|
خلبان شهید حسین خلعتبری شکارچى ناوهاى اوزاملقب به حسین ماوریک |

اگر ذره اي از خاك وطنم به پوتين سرباز عراقي چسبيده باشد آن را با خون خود در روي زمين مي شويم.

در طول حضورش در دوران جنگ تحميلي بيش از 70 پرواز برون مرزي برفراز خاک دشمن داشت. اين رقم تا زمان شهادتش بالاترين آمار پروازهاي عملياتي در نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بود.برابر اظهارات متخصصان پرواز، وي در استفاده از هواپيماي اف 4، انجام مانورها و عمليات هاي جنگي، انهدام هدف و شليک موشک ماوريک همتا نداشت. آن قدر در مهار هواپيما و شيرجه هاي پروازي مهارت داشت که در هر شيرجه اي مي توانست چند هدف را همزمان منهدم کند. در مجله هاي جنگي آمريکا بارها از شهيد خلعتبري به عنوان يک نابغه جنگي و خلبان توانمند درهدايت هواپيماي اف 4، در پروازها و مانورهاي حساس نظامي و عملياتي نام برده شد. همچنين نام او به عنوان يکي از شاگردان موفق وممتاز دانشگاه شپارد و تگزاس در فراگيري علوم خلباني اف 4 طي دوران آموزشش در مصاحبه ها و گفتگوهاي اساتيد اين دانشگاه برده شد.در سال 2006 يکي از مجلات جنگي آمريکا ويژه نامه اي در مورد مهارت هاي پروازي و ابتکار عمل ها و خلاقيت هاي خلبان شهيد خلعتبري منتشر کرد. حسين خلعتبري در سال 1328 در روستاي بصل کوه رامسر ديده به جهان گشود و در نخستين روز فروردين ماه سال 1364 در نبردي نابرابر با سه فروند هواپيماي دشمن در آسمان کردستان مورد اصابت موشک يکي از هواپيماهاي عراقي قرار مي گيرد و به معراج ابدي مي شتابد.طبق وصيت خودش در قلعه ميرزاكوچك خان دفن گرديد تا آنگونه كه خود ميخواست روحش نيز پاسدار مرز و بوم وطن اسلاميمان باشد.
شهید دوران
شهید دوران نفر سوم ایستاده از چپ
عباس دوران(1362-1329)یک خلبان جنگنده زبده ایرانی بود.سرهنگ دوران خلبان فانتوم (اف-4)بود.او در سال 1361 بر فراز بغداد ودر حالیکه سعی می کرد با ناامن جلوه دادن شهردر خلال جنگ مانع از تشکیل کنفرانس غیر متعهد ها گردد سرنگون گردید.پس از شروع ناگهانی جنگ بین ایران وعراق سرهنگ دوران در نیروی هوایی یک قهرمان ودر افکار عمومی خصوصا در زادگاه خود شیراز دارای محبوبیت شد.وی که فارغ التحصیل آمریکا بود بخاطرپرواز با جنگنده فانتوم در ماورا حدود این جنگنده وپرواز در پایینتر از ارتفاع و سریعتر از هر کس دیگر در نیروی هوایی شناخته می شد.او در کار با توپ ولکان ام-61آ1 بسیار ماهر بود و رقم بالایی در شلیک و بهدف زدن موشک ماوریک را یدک می کشید و با کمک همراه پروازی خود و بقیه نیروی هوایی در آبان 1359 طی" عملیات مروارید" تقریبا نیروی دریایی عراق را منهدم کرد.بیشترین ارزش او برای نیروی هوایی بخاطر طراحی عملیات بود وبر طبق آمار نیروی هوایی 90 درصد عملیاتهای وی در عراق موفقیت آمیز بود.صدام برای نشان دادن امنیت وپایداری عراق در جنگی که در جریان بود قصد میزبانی هفتمین اجلاس جنبش غیر متعهدها را در بغداد داشت.بنابراین نیروی هوایی قصد کوبیدن بغداد برای نخستین بار را داشت.این آخرین پرواز "دوران" بود.وی در روز چهارشنبه سی ام تیر ماه 1361 بسمت بغداد پرواز کرد وقبل از انجام عملیات شهادت طلبانه در محل برگزاری اجلاس پالایشگاه الدوره را بمباران کرد.در حین پرواز بر فراز بغداد در تله افتاد واف-4 وی توسط دو موشک زمین به هوای "رولند 2" مورد اصابت قرار گرفت.افسر تسلیحات وی از هواپیما بیرون پرید و به اسارت درآمد.از آنجاییکه دوران می دانست که خلبانی است که عراق بیشترین سعی را در بدست آوردن وی دارد وهمچنین کلید ماموریتهای نیروی هوایی می باشد شهادت را انتخاب کرده وهواپیمای خود را به هتل الرشید بغداد زد.فداکاری وی باعث شد که اجلاس بجای بغداد در دهلی نو بر پا گردد.عراق بقایای جنازه دوران را در سال 1381 به ایران باز گرداند.سرهنگ دوران بیش از 120 حمله به عراق را فرماندهی کرد وتا سال 1362 بیش از 2500 پرواز و900 ماموریت جنگی را انجام داد.


Abbas Doran(1950-1982) was a professional Iranian fighter pilot.Colonel Doran piloted an F-4 phantom II. He was shot down over Baghdad in 1982 trying to prevent NAM conference from taking place in Baghdad by showing the city as insecure during the war.After the outbreak of the Iran-Iraq War, Colonel Doran became a hero in the IRIAF and beloved by the general public, especially in his home town of Shiraz .He who was graduated in U.S.A, known for flying the Phantom II beyond its limits, lower and faster than anybody in the Iranian Air Force, he was a great marksmanship with the M-61A1 Vulcan gun, and had a high number of AGM-65 Maverick kills, and with the help of his wingman and the rest of the IRIAF, he virtually destroyed the Iraqi Navi in October 1980 during Operation Morvarid. One of his greatest values to the IRIAF was being the mission planner, because, according to the IRIAF, 90% of his missions in Iraq were successful.Saddam planned to host 7th Summit of Non-aligned movement in Baghdad to show that Iraq enjoys stability during the ongoing war. Therefor IRIAF planned to hit Baghdad by plane for the first time. This was the last sorties of Doran. He flew on Wednesday, july 21, 1982 to Baghdad on his jetfighter and bombed Ad-Doura refinery in Baghdad before carrying out a martyrdom attack on the venue of the international conference . Flying over the Iraqi capital he fell into a trap. His F-4E was hit by two missile Roland 2 SAMs.. His weapon system officer ejected from the plane and was taken prisoner. Knowing that he was the most wanted pilot in Iraq and also the key IRIAF mission planner, he chose to die crashing his plane into Al-Rashid Hotel. His sacrifice caused the summit to be held in New Delhi instead of Baghdad.Iraq returned Doran's remains to Iran in 2002.
Colonel Doran led more than 120 strikes into Iraq and by 1982 had flown over 2500 sorties and more than 900 combat missions.
SOURCE:Wikipedia BY:Alireza Sadeghi
جدال در عمق ۱۸۰کیلو متری خاک دشمن حکایتی مستند از خلبان جواد پور است وی یکی از خلبانان گروه آکرجت ایران پیش از انقلاب موسوم به تاج طلایی بود.او در این عملیات مهارت خود را این بار برای حفظ وطن بکار می گیرد.


Iranian RF-4E
برخورد 1973تاران ایران و شوروی
28 نوامبر 1973.در این روز دو هواپیمای نظامی با گردش بر فراز دماغه ای مرتفع به عمق خاک اتحاد شوروی سابق وارد شدند.چند دقیقه بعد یکی از آنها ناپدید شد اما دیگری با پرواز در امتداد مرز حریم هوایی شوروی را نقض میکرد.بر فراز سمت دیگر این دماغه بلند که 100 کیلومتر پهنا و 100 کیلومتر نیز طول داشت دو جنگنده روسی نیز در حال پرواز بودند اما هم فاصله آنان از این موجود مزاحم دور بود و هم بخاطر اینکه مشغول انجام یک پرواز آزمایشی بودند هیچ سلاحی با خود حمل نمیکردند.در این موقع دفاع هوایی به یک جفت میگ-21 دستور داد که یکی آماده پرواز شود و دیگری نیز بحالت آماده باش درجه یک قرار گیرد.(در این حالت خلبان با نشستن در کاکپیت منتظر دریافت فرمان میشود).کاپیتان "گنادی الیسو" هواپیمایش را برای رهگیری و شناسایی هواپیمای متجاوز بسمت مرز هدایت کرد.کاپیتان هواپیمای مزاحم را یک فروند فانتوم "آر اف-4 ای" شناسایی ایرانی تشخیص داد.خلبان این "اف-4" ایرانی بود و افسر رادار یک آمریکایی بنام "جان ساندرز" و ایندو در هر حال انجام یک پرواز جاسوسی تحت پروژه "ژن سیاه" بودند.خلبان روسی خود را به بال فانتوم رساند و با بالا و پایین دادن بالهای میگ و همچنین با استفاده از رادیو از خلبانان خواست که وی را دنبال کرده ودر خاک شوروی فرود بیایند.خلبانان هواپیمای جاسوس علامات را دریافت کردند اما بجای نشستن در خاک شوروی با حداکثر سرعت بسمت مرز تغییر مسیر دادند.خلبان شوروی فرمان شلیک موشک و به زیر کشیدن متجاوز را دریافت کرد."الیسو" رادار را روشن کرد و با قفل کردن آن روی هواپیمای دشمن تلاش کرد که موشکهایش را بر علیه آن بکار گیرد.خلبان فانتوم نیز توسط حسگرهای هواپیمایش تهدید موشک را شناسایی نمود وشروع به تغییر جهت حرکت و ارتفاع هواپیما با سرعت و شدت هر چه تمامتر کرد.این عمل به این خاطر بود که موشک میگ در برابر اهدافی که بشدت مانور میکردند غیر قابل استفاده میشد.مرز بسرعت نزدیک میشد و افسر کنترل زمینی از ترس اینکه عملیات شکست بخورد به خلبان دستور تکان دهنده ای داد.دستور شماره 240 یا "تاران".اما "تاران" چه بود؟ واژه "تاران" درجنگ دوم جهانی وارد هوانوردی شد.خلبانان روسی از این روش برای انهدام بمب افکنهای دشمن استفاده میکردند.از آنجاییکه کالیبر مهمات هواپیماهای روسی پایین بود در بیشتر مواقع فقط قادر به وارد آوردن خسارت به بمب افکن بودند و توان انهدام کامل آنرا نداشتند.در این حالت اگر قبلا موفق به از کار انداختن تسلیحات دفاعی بمب افکن شده بودند با نزدیک شدن هر چه بیشتر به بمب افکن و با سرعتی نزدیک به سرعت آن تلاش میکردند که سیستم کنترلش را با پروانه های هواپیمای خود از کار بیندازند.این روش بیش از 500 مرتبه توسط خلبانان روسی در جنگ بکار گرفته شد .البته این روش یک روش انتحاری نظیر روش ژاپنیها نبود و حدود نیمی از خلبانانی که "تاران" میکردند با چتر خود را نجات میدادند و خلبانی بود که چهار مرتبه این کار را انجام داد و موفق شد که با چترنجات خود را نجات دهد.

Russian mig 21
"الیسو" با دریافت فرمان کنترل هواپیما را روی حالت ماکزیمم پس سوز قرار داد و به دنبال فانتوم در حال فرار پرواز کرد.هیچگونه اطلاعاتی در مورد جزییات این تعقیب وجود ندارد.متصدیان کنترل هوایی در رادار دو نقطه را دیدند که بیکدیگر نزدیک و نزدیکتر میشدند تا اینکه تبدیل بیک نقطه شدند و سپس به آرامی ناپدید گردیدند.آنها "الیسو" را از طریق رادیو صدا کردند اما جوابی نیامد.در واقع میگ به انتهای فانتوم برخورد کرده بود.خلبانان اف-4 ایجکت کردند و توسط نیروهای اتحاد شوروی به اسارت در آمدند اما "الیسو" کشته شد.
"گنادی الیسو" که این دستور را انجام داده بود پس از مرگ مفتخر به دریافت مدال "قهرمان اتحاد شوروی " گردید ونامش در بین اسکادران وی بعنوان یک عضو زنده (شهید زنده) پذیرفته شد و غالبا در بین نامهای سایر اعضا در قید حیات اسکادران شنیده میشد.مدرسه ای نیز به نام وی در آمد و دانش آموزان این مدرسه در روز 28 نوامبر یاد و خاطره قهرمانی وی را جشن میگیرند.خیابانی نیز در شهر وی به نامش نامگذاری گردیده است و یک اطاق کامل در "موزه هوایی " که پر از یادگارهای قهرمانی و وسایل شخصی اش میباشد بوی اختصاص یافته است.مجسمه وی نیز در خیابان قهرمانان قرار گرفته است..

"1973 Collision":(Taran):
November 28th,1973.On this day two military aircraft circled over a promontory which reached into deeply the territory of the former Soviet Union. A few minutes later one of the aircrafts were disappeared but the other one is flew through the border and violated the Soviet airspace. Over the other side of the approximately 100 kilometres width and 100 kilometres long promontory there were two Russian fighter in the air but they were too far from the intruder and as they were on a training mission they were not armed, as well. This time the air defence ordered one of the pair of MiG-21 aircrafts being in readiness to take off and intercept the intruder while the other aircraft on ready were put into first degree readiness ( i.e. the pilot sits in the cockpit waiting the permission for the take off ). Captain Gennagyij Jeliszejev headed his aircraft toward the border to intercept and identify the unknown aircraft. According to the identification of the captain the intruder was probably an Iranian RF-4 E Phantom reconnaissance aircraft.The F-4 pilot was Iranian and radar officer was an American ,namely,"John Sanderz" who were doing a spy flight under "Black Gene" project. The Russian pilot flew to the wingtip of the other aircraft and tried to sign the pilots to follow his plane and land by moving the MiG's wings up and down and using his radio and his hands. The crew of the spy plane got the signs but instead land on Soviet territory they speed up their aircraft and turned toward the border. This time the soviet pilot got the order to use his missiles and shot the intruder down. Jeliszejev activated the radar and locked on the enemy plane and tried to use the missiles against the intruder. The pilot of the Phantom was warned to the missile threat by his planes sensors and the pilot started to change his direction and altitude intensively and quickly because the missiles of the MiG were unusable against highly manoeuvring targets. As the border approached quickly and the ground control officer was afraid of failing the action they gave the shocking order to the pilot: No. 240, Taran.
But, what was "Taran", in fact? The word Taran became known in the aviation world during the WW II. Russian pilots used this method to destroy enemy bombers. As Soviet aircrafts had a relatively low calibre armament it often happened that they managed only to damage and not to destroy these bombers. In that case if the defence armament of the bomber was already neutralised the fighters flew behind the bomber with a little difference between the two aircrafts' airspeed and tried to destroy the control system of the bomber by their plane's propeller. This method was used more than 500 times during the war by soviet pilots but it was not a kamikaze action such as were the Japanese ones because in that case about one half of the attacker pilots survived the action what's more there was such Russian pilot who did it four time successfully and always managed to survived by his parachute.
Jeliszejev acknowledged the order, deactivated the locator pushed the throttle to maximum afterburn and flew after the escaping Phantom. About the followings there are no valid data. The air controllers saw on their screen the two dot indicating the two aircraft to come closer and closer to eachother while they were united on the screen and slowly disappeared. They called Jeliszejev on the radio but there was no answer. In fact,the mig came into collision back of the Phantom.F-4 crew ejected out and captured by Soviet Union forces but Jeliszejev was killed.
Gennagyij Jeliszejev who executed this order got the Hero of the Soviet Union medal after his death. His name was admitted as a life member to his squadron and it was always heard between the names of the living squadron members. The soviets named a school after him and the students of this school celebrated his heroism in every 28th November. They named a street after him in his home town. There is a whole room in the Museum of Flight full of the memories of his heroism and his personal things. His statue is placed in the avenue of the heroes.
Source:http://mm.iit.uni-miskolc.hu/Data/Winx/stories/steal25.html BY:Alireza Sadeghi
منبع گرد آوری و ترجمه:علیرضا صادقی
:http://mm.iit.uni-miskolc.hu/Data/Winx/stories/steal25.html
http://www.oldpilot.ir/2008/07/post_256.php#more

? پرواز پر حادثه
? فتح خرمشهر نزدیک است، عقبه عراق باید نابود شود
? چگونه یک جامبو جت اوراق می شود؟
? سرهنگ خلبان حسین مددی
? KAMAN (BOW) 99
? نبرد با میراژهای عراقی (لحظه انتخاب)
? روی صدام را کم کردیم! (پاسخ خلبان های نیرو هایی به صدام)
? زندگی نامه سرتیپ خلبان جعفرعمادی
? شهید خلبان محمدامین میرمرادزهی (هوانيروز)

