمرینات کوچک تر دیگری شرکت داشته است. علی رغم آنکه نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران سالانه تنها پانزده خلبان ورودی جدید داشته و هر یک از خلبانان موجود هم سالانه بیش از 150 تا 160 ساعت پرواز ندارند، اما باید قبول کرد که شرایط به سرعت در حال تغییر است. تعداد نامعلومی خلبان جدید سال گذشته موفق به دریافت تایپ و گواهینامه پرواز F-14 گردیده اند و این در حالی است که دوره آموزشی و تمرینی آن ها سخت گیرانه تر و البته کامل تر شده است، چرا که نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران دیگر نمی خواهد خاطره تلخ سقوط F-14 در نزدیکی اصفهان تکرار شود. در 21 ژوئن سال 2004، کاپیتان داریوش یاوری و سرهنگ علی ابوعطا در حادثه سقوط تامکت کشته شدند. خلبان یاوری یکی از خلبانان با تجربه هواپیمای F-5 بود که بدون اتمام دوره های شبیه ساز تامکت وارد کاکپیت این هواپیما شده و سرانجام در مرحله فرود دچار سانحه گردیده و خود او، سرهنگ همراه و هواپیمایش از بین رفتند. در پی همین حادثه بود که نیروی هوایی تصمیم به آموزش کامل و تمرینات بهبود یافته خلبانان سه واحد نیروی هوایی که هواپیمای تامکت را در اختیار داشتند گرفت. پیش بینی می شود در حال حاضر این سه واحد پنجاه خدمه واجد شرایط و متخصص داشته باشند.
عجله کنید و منتظر باشید...
با همه این مشکلات، ایرانیها به جز افزایش سطح آمادگی خودشان و پیروی از قاعده نظامی «عجله کنید و منتظر باشید» کار دیگری در برابر تهاجم احتمالی نخواهند توانست انجام دهند. اگرچه ساعات پرواز سالانه خلبانان ایرانی هنوز هم زیر استاندارد های قابل قبول جهانی است - 150 ساعت در مقابل 300 ساعت قبل از انقلاب- با این وجود باز هم نیروی هوایی سعی در افزایش ساعات پرواز در حد امکان و افزایش آمادگی خلبانان دارد. آمریکا ممکن است به رفتار خودبزرگ بینانه خود با ایران ادامه دهد، اما عملیات مشترکی که در فوریه سال 2004 با شرکت نیروی هوایی آمریکا و نیروی هوایی هند برگزار شد به خوبی نشان داد که دود قدرت نادیده گرفته شده کشورهایی از این دست می تواند به چشم خود آمریکا برود. حقیقت این است که مسائل و بحران های بین المللی تهران را مجبور کرده است که بیشتر به فکر نیروی هوایی باشد. دیدارهای مکرر مقامات برجسته روحانی کشوری از پایگاه های شکاری سراسر کشور نشان از همین مسئله دارد.
نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و شاید نیروی هوایی هر کشور دیگری در حال حاضر به خوبی می داند که در برابر یک تهاجم همه جانبه نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریا و نیروی لشگرهای تفنگداران دریایی آمریکا و شاید با مشارکت نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا شانس بسیار کمی برای پیروزی یا حتی دفاع از کشور دارد. پرسنل این نیرو به خوبی می دانند که برتری تکنولوژیکی حریفشان بسیار وسیع و گسترده است و شاید نیروی هوایی ایران بیشتر به دست اندازهایی بر سر راه حمله آمریکا به ایران بماند تا یک نیروی تدافعی قدرتمند. اگرچه با همه این حرف و حدیث ها بیشتر ایرانیها برای هر گونه دفاع از سرزمین شان در برابر تهاجم های خارجی آماده اند و این حس وطن پرستی را به خوبی در دوران جنگ با عراق نشان داده اند. خلبان های ایرانی به خوبی نشان داده اند که می توانند به سرعت خود را با شرایط مطابقت داده و راه های مقابله با تهدید ها را به زودی بیابند. بنابراین ناچیز گرفتن قدرت، توانایی ها و آمادگی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران می تواند نتایج فاجعه باری برای طرف های دیگر جنگ به بار بیاورد.
منبع : http://www.aerospacetalk.com
باور كنيد هر وقت ياد اين مركز مي افتم ، يا از مقابل اش عبور مي كنم ، تمام خاطرات اون سال ها مثل فيلم سينمايي از جلوي چشمانم رژه مي روند .. از هر وجب به وجب اين آموزشگاه خاطره دارم .. كه هم شيرين اند و هم تلخ ! نمي شه گفت خاطرات تلخ .. چون با گذشت سال ها حالا مي فهمم موضوعات تلخ هم حكمتي داشته است . هنوز هم صداي نازك " سرگروهبان فاطي " توي گوش ام است . عجب ابهتي داشت اين ورپريده !! با اون نيم وجب قدش اگه بدونيد چه طوري نفس دختر هاي بيچاره رو بريده بود ! ... از كلاس هاي زبان و دستشويي تفكيك شده ويژه افسران و دانشجويان ! از بازداشت مرحوم عباس زيور سنگي كه جرم او قدم به دستشويي افسران گذاشته بود ! هنوز صداي اون خدا بيامرز تو گوشم است كه با مافوق خود بحث مي كرد كه ناسلامتي چند روز ديگه من هم افسر خواهم شد !! چرا توالت ها رو تفكيك كرديد !؟ و آن روزي كه افسر شد ، از لج فرمانده سابق اش يه روز مرخصي گرفته و در آموزشگاه از صبح تا شب دستشويي رفت ..
از لگد پراني تفنگ برنو تا احترام به درخت ....!
مگه مي شه سخن از مركز آموزش هاي آن ايام كرد ، ولي از تيمسار كمپاني يادي نكنيم ..! تيمسار برنجيان كه ديگه معركه بود .. نام او همه رو به سكته وا مي داشت .. ژنرالي كه رئيس مركز ضد اطلاعات نيروي هوايي بود ! بقدري براي بچه ها كلاس توجيهي گذاشته بود كه همه رو جاسوس مي ديديم !! كاري كرده بود به همه كس و به همه چيز مشكوك باشيم ..! ( صحبت از جاسوس شد ، ياد اعدام سرلشگر مقربي افتادم كه به جرم جاسوسي پيش از انقلاب اعدام شد . يادم باشه يك پست مستقل در باره اش بنويسم ) ... بله ياد تفنگ هاي برنو مي افتم كه با آن لوله هاي درازش و لگدي كه در موقع تير اندازي مي انداخت !! لامصب عينهو اسب چموش به همه لگد مي انداخت .. واي كه چقدر متنفر بودم .. واي كه چقدر مي ترسيدم ! حالا هم مي ترسم .. از هر چه تفنگه بدم مي آيد !! بله درختان مركز اموزش هم برايم مملو از خاطره است .. آن ها بانصب درجه بر روي شاخه هاي درخت ، همه رو مجبور مي كردند تا به درخت ها احترام بگذاريم !!
سروان لبو ، فرمانده انتظامات ......... !
فكر كنم سه پاراگراف توصيف در باره مركز آموزش ها كافي باشه .. اگه من رو رها كنند ، تا صبح ده ها پاراگراف از اين مركز در گذشته خواهم گفت ... ولي فكر كنم تا اندازه اي تونستيد وضعيت رو تجسم كنيد .. بنابر اين با توصيف فرمانده دژبان هاي آن ايام ، به اصل ماجرا خواهم پرداخت . همه كساني كه سال هاي ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۳ گذرشون به مركز آموزش هاي هوايي افتاده يا در اين سال ها اون جا دوره مي ديدند ، حتمآ سروان لبو رو به خوبي مي شناسند .. ! نام او لرزه بر اندام همه مي انداخت .. كافي بود يكي يواشكي بگه .. " بچه ها لبو .. " همه فرار مي كردند .. اين لبو كه متآسفانه نام واقعي اش رو فراموش كردم سرواني بود كه مسئوليت فرماندهي انتظامات ، يا همون دژباني رو به عهده داشت . از اون تيپ آدم هايي بود كه صورت گوشت آلود سرخ دارند . به همين دليل بچه ها اسم او رو لبو گذاشته بودند ! و همين موضوع از وي افسري خشن و بي رحم ساخته بود .. هر جا مي رفت همه فرار مي كردند .. راستش با گذشت اين همه سال هنوز نمي دونم اگه فرار نمي كرديم او چه كار مي خواست بكنه ؟!! مگه لبو آدم رو مي خوره ؟ به هر حال همان گونه كه عرض كردم نام او بد جوري وحشت بر دل همه دانش جويان و پرسنل مي انداخت . يادش به خير .
بازديد هاي رسمي اعليحضرت .......
راستش از همون روز نخستي كه به نيروي هوايي رفتم ، همه معترف بودند .. نيروي هوايي كويته ! آخه اون موقع امارات و دبي راه نيفتاده بود و گرنه نام آموزشگاه هاي نيروي هوايي رو در مقايسه با ساير نيروها امارات مي گذاشتند ! ولي با وجود اين واقعآ كار سخت و طاقت فرسايي بود . خدا رو شكر من از مشق نظامي و رژه معاف بودم . به خاطر خط خوبم و آگاهي از مسايل نظامي ، به دليل اين كه پدرم ارتشي بود . منشي شده بودم . اما براي مراسم رسمي بازديد اعليحضرت همايوني ، همه بدون استثناء بايد در تمرين رژه شركت مي كردند .. يك فرمانده هنگ به نام سرگرد " رضا قلي " داشتيم كه خيلي خشن و قلدر بود . بدون ميكروفن صدايش از اين سر پادگان تا آن سر آن مي رفت .. صورتي گرد با هيكلي درشت و چارشونه ، ابروهاي پرپشت به خاطر شخصيت خشن اش همه از او حساب مي بردند . خدا بيامرزه شنيدم در چنگ ظفار سرش رو از بدن جدا كردند ! اين بابا از مدت ها قبل از آمدن شاه ، همه رو از صبح تا شب وادار به تمرين رژه اون هم با اسلحه مي كرد .
تمرين رژه با اسلحه و درفش ...
باور مي كنيد هنوز هم صداي نعره هاي سرگرد رضا قلي و طنين وحشتناك ان توي گوشم است ؟ او خود بالاي جايگاه مخصوص رفته و بعد از اين كه گروه موزيك در جاي خود مستقر مي شد ، با صداي بلند مي گفت .. به جاي خود .. نظر به راست ،واحد به واحد ، هر واحد به سرپرستي يك نماينده ، واحد اول .. و در اين هنگام گروه موزيك شروع به نواختن مي كرد .. و گروهان هاي اموزشي ، دسته دسته از جلوي او رژه مي رفتند . بايستي پاهاي خودمون رو تا پشت گردن نفر جلويي بالا مي برديم . صبح ها قبل رفتن به ميدان رژه ، اول مي رفتيم اسلحه خانه و سلاح هاي خود را تحويل مي گرفتيم .. واقعآ از بوي اسلحه خانه چندشم مي شد ! خيلي زجر مي كشيدم تا نوبت گرفتن اسلحه من فرا رسد .. و بعد از آن با اون اسلحه لعنتي بايد از مقابل رضاقلي رژه مي رفتيم .. يك بار به ياد ندارم كه او از رژه پرسنل كه پدر خودشون رو در آورده بودند راضي باشه .. درست تا روز قبل از اين كه شاه بيايد ، او با فرياد هاي خودش اعتراض اش رو نسبت به بد بودن رژه ما اعلام مي كرد ...
بازديد ژنرال جهانباني و حاتم ....
در تمام مدت دوره ام در مركز آموزش هاي هوايي فقط يك بار ژنرال جهانباني و حاتم قبل از بازديد به ميدان محل رژه سر زدند .. البته تيمسار كمپاني مرتب سر مي زد . ولي اين دو ژنرال همان گونه كه گفتم يك بار به اتفاق آمدند .. ژنرال جهانباني رو همه بچه ها دوست داشتند . اغلب او رو در منطقه آموزشگاه مي ديديم كه به ستاد تردد مي كرد .. با لبخند پاسخ احترام نظامي بچه ها رو مي داد .. مخصوصآ دانشجويان خلباني رو وقتي مي ديد ، با لبخندي دلنشين پاسخ احترام آن ها رو مي داد . در مورد شجاعت او و اين كه ليدر آكروجت طلايي است خيلي حرف زده مي شد . همه او را ژنرال مو طلايي خطاب مي كردند .. مي گفتند ميانه اش با شاه زياد خوب نيست .. البته اين حرف ها رو بچه ها اون موقع به زبان مي آوردند . همچنين مي گفتند چون مادرش روسي است و خلباني رو هم اون جا ياد گرفته براي همين هميشه پست معاونت به او داده مي شد .
ماجراي سرگروهبان فاطي ............. !!
كم تر كسي بود كه در اون سال هايي كه نام بردم با شخصيت سرگروهبان فاطي آشنا نباشد .. ! البته اين رو بگم در مركز آموزش هاي هوايي دو تا گروهان ويژه دختر ها وجود داشت . يكي ويژه دختران درجه دار بود . و ديگري مخصوص دختر خانم هايي كه قرار بود افسر شوند . سرگروهبان فاطي سرپرست يا همون سرگروهبان گروهان درجه دار ها بود .. قدي كوتاه و چهره اي خشن داشت . او سعي مي كرد با فريادهايي كه مي كشيد ، دختران بيچاره رو بترسونه .. اما از همه مهم تر زمان آموزش رژه بود ، كه چپ ، راست گفتن او در ميان صداهاي مردانه ، واقعآ تابلو بود .. از شانس بدي كه داشتيم ، خوابگاه ما درست پشت خوابگاه دختران درجه دار قرار گرفته بود .. درست در ايامي كه خسته و كوفته نياز به استراحت داشتيم ، همچون حمام زنانه ، صداي آوا هاي دختران بلند شده و مانع استراحت ماها مي شد . يادمه گاهي بقدري سر و صدا هاي آن افزايش مي يافت كه بچه ها يك صدا سرگروهبان فاطي رو صدا مي زدند .. و بعد سكوت بر قرار مي شد !!
بازديد رسمي شاهنشاه از آموزش هاي هوايي .........
در اون زمان ها مركز آموزش هاي هوايي در هاي ورود و خروج متعددي داشت . كه اصلي ترين آن ، گيت شمالي كه به سمت خيابان دماوند باز مي شد . يك در هم در قسمت جنوب اش بود كه به خيابان پيروزي و درمانگاه راه داشت .. از سمت شرق يه راه به خانه هاي سازماني داشت . و علاوه بر تمام اين ها از سمت غرب و حتي شمال در هاي كوچك ديگري تعبيه شده بود . روز قبل از بازديد حسابي با ادوات رسمي از قبيل " گت سفيد " مخصوص روي كفش ، درفش هاي بزرگ و پرچم هاي گوناگون و البته با اسلحه هاي برنو .سفارشات لازم به ما شده بود .. البته اين رو هم بگم كه گروه موزيك يه آهنگ بسيار زيبا با ملودي شاد ساخته بود كه آدم به جاي رژه رقص اش مي گرفت .. قبل از تشريف فرمايي شاه ما نمي دونستيم از كدوم يك از درهاي ورودي ، خواهد آمد .. البته هركس يك حدسي مي زد ! فرداي آن روز زودتر از هميشه ما را بيدار كردند . همه بعد از تحويل گرفتن اسلحه و بيدق هاي رنگاوارنگ ، به محل هاي از پيش تعين شده مستقر شديم .
ورود شاه و همراهان به مركز ....
بر عكس تصور ما كه شاه از گيت اصلي خواهد آمد ، او به اتفاق همراهان اش از در شرقي كه به مدخل خانه هاي سازماني امراي ارتش راه داشت ، وارد شد . عده زيادي پشت سرش بودند . كه من فقط علم وزير دربار رو شناختم .. در بالاي جايگاه سايه باني زيبا به رنگ آبي سير بر افروخته بودند .. كه تا روز قبل نبود .. يك سري صندلي هم در موازات جايگاه چيده بودند ، كه همراهان همه روي آن نشستند .. فقط تيمسار خاتم و جهانباني فكر كنم كمپاني ( فرمانده آموزش هاي هوايي ) بالاي جايگاه حضور داشتند . سرگرد رضا قلي اونيفورم را بر روي شلواز كار پوشيده و فانسقا رو محكم روي كمر خود بسته بود ! با آويزان كردن تعدادي مدال بر روي سينه اش جلوي گروه موزيك ايستاده بود . تيمسار خاتم ابتدا سخنراني كوتاهي كرده و سپس نفرات برتر تيراندازي براي دريافت جايزه فرا خوانده شدند .. در ميان افرادي كه مفتخر به دريافت جايزه شدند ، دو نفر تعجب همگان رو بر انگيخت . اولي همون سرگروهبان فاطي بود كه وقتي صدايش زدند ، بچه ها زير لب خنده شون گرفته بود ! اما نفر دوم شخصي به نام گودرذي بچه لرستان بود كه در يكي از تمرين ها به هنگام پيش فنگ كردن ، چنان ضربه اي به قنداق تفنگ زده بود كه قنداق چوبي و محكم آن خرد شده بود !!
جايزه براي شكستن قنداق تفنگ ....... !!
در ميان دانشجويان پسري تقريبآ ورزشكاري بود به نام " محمد گودرذي " اين بنده خدا از قد و قواره بلندي برخوردار نبود . ولي استخوانبندي اش نشون مي داد كه آدم قوي اي است . در ايام تمرين قبل از تشريف فرمايي اعليحضرت همايوني ، وقتي افسر فرمانده پيش فنگ داد ، و قبل از آن كلي بچه ها رو به دليل آهسته ضربه زدن به قنداق تفنگ ها يا بد رژه رفتن سينه خيز و تنبيه كرده بود .. با كمال تعجب مشاهده كرديم قنداق تفنگ در دست هاي گودرذي خرد و خمير شد ! خودش همان طور كه گفتم بچه لرستان بود .. ابتدا خيلي رنگ و رويش پريد .. ! فكر مي كرد اخراج اش مي كنند يا خسارت آن را از حقوق اش كسر خواهند كرد .. اما وقتي افسر فرمانده اعلام كرد او تشويق خواهد شدو جايزه هم مي گيرد ، همه تصور كرديم تمسخر مي كند .. و كلي دلمون براي محمد سوخت ! اما وقتي رفت جايزه خود رو به خاطر خرد كردن قنداق تفنگ گرفت ، تازه فهميديم اين يك قانون است !! ظاهرآ عملي نشدني است به همين دليل هر كس اين كار رو بكنه تشويق مي شه !!
عين ديوانه از قفس پريد ............ !!
در تمام مدتي كه براي بازديد شاهانه بچه ها آماده مي شدند ، به خاطر سخت گيري هاي بيش از حد و يا بگير و به بند هاي افراطي از جمله پركردن فرم هاي مخصوص ضد اطلاعات ، و تمرين هاي نفس گير ، بعضي ها كه اهل شهرستان بودند ، واقعآ قاطي مي كردند .. نمي دانم شما فيلم سينمايي " ديوانه اي از قفس پريد " رو ديديد يا نه ؟ كه سرخپوست قوي هيكل در انتهاي فيلم آبسرد كن رو از جا مي كنه و به پنجره مي كوبه .. ما هم يك نفر داشتيم كه اسمش " بشر دوست " بود . ( واقعآ انگاري همين ديروز بود ، چهره اش رو به خاطر دارم !! ) نمي دونم اهل كجا بود ؟ شايد ترك بود . او هم هيكلي درشت همانند سرخپوست فيلم فوق داشت .. يك شب قبل از تشريف فرمايي شب در آسايشگاه قاطي مي كنه و مي ره سراغ آبسرد كن .. باور كنيد با يك اشاره از جا كنده .. و بعد از يك دور چرخيدن دور خودش آن را به كناري گذاشت ! كه البته او بر عكس گودرذي نه تنها تشويق نشد ، بلكه بازداشت هم شد .. و مدت ها از رفتن مرخصي هم محروم شده بود ... به هر حال مشاهده رژه كه در ان پرسنل نظامي مرتب و در يك رديف گام بر مي دارند ، مستلزم تمرينات سخت و طاقت فرسايي است كه پدر نظامي ها واقعآ در مي امد .. حالا رو نمي دونم .. اما بايد مشكل باشه
اعزام به آمريكا و مراجعت ............
خب به هر بدبختي بود دوران آموزش هاي ما در اين مركز به پايان رسيده و همان گونه كه در يكي از پست هايم مفصلآ به آن اشاره كردم ، قسمت شد سر از ايالت متحده آمريكا در بياورم . .. خب اون جا واقعآ همت كرده و شب و روز تلاش كردم تا درس ياد بگيرم .. البته يك نكته رو صادقانه بگم .. قبل از اين كه به آمريكا اعزام بشم ، يكي از بستگانم با لهجه غليظ مشهدي يه راهنمايي ارزنده اي كرد كه هنوز هم تو گوشم است .. او گفت بهروز جان اگه مي خواهي چيزي ياد بگيري ، به دانشگاه و مراكز اموزشي پسنده نكن ، بلكه برو ميان مردم ( و چون خودش عرق خور درجه يك بود ) توصيه ديگرش اين بود شب و روز برم تو كافه ها و با مردم معاشرت كنم تا به قول او آدم بشم .. !! البته من به جاي رفتن در كافه ها ، مسافرت رو سر لوحه برنامه هايم گذاشته و تا تونستم به شهر ها و ايالت هاي متعدد سفر كردم .. و خاطرات زيادي از اين سفر ها مخصوصآ به مكزيك و خليج مكزيك دارم .. كه البته يواشكي رفتم . ما اجازه ورود به خاك مكزيك رو نداشتيم .. ولي من رفتم !
پايگاه يكم ترابري ..............
در باره دوران نخستي كه به اين پايگاه اومدم و ماجراهاي ان بارها در مطالب قبلي توضيح داده ام .. اما آن چه در باره موضوع مطلب ام كه همانا بازديد شخص شاه است ،اگر اشتباه نكنم نخستين بار به پايگاه يكم شكاري امده بود تا از نزديك پرواز تيم آكروجت طلايي ايران رو مشاهده كنه .. برنامه هاي فراواني رو تدارك ديده بودند كه متآسفانه من دير رسيدم .. از پايگاه ما به پايگاه يكم شكاري راه داشت . به عبارتي به هم پيوسته هستند .. و گردان هلي كوپتر آن ها رو از هم جدا مي كنه .. روز بازديد تعدادي از ساواكي ها و مامورين امنيتي جلوي گردان هلي كوپتر ايستاده بودند و اجازه نمي دادند كسي وارد پايگاه شكاري بشه .. فقط ما ها لباس پرواز تنمون بود ، بدون هيچ مشكلي از مقابل چشمان آن ها عبور كرديم .. بد جوري چپ چپ نگاهممون مي كردند .. راستش رو بخواهيد من با ديدن بچه هاي ضد اطلاعات يا ساواكي ها ياد شوهر ننه ام ( اوستا رضا ) مي افتادم .. بنده خدا ها هيچ كاري با من نداشتند .. ( مگر اوستا رضا داشت !!؟) ولي نمي دونم چرا خوشم نمي آمد ..
تيم آكروجت طلايي و تيمسار جهانباني ...
نخستين بار بود تيمسار جهانباني رو در لباس پرواز مي ديدم . قبلآ همان طور كه گفتم گاهي در ستاد مركز آموزش هاي هوايي مي ديدمش .. يك بار هم روز آخر قبل از اعزام به آمريكا براي همه ما سخنراني كرد .. و چه راهنمايي هاي مفيدي كرد كه ترجيح بند گفتارش رعايت پرستيژ ارتش شاهنشاهي و شآن لباس و مليت ايراني بود .. اما هيچ كس تره به حرف هاي اين بنده خدا خرد نكرد .. و به محض اين كه پاشون رو به ايالت متحده گذاشتند ، انگار نه انگار كه بايد شئونات رو رعايت كنيم .. بگذريم .. من فقط با اونيفورم رسمي ديده بودم .. آن روز كه براي تماشاي مراسم اعطاي جوايز به خلبانان آكروجت طلايي رفتم ، اول تيمسار رو نشناختم .. فكر كردم يك مستشار آمريكايي ليدره .. تا اين كه يكي از همكارانم بود كه ندا رو داد و گفت ببين ژنرال چه خوش تيپ شده !! آن ها بعد از پرواز و انجام مانور هاي متعدد ، به ترتيپ در فرودگاه مهرآباد فرود آمدند .. و سپس همه به يك خط ايستاده و شاه ابتدا با جهانباني صحبت كرد و سپس با يكايك خلبانان به گفت و گو پرداخت ..
حضور مرتب وليعهد در پايگاه .......
با گذشت زمان و قديمي شدن من ! ديگه با حوصله به اطرافم نگاه مي كردم .. تا قبل از اين كه آدم اجازه پرواز مستقل مداشته باشه ، احساس مي كنه تو قفسه .. مخصوصآ همه حواس اش به همدوره هاشه كه نكنه زودتر از من چك بشه .. اما به محض اين كه بلانسبت خرت از پل مي گذره .. ديگه احساس آرامش مي كني .. در همين ايام بود كه من گاهي از دور يك بچه اي رو مي ديدم كه با يك فروند بونانزا مرتب هي تو پايگاه شكاري جولان مي ده .. اصلآ حس كنجكاوي ام بر نمي انگيخت كه اين عزيز دردونه كيست !!؟ آخه اون موقع نوجوان هاي ده - دوازده ساله هم آموزش مي ديدند .. ! اغلب هم با بونانزا مي پريدند .. خب اوايل فكر مي كردم يكي از همين بچه هاست كه داره تمرين مي كنه .. تا اين كه يه روز خودم از پرواز مي امدم ، نزديك ظهر بود از بالا ديدم جلوي كاروان شلوغه ، ماشين تشريفات ايستاده .. زياد اهمميت ندادم .. موقع ظهر گاهي كه نهار خوري ما شلوغ بود ، مي رفتم نهار رو با بچه هاي شكاري مي خوردم . يك چند تا از همدوره هايم و يكي از هم اتاقي هايم با اف - ۴ مي پريد .. گاهي به او سر مي زدم .. در يكي از همين سر زدن ها بود كه فهميدم خاتم تو كاروانه ! اول فكر كردم براي شكاري ها اونجاست .. اما بعد متوجه شدم براي وليعهده !!
امان از پاچه خواري ............ !!
باور كنيد همه جور پاچه خواري ديده بودم .. اما تملق براي يه بچه كوچك رو تا اون موقع نديده بودم ! اون هم چه كساني !! از فرمانده پايگاه بگيريد تا رئيس عمليات .. دنبال اين بچه راه مي افتادند و دم به دقيقه احترام نظامي مي گذاشتند ... انگار اون بچه اصلآ اين چيزها رو حاليشه !! همين كار ها رو مي كنند كه اگه طرف شاه شد از همه توقع تملق رو داشته باشه !! از لحظه اي كه وليعهد وارد پايگاه مي شد از رئيس بي عرضه انتظامات گرفته .. تا اون بدبخت عقده اي كه مسئول تجهيزات پرواز بود .. همه دست به سينه مي ايستادند .. بعد ها كه با چهره هاي فرماندهان عالي رتبه آشنا شدم .. ديدم اي دل غافل از ستاد نيروي هوايي هم مي آيند .. تا اون بچه ده ساله هواپيماي بونزا رو تاكسي كرده و به حركت در آورد .. ديگه كم كم اين يه رسم و عادت شده بود ! و براي ما هم كه فقط تظاره گر بوديم ديدن اين صحنه ها عادي شده بود .. كم كم رشد وليهعد رو و بزرگ شدن اش رو در همين پايگاه به چشم ديديم .. تا جايي كه اين اواخر بنده خدا با اف -۵ مي پريد .. يك بار هم قبل از اين كه انقلاب بشه تو همين اتوبان كرج يه جايگاه درست كرده بودند .. كه آخرين بار وليعهد با اف - ۵ يه اپروچ ارتفاع پائين انجام داد و سپس به خانواده اش در مراسم پيوست .. !
ورود انور سادات به تهران .............
فكر مي كنم در زمان رياست جمهوري جيمي كارتر بود كه انورسادات يك سفر رسمي به ايران داشت . و همان گونه كه رسم بود ، پادشاه مملكت تو فرودگاه به پيشباز ميهمان رفته و بعد از مراسم تشريفاتي و سرود هر دو كشور ، ميزبان به مناسبت ورود يه نطقي مي كنه .. خب اون روز هم پادشاه مصر وارد تهران شده بود و تو فرودگاه مهرآباد جلوي آشيانه سلطنتي ، فرش قرمز پهن كرده بودند و گارد تشريفات همه حضور داشتند .. شاه هم يه نطقي رو از قبل آماده كرده بود كه در فرودگاه بعد از پايان مراسم تشريفات بخونه .. همه چيز به روال عادي طي مي شد .. معمولآ در اين گون مواقع هيچ هواپيمايي رو به سمت مهرآباد راهنمايي نمي كنند .. و تنها بعد از پايان مراسم كه معمولآ بيست دقيقه بيشتر طول نمي كشه هواپيما ها اجازه پيدا مي كنند كه به منطقه مهرآباد نزديك شوند ..
قارقاركي كه كاسه كوزه شاه رو به هم ريخت ...!!
خب حالا تجسم بفرماييد همه ميهمانان عالي مقام هر دو كشور جلوي آشيانه سلطنتي حضور دارند . خبرنگاران و شبكه هاي تلويزيوني خارجي همه در حال به تصوير كشيدن اين مراسم هستند . يادمه به خاطر مسئله كمپ ديويد و آشتي مصر و اسرائيل ، انور جون به يه چهره خبر ساز نزد غربي ها تبديل شده بود . و بر عكس عرب ها كه سايه اش رو با تير مي زدند ، به هر حال مورد توجه بود .. همين كه شاه شروع كرد به خوشامد گويي و جو گير شده و تازه افتاده بود روي غلطك ، نمي دونم يك فروند هواپيماي سي - ۱۳۰ مادر مرده از كجا سرو كله اش پيدا شد !! حالا مراسم به صورت زنده از تلويزيون خودمون هم داره پخش مي شه !! هواپيما اومد و اومد و درست بي توجه به مراسم حساس ، روي باند ۲۹ چپ فرو آمده و شروع كرد به ريورس !! مي دانيد وقتي اين لامصب مي ره حالت ريورس ، صداش همه جا رو بر مي داره !! شاه بي توجه از اتفاقات رخ داده و در حالي كه صداي خودش رو هم نمي شنيد ، همين جوري براي خودش نطق مي كرد .. از اين ور هم يه عده معلوم نبود ساواكي بود .. ماموران ضد اطلاعات بودند .. كي بودند .. بيچاره ها مي پريدند بالا و پائين با دست به خليان اشاره مي كردند خاموش كنه !! انگار خلبان از دور مي بينه !! به هر حال از طريق برج به خلبان اعلام مي شه و او همون جا چهار تا موتورش رو خاموش مي كنه !!
پايان ماجرا .......... !!
اگر چه بالا پائين پريدن اطرافيان از طريق شبكه هاي مختلف دنيا از جمله ايران پخش مي شد و صحنه واقعآ خنده داري رو به وجود آورده بودند .. اما شاه از ترس اين كه خط رو گم نكنه .. همين جوري خودش رو مي خورد .. با قارقار موتور هاي قوي هواپيما كه در سكوت حاكم بر فرودگاه بد جوري انعكاس يافته بود .. چهره اعليحضرت هر لحظه قرمر و قرمز مي شد .. خود انور هم طفلك دوزاري اش افتاده بود كه ميهمان تو بد مخمصه اي گير افتاده ! ولي فكر كنم به زحمت جلوي خنده هاي خودشو گرفته بود !! آخه از شما چه پنهون من شنيده بودم انور جون از اون رهبران خوش خنده بوده كه به هر چيزي مي خنديده !! اما خودمونيم اون روز از ترس ابهت محمد رضا شاه خيلي خودش رو كنترل كرد .. طفلك حس كنجكاوي اش هم تحريك شده بود كه ببينه اين همه صدا از كجاست !!؟ اما چون همه دوربين ها روي صورت اش زوم شده بود .. حتي به عقب هم برنگشت ! شما اگه جاي انور سادات بوديد چه عكس العملي از خودتون نشون مي داديد !!؟
بعد از گذشت هشت سال دفاع مقدس خاطرات فراوان و شیرینی در ذهن اکثر رزمندگان باقی مانده است. این خاطرات برای همیشه در تاریخ جنگ هشت سال دفاع مقدس ثبت گردیده و ملت شریف و قهرمان ایران شجاعت و دلاوری رزمندگان را هرگز از یاد نخواهند برد. در این راستا، کلمه پدافند برای همه کلمه آشنایی است. پرسنل غیور پدافند در طول جنگ تحمیلی مردانه با دشمن دست و پنجه نرم کردند به نحوی که با به غرش درآمدن سلاح ضد هوایی در همان ساعات و روزهای اول جنگ، خلبانان عراقی ضرب شصت محکمی از پدافند زمین به هوا دریافت نموده و تعداد بی شماری از هواپیماهای دشمن ساقط شده یا مورد اصابت قرار گرفتند.
من نیز دوش به دوش سایر رزمندگان و به عنوان عضو کوچک پدافند زمین به هوادر اکثر مناطق عملیاتی ازجمله دزفول، عین خوش، دهلران، خارک، گوره و پدافند مراکز صنعتی اصفهان عهده دار مسئولیت بوده و در این مدت مانند دیگر رزمندگان خاطرات زیادی به یاد دارم.
یکی از آن خاطرات پرافتخار عملیات متهورانه و غرور آفرین مورخه 14/1/1367 پدافند زمین به هوای مستقر در پالایشگاه و نیروگاه برق اصفهان می باشد.
با طولانی شدن جنگ و ناکام ماندن دشمن در جبهه های زمینی و در مرزها، تهاجمات هوایی به شهرها و تاسیسات اقتصادی و اجتماعی کشور کشیده شد. نیت ناپاک دشمن متوقف نمودن صدور نفت و همچنین در تنگنا قرار دادن مردم با از بین بردن تولیدات و مشتقات نفتی در داخل کشور بود.
پالایشگاه ونیروگاه برق اصفهان و سایر تاسیسات اقتصادی همچون ذوب آهن، صنایع دفاع، صنایع فولاد و پلی اکریل از اهدافی بود که دشمن در آن زمان روی آنها طراحی و برنامه ریزی های زیاد می نمود. من نیز به عنوان یکی از مدافعان کشور، دوش به دوش دیگر همرزمان پدافندی خود ماموریت دفاع از آسمان پالایشگاه و نیروگاه اصفهان را به عنوان فرمانده گردان تاکتیکی عهده دار بودم.
پالایشگاه اصفهان مهم ترین هدف دشمن
پالایشگاه اصفهان به علت اهمیتی که در تهیه سوخت مورد نیاز هواپیماها و خودروها در جنگ داشت و تامین کننده بخش مهمی از نیازهای کشور بود، یکی از اهدافی محسوب می شد که دشمن برای ضربه زدن به آن از خود چنگ و دندان نشان می داد و ضرورت تقویت سیستم دفاعی مراکز صنعتی پالایشگاه و نیروگاه اصفهان که نزدیک هم تاسیس شده بود، همواره از سوی مسئولین مورد تاکید قرار می گرفت. تقریبا شش ماه قبل از درگیری موفقیت آمیز 14/1/1367اقدامات موثری در تکمیل سیستم دفاعی این منطقه انجام گرفت که بیان آن خالی از لطف نیست.
تجهیز پدافندی پالایشگاه و نیروگاه اصفهان
در نشستی که با مسئولین استانداری انجام گرفت مقرر گردید برای آماده سازی محل استقرار جنگ افزارها اقدام جهادی صورت گیرد. به همین منظور بیش از 200دستگاه ماشین آلات اعم از لودر و بولدوزر و کمپرسی به منطقه پدافندی پالایشگاه و نیروگاه اعزام گردید ودر مدت نسبتا کوتاهی موفق شدند محل هایی به ارتفاع حدود 20متر برای استقرار جنگ افزارها آماده نمایند که این کار باعث شد جنگ افزارها از دید مطلوب تری برخوردار شوند.
تعدادی جنگ افزار 23میلیمتری جهت تکمیل رینگ سوم دفاعی اختصاص یافت،این جنگ افزارها در در فاصله حدود 50تا60کیلومتری از تاسیسات مستقر گردیدند و علاوه بر تامین سیستم دفاعی نقش اعلام خبر و سیستم هشدار دهنده را نیز عهده دار بودند.
امتحان کارایی پدافند توسط هواپیماهای خودی
شبکه دیده بانی نیز در سطح وسیعی گسترش یافت و چندین بار نیز با پرواز هواپیمای خودی بر فراز منطقه، نحوه اعلام خبر آنها آزمایش شد. با هماهنگی های انجام شده، هر هفته پرواز آزمایشی جهت سیستم اسکای گارد اجرا می شد و با توجه به محل های مرتفعی که برای استقرار رادارها تهیه شده بود، وضعیت کشف هدف آنها در سمت های مختلف ارزیابی می شد و به خلبان خودی گفته می شد که نقش دشمن را بازی نموده و با توجه به موانع و ارتفاعات اطراف پالایشگاه و نیروگاه از سمت هایی حمله نمایند تا نقاط ضعف و قدرت جنگ افزارها به خصوص رادارهای اسکای گارد مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین از آماده به کار بردن رادارها اطمینان حاصل شود. این گونه هماهنگی ها بین هواپیماهای جنگنده خودی و یگان های پدافند برای اولین بار انجام می شد؛ لذا از ارزش عملیاتی بسیار بالایی برخوردار بود و علاوه بر ارزیابی رادارها در آموزش تعقیب هدف خدمه توپ های 23میلیمتری و 35میلیمتری بسیار ارزشمند بود. به منظور اطمینان از آماده بودن جنگ افزارها، مجوز تیراندازی آزمایشی نیز گرفته شده بود و حداقل ماهی یک بار کلیه جنگ افزارها در محل اقدام به تیراندازی آزمایشی می نمودند. در خصوص آموزش نیز برنامه ریزی بسیار خوبی انجام پذیرفت در سطح آتشبارها مسابقات آموزشی انجام می گردید و نفرات برتر در مسابقه نهایی گردان شرکت می کردند. رقابت آموزشی به نحوی بود که سربازان باز کردن و بستن توپ های 23میلیمتری را با چشم باز و بسته تمرین می کردند و و با هم به رقابت می پرداختند و در نهایت نفرات برتر مورد تقدیر و تشویق قرار می گرفتند. این روش در بالا بردن توان رزمی تاثیر بسیار خوبی گذاشته بود.
با تلاش شبانه روزی آماده پذیرایی از دشمن بودیم
با هماهنگی هایی که با مسئولین انجام شد پرسنل پدافند در چندین نوبت از نزدیک پالایشگاه و نیروگاه را مورد بازدید قرار دادند. پرسنل نگهداری طبق برنامه منظمی با کمک پرسنل عملیاتی سرویس های لازم بر روی جنگ افزارها انجام می دادند و در دفاتر تاریخ آن دقیقا ثبت می شد و تداوم پیدا می کرد. از نظر قطعه رسانی نیز اولویت بیشتری به پدافند پالایشگاه اصفهان داده شد و قطعات درخواستی به موقع واگذار و پرسنل متخصص نیز در تعمیر و رفع اشکالات فورا اقدام می کردند. اقدامات موثری هم در خصوص رفع اشکالات ارتباطی توسط تیم ارتباط انجام شد و شبکه ارتباطی با سیم و بیسیم نیز تقویت گردید. اینها گوشه ای از اقداماتی بود که پرسنل ایثارگر پدافند پالایشگاه و نیروگاه اصفهان شبانه روز متحمل می شد.
و اما ...
چهاردهمین روز بهار سال 1367که مصادف با میلاد با سعادت آقا امام زمان (عج) بود، به تدریج سپری می شد. ساعت 58/13دقیقه بود. گوئی همه چیز برای یک رویداد فراموش نشدنی و کسب افتخاری بزرگ در صحنه نبرد حق علیه باطل مهیا شده بود.
پرسنل همیشه بیدار پدافند پالایشگاه و نیروگاه اصفهان که به علت مسئولیت شغلی در طول تعطیلات نوروزی عاشقانه در سنگر شرف و افتخار به پاسداری از حریم هوایی منطقه مشغول بودند، طبق روال کاری از ابتدای همان روز بازدیدهای روزانه را انجام می دادند. من نیز صبح همان روز طبق معمول از مواضع جنگ افزارها بازدید کرده و به ستاد گردان و دفتر کارم بازگشتم و با جمعی از فرماندهان و مسئولین قسمت ها نشسته بودیم ودر خصوص مسائل کاری تبادل نظر می کردیم.
ساعت 58/13دقیقه ناگهان از طریق شبکه اعلام خبر دیده بانی در پست فرماندهی حضور دو فروند هواپیمای میراز عراقی را در ارتفاع پائین و حدود 200الی 300 پا بالای سطح زمین در منطقه تحت کنترل ما اعلام گردید.
با اعلام این خبر شور و شوق و هیجان خاصی در منطقه حکم فرما شد. آژیر خطر در مراکز صنعتی فوق به صدا در آمد. پیام عملیاتی مبنی بر نزدیک شدن دو فروند هواپیمای عراقی به منطقه، از طریق شبکه ارتباطی بیسیم به مواضع ابلاغ گردید.
هواپیماهای دشمن با دور زدن شهر به طرف ما می آمدند
با نزدیک شدن هواپیمای دشمن به حریم هوایی منطقه اصفهان لحظه به لحظه موقعیت جدیدتری از طریق شبکه دیده بانی به پست فرماندهی اعلام و از طریق آن به مواضع ابلاغ می گردید. پرسنل هوشیار و تیز بین دیده بانی آن چنان دقیق و با هیجان وضعیت هواپیماهای دشمن را اعلام می نمودند که گویی با مدرن ترین سیستم اعلام خبر الکترونیکی از طریق ماهواره عملیات را کنترل می نمایند. هواپیماها جنوب شهر اصفهان را دور زده و از شمال پایگاه هوایی مستقر درمنطقه به قصد حمله به پالایشگاه و نیروگاه اصفهان به مواضع جنگ افزار نزدیک می شدند. پرسنل مواضع بی صبرانه خود را برای یک نبرد قهرمانانه آماده کرده بودند. با آمادگی هایی که مرتب به مواضع داده می شد، مواضع اسکای گارد و 23میلیمتری با حداکثر توان عملیاتی خود را آماده پذیرایی از مهمان ناخوانده کرده بودند.
گویی همه منتظر بودند که با توکل به خدای بزرگ عیدی بزرگی از آقا امام زمان (عج)دریافت نمایند. حالت اضطراب عجیبی بر منطقه حکم فرما شده بود و همه در انتظار آینده ای مبهم بودند. با توجه به تحرکاتی که دشمن چند روز گذشته علیه شهرها و مردم بی دفاع انجام داده بود، به جرات می توان گفت در صورت کسب موفقیت و افتخار در این لحظه حساس و سرنوشت ساز قوت قلبی برای رزمندگان ایجاد می گردید و موجب تقویت روحیه آنان می شد.
اولین تیرهای ضد هوایی شلیک شد
من با دقت مسیر پرواز اعلام شده را مشاهده می کردم. در ساعت 02/14دقیقه ناگهان با شنیدن صدای اولین رگبار جنگ افزارهای ضدهوایی حضور دو فروند هواپیمای دشمن بر فراز آسمان منطقه پالایشگاه تائید و کاملا با چشم رویت شد. با شلیک اولین رگبار، تیراندازی سایر جنگ افزارها به سمت هواپیماها آغاز و فرمان سد آتش به مواضع داده شد. گلوله های شلیک شده جنگ افزارها با سرخی و زیبایی خاصی اطراف هواپیماها را احاطه کرده بودند. خلبانان عراقی به هیچ وجه انتظار چنین پذیرایی را از سوی پرسنل پدافند نداشتند. جنگ افزارها که با همت پرسنل زحمت کش نگهداری سرویس شده بودند، همچون چلچله آواز می خواندند و تیراندازی آنها لحظه ای قطع نمی شد. سیستم رادارهای اسکای گارد همراه با جنگ افزارهای 35میلیمتری با رگبارهای دقیق و حساب شده ای روی هدف اجرای آتش می نمودند. صحنه ای بسیار مهیج و در عین حال پر اضطراب بود صدای رگبار گلوله ها لحظه ای قطع نمی شد ...
هواپیمای دشمن هدف قرار گرفت و سقوط کرد
ناگهان تیر خلاص شلیک شد و هدف مورد اصابت قرار گرفت و در مقابل چشمان تیزبین پرسنل پدافند و سایر پرسنل حاضر در منطقه، هواپیمای اول در هوا به آتش کشیده شد و کنترل آن از دست خلبان خارج شد و به سمت زمین سقوط کرد. توصیف آن لحظه با شکوه و غرور آفرین بسیار مشکل است.
عملیات چنان سریع و برق آسا انجام شد که شاید در حد یک خواب و خیال می توان آن را توصیف کرد. با سقوط اولین هواپیمای دشمن، تیراندازی روی هواپیمای دوم ادامه یافت و خلبان آن که متوجه سقوط هواپیمای لیدر شده بود و در میان آتش پر حجم پدافند گرفتار بود، موفق نشد به اهداف شوم خود برسد و با رها نمودن بمب ها در خارج از تاسیسات و قبول خسارات فراوان از طرف جنگ افزارهای پدافند، ناچار به فرار شد.
خلبان عراقی اسیر شد
چند لحظه بعد از سقوط هواپیمای عراقی در منطقه، از طریق شبکه ارتباطی یکی از مواضع سمت حمله اعلام شد خلبان هواپیما در موضع جنگ افزار با چتر سقوط نموده و به اسارت در آمده. با دریافت این پیام و کسب این پیروزی بزرگ شور و شوق خاصی بر منطقه حکم فرما گشت. صدای تکبیر بچه ها از شبکه ارتباطی و پست فرماندهی و ستاد گردان لحظه ای قطع نمی شد.
با دریافت خبر به اسارت درآمدن خلبان هواپیمای عراقی، اکیپی را جهت تحویل گرفتن او و انتقالش به ستاد گردان اعزام نمودم. پس از چند دقیقه تیم اعزامی همراه با خلبان به وسیله چند خودرو درحالی که چراغ ها را روشن کرده بودند و صدای بوق خودروها را به عنوان پیروزی به صدا درآورده بودندف به محوطه گردان رسیدند. چقدر پرسنل خوشحال بودند. از این که شاهد خوشحالی همکارانم بودم، اشک شوق در چشمانم حلقه زده بود. صحنه ای بسیار شیرین و به یاد ماندنی بود. گویی خستگی مدت ها کار و تلاش دسته جمعی و مداوم به سر آمده و همه اجر و پاداش خود را از آقا امام زمان (عج)گرفته بودند.
خلبان اسیر به اتاق فرماندهی هدایت شد. در همان ابتدای اسارت خلبان متوجه شدیم که وی به هنگام فرود با چتر از ناحیه دست آسیب دیده است. بلافاصله اکیپ اورژانس پالایشگاه به محل مراجعه و اقدام به کمک های اولیه و مداوای وی نمودند. این گونه اقدامات انسان دوستانه در کم تر جبهه جنگی می توان یافت و این چیزی نبود جز تعالیم قرآن و اسلام عزیز. با تحقیقات اولیه مشخص گردید خلبان اسیر شده سروان "طلال خلیل ابراهیم" 31ساله و اهل کاظمین، متاهل و دارای یک فرزند می باشد که لیدر تیم پروازی را عهده دار بوده است.
خبر سرنگونی هواپیمای عراقی به سرعت پخش شد
با سقوط هواپیمای عراقی آتش و دود زیادی به هوا برخاست و با توجه به درگیری ها و تیراندازی های فراوانی که انجام شده بود، کسانی که در نزدیکی منطقه عملیاتی فوق سکونت داشتند از در گیری و حمله هوایی مطلع شده و شدیدا احساس نگرانی می کردند. صف بنزین در جایگاه های بنزین به چندین کیلومتر رسیده بود؛ اما وقتی خبر سقوط هواپیما به گوش مردم رسید باعث خوشحالی بیش از حد مردم شهید پرور اصفهان گردید و صف بنزین شکسته شد و شهر حالت عادی خود را به دست آورد. خبر سقوط هواپیما و اسارت خلبان عراقی، در اخبار سراسری و رسانه های گروهی کشورمان و سایر کشورها از جمله رادیو عراق پخش شد.
هواپیمای دوم نیز سقوط کرد
شایان ذکر است که از طریق منابع کسب خبر و اطلاعات الکترونیکی اطلاع داده شد که هواپیمای دوم نیز دچار آسیب شدید شده و در راه بازگشت، خلبان آن به ناچار هواپیما را ترک گفته است که از طریق سلسله مراتب فرماندهی سقوط این هواپیما مورد تائید قرار گرفت. بدین ترتیب در مورخه14/1/67در یوم الله نیمه شعبان، در منطقه پدافند پالایشگاه و نیروگاه اصفهان دو فروند هواپیمای میراژعراقی مورد اصابت قرار گرفته و سقوط کردند.
لحظات هدف قرار گرفتن هواپیمای عراقی از زبان فرمانده آتشبار منطقه
یکی از فرماندهان آتشبار اسکای گارد که در هنگام وضعیت قرمز و درگیری در موضع دوم اسکای گارد مستقر در سمت حمله حضور داشت می گفت:
- من داخل رادار سمت حمله را از روی اسکوپ رادار دقیقا زیر نظر داشتم تا هواپیماهای دشمن بر صفحه رادار ظاهر شدند. بلافاصله قفل راداری روی آنها انجام شد. وضعیت تعقیب هدف توسط رادار بسیار عالی بود و بهترین شرایط جهت محاسبه کامپیوتر و نهایتا زاویه پیشگیری توپ های 35میلیمتری اسکای گارد فراهم شده بود.
لحظه به لحظه فاصله هواپیما نسبت به رادار کم تر می شد و هدف در صفحه تلویزیون رادار قابل روئت بود. مسئول مربوطه هر لحظه اطلاعات دقیق تری را از موقعیت هدف از نظر سمت و برد و ارتفاع و زمان پرواز گلوله اعلام می کرد. توپ ها را در اختیار رادار قرار دادم و هدف به طور دقیق توسط توپ و رادار تعقیب می شد. لامپ آماده بودن آتش در داخل کابین رادار روشن شد و درحالی که اضطراب شدیدی بر ما حکم فرما شده بود، دکمه آتش را فشار دادم و اولین رگبار گلوله به سمت هدف شلیک شد. مسیر گلوله ها در صفحه تلویزیون کاملا دیده می شد. سایر مواضع مستقر در سمت حمله اعم از 23میلیمتری و 35میلیمتری روی هدف اجرای آتش می کردند و آماجی از گلوله ها اطراف هدف را احاطه کرده بود. با هر رگبار قسمتی از بدنه و بال هواپیما کنده می شد و من همچنان به تیراندازی ادامه داده و شستی آتش را فشار می دادم که ناگهان با آخرین رگبار هدف آتش گرفت. این صحنه که از صفحه تلویزیون داخل رادار دیده می شد به قدری زیبا بود که من هرگز خاطرات آن روز را فراموش نمی کنم. نهایتا هدف به سمت زمین سقوط کرد وتا آخرین لحظه برخورد، رادار هدف را تعقیب کرد که با اصابت به زمین آتش و دود به آسمان زبانه کشید و همه ما با صدای بلند تکبیر گفتیم.
اولین کسی که خود را به خلبان عراقی رساند
یکی از پرسنل تعمیر و نگهداری که در لحظه درگیری در موضع حضور داشت، به عنوان اولین کسی که خود را به خلبان عراقی می رساند خاطره خود را این گونه بیان می کند:
- وقتی وضعیت قرمز شد، من کنار خاکریز رادار روی زمین دراز کشیده بودم. ناگهان از فاصله دور و از سمت شاهین شهر دو نقطه سیاه رنگ را در آسمان دیدم که به ما نزدیک می شدند و پس از چند لحظه که نزدیک تر شدند. توپ ها به روی آنها آتش گشودند. یک مرتبه دیدم هواپیمای اولی مورد اصابت قرار گرفت و آتش از آن شعله ور گردید و به سمت زمین سقوط نمود. هواپیما از بالای سر من گذشت و پانصد متر آن طرف تر به زمین خورد. چند ثانیه بعد از این واقعه یک چتر قرمز رنگ باز شد و به طرف زمین پایین آمد که حدود 20متری من و در پشت سنگر رادار اسکای گارد فرود آمد.
من به سرعت به طرف خلبان دشمن دویدم. ابتدا ترسیدم که به او نزدیک شوم. به یکی از سربازها که در آن نزدیکی ها بود گفتم که برود و اسلحه بیاورد، چون شنیده بودم خلبانان ممکن است اسلحه داشته باشند. با نگرانی به سمت خلبان رفتم و دیدم که تقریبا بی هوش روی زمین پشت تپه خاکی افتاده و دستش آسیب دیده است. طناب های چتر را از او جدا کردم. از اطراف مردم به سمت خلبان می آمدند و با توجه به خشمی که ازجنگ و بمباران ها در ذهن داشتند، شدیدا عصبانی بودند. سریعا خودرویی را آماده کرده و او را به داخل خودرو انتقال دادیم و به راننده گفتم سریع حرکت کند و به این ترتیب خلبان را از مهلکه نجات دادیم و او را درحالی که چند خودروی دیگر ما را اسکورت می کردند، با چراغ های روشن و بوق زنان به ستاد گردان منتقل کردیم.
یکی از فرماندهان آتشبار که در موضع یک توپ 35میلیمتری حضور داشت پیام سقوط هواپیما را از شبکه ارتباطی بیسیم با هیجان خاصی گزارش می نمود. طنین صدای او که با آن هیجان از موضع پیام می داد هنوز در گوشم طنین افکن است.
- هواپیما!هواپیما زده شد! هواپیما آتش گرفت دارد سقوط می کند! خلبان با چتر از هواپیما بیرون پرید ...
خلبان را در دفتر کارم روی میز کنفرانس دراز کردند تا کارهای امداد توسط اورژانس پالایشگاه انجام شود. بچه ها همه شاد و خوشحال دور میز حلقه زده بودند. خلبان مرتب به زبان عربی می گفت:
- یدی،یدی(دستم، دستم)
من بالای سرش رفتم و به عنوان مزاح گفتم:
- این قدر یدی،یدی نکن هیچ می دونی که اگر گلوله ها چند ثانیه دیرتر شلیک می شدند چه وضعی پیش می آمد؟! آن موقع تو این جا را بمباران می کردی و خوشحال به کشورت باز می گشتی و جایزه می گرفتی و من و دیگران به جای تو این جا ناله می کردیم.
با این حرف، بچه ها همه قهقهه زدند و از شوخی من خندیدند.
بازدید فرمانده گردان پدافند 23 میلیمتری
فرمانده گردان 23میلیمتری صبح همان روز جهت بازدید مواضع مستقر در رینگ سوم که 50الی 60کیلومتر از پالایشگاه و نیروگاه فاصله داشتند رفته بود. وی می گفت:
- در بین راه بودم. بازدیدم از یک موضع تمام شده بود و راهی موضع دیگری بودم که از فاصله دور شعله های آتش و دود بر فراز آسمان پالایشگاه و نیروگاه توجهم را جلب کرد. شدیدا ناراحت شدم. پیش خودم گفتم که هواپیماهای لعنتی عراق باز کار خودشان را کردند. متاثر و نگران با سرعت به طرف ستاد گردان حرکت کردم. هرچه به پالایشگاه نزدیک تر می شدم و ازدحام جمعیت را می دیدم، بر ناراحتی من افزوده می شد. وارد دفتر گردان شدم دیدم مملو از جمعیت است. پیش خود گفتم نکند برای پرسنل در این درگیری اتفاقی افتاده و چیزی شده است؟ نکند ...
وقتی خلبان هواپیمای عراقی را دیدم که روی میز دراز کشیده، تازه متوجه شدم که بچه ها چه کرده اند و چه موفقیت بزرگی به دست آمده است! یکدیگر را در آغوش گرفته و پیروزی فوق را تبریک گفتم.
خلبان عراقی تحویل پایگاه شکاری شد
تصمیم گرفته شد که خلبان را به پایگاه شکاری منتقل کنیم تا از آن جا به تهران فرستاده شود. خلبان را با برانکارد داخل تویوتا استیشن فرمانده گروه پدافند گذاشتیم. من به اتفاق فرمانده گردان ارتفاع کم و جانشین گروه همراه خلبان بودیم و چند خودروی دیگر ما را اسکورت می کردند. بوق زنان و با خوشحالی فراوان، جاده اتوبان پایگاه را طی کرده و به درب ورودی پایگاه رسیدیم. دژبان پایگاه که بی خبر از این رویداد بود، جهت بازرسی به خودرو نزدیک شد و می خواست کارت های تردد را چک نماید. وقتی خلبان اسیر عراقی را دید، خیلی خوشحال و متحیر شد. به شوخی به او گفتم:
- کارت شناسایی هم دارد اگر می خواهی ارائه شود؟!
و بچه ها همه خندیدند.
http://iranian-airforce.blogfa.com/cat-40.aspx
برداشتی آزاد از پاکبازان عرصه عشق
به حالت واماندگی در چهارهزارپایی
«با شروع حمله های هوایی عراق دلواپسی پیچید توی خانه، مثل خیلی از نظامیان دیگر، باورم نمی شد عراق جرأت این کار را داشته باشد. با خبرهایی که داشتم می دانستم نمی تواند حریف ما در جنگ هوایی بشود. خیلی زود می توانستیم نیروی هوایی اش را زمینگیر کنیم. من و باقی خلبان ها حمله هوایی عراق را توهین به خلبان های ایرانی می دانستیم. روزی که این خبر را شنیدم برای دیدن مادرم رفته بودم تهران. با خبر که شدم فوری برگشتم به پایگاه همدان و آمادگی ام را اعلام کردم. کار اولم آموزش مردمی بود. باید معنی آژیرها و کارهایی را که موقع حمله هوایی باید برای حفظ جان انجام بگیرد آموزش می دادم. بعد هم با پروازهایی که در خاک عراق داشتم فهمیدم دفاع موشکی محکمی دارند. مأموریت هایم زیاد شده بود و کمتر می توانستم خانواده ام را ببینم. توی این مدت پایگاه همدان هم چندبار با حمله های هوایی تهدید شده بود. یک شب بعد از پرواز، وقتی آمدم خانه فکر کردم بهتر است زن و بچه ام را بفرستم تهران. به این ترتیب هم خیال من راحت می شد، هم آنها از تنهایی و دوری در می آمدند.»
در هر حال خلبان جنگ هرگز آن روز صبح را فراموش نمی کند. صدای زنگ را هنوز به خاطر دارد و عقربه های ساعت، که یک ربع به پنج بامداد را نشان می دادند. راننده گردان پرواز، جلو در منتظر اوست. مأموریت مهمی است. او «لیدر» دسته پرواز است و قرار است پایگاه هوایی کوت را در دل عراق بکوبند. کمک خلبان هوشنگ شروین هرگز فکر نمی کرد وقتی توی گوشی تلفن به خواهرش قول می دهد که وقتی از عملیات برگشت به او زنگ خواهد زد نتواند به قولش عمل کند. او هرگز فکر نمی کرد بعد از این تلفن تا 10 سال نتواند صدای خواهرش را بشنود.
«مأموریت بمباران پایگاه «کوت»، همراه با سه فروند جنگنده دیگر، صبح قبل از طلوع آفتاب به من ابلاغ شد. به دلیل تغییر برنامه مأموریت، ساعت هشت و نیم صبح، من و شماره دو به مقصد پایگاه کوت عراق پرواز کردیم. طول مسیر را در ارتفاع چهار هزارپایی طی کردیم. حدود بیست کیلومتری هدف، مطابق برنامه از پیش تعیین شده، شماره دو با فاصله کمی عقب افتاد. به ارتفاع پنجاه پایی تغییر وضعیت دادیم. با سرعت سرسام آوری به سوی هدف پیش می رفتیم.
من با دیدن اولین نشانه پایگاه، با حداکثر قدرت به ارتفاع دو هزار پایی اوج گرفتم. حالا دیگر بالای باند پایگاه کوت بودم و آشیانه ها و ساختمان های اداری اطراف باند و چند فروند هواپیما را می دیدم. با زاویه تند شیرجه زدم. تکان های شدید هواپیما به چپ و راست می توانست من و هواپیما را از دسترس پدافند دور نگه دارد. در ارتفاع تعیین شده بمب ها را رها کردم. با سبک شدن هواپیما، رها شدن بمب ها را یکی بعد از دیگری حس می کردم. تا رها شدن آخرین بمب باید در حالت شیرجه باقی می ماندم. پس مدام به زمین نزدیکتر می شدم. با قدرت تمام هواپیما را از شیرجه خارج کردم و چرخیدم به سمت راست. در چشم انداز مقابلم منطقه درندشتی را دیدم که پر بود از سلاح های پدافند. دوباره شیرجه رفتم و گرفتمشان زیر رگبار مسلسل. به عقب که نگاه کردم دیدم شماره دو مشغول شیرجه برای رها کردن بمب های هواپیمایش است و دو فروند میگ عراقی در پس زمینه دارند دور می زنند. آنها پوشش هوایی پایگاه کوت بودند.
مأموریتم را انجام داده بودم. باید سریع به ایران بر می گشتم. از انجام مأموریتم احساس غرور می کردم که یک ضربه خشک و محکم دور هواپیما را گرفت و تعادلش را به هم ریخت. موتور سمت چپ آتش گرفته بود. با کابین عقب صحبت کردم. هواپیما از فرامین من اطاعت نمی کرد و با فشار زیاد اوج می گرفت، طوری که در کمتر از چهار هزار پا به حالت واماندگی و 180 درجه گردش نامتعادل و پشت و رو شده دور خودش می چرخید. مثل قلوه سنگ می رفتیم پایین. راه نجاتی برای هواپیما وجود نداشت.»
فرود در خاک عراق
«چترم که باز شد هواپیما میان زمین و آسمان با صدای مهیبی ترکید و تکه های آتش توی هوا پخش شد. آن طرف تر باز شدن چتر کمکم را دیدم. به دور و برم نگاه کردم. دنبال راه فرار می گشتم. آن پایین گله گوسفند برای خودش می چرید. از دور یک جیپ نظامی می آمد طرفم. عده ای هم دنبالش می دویدند. آنقدر به فکر بررسی اوضاع و احوال منطقه بودم که نفهمیدم کی رسیدم زمین. جور بدی فرود آمدم. کمرم تیر کشید و حالت تهوع به من دست داد. حالم جا نیامده بود که رسیدند بالای سرم. جیپ ارتشی سبز رنگی 15-10 متر دورتر نگه داشته بود. دو نفر بالای سرم ایستاده بودند. آنکه قدش بلندتر بود اشاره کرد بلند شوم. نمی توانستم تکان بخورم. آمد جلو و با نوک پوتین کوبید به پهلوم. درد کمر یادم رفت. زیر بلغم را گرفت و با غیظ بلندم کرد. بعد از یک دقیقه کمکم را هم آوردند، هولمان دادند تو جیپ. حال رضا را پرسیدم. لب باز نکرده ضربه محکم نگهبان سرم را آورد پایین. 8-7 کیلومتر رفتیم تا رسیدیم به شهر کوت. جیپ رفت ایستاد جایی که شبیه به کلانتری بود. پیاده مان کردند. بردندمان داخل ساختمانی کوتاه و پهن با بازدید بدنی هر چه داشتیم ازمان گرفتند. بعد به چند جا تلفن زدند و از ساختمان بردندمان بیرون. توی بنز آژیرداری هولمان دادند و راه افتادیم.
نزدیک 3 ساعت در راه بودیم. کمردرد امانم را بریده بود. سعی می کردم چشم بندم را شل کنم. وارد یک پایگاه شدیم. راننده برای رد گم کردن از لای ساختمان ها می رفت و مارپیچ می راند. بالاخره جلو ساختمان تک طبقه ای از ماشین پیاده شدیم. من و کمکم را از هم جدا کردند. مرا به اتاقی بردند و چشم هایم را باز کردند. یک سرگرد نیروی هوایی پشت میز نشسته بود. مثل روز روشن بود که یک بازجویی طولانی را در پیش دارم، اما بعد از نیم ساعت سرگرد عراقی کف دو دستش را صاف گذاشت روی میز. به هر دری زده بود مثل یک نظامی پاسخش را داده بودم. نمی خندید ولی چشم هایش از آنچه بود به نظرم ریزتر می آمد. زنگ روی میزش را فشار داد. دستش را که از روی زنگ برداشت دهانش باز شد: ضرر کردی.
صدای دو قدم کوتاه آمد و در روی پاشنه چرخید. نگهبان آمد تو. قبل از اینکه دست و چشمم را ببندد، سیگار عرق کرده توی مشتم را گذاشتم کنار فندک طلایی روی میزش. سرگرد داد کشید «ببرش بیرون!» من داشتم به لحظه ای فکر می کردم که پاکت سیگار را با خوشرویی جلویم دراز کرده بود و گفته بود شما می توانید امروز و فردا زنده بودنت را از رادیو اعلام کنی تا زن و بچه ات مطلع شوند. فقط باید کمی برای ما حرف بزنید.
بعد از 10 سال اسارت
«29 جفت چشم با حرص و ولع به فضای بیرون از زندان نگاه می کردند و اتوبوس می رفت. در بغداد مردم در رفت و آمد بودند. بعضی وقت ها پشت چراغ راهنمایی نگاه خوشحال و حسرت زده شان با نگاهمان گره می خورد. اتوبوس از شهر آمد بیرون و پیچید طرف بعقوبه. این را از تابلوهای کنار جاده فهمیدیم. هر کسی در خودش بود و با فکرهایش کلنجار می رفت.
انگار همین دیروز بود که هواپیمایم را زدند. با چتر نجات پریدم و موقع فرود کمرم آسیب دید. دستگیرم کردند و بردند به پایگاه کوت و .. یاد همدان افتادم و شبی که با همسرم در خیابان خانه های سازمانی قدم می زدیم. آن شب زیبای مهتابی جلو چشمم آمد. یاد خواهرم افتادم و تلفنی که پیش از پروازم زد. یاد کشورم افتادم و اتفاق هایی که توی این 10 سال از سر گذرانده بود. جنگ، کوبیدن شهرها، انفجار، موشک باران ها، سیل، زلزله و .... از خودم پرسیدم: یعنی بعد از این همه سال، کسی هست که منتظرم باشد؟ من که تا حالا نامه ای از خانواده ام نداشته ام و نامه ای هم برایشان نفرستاده ام اصلاً آنها کجایند الان؟ چه کار می کنند؟ به سر خانواده ام چه آمده است؟ مادرم؟ یعنی توانسته طاقت بیاورد؟ او عمری یتیم داری کرده بود تا ما روزی عصای دستش باشیم. قلبم از درد کشیدن هایش لرزید.
دخترم چطور است؟ آزاده الان باید 10 سالش باشد. یعنی نبود من در روحیه اش تأثیر گذاشته است؟ همسرم چه می کند؟ می داند من زنده ام؟ روزی که آمدم مأموریت، نه پول پس اندازی داشتم، نه خانه و زمین. حتماً سال های سختی را گذرانده است یا امام رضا! خودت واسطه من و خدایم باش!
خودت شفاعتم کن و از این همه فکرهای پریشان خلاصم کن. خدایا، رحم به دل شکسته و تن اسارت کشیده ام کن!
- هوشنگ، هوشنگ!
با تکان های بغل دستی ام، که می گفت رسیده ایم بعقوبه، برگشتم به اتوبوس. خورشید دم غروب رنگ خون داشت و آسمان سرخ بود. رسیدیم به اردوگاهی و پیاده شدیم. از یکی از مسؤول های عراقی شنیدیم آخرین گروه اسراییم. فرستادندمان به سالنی بزرگ. آنجا چند نفر از خلبان ها و دوست هامان را دیدیم و احوالپرسی و روبوسی کردیم. فهمیدیم آقای مهندس یحیوی و مهندس بوشهری و حاج آقا ابوترابی هم میان ما هستند. نماز را به امامت حاج آقا برپا کردیم. بعد از نماز، حاج آقا ابوترابی سخنرانی کرد و از ارزش دفاع و مقاومت برایمان گفت، از خوشحالی تا صبح بیدار بودیم. با مهندس یحیوی به صحبت نشستم. از خاطره هاش برایم گفت، از سختی هایی که کشیده بود، 10 سال در سلول های بعثی و از شهادت مهندس تندگویان.
فردای آن روز چند نفر از خانم های صلیب سرخ آمدند و با تک تکمان مصاحبه کردند. همه حجاب اسلامی داشتند و با این کار احترام به قوانین کشور ما گذاشته بودند. فرم هایی دادند، برای انتخاب کشوری که می خواهیم به آنجا برویم. معلوم بود. همه ایران را انتخاب کردیم. کارت هایی به ما دادند و با 9 اتوبوس راه افتادیم طرف مرز. برای نماز کنار رودخانه ای توقف کردیم و وضو گرفتیم و نماز خواندیم و هر چه به مرز نزدیک می شدیم، شوق و دلهره ام بیشتر می شد. بالاخره رسیدیم به مرز و اتوبوس ها ایستادند. ایران رو به رویمان بود. دیدن خاکش قلبمان را آرام می کرد. آمبولانسی با علامت هلال احمر از طرف ایران آمد و 100 متری ما ترمز کرد چند نفر پیاده شدند. در تاریک و روشن هوا دنبال پرچم ایرانی می گشتم. به آرم جمهوری اسلامی ایران روی ماشین نگاه کردم. پرچم ایران را دورتر تشخیص دادم، بوی آشنای خاک ایران را همراه باد شناختم. قلبم تندتر می زد. آنهایی که از آمبولانس پیاده شده بودند، همراه چند عراقی آمدند پیش ما و به ما خوش آمد گفتند.
آنجا ماندنمان یک ساعت طول کشید. کارهای قانونی مبادله که تمام شد، سوار اتوبوس ها شدیم و حرکت کردیم طرف ایران. از مرز خسروی که گذشتیم چند تا اتوبوس از روبه رو آمدند. از زیر پرده اشک، پرچم زیبای ایران را روی اتوبوس ها دیدم. چراغ های اتوبوس ها روشن بود. از کنارمان که رد شدند اسیرهای عراقی را آنجا دیدیم. از این که بر می گشتند به کشورشان خوشحال بودند. بعد تابلوها و پلاکاردهای کنار جاده نظرم را جلب کرد: «آزادگان به خانه خوش آمدید.»
بر اساس کتاب: مسافر، آسمان، زنجیر
از جنگنده های موجود در نیرو هوایی ایران
از اوائل دههء 1960، فقدان يك بمبافكن تاكتيكي، در سازمان رزم نيروي هوايي اتحاد شوروي احساس ميشد. پس از حملهء موفقيتآميز نيروي هوايي اسرائيل در ژوئن 1967، كه منجر به نابودي كامل توان نيروي هوايي اعراب شد و به كارگيري تاكتيك پرواز در ارتفاع پست، كه منجر به غافلگيري كامل سيستمهاي راداري پدافند اعراب گرديد، نياز به يك بمبافكن تاكتيكي كه قادر باشد در ارتفاع پست پرواز كرده و به دور از پدافندهاي زميني و هواپيماهاي شكاري غرب، عمليات ضربتي خود را به انجام برساند، در نيروي هوايي شوروي و همپيمانان آن احساس گرديد. نيروي هوايي مصر كه تا سال 1973، از تجهيزات نظامي روسي بهره ميبرد، در جريان درگيريها با اسرائيل، هيچگاه به موفقيتي دست نيافت. هواپيماهاي ضربتي روسي نظير سوخوي7، 20 و 22 در برابر فانتومهاي اسرائيلي، همواره از پيش بازنده محسوب ميشدند. جنگندههاي ضربتي سوخو، نه از نظر آويونيك و نه از نظر تواناييهاي رزم هوايي، به پاي فانتومهاي اسرائيلي نميرسيدند.
در اوائل دههء 1960، برنامهء ساخت سوخوي24 جهت جايگزيني هواپيماهاي قديمي Ilyushin Il-28 و Yakovlev Yak-28 آغاز گرديد. مشخصات مورد نياز كه بايد در ساخت هواپيماي جديد لحاظ ميشد، به سال 1964 اعلام گرديد: هواپيمايي ضربتي، با قابليت انجام عمليات در هرگونه شرائط آب و هوايي، با قدرت دستيابي به سرعتهاي مافوقصوت در ارتفاعات پست و داراي استاندارهايي بالايي در ناوبري و انجام حملات بسيار دقيق عليه اهداف زميني.
جهت دستيابي به حداقل مسافت جهت برخاست از روي باند، شركت سوخو، همانند رقيب خود، شركت ميگ، كه در طراحي هواپيماي ميگ23 از بالهاي متغير استفاده كرده بود، و همچنين در راستاي طرح هواپيماي ضربتي سوخوي17، در طراحي هواپيماي جديد خود نيز از بالهاي متغير استفاده نمود. هواپيماي جديد شركت سوخوي، اولين پروازش را به سال 1970 به انجام رسانيد و شايستگي خود را جهت توليد انبوه به اثبات رساند. تا سال 1981، تحليلگران غربي، هواپيماي ضربتي جديد شوروي را Su-19 ميناميدند.
با توليد انبوه هواپيماي جديد ضربتي شركت سوخو (Fencer-A) كه پرواز اوليهاش را به تاريخ دسامبر 1971 به انجام رسانده بود، اين هواپيما، به سال 1974 رسمن وارد خدمت در نيروي هوايي اتحاد شوروي گرديد. تا پنج سال پس از ساخت سوخوي24، مقامات ناتو، هنوز تصوير روشني از اين جنگنده در اختيار نداشتند، تا اينكه اين هواپيما، به خدمت نيروي هوايي آلمانشرقي درآمد. در آن زمان بود كه نام سوخوي24، همانند ميگ25، در غرب، وحشت ايجاد ميكرد. بر خلاف تحليلگران نظامي غرب كه به سوخوي24 نام Fencer اطلاق كرده بودند، خدمهء روسي سوخوي24 به دليل ظرفيت و توانايي بالاي اين هواپيما در بارگذاري و تطبيق انواع مهمات، به اين جنگنده نام Chemodan (چمدان يا чемодан) داده بودند.
اف111 ، سوخوی24 و پاناویا تورنادو
بمبافکن سوخوی24 اغلب با بمبافکن آمریکایی F-111 قیاس میشود، اما با وجود تشابه ابعاد آن با F-111، سوخوی24 به هیج وجه با جنگندهء F-111 در زمینههای برد پروازی و میزان قابلیت بارگذاری مهمات برابر نمیکند و از F-111 فوقالعاده ضعیفتر است. قابلیتهای سوخوی24 بیشتر به جنگندهء ضربتی Panavia Tornado شباهت دارد هرچند که ابعاد تورنادو نیز از سوخوی24 کوچکتر است، اولی بازهم به دلیل موتورهای کم کشش و بسیار پرمصرف نصب شده در سوخوی24، از تورنادو نیز در وجه برد و قابلیتهای پروازی عقب میماند!
سوخوي24، در انواع گوناگوني عرضه شده است كه هركدام در ناتو، به اسامي خاص معروف هستند. طراحي بهترين و كاملترين مدل سوخوي24 كه Fencer-D يا Su-24M ناميده ميشود، از سال 1978 آغاز شد و به سال 1983، اين مدل رسمن وارد خدمت در نيروي هوايي شوروي گرديد.
دو مدل ويژه كه از روي مدل M اقتباس شدهاند، عبارتند از :
Su-24MR Fencer-E
كه هواپيمايي است مخصوص عمليات شناسايي با تجهيزات پيشرفتهء عكاسي، فيلمبرداري و شنود كه توان دقيق آن تاكنون پوشيده مانده است.
Su-24MP Fencer-F
جمع آوري كنندهء ELINT يا ELectronic Signals INTelligence (جنگندهاي ويژهء شنود و جمع آوري سيگنالهاي الكترونيكي) جهت شناسايي رادارها و سيستمهاي دفاع هوايي دشمن.
Su-24MK
MK، گونهء صادراتي جنگندهء Su-24M ميباشد.
اولين كاربرد نظامي سوخوي24 به سال 1984 و در جنگ افغانستان به وقوع پيوست. به دنبال آن، سوخوهاي24 روسي در جريان بحران چچن در دههء 1990، به كار گرفته شدند. اما دقت بمباران اين بمبافكن، در جريان جنگ با شورشيان چچن، بسيار مورد انتقاد قرار گرفت، زيرا در طراحي سوخوي24، اصل بر دقت هدفگيري بوده است كه متاسفانه در چچن، بمبارانهاي گستردهء انجام شده توسط سوخوي24، اغلب منجر به تلفات و خسارات زياد به غيرنظاميان شده است.
تاكنون تعداد 1200 فروند از گونههاي مختلف سوخوي24 براي اتحاد شوروي ساخته شده است. امروزه تعداد قابل توجهي از اين هواپيماها، در خدمت كشورهاي آذربايجان، بلاروس، قزاقستان، روسيه، ازبكستان و اوكراين قرار دارند. تقريبن تعداد 577 فروند سوخوي24 عملياتي در اختيار روسيه قرار دارد كه تعداد 447 فروند به نيروي هوايي روسيه و 130 فروند نيز به نيروي دريايي روسيه تعلق دارد.
اگرچه سوخوي24 در زمان خود، به دليل ناآشنا بودن، جنگندهاي ترسناك براي جهان غرب تصور ميشد، اما امروزه، به دليل نقائص گوناگون، در حال جايگزيني با جنگندهء پيشرفتهء Su-34 Fullback و ساير جنگندههاي جديد روسي ميباشد.
سوخوي24، از نظر آئروديناميكي، بسيار به جنگندهء MiG-23 Flogger شباهت دارد، اگرچه سوخوي24 اساسن بزرگتر است. بالهاي متغير سوخوي24، بر شانههاي اين بمبافكن سوار شدهاند و در حالت كاملن جمع شده، زاويهء 69 درجه دارند.
در سوخوي24 چهار حالت براي تحرك بالها تعبيه شده است:
16 درجه: براي برخاست و فرود
35 و 45 درجه: براي پرواز كروز در ارتفاعات گوناگون
69 درجه: براي كسب حداقل ضريب aspect ratio و حداقل ناحيهء بال و حداكثر سرعت در ارتفاعات بالا.
بر خلاف جنگندههايي چون اف4 فانتوم و اف105 تاندرچيف که از بال ثابت بهره میبرند، بالهاي متغير سوخوي24، نيروي بسيار مناسبي جهت برخاست در مسافت كوتاه را فراهم ميآورند، ضمن اينكه امكان فرود را در سرعت 230 كيلومتر بر ساعت فراهم ميآورند كه سرعتي به مراتب كمتر از جنگندهء ضربتي سوخوي17 ميباشد؛ و اين در حالي است كه وزن خالي يا بارگذاري شدهء سوخوي24 از سوخوي17 و اف4 فانتوم بسيار بيشتر ميباشد. در حالتي كه بالهاي سوخوي24 كاملن باز هستند، پروازي استوار و به دور از اغتشاشات و تندبادهاي هوايي امكانپذير ميشود، اما پرواز در اين حالت اندكي دشوار ميشود و سوخوي24 برخي از شرائط پروازي را تاب نميآورد.
برخي از اطلاعات نادرست غرب در مورد سوخوي24، بر پايهء تصور موتورهاي توربوفن نصب شده در اين هواپيماي بمبافكن بود كه در اين صورت، سوخوي24 قادر ميشد به دليل مصرف بهينهء سوخت در موتورهاي توربوفن، همانند بمبافكن F-111، در فواصل دورتري به عمليات بپردازد. اما در حقيقت سوخوي24 به دو موتور توربوجت مجهز به پسسوز Saturn/Lyulka AL-21F-3 مجهز شده بود كه هركدام كششي در حالت استفاده از پسسوز، كششي برابر 24700 پوند فيت ايجاد ميكردند. موتورهاي توربوجت سوخوي24، بسيار پرمصرف بودند و به همين دليل، برد پروازي سوخوي24 به شدت كاهش يافته بود، ضمن اينكه از نظر تعمير و نگهداري، بسيار پرهزينه و پردردسر بودند. استفاده از موتورهاي توربوجت براي بمبافكني تاكتيكي، معقول نيست و اين امر، نشاندهندهء ضعف مفرط روسها در دههء 1960، جهت ساخت موتورهاي توربوفن ميباشد.
كاهش حداكثر سرعت
برخلاف جنگندهء ضربتي سوخوي17 كه هواي مورد نياز موتور را از محفظهء نوك دماغه تامين ميكرد، دو جايگاه مكش هوا، در دو طرف بدنهء سوخوي24 تعبيه شدهاند. در مدل اوليهء سوخوي24 يعني Fencer-A، دو ورودي هوا داراي درب متغير بودند كه به اين بمبافكن، امكان دستيابي به سرعت 2320 كيلومتر بر ساعت (1440 مايل بر ساعت يا 2.18 ماخ) را در ارتفاع 17500 متري (57400 فوت) ميداد. اما از آنجا كه سوخوي24 عمدتن جهت انجام ماموريتهاي ضربتي در ارتفاع پست ساخته شده بود، مكانيزم فعال كنندهء وروديهاي متغير، به منظور كاهش وزن و آسان شدن تعمير و نگهداري، حذف شدند. اما بر خلاف تصور كارشناسان شركت سوخو، حذف اين وروديهاي متغير، نه تنها تاثيري بر قابليت پرواز ارتفاع پست برجاي نگذاشت بلكه باعث شد حداكثر سرعت و ارتفاع قابل دستيابي، به مقادير نازل 1.1 ماخ و 11000 متر (36100 فوت) كاهش يابند!
انتهاي بدنه در مدل اوليهء Fencer-A داراي شكل جعبهمانند بود كه به هنگام توليد انبوه، متحمل تغييراتي در محل خروجي موتورها گرديد تا به شكل مدور تبديل شود و بدين ترتيب ميزان پسا كاهش يابد. سوخوي24 تجديدنظر شده، داراي سه آنتن صيقلي شدهء آئروديناميكي در محل دماغه بود كه در كنار يكديگر نصب شده بودند. همچنين محل چتر ترمز نيز تغيير كرده بود. به جز اينها، ورودي هواي موتورها نيز متحمل دگرگوني شده بود. اين هواپيماي تجديدنظر شده، توسط ناتو به نام Fencer-B نامگذاري شد، هرچند كه اين تغييرات جزئي، شايستگي اطلاق يك طراحي جديد را نداشتند.
همانند بمبافكن F-111، سوخوي24 داراي دو خدمه است كه در كنار يكديگر مينشينند: يك نفر خلبان در سمت چپ و يك نفر افسر سيستمها در سمت راست. شاید کارشناسان طراح سوخوی24 بر این عقیده بودهاند که دو جفت چشم، توانایی بهتری در پرواز ارتفاع پست پدید میآورد. کابین سوخوی۲۴، همانند جنگنده های قدیمی دههء ۱۹۶۰، مملو از ادوات آنالوگ است، ضمن اینکه سیستم کنترل گاز بر روی دسته خلبان یا HOTAS در هیج یک از گونه های سوخوی۲۴ پیش بینی نشده است.
سیستمهای آويونيك سوخوهاي24 در اختيار شوروي، در نوع خود، پيچيدهترين به شمار ميرفتند. در سوخوي24، براي اولين بار در تاريخ ساخت هواپیاهای نظامی در اتحاد شوروي، سيستمهاي ناوبري و تهاجمي، يكپارچهسازي و كامپيوتري شده بودند. در مدلهاي اوليه، سيستمهاي تهاجمي و رادارهاي اخطارگر جهت عدم برخورد به عوارض طبيعي زمين، به موازات سيستمهاي ناوبري، به صورت جداگانه حمل ميشدند.
تنها سلاح ثابت در سوخوي24، يك دستگاه مسلسل 6 لولهء 23 م م به نام GSh-6-23 و با 500 تير فشنگ است كه در محلي زير بدنه نصب شده است. بر خلاف جنگندهء ضربتي MiG-27 Flogger-J ، كه مسلسل به صورت غيرمخفي نصب شده است، مسلسل سوخوي24، به هنگام عدم استفاده، با پوششي مخصوص، مخفي ميشود.
در سوخوي24، تعداد 8 مقر سخت جهت نصب مهمات تعبيه شده است: دو مقر در زير مجاري مكش هوا زير بدنه، دو مقر چرخان در قسمت بيروني بالها، و چهار مقر در زير بدنهء اصلي. در اين 8 مقر، حداكثر ميتوان 8000 كيلوگرم (17600 پوند) مهمات بارگذاري نمود. در اين 8 مقر ميتوان به جز مهمات معمول مورد استفاده در عملياتهاي ضربتي، از تسليحات هستهاي و دو يا چهار موشك هوا به هواي كوتاهبرد R-60 Aphid نيز نصب نمود.
Fencer-C
مدلهاي اوليهء سوخوي24 یعنی هواپیماهای Fencer-A/B از نظر تجهيزات ضدالكترونيك، نقصان شديد داشتند و تنها داراي گيرندهء اخطار راداري به نام Sirena بودند و از سيستمهاي اخلالگر رادار بهرهاي نداشتند. بر خلاف تصوري كه از روسها در زمينهء ضعف شديد دانش الكترونيك مورد انتظار است، آخرين سري توليدي سوخوهاي24، به گيرندهء اخطار راداري بسيار گسترده و كامل، اخطارگر پيشرفتهء پرتاب موشكهاي سام، مجموعهء فعال ضدالكترونيك (ECM) با آنتنهايي سه ضلعي در طرفين وروديهاي هوا و نوك سكان عمودي، مجهز شده بودند. هواپيماي جديد در ناتو، Fencer-C ناميده ميشد، اگرچه بازهم يك طراحي جديد و مستقل به شمار نميرفت.
مدلC شبیه مدل B بود و فقط به کمک محفظههای مثلثیشکل گیرندهء هشدار راداری (RWR) آن در پهلوهای نوک سکان عمودی و روی دیوارهء خارجی ورودی هوا در جلوی محل اتصال ریشهء لبه حملهء بار به آن (همچون مدل D) قابل تشخیص است.
Fencer-C نخستین بار در سال 1981 دیده شده و نسبت به مدل B تغییرات عمدهای در سیستمهای الکترونیک پروازی آن داده شده بود. تمامی انواع Su-24 به جز تعداد انگشتشماری از نوع A به یک ورودی کوچک هوا در جلوی ریشهء سکان عمودی خود مجهز میباشند. از آنجایی که به راحتی میتوان یک دستهء هدایت در جلوی صندلی افسر سیستمهای جنگ افزار نصب نمود هیچ نوع خاص آموزشی Su-24 با کنترلهای دوگانه توسعه نیافته است. اعتقاد بر این است که نیروی هوایی روسیه به منظور سرکوب سیستمهای دفاع هوایی راداری از تیمهای یابنده / کشنده (hunter-killer) متشکل از هواپیماهای Fencer-C و MiG-25BM Foxbat-F بهرهبرداری میکند.
در برخي از مدلهاي Fencer-C و تمامي هواپيماهاي مدل بعدي سوخوي24 يعني Fencer-D، قسمت جايگاه نصب مهمات در زير محل ثابت بال بزرگتر شده و در آنجا به صورت ثابت، پخش كنندهء Chaff/Flare تعبيه گشته بود. در مدلهاي پيشين سوخوی24، اين پخش كنندهها در دو سمت كناري سكان افقي قرار داشتند.
Su-24M / Fencer-D
نوع M گونهای ارتقاء یافته از سوخوی24 میباشد که طراحی آن در اواسط دههء 1970 آغاز شده و در حوالی سال 1983 وارد خدمت گشته است.
* این مدل دارای بدنهای طویلتر به اندازهء 0.73 متر (30 اینچ) در قسمت جلوی کابین، دارای یک غلاف سوختگیری هوایی قابل جمع شدن و آنتن راداری کوتاهتر و تغییر شکل یافته، ویژهء نوع جدیدی از رادار ضربتی به نام Orion-A میباشد. این رادار به وسیلهء تنها آنتن خارج شده از پوزهء هواپیما قابل شناسایی میشود در حالی که در مدلهای پیشین از آنتنهای سهگانهء مثلثیشکل استفاده شده است.
* رادار جدید با سامانهء شناسایی عوارض و برجستگیهای طبیعی زمین جفت میشود که کل این مجموعه نیز با سیستم پرواز خودکار SAU-6M1 جفت شده است که همانند F-15E به خدمهء سوخوی24 امکان پرواز خودکار (دست آزاد) را در ارتفاع پست میسر میسازد.
* به Su-24M سامانهء ناوبری دقیق و پیشرفتهء اینرسیایی PNS-24M و یک کامپیوتر دیجیتال افزوده شده است.
* سیستم هدایت و نشانهگذاری تلویزیونی Kaira 24 که همتای سیستم آمریکایی Pave Tack ارزیابی میشود در محل برآمدگی زیر بدنه نصب شده است تا وظیفهء هدایت دقیق تسلیحات هدایتپذیر نظیر بمبهای هدایت لیزری و هدایت تلویزیونی را به انجام برساند. از جملهء تسلیحات هدایتپذیر پیشرفته، میتوان به موشک Kh-14 (نامگذاری غربی= AS-12 Kegler) و Kh-59 (نامگذاری غربی = AS-13 Kingbolt) اشاره کرد.
* سامانههای جدید نصب شده در Su-24M باعث شدهاند تا از میزان سوخت ذخیره شدهء داخلی هواپیما، به میزان 58 لیتر (22.4 گالن آمریکایی) کاسته شود.
Su-24MK / Fencer-D
MK، گونهء صادراتي جنگندهء Su-24M ميباشد كه حرف K در زبان روسي از كلمهء kommercheskiy به معني تجاري اقتباس شده است. نوع MK، تاكنون به كشورهاي مختلفي صادر شده است: الجزاير (15 فروند)، ليبي (15 فروند)، سوريه (12 فروند) و بين 32 تا 33 فروند نيز به ايران و عراق فروخته شده است كه برخي منابع، ارقام متفاوتي را در اين باره ذكر كردهاند. روسها ادعا دارند تعداد 12 فروند Fencer-D به ايران و 24 فروند به عراق فروخته شده است كه همگي اين هواپيماها به صورت عملياتي در اختيار نيروي هوايي اسلامي ايران قرار دارند. ايران ادعا دارد كه تعداد 14 فروند را مستقيمن از روسيه خريداري كرده و تعداد 16 تا 18 فروند ديگر را نيز از دستهء هواپيماهاي پناهندهء عراقي در جريان جنگ سال 1991 خليج فارس، به خدمت گرفته است. امروزه تعداد فنسرهای نیروی هوایی ایران 32 فروند تخمین زده میشود که همگی نیز عملیاتی میباشند.
هرچند مدل MK جهت صادرات به كشورهاي ضعيف جهان سوم طراحي گشته بود اما امروزه تعداد قابل توجهی از این مدل در خدمت کشورهای مشترکالمنافع شوروی سابق قرار دارد. این هواپیما، اساسن مانند مدل M است، با این تفاوت که اندکی از قدرت سیستمهای آویونیک آن کاسته شده است. بسیاری از مدلهای MK فاقد لولهء سوختگیری هوایی میباشند.
Su-24MR / Fencer-E
گونهء اختصاصی ویژهء عملیات شناسایی که اولین پروازش را به تاریخ سپتامبر 1980 به انجام رساند و از سال 1985 رسمن وارد خدمت در نیروی هوایی اتحاد شوروی گردید. در این مدل، اغلب سامانههای ناوبری مدل M حفظ شدهاند که از جملهء آنها میتوان به رادار پرواز در ارتفاع پست (Terrain-Following-Radar) اشاره کرد.
در این مدل، سیستم نشانهگذاری و هدفگیری لیزری / تلویزیونی، رادار تهاجمی Orion-A و مسلسل حذف شدهاند. به جای مسلسل، دو دوربین عکاسی با قابلیت عکاسی پانوراما (افق باز) نصب شده است.
دیگر تجهیزات اختصاصی این مدل عبارتند از :
دوربین تلویزیونی Aist-M
رادار اخطار دهندهء پهلونگر RDS BO
سامانهء شناسایی اهداف زمینی به وسیلهء اشعهء مادون قرمز Zima
سایر سیستمهای این هواپیما، به صورت خارجی (پاد) در زیر بدنهء هواپیما نصب میشوند.
Su-24MP / Fencer-F
مدلی اختصاصی جهت جمع آوری و شنود سيگنالهاي الكترونيكي دشمن (ELINT) که جایگزین هواپیماهای قدیمی Yak-28PP Brewer-E گردید و اولین پرواز این مدل به تاریخ دسامبر 1979 به انجام رسید. مدل MP مجهز به آنتنهای اضافی جهت شنود و دریافت اطلاعات مربوط به دشمن میباشد. در این مدل، قسمت صیقلی نصب شده در زیر هواپیما جهت نشانهگذاری و هدایت لیزری / تلویزیونی حذف گردیده اما مسلسل و توانایی نصب 4 موشک هوا به هوای کوتاهبرد Vympel R-60 حفظ شده است. از این مدل، تنها تعداد اندکی که بین 12 تا 20 فروند تخمین زده میشود تولید گشته است و گفته میشود تعدادی نیز در خدمت نیروی هوایی ایران قرار دارند.
امروزه ادامهء حیات و در خدمت ماندن بمبافکنهای Su-24M/MK در گرو انجام برنامههای بهروزآوری نظیر نصب سیستم GPS (مکانیاب جهانی)، ارتقاء کابین با نصب نمایشگرهای چند منظوره (MFD)، نصب نمایشگر سربالا (HUD)، نصب سامانهء دیجیتال تهیه کنندهء نقشه از سطح زمین، نصب سایت نشانهروی درون کلاه خلبان (HMS)، امکانپذیری سازی نصب آخرین نمونههای تسلیخات هدایتشونده نظیر موشک هوا به هوای Vympel R-73 و . . . میباشد.
تاکنون 400 فروند از بمب افکن های Su-24M نیروی هوایی روسیه، در قسمت ناوبری و سیستمهای تسلیحات، ارتقاء یافتهاند تا قادر باشند گونههای جدید موشک Kh-29 و همچنین برخی موشکهای دیگر را حمل و پرتاب نمایند. این ارتقاء شامل نصب یک کامپیوتر بسیار پیشرفتهء جدید به نام SV-24، نصب صفحات نمایشگر رنگی کریستال مایع، نصب نمایشگر سربالای ILS-31، استخراج کنندهء نقشهء دیجیتال متحرک از سطح زمین و همچنین سامانهء مکان یاب جهانی (GPS) میباشد.
هنوز روشن نیست که آیا هواپیماهای Su-24MR و Su-24MP نیروی هوایی روسیه، مشمول بهینهسازی کابین و نصب تجهیزات جدید ناوبری خواهند شد یا خیر؛ هرچند که ممکن است با تامین اعتبار مالی، این امر محقق شود. بمبافکنهای ارتقاء یافته سوخو24 نام جدید Su-24M2 را به خود گرفتهاند.
تسلیحات Su-24M/MK
* تا چهار موشک هوا به زمین هدایت رادیویی Kh-23M (نام ناتو = AS-7 Kerry) با برد 5 کیلومتر
* موشکهای هوا به زمین ضدرادار غیرفعال Kh-28 (نام ناتو = AS-9 Kyle) و Kh-58 با برد 90 کیلومتر به تعداد حداکثر 2 فروند
* تا دو موشک کوتاه برد گرمایاب هوا به هوای Vympel R-60 (نام ناتو = AA-8 Aphid) با برد 3 کیلومتر
* تا چهار موشک هدایت لیزری Kh-25L (نام ناتو = AS-10 Karen) با برد 20 کیلومتر
* تا سه موشک هدایت تلویزیونی / لیزری Kh-29LT (نام ناتو = AS-14 Kedge) با برد 10 کیلومتر
* تا دو موشک هوا به زمین ضدرادار غیرفعال Kh-31P (نام ناتو = AS-17 Krypton) با برد 110 کیلومتر
* تا دو موشک هوا به زمین ضدرادار Kh-58 (نام ناتو = AS-11 Kilter) با بردی بین 70 تا 120 کیلومتر بسته به ارتفاع پرتاب
* تا دو موشک هوا به زمین هدایت تلویزیونی Kh-59 (نام ناتو = AS-13 Kingbolt) با برد 115 کیلومتر (مشابه موشک آمریکایی AGM-130)
* تا دو بمب هدایت لیزری بسیار دقیق KAB-500KR
* تا دو بمب هدایت لیزری KAB-1500L
* در هر سوخوی24 تا شش مقر ویژهء حمل پرتاب راکت همانند سري UB32 را میتوان نصب نمود.
* وزن بمب های متعارف قابل حمل در سوخوی24، بین 7.5 تا 8 تن میباشد.
* در هر سوخوی24 میتوان حداکثر تا سه قبضه مسلسل شش لول 23 م م از نوع Gsh-6-23 را نصب نمود که قدرت نواختی برابر 9000 تیر فشنگ بر دقیقه را دارا هستند و هرکدام نیز حامل 500 تیر میباشند.
هدفگیری و هدفیابی در Su-24M
در سوخوی24، سامانهء ناوبری و کمکی PNS-24 تعبیه شده است. PNS-24 به تجهیزات سامانهء ناوبری رادیویی اتصال دارد که امکان اجرای این وظایف را میبخشد: اخطار برخورد به عوارض زمین، کشف اهداف و انهدام آنها به روش بمباران Toss یا Level، نشانهگذاری اهداف کشف شده جهت شلیک موشک، کشف رادارها و پرتابگرهای موشکهای سام متعلق به این رادارها و امکان هدایت کاملن خودکار یا نیمهخودکار به هنگام تقرب جهت فرود در ارتفاع حدود 40 تا 50 متری. در جنگندهء Su-24M، سامانهء بهبود یافتهء ناوبری و کمک PNS-M نصب شده است که شامل یک سامانهء نشانهروی لیزری / تلویزیونی جهت شلیک موشکهای هوا به زمین هدایت لیزری / تلویزیونی میباشد.
بهینهسازی سوخو24 های ایران
به گفتهء رسانههای نظامی غربی، ایران با توجه به دستیابی به سامانههای جنگافزار راهبردی قدرتمند، به دنبال ایجاد قابلیتهای دفاعی دوربرد در تجهیزات خود است. از دیدگاه این منابع خبری، تهران تواناییهای قابل ملاحظهای برای ایجاد قابلیتهای عملیات سوختگیری هوایی پیشرفته در تجهیزات حملات هوایی خود که میتوانند از سامانههای مذکور بهره گیرند در اختیار دارد و یکی از مهمترین آنها، بمبافکن Su-24MK نیروی هوایی اسلامی ایران (IRIAF) میباشد.
ایالات متحده در نیمهء دوم دههء 1970 میلادی ایران را به چندین هواپیمای سوخترسان هوایی همچون هواپیمای B707 مجهز به دو بوم و B747 مجهز به کاوشگر و چتر کندساز تجهیز کرد که بعدها به مخزن سوخت در بخش زیرین نیز مجهز گشتند. اگرچه هماکنون نیروی هوایی اسلامی ایران دارای قابلیتهای سوخترسانی هوا به هوای محدود میباشد. هر دو نوع هواپیمای مذکور که در حال حاضر در اسکادران ترابری نیروی هوایی واقع در پایگاه یکم شکاری تهران مستقر هستند، برای پشتیبانی از جنگندههای F-14A Tomcat مورد استفاده قرار میگیرند ولی برای سوخترسانی به هواپیماهای روسی، تغییری در آنها داده نشده است.
بنابراین ایران با دو گزینه برای تسهیل قابلیتهای سوختگیری هوایی هواپیماهای Su-24MK مواجه است:
1) به دست آوردن یک غلاف کاوشگر و چتر کندساز جدید برای هواپیمای تانکر 747 و 707 از کشوری دیگر. (به احتمال زیاد روسیه)
2) یا ساخت آن به روش مهندسی معکوس از روی مدل آمریکایی موجود کاوشگر Su-24MK و این راهی است که ایرانیها در گذشته ثابت کردهاند در آن تبحر زیادی دارند.
نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGCAF) وظیفه دارد بر برنامهء حملات راهبردی نظارت کند. جهاد خودکفایی سپاه پاسداران (سازمانی که برنامههای ویژه شامل ساخت و روزآمدسازی سامانههای راداری و جنگافزارها را به اجرا در میآورد) نیز بر روزآمدسازی فناوریهای ویژه در راستای پشتیبانی از برنامهء حملات دوربرد نظارت خواهد کرد. به گفته منابع آگاه، احتمالن ساخت و توسعهء سامانههای مهندسی معکوس شده از جمله این موارد خواهد بود.
به عنوان بخشی از این برنامه، نیروی هوایی، آموزشها و تمرینات پیشرفتهای را برای خلبانان ارشد خود آغاز کرده تا آنها تجربهء ماموریتهای دوربرد را که شامل تمرینهای سوختگیری هوایی بر فراز ایران و روسیه است به دست آورند. این مهم به دنبال توافقنامه همکاری استراتژیک که بین تهران و دمشق در نوامبر سال 2005 به امضا رسید تسهیل گشته است. در یکی از بندهای این توافقنامه، سوریه به عنوان یک پایگاه هوایی برای ج.ا ایران در نظر گرفته شده است. بدین ترتیب دمشق به هواپیماهای نیروی هوایی ج.ا ایران اجازه میدهد تا پس از بازگشت از ماموریت (درگیری با اهدافی در دریای مدیترانه) در مواقع اضطراری از پایگاههای نیروی هوایی سوریه برای فرود استفاده کند.
به گفته منابع مذکور، این امر در یادداشت تفاهم همکاری نظامی که به تاریخ 16 ژوئن 2006 در تهران بین سردار سرتیپ مصطفی محمد نجار وزیر دفاع ج.ا ایران و همتای سوری وی سپهبد حسن علی ترکمانی به امضا رسید، تقویت شده است. در گفتگوهای مقدماتی قبل از یادداشت تفاهم 16 ژوئن نیز، تیمسار سرتیپ خلبان کریم قوامی فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش اسلامی ایران و ژنرال علی حبیب رییس ستاد کل نیروی هوای مسلح سوریه برای انجام تمرینات هوایی ارتش در خاک سوریه بر روی هواپیماهای نیروی هوایی سوریه به منظور آشنایی آنها با ویژگیهای جغرافیایی منطقه به توافق رسیده بودند.
به نقل از رسانه ها، در برخی مواقع، تمرینات سوختگیری هوایی در خارج از پایگاه هفتم شکاری شیراز در هنگام شب و در ارتفاع بسیار پایین (1000 پا) و بیشتر با استفاده از هواپیماهای سوخترسان 747 انجام میگیرد. این سناریوی عملیاتی شبیهسازی شده شامل سوختگیری جنگندههای ایرانی است که در هنگام شب و در ارتفاع پایین بر فراز مدیترانه به سوی هدف حرکت می کنند.
به گفته این منابع، خلبانان نیروی هوایی ج.ا ایران، برای استفاده از تاکتیکهای راداری پیشرفته، عوارض زمینی، مانور و اقدامات متقابل الکترونیکی به منظور غافلگیری دشمن، کاهش زمان خطر و کاهش فرصتهای رهگیری دشمن آموزش دیده اند. این منابع خاطرنشان میکنند نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به دنبال راههای جایگزینی برای دستیابی به تعداد کمی از این قابلیتهای بالقوه است که شامل تلاشهای جهاد خودکفایی برای توسعه سامانههای پرتاب شونده هوایی هواپیمای Su-24MK میباشد.
در پایان این سوال مطرح میشود که آیا ایران میتواند قابلیتهای دفاعی دوربرد خود را به میزانی توسعه دهد تا به یک تهدید راهبردی بالقوه برای قدرتهای منطقه که احتمال دارد مورد حمله ایران قرار گیرند تبدیل شود؟ این مسئله نکتهای قابل بحث است که ایران چگونه توسعهء این قابلیتها را انجام میدهد؟ آیا روش، تنها یک تاکتیک نیست که برای بازدارندگی تهاجمی و تقویت تصویری از افزایش قدرت منطقهای این کشور طراحی شده است؟
همچنین ادعای ایران در مورد توسعه قابلیتهای پرتاب موشک از زیردریایی، به عنوان راهی برای پرتاب بالقوهء راهبردی، بدون شک اغراقآمیز است. نیروی دریایی اسلامی ایران در طول رزمآیش بزرگ ضربت ذوالفقار در 27 اوت 2006 ادعا کرده که پرتاب موشک طراحی شده سطح به سطح دوربرد ثاقب، از یک زیردریایی را به اجرا در آورده است. اگر چه برخی از منابع نظامی اعتقاد دارند که تصاویر منتشر شده به وسیلهء ترکیب یک فیلم از پرتاب موشک از یک قایق جنگی با فیلمی از زیردریایی ایران ساخته شده است. این منابع در ادامه خاطرنشان کردهاند ایران دارای سهگونه زیردریایی در کلاسهای کیلو، قدیر و نهنگ 1 (دو تای آخری زیردریاییهای کوچکی هستند) است و هیچ کدام از آنها توانایی شلیک موشک را از زیر آب ندارند. به گفته این منابع، نیاز به خلق چنین تصوراتی از افزایش قابلیتهای نظامی، ناشی از تصمیم ایران برای ایجاد یک نیروی بازدارنده در منطقهء خلیج فارس در مقابل کشورهای عربی و جلوگیری از حمله به تاسیسات اتمی این کشور است.
IRIAF Su-24MK
جمهوری اسلامی ایران آخرین مشتری این جنگنده در خاورمیانه بود. ایران 12 فروند فنسر نوع D سفارش داد که نخستین فروند ان در سال 1992 تحویل داده شد. طبق گزارشهای موجود، میزان آموزش خلبانان Su-24MK ایرانی تا سال 1995 بسیار اندک بود، اما از آن زمان تاکنون بهبود و افزایش قابل ملاحظهای داشته است، به طوری که خلبانان روسی که برای آموزش ایرانیان به شیراز آمده بودند از مهارت آنان در انجام مانور پیچیده سوختگیری هوایی، آن هم در ارتفاع بسیار پائین ابراز تعجب نموده بودند.
طبق گزارشهای موجود، تا میانههای دههء 1990 میلادی، حدود 4 فروند از Su-24MK ایرانی در سوانح هوایی از دست رفته بودند! اولين سانحهء سوخوي24 در ايران به تاريخ 17 بهمن سال 1371 به وقوع پيوست و در جريان آن، يك فروند سوخوي24 با يك فروند هواپيماي مسافربري Tu-154M كه در حال اوجگيري بود در حومهء تهران به يكديگر برخورد كردند و تمامي مسافران و خدمهء دو هواپيما كشته شدند.
گزارشهایی نیز مبنی بر ارتقاء این جنگنده توسط کارشناسان داخلی ایران وجود دارد که از جملهء آنها میتوان به افزودن امکان توانایی سوختگیری هوایی از سوخترسانهای KC-707 اشاره کرد. این جنگنده همچنین در حالت مسلح شده با جنگافزارهای هدایت دقیق ساخت ایران از جمله خانواده بمبهای الکترواپتیکی «ستار» و «قدر» دیده شده است. همچنین فنسرهای ایرانی با یکپارچهسازی موشک چینی C-802 و نمونهء ساخت داخل آن (موشک ضدکشتی نور) به توانایی رزم دریایی قابل ملاحظهای نیز دست یافتهاند به نحوي كه اين هواپيماها، بدل به كابوس ترسناكي براي ناوهاي هواپيمابر مستقر در منطقه شدهاند.
با توجه به عدم حضور فنسرهای ایران در آخرین مانور نظامی ارتش ایران که ضربت ذوالفقار نامیده میشد، گزارشاتی دال بر حضور این بمبافکنها در روسیه جهت بهینهسازی سیستمها درج گردید. امروزه به نظر میرسد فنسرهای ایران، علاوه بر گسترش حمل تسلیحات گوناگون نظیر موشک هوا به هوای Vympel R-73، موشک هوا به زمین Kh-59، موشک ضدکشتی AM-39 Exocet، مشمول برخی تغییرات در آویونیک و کابین نیز شده باشند. ضمن اینکه فنسرهای ایران به طور قطع دارای توان اجرای عملیات ضدرادار نیز میباشند که تاکنون در مورد نوع تسلیحات مخصوص این عملیات که در اختیار نیروی هوایی اسلامی ایران قرار گرفته است، اطلاعات دقیقی در دسترس قرار نگرفته است.
سایت میلیتاری
البته این نمونه گزارش ها از سوی مراجع رسمی و غیر رسمی بسیاری منتشر میگردند ولی گزارش واحد اطلاعات ارتش اسراییل با همه آنها بسیار متفاوت میباشد .این واحد اطلاعاتی از بهترین و قدرتمند ترین واحدهای اطلاعاتی (= جاسوسی)در جهان میباشد تا آنجا که گزارشهای این واحد مورد استناد و استفاده سازمانهایی از قبیل سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده (CIA) و ارتش ایالات متحده و ... و مراجع و سازمانهای کشورهای مختلف جهان قرار میگیرد .
برای اینکه بدین سخن من ایمان آورید از شما دعوت مینمایم تا بار دیگر به گزارش این واحد در سال 2003 درباره ایران توجه نمایید:
http://nativ.cc/Jan2003/pine.htm
اگر شما به میانه گزارش مذکور دقت نمایید این متن را مشاهده مینمایید :
نقل قول:
איראן רכשה טילי קרקע-אוויר HQ7 גם מסין, שהם הגירסה הסינית לטיל ה"קארוטל" הצרפתי, בעלי טווח של 12 ק"מ. איראן שוקלת רכישתו של טיל נ.מ קצר-טווח Tor-M1 כחלק ממערך ההגנה האווירית הרב-שכבתי שלה. ה- Tor-M1 היא מערכת טילי קרקע-אוויר המיועדים ליירט מטוסים, מל"טים/מזל"טים, טילים מונחים וכלי נשק מדויקים הטסים בגבהים שונים בסביבה אווירית צפופה.
همانگونه که مشاهده مینمایید در این متن سخن از سیستمهای دفاع موشکی تور ام یک(Tor- M1) آورده شده است و این واحد اعلام نموده ایران تصمیم به خرید و استفاده از این سیستم دفاعی دارد و ما تا همین مدت اخیر و کمتر از دو هفته پیش یعنی اواخر سال 2005 میلادی و در آستانه سال 2006 میلادی و تا قبل از اعلام رسمی ایران و روسیه نیزما از آن بی اطلاع بودیم ولی این واحد اطلاعاتی در سال 2003 یعنی حداقل 2 سال پیش از اعلام رسمی این خبر از سوی مراجع رسمی(= مقامات ایران و روسیه) و خبرگزاریها آن را اعلام نموده بود .
نیازی به عنوان نمودن دلایل دیگر برای سخنان خود نمیبینم . خلاصه ای (8 صفحه) از گزارش(104 صفحه) این واحد اطلاعاتی درباره ایران در نشریه صنایع نظامی اسراییل درج شده است .شما را به مطالعه آن دعوت مینمایم .
این نشریه (مجله صنایع نظامی اسراییل )به نقل از گزارش واحد اطلاعات ارتش اسراییل آمار هواپیماهای در اختیار نیروی هوایی ایران (Iriaf & Irgc ) را اینگونه اعلام مینماید :
نام هواپیما
نوع
تعداد موجود
تعداد قادر به عملیات
درصد آمادگی
توضیحات
H-6D
بمب افکن سنگین
6
6
85%
Iriaf
Tu-22M
بمب افکن سنگین
4
4
90%
Iriaf
F-7M
ضربتی
65
30
80%
Irgc
مدرنیزه شده توسط ایران
میراژ F1EQ
چند منظوره
24
24
75%
Iriaf
هواپیماهای عراقی پناهنده به ایران
اف14 ای
شکاری و رهگیر
30
30
75%
Iriaf
مدرنیزه شده توسط ایران وروسیه
فانتوم F-4D/E
چند منظوره
76
70
70%
Iriaf
مدرنیزه شده توسط ایران
میگ 23 BN
جنگنده
24
24
80%
Iriaf
شامل هواپیماهای پناهنده عراق
میگ 27
ضربتی
24
24
90%
Iriaf
میگ 29 ای و یوبی
جنگنده و ...
48
48
90%
Iriaf
مدرنیزه شده توسط ایران و روسیه
سوخو27
جنگنده
26
26
90%
Iriaf
اف 5E/F
جنگنده
73
60
70%
Iriaf
اف 5 A/B
آموزشی و جنگنده
33
؟
60%
Iriaf
اف 7 M
جنگنده و بمب افکن
33
؟
50%
Irgc
مدرنیزه شده توسط ایران
اف تی 7 = FT-7
؟
5
5
70%
؟
اف 6
جنگنده و بمب افکن
20
16
60%
Irgc
سوخو 20
جنگنده و بمب افکن
2
؟
؟
؟
سوخو22 M
جنگنده وبمب افکن
35
30
70% ؟
مدرنیزه شده توسط روسیه
سوخو 24 MK
ضربتی
33
30
85%
Iriaf
همراه با هواپیماهای پناهنده عراق
سوخو 25
ضربتی
30
30
85%
Irgc
همراه با هواپیماهای پناهند عراقی
آذرخش
بمب افکن
4
4
90%
Iriaf
تا 18 ماه آینده به 30 فروند بالغ میشود
میگ 31
رهیگر و شکاری
24
24
90%
Iriaf
ایلوشیون76
شناسایی و آواکس
1
1
80%
Iriaf
هواپیماهای پناهنده عراق
فانتوم RF-4E
شناسایی
15
7
70%
Iriaf
بویینگ 707-3J9C
سوخت رسان
4
4
**** Iriaf
بویینگ 707-3J9C
حمل و نقل
10
10
**** Iriaf
بویینگ
747F-125/131
حمل و نقل
7
7
**** Iriaf
تعدادی به سوخت رسان تبدیل شده اند
بویینگ
747-2J9F
حمل ونقل
4
4
**** Iriaf
تعدادی به سوخت رسان تبدیل شده اند
آنتونوف 74 TK200 حمل و نقل 10 10
**** Iriaf & Irgc
اف27 400M/600 حمل و نقل
10
10
**** Iriaf & Irgc
ایلوشیون 76 MD
حمل و نقل
15
15
**** Iriaf & Irgc
شامل هواپیماهای پناهنده عراقی
وای 12 = Y-12
حمل و نقل
9
9
*****
Iriaf & Irgc
سی 130E/F
حمل و نقل
34
23
***** Iriaf
ایران 140
حمل و نقل
45
45
***** Iriaf & Irgc
بویینگ 737-286
ارتباطات
1
1
***** Iriaf
اف 28
ارتباطات
1
1
***** Iriaf
فالکون20 E
ارتباطات
1
1
***** Iriaf
جت استار L-1329
ارتباطات
2
0
*****
*****
هواپیمای
فرماندهی
681B
ارتباطات
3
3
***** Iriaf
پی سی 6 بی= PC-6/B
امداد رسان
15
15
***** Iriaf
اف33 آ/ سی
حمل و نقل
26
20
***** Iriaf & Irgc
توکانو EMB-312
حمل و نقل
22
15
***** Irgc
پی سی 7
حمل و نقل
45
45
***** Iriaf & Irgc
MFI-17 موشاک
حمل و نقل
22
22
***** Iriaf & Irgc
وای 7 =Y 7
حمل و نقل
14
14
***** Iriaf & Irgc
سفارش داده شده است
پرستو
حمل و نقل
7
7
***** Iriaf & Irgc
درنا
حمل و نقل
4
4
***** ؟
توضیحات تکمیلی :
• در این گزارش به سفارش خرید دو فروند آواکس A-50 از سوی ایران اشاره شده است که به نظر میرسد تا سال آینده میلادی به ایران تحویل گردند .
• در این گزارش برای اولین است که از سوی یک نهاد و ارگان رسمی(= دولتی) در اختیار داشتن هواپیماهای سوخو27 و میگ 31 و توپولف 22 ام توسط ایران تایید میشود وتا پیش از این از سوی ایران و روسیه هیچگاه سخنی درباره این هواپیماها عنوان نشده است و گرچه منابع گوناگون و معتبر و ... نیز در اختیار داشتن این هواپیماها را توسط ایران را گزارش نموده بودند ولی واحد اطلاعات ارتش اسراییل به عنوان اولین مرجع رسمی (= دولتی) میباشد که این موضوع را تایید مینماید . البته در این گزارش آمده است ایران تا سال 2004 تعداد 24 فروند میگ 27 را از روسیه دریافت نموده است و همچنین با خرید تعدادی میگ23 از روسیه و اضافه نمودن هواپیماهای میگ 23 پناهنده عراقی به ان ایران یک اسکادران ازهر کدام از این هواپیماها(میگ 23 و میگ27) را تشکیل داده است .

میگ ۳۱

سوخوی ۲۷
• در این گزارش اعلام شده است ایران در زمینه نیروی هوایی خود از سال 2003 تا 2005 قراردادهایی با مبلغ 1.5 ملیارد دلار با روسیه انعقاد نموده است که شامل خرید هواپیماهای میگ 27 و میگ 23 و آواکسهای A-50 و مدرنیزه نمودن انواع هواپیماهای سوخو 20/22/24/25 و هواپیماهای میگ 23/27/29 بوده است .
• در گزارش سال 2003 این واحد نامی از هواپیماهای میراژ اف1 فرانسوی برده نشده است که این دلیل عدم تایید در اختیار داشتن این هواپیما از سوی ایران نبوده است بلکه عدم تایید توانایی استفاده ایران از این هواپیماها بوده است که پس از تایید توانایی استفاده ایران از این هواپیماها این هواپیما در آمار هواپیماهای ایران قرار گرفته است .
• درصد کارایی اعلام شده برای هر هواپیما در این گزارش توسط کارشناسان مجله صنایع نظامی اسراییل تعیین شده است و در گزارش واحد اطلاعات ارتش اسراییل درصدی برای کارایی هواپیماهای مختلف تعیین نشده است .
• در این گزارش همانگونه که مشاهده نموده اید تعداد هواپیماهای اف14 در اختیار ایران 30 فروند و تعداد قابل عملیات ان نیز 30 فروند ذکر شده است در گزارش سال 2003 این واحد اطلاعاتی تعداد هواپیماهای اف14 تحت اختیار ایران 60 فروند و تعداد قابل عملیات 20 فروند ذکر شده است ولی در گزارش سال2005 آمده است ایران با کمک روسیه هواپیماهای اف14 خود را مدرنیزه نموده است و در حال حاضر 30 فروند از این هواپیماهای مدرنیزه شده که قابلیت بسیاری بدان ها افزوده شده است از جمله قابلیت استفاده از انواع سلاح و موشکهای ساخت روسیه را در اختیار دارد و ایران از 30 فروند اف14 باقیمانده میتواند تعداد 17 فروند دیگر این هواپیما را مدرنیزه نماید .در مجموع 47 فروند اف14 مدرنیزه شده را در اختیار داشته باشد و از 13 فروند هواپیمای باقیمانده دیگر(که به احتمال قریب به یقین برای استفاده از قطعات آنان اوراق شده اند) میتواند10 فروند دیگر را برای شناسایی و هدایت سایر پرندگان خود ( به مانند آواکس) استفاده نماید و از 3 فروند باقیمانده نیز میتواند برای آموزش استفاده نماید .
• در مورد میگ های29 نیز به نظر میرسد در قرارداد های سال 2003 تا 2005 نیز مدرنیزه شده اند یا در حال مدرنازسیون هستند و قابلیتهای بیشتری را دارا شده باشند .
• در این گزارش عنوان شده است نیروی هوایی ایران از سایه محصولات ساخت ایالات متحده بیرون آمده است و باید این نیروی هوایی را دیگر متاثر از روسیه دانست که این سخن دور از ذهن نمیباشد زیرا با ورود هواپیماهای سوخو27 و میگ 27 و میگ 31 و پیش از آن هواپیماهای میگ 29 و 23 و هواپیماهای سوخو 22/24/25 به نیروی هوایی ایران بار بیشتر وظایف را بر عهده گرفته اند .
• نیروی هوایی ایران نسبت از سال 2000 میلادی تا سال 2005 از نظر کمیت 25% رشد داشته است و از نظر کیفی 30% درصد رشد داشته است و از نظر کارایی رشد بیش از 50% را نسبت به سال 2000 و قبل ازآن داشته است . که این موضوع به واقعیت بسیار نزدیک است زیرا با افزوده شدن هواپیماهای سوخو27(26 فروند) و میگ 27 (24 فروند) و میگ 31(24فروند) و میگ 23 ( 16فروند) به تعداد هواپیماهای تحت اختیار ایران 90 فروند افزوده شده و از نظر کیفی با افزودن هواپیماهای جدید نامبرده شده و مدرنیزه شده هوایماهای میگ 29 و هواپیماهای پناهنده عراقی به مانند میگ 23 و سوخو20/22/25 نیز کارایی آنان ارتقا یافته است . و از نظر کارایی نیز همانگونه که خرید و مدرنیزه شدن هواپیماهای نیروی هوایی ایران در افزایش کارایی آن نقش دارد عامل دیگری نیز در این افزایش کارایی نقش دارد و آن رهایی از سایه محصولات ساخت غرب هستند که با توجه به تحریمهای موجود تاثیر بسیار بدی بروی کارایی نیروی هوایی گذاشته بود و در حال حاضر با توجه به استفاده از محصولات ساخت روسیه و عدم مشکل تحریم و اینگونه مسایل و دسترسی آسان به قطعات یدکی و سایر لوازم موارد مورد نیاز و امکان خرید نامحدود سلاح و ... برای استفاده در نیروی هوایی و امکان به روزی رسانی مداوم توسط شرکت سازنده و.... نیروی هوایی ایران به سطح بالای اطمینان و کارایی نزدیک شده است . البته مدرنیزه شدن هواپیماهای اف14 و دست یابی به کارایی 75% را نباید از ذهن دور داشت .
• دور از ذهن نمیباشد که با توجه به پنهانکاری ایران که حتی وجود سوخوهای 27 خود را تکذیب مینماید توانایی استفاده هواپیماهای اف14 خود را در استفاده از سلاح های ساخت روسیه را نیز مخفی نماید و ما همچنان این هواپیماها(اف14) را که با موشکهای HAWK و AIM-54 به پرواز در میآیند را خواهیم دید و این موضوع( استفاده از سلاحهای ساخت روسیه) تا زمان بروز درگیری واقعی(آن روز بدور باد) نیز قابل مشاهده نخواهند بود . که صد البته این امر (پنهانکاری) برای استفاده از اصل غافلگیری (که بسیار مهم است) و عدم توانایی دشمن از ارزیابی صحیح توان نظامی ایران میباشد .
• متاسفانه به علت حادثه ناگوار سقوط هواپیمای C-130نیروی هوایی ارتش باید از تعداد اعلام شده این هواپیما یک فروند کسر نمود .
• در گزارش سال 2003 مطالبی درباره اف16 و ایران عنوان شد که بسیار جالب و قابل توجه بوده است و متاسفانه نتوانستم آن را به اطلاع شما دوستان برسانم در اینجا به نکاتی کوتاه در این مورد اشاره مینمایم . در گزارش سال 2003 واحد اطلاعات ارتش اسراییل که پیش از این سخن از آن برای شما گفته شد و آنرا مشاهده نمودید . اگر شما به بالای این صفحه نگاه بیندازید عبارت::: (1) 90::: را مشاهده مینمایید که نشان از ان دارد که این صفحه اول از گزارش 90 صفحه ای میباشد در میانه این گزارش شما این مطالب را مشاهده مینمایید :
نقل قول:
הכפלת עלויות התפעול השנתיות של הטייסות במספרים שנמסרו על-ידי חיל האוויר, תוך הכרה בכך שעלויות התפעול האמיתיות לטייסת אינן עולות על 50% מהוצאות התפעול של טייסת מודרנית של מטוסי F16 או AH64, מעלה כי עלות האחזקה השנתית הכוללת של חיל האוויר היא כ- 347.6 מיליון דולר (למעט עלויות כוח-אדם וציוד בממוצע שנתי) .
که تنها عباراتی به مانندF16 و AH60 برای شما قابل شناسایی میباشد پیش از این مطالب و نامهایی از قبیل (AIO و SANAM) و .... را مشاهده مینمایید که مربوط به معرفی صنایع و مراکز نظامی ایران میباشد . در مطالب نقل قول شده امده است ایران به تعداد بسیارمحدودی ( حداکثر 5 فروند) از این هواپیما دست یافته است و تلاش دارد به تکنولوژی ساخت آن یابد و ایران تا سال 2003 تا 50% در این زمینه پیشرفت داشته است که شما میتوانید عبارت50% را در مطلب مشاهده نمایید البته هدف ایران از دست یابی به تکنولوژی ساخت این هواپیما برای ساخت و یا استفاده از این هواپیما نمیباشد بلکه با دست یافتن به این فن آوری از آن برای ساخت و مدرنیزه سایر وسایل خود استفاده نماید البته این مطالب در مورد هلیکوپتر AH-60 نیز صادق میباشد و مطالبی دیگر ....
در خلاصه گزارش منتشر شده منتسب به واحد اطلاعات ارتش اسراییل در سال 2005 نامی از اف 16 و... برده نشده است ولی بدون شک در گزارش نهایی و کامل به این نکته اشاره خواهد شد و باید تا زمان انتشار متن کامل این گزارش درباره این موضوع اف16 های ایران صبر نمود .
• گزارش واحد اطلاعات ارتش اسراییل درباره نیروی های زمینی و دریایی ایران نیز میباشد ولی با توجه به موضوع این انجمن ( هوافضا) به درج قسمتهایی از این گزارش اکتفا شده است . گزارش سال 2003 این واحد درباره ارزیابی توان نیروهای نظامی ایران بالغ بر 90 صفحه میشد ولی به نظر میرسد با توجه به مسایل عنوان شده گزارش سال2005 این واحد بالغ بر 104 صفحه باشد و خلاصه ای از این گزارش(8 صفحه) در این نشریه درج شده است .
• در این گزارش به موضوعاتی از قبیل موشک شهاب 3 و ضد موشک پیکان(ARROW) نیز اشاره شده. نکته دیگر اینکه پروژه موشک پیکان (ARROW) پروزه مشترک بین ارتش اسراییل و صنایع مختلف نظامی اسراییل میباشد هدایت این پروژه در یک ستاد مشترک که از همه فعالان این پروزه تشکیل شده است انجام میشود.
• در این گزارش عنوان شده است ایران اقدام به تربیت دلفین ها برای شناسایی و نابودی وسایل شناور دشمن( از قبیل ناو و ناوچه و ....)کرده است. این دلفین ها که به روی بدن آنها وسایل منفجره نصب شده است وسایل شناور دشمن را در دریا را شناسایی مینمایند و بدان ها حمله مینمایند . ایران ابتدا در پوشش پارک دلفین ها در جزیره کیش اقدام به جذب مربیان و تربیت کنندگان خارجی ( فرانسوی و ایتالیایی) نمود و با استفاده از دانش انها اقدام به تربیت دلفین ها در تحت عنوان پارک نمایشی دلفین ها نموده و بعد ازآن با دست یافتن به امکان آموزش دلفین ها که توسط این مربیان خارجی بدان دست یافته خود اقدام به تربیت دلفین ها برای استفاده در مقاصد نظامی نموده است .
• با نگاهی به آمار سیستمهای موشکی ایران عنوان شده در گزارش سال 2003 و گزیده منتشر شده گزارش سال2005 میتوان به افزایش کارایی آن به مانند نیروی هوایی ایران پی برد به آمار اعلام شده ایران در سال 2003 توجه نمایید:
SA-2 10 60
SA-7 250
SA-14 200
SA-16 100
SA-18 1,000 در سال1998( این امار مربوط به سال1998 میباشد که بدون شک تا کنون بسیار افزایش یافته است
SA-10 در سال 1998 ( اولین واحد عملیاتی این سیستم در سال 1998 راه اندازی شده است .
منبع: military.blogfa.com
فانتوم های ایرانی

در سال های جنگ تحمیلی، این رزمندگان سلحشور و فرزندان خاک ایران همیشه آباد بودند که از قطعه قطعه این خاک و این مرز و بوم با خونشان پاسداری کردند و هرگز اجازه ندادند که این سرزمین به قدم های منحوس و نفیر شوم دشمنان این آب و خاک آلوده شود. نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران یکی از مهم ترین و بالقوه ترین وزنه های دفاعی کشور در جنگ تحمیلی بود؛ صلابت و قدرت ایمان خلبانان و غیورمردان این نیروی پر ارزش بود که توانست با اتکاء بر بنیه دفاعی مشتمل بر هواپیماهای پیشرفته با آخرین تجهیزات نظامی روز بر دشمن پیروز شود و ضربات مهلکی را بر پیکره تنه توخالی نیروی متخاصم وارد آورد. یکی از مهم ترین و با اهمیت ترین هواپیماهای جنگنده ای که در جنگ هشت ساله توانایی های واقعی خود را به نمایش گذاشت و در رکاب خلبانان ایرانی به میدان نبرد شتافت، هواپیمای F-4 Phantom از مدل های D، E و R بود. به مناسبت سالگرد ورود هواپیمای افسانه ای فانتوم به کشور عزیزمان و همچنین آغاز هفته دفاع مقدس و یادآوری یاد و خاطره شهیدانی که در راه این کشور شربت شهادت نوشیدند، این ویژه نامه هواپیمای F-4 فانتوم به خدمت شما عزیزان تقدیم می گردد:
چگونگی ورود فانتوم به ایران
پس از بریتانیا، ایران دومین کشوری بود که هواپیمای شکاری بمب افکن F-4 فانتوم را به خدمت نیروی هوایی خود در می آورد. نخستین فانتوم هایی که سفارش داده شدند، از نوع D بودند. بستن قرارداد ها با شرکت مکدانل داگلاس از سال 1967 شروع شد و خبر دریافت فانتوم ها توسط ایران برای نخستین بار در آبان سال 1346 در کشور منتشر گردید. سرانجام فرود نخستین شانزده فروند فانتوم F-4D در خاک ایران در 27 شهریور ماه سال 1347 صورت پذیرفت و هر شانزده فروند فانتوم تازه وارد به علاوه تعداد مشابهی که چندی بعد وارد ایران شدند بلافاصله به خدمت نیروی هوایی IIAF در آمدند. در سال 1351 ایران سفارش 177 فروند فانتوم F-4E جدید به همراه شانزده فروند فانتوم RF-4E که به مدل های شناسایی مشهور بودند و بیشتر آن ها را با عنوان «دم سفید» می شناختند را تسلیم آمریکا کرد. تا سال 1355 هجری شمسی، کلیه هواپیماهای سفارش داده شده به خدمت نیروی هوایی در آمده بودند.
چگونگی سریال دهی فانتوم های ایران
پس از تحویل نخستین سری فانتوم ها که از مدل D بودند، سازمان دهی و سامان دهی فانتوم ها در پایگاه های مختلف شکاری شروع شد. فانتوم های مدل D با شماره سریال های 67-14869 - 3-601 تا 68-6919 - 3-632 مشخص شدند. تا سال 1353، فانتوم های مدل D که هنوز در خدمت بودند دوباره سریال دهی شدند. اینبار شماره سریال ها از 665-3 شروع و به 691-3 خاتمه می یافت. گفته می شود که یک فروند فانتوم D و یک فروند فانتوم مدل E وجود دارد که هر دو دارای شماره سریال 668-3 هستند. در سال 1347 و پس از آغاز تحویل فانتوم های مدل D ایران سفارش 32 فروند فانتوم E را به آمریکا تقدیم کرد. تحویل این فانتوم ها با شماره سریال های 69-7711 - 3-633 تا 69-7742 - 3-664 در بهار سال 1349 به نیروی هوایی آن زمان آغاز شد. اولین سری فانتوم های E تحویل شده به ایران با موشک های هوا به زمین AGM-65 ماوریک که موشک های بسیار مرگ بار و تاثیر گذار در جنگ تحمیلی بودند سازگاری داشتند. اما مشکل این جا بود که این سری از فانتوم ها فاقد بالچه های لبه حمله برای مانورپذیری بیشتر بودند. این مشکل در اولین اورهال کلی فانتوم های ایرانی رفع شد و این سری ابتدایی فانتوم های E نیز به Leading Edge Slats مجهز گردیدند. سومین گروه فانتوم های ایرانی در سال 1349 سفارش داده شد. این گروه شامل 73 فروند هواپیمای فانتوم مدل E بود که با شماره سریال های 71-1094 تا 71-1166 و 73-1519 تا 73-1554 رجیستر شدند. کلیه هواپیماهای این گروه دارای بالچه های لبه حمله و البته کاملاً سازگار با موشک های هوا به زمین AGM-65 ماوریک بودند. 49 فروند از این هواپیماها از قبل به سیستم تشخیص دوست از دشمن یا IFF APX-80 و یک سیستم جدید ناوبری دیجیتالی مجهز بودند. نهایتاً آخرین گروه بزرگ فانتوم های مدل E در سال 1350 سفارش داده شد و این سری از فانتوم ها با سریال های 75-0222 تا 75-0257 ثبت گردیدند. اگر چه تحویل این سری از فانتوم ها کمی بیش از حد معمول طول کشید، برای مثال آخرین فانتوم این دسته در سال 1356 تحویل گردید، اما این فانتوم ها به بهترین و پیشرفته ترین تجهیزات روز مجهز بودند. این فانتوم ها نه تنها مجهز به حسگر های الکترواپتیکالی و تشخیص دوست از دشمن APX-80 بودند، بلکه از طراحی دوباره کاکپیت با جایگذاری سوئیچ ها و نشان دهنده ها این بار به شیوه ای منطقی تر و ارگونومیک تر که بعد ها مقدمه ساخت سیستم HOTAS نیز شد برخوردار بودند. سیستم سریال دهی فانتوم های مدل E ایران از سال 1354 تا کنون نامعلوم باقی مانده است. برای مثال سیستم سریال گذاری خاصی نیز موجود است که از 3-6501 اغاز و به 3-6691 پایان می پذیرد. این در حالیست که ایران 191 فانتوم E را دریافت نکرده است، بلکه تعداد فانتوم های این مدل از 177 فروند متجاوز نبوده است. این مسئله نشان می دهد که در سریال دهی این سری فواصلی نیز وجود دارد که هنوز ناشناخته مانده است.
شبح های تاریکی، فانتوم های شناسایی ایران
به قطع ماجرای فانتوم های RF-4E شناسایی ایران یکی از سری ترین و سر به مهر ترین رازهای تاریخ هواپیمای فانتوم است. در اوایل سال 1347 دو فروند فانتوم RF-4C از طرف آمریکا به ایران به امانت سپرده شد. این دو هواپیما با شماره سریال های 69-0369 و 69-0370 در حقیقت برای انجام یک سری ماموریت های فوق سری مشترک بین ایران و آمریکا در فراز مرزهای شوروی به ایران سپرده شده بودند. این دو هواپیما ظاهراً از پایگاه های آمریکا در اروپا به سمت ایران به پرواز در آمده بودند که بعد ها دوباره به همان پایگاه ها در آلمان و بریتانیا مراجعت کردند. جالب این جاست که درست یک ماه بعد از این جریانات، ایران شش فروند RF-4E را رسماً سفارش داد. بسیار جای تعجب دارد که در آن شرایط که شرکت مکدانل داگلاس که بازار بسیار گرمی داشت و مرتب از سوی کشورهای مختلف و البته نیروهای داخلی آمریکا به این شرکت سفارش می رسید، ساخت فانتوم های ایرانی را با سرعت هر چه تمام تر به پایان رساند. سه فروند فانتوم این گروه با شماره سریال های 72-0266 تا 72-0266 رجیستر شدند. باز هم عجیب بود که نخستین فانتوم ایرانی به آن سرعت در پاییز سال 1347 آماده شد و نخستین پرواز خود را نیز چندی بعد به انجام رساند. نخستین فروند از این فانتوم های شناسایی چند ماه بعد وارد ایران شد و این فرصت پیش آمد که آمریکا بتواند دو فروند فانتوم قرضی خود را دوباره به پایگاه های خود در اروپا بازگرداند. تعداد دقیق فانتوم های شناسایی ایران هنوز هم که هنوز است کاملاً فاش نشده است. در همان سال های نخست تحویل نمونه هایی شش تا دوازده فروندی از این فانتوم ها صورت پذیرفت که با تجهیزات بسیار پیشرفته شناسایی فوق سری تجهیز شده بودند و به دلیل پنهان بودن این موضوع حتی از دید برخی از خود غربی ها، این هواپیماها به Unknown Iranian Phantoms مشهور شده بودند. ظاهراً آمریکا برای پیشبرد اهداف شناسایی خود بر فراز خاک شوروی می بایست این فانتوم ها را به ایران تحویل می داد.
واحد های فانتوم های ایرانی در پایگاه های شکاری
در سال های دهه هفتاد میلادی ایران به شدت مشغول تجهیز ناوگان نیروی هوایی با هواپیماهای مختلف و پیشرفته آمریکایی بود و تنها انقلاب اسلامی بود که پایانی به وضعیت نامتعادل اسکادران های نیروی هوایی داد و آن هم به نوبه خود به دلیل قطع رابطه با آمریکا و ثبات نسبی هواپیماهای موجود در نیروی هوایی بود. در زمان آغاز جنگ، وضعیت واحد های فانتوم در خدمت در پایگاه های مختلف به صورت زیر بود:
یازدهمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه از فانتوم ها در پایگاه یکم شکاری مهرآباد مشغول به خدمت بودند. در این پایگاه، هواپیماهای فانتوم از مدل های F-4E و RF-4E به سر می بردند. یک زیر گروه کوچکتر از این فانتوم ها از سال 1359 در پایگاه چهارم شکاری خدمت می کردند. معمولاً هواپیماهای پایگاه یکم شکاری همیشه ثابت نیستند، برای مثال در حال حاضر بیشتر هواپیماهای خدمتی در پایگاه یکم از نوع MiG-29A هستند. تعداد محدودی فانتوم های مدل E برای اهداف آموزشی در این پایگاه موجود هستند که فعلاً دوران اورهال کلی خود را می گذرانند.
F-4E 3-6558: این هواپیما از نخستین فانتوم های ایرانی مجهز به توپ نصب شده در دماغه بود. این هواپیما در آغاز جنگ تحمیلی در یازدهمین وینگ شکاری های تاکتیکی مهرآباد خدمت می کرد. در مهر ماه سال 1359، این هواپیما موفق شد یک فروند MiG-23 عراقی را در چهار کیلومتری تهران سرنگون سازد.
سی و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه از فانتوم های مدل E و RF-4E در پایگاه سوم شکاری موسوم به نوژه همدان یا شاهرخی سابق خدمت می کردند.
F-4E 3-6529: این هواپیمای فانتوم در دوران جنگ تحمیلی در خدمت پایگاه سوم شکاری نوژه بود و تا پایان جنگ نیز در همان پایگاه مشغول خدمت بود. این فانتوم یکی از سه فانتومی بود که در آبان 1359 به همراه دو فانتوم دیگر استادیوم بدره در عراق را که محل نشست و برخاست برخی هلیکوپتر های عراقی بود بمباران کردند.
F-4E 3-6570: این فانتوم یکی از مشهورترین فانتوم های ایرانی موجود در پایگاه سوم شکاری است. این هواپیما همان جنگنده ای بود که در حمله به محل کنفرانس ملی بغداد در تیرماه 1362 به خلبانی شهید عباس دوران و کاپیتان منصور کاظمیان به کار رفت. پس از اصابت موشک زمین به هوای پایگاه ضد هوایی SAM Roland-2 به این هواپیما، کاپیتان کاظمیان از هواپیما خارج شده و پس از آن نیز به اصارت در آمد، اما با نزدیک شدن هواپیما به فرودگاه بین المللی بغداد، شهید دوران به همراه هواپیما به برج مراقبت فرودگاه برخورد کردند و بدین وسیله امنیت پدافند مشهور بغداد را زیر سوال بردند.
F-4E 3-6684: این هواپیما به نود و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی در پایگاه هوایی بندر عباس تعلق داشت اما در پاییز سال 1360 به عنوان نیروی تجدید قوا به سی و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی نوژه همدان پیوست. اکثر خلبانانی که با این هواپیما پرواز کرده اند از آن خاطرات خوشی به یاد دارند، این هواپیما موفق به شکار یک فروند MiG-21 عراقی نیز شده است.
RF-4E 2-6510: از جمله هواپیماهای فانتوم شناسایی بود که در جنگ تحمیلی و در آن هشت سال طولانی نبرد به آن آسیبی نرسید. در دوران جنگ، این هواپیما نیز در پایگاه سوم شکاری نوژه همدان مشغول به خدمت بود. در سال 1351 در ماموریتی شناسایی که به وسیله یکی از خلبانان نیروی هوایی شاهنشاهی ایران و یک وایزوی نیروی هوایی آمریکا بر فراز شوروی انجام می شد، چیزی نمانده بود که این هواپیما توسط یک فروند MiG-21SMT نیروی هوایی شوروی رهگیری شود. وایزوی آمریکایی با استفاده از قدرت جنگ الکترونیک فوق العاده فانتوم شناسایی، مانع رهگیری این هواپیما از فاصله دور شد و خلبان MiG-21 شوروی مجبور شد برای انجام رهگیری تا فاصله کوتاهتری به فانتوم ایرانی نزدیک شود، که البته باز هم خلبان روس نتوانست کاری از پیش ببرد.
سی و دومین وینگ شکاری های تاکتیکی: این وینگ شکاری نیز در سال های ابتدایی جنگ در پایگاه سوم شکاری نوژه همدان یا همان شاهرخی سابق به سر می برد. دو اسکادران از هواپیماهای F-4 فانتوم اما اینبار از مدل D در این وینگ شکاری در حال خدمت بودند. در همان ابتدای جنگ، دو اسکادران فانتوم های D به هفتاد و یکمین وینگ شکاری تحویل شده و در عوض این گروه شکاری مجهز به هواپیماهای پیشرفته تر F-4E گردید. همچنین، تعداد چهار فروند هواپیماهای شناسایی RF-4E نیز به این وینگ تحویل شد که تا امروز در موقعیت خود مشغول خدمت اند. هواپیماهای این وینگ شکاری به طور مرتب در زمان جنگ در پایگاه چهارم شکاری، پایگاه وحدتی نزدیک دزفول نیز انجام خدمت می کردند و گاه به پایگاه نهم شکاری نیز فرستاده می شدند. در حال حاضر پایگاه سوم شکاری نوژه پایگاه اصلی هواپیماهای F-4E و RF-4E می باشد.
نخستین هواپیمای فانتوم تحویل شده به ایران تحویل به سیصد و هشتمین اسکادران تاکتیکی نیروی هوایی IIAF گردید و با شماره سریال 601-3 رجیستر شد. در سال 1352 این فانتوم به یادماندنی به پایگاهی در نزدیکی شیراز فرستاده شد و به خدمت هفتاد و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی در آمد. در سال 1354 این هواپیما دوباره به همان پایگاه سوم شکاری یا پایگاه هوایی شاهرخی رجعت کرد و اینبار با شماره سریال 6697-3 شماره گذاری شد. این هواپیما نیز مانند دیگر فانتوم های D مجهز به سیستم هدایتگر لیزری AVQ-9 و بمب های هدایت لیزری GBU-10 بود. این هواپیمای فانتوم در جنگ های داخلی عمان و جنگ کردستان ایران به سلامت ماموریت های خود را به انجام رساند و در جنگ تحمیلی نیز در پایگاه های نوژه، دزفول و تبریز خدمت کرد.
F-4D -3-6712: تا به حال اطلاع دقیقی از نحوه سریال دهی این فانتوم در دست نبوده است. به این دلیل که تا زمان انقلاب اسلامی دوبار و از آن زمان تا کنون دوبار دیگر فانتومهای D سریال دهی شده اند، تشخیص سریال های اصلی که نیروی هوایی آمریکا در آن زمان برای این فانتوم ها در نظر گرفته بود تقریباً غیر ممکن است. این فانتوم یکی از فانتوم های مدل D ایران بود که در سال های پایانی حکومت پیشین به سیستم های پیشرفته RHAW مجهز شد. این سیستم به این فانتوم ها این قابلیت را می داد که به راحتی کار هدف گیری موشک های زمین به هوای عراقی را تحت نظر بگیرند و بدین صورت هواپیماهای دیگر آرایش پروازی را به مناطقی هدایت کنند که کمترین خطر ایشان را تهدید کند. به همین دلیل این فانتوم در بیشتر ماموریت های نفوذی عمیق در خاک عراق شرکت داشت و نقشی عمده را برای نیروی هوایی در زمان جنگ ایفا نمود. در زمان جنگ این هواپیما در اختیار هفتاد و یکمین و هفتاد و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی بود و توانست در پاییز سال 1359 یک فروند MiG-21MF عراقی را سرنگون کند. این هواپیما نیز به سلامت از جنگ تحمیلی فارغ شد و هنوز هم در خدمت باقی است.
از سال 1379 تا کنون، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران پس از اورهال کلی، جنگنده ها را با رنگ آمیزی جدیدی که ترکیبی از رنگ آبی آسمانی و خاکستری است تحویل می دهد. یکی از جنگنده هایی که به این رنگ در آمده است، یک فروند RF-4E با سریال نامعلوم است. این شیوه رنگ آمیزی قبلاً در F-14A ها و MiG-29A های اورهال شده نیز دیده شده است.
شصت و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه جنگنده های تاکتیکی از شصت و یکمین و شصت و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی در پایگاه ششم شکاری مستقر هستند و عمدتاً نیز مجهز به هواپیماهای F-4E می باشند. در این پایگاه هواپیماهای RF-4E نیز به انجام عملیات پرداخته اند. از سال 1352 تا سال 1369 شصت و یکمین اسکادران مجهز به چهار فروند RF-4E و شصت و دومین اسکادران مجهز به بیش از هشت فروند فانتوم شناسایی تا سال 1371 بوده است.
F-4E 3-6611: این فانتوم یکی از شش فانتوم متعلق به پایگاه شکاری بوشهر است که با استفاده از موشک های مرگبار ماوریک AGM-65A در پاییز 1359 نیروی دریایی عراق را در عملیات مروارید عملاً فلج ساختند و بخش بزرگی از این نیرو را از میان برداشتند.
F-4E 3-6645: این هواپیما نیز یکی از شش فروند فانتوم شرکت کننده در عملیات مروارید بود که به خلبانی سرهنگ یاسینی بسیاری از قایق های نیروی دریایی عراق را غراق نمود.
RF-4E 2-6507: این فانتوم شناسایی یکی از شناخته شده ترین «دم سفید» های ایران یا همان فانتوم های شناسایی فوق پیشرفته است که مستقیماً از انبار مهمات نیروی هوایی آمریکا به ایران آمده است. در سال های دهه 50 شمسی، این هواپیما بارها و بارها برای انجام ماموریت های شناسایی وارد خاک شوروی سابق گردید و در زمان جنگ نیز یکی از پرکارترین هواپیماهای شناسایی ایران بود که در ماموریت های زیادی بر فراز عراق شرکت جست. این هواپیما نیز متعلق به پایگاه شکاری بوشهر بود.
هفتاد و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه جنگنده های شکاری با در اختیار داشتن هفتاد و یکمین اسکادران جنگنده های تاکتیکی مشتمل بر هواپیماهای F-4E در پایگاه حر در نزدیکی شیراز به خدمت مشغول بود.
نود و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه از هواپیماها در پایگاه نهم شکاری بندرعباس با در اختیار داشتن نود و یکمین اسکادران جنگنده های تاکتیکی موسوم به «کوسه ها» و نود و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی مجهز به هواپیماهای فانتوم F-4E مشغول خدمت بودند. این وینگ شکاری در سال 1367 که هواپیمای C-130 حامل خدمه پروازی در نزدیکی بندرعباس سقوط کرد و همه مسافران آن کشته شدند، منحل گردید. اگر چه این پایگاه در حال حاضر هیج واحد فانتومی را در خدمت ندارد، اما هنوز هم یکی از مهمترین پایگاه های هواپیمای فانتوم به شمار می رود. گاهی گروهایی از فانتوم های پایگاه سوم شکاری و پایگاه دهم شکاری برای انجام ماموریت هایی به این پایگاه ملحق می شوند.
صد و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه جنگنده های نیروی هوایی در پایگاه دهم شکاری چابهار مستقر و مجهز به هواپیماهای F-4E بودند. پس از شروع جنگ، با توجه به این که در آن شرایط وجود جنگنده هایی در آن منطقه عملاً بدون استفاده به نظر می رسید، کلیه خدمه پروازی این پایگاه به همراه هواپیماهایشان به واحد های شکاری دیگر در مناطق استراتژیک تر فرستاده شدند. در سال 1369 این پایگاه دوباره سامان دهی شد و هواپیماهای F-4D سالم باقی مانده از جنگ تحمیلی به این پایگاه فرستاده شدند. یکی دیگر از تغییراتی که در سال آغاز جنگ تحمیلی صورت گرفت تحویل کلیه فانتوم های مدل D به هفتاد و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی در پایگاه حر در نزدیکی شیراز بود که بدینوسیله هفتاد و یکمین و هفتاد و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی شکل گرفتند. البته بیشتر هواپیماهای این وینگ شکاری در زمان جنگ به پایگاه های نزدیک تر به میدان نبرد فرستاده شدند. 120 فروند هواپیماهای F-4E در زمان جنگ در سه پایگاه مهرآباد، نوژه و بوشهر تمرکز یافته بودند در حالی که پایگاه حر شیراز تنها مجهز به هواپیماهای فانتوم D در معیت هواپیماهای رهگیر F-14A بود. هواپیماهای شناسایی فانتوم در آن سال ها در همان سه پایگاه مهرآباد، نوژه و بوشهر به همراه هواپیماهای F-4E به عملیات می پرداختند اما در حال حاضر، تصور می شود که کلیه فانتوم های شناسایی به پایگاه سوم شکاری نوژه همدان تحویل شده باشند.
? پرواز پر حادثه
? فتح خرمشهر نزدیک است، عقبه عراق باید نابود شود
? چگونه یک جامبو جت اوراق می شود؟
? سرهنگ خلبان حسین مددی
? KAMAN (BOW) 99
? نبرد با میراژهای عراقی (لحظه انتخاب)
? روی صدام را کم کردیم! (پاسخ خلبان های نیرو هایی به صدام)
? زندگی نامه سرتیپ خلبان جعفرعمادی
? شهید خلبان محمدامین میرمرادزهی (هوانيروز)




















