تبليغاتX
پايگاه هشتم شكاري

رافال جنگنده ی هزاره سوم

می توان به جرأت اظهار کرد که دیگر همانند گذشته، توانایی ساخت هواپیماهای جنگنده تنها تحت سلطه کشور به خصوصی مانند ایالات متحده نیست و کشورهای دیگر نیز امروزه همگام با صنعت روز هوانوردی، با جدیت مشغول به طراحی و تولید هواپیما های جنگنده بومی می باشند.اما در این میان، دو کشور اروپایی، یعنی فرانسه و انگلیس و البته تا حدودی نیز آلمان، گوی سبقت را از دیگران ربوده و به سرعت در حال تولید جنگنده هایی هستند که به خوبی از پس حریفان آمریکایی خود بر آمده و آنان را از میدان نبرد، به در می کنند. کشور فرانسه، با سابقه زیاد در طراحی و ساخت هواپیماهای مسافربری و نظامی، هم اکنون در حال طراحی مدل های جدیدی از هواپیماهای جنگنده می باشد که شاخص ترین آن ها، جنگنده رافال Rafale است. این جنگنده، که در حقیقت همان ادامه دهنده راه اسلاف خود یعنی جنگنده های مشهور میراژ، جگوار، سوپر اتاندارد است، به منظور جایگزینی جنگنده های قدیمی توسط نیروی هوایی فرانسه سفارش داده شد.


موشک هوا به هوای AIM-7 Sparrow :



این موشک، یک موشک هوا به هوا از نوع هدایت شونده راداری با برد تقيريبي 40 كيلومتر و یک کلاهک انفجاری بسیار قوی است.ویژگی های عملیاتی مختلفی دارد از جمله : قابلیت استفاده در هر نوع آب و هوا و هر ارتفاعی و قابیت حمله به انواع هواپیماها و موشکهای پیشرفته از هر جهتی. سری این موشک ها دارای هدایت نیمه فعال راداری می باشد.

امواج راداری و بهره بردن از سیستم کنترل هیدرولیکی سطح، این موشک را در جهت هدف خود تثبیت و هدایت میکند نیروی محرکه ان توسط سوخت جامد فراهم می شود.اسپارو دارای محدودیت هایی نیز هست از آن جمله این که هواپیمایی که آن را شلیک می کند باید هواپیمای مورد نظر را در رادار خود نگه دارد و برای این منظور باید مستقیم به سمت هدف حرکت کند.

این موشک بر روی F-14 , F-15 ,F-18, F16 نیز نصب میشود.

اين موشك در طول جنگ نیز با کمک جنگنده های اف-4 و اف-14 انواع مختلف جنگنده های عراقی از جمله میراژ اف-1، میگ-21 و 23، سوخو-22، سوپر اتاندراد، بمب افکن توپولف-22 و چند هلیکوپتر عراقی و احتمالا یک موشک ضد کشتی اگزوست (بوسیله جنگنده اف-14 تامکت) را از بین برد، از این موشک نیز در حال حاضر تعدادی باقی مانده است و همچنین به پایان عمر عملیاتی خود رسیده است، گفته امیر عطا الله بازرگان از بنیانگذاران جهاد خودکفایی ارتش در شماره 185 آبان 85 (پروژه سجیل – صفحه هفت) مجله صنایع هوایی در مورد نصب موشک روسی R-27 Alamo برروی اف-14 تامکت نیز خود گواهی بر این مدعا است.


موشک هوا به هوای AIM-9 Sidewinder :




موشک سایدوایندر با بیشینه بردی حدود نه کیلومتر، یک موشک حرارت یاب ساخت ایالات متحده است که در جنگ های مختلفی حضور داشته و کارنامه موفقی از خود بجای گذاشته است.این موشک دارای بدنه ای استوانه ای شکل است دارای بال های تثبیت کننده غلتان و همچنین دارای 2 بالچه جداشدنی است که مسئولیت کنترل سطح را بر عهده داشته و همچنین باعث افزایش مانورپذیری موشک می شود.این بالچه ها به حالتی عمود بر بال های عقب و پشت دماغه آن قرار می گیرند. اجزای اصلی موشک عبارتند از : هدایت گر مادون قرمز ، هدف یاب نوری فعال ، کلاهک انفجاری و موتور موشک.

سیستم هدایت مادون قرمز موشک را قادر می سازد تا اگزوز موتور هواپیما را مورد هدف قرار دهد. این سیستم از سایر سیستم های هدایتی ارزان تر است و می توان آن را در روز یا شب و یا در حالت های جنگ الکترونیکی مورد استفاده قرار داد. این سیستم همچنین شرایطی برای خلبان ایجاد می کند تا موشک را شلیک کند و از منطقه خارج شود ویا حات تدافعی – فرار به خود بگیرد در حالی که موشک خود را به سمت هدف هدایت می کند. این موشک دارای 11 گونه است در طی فرایند تکمیل آن ساخته شده اند و سعی شده در هر گونه نواقص موارد قبلی رفع شود.

در طول جنگ تحمیلی نیز این موشک بوسیله جنگنده های ایرانی استفاده شد و دهها جنگنده عراقی را بکام مرگ کشاند، در شمار جنگنده های عراقی که توسط سایدوایندر شکار شدند می توان به یک فروند MiG-25RB (به وسیله F-5E و به خلبانی کاپیتان جوادپور)، و چندین میگ-21، 23 و 27،سوخو-20 و 22 ، چندین میراژ اف-1 و دست کم دو میراژ 5 اجاره شده از نیروی هوایی مصر اشاره کرد، در حال حاضر نیز تعدادی از این موشک ها باقیمانده است، اما تلاش برای نصب موشک روسی R-73 و موشک چینی PL-7 برروی جنگنده های غربی نیروی هوایی و همچنین تلاش برای ساخت موشک فاطر بر پایه موشک سایدوایندر گواهی بر این مدعا است که تعداد کمی از این موشک ها باقیمانده و همچنین آنها به پایان عمر عملیاتی خود رسیده اند.



موشک هوا به هوای AIM-54A Phoenix :




ترکیب جنگنده اف-14 و موشک فونیکس یکی از کشنده ترین ترکیب های جهان است که می تواند برای هر جنگنده ای خطرناک باشد، این موشک که بردی حدود 150 کیلومتر دارد، تنها برروی جنگنده اف-14 تامکت قابل نصب است و هر فروند اف-14 در آن واحد می تواند شش فروند موشک فونیکس را حمل کرده و به کمک آنها بطور همزمان با شش هدف درگیر شود و آنها را از بین ببرد، این موشک در جریان جنگ هشت ساله کارنامه فوق العاده موفقیت آمیزی از خود برجای گذاشت و شکار دهها جنگنده عراقی به مانند بمب افکن های سنگین توپولف Tu-22، انواع مختلفی از میگ ها، سوخوی Su-22، میراژ اف-1 و سوپر اتاندارد و حتی موشک های کروز چینی C-601 را بنام خود ثبت کردند. تخمین زده می‏شود که در طی جنگ ایران و عراق تعداد 130 شکار قطعی به نام اف14 های نیروی هوایی ایران به ثبت رسیده است و برای 23 نبرد هوایی دیگر نیز احتمال داده می‏شود پیروزی از آن تامکت بوده باشد. بدین ترتیب حدود 153 شکار هوایی را می‏توان به نام تامکتهای ایرانی به ثبت رساند.
نیروی هوایی ايران (IRIAF)، بین 170تا 190موشک AIM-54A را در طول جنگ 8 ساله شلیک کرده است، که حدود 70 درصد آنها موفق به ساقط کردن هدف خود شده‏اند.

تعداد کمی از این موشک ها پس از جنگ باقی ماندند که قابل استفاده نیستند، بهمین دلیل نیز نمونه هواپرتاب موشک هاوک تحت عنوان سجیل که گاها بعنوان AIM-23B SkyHawk نیز شناخته می شوند جایگزین آنها شد، از جمله مشکلات موشک سجیل وزن بسیار زیاد آن و همچنین تعداد قابل حمل کم برای هر فروند (هر فروند اف-14 تنها می تواند دو فروند موشک سجیل را بطور همزمان حمل کند) است.

البته در سالهای اخیر، گفته می‏شود تعدادی از موشکهای AIM-54C از طریق دلالان بازار سیاه به دست ایران رسیده اند و ایرانیان توانسته اند گونه های قدیمی AIM-54A را به نوع C تبدیل نمایند؛ ضمن اینکه گزارشاتی دال بر ساخت نوعی بومی موشک فونیکس توسط صنایع نظامی ایران رسید است که توانی مشابه AIM-54C را دارد. همچنین پس از بازنشست کردن تامکت و فونیکس در نیروی دریایی، حدس زده می‏شود به تاریخ ژانویه 2007، حدود 200 میلیون دلار از قطعات حساس، موشکهای AIM-54C و رادارهای موجود در انبار نیروی دریایی ایالات متحده، از طریق قاچاقچیان بازار سياه اسلحه، توسط ایران خریداری گشته است.


موشک هوا به هوای: R-60 Aphid




در سالهای پایانی دهه 1960، دفتر طراحی مولنیا (Molniya)، کار طراحی اولین موشک تاکتیکی هوا به هوا را آغاز نمود، نام آن K-60 یا (R-60 یا Object 62) بود. این موشک مجهز به یک هدفیاب مستقل از نوع حرارتی (Infrared) بود. (یعنی مستقل از هواپیمای شلیک کننده، هدف خود را پیدا می‏کرد) تولید انبوه این موشک به سال 1973 آغاز شد و بر روی جنگنده‏های مختلفی نصب و به کار گرفته شد.

R-60 یک موشک حرارت یاب برای نبردهای هوایی بوده كه به طور فوق‏العاده‏ای کوچک است و نصف سبک‏ترین موشک هوا به هوای غربی وزن دارد و آن را می توان با موشک آمریکایی سایدوایندر مقایسه کرد، موشک آفید دارای برد 10 کیلومتر است. سيستم هدايت اين موشك بر اساس حرارت یابی گازهای خروجی موتور (Infrared) است و سر جنگي 6 کیلوگرم که 1.6 کیلوگرم آن، اورانیوم ضعیف شده است زیرا اورانیوم چگالی بالایی دارد و به راحتی در فلزات نفوذ می‏کند.

اين موشك امروزه در نیروی هوایی فقط برروی Su-24 ها و Su-25 ها استفاده می شود و در مورد MiG-29 جای خود را به موشک پیشرفته تر R-73 Archer داده است. همچنین با تغییرات جزئی می توان این موشک را بجای موشک ناتوان PL-7 برروی جنگنده های چینی اف-7 نصب نمود، از تعداد موشک های آفید نیروی هوایی اطلاع دقیقی در دست نیست.

موشک R-60 موشکی بود که در جریان جنگ یوگوسلاوی توسط میگهای29 آن کشور شلیک شده و باعث سرنگونی يك فروند F/A-117 ایالات متحده شد.خلبان یک MiG-29A نیروی هوایی یوگسلاوی، با استفاده از سیستم IRST (هدفیاب حرارت موتور) توانست با رادار خاموش، خود را از دید جنگنده‏های ناتو مخفی کرده و سپس با موشک R-60 جنگنده‏ی 120 میلیون دلاری اف117 را سرنگون سازد.


موشک هوا به هوای: R-27 Alamo

 



موشك هوا به هواي ميان‏برد R-27 يكي از تسليحات اصلي جنگندهء ميگ-29 به شمار مي‎‏رود. اين موشك در سازمان ناتو با نام AA-10 ALAMO (آلامو) شناخته مي‏شود. موشك R-27R يكي از گونه‏هاي R-27 است كه از نظر مشخصات فني، بسيار به مشابه آمريكايي خود يعني AIM-7M (اسپارو) شباهت داشته و برابري مي‏كند، هرچند كه در بسياري موارد (مانند برد بيشتر و سرجنگي قوي‏تر)، از رقیب آمريكايي خود برتر مي‏باشد.

موشک R-27 در نمونه های مختلفی و با انواع سیستم های هدایتی تولید شده است، انواع اولیه آن R-24R با هدایت نیمه فعال راداری و حد اکثر برد 80 کیلومتر و R-27T با برد 45 کیلومتر و هدایت مادون قرمز می باشند تمام موشک های آلامو نیروی هوایی از این نوع اند.R-27 مي‏تواند در نبردهاي نزديك و سنگين هوايي يا نبردهاي دوربرد هوايي كه هواپيماي دشمن ديده نمي‏شود (BVR) به كار رود. این موشک می‏تواند اهدافی را که از جهت‏های مختلف هوایی می‏آیند یا اهدافی را که در نزدیکی سطح زمین یا سطح دریا پرواز می‏کنند، در هر شرائط آب و هوایی، ساقط کند. همچنین می‏تواند بر ضد پرنده‏های بدون سرنشین یا موشکهای کروز نیز به کار رود. انواع جدید تر موشک آلامو نیز R-27RE، R-27TE و نوع هدایت فعال راداری R-27AE با بیشینه برد 170 کیلومتر می باشد. با وجود اینکه موشک آلامو موشکی خوب و با مانور پذیری بالا است، لیکن MiG-29 های ایران که تماما از نوع اولیه اند (بعنوان تنها جنگنده نیروی هوایی که بطور استاندارد توانایی حمل این موشک را دارند) در هدایت این موشک آنگونه که باید موفق نیستند و گاها این موشک ها را به خطا می دهند.

البته در صورت وجود جنگنده SU-27 در نيروي هوايي ايران اين جنگنده نيز توانايي شليك اين موشك را داراست.



موشک هوا به هوای :R-73 Archer

 




موشک هوا به هواي R-73 ساخت «ويمپل» که در سازمان ناتو با نام AA-11 Archer شناخته مي شود، توسط «دفتر طراحي کارخانجات ماشين سازي ويمپل» طراحي و ساخته شده است. اين موشک، پيشرفته ترين موشک بردکوتاه هوا به هواي ساخت روسيه مي باشد. اين موشک، عمومن به عنوان ترسناک ترين سلاح در نبردهاي نزديک هوايي (داگ فايت) معرفي مي شود.

به منظور جايگزيني مدلي قديمي R-60 (نام ناتو: AA-8 Aphid) به عنوان سلاحي جهت فواصل نزديک، براي هواپيماهاي جنگي اتحاد شوروي، طراحي و ساخته شد. کار طراحي اين موشک به سال 1973 باز مي گردد و اولين سري اين موشکها، به سال 1985 وارد خدمت در نيروي هوايي اتحاد شوروي شدند.

R-73 داراي هدايتگر حساس به مادون قرمز يا حرارت، خنک کننده سنسور جستجوگر با قابليت مهم «زاويهء بسته» مي باشد: يعني جستجوگر موشک مي تواند اهدافي را که در 60 درجه نسبت به محور طولي موشک، قرار دارند، تشخيص دهد و ببيند. حداقل فاصلهء مورد نياز جهت شليک اين موشک، در حدود 300 متر و حداکثر فاصلهء آئروديناميکي (فاصله اي که موشک در هوا و با انجام مانور به سمت هدف طي مي کند) حدود 30 کيلومتر مي باشد.

R-73 مانورپذيرترين موشک در بين موشکهاي مشابه مي باشد و اغلب کارشناسان بر اين اعتقادند که در قياس با موشک آمريکايي AIM-9M Sidewinder، در مرتبهء بسيار بالاتري قرار مي گيرد. R-73 یکی از بهترین گزینه ها برای نبرد های نزدیک هوایی است و ترکیب جنگنده فوق العاده مانور پذیر میگ-29 و موشک R-73 می تواند یکی از خطرناک ترین ترکیب ها برای نبرد های هوایی باشد. همچنین در صورت بهسازی جنگنده های Su-24 و Su-25 بمنظور حمل این موشک توانایی آنها در دفاع از خود در حین عملیات تا حد زیادی افزایش می یابد.

با توجه به بهينه سازي هاي انجام گرفته بر روي جنگنده هاي S-25,SU-24 احتمالا اين جنگنده ها قادر به استفاده از اين موشك خواهند بود.


موشک هوا به هوای: PL-7




موشک هوایی کوتاهبردPL-7 توسط کارخانه ی موتور هوایی ژوژ و توسعه یافته و در واقع نمونه ی مهندسی معکوس از موشک فرانسوی ماژیک R-550می باشد و توسعه موشک از سال 1982 شروع و نخستین شلیک آزمایشی آن در اواخر سال 1984 انجام شد.تولید رسمی از این موشک در سال 1987آغاز گردید.

موشک PL-7 یک کپی ناقص از موشک حرارت یاب فرانسوی R-550 Magic (ماژیک) است که توسط چین تولید شده و بهمراه جنگنده های ناتوان F-7 به ایران وارد شد، این موشک دارای برد محدود 3 تا 5 کیلومتر می باشد.نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سال 1992 پروژه ای را برای نصب موشک های چینی حرارت یاب PL-7 که خود کپی ناقصی از موشک ماژیک بودند بر روی هواپیماهای F-4 و F-5 راه اندازی کرد. در نمایشی در پایگاه یکم شکاری یا فرودگاه مهرآباد در سال 1995 هواپیماهای F-5 با ریل های جدید موشک های چینی به پرواز درآمدند. این هواپیماها همگی مجهز به موشک های تقریباً بی مصرفPL-7 در موقعیتی عجیب در نوک بال ها نصب شده بودند. این پروژه که با هزینه ای چند میلیون دلاری راه افتاده بود، ابتدا به کمک تکنسین های چینی شروع شد، اما نتایج چندان رضایت بخش نبود. با صدای اعتراضاتی که از پرسنل نیروی هوایی شنیده شد، سرانجام انجام پروژه به کمک چینی ها لغو گردید و پروژه به مجتمع تجهیزات الکترونیکی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران واگذار شد. این بار موشک PL-7 روی هواپیماهای MiG-29 و F-4,F-5 نصب شد اما نه خلبانان جنگنده میگ-29 حاضر بودند بجای موشک توانمند R-73 از موشک های ناتوان PL-7 استفاده کنند و نه خلبانان اف-4 و اف-5 حاضر بودند سایدوایندر را با PL-7 جایگزین کنند، در حال حاضر این موشک ها تنها برروی جنگنده های چینی F-7 و میراژ های فرانسوی که از نبود موشک R-550 رنج می برند استفاده می شوند.. با اینکه موشک PL-7 به تعداد زیاد و البته با قیمت ارزان در اختیار ایران بود، اما هرگز نیروی هوایی این موشک را اسلحه ای واقعاً قابل عملیات روی هواپیماهای ذکر شده به حساب نیاورد.

موشك هوا به هواي فاطر:



موشك فاطر موشكي ساخت ايران است كه بر پايه موشك AIM-9P ساخته شده است.اين موشك از بدنه و سرجنگي قوي موشك امريكايي سايندروز بهره مي برد و طراحي مجدد سيتم هاي هدايت و ... توسط ايران انجام رفته است.

در زمينه اين موشك اطلاعات زيادي در دست نيست برخي منابع از كپي برداري اين موشك از AIM-9P سايندروز خبر ميدهند كه از ايونيك جديدي بهره مي برد و برخي منابع ديگر از ارتقاع سايندروز هاي موجود در انبار نيروي هوايي و نامگذاري آن با نام فاطر خبر مي دهند.البته با توجه به شواهد موجود به نظر مي ايد كه ايران موفق به كپي كردن اين موشك با ايونيك جديد شده باشد.


موشک هوا به هوای سجيل :




موشک سجیل كه AIM-23C هم خوانده می شود، نمونه ای از موشک ضد هوایی زمین به هوای هاوک یا MIM-23B آمریکایی است. گفته می شود که کوشش برای ساخت چنین موشکی در حقیقت از جایی شروع شد که اسرائیل دست به استارت پروژه ی Distant Thunder یا Distant Reach کرد. در این پروژه، نیروی هوایی اسرائیل و صنایع هواپیماسازی این رژیم تلاش هایی را برای تبدیل موشک ضد رادار AGM-78 به یک موشک هوا به هوا برای رهگیری هواپیماهای سریع السیر MiG-25 انجام دادند. ظاهراً ایران کار تبدیل موشک های زمین به هوای MIM-23B را به موشک های هوا به هوا از سال 1986 شروع کرده بود. پروژه تبدیل موشک های هاوک به موشک هایی که از هواپیماهای جنگنده قابل پرتاب باشد، پروژه «قوش آسمان» نامیده شد. تست های اولیه این موشک بسیار نا امید کننده بود. ظاهراً خطوط ارتباطی رادار AN/AWG-9 برای موشک هاوک کافی نبود و سیستم هدف گیری موشک هاوک نیز در برقراری ارتباط با این رادار دچار مشکل بود. در جنگ ایران و عراق هم بیش از یکی دو موشک هاوک شلیک نشد چرا که این پروژه با مشکلات بسیاری مواجه بود. اگرچه در سال های اخیر گفته می شود که مشکلات این موشک به کلی رفع شده و موشک هاوک هواپرتاب به طور محدود در خدمت نیروی هوایی است. تعداد زیادی از تامکت های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران به منظور توانایی حمل موشک هاوک دستخوش تغییراتی شدند.

تامکت های ایرانی می توانستند در آن واحد دو موشک هاوک را در پایلون های 1B و 8B، یعنی محل نصب موشک های فینیکس در نزدیکی ورودی موتورها، و یک موشک دیگر را در فضای بین موتورها که اصطلاحاً تونل نامیده می شد حمل کنند.

منابع غير موثق از برد 60 تا 90 كيلومتري موشك سجيل سخن مي گويند.با اين تفاسير اين موشك تا حدودي كمي مي تواند خلاء نبود موشك فونيكس را بپوشاند.

بمب افکن بي–2 روح

B-2 Spirit

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

بمب افکن فوق پيشرفتهء B-2 موسوم به Spirit يا «روح»، جهت پاسخگويي به نياز نيروي هوايي ايالات متحده در نبردهاي قرن آينده، طراحي و ساخته شده است. آنچه که براي برنامه‏ريزان پنتاگون مسجل شده است، تجهيز روزافزون کشورهاي متخاصم ايالات متحده، به انواع موشکهاي دوربرد و دقيق زمين به هواست که مي‏تواند مانع مهمي براي عملياتهاي آتي نظامي آمريکايي‏ها قلمداد شود. از اين رو، نسل جديد هواپيماهاي رزمي، مي‏بايست حداکثر پنهان‏کاري از رادار را حفظ نمايند. بمب‎افکن B-2 و در کنار آن هواپيماهايي مانند F/A-22 Raptor و F-117 Nighthawk با چنين ديدگاهي پا به عرصهء وجود نهادند.

B-2 Spirit که به وسيله کمپاني معظم «نورثروپ – گرومن» ساخته شد، يک بمب افکن پنهان‎کار (استيلت)، و چندکاره (Multirole) محسوب مي‏شود که قادر است انواع بمب‎هاي معمول و اتمي را پرتاب کند. اين بمب‏افکن، مرحلهء مهمي از برنامهء توليد بمب‏افکن‏هاي پيشرفته در ايالات متحده به حساب مي‏آيد. B-2، گران‏قيمت‏ترين هواپيمايي است که تاکنون در تاريخ جهان ساخته شده است؛ قيمتي که براي هر فروند آن تخمين زده مي شود، رقمي بين 1.157 تا 2.2 ميليارد دلار را بالغ مي‏شود. اين رقم، با توجه به دورهء ساخت هواپيما، از زياد به کم تغيير کرده است. تکنولوژي پنهان‎کاري، روشي است جهت نفوذ به سيستم‏هاي دفاعي که تا پيش از آن، توسط هواپيماهاي رزمي، غيرقابل نفوذ محسوب مي‎شد. توليد اوليه‏اي به تعداد 135 فروند، در نهايت در اواخر دههء 1980، به تعداد 75 فروند کاهش داده شد؛ اما بالاخره توسط پرزيدنت بوش (پدر)، تعداد نهايي جهت خريد، به 21 فروند رسيد و اين موضوع در جريان سخنراني سالانهء وي به تاريخ ژانويهء 1991 به اطلاع عموم رسانده شد. اين 21 فروند، به تدريج از تاريخ دسامبر 1993، به تدريج، به پايگاه هوايي «وايت من» (Whiteman) در ميسوري (Missouri) تحويل شدند. در سه سال اول ورود به خدمت، B-2 ها به حدود 90% توان عملياتي خود دست يافتند. در جريان يک ارزيابي به عمل آمده توسط نيروي هوايي ايالات متحده که نتايج آن نيز منتشر شد، دقت بمباران دو فروند B-2 مسلح شده، برابر 75 فروند هواپيماي معمول از نوع ديگر است!


خصوصيات
مهمترين ويژگي B-2، بي‏نيازي از سوختگيري هوايي بر فراز اقيانوس آرام است. جهت برآوردن نياز نيروي هوايي به حملات اتمي عليه اتحاد شوروي، نياز به بمب‏افكني بود كه بتواند بدون سوختگيري هوايي، خود را از طريق اقيانوس آرام به مرزهاي شوروي برساند و حملات اتمي خود را انجام دهد. مطابق دكترين دفاعي ايالات متحده، چين و كرهء شمالي هم از دشمنان بالقوهء آمريكا محسوب مي‏شوند. با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، چين و كرهء شمالي در زمرهء دشمنان درجهء اول ايالات متحده قرار مي‏گيرند كه بازهم براي رسيد به فضاي اين كشورها، نياز به همان مسير عبوري اقيانوس آرام است.

قابليت سوختگيري هوايي، هنگامي مورد استفاده قرار مي‎گيرد که به روغنکاري موتورها (به دليل روغن موجود در بنزين) و همچنين افزايش مداومت پروازي، نياز باشد. با وجود در اختيار بودن بمب افکن‏هاي B-52 و B-1B، نيروي هوايي ايالات متحده، درخواست توليد B-2 را به عنوان بمب‏افکني سرنشين‏دار با قابليت مانده‏گاري ذاتي بالا، ارائه نمود. اين بمب‏‎افکن، بايد داراي قابليت کمتر ديده شدن (توسط رادار) بوده و يا به عبارتي پنهان‏کار (استيلت) باشد و به اهدافي که محافظت فراواني از آنها انجام مي شود، (بدون دغدغه) حمله کند. اين خصيصه‏اي است که بسيار در قرن 21 ام، مفيد واقع خواهد شد.


طرح انقلابي ادغام دو خصيصهء «کمتر مشاهده شدن با حفظ بازدهي بالاي آئروديناميک» و «توان بالاي بارگذاري مهمات»، امتيازات بسيار مهمي است که باعث تمايز B-2 از بمب‏افکن‎هاي پيشين مي‏شود. برد عبوري B-2 برابر 11000 کيلومتر بدون سوختگيري هوايي مي‏باشد. همچنين، قابليت کمتر مشاهده شدن توسط رادار، آزادي عمل بسيار بالايي در ارتفاعات بالا به اين بمب افکن مي‏بخشد، به همين دليل، برد هواپيما افزايش يافته و ميدان عمل بسيار باز و راحتي جهت سنسورهاي هدف‏ياب هواپيما فراهم مي‏شود.
با استفاده از «سيستم هدف‏ياب جهاني» (GATS) كه تركيبي است از سيستم مكان‏ياب جهاني (GPS) و بمب‏هاي هوشمند هدايت شونده به وسيلهء ماهواره مانند JDAM، بمب‏افكن B-2 مي‏‏تواند از رادار بسيار پرقدرت APQ-181 جهت تصحيح خطاهاي سيستم هدف‏ياب جهاني، بهره ببرد و دقت بسيار بيشتري به هنگام استفاده از بمب‏هاي هوشمند هدايت ماهواره‏اي نسبت به بمب‏هاي معمول هدايت ليزري كسب كند. بدين طريق، بمب‏افكن B-2 قادر است 16 هدف زميني را هم‏زمان مورد اصابت قرار دهد.
GATS مخفف GPS Aided Targeting System
JDAM مخفف Joint Direct Attack Monition


قابليت پنهان‏كاري B-2 تركيبي است از كاهش موارد زير:
* تشعشعات مادون قرمز
* صداي موتورها
* تشعشعات الكترومغناطيس
* لكهء ايجاد شده بر صفحهء رادار

كه همگي موارد فوق، باعث دشوار شدن رهگيري و شناسايي اين هواپيما مي‏شود. بسياري از مشخصات رادارهايي از نوع كمتر قابل شناسايي، محرمانه باقي مانده است؛ با اين حال استفاده از مواد كامپوزيتي (تركيبي)، پوشش مخصوص روي بدنه و طرح موسوم به «بال پرنده»، مواردي هستند كه در افزايش قابليت پنهان‏‎كاري اين بمب‏افكن، تاثيرگذار مي‏باشند.
بمب‏افكن B-2 دو خدمه دارد؛ يك نفر خلبان در سمت چپ و فرمانده ماموريت كه در سمت راست قرار مي‏گيرند، این دو نفر، تواني برابر چهار خدمهء بمب‏افكن B-1B يا پنج نفر خدمهء B-52 دارند:



تاريخچهء عملياتي
تاريخ حيات بمب‏افكن B-2 از پروژه‏اي به نام Black Project كه برنامه‏اي جهت ساخت «بمب‏افكن نفوذ كننده در ارتفاع بالا» يا HAPB بود، آغاز مي‏گردد. اين برنامه، سپس به ساخت «بمب‏افكن با تكنولوژي پيشرفته» يا ATB، تغيير جهت داد و داراي كد پروژه‏اي به نام Senior Cejay گرديد كه در نهايت منجر به توليد B-2 Spirit شد. در طول دههء 1980، رقمي بالغ بر 23 ميليارد دلار، صرف تحقيق و توليد B-2 گرديد. همچنين با تغيير جهت هدف پروژه كه در سال 1985 از ساخت بمب‏افكن ارتفاع بالا به يك بمب‏افكن ارتفاع پائين تغيير يافته بود، هزينه‏ها به شدت افزايش يافتند، زيرا به يك طراحي مجدد عظيم نياز بود. به دليل پنهان‏كاري شديدي كه در طول مدت طراحي و ساخت B-2 اعمال مي‏شد و پروژهء ساخت آن، يكي از محرمانه‏ترين برنامه‏هاي نيروي هوايي ايالات متحده به شمار مي‏رفت، هيچ فرصتي جهت انتقاد از حجم سنگين هزينه‏هاي اين پروژه در نزد افكار عمومي ايجاد نشد.
HAPB مخفف High Altitude Penetrating Bomber
ATB مخفف Advanced Technology Bomber


اولين هواپيماي B-2 به تاريخ 22 نوامبر 1988 از آشيانهء خود در تاسيسات شمارهء 42 پايگاه هوايي Palmdale در كاليفرنيا (مكاني كه در آنجا ساخته شد) بيرون آورده شد و به نمايش عموم درآمد. اولين پرواز B-2 به تاريخ 17 جولاي 1989 انجام پذيرفت.
مراكز ذيل كه همگي در كاليفرنيا واقع هستند، عهده‏دار انجام تست‏هاي پروازي، مهندسي، طراحي و توليد اين هواپيما بودند:
* Combined Test Force
* Air Force Flight Test Center
* Edwards Air Force Base


روح میسوری
اولين هواپيماي B-2 كه به نام «روح ميسوري» يا Spirit of Missouri نام گذاري شده بود، به تاريخ 17 دسامبر 1993 تحويل نيروي هوايي شد. دپوي تعمير و نگهداري اين هواپيما، بر عهدهء يك پيمان‏‎كار طرف قرارداد نیروی هوایی ايالات متحده است كه اين هواپيماها را در مركز لجستيك نيروي هوايي واقع در پايگاه هوايي Tinker در شهر اوكلاهاما پشتيباني و سرويس مي‏نمايد.


پیمانکاران تولید B-2
پیمانکار اولیهء B-2 جهت طراحی کل سیستم ها و یکپارچه سازی بین آنها، بخش یکپارچه‏سازی سیستم‏های کمپانی معظم نوروثوروپ – گرومن است. شرکتهای فرعی ذیل نیز در تولید B-2 شرکت داشته اند:
* Boeing Integrated Defense Systems
* Hughes Aircraft
* General Electric Aircraft Engines

پیمانکار دیگر، شرکت سازندهء ادوات آموزشی جهت خدمهء این بمب افکن است. این ادوات آموزشی، شامل «سیستم آموزش تسلیحات» و «سیستم آموزش ماموریت» می باشد که ساخت آن توسط شرکت Link Simulation & Training انجام شده است. این شرکت، شاخه ای از کمپانی L-3 Communications محسوب می شود که L-3 نیز در گذشته جزئی از بخش آموزشی کمپانی هیوز موسوم به HTI یا Hughes Training Inc محسوب می شده است. شرکت Link که در گذشته با نام دیگر CAE یا Link Flight Simulation Corp شناخته می شد، همچنین عهده دار توسعه، تعمیر و نگهداری و آشناکردن خدمه با این سیستم‎های آموزشی نیز شد.
مقاطعه‏كاران توليد B-2 توسط لابي‏هاي پرنفوذ، نمايندگان كنگرهء ايالات متحده را مجاب كردند تا مخارج عظيم توليد اين بمب‏افكن را مورد حمايت قاطع قرار دهند.


پايگاههاي B-2
تا اوائل سال 2003، پايگاه نيروي هوايي ايالات متحده به نام وايت‏من واقع در ميسوري، مركز اصلي عملياتي بمب‏افكن‏هاي B-2 محسوب مي‏شد. سپس تاسيسات ويژهء تعمير و نگهداري B-2 ها در پايگاه نظامي مشترك بريتانيا و ايالات متحده به نام ديگوگارسيا واقع در اقيانوس هند ساخته شد. به دنبال آن و در سال 2005، اين تاسيسات در جزيرهء گوآم نيز استقرار يافتند. تجهيزات ويژهء اين تاسيسات، در پايگاه نيروي هوايي بريتانيا به نام Fairford در Gloucestershire انگلستان ساخته شدند.


براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

B-2 بر فراز پایگاه هوایی وایت من



براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

* جزيرهء ديگوگارسيا يا Diego Garcia متعلق به بريتانيا مي‏باشد و در اقيانوس هند – حدود 1600 كيلومتري جنوب هندوستان - واقع است. (اين جزيره از جنوبي ترين ساحل ايران، فاصله اي در حدود 3400 كيلومتر دارد)


* جزيرهء گوآم يا Guam، متعلق به ايالات متحدهء آمريكا مي‎باشد و در غرب اقيانوس آرام قرار دارد.
* گلوس‏ترشر يا Gloucestershire شهري در جنوب غربي انگلستان است.


پايان كار B-2 ؟
سوالي كه باقي مي‏ماند دربارهء افزايش هزينه‏هاي برنامهء توليد بي-2 مي‏باشد. برخي كارشناسان بر اين اعتقاد هستند كه دليل صرف هزينه‏هاي سنگين ممكن است درنظر گرفتن توليد بمب‏افكن‏هاي ديگري در لواي پروژهء black projects باشد. البته هزينه‏هاي صرف شده مي‏تواند بر اساس تعداد هواپيماي توليد شده و تحقيقات فراوان انجام شده جهت توليد بي-2 توجيه‏پذير شود.
در طول دوران جنگ سرد، بمب‏افكن‏هاي سنگين تنها به جهت پرتاب بمب‏هاي هسته‏اي طراحي و ساخته شدند و با افزايش مخارج نظامي، حمايت از توليد آنها كاهش يافت. به تاريخ مي 1995، بر طبق مطالعاتي كه انجامش توسط كنگره درخواست شد، «موسسهء تحليل دفاعي» به اين نتيجه رسيد كه پس از فروپاشي اتحاد شوروي، نيازي به توليد B-2 هاي بيشتر نمي‏باشد.


سابقهء شركت در جنگ واقعي
از نظر بسياري از كارشناسان، ريسك استفاده از بي-2 در پيكار حقيقي به دليل گراني بيش از حد، تمسخرآميز است و توجیه منطقی ندارد. اما اين در حالي است كه بي-2 تاكنون در سه عمليات جداگانهء رزمي شركت داشته است.
اولين مورد استفاده از بي-2 در جريان جنگ كوزوو به سال 1999 بود. در جريان اين نبرد، هواپيماهاي بي-2 بسيار موفق عمل كردند و براي اولين مرتبه در جهان، بمب‏هاي هدايت ماهواره‏اي JDAM را به جهانيان معرفي كردند. به دنبال موفقيت عمليات كوزوو، اين بمب‏افكن‏ها در عمليات آزادسازي افغانستان از دست طالبان و همچنين عمليات آزادسازي عراق شركت جستند.


بي-2 اولين هواپيمايي جنگي بود كه تاخت و تاز خود را بر فراز افغانستان آغاز كرد. بي-2 ها پس از فرو ريختن هزاران تن بمب بر روي مقرهاي اصلي رژيم طالبان، خود را به پايگاه هوايي واقع در جزيرهء ديگوگارسيا مي‏رساندند و پس از فرود، سوختگيري و تعويض خدمه، پرواز بعدي خود را بلافاصله آغاز مي‏كردند. اين عمل، با فشردگي بيشتر، در جريان جنگ عراق نيز از پايگاه ديگوگارسيا به اجرا درآمد. هرچند ماموريت گروهي ديگر از بي-2 ها برفراز عراق، از محل پايگاه هوايي وايت‏من واقع در ميسوري انجام پذيرفت.
ماموريتها بر فراز عراق، همگي به بيش از 30 ساعت پرواز مداوم نياز داشتند كه گاه در برخي ماموريتها، اين زمان به فراتر از 50 ساعت پرواز مداوم مي‏رسيد. در اين گونه پروازهاي طولاني مدت، خدمهء بي-2 ها به منظور غلبه بر خواب، مجبور به استفاده از قرص‏هاي محرک و ضدخواب موسوم به Modafinil يا Amphetamine مي‏شدند تا قابليتهايشان در جريان پروازهاي طولاني، حفظ شود.

مرکز آزمایش و ارزیابی عملیاتی پنتاگون در گزارش سالانهء خود به سال 2003 گزارش داد که تعمیر و نگهداری بمب افکن های اسکادران YF03 به شکل مطلوبی انجام نمی شود؛ دلیل این امر، به وجود مواد به کار گرفته شده جاذب امواج رادار یا ادواتی است که باعث حفظ وضعیت «کمتر دیده شدن» در این هواپیما می شود. در این گزارش همچنین ذکر شده است که سیستم های آویونیک دفاعی این بمب‏افکن، در برابر بروز تهدیدات جدید، برای اعلام اخطار مناسب، دچار نقصان می‏باشند. با وجود این مشکلات، بی-2 ها با حداکثر میزان آمادگی، در عملیات آزادسازی عراق به سال 2003 شرکت جستند و در جریان این جنگ، 583 عدد بمب هدایت ماهواره‏ای از نوع JDAM به سوی اهداف از پیش تعیین شده پرتاب کردند.


رادار کنترل آتش
شرکت نورثروپ – گرومن، یک رادار جدید برای این بمب افکن طراحی کرده است که دارای خاصیت پوشش جذب تشعشعات می باشد تا ویژگی رادارگریزی بی-2، هنگام به کارگیری موثر سیستم رادار، کاهش نیابد. این مواد جدید که در اصطلاح Alternate High-Frequency Material یا AHFM نامیده می شوند، به وسیلهء چهار روبات پاشیده می شوند. به وسیلهء رادار AN/APQ-181 ساخت Raytheon، که یک رادار ضربتی از نوع مخفی می باشد و در J-band کار می کند، خلبان بی-2 قادر است تا هواپیما را در پوشش عوارض طبیعی زمین نظیر کوهها و تپه ها به پرواز درآورد. این امر با پرواز بی-2 در ارتفاع 200 فوتی در پایگاه هوایی ادوارد مورد آزمایش و اثبات قرار گرفته است.
به تاریخ نوامبر 2007، کمپانی سازنده رادار، Raytheon، قراردادی را جهت توسعهء رادار جدید از نوع AESA که در باند Ku کار می کند، بدست آورد. این رادار جدید جهت جلوگیری از تداخل کار رادار بی-2 با سیستم های ماهواره ای تجاری، قرار است پس از سال 2007 ساخته و تا پایان سال 2010 در بی-2 ها نصب شود.


سیستم های اقدام الکترونیکی متقابل یا ECM
* گیرندهء اخطار راداری (RWR) ساخت لاکهید مارتین
* سیستم کمکی و مدیریت دفاعی Defensive Management System یا DMS ساخت نورثروپ – گرومن و لاکهید مارتین به نام AN/APR-50


سیستم های ناوبری و ارتباطات
مجموعهء سیستم ناوبری بی-2، شامل موارد زیر است:
* سیستم ناوبری تاکتیکی هوایی ساخت راک ول کالینز به نام Rockwell Collins TCN-250
* «ابزار ویژهء فرود» یا ILS به نام VIR-130A Instrument Landing System
سیستم ارتباط رادیویی بی-2 ساخت شرکت راک ول کالینز (Rockwell Collins) است. سیستم Milstar که یک مجموعهء بسیار پیشرفتهء استراتژیکی و تاکتیکی رلهء امواج ماهواره ای می باشد، در بی-2 های سری Block 30 نصب شده است.


کابین
کابین برای جای دادن دو خدمه ساخته شده است. در کابین بی-2، از یک نمایشگر رنگی 9 کاناله موسوم به electronic flight instrumentation system یا EFIS استفاده شده است. بر روی این نمایشگر، اطلاعات پرواز، موتورها، داده های کسب شده به وسیلهء حسگرها و وضعیت مهمات هواپیما به نمایش گذاشته می شود. خلبان به وسیلهء تنها یک کلید سه حالته، می تواند هواپیما را در حالت برخاستن (Takeoff mode)، حالت جنگی (go-to war mode) و حالت فرود (Landing mode) قرار دهد.



تسليحات
تمامی مهماتی که در بی-2 نصب می شوند، درون محفظه های داخل بدنه و در 2 محل جداگانه در مرکز هواپیما جای می گیرند. بی-2 قادر است تا 40000 پاوند مهمات شامل تسلیحات معمول و هسته ای، بمب های هدایت شوندهء بسیار دقیق از نوع JDAM، بمب های سقوط آزاد و تعدادی جنگ افزار ویژهء ماموریتهای دریایی با خود حمل کند.
هر جایگاه درونی مخصوص نصب مهمات، مشتمل بر یک «محل پرتاب چرخشی» (Rotary Launcher Assembly) و دو «محل قفسه ای شکل» (Bomb Rack Assembly) حمل بمب می باشد.

* تا 40000 پاوند (18000 كيلوگرم) بمب 500 پوندي از نوع Mk82 به تعداد حداكثر 80 عدد نصب شده در محل BRA
* تا 27000 پاوند (12000 كيلوگرم) بمب 750 پوندي از نوع CBU به تعداد حداكثر 36 عدد نصب شده در محل BRA
* تا 16 بمب، هر كدام حداكثر به وزن 2000 پوند از نوع بمب‏هاي Mk84 و JDAM-84 و JDAM-102 در محل RLA
* تا 16 عدد بمب هسته‏اي سقوط آزاد از نوع B61 يا B83 در محل RLA
* بمب هسته ای بسیار پرقدرت «استحکام شکن» یا «نفوذگر به داخل زمین» به نام B61-11 جهت استحکامات حفاظت شدهء نصب شده در زیر زمین.
* موشک کروز استراتژیک بسیار پیشرفتهء AGM-129؛ با برد 1500 مایل (2400 کیلومتر).
* 16 بمب هدایت ماهواره ای JDAM
(محل قفسه ای حمل مهمات (Bomb Rack Assembly) در بی-2، اخیرن توسط کمپانی نورثورپ – گرومن مورد بهینه سازی قرار گرفته است و در این محل، اکنون می توان 80 عدد بمب JDAM نصب کرد.)

به كارگيري سيستم‏هاي جديد الكترونيكي در Block 30 B-2A، استفاده از تسلیحاتی نظير JSOW و بمب های هدایت لیزری GBU-28 را فراهم كرده است:
* بمب هدایت شوندهء موسوم به JSOW یا AGM-154 Joint Standoff Weapon
* موشک هوا به سطح JASSM یا Joint Air-to-Surface Stand-off Missiles
* بمب هدایت شوندهء WCMD یا Wind Compensated Munitions Dispenser

تصویری از یک بمب JSOW


یک «سیستم رابط تسلیحاتی» جدید موسوم به GWIS یا Generic Weapons Interface System در هنگام ارتقاء بی-2 ها به استاندارد Block 30 در آنها تعبیه شده است. به کمک این مجموعهء دیجیتال جدید، بی-2 قادر می شود تا مخلوطی از تسلیحات گوناگون مبتنی بر تکنولوژی Stand-Off (همانند JSOW) و direct attack munitions (همانند JDAM) را هم زمان و در یک سورتی پرواز، حمل نماید. بدین جهت، بی-2 می تواند هم زمان به 4 نوع از اهداف مختلف در یک ماموریت حمله کند.




موتور
4 موتور توربوفن F118-GE-100 ساخت جنرال الکتریک، در داخل بدنهء بالها، جاسازی شده اند. در قسمت اگزوز این موتورها، سیستم خنک کننده ای تعبیه شده است تا میزان حرارت و بالطبع میزان لکهء حرارتی ایجاد شده توسط بی-2، کاهش یابد. این موتورها، بی-2 را با وزن ناخالص معادل 336500 پاوند قادر می سازند تا به راحتی از باند برخاسته و به حداکثر سرعت زیرصوت دست یابد.

غلاف مخصوص سوختگیری هوایی، در مرکز هواپیما و پشت کابین تعبیه شده است:




بي-2 در نمایشگاه هوايي
به علت قيمت سرسام‏آور بي-2، نمايش آن در انظار عموم در آيندهء نزديك محتمل به نظر نمي‏رسد. به سال 2004 و در جريان انجام آزمايشات درجا (Static)، بي-2 در محل موزهء نيروي هوايي ايالات متحده در نزديكي ديتون در ايالت اهايو به نمايش عموم درآمد. اين آزمايشات به منظور سنجش سازهء بدنه و همچنين تست فشار تخريبي وارد بر يك نقطه انجام شدند. تيم ترميم كنندهء اين موزه، به مدت بيش از يكسال، جهت نصب دوبارهء قسمتهاي آسيب ديدهء بدنه صرف كردند. اين وصله‏هاي بدنه، به طور واضحي تنها قسمتهاي ظاهري بي-2 را شامل مي‏شدند، زيرا انجام آزمايشات درجا بر روي بدنه، به قسمتهاي داخلي‏تر، نتوانسته خسارتي وارد آورد. اگر اين آزمايشات بر روي يك بي-2 واقعي و عملياتي انجام مي‏شدند، اين نمايشگاه، مي‏توانست به عنوان نمايش دهندهء گران‏ترين مصنوع دست بشر شناخته شود.


يگانهاي به خدمت گيرندهء بي-2
* گردان 509 ام، مستقر در پايگاه هوايي وايت‏من (Whiteman) شامل اسكادرانهاي بمب‏افكن 13 ام، 393 ام و اسكادران آموزشي 394 ام
* گردان 53 ام، مستقر در پايگاه هوايي اگلين (Eglin) شامل اسكادران 72 ام آموزش و ارزيابي متعلق به پايگاه وايت‏من
* گردان 57 ام، مستقر در پايگاه هوايي نليس (Nellis) شامل اسكادرانهاي مسلح شدهء 325 ام و 715 ام (غيرفعال)




موضوعات متفرقه در مورد بي-2

* هر بي-2 كه با وزن متعارف 71668 كيلوگرم به پرواز درمي‏آيد، 30 دلار بر هر گرم، يا معادل دو برابر قيمت طلا، بر ماليات دهندگان آمريكايي هزينه ايجاد كرده است.

* همهء بي-2 ها با نام‏هاي ايالات گوناگون آمريكا اسم گذاري شده‏اند. اين نام گذاري به صورت عبارت «روح + نام ايالت» معرفي شده است. اين موضوع دو استثناء دارد: هواپيماي شمارهء يك (AV-1) كه به نام «روح آمريكا» يا Spirit of America و هواپيماي شمارهء 19 (AV-19) كه به نام روح كيتي‏هاوك يا Spirit of Kitty Hawk اسم گذاري شده‏اند.

* بي-2، همانند بمب‏افكن F-117، بر پايهء قابليت كمتر ديده شدن يا ايجاد لكهء بسيار كوچك بر روي صفحهء رادار، ساخته شده است.

* به دلائلي كه هنوز محرمانه نشده‏اند، لبه‏هاي حملهء بالها در بي-2، به وسيلهء يك جريان الكتريكي بسيار پرقدرت كه منشا آن با جريان خروجي اگزوزهاي بي-2 متفاوت است، شارژ مي‏شوند.

* تقويت موتورهاي كم كشش بي-2 توسط كارشناسان Jane's Defence مورد پيشنهاد قرار گرفته است.

* امروزه ثابت شده است كه گازهاي يونيزه شده (پلاسما) كه توسط آنتن رادار بي-2 ساطع مي‎‏شوند، تاثيري به مراتب بيش از اندازهء شكل ظاهري يك جسم جامد در افزايش سطح مقطع راداري، ايفا مي‏كنند. ممكن است دليل القاي ولتاژ قوي به لبه‏هاي حمله در بي-2، كاهش اين تشعشعات باشد. دليل ديگر مي‏تواند كاهش ميزان اصطكاك (پسا) باشد؛ زيرا هنگامي كه قسمتهاي متحرك لبهء حمله (نظير اسلت‏ها) در جهت خاصي خم مي‏شوند، هواي يونيزه شده‏اي كه به درون فضاي خالي ايجاد شده نفوذ مي‏كند يا ايجاد مي‎‏شود، به وسيلهء ولتاژ قوي القاء شده، اثرش كم شده يا از بين مي‏رود. به بیانی ديگر، صحت اين امر – يعني القاي ولتاژ بسيار قوي به لبهء حمله جهت كاهش ميزان پسا در سرعتهاي مافوق صوت – پیشتر و به سال 1968، در جريان آزمايشاتي كه در داخل تونل باد انجام گرفته، توسط مهندسين عاليرتبهء کارخانهء نورثروپ، به اثبات رسيده بود. این آزمایشات القای ولتاژ قوی به لبه های حمله، همچنین به منظور کاهش صدای ایجاد شده ناشی از برخورد جریان باد به بالها انجام شده بودند. (چگونگی و حقیقت این امر بر میزان کاهش صدای برخورد باد به بالهای بی-2، هنوز مشخص نشده است.)

* بمب افکن بی-2، رسمن به عنوان یک هواپیمای زیرصوت شناخته می شود؛ به همين جهت نمي‏تواند خود را به سرعت به يگانهاي عمل‏كننده برساند. اين نقيصه، حقيقتي است كه در اغلب اوقات، ناديده گرفته مي‎شود.

* تيم فوتبال «كانزاس سيتي بريگاد»، از طرح هواپيماي بي-2 به عنوان آرم باشگاه استفاده مي‏كند.

* به تاريخ 2 سپتامبر 1996، در يك بحث جنجالي، صنايع هوافضاي بريتانيا (BAe) يك فيلم ويدئويي به نمايش درآورد. در آن فيلم نشان داده مي‎‏شد كه بمب‏افكن رادارگريز B-2 كه در ارتفاع كم در حال پرواز بود، توسط سيستم دفاع هوايي بسيار قديمي رپير (Rapier SAM system) در محل پايگاه هوايي فارنبرو (Farnborough) مورد رهگيري و شناسايي قرار گرفته است. اين سيستم قديمي رپير، به تازگي مورد بهينه‏سازي رادار و سيستم‏هاي شناسايي قرار گرفته است و بر طبق ادعا و مستندات مقامات Bae، مي‏تواند چنين هواپيماهايي را به راحتي مورد شناسايي و رهگيري قرار دهد.
سیستم دفاع هوایی رپیر



مشخصات عمومي B-2A سري Block 30
خدمه: 2 نفر
طول: 20.9 متر = 60 فوت
فاصلهء دو سر بالها: 52.12 متر = 172 فوت
ارتفاع: 5.1 متر = 17 فوت
مساحت بالها: 460 متر مربع = 5000 فوت مربع
وزن خالي: 71700 كيلوگرم = 158000 پاوند
وزن بارگذاري شده: 152600 كيلوگرم = 336500 پاوند
حداكثر وزن مجاز براي برخاستن: 171000 كيلوگرم = 376000 پاوند
پيشرانه: 4 موتور توربوفن ساخت جنرال الكتريك به نام F118-GE-100 با كشش هركدام 17300 پاوندفيت = 77 كيلونيوتن


قابليت‏ها
حداكثر سرعت: 764 كيلومتر بر ساعت = 475 مايل بر ساعت = 410 نات بر ساعت
برد: 12000 كيلومتر = 6500 مايل = 5600 ناتيكال مايل
سقف پرواز خدمتي: 15000 متر = 50000 فوت
وزن بارگذاري بال: 329 كيلوگرم بر مترمربع = 67.3 پاوند بر فوت مربع
نسبت كشش به وزن: 0.205


فهرست بمب‏افكن‏هاي B-2

براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید



شناسنامهء كلي
نوع هواپيما: بمب‏افكن استيلت (مخفي از رادار)
سازنده: نورثروپ – گرومن
اولين پرواز: 17 / 07 / 1989
ورود به خدمت: آوريل 1997
وضعيت: عملياتي
كاربر: نيروي هوايي ايالات متحده آمريكا
تعداد ساخته شده: 21 فروند
قيمت: 1.157 تا 2.2 ميليارد دلار (در سال 1998)
F 4 Phantom

اين هواپيما خوش قيافه و چالاك و قوی با حضور موثر بيش از ۵۰ ساله اش هنوز رقيب برای خود می طلبد و در بسياری از پايگاههای هوايی و دريايی كشورهای مختلف يكه تاز می غرد پيش بينيها بر اين استوار است كه اين هواپيما تا آخر اين دهه نير همچنان پرواز نمايد .

يك هواپيمای جنگنده بمب افكن و شكاری كه خيلی از كشور های دنيا اين نوع را جزو ستون مهره نيروی هوايی خودشان در سه دهه اخير قرار  داده اند منجمله اين كشورها كشور مان ايران است كه ۳۰ سال پيش نسبت به خريد اين هواپيما از كارخانه معظم مكدانل داگلاس آمريكا  اقدام نمود . اين هواپيما در جنگ با عراق كارايی و چابكی خود را اثبات نمود . بطوری كه بيشتر حملات به بغداد و نفوذ به پدافند آن شهر كه كار هر هواپيمايی نبود توسط اين هواپيما صورت می پذيرفت .  بزودی وقايعی و خاطرات خلبانان اين هواپيمای چبك را نيز در اين قسمت برای شما عنوان می كنم .

سرعت اين هواپيما تقريبا دو برابر سرعت صوت می باشد  .

بسياری از كشورهای دنيا دليل انتخاب خود نسبت به خريد اين هواپيما را بدنه قوی و قابليت نشستو برخواست از روی ناو و توانايی حمل مقادير قابل توجه بمب و ساير پرتابه های آتشين ذكر می كنند .

حضور موثر اين هواپيما در جنگ ويتنام به بعد بود و در اين جنگ اصلی ترين اسلحه آمريكا در برابر ويتنام همين هواپيما بود . در كشور ما در اواخر جنگ نيز از اين هواپيما برای نابود ساختن پدافند دشمن بكار می رفت . يكی از پيشرفته ترين f-4 های جهان نوع j  آن می باشد كه در جنگ اول خليج فارس نيز نسلهای آخر آن مورد استفاده قرار گرفت . البته د كشور آمريكا كه بزرگترين استفاده كننده اين هواپيما در جهان است اين هواپيماها تقريبا بازنشست شده اند و گاها آنها را بعنوان هدفهای واقعی در مانورها از زمين بلند می كنند و آن را مورد هدف قرار می دهند .

اين در حالی است كه كشور اسراييل هنوز نسبت به ارتقای آن اقدام می نمايد و اين هواپيما را سوپر فانتوم ۲۰۰۰ ناميده است . كشور اردن ايران و اسراييل از خجمله كشورهای دارنده اين هواپيما در خاور مينه هستند .

كشورهايی مانند انگليس و آلمان هم از ديگر كشورهايی هستند كه از اين هواپيماها استفاده نموده اند البته آلمان نسبت به جايگزينی آن با ترنادو اقدام نموده انگليس نيز اين جايگزينی ها را در راس امور هوايی خود قرار داده .

از نظر من دوست داشتنی ترين هوايما كه هيچ گاه آن را از ياد نميبرم چون ظاهر اين هواپيما ديدنی ترين ظاهر در ميان همه هواپيما هاست .  هواپيما می باشد به همين دليل برای شما اطلاعات زيادی را در اين باره می دهم .

مطالب اين قسمت برگرفته از کتاب پيشرفته ترين هواپيماهای نظامی جهان (fantom f-4) است که به شما يشنهاد می کنم که اين کتاب را حتما تهيه کنيد چون مطالب اين قسمت را همراه با عکسهای مربوطه عنوان نموده است .  

حال به تايخچه و معرفی هواپيمای f-4  ميپردازيم

 اولين مدل f-4 که بصورت يک کابينه ساخته شد بنام f3h-g  نامگذاری شد که اين هواپيما در سال ۱۹۵۳ ساخته شد اين جنگنده مجهز به رادار (AP2-50 )  بود و دارای دو موتور از نوع J-65 بود AH-1 نيز نوع تکميل شده اين مدل بود که در سال ۱۹۵۴ روی خط توليد قرار گرفت . اولين نوع دو کابينه اين هوايما نيز بنام F4-H1 بود که در سال ۱۹۵۸ تکميل شد

در اولين پرواز نخستين فانتوم خلبان آزمايشگر اين هواپيما از سرعت و قدرت اين جنگنده ابراز حيرت نمود

درسال ۱۹۵۹رکورد ارتفاع پروازی توسط اين هوپيما شکسته شد . اين فانتوم که بنام TOP FLIGHT  معروف شد در ششم دسامبر ۱۹۵۹ تا ارتفاع ۹۸۷۷۵ متری سطح زمين صعود کرد که در آن زمان اين رکورد ۴۰۰۰ پا بيشتر از بهترين رکوردی بود که يک سال قبل از آن جت شکاری شوروی بر جای گذاشت .

در سال ۱۹۶۳ مدلی ديگر از اين هواپيما بنام F4-A ساخته شد . بعد از ان مدل ديگری از اين هواپيما که بسيار از آن استفاده شد F-4B بود اين نوع مزيتهايی از نظر ظاهری و تکنيکی با نوع F-4A داشت . رادار F-4B بزرگتر بود و قطر بدنه F-4B ۳۲ اينچ بيشتر بود کابين عقب F-4B  کمی بالاتر آمده بود موتور های اين هواپيما  نيز J-79-GE-8 بود که از نظر بازدهی نيز بسيار خوب بود .

بمحض درک ارزشهای اين شکاری از نوع B  اين نوع توسط نيروی دريايی سفارش داده شد . نوع تجسسی F-4B نيز ساخته شد اين مدل که بنام RF-4B نام گذاری شد در عمليات عکسبرداری و جنگ الکترونيک بکار برده می شد و مسلح نمی شد .

اين مدلها را از شکل زير دماغه که به شکل دهان بسته موجود است و همچنين شکل ذوزنقه ای که در جلوی دماغه موجود است می توان شناخت . پس از مدتی نيز نيروی هوايی ايالات متحده سفارش ۲۷ فروند از نوع B  اين نوع را داد . نيروی هوايی ابتدا نام F-110 را برای اين نوع از هوايماها گذاشت که بعدها به F-4C معروف شد .

که البته برای پرواز در نيروی هوايی تغييراتی روی آن داده شد . اين نوع هوايماها و اگثر مدلهای دیگر F-4 از کمر خود سوختگيری هوايی می کنند . مدلهای RF-4C نيز به بازار جنگ افزار شدند که از نوع تجسسی بودند .

F-4D نيز که پايه و اساس و کمر نيروی هوايی بسياری از کشورها را تشکيل می داد و می دهد پس از مدتی توليد و روانه بازار شد . فرق ميان مدل C و D  در نگ دماغه آنهاست . در مدل D بخاطر رادار آن که کمی بزرگتر بود دماغه اش کمی بزرگتر شد . رادار نامبرده به توانايی هواپيما در درگيريهای هوا به زمين وسعت بيشتری بخشيد . اخيرا F-16 جايگزين اين نوع شده است . بعضی از انواع D به توپ ۲۰ ميلی متری نيز مجهز شده است .

F-4E که بيشترين توليد را در بين انواع F-4 ها داشته هنوز در بسياری از کشورهای دنيا می غرد . اين نوع از هواپيما را از روع توپ آن در زير دماغه می توان شناخت که طول آن از بقيه نوعها بزرگتر است . اصلی ترين هواپيمايی که بعدها جايگزين F-4E شد F-16  بود البته اين جايگزينی ها نشانه عدم توانايی F-4 ها نبود چون هنوز F-4 در بسياری از کشورها تنها سلاح رعب و وحشت برای دشمنانشان است .

بنظر من هميشه F-4 می غرد  و دل آسمان را می شکافد و هيچگاه از آسمان محو نمی شود .

F-4G مدل پيشرفته مدل E  است . اصلی ترين تفاوت ظاهری که در نوع G , E  می توان به چشم ديد بالای سکان عمودی مدل G  است که برجسته و طولی است مدل N  نيز که بسيار پيشرفته است توليد شد و در نيروی دريايی آمريکا مشغول خدمت گرديد . بعد از ان نيز نوع S .

RF-4E برای کشورهای جهان مجموعا به تعداد ۱۳۰ فروند سفارش و توليد گشت که نقش بسزايی در تجسس و عکسبرداری برای اين کشورها داشته .

نوع F اين جنگنده نيز منحصرا برای آلمان توليد و تحويل شد . نوع M  نيز منحصرا برای انگلستان توليد شد .

فانتوم نوع S احتمالا آخرين نوع فانتومی بود که ساخته شد .

اف ۴ های ایران

پيش از انقلاب اسلامي، ايران در ميان كشورهاي خارجي (خارج از آمريكا) داراي بيشترين تعداد اف ـ۴ فانتوم بود. ايران اولين بار در سال ۱۹۶۷ خواستار خريد اف ـ۴ دي شد. از اين هواپيماها در چندين عمليات ناموفق عليه هواپيماهاي ميگ ـ۲۵ شوروي كه در قلمرو هوايي ايران جاسوسي مي كردند، استفاده شد. (بعدها با خريد هواپيماهاي اف ـ۱۴ و آزمايش موفقيت  آميز آنها در ارتفاعات بالا اين پروازهاي دست اندازانه شوروي قطع شد.) اولين عمليات موفقيت آميز اين هواپيماها در سال ۱۹۷۵ انجام شد؛ عملياتي كه بنا به درخواست سلطان نشين عمان و برضد شورشيان اين كشور انجام شد.
پس از انقلاب و تحريم تسليحاتي ايران از سوي آمريكا، اين كشور از تحويل ۱۶ آراف ـ۱۴اي و ۳۱ اف ـ ۱۴اي به ايران سرباز زد و اين هواپيماها هرگز به ايران تحويل داده نشدند.

 

ايران با وجود تحريم گسترده غرب توانست در جنگ اين هواپيماها را با اتكا به توان داخلي و تهيه قطعات موردنياز از كانال هايي به جز آمريكا در بهترين توان رزمي نگه دارد.
در آغاز جنگ تحميلي بر ضد كشورمان در ۳۱ شهريور ۱۳۵۱ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰) نيروي هوايي ايران بيشترين نقش دفاعي و همزمان تهاجمي را عليه عراق داشت و بازوي پرتوان اين نيرو هواپيماهاي اف ـ۴ فانتوم بودند كه پيروزي هاي نيروي هوايي و نقش موثر آن تا حد زيادي به اين هواپيماها بستگي داشت. اين جنگنده بمب افكن كاركشته افسانه اي بدون شك ستاره جنگ تحميلي بوده است. فانتوم تمام عمليات هاي محوله اعم از تك هاي سبك و بمباران هاي عمقي در خاك دشمن را به بهترين نحو انجام مي داد.
اين هواپيماها از سوي متخصصان داخلي به اين قابليت دست يافته اند كه موشك هاي ضد راديويي كي اچ ـ۵۸ را به همراه سيستم كمكي هدف يابي حمل و شليك كنند، از ديگر موشك هايي كه به لطف اقدامات متخصصان داخلي توسط اف ـ۴ حمل و شليك مي شوند مي توان به آرـ۷۳ و پي ال ـ۷ كه موشك هاي كوتاه برد هوا به هوا هستند، اشاره كرد. از ديگر اقدامات متخصصان داخلي مي توان دوبرابر كردن برد رادار
اي پي كيو ـ۱۲۰ و اضافه كردن سيستم خودكار هدف ياب به اين جنگنده بمب افكن اشاره كرد.

»«



نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 توسط جابر حداد(آریا)و دوستان | لينك ثابت |

? عناوين آخرين مطالب ارسالي