عکس تزیینی
سکوت مطلق همه جا را گرفته بود. چند بار خیال کردم گوش هایم کر شده و دیگر قدرت حرف زدن هم ندارم. در همین افکار ناگهان 2 فروند دیگر از هواپیماهای دشمن که احتمال دادم همان هائی بودند که من به جای یاران خود گرفته بودم شان، سر رسیدند و در آنی از بالای سرم عبور کرده و ناپدید شدند. امید نجات را در محاصره دو فروند دشمن نداشتم و حالا شدند چهار فروند! نه می توانستم تسلیم و اسارت را بپذیرم و تن به حقارت بدهم، و نه در آن شرایط امکان فراری را می توانستم تصور کنم. تنها راه چاره، مرگ و شهادت بود. راه سوم را برگزیدم، می دانستم مرگ در هواپیما کوتاه ترین مرگ است. هیچگاه از مرگ نترسیده ام چه رسد به مرگ آنی در هواپیما.
حدود 2 دقیقه به سمت کرکوک پرواز کردم. دیگر جرات نگاه به چپ و راست را نداشتم. در یک لحظه و آن، تصمیم مرگ گرفتم و اقدام کردم. یعنی در لحظه ای که یکی از هواپیماها در سمت راست و دیگری در کمی بالاتر و عقب در پرواز بودند دسته قدرت موتور هواپیمایم را به عقب کشیدم و سرعت شکن را پائین دادم. این عمل سبب شد هواپیمائی که در سمت راستم پرواز می کرد، از من جلو زد. در همین لحظه احساس کردم هواپیمای پشت سر، به من نزدیک تر می شود و احتمالا در فاصله موشک دشمن قرار گرفته ام، لذا دست به عملی زدم که از فاصله موشک خارج شوم و دست کم از برخورد با هواپیما جلوگیری کنم. به این جهت هر دو موتور را خاموش کردم.
لیدر باید چاره ای می اندیشید پس به لیدر دسته دو فروندی که جنگنده های آنان مسلح به موشک های هوا به هوا فرمان داد تا فانتوم آسیب دیده را تا مرز اسکورت نمایند. سپس خود به همراه 4 فروند دیگر با تمام سرعت به سمت مرز حرکت کردند.
رادارهای فانتوم های ئی بکار افتاده بود. اینک جنگنده ها تا مرز فاصله زیادی را داشتند ولی تهدیدها همچنان ادامه داشت. در همین حین خلبان یکی از فانتوم ها توسط سیستم درختی رادار خود موفق به شناسایی 4 فروند میگ 21 عراقی در فاصله 55 کیلومتری شد که از سمت شمال به طرف آنها می آمدند.
خلبان که می دانست با نزدیک شدن میگ ها احتمال هدف قرار گرفتن هواپیمای آسیب دیده 100 درصد می باشد به خلبانان فانتوم با گردشی به سمت شمال به جنگ با چهار فروند هواپیمای دشمن رفت.
خلبان هواپیمای دیگر می دانست که جنگیدن با چهار فروند هواپیمای دشمن با یک فروند کار آسانی نیست. پس بلافاصله او نیز به سمت هواپیماهای دشمن گردش نمود و موفق به قفل راداری روی یکی از میگ ها شده و یک تیر موشک به سمت آنها شلیک کرد. لیدر میگ ها که متوجه این موضوع شد بلافاصله دستور داد جنگنده ها از هم جدا بشوند. متاسفانه موشک به خطا رفت و در 3 کیلومتری یکی از میگ ها منفجر شد. جنگ بر روی آسمان شروع شده بود دو هواپیمای ایرانی با چهار هواپیمای عراقی.
۷ آذر روز نیروی دریایی را به تمامی دریادلان نیرو هوایی تبریک می گوییم.

فرمانده دسته شروع به افزایش ارتفاع کرد و با افسر رابط هوایی که یک خلبان مستقر بر روی ناوچه پیکان بود، تماس حاصل شد. او مختصرا شرح درگیری ها را داد و معلوم شد که تاکنون چند فروند هواپیمای دشمن توسط شکاری های رهگیر خودی سرنگون شده اند و دو ناوچه اوزا و همچنین یک نفربر هزار تنی، بر اثر شلیک موشک های هوا به سطح شکاری های خودی منهدم شده و درحال سوختن هستند. ناوچه پیکان، خود به منظور احتراز از اصابت موشک های استیکس، در پناه اسکله البکر و در موقعیت آماده باش کامل جنگی قرار داشت.
معلوم بود که عملیات بسیار موفقیت آمیز بوده است و دشمن برای حفظ آبروی خود و این که به فرماندهان و سلسله مراتب فرماندهی خود ثابت کند که تا آخرین گلوله جنگیده است، به صورت حماقت آمیزی تمام بضاعت دریایی خود را به میدان روانه نموده است.
صدای ناخدا "همتی"، فرمانده ناوچه همیشه جاوید پیکان، که با غرور و افتخار فراوان و آرامش و وقار خاصی صحبت می کرد، حاکی از اعتماد به نفس و شجاعتی بی نظیر بود. از او خواستم که چنان چه شناوری از دشمن را شناسایی و در رادار خود دارد، اعلام کند. پاسخ منفی بود.

|
حماسه جاويد جوشن
سلام با توجه به این مطالب ما همگی درباره نیرو هوایی بود.اما این مطلب را که تماما مربوط به نیرو دریایی است را قرار می دهم تا بدانید ارتش غیور ایران حتی بادستانی خالی تا آخرین لحظه در برابر دشمن مقاومت خواهد کرد |
|
ناخدايكم جانباز عباس ملك
|
? سرتیپ خلبان شهید غفور جدی
? پرواز پر حادثه
? فتح خرمشهر نزدیک است، عقبه عراق باید نابود شود
? چگونه یک جامبو جت اوراق می شود؟
? سرهنگ خلبان حسین مددی
? KAMAN (BOW) 99
? نبرد با میراژهای عراقی (لحظه انتخاب)
? روی صدام را کم کردیم! (پاسخ خلبان های نیرو هایی به صدام)
? زندگی نامه سرتیپ خلبان جعفرعمادی




