B 1

 
   
        B-1b Lancer
 
 
 

 
 
 
 
 

هواپيماي بي 1بي، از خانواده بمب افکن هاي سنگين وزن آمريکايي است که به عنوان جايگزيني براي هواپيماي بي 52 توليد شد. مدتها تفکر بر اين بود که بايد جانشيني شايسته که بتواند به خوبي از عهده وظيفه بمب افکن قديمي و پا به سن گذاشته بي 52 بر آيد، طراحي و توليد شود.
چرا که هواپيماي بوئينگ 52، بمب افکني بسيار قديمي و متعلق به دهه پنجاه بود که جواب گوي نيازهاي نيروي هوايي را نمي داد و همه روزه چند عدد از آنها به جمع هواپيماهاي از رده خارج شده با بازنشسته به موزه هاي هوايي سپرده ميشدند. به خصوص با اعلام طرحي جديد براي بمب افکني مدرن ملقب به بلک جک توسط شوروي سابق، ديگر براي نيروي هوايي آمريکا بمب افکن هاي پير بي 52 حرفي براي گفتن  نداشتند. در اين جا بود که با ارئه طرح هواپيماي فوق مدرنb1-a، کارخانه راک ول اينترنشنال وظيفه توليد آن را بر عهده گرفت، اما پس ازچندي، متخصصان متوجه آسيب پذيري بسيار بالاي اين بمب افکن در مقابل رادار شدند و درنتيجه تصميم بر آن گرفته شد که گونه اي جديدتر با امکانات بيشتر و ويژگي رادارگريزي بيشتر عرضه شود.
نهايتاً موجب طراحي و توليد هواپيمايb1-b  شد. هواپيمايb1-bيک بمب افکن دوربرد و ميان قاره اي است که قابليت شليک انواع موشک هاي هوا به سطح asm مانند کروزو بازه گوناگوني از بمب هاي همه منظوره و يا هدايت شونده و بمب هاي هسته اي را نيز دارا است. اين بمب افکن بسيار پيشرفته، مي تواند بدون سوخت گيري مجدد، از يک قاره به قاره اي ديگر سفر کند، ماموريت خود را انجام داده و سپس مراجعت کند. يکي ازويژگي هاي چشم گير اين بمب افکن، بالهاي متغير آن است که از تکنولوژي جمع شوندگي براي سرعت هاي بالا استفاده مي کند.
در اين فناوري، با عقب رفتن بال ها در سرعت هاي بالا، فشاروارده بر آنها کم شده در نتيجه از ميزان پساي اضافي که بالها در سرعت هاي بالاتوليد مي کنند کاسته مي شود. مزيت ديگر بال متغير اين است که براي برخاست، مي تواندبالهاي خود را به ميزان حداکثر باز کرد تا با سرعت کمتري توانايي تيک آف وجود داشته باشد. هواپيمايb1-b از چهار موتور توربوفنf-101 Geبا سيستم پس سوز استفاده مي کند که توانايي کشش هر يک حدود 13500کيلوگرم است. به دليل داشتن چنين موتورهاي قدرتمندي است که اين هواپيما را مي توان جز هواپيماهاي مافوق صوت به حساب آورد، چرا که اين بمب افکن مي تواند با سرعت حداکثر 1.2 ماخ در سطح دريا پرواز کند که از اين لحاظ نيز برتري قابل توجهي نسبت به هواپيماي b-52دارد. اين هواپيما طولي قريب به 44 متر داشته وعرض آن با بالهاي کاملا باز حدود 40 متر بوده و با بالهاي بسته به حدود 23 متر ميرسد. حداکثر وزن برخاست اين هواپيما بالغ بر 200 تن است که رقم جالبي است.
 
 
 
 
 

 
 

اولين مدل اين هواپيما در سال 1985 تحويل شد و بعد از آن ازسال 1986 به خدمت نيروي هوايي آمريکا در آمد و تا به امروز در سمت خود باقي است، هرچند که به تدريج ظهور بمب افکن هايي چونb-2عرصه را بر وي تنگ کرده اند. اين هواپيما براي پرواز به چهار خدمه شامل خلبان اصلي، افسر تهاجم،افسر دفاع نظامي و فرمانده هواپيما نياز دارد.همچنين سقف پروازي اين هواپيما، (يعني حداکثر ارتفاعي که هواپيما قابليت پرواز را دارد) حدود 9100 متر يا 3000 فوت است. قيمت اين هواپيما بيش از 200 ميليون دلار است که رقم واقعاً سر سام آوري براي دارنده آن است و هزينه نگهداري آن نيز نسبتاً چيزي از قيمت آن کم ندارد. البته برنامه هايي براي بهينه سازي و بهبود بخشي از امکانات و توانايي هاي اين بمب افکن قدرتمند و مخوف در دست تکميل است که تا چند ماه آينده کامل شده و باز شاهد هواپيماي بمب افکن پيشرفته تر و توانمندتري از پيش باشيم.
 


مشخصات:

نوع کاربري: بمب افکن سنگين

کارخانه سازنده:راک ول اينترنشنال

تعداد خدمه: 4 نفر شامل 1نفر خلبان اصلي و 1 افسر تهاجم و يک نفر افسر دفاع نظامي و فرمانده هواپيما

اخرين قيمت: 283 ميليون دلار

نيروي محرکه: 4 عدد موتور توربوفن مدل F-101-ge-102 جنرال الکتريک با پس سوز و 30000پوند تراست در هر کدام با پس سوز

طول: 44.5 متر

عرض: در حالت باز 41.8 متر و در حالت بسته 24.1 متر

ارتفاع: 10.4 متر

وزن خالي:86180 کيلو گرم

حداکثر وزن:216630 کيلو گرم

حداکثر سرعت:1448 کيلومتر بر ساعت يا 1.34 ماخ

حداکثر ارتفاع پروازي: بيشتر از 30000 فوت

حداکثر برد: اين بمب افکن داراي قابليت سوخت گيري هوايي است و قابليت قاره پيمايي دارد

توضيحات: بمب افکن بي-1 اي براي اولين بار در تاريخ 23 دسامبر سال 1974 پرواز کرد و نمونه اوليه مدل بي-1بي در تاريخ 18 اکتبر سال 1984 پرواز کرد

YF-23 Black Widow II

YF-23 Black Widow II
 
Northrop-McDonnell Douglas YF-23 aircraft picture


پیش از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی، دو براقدرت رقابتی فشرده و تنگاتنگ برای ساخت انواع جنگنده های پیشرفته باهم داشتند. اندیشه ی به خدمت گیری یک جنگنده – بمب افکن مافوق صوت، رادار گریز با توان مانورپذیری بالا و توان انجام عملیات نظامی مستقل از اپراتورهای رادار زمینی، مدتها پیش از فروپاشی اتحاد شوروی، مدنظر مسئولین عالی وزارت دفاع ایالات متحده بود. 



مخفی بودن از رادار، مجهز بودن به رادار چند حالته ی بسیار پیشرفته و داشتن موتورهای بسیار قدرتمند، خصوصیاتی است که از ابتدا مد نظر طراحان YF-23 بوده است. هرچند که طراحی بسیار دقیق بدنه به صورت استلیث و قابلیت حفظ سرعت کروز و بدون استفاده از سیستم پس سوز در حدود 2 ماخ، ضمن حمل حداکثر میزان مهمات، اندکی باعث کاسته شدن از قدرت مانورپذیری این جنگنده ی فوق العاده شده بود. ولی مهندسین طراح، نمونه ی اولیه ی یک جنگنده ی بی نقص را به پنتاگون ارائه کرده بودند. شکل خاص بدنه با انحنا و خمیدگی های خاص، طرحی بسیار هوشمندانه بود که هیچ جنگنده ی شکاری رهگیری در ایالات متحده موفق به رهگیری آن نمی شد ضمن اینکه بازتابش بسیار محدود اثرات بدنه به اپراتور رادار زمینی، توسط سیستم های فوق پیشرفته ECM (ساخت هیوز) خنثا می شد و تقریبن هیچ اثری از این جنگنده در محدوده ی عملیات بر روی هیچ نوع راداری قابل مشاهده نمی بود.
دو نمونه اولیه ی این جنگنده با همکاری و مشارکت فنی دو شرکت نورثروپ و مک دانل داگلاس طراحی و ساخته شد. این دو جنگنده طبق قرارداد منعقده، به سال 1990 به مرکز تست و ارزیابی هواپیماهای نظامی ایالات متحده ارائه شدند.


متاسفانه بنا به دلائل ناگفته، جنگنده ی F-22 موسوم به RAPTOR از نظر نیروی هوایی به عنوان برنده ی انتخاب شد.
نیروی هوایی، با اعلام کلی و مبهم محاسن F-22 نظیر کارا بودن (maintainability) ؟ ، وجود عوامل بالقوه ی بهتر جهت توسعه ی طرح در آینده (Greater Potential for Future Development) ؟ و اندکی قیمت کمتر (Slightly Lower Cost) ! آن را (به جای YF-23) انتخاب کرد.
در مدت زمان صرف شده برای انتخاب جنگنده برای نیروی هوایی، یک فروند YF-23 با دو موتور توربوفن ساخت پرات اند ویتنی YF-119 (نوعی که در F-22 به کار رفت) تجهیز شد. پیشتر بر روی YF-23 دوم، موتورهای YF120 ساخت جنرال الکتریک نصب شده بودند.
چهره ی ظاهری YF-23 بر اساس اشکال لوزی شکل طراحی شده است. دو سکان بزرگ عمودی که با زاویه ی زیاد کج شده اند، شکل قسمت انتهایی هواپیما، به شکل دندانه دار است.
این شاهکار صنعت هواپیمایی، اندکی بزرگتر از F-15 ای است که برای جایگزینی آن طراحی شده بود.
امروز در موزه های کالیفرنیا، YF-23 از شاهکارهای صنعت هواپیماسازی، با دارا بودن مشخصه های قوی استیلت (مخفی ماندن از رادار) و تطابق با پرواز کروز مافوق صوت و بدون استفاده از پس سوز، با نگاهی تاسف آور به گذشته خود می نگرد.

برخی مشخصات فنی
پیمانکار سازنده: شرکتهای نورثروپ گرومن و مک دانل داگلاس
ماموریت: رقیب جنگنده ی YF-22 در جریان رقابت تولید جنگنده تحت پروژه ی ATF یا (The Advanced Tactical Fighter)
طول: 67 فوت و 5 اینچ = 6/20 متر
فاصله دو سر بالها: 43 فوت و 7 اینچ = 3/13 متر
ارتفاع از سطح زمین: 13 فوت و 11 اینچ = 3/4 متر
حداکثر وزن برای بلند شدن= 64000 پاوند = 20029 کیلوگرم

نیروی محرکه:
دو موتور توربوفن YF119 ساخت پرات اند ویتنی با کشش 15750 کیلوگرم
یا دو موتور توربوفن YF120 ساخت جنرال الکتریک

سرعت کروز: 2 ماخ (بدون استفاده از پس سوز)
برد: 920 مایل = 800 ناتیکال مایل = 1480 کیلومتر (بدون سوخت گیری)

تسلیحات:
4 موشک AIM-9 (سایدوایندر) در محفظه های درونی حمل مهمات در جنب ورودی هوای موتورها
4 موشک AIM-120 (آمرام) در محفظه ی مخفی حمل مهمات در زیر ورودی هوای موتورها
خدمه: 1 نفر
قیمت: نامعلوم

پایان کار:
به تاریخ 23 آوریل 1991 نمونه جنگنده ی ساخت شرکت لاکهید مارتین به عنوان برنده ی ATF انتخاب شد و YF-23 برای همیشه به تاریخ پیوست.

موجودی YF-23 در ایالات متحده
1 فروند در موزه ی غربی پرواز (Western Museum of Flight) در Hawthorne ایالت کالیفرنیا
1 فروند در موزه ی نیروی هوایی ایالات متحده (موزه ی مرکز تست جنگنده ها) در پایگاه هوایی Edwards (کالیفرنیا)
 

 
 newcoy.persianblog.ir

http://airtoair.blogfa.com/

 

B737 AEW&C هواپیمای هشدار زودهنگام و کنترل هوابرد

 

  
 
 
هواپیمای  737 AEW&C یک نمونه دو موتوره و دارای نقش هشدار زودهنگام و کنترل هوایی (AEW&C) ساخت کمپانی Boeing ایالات متحده میباشد. این هواپیما بسیار سبکتر از B707 و نمونه هشدار زودهنگام E-3 Sentry میباشد و همچنین از یک عدد آنتن ثابت به جای نمونه های چرخنده و متحرک بهره میبرد.
 
این هواپیما در ابتدا تحت پروژه Wedgetail و جهت خدمت در نیروی هوایی سلطنتی استرالیا (RAAF) طراحی گردید. پس از معرفی رسمی هواپیمای B737 AEW&C , نیروی هوایی ترکیه این هواپیما را تحت پروژه Peace Eagle برگزید و پس از آن نیز نوبت کره جنوبی بود تا این هواپیمای توانا را تحت پروژه Peace Eye جهت خدمت در ناوگان هوایی خود برگزیند. کشورهای ایتالیا و امارات متحده عربی نیز از جمله مشتریان و متقاضیان خرید این هواپیما میباشند.

طراحی و توسعه:
این هواپیما پس از درخواست استرالیا مبنی بر طراحی AWACS جدید و بر اساس نمونه B737-700IGW از خانواده B737 ها توسعه یافت و از لحاظ ظاهری تقریبا" مشابه نمونه مسافربری B737-700ER میباشد. این هواپیما به یک عدد رادار آرابه فازی و چند منظوره (MESA و یا همان Multi-role Electronically Scanned Array) ساخت واحد سامانه های الکترونیکی کمپانی Northrop Grumman بهره میبرد. این رادار بر روی بخش فوقانی بدنه و نزدیک به سازه دم نصب گردیده است و به همبن دلیل گاهی به آن لقب Top Hat (کلاه بالا) را میدهند. این آنتن به گونه ای طراحی و نصب گردیده است که کمترین میزان تاثیر مخرب بر آیرودینامیک و عملکرد پرواز را به دنبال داشته باشد. این رادار پیشرفته قادر است بطور هم زمان به جستجوی هوایی, دریایی و کنترل هواپیماهای حاضر در منطقه بپردازد.

 

از جمله سایر تغییرات مهم میتوان به نصب بالچه های تعادلی جهت حفظ پایداری رادار و همچنین تجهیزات اقدامات متقابل الکترونیکی بر روی دماغه, انتهای بال ها و سکان عمودی هواپیما اشاره نمود. در داخل کابین این هواپیما مجموعا" 8 جایگاه کنترل و استقرار اوپراتور به همراه 4 جایگاه خالی (افراد متفرقه) وجود دارد. نمونه های مورد استفاده توسط نیروی هوایی استرالیا بطور سفارشی دارای 10 جایگاه اوپراتور و 2 جایگاه خالی میباشند. رادار MESA ساخت Northrop Grumman در غالب پروژه MP-RTIP (مخفف Multi-Platform Radar Technology Insertion Program) توسعه یافته است و در ابتدا بنا بود بر روی هواپیمای E-10 MC2A نیروی هوایی ایالات متحده نصب گردد.

 


تاریخچه عملیات:
 
در سال 1997 میلادی, واحد سامانه های دفاعی یکپارچه کمپانی Boeing از جانب نیروی هوایی استرالیا به عنوان پیمانکار ساخت و تحویل 4 فروند هواپیما AEW&C (بر اساس خانواده B737 و یا همان Boeing Business Jet 1) با امتیاز سفارش 3 فروند دیگر, انتخاب گردید. پس از مدتی 2 فروند دیگر از مجموع امتیاز 3 فروند, بر تعداد سفارشات افزوده گردید. تحویل اولین هواپماها در سال 2006 میلادی آغاز گردید. 2 فروند هواپیمای Wedgetail اولیه, در کارخانه مرکزی Boeing واقع در شهر سیاتل ایالت واشنگتن مونتاژ و آزمایش گردیدند و 4 فروند باقی مانده در شعبه استرالیایی کمپانی Boeing و در خاک این کشور مونتاژ گردیدند. 

 

جهت تولید هواپیماهای استرالیایی, کمپانی Boeing و Northrop آمریکا به همراه کمپانی های Boeing و BAE Systems استرالیا, اقدام به تشکیل تیم همکاری و تقسیم وظایف در خاک این کشور نمودند. Boeing استرالیا وظبفه آموزش خدمه, تعمیر و نگهداری و همچنین پشتیبانی فنی را بر عهده گرفت. در ادامه این روند کمپانی BAE Systems مسئولیت تامین سامانه های حفاظت در برابر تسلیحات جنگ الکترونیک (EWSP و یا همان Electronic Warfare Self Protection), سامانه پشتیبانی از اقدامات الکترونیکی (ESM و یا همان Electronic Support Measures) و سامانه های پشتیبانی زمینی را بر عهده گرفت. در تاریخ June 29 سال 2006 میلادی, آقای Brendan Nelson وزیر دفاع استرالیا اعلام نمود: بر اساس آخرین اطلاعات کمپانی Boeing , پروژه Wedgetail کمی از برنامه زمانبندی خود عقب میباشد. با توجه به انتشار عمومی سخنان Nelson در مطبوعات, مشخص گردید این برنامه از ابتدا بر اساس جدول زمانبندی پیش نرفته است.

کمپانی Boeing اعلام نمود به دلیل بروز مشکلات فنی در یکپارچه سازی فرستنده ها, رادار و سایر سامانه های الکترونیکی, این پروژه با 18 ماه تاخیر و در اوایل سال 2009 میلادی آماده تحویل میگردد. علاوه بر مسائل فوق, کمپانی Boeing در سال 2006 میلادی بابت بروز این تاخیر مبلغ 770 میلیون دلار جریمه به کشور استرالیا پرداخت نمود. با اینحال در تاریخ June 20 سال 2008 میلادی, Boeing اعلام نمود بخش اعظم تاخیر در برنامه استرالیا عمدتا" حاکی از مشکلات ادغام رادار و سامانه پشتیبانی از اقدامات الکترونیکی (ESM) بوده است. نهایتا" در تاریخ November 26 سال 2009 میلادی, Boeing نخستین محموله 2 فروندی از هواپیماهای B 737 AEW&C را به نیروی هوایی سلطنتی استرالیا تحویل داد.

 در ابتدای امر, مدیریت و انجام عملیات بر روی این 2 فروند بطور کامل در اختیار Boeing قرار داشت اما در تاریخ May 5 سال 2010 میلادی, این 2 هواپیما بطور رسمی وارد ناوگان نیروی هوایی سلطنتی استرالیا (RAAF) گردیدند. در اواخر سال 2010 کمپانی Boeing مجموع 3 فروند B 737 AEW&C باقی مانده را بطور کامل در اختیار RAAF قرار داد. کلیه هواپیماهای استرالیایی به اسکادران شماره 2 نیروی هوایی و واقع در 2 پایگاه Williamtown و Tindal منتقل گردیدند. در تاریخ March 16 سال 2009 میلادی, کمپانی Boeing قابلیت کنترل 3 فروند هواپیمای بدون سرنشین, مخرب و ارزان قیمت ScanEagle توسط B 737 AEW&C را بر روی Wedgetail های استرالیایی افزود.

 
ترکیه:
 
نیروی هوایی ترکیه مجموعا" 4 فروند هواپیمای B 737 AEW&C را در غالب پروژه Peace Eagle (عقاب صلح) به همراه تجهیزات پشتیبانی زمینی و امتیاز خرید 2 فروند دیگر به کمپانی Boeing سفارش داد. صنایع هوافضای ترکیه (Turkish Aerospace Industries و یا همان TAI) پیمانکار فرعی ساخت قطعات, اعمال تغییرات, مونتاژ و انجام آزمایشات نهایی بر روی پروژه Peace Eagle میباشد. یکی دیگر از پیمانکاران فرعی ترکیه در پروژه "عقاب صلح" کمپانی Havelsan واقع در شهر قونیه میباشد. این کمپانی وظیفه تجزیه و تحلیل سامانه های الکترونیکی و پشتیبانی نرم افزاری در تجهیزات زمینی را بر عهده دارد. Havelsan تنها کمپانی خارجی و تحت لیسانس دولت ایالات متحده میباشد که اجازه دسترسی به کدهای الکترونیکی و حیاتی را دارا است!
(عقاب صلح 1) کلیه مراحل تغییرات و آزمایشات خود را در مجتمع سامانه های دفاعی یکپارچه کمپانی Boeing واقع در شهر سیاتل ایالت واشنگتن به اتمام رساند. در ادامه این روند (عقاب صلح) 2 و 3 و 4 کلیه تغییرات و آزمایشات خود را در تاسیسات TAI واقع در شهر آنکارا پایتخت ترکیه, و با مشارکت Boeing و چند کمپانی ترکیه ای دیگر به انجام رساندند. برنامه ریزی های انجام شده در سال 2006 بر روی پروژه (عقاب صلح) حاکی از تحویل 4 فروند در سال 2008 بود. بر اساس این برنامه ریزی, در اواسط سال 2007 میلادی, مراحل یکپارچه سازی سیستم ها و اخد گواهینامه صلاحیت پرواز آغاز گردید. در ماه September سال 2007 کمپانی Boeing کلیه آزمایشات زمینی و پروازی اولین فروند از هواپپیماهای B 737 AEW&C ترکیه را به اتمام رساند.
صنایع هوافضای ترکیه (TAI) مراحل بروزرسانی و تغییرات دومین هواپیمای B 737 AEW&C (عقاب صلح 2) را در تاریخ June 4 سال 2008 میلادی در تاسیسات خود به اتمام رساند. مراحل نهایی آزمایشات پروازی و بررسی عملکرد سامانه های ماموریتی نیز در سه ماهه سوم سال 2008 به اتمام رسید.

 کره جنوبی:

در تاریخ November 7 سال 2006 میلادی, کمپانی Boeing موفق به اخذ قرارداری به ارزش 1.6 میلیارد دلار جهت تحویل 4 فروند B 737 AEW&C در سال 2012 به کشور کره جنوبی گردید. در آن سال کمپانی اسرائیلی IAI Elta نیز با هواپیمای هشدار زودهنگام خود, بر پایه GulfStream G550 در مناقصه کره جنوبی شرکت نمود اما نتیجه این رقابت در ماه August سال 2006 به نفع رغیب آمریکایی تمام شد! اولین فروند از مجموع 4 فروند هواپیمای Peace Eye (چشم صلح) در ماه August سال 2011 به پایگاه هوایی Gimhae واقع در شهر ساحلی و بسیار زیبای Busan تحویل داده شد و مجموع 3 هواپیمای باقی مانده, بر اساس جدول زمانبندی در هر 6 ماه و تا پایان سال 2012 بطور کامل تحویل میگردند. 

سایر مشتریان (در انتظار تائید):
 
در سال 2004 میلادی, ایتالیا جهت خرید 14 فروند هواپیمای P-8 MMA و Wedgetail با پشتیبانی زمینی شرکت هواپیمایی Alitalia تمایل نشان داد. همچنین امارات متحده عربی نیز یکی از مشتریان بالقوه B 737 AEW&C میباشد.
 
مشخصات:
خدمه: 6 الی 10 نفر
ظرفیت بارگیری: 19.830 کیلوگرم
طول: 33.6 متر
دهانه بال: 35.8 متر
ارتفاع: 12.5 متر
مساحت بال: 91 متر مربع
نوع Airfoil (شکل ساختاری بال): B737D
وزن خالص: 46.606 کیلوگرم
حداکثر وزن در هنگام برخاست: 77.564 کیلوگرم
موتورها: 2 عدد CFM56-7B27A ساخت CFM International با تکنولوژی Turbofan
کارایی:
سرعت پیمایش افقی: 853 کیلومتر در ساعت
برد: 6482 کیلومتر
سقف پرواز: 12.500 متر

 Centralclubs نویسنده

SU-PAK FA-T50

Sukhoi T-50

Russia - Air Force

Sukhoi T-50 aircraft picture

 

سوخوی پک فا یک هواپیمای جنگنده نسل پنجم است که توسط شرکت هواپیمایی متحد در روسیه طراحی و ساخته می شود. شرکت سوخو پیمانکار اصلی ساخت این جنگنده است. نمونهٔ آزمایشی این هواپیما که سوخوی ت-۵۰ ‪ نام دارد، نخستین پرواز آزمایشی خود را در روز ۹ بهمن ۱۳۸۸ (۲۹ ژانویه ۲۰۱۰) با موفقیت انجام داد. تولید این جنگنده در سال ۲۰۱۰ آغاز شده و نخستین نمونه های عملیاتی آن در سال ۲۰۱۳ به نیروهای مسلح روسیه تحویل داده خواهد شد و تولید انبوه آن از سال ۲۰۱۵ آغاز خواهد گشت. نام پک فا کوتاه شده نام روسی این جنگنده و به معنای «هواپیمای تاکتیکی پیشرفتهٔ آینده» است. این هواپیما با نامهای سوخو ت-۵۰، برنامه-۷۰۱ و ‪جنگنده-۲۱ نیز شناخته می شود.جنگنده پک فا پس از ورود به ارتش روسیه، جایگزین جنگنده های میگ-۲۹ و سوخو-۲۷ خواهد شد. مدل صادراتی این هواپیما نیز در دست ساخت است. نخستین مشتری خارجی این هواپیما نیروی هوایی هند است که در فرایند توسعهٔ مدل صادراتی ت-۵۰ با سوخو همکاری می کند. این جنگنده همتراز جنگندهٔ آمریکایی اف-۲۲ و جنگندهٔ آمریکایی-بریتانیایی اف-۳۵ است. طراحان سوخو معتقدند که پک فا از نظر توانایی فنی و صرفهٔ اقتصادی بر رقبای غربی خود برتری خواهد یافت و در بازار جهانی محبوبیت زیادی پیدا خواهد کرد.
یشینهٔ طرح سوخو پک فا به دوران جنگ سرد باز میگردد. اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی، شوروی به دنبال ساخت جایگزینی برای هواپیماهای میگ-۲۹ و سوخو-۲۷ برای عملیات در خط مقدم نیروی هوایی بود. طرح این هواپیمای جنگنده بین شرکتهای هوافضای شوروی به مناقصه گذارده شد. علی رغم تاخیر ناشی از فروپاشی شوروی و مشکلات اقتصادی روسیه در دهه ۹۰، فرایند پژوهش و توسعهٔ این جنگنده ادامه یافت. در سال ۲۰۰۰ طرح سوخو-۴۷ و میگ ۱٫۴۴ از میان طرحهای پیشنهادی انتخاب شدند و در سال ۲۰۰۲ شرکت سوخو به عنوان سازنده جنگنده پک فا انتخاب شد. هواپیمای پک فا از فناوریهای نوین به کار رفته در میگ ۱٫۴۴ و سوخو-۴۷ استفاده می کند.جنگندهٔ پک فا در کلاس هواپیماهای جنگندهٔ سنگین (۳۲-۳۷ تُن) قرار دارد. روسیه برنامه دیگری را برای ساخت جنگنده نسل پنجم کلاس سبک نیز پیش می برد که جانشینی برای هواپیمای میگ-۳۵ خواهد بود.
ویژگیهای دقیق جنگنده سوخو پک فا هنوز کاملا روشن نیست و برخی از مشخصات آن در حال حاضر از اسرار نظامی محسوب می گردد؛ اما پرواز در تمامی ساعات شبانه روز، پرواز طولانی با سرعت مافوق صوت، آلودگی صدایی پایین، رادارگریزی، بهره گیری از مواد ترکیبی جدید، امکان چندین بار سوختگیری هوایی در طی یک پرواز، استفاده از موشکهای نسل آیندهٔ هوا به هوا، هوا به زمین و هوا به دریا، استفاده از رادار پیشرفته، امکان فرار از تله های اپتیکی و فروسرخ، بهره گیری از هوش مصنوعی در پرواز و حمله و سامانه های دفاعی خودکار نمونه هایی از امکانات این جنگنده هستند. این هواپیما مجهز به دو دم عمودی است و برخلاف جنگنده های متعارف، تمامی بدنهٔ دم قابل حرکت است.

نمونه آزمایشی جنگنده سوخو ت-۵۰ به یک جفت موتور جت ۱۱۷-اس مجهز است که هرکدام نیروی پیشرانه ای برابر ۱۴٫۵ تُن-نیرو تولید میکند. این موتورها نمونه پیشرفته تر موتورهای به کار رفته در میگ ۱٫۴۴ هستند. نمونه نهایی هواپیمای پک فا به موتورهای جدیدتری با پیشرانه ۱۷٫۵ تُن-نیرو مجهز خواهد شد.

 اولین اخبار پیرامون پروژه پاک فا در اوایل قرن بیست و یکم میلادی درشرایطی منتشر شد که روسها در دو طرح پیشین خود برای دستیابی به یک جنگنده نسل پنجم که بتواند هماوردی برای جنگنده آمریکایی لاکهید F-22 رپتور باشد، عملا ناکام مانده بودند.
جنگنده های MiG-29 و SU-27 ساخته شده توسط میکویان و سوخو، برای سالهابدنه اصلی نیروی هوایی شوروی و روسیه فدرال کنونی را تشکیل می دادند؛ اماظهور طرح های جدید غربی برای جنگنده های نسل جدید از اواخر دهه هشتاد و حتی پیش از فروپاشی شوروی این شرکتها را واداشت تا به دنبال جانشینی شایسته برای ساخته های موفق خود باشند. بر همین اساس در ژوئن 1986 پس از تحقیقات اولیه از سوی دولت، دو مزایده طراحی جنگنده نسل بعدی یکی برای یک جنگنده سنگین موسوم به MFI و درخواست دیگری برای یک جنگنده سبک LFI ارائه شد.
میکوبان برای پروژه MFI طرح MIG1.42 را به دست گرفت که اولین و تنها نمونه آن (تحت عنوان 1.44) در 1944 تکمیل گردید؛ اما در شرایطی که تنها دو پرواز آزمایشی پروژه آن هم با تاخیر بسیار در آوریل سال 200 انجام گرفت، برنامه متوقف گردید. از سوی دیگر سوخو نیز برای برنامه LFI طرح S-32 را بر اساس سازه اصلی جنگنده های خانواده های خانواده فلانکر در دستور کار قرار داد؛ اما ازآنجا که پروژه LFI در اوایل دهه 90 متوقف گردید، از آن پس این طرح نیز ازرقبای MFI به شمار می رفت.
سوخو برای این طرح که بعد ها S-37 تغییر نام پیدا کرد (رسما این جنگنده راSU-47 برکوت نیز می نامند) با برگزیدن شیوه نامعمول بالهای پیشگرا پول بیشتری را نیز صرف برنامه نمود. این جنگنده هم اگرچه تاکنون بیش از 200پرواز آزمایشی و نمایشی را پشت سر گذاشته؛ اما تنها توانست عنوان اثبات گرفناوری و جنگنده پایه برای تکمیل پاک فا را برای خود دست و پا کند.در مرحله بعد پس از متوقف خوانده شدن هر دو برنامه، پروژه پاک فا توسط سوخو در قالب دو فاز به دولت پیشنهاد شد که شامل یک جنگنده دو موتوره سنگین با توان خروجی 180 کیلو نیوتن و یک جنگنده تک موتوره سبک که قراربود مجهز به موتوری با بیشینه رانشی برابر با +200 کیلو نیوتن باشد، می گردید اما نظر وزارت دفاع با توجه به محدودیتهای بودجه  جنگنده ای میان وزن با ترکیبی از خواص هر دو جنگنده بود.
در نهایت پس از موافقت سوخو، قرار داد اولیه پروژه پاک فا در فوریه سال2002 بسته شد و به دنبال آن طرح پیشنهادی سوخو تا آوریل همان سال موردتایید دولت قرار گرفت و بدین گونه داستان جنگنده نسل پنجم روسیه رنگی دیگر به خودگرفت.

تهیه اولین طرحها و بحث و بررسیهای اولیه با نیروی هوایی بر سر چگونگی جنگنده نسل بعدی میان سوخو و نیروی هوایی دستکم دو سال به طول انجامید تا سرانجام در اواخر سال 2004 میلادی اولین طرحهای T-50 بر روی کاغذ مورد قبول نیروی هوایی روسیه واقع شد و سخنگوی نیروی هوایی روسیه اعلام کرد که پروژه PAK FA وارد مرحله بعدی خود و گسترش پژوهش بر سر ساخت اولین پیش نمونه جنگنده نسل پنجم گردیده است.
اگرچه رسما طرح کلی پروژه T-50 در دسامبر 2004 قطعی شده بود؛ اما مجموعه نیازها و مفاهیم برنامه همچنان در حال تغییر بود. در ژانویه 2006 ژنرال ولایدمیر میخاییلوف یکی از فرماندهان نیروی هوایی روسیه درخواست نمود بیشینه سرعت جنگنده که در طرح پیشنهادی 2.15 ماخ پیش بینی شد به 2 ماخ کاهش یابد. در این حالت اگرچه جنگنده پیچیدگی کمتری می یافت؛ اما مشکل اینجا بود که این موضوع بر کارایی رزمی نیز تاثیر گذار بود. در فاصله کمتر از یک ماه از این اظهار نظر، مدیر عامل شرکت سوخو میخاییل پوگوسیان تایید کرد که این موضوع نیاز به انجام بررسیهای بیشتر به منظور بهسازی طرح اولیه دارد؛ چرا که می بایست برای تغییر بیشینه سرعت در زمینه ابعاد و وزن جنگنده تغییراتی صورت گیرد.طرح پاک فا از زمان شکل گیری تا پیاده سازی در چندین نوبت دچار تغییر شد و عملا تا زمان رونمایی از طرح نهایی هیچ کس از ماهیت واقعی ظاهر پاکفا اطلاع نداشت. اگرچه هنوز اطلاعات بسیار محدودی در زمینه مراحل طراحی پاکفا منتشر شده؛ ولی امروزه به درستی می توان حدس زد که بسیاری از این طرحهاعملا قابلیت اجرایی نداشتند. زمانی که بحث طراحی اولیه پاک فا پس از اتمام برنامه های MFI و LFI مطرح گردید، اولین نگرش طراحی جنگنده براساس دو طرح پیشین بود که البته در نهایت گرایش بیشتری به سوی طراحی بر پایه طرح اثباتگر فناوری S-37 سوخو بدون بالهای پیشگرا که در ابتدا با بالهای صلیبی شکل و بعد ها با بالهایی با پسگرایی نسبتا کم ارائه گردید، قرار داشت؛ اماتقریبا هیچیک از طرحهای ارائه شده نتوانست موفقیت لازم را کسب نماید، تا در نهایت بر اساس ترکیبی از مزایای هر یک و همچنین نگاهی به طرح جنگندههای سوخو 27 طرح نهایی تهیه گردید.
مراحل طراحی و تکمیل اولین پیش نمونه T-50 تقریبا در سکوت کامل خبری دنبال شد؛ گرچه در سال 2007 چندین عکس گرافیکی از نمای احتمالی پاک فا توسط NPOSaturn انتشار یافت که به ظاهر کنونی سوخوی T-50 بسیار شباهت داشت. هر چند تا آن تاریخ نیز هنوز اطلاعات دقیقی در زمینه برنامه در دسترس نبود.

بودجه:

تا سال 2005 میلادی 40 درصد از کل هزینه های برنامه بر عهده شرکت سوخو و 40 درصد دیگر نیز توسط شرکتهای پیمانکار تولید کننده تجهیزات جانبی (مانند رادار) تامین می گردید. 20 درصد باقی مانده نیز مستقیما توسط وزارت دفاع پرداخت گردیده بود که البته به دنبال افزایش چند نوبته هزینه ها تا سال بعد بخش کوچکی از این بودجه توسط وزارت صنایع و معادن روسیه نیز تامین گردید.
در سال 2007 به دنبال اظهار تمایل هندوستان برای پیوستن به برنامه جنگنده نسل پنجم روسیه موافقت نامه ای میان طرفین به امضا رسید که براساس گزارش آسیا تایمز، میخاییل پوگوسیان اظهار نموده بود که قرار است بودجه برنامه به صورت 50 -50 میان روسیه و هند تقسیم گردد که بر این اساس مجموع سهم هر دوسرمایه گذار تا پایان پروژه به 8 تا 10 میلیون دلار بالغ می گردید و از این رو هندوستان خواستار مجموعا 250 فروند از جنگنده نهایی پاک فا شد که بیشتر آنها می بایست نمونه دو سرنشینه سفارشی مخصوص نیروی هوایی هند باشد.

در سال 20010 مشخص شد که صنایع هواپیمایی هند (HAL) سهمی 20 درصدی ازطراحی پاک فا را نیز از آن خود نموده که این سهم شامل سهیم بودن در طراحی کامپیوتر عملیات و تجهیزات ناوبری، نرم افزار های مورد نیاز و نمایشگرهای چند حالته کابین می گردید.
بر اساس برنامه بودجه ای که شرکتهای درگیر پروژه پاک فا به موافقت دولت رسانده اند قرار است پاک فا رسما تا 2015 پس از اتمام تمامی آزمایشها واردخدمت گردد. هرچند تا همین امروز هم این پروژه تاخیر های زیادی را تجربه نموده است. چرا که در ابتدا پیش بینی تکمیل اولین نمونه برای سال 2007 شده بود که نهایتا تاریخ رسمی پایان کار 2009 اعلام شد، آن هم در شرایطی که الکسی فدرووف مدیرعامل شرکت متحد هوانوردی در مورد آماده شدن پیش نمونه پاک فا تاپایان 2009 برای انجام اولین تستهای پروازی ابراز تردید نموده بود و سرانجام در اواخر 2009 وزیر دفاع جمهوری فدرال روسیه ،سرگی ایوانف، در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار امیدواری کرد که اولین پرواز جنگنده نسل پنجم این کشور در اوایل سال 2010 میلادی صورت پذیرد. به هر شکل ظاهرا سوخو و شرکتهای درگیر در پروژه با وسواس تمام توانسته اند تا حدودی خود را به برنامه از پیش تعیین شده برسانند. آن هم در شرایطی که بسیاری از پروژه های تولید جنگنده امروزه به کندی پیش می روند. گرچه پاک فا هنوز تا ورود به خدمت راهی دراز در پیش دارد.

 

Sukhoi T-50 aircraft picture


طراحی:

پروژه پک فا از بدو شکل گیری به عنوان جایگزین برنامه های ناکام قبلی در رقابت با برنامه جنگنده های نسل پنجم جدید آمریکا F-35 و به خصوص F-22 پا به میدان رقابت گذاشت. در نتیجه بسیاری از هم اکنون در حال تحلیل شانسهای این طرح جدید در برابر جنگنده های ساخت شرکت لاکهید مارتین آمریکاهستند. اما سوخوی T-50 یا آن طور که ناتو بر آن نام نهاده فایرفاکس(روباه آتشین) چگونه جنگنده ای خواهد بود؟

فایرفاکس جنگنده ایست کشیده تر از F-22 رپتور٬ با دهانه بال بزرگتر اما مساحت بال یکسان در عین حال سبکتر. وزن خالی T-50 برابر با 18,500 kg اعلام شده یعنی چیزی بیشتر از یک تن سبکتر از وزن خالی اعلام شده برای رپتور. بر این اساس پیشبینی می شود از نظر طراحی ظاهر جنگنده از بسیاری جهات به طرح اولیه رپتور شباهتهای بسیاری داشته باشد، با این تفاوت که ساختار کلی آن شدیدا از جنگنده های پیشین Su-27 نشات گرفته است. در واقع می توان به نوعی T-50 را یک SU-27 نسل پنجمی دانست. ازنظر کلی می توان گفت که پک فا با جنگنده Su-35S نکات مشترک زیادی دارد، هرچند در مفهوم پایه ای.

این جنگنده از دو دم عمودی تمام متحرک نسبتا کوتاه (با استانداردهای روسی) استفاده می کند که در ویدئوی انتشار یافته از پرواز جنگنده از نظر کلی بسیار شبیه به شیوه مورد استفاده در رقیب ناکام جنگنده رپتور (YF-23) دیده می شود. لبه حمله متحرک بالها نیز توسعه داده شده که مانند یک کانارد (پیش بال) برای جنگنده عمل می نماید. پیشنمونه ای که در 29 ژانویه پرواز آزمایشی 40 دقیقه ای خود را برای اولین بار پشت سر گذاشت به یک جفت موتور توربوفن بهسازی شده AL-31F مجهز بود. این در حالیست که از ابتدا قرار بود اولین پروازهای پیش نمونه اولیه با موتورهای 117S ناپو ساترن صورت پذیرد. در نتیجه مشخص است که موتورهای جنگنده هنوز به بهره برداری نرسیده اند.

گفته می شود پک فا در دو زمینه مشخصا از رپتور برتر خواهد بود: در درجه اول T-50 جنگنده ایست به نسبت چابکتر و دوم آنکه سوخو از هم اکنون مدعیست پک فا توانایی حمل مهمات بیشتری نسبت به رپتور را داراست؛ اما در مقابل آمریکاییها مدعی هستند که احتمالا ضریب رادار گریزی T-50 به نسبت قابل توجهی از رپتور پایینتر است. هر چند این موضوع چندان هم به دور از واقعیت نیست. چرا که اگرچه در بدنه جنگنده روسی عمدتا از کامپوزیت استفاده شده؛ اما در عین حال همچنان در بسیاری نقاط فلز به کار رفته و مشخص نیست که آیا درنمونه نهایی این موارد اصلاح خواهند شد یا خیر. همچنین ورودیهای هوای بزرگ موتور و شکافهای هوای اضافی به سبک جنگنده های فلانکر به علاوه شکل کاناپی به همراه ردیاب مادون قرمز جلوی کابین از مهمترین مواردی هستند که به راحتی باعث افزایش سطح مقطع راداری جنگنده می گردد.

از نظر جنگ افزاری گفته می شود پک فا دارای 10 جایگاه داخلی و دوجایگاه خارجی جنگ افزار است که بر این اساس خواهد توانست تا 8 فروند موشک راداری فعال R-77 آدر یا دو بمب لیزری 1500 کیلوگرمی (ویا ترکیبی از هردو) را در محفظه داخلی تسلیحات خود حمل نماید. این در حالیست که رپتور به صورت استاندارد می تواند در محفظه داخلی خود 6 فروند موشک میانبرد امرام و 2 موشک کوتاه برد سایدوایندر را با خود حمل نماید. از این نظر هر دو جنگندهت قریبا در یک مرتبه قرار می گیرند، جز آنکه به صورت کلی، برد تایید شده آدر نسبت به امرام بیشتر است. به جز موارد ذکر شده تقریبا در باقی موارد T-50 درمقام برابری با F-22 قرار می گیرد. به عنوان نمونه هر دو جنگنده از بیشینه بردی برابر با دو هزار کیلومتر و بیشینه سرعتی برابر با 1.8 ماخ برخوردارند.

هنوز اطلاعات خاصی از کابین T-50 انتشار نیافته؛ اما بر اساس تصاویرمنتشره این کابین به دو نمایشگر کریستال مایع به ابعاد 22.9 در 30سانتیمتر به همراه یک نمایشگر سربالای IKSh-1M و سه نمایشگر کوچک در اطراف کابین مجهز است. این جنگنده همچنین از یک رادار آرایه فازی با ماهیتی نامشخص و برد احتمالی جستجو و رهگیری 350 تا 400 کیلومتر استفاده خواهدنمود که انتظار می رفت اولین نمونه تکمیلی آن در اواخر سال 2010 میلادی آماده یکپارچه سازی با پک فا گردد.
در هر حال اگر چه سوخو امید بسیاری دارد که جنگنده خود را برای 2015 به تولید انبوه برساند؛ اما این دیدگاه را می توان بسیار خوشبینانه در نظر گرفت، چراکه به عنوان مثال اولین پرواز نمونه آزمایشی جنگنده آمریکایی F-22 در 1990 صورت گرفت و دستکم 15 سال برای تکمیل تا ورود به خدمت آن در سال 2005 فاصله افتاد و این در حالیست که بسیاری از ملزومات جنگنده روسی همچون موتور و رادار آماده یکپارچه سازی با جنگنده برای آزمایشهای پروازی و زمینی نیست.به هر شکل کمی دیرتر یا زودتر پک فا نوید دور جدیدی از رقابت های فناورانه میان روسیه و غرب با محوریت آمریکاست که می تواند چرخهای بسیاری از شرکتهایی را که در گرداب رکود اقتصادی گرفتارند، به حرکت در آورد.

آینده برنامه

سوخو در نظر دارد دستکم 5 پیش نمونه از فایرفاکس را برای آزمایشهای تکمیلی تولید نماید. هرچند رسما اعلام شده که تا 2013 فایرفاکس آماده ورود به خدمت خواهد بود، اما در حقیقت روسها امیدوارند که بتوانند پاک فا را تاسال 2015 برای ورود به خدمت و تولید انبوه آماده نمایند و نیروی هوایی روسیه نیز در نظر دارد تا تعداد 200 فروند نمونه تک سرنشینه و 50 فروندنمونه دو سرنشینه آموزشی خریداری نماید؛ اما هنوز مشخص نیست که آیا نیروی هوایی روسیه بودجه کافی برای خریداری این تعداد جنگنده در یک فاصله زمانی کوتاه خواهد داشت یا خیر. به خصوص که قیمت هر فروند پاک فا امروزه چیزی درحدود 100 میلیون دلار برآورد شده که دست کم دو برابر جنگنده MIG-29K تولید2009 بحساب می آید.

از سوی دیگر هندوستان برخلاف روسیه تاکید بیشتری بر روی نمونه دوسرنشینه پاک فا به عنوان یک جنگنده ضربتی چند منظوره دارد. از این روخواهان 200 فروند گونه دو سرنشینه و تنها 50 فروند گونه تک سرنشینه است؛ البته بر اساس اظهارات اعلام شده گونه دو سرنشینه ضربتی پاک فا زودتر ازسال 2017 به تولید نخواهد رسید. در هر شکل T-50 یا هر آنچه پس از این نام خواهد گرفت، شروعی است جدید در بازارهای جنگ افزار جهانی که روسیه امیدواراست با توجه به هزینه های پایین تر آن نسبت به رقیب غربی صادراتیش F-35 و همچنین توانایی اعلام شده بالاتر آن شانس بیشتری برای یافتن مشتری داشته باشد. از دیگر سو روسیه نگاهی نیز به مشتریان قدیمی جنگنده های قبلی خوددارد تا بلکه پیشاپیش بازاری مطمئن برای این جنگنده نسل پنجمی فراهم آورد. با وجود تمامی این پیشبینیها هنوز بسیار زود است تا  نظری قطعی در باب پاک فاT-50 پیش از افشا شدن اطلاعات بیشتر و یا حضور در نمایشگاه های هوایی ارائه کرد.

مشخصات عمومی
•خدمه: ۱ نفر
•طول: ۲۲ متر (۷۲ پا)
•پهنای بال: ۱۴.۲ متر (۴۶.۵ پا)
•ارتفاع: 6.05 متر (19.8پا)
•بال: مساحت 78.8 متر۲ (848.1 پا)
•وزن خالی: ۱۸۵۰۰ کیلوگرم (۴۰۷۸۵ پاند)
•وزن بارگیری: ۲۶۰۰۰ کیلوگرم (۵۷۳۲۰ پاند)
•بار مفید: ۷۵۰۰ کیلوگرم (بارجنگی) (۱۶۵۳۴ پاند)
•بیشینه وزن برخاست: ۳۷۰۰۰ کیلوگرم (۸۱۵۷۰ پاند)
•پیشرانه: ۲× موتور جدید نامگذاری نشده تولید انپیاو ساتورن و FNPTSMMPP سالیوت هر یک ۱۷۵ کیلونیوتن
•بیشینه وزن سوخت: ۱۰۳۰۰ کیلوگرم ۲۲۷۱۱ پاند
عملکرد
•سرعت بیشینه: ۲۶۰۰ کیلومتر بر ساعت (2.45ماخ) (در ارتفاع ۱۷۰۰۰ متری) (۱۶۱۵ مایل بر ساعت (در ارتفاع ۴۵۰۰۰ پایی))
•سرعت پیمایش: ۱۳۰۰-۱۸۰۰ کیلومتر بر ساعت (۸۰۸-۱۱۱۸ مایل بر ساعت)
•برد: ۴۰۰۰ تا ۵۵۰۰ کیلومتر (۲۵۰۰-۳۱۰۰ مایل)
•سقف پروازی: ۲۰۰۰۰ متر (۶۵۶۱۶ پا)
•نرخ اوجگیری: ۳۵۰ متر بر ثانیه (۱۱۸۴ پا بر دقیقه)
•بارگیری بال: ۳۳۰-۴۷۰ کیلو بر متر مربع(۶۷-۹۶ پاند بر فوت مربع)
•نسبت نیرو به وزن: ۱/۴
•بیشینه بار جی : +۱۰/۰ - +۱۱/۰ جی
جنگ افزار
•توپها: ۱×۳۰ میلیمتری جیش-۳۰-۱
•جایگاهها: ۱۰×داخلی، ۶×خارجی برای موشکهای آر-۷۴ام و آر-۷۷ام

پی نوشت: پک فا (PAK FA) مخفف انگلیسی هواپیمای تاکتیکی پیشرفتهٔ آینده می باشد.


 http://airtoair.blogfa.com/

  • هوانورد

     aerocenter.ir

  • يوروفايتر تايفون-EF-2000

     

     

    در بسیاری از موارد، یورو فایتر با کد EF-2000، یکی از پیشرفته ترین جنگنده هایی به شمار می آید که تا کنون سینه آسمان را شکافته است. این هواپیما، به منظور ایجاد استقلال هوایی از هواپیماهای آمریکایی توسط اروپاییان طراحی شده و هواپیمایی بسیار چابک در سطح هواپیمای اف-16 فالکون و حتی بیشتر است. کارائی بسیار بالا و توانایی مانور عالی به دلیل اندازه متوسطش، نشان از هنر طراحان آن دارد.

     

      این هواپیما به گونه ای طراحی شده که می تواند نبرد های بسیار دور یا ماورای دید بصری انسان و در عین حال، ماموریت های داگ فایت یا نبرد نزدیک را نیز به شایستگی انجام دهد. علاوه بر توانایی های فراوان در ماموریت های هوا به هوا با جنگنده های دیگر، این جنگنده چالاک می تواند به راحتی از پس اهداف زمینی نیز بر آید. اولین پرواز این هواپیما، در مارس 1994، یعنی حدود ده سال پیش انجام گرفته و در سال 2001 نیز وارد خدمت گردید که از این جهت، می توان آن را در مقایسه با جنگنده های دیگر عضوی جوان و البته بسیار جدید از خانواده جنگنده های اروپایی محسوب کرد.

    این هواپیما، از سیستم بسیار پیچیده کامپیوتری پرواز با سیم بهره می برد، یعنی کنترل ها به صورت مکانیکی توسط نیروی دست خلبان صورت نمی گیرد بلکه فرامین به کامپیوتر منتقل شده و پس از پردازش نهایی، این دستورات به جک های هیدرولیکی سطوح کنترلی منتقل شده و تغییر جهت لازم صورت می پذیرد. این هواپیمای تک یا دو نفره، از دو موتور توربوفن نسبتاً کوچک با کد EJ200 برای پیشرانش خود استفاده می کند که قابلیت هایی چون نسبت قدرت به وزن بالا، مورد اعتماد بودن در تمام شرایط و طراحی مجتمع برای یوروفایتر تایفون فراهم می کنند. این هواپیما همچنین قادر است با حداکثر سرعتی معادل 2 ماخ پرواز کرده و از امکاناتی چون سوخت گیری هوا به هوا نیز بهره مند گردد. چون این هواپیما، جنگنده ای نسبتاً سبک و در عین حال نیرومند می باشد، برای برخاست تنها به 700 متر باند پروازی احتیاج دارد.

    Eurofighter EF-2000 Typhoon S aircraft picture

    قابل توجه است که این هواپیما نیز مانند اکثر جنگنده های اروپایی از بالهای دلتا یا مثلثی شکل بهره می برد و به این جهت که در انتهای آن سکان افقی یا دم هواپیما وجود ندارد، این سکان به قسمت جلو منتقل شده و اصطلاحاً «کانارد» نامیده می شود. البته سیستم کانارد و بالهای دلتا شکل مزیت هایی چون دیر استال یا وامانده شدن را دارند اما به دلیل نقایص و عیب های دیگری که دارند، هواپیماهای آمریکایی از این نوع طراحی استفاده نمی کنند. در این هواپیما جمعاً 13 مقر سلاح یا پایلون در نظر گرفته شده که 5 عدد آنها زیر بدنه و 8 عدد در زیر بال ها قرار گرفته اند. این هواپیما، می تواند در این مقرها از موشک های کوتاه برد هوا به هوا نظیر AIM-9 سایدوایندر و یا موشک های میان برد نظیر AIM-120 آمرام برای نبرد های هوایی و از بمب ها و موشک های ضد زره هدایت لیزری بهره جوید.

    گفتنی است که این هواپیما به صورت مشترک میان چند کشور اروپایی و برای برطرف کردن نیاز آنان به جنگنده ای با توانایی هایی در حد و حدود جنگنده اف-16 آمریکایی طراحی گشته و ساخته شده است.نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا، به منظور جایگزین سازی این هواپیما با هواپبماهای قدیمی تورنادو اف-3 و جاگوار تعداد 232 فروند از این هواپیما را سفارش داده که تحویل این هواپیما ها از سال 2002 آغاز شده و تا سال 2014 ادامه خواهد یافت. در کل، خلبانان این هواپیما، پرواز با این جنگنده را نشاط آور توصیف کرده و پرواز با آن را به هر خلبان نظامی توصیه می کنند.


    http://airtoair.blogfa.com/

  • هوانورد
  • F 14 TOMCAT

    specification
    type fleet defence interceptor-f14 D
    crew 2
    powerplant two 12.247kg  (27.000lb) thrust general electric F110-GE-400 turbofans
    max speed 1988km/h (1235mph) at altitude
    service celling 16.150m-53.000ft
    max range 1994km-1239 miles-with full weapons load
    wing span 19.55m-64ft 1in unswept.11.65-38ft 2in swept
    length 19.10m-62ft 8in
    height 4.88m-16ft
    weight 33.72kg-74.349lb loaded
    armament one20mm-0.79in m61A1 vulcan rotory cannon.plus a combination of AIM-7 sparrow medium-range      AAMs.AIM-9 short-range AAMs.and AIM-54 Phoenix long-range AAMS
     

     تاریخچه و چگونگی تولد جت فوق پیشرفته تامکت:بر همگان آشکار است که دوران پس از جنگ جهانی دوم، دوران رقابت دو بلوک شرق و غرب و به سخن دیگر، ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق بوده است. در آن زمان که از آن با نام «جنگ سرد» یاد می شود، تمرکز رقابت دو کشور آشکارا بر سر نیروی هوایی و صنعت هواپیمایی بود. در دهه شصت میلادی، ایالات متحده با طراحی و تولید جنگنده قرن، یعنی اف-4 فانتوم، گوی سبقت را از شوروی سابق ربود. فانتوم به جرات یکی از پرآوازه ترین هواپیماهای نظامی بوده که در طول تاریخ هوانوردی نظامی به تولید رسیده است. این هواپیما، برای نیل به هدف های نیروی هوایی ایالات متحده و همچنین حفاظت از ناوهای هواپیمابر آن کشور طراحی شده بود و در دوران جنگ ویتنام، شمار بسیاری از میگ های شوروی سابق را نابود کرد. اسرائیل با بهره گیری از همین هواپیما، حدود 400 فروند از هواپیماهای اعراب را در همان دو روز نخست جنگ ساقط نمود. اف-4، به دلیل ویژگی های منحصر به فردش، از کشورهای هم پیمان آمریکا نیز طرفداران بسیاری داشت و همچنان که می دانیم به کشورهای نسبتاً زیادی نیز فروخته شد. اما آرام آرام، با گسترش و پیشرفت هواپیماهای ساخت شوروی، به تدریج ضعف نسبی فانتوم در برابر تهدید هواپیماهایی چون میگ 25 شوروی بیش از پیش آشکار گردید. در نتیجه، در اواخر دهه 60 میلادی، وزارت دفاع ایالات متحده، پروژه T.F.X را برای ساخت یک جنگنده ناونشین نوین به مناقصه گذاشت. از میان حدود 6.000 طرح پیشنهادی، طرح هواپیمای اف-14 تامکت از سوی شرکت گرومن برگزیده شد و بدین گونه بود که دوران طلایی جنگنده تامکت، آغازیدن گرفت.

     اف-14 تامکت چگونه هواپیمایی بود:در طرح شرکت گرومن، هواپیمای اف-14 تامکت هواپیمایی نسبتاً در اندازه های بزرگ، دو سرنشینه، دو موتوره و بال متغیر بود. این هواپیما، می بایست دارای سرعت برخاست و فرود کمی برای انجام عملیات از روی ناوهای هواپیمابر بوده و قادر باشد به اطمینان هرچه تمام تر، ایمنی ناوهای هواپیمابر را تامین نماید. در حقیقت، طراحی هواپیمای اف-14 از طرح هواپیمای اف-111TF-30-P414A ساخت شرکت پرات اند ویتنی بودند که اصلاً یک نمونه ارتقاء یافته از موتورهای هواپیمای اف-111 بود. که یک بمب افکن سبک نیروی هوایی بود مشتق شد. اما ویژگی های جدیدی چون وزن به مراتب کمتر، موتورهای تازه طراحی شده و قدرتمند تر، سیستم تسلیحاتی و کابین مدرن تر، همه و همه عواملی بود که تامکت را به طور کلی از اف-111 متمایز می ساخت. اف-14 تامکت با دارابودن طولی حدود 20 متر، جنگنده ای در کلاس جنگنده های بزرگ از نظر ابعاد به شمار می آمد. فاصله دو سر بالهای آن، در حالت بسته به 10 متر و در حالت کاملاً باز به حدود 19 متر می رسید. به واسطه به کار بردن سیستم های شناسایی و راداری پیشرفته، وجود دو خلبان برای تکمیل عملیات امری بود کاملاً اجتناب ناپذیر. از نظر طرح کلی بدنه و سازه، هواپیما ابتداً از یک قسمت دماغه ی متشابه با دیگر هواپیما ها برای جا دادن خلبانان تشکیل می شد. اما علی رغم طراحی های مرسوم با بدنه باریک و موتورها نزدیک به هم، این هواپیما دارای بدنه ای عریض و پهن اما باریک بود و موتورها با فاصله ای غیر معمول، دور از هم و در دو طرف بدنه به طور موازی و در یک ساختار مرکزی شکل گرفته بودند. ترمزهای هوایی اف-14، شامل دو صفحه به شکل بال های پروانه بود که در قسمت انتهایی هواپیما و از بین دو موتور، یکی در سطح بالایی بدنه و یکی در سطح زیرین به ترتیب به سمت بالا و پایین باز می شدند که برای کاهش سرعت اضطراری، بسیار کارا و مفید عمل می کردند. هواپیمای تامکت برای نخستین بار، طرح دو سکان عمودی را برای کنترل هر چه بهتر هواپیما در سرعت های بالا، و همچنین در شرایطی که یکی از موتورها از کار باز می ایستاد، به کار گفت. این طرح، بعد ها در اکثر جنگنده های بعدی ساخت ایالات متحده به جز اف-16 معمول شده و سپس به وسیله خانواده سوخو 27 روسی، تقلید شد.

    ویژگی های منحصر به فرد تامکت

    بال های متغیر: همانطور که قبلاً گفته شد، لازم بود اف-14 تامکت هواپیمایی باشد با قابلیت برخاست و فرود در سرعت های بسیار پایین؛ و این ویژگی برای تسهیل عملیات از روی ناوهای هواپیمابر مورد نظر بود. نتایج تحقیقات شرکت گرومن، به جایی رسید که معلوم شد هواپیمای تامکت، باید هواپیمایی با بال های متغیر باشد تا بتواند به خوبی با سرعت های نسبتاً کم تیک آف نموده و سپس بتواند با همین پیکربندی، در سرعت های بالا نیز کروز کرده و مشکلی برای پرواز مافوق صوت هم نداشته باشد. بال های متغیر هواپیمای اف-14، با نهایت دقت و ظرافت طراحی شده و نتیجتاً، آزمایش ها بر روی این بال ها، حکایت از کارایی فوق العاده و بی نقص این نوع بال ها داشت. بال های تامکت، با قابلیت تغییر زاویه از 20 درجه در حالت کاملاً باز تا 68 درجه تا حالت کاملاً بسته طراحی شد. کارشناسان شرکت گرومن، اهرمی را در کابین خلبان تعبیه کردند که بدان وسیله، خلبان می توانست بال های هواپیمایش را تا 75 درجه برای جاگیری کمتر روی عرشه ناوهای هواپیمابر ببندد. در سرعت های پایین، بال ها تماماً گسترده شده و با کمک فلپ ها، بیشترین نیروی برا را برای برخاست فراهم می کردند. به تدریج با افزایش سرعت، بال ها برای افزایش عدد ماخ بحرانی، به سمت عقب مایل شده و از تولید نیروی پسای اضافی جلوگیری می نمایند. تمام عملیات تغییر زاویه بال ها بدون دخالت خلبان و تنها به وسیله یک کامپیوتر درونی ویژه کنترل می شود. ناگفته نماند، سیستم بال های متغیر به دلیل طراحی ویژه سامانه ی بسیار گران قیمتی است و در هواپیماهای جنگنده ی بعدی ایالات متحده، به کار گرفته نشد.

    سیستم موشکی فینیکس: تمامی جنگنده های نسل سوم به بعد ایالات متحده، از موشک های تقریباً یکسانی بهره می برند: سایدوایندر، اسپارو، و یا آمرام. حتی جنگنده ای چون اف-15 ایگل که بسیار شناخته شده است، از موشک های نسبتاً معمولی و مشابهی بهره می برد. اما این قضیه در مورد تامکت صدق نمی کند. هواپیمای اف-14، برای استفاده از سیستم موشکی جدیدی به نام فینیکس یا Phoenix ساخته شده بود و ترکیب تامکت-فینیکس، یک ترکیب جدا نشدنی است. موشک دوربرد فینیکس با کد AIM-54، موشکی هوا به هواست با قابلیت هدف قراردادن اهدافی در فاصله ی بیش از 160 کیلومتر بر ساعت، در هر ارتفاع، هر ساعت از شبانه روز و هر نوع شرایط آب و هوایی. هواپیمای تامکت قادر به حمل 6 فروند موشک فینیکس در هر پرواز است که تعدادی واقعاً چشمگیر است. رادار فوق العاده پیشرفته پالس دوپلر AWG-9 یک رادار چند حالته است که قادر به شناسایی بیست و چهار هدف به طور همزمان و شلیک مستقیم به شش عدد از آنان می باشد. البته این سیستم که در دهه 1960 طراحی شده است، یکی از قدیمی ترین سیستم های رادار هوا به هوا می- باشد اما، هنوز هم بسیار پرقدرت می نماید و با استفاده از نرم افزار های کنترلی جدید توانایی های آن برای تبدیل به یک سیستم برای قرن بیست و یکم افزایش یافته است. موشک یک میلیون دلاری فینیکس، موشکی با قابلیت «شلیک کن و فراموش کن» است. این ویژگی بدین معنیست که خلبان پس از شلیک موشک، نیازی به قفل ماندن رادار هواپیما بر روی هدف ندارد و می تواند آزادانه به نبرد با جنگنده های دیگر دشمن بپردازد. همچنین شاید هدف مورد نظر، بسیار دور باشد که در این صورت، قفل ماندن رادار به مدت زمان طولانی بر روی هدف، کار عاقلانه ای به نظر نمی آید. بدین صورت است که هنگامی که موشک فینیکس هدف خود منهدم می سازد، هواپیمای تامکت شلیک کننده آن، می تواند به فرودگاه خود رسیده و حتی خاموش و در آشیانه پارک هم شده باشد. این مورد حتی در مورد شش هدف هم زمان نیز صادق است. سیستم موشکی فینیکس یکی از عوامل بالقوه ایست قدرت مافوق تصوری به تامکت بخشیده است.
     
    اف-14 تامکت، در خدمت نیروی هوایی ایران
    در همان سال های آغازین تولید هواپیمای تامکت، جت فوق پیشرفته ای که به دلیل پیچیدگی آن به «کامپیوتر پرنده» مشهور شده بود، کشورهای زیادی از جمله اسرائیل، یعنی هم پیمان نزدیک آمریکا خواستار دریافت این عقاب تیز پرواز حتی در برابر پرداخت بهای گزاف شدند، اما ایالات متحده این هواپیما را به هیچ یک از کشورهای خواهان در آن زمان نفروخت. در آن سال ها، در طی سفر ریچارد نیکسون رییس جمهور وقت آمریکا به ایران، حکومت آن زمان ایران در خواست خرید هواپیمای پیشرفته ای را برای دفع خطر های احتمالی از سوی میگ های 25 شوروی که آزادانه بر فراز ایران پرواز می کردند، به وی تقدیم کرد. نیکسون، هواپیماهای اف-15 ایگل و اف-14 تامکت را پیشنهاد داد، که نهایتاً تامکت به عنوان هواپیمای خریداری شده انتخاب گردید. گفته می شود که در آن زمان، به دلیل پیچیدگی و هزینه زیاد طرح تامکت، شرکت گرومن با تولید هفت پیش نمونه تامکت برای نیروی دریایی ایالات متحده، در شرف ورشکستگی قرار گرفته بود. اما وام چند میلیون دلاری حکومت آن زمان ایران به این شرکت برای تولید 10 فروند تامکت برای نیروی هوایی ایران، گرومن را از ورطه نابودی اقتصادی بیرون کشانید. جالب است بدانید که هم زمان با سفارش ایران، کشور عربستان هم درخواست کرده بود به جای هواپیمای اف-15، هواپیماهای اف-14 در مقابل بهای بیشتر به آنان تحویل داده شود، اما ایالات متحده اظهار داشته بود که :«اف-14 تامکت هنوز برای خلبانان عرب زود است.» این گفته، نشان دهنده مهارت، تجربه و سابقه زیاد خلبانان ایرانی داشت که برای پرواز با پرنده 40 میلیون دلاری انتخاب شده بودند.از هشتاد فروند هواپیمای سفارشی اف-14 تامکت A، تا زمان وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی، به دلیل قطع روابط سیاسی با آمریکا، تعداد 79 فروند آن ها به همراه 245 فروند موشک فینیکس تحویل ایران شد که نخستین فروند آن ها با رنگ آمیزی خاص بدنه، در تاریخ بیستم بهمن ماه سال 1354 در فرودگاه مهرآباد به زمین نشسته و طی مراسمی، تحویل ناوگان نیروی هوایی ایران شد. در طی سال های جنگ تحمیلی، هواپیماهای فوق پیشرفته تامکت به همراه فانتوم های ایران، خسارات جبران ناپذیری را به نیروی هوایی عراق وارد آوردند که اگر تقویت بعدی عراق بعثی توسط غرب صورت نمی گرفت، نیروی هوایی عراق در ابتدا به طور کلی نابود و تقریباً فلج گشته بود. در زمان جنگ، تبلیغات گسترده ای در مورد اینکه تامکت های ایرانی به دلیل کمبود قطعات یدکی قادر به پرواز نیستند و حتی اگر بتوانند پرواز هم بکنند، هیچ گاه قادر نیستند که جنگنده های عراق را نابود سازند.
     
    Grumman F-14A Tomcat aircraft picture
    Guards of Persia

    اما در جنگ خلیج فارس، خلبانان اف-14 نیروی دریایی آمریکا اظهار داشتند که زمانی که هواپیمای آنان در صحنه نبرد پدیدار می شد، هواپیماهای عراقی بدون هیچ درگیری بعدی به سرعت آسمان را ترک می گفتند. گویا از تامکت های ایرانی در زمان جنگ تحمیلی، خاطره چندان خوشی برای خلبانان مبتدی عرب باقی نمانده بود، به طوری که حتی گفته می شد که فرمانده نیروی هوایی عراق به خلبانان فرمان داده است که در صورت مشاهده تامکت های ایرانی، به سرعت عقب نشینی کرده و درصدد مقابله با آن بر نیایند؛ چرا که پیروز نبرد از ابتدا معلوم بود.


    منابع.

    http://airtoair.blogfa.com/

    http://newcoy.persianblog.ir/
     

    آرشیو هواپیماهای جنگنده

     
     
     
     
     
     
     

     
     


    » AMX             ایتالیا و برزیل
     » F-2               ژاپن
     » J-10            چین
    » صاعقه         ایران

     

    طولانی ترین پرواز جهان: Zephyr

    این پرنده بدون سرنشین رکورد دار 3 و نیم روز معادل 82 ساعت و 37 دقیقه پرواز بدن توقف بر فراز منطقه نظامی در آریزونای آمریکاست. رکورد قبلی متعلق به Global Hawk با مدت زمان پرواز 30 ساعت و 24 دقیقه است. مدت زمان پرواز قبلی Zephyr 54 ساعت بوده که در سال گذشته به دست آمده است.

    در یک نگاه Zephyr پرنده ای بسیار سبک از جنس فیبر کربن است و توسط انرژی خورشیدی که از طریق صفحات بدون شکل سیلیکون جذب می شود به پرواز در می آید. این صفحات ضخامتی به اندازه یک برگ کاغذ دارند و تمام سطح بالها را پوشش می دهند. جهت ادامه پرواز در شب هواپیما به باتری های قابل شارژ از جنس "لیتیوم سولفور" ساخت مؤسسه SION مجهز شده و در طول روز شارژ شده و انرژی لازم را جهت پرواز در شب و نبود نور کافی فراهم می سازد. پروژه Zephyr جهت انجام مشاهدات زمینی، تقویت ارتباطات در پشتیبانی عملیات دفاعی شکل گرفته است.

    Zephyr قابلیت پرواز خودکار و هدایت ماهواره ای را داراست و در این پرواز توانست به ارتقاع 18,288 متر از سطح دریا دست پیدا کند . لازم به ذکر است که این وسیله پرنده به ابزارهای دیده بانی نظامی مجهز شده است تا به این وسیله بتوان فرصت کافی را جهت اقدامات لازم فراهم کرد.

    وزارت دفاع انگلستان این پروژه را بسیار کارامد دانسته و در اجرای آن با مؤسسه تحقیقات دفاعی آمریکا همکاری می کند تا جهت استفاده تکمیل گرددو این اولین بار است مؤسساتی از دو کشور مختلف روی یک پروژه تحقیقات نظامی به صورت مشترک کار می کنند.


    http://airtoair.blogfa.com/

     

    سوخو ۲۷ فلانکر

    در سال 1969 دفتر طراحي سوخو طراحي جنگنده دوربرد تك سرنشينه جديدي را آغاز كرد كه آن را (( تي 10 )) ناميد . مراحل طراحي و ساخت ، چنان به درازا كشيد كه اولين فروند از ده فروند پيش نمونه اوليه تي – 10 در 20 مه 1977 براي نخستين بار پرواز كرد. چون مطالعات رايانه اي نشان داد كه طرح جديد ، در مقايسه با رقيب غربي اش ، يعني اف-15 آمريكاي ، ويژگي هاي ضعيف تري دارد ، ميخائيل سيمونوف تصميم به تكرار مراحل طراحي گرفت . با حفظ بعضي از قسمتهاي نماي عمومي طرح ، بقيه قسمتها مجددا طراحي شد ، و هفتمين فروند پيش نمونه تي-10 با ساختار اصلاح شده اي در 20 آوريل 1981 پرواز كرد . ويژگي اين طرح اصلاح شده ، ناپايداري آئروديناميكي هواپيما بود كه با استفاده از سيستم كنترل پرواز با سيم مهار مي شد . پس از آزمايشهاي پروازي ، هواپيماي جديد را سوخو-27 ناميدند ، و از سال 1983 توليد آن را آغاز كردند


    شباهت ظاهري سوخو 27 با ميگ 29 نشان مي دهد كه هر دو گروه طراح ميگ و سوخو از يك برنامه مطالعات مركزي براي مقابله با جنگنده هاي نسل جديد آمريكايي بهره برده اند . پيش آمدگي ريشه بالها و وروديهاي بزرگ و دوبعدي هواي موتورهاي سوخو 27 بسيار شبيه ميگ 29 است ؛ ولي بلند تر بودن ارابه هاي فرود ، حمل تسليحات بيروني بيشتري را براي طرح سوخو ميسر مي سازد. سوخو 27 با وجود جثه نسبتا بزرگش به مدد سيستم كنترل پرواز با سيم ، عملكرد پروازي قوي و قدرت مانور بسيار زياد ( به ويژه در ارتفاع پايين ) دارد. ويكتور پوگاچف ، سرخلبان آزمايشي كارخانه سوخو ، با استفاده از قدرت مانور بسيار زياد سوخو 27 مانور جديدي را با نام كبري  ابداع كرده است . در اين مانور پوگاچف با كاهش سرعت هواپيما ، زاويه پيچ آن را به حدود 130 درجه مي رساند ، و در شرايطي كه سرعت پيش روي هواپيما صفر مي شود و كمي به عقب مي لغزد با افزايش توان موتور ها آن را به وضعيت عادي باز مي گرداند( اين مانور فقط در مدل تك سرنشينه قابل استفاده مي باشد ).

    هواپیمای سوخو ۲۷ فلانکر در اواسط دهه هفتاد میلادی به منظور مقابله با تهدید هواپیماهای نوین غربی مانند هواپیمای اف-۱۵ و اف-۱۶ طراحی شد. هواپیمای جنگنده فلانکر با دارا بودن سیستم پرواز با سیم، طراحی پیشرفته و توانایی حمل بیش از ده موشک هوا به هوا، یکی از پر ابهت ترین هواپیماهایی است که تا به حال ساخته شده است.اولین نمونه این هواپیما در سال ۱۹۷۷ اولین پرواز خود را انجام داده و سرانجام در سال ۱۹۸۴ با نام فلانکر بی وارد خدمت گردید.


    این هواپیما، در حقیقت باعث تشکیل خانواده ای از هواپیماها با نام خانواده فلانکر گردیده و بسیاری از هواپیماهای ساخته شده بعد از این جنگنده، با نام های مختلفی اما با دارا بودن ویژگی های ظاهری و مشخصات دیگر تقریباً یکسانی، از خانواده فلانکر شناخته می شوند. به طور نمونه، از این هواپیما نمونه ای با توانایی انجام عملیات از روی ناو هواپیمابر و بال های تا شونده نیز با نام سوخو ۳۳ تولید شد که تقریباً مشابه این هواپیما بود. فلانکر با وجود آنکه تقلید ناهمگونی از هواپیمای اف-۱۴ تامکت است و حتی در ابتدای تولید دارای سیستم بال های متغیر نیز بوده، نمونه ی کاملی از یک هواپیمای نسبتاً سبک با قابلیت مانور بالا و با توانایی بالای انجام ماموریت های رهگیری و برتری هوایی است.

    این هواپیما برای شکار اهداف هوایی قابلیت حمل موشکهای هوا به هوای آلامو و آرچر را داشته و از یک توپ سی میلیمتری نیز برای نبرد های هوایی بسیار نزدیک بهره می برد. شایان ذکر است که کل مقدار تسلیحاتی که به وسیله این هواپیما قابل حمل است، مقدار نسبتاً مناسب ۶ تن می باشد. این هواپیما، قادر به انجام ماموریت در هر آب و هوا و در هر ساعت از شبانه روز بوده و برد آن نیز حتی بدون داشتن سیستم سوخت گیری هوا به هوا به میزان ۱/۵۰۰ کیلومتر و حداکثر برد با مخازن اضافی و سرعت کروز به میزان ۴/۰۰۰ کیلومتر نیز می رسد. فلانکر برای پیشرانش خود از دو موتور AL-31 توربوفن قدرتمند با کشش استاتیکی معادل ۱۲/۵۰۰ کیلوگرم بهره می برد و به همین جهت دارای حداکثر سرعت بالایی معادل ۲/۵۰۰ کیلومتر بر ساعت در ارتفاعات می باشد. این هواپیما، با طولی معادل ۲۱ متر و فاصله دو سر بال ۷۰/۱۴ متر، از حیث اندازه در کلاس هواپیماهایی مانند اف-۱۴ تامکت قرار می گیرد. بال های این هواپیما چه از نظر طولی چه از نظر عمودی در وسط بدنه قرار گرفته اند.


    این هواپیما، دارای سکان عمودی دوگانه، مشابه با بیشتر هواپیماهای غربی نوین مانند اف-۱۵ است که پرواز هواپیما را بالانس کرده و به آن ثبات بیشتری می دهد. این هواپیما برای کاهش مسافت نشستن خود از سیستم ترمز چتری استفاده می کند که پس از نشستن هواپیما بر روی باند، از ناحیه لوله ای شکلی که در بین انتهای دو موتور این هواپیما قرار گرفته است، دو چتر باز شده و بیرون می آیند و با به دام انداختن هوا، از سرعت هواپیما به طرز قابل ملاحظه ای می کاهند. لازم به ذکر است که چنین سیستم کاهش سرعتی در هواپیمای فانتوم نیز به کار رفته است. ترمز هوایی فلانکر نیز به صورت یک صفحه است که از ناحیه وسط و بالای بدنه هواپیما جدا شده و توسط یک جک هیدرولیکی بلند می شود و بدین ترتیب سرعت هوایی هواپیما را کاهش می دهد.

    مشخصات كلي :


    نام غربي ...................................................................... ........... فلانكر

    كشور سازنده ...................................................................... ... اتحاد جماهير شوروي

    شركت ...................................................................... ............. سوخو

    موتور ...................................................................... ............... دو موتور توربو فن ساتورن / ليولكا ( اي . ال . 31 . اف )

    طول هواپيما ...................................................................... ..... 935/21 متر

    ارتفاع ...................................................................... ................ 935/5 متر

    وزن (عادي) ...................................................................... ...... 22000 كيلوگرم

    وزن ( بيشترين )..................................................................... .. 30000 كيلوگرم

    كشور هاي دارنده ....................................................................

    روسيه / چين / ويتنام/اكراين

    انواع مدل ...................................................................... .......... 8 مدل

    Su-27 A \ Su-27 P \ Su-27 S \ Su-27 UB \ Su-27 LL-PS \ Su-27 K \ Su-27 KU \ Su-27 PU

    قيمت ...................................................................... ................ حداقل 40 ميليون دلار

    مسلسل ...................................................................... ............

    30 mm DP GSh-301

    انواع موشك هاي قابل استفاده ...............................................

    4 AA R-27 (R-27R, R-27T, R-27TE)

    6 AA R-73

    AS

     



    Click to view this image at its original size
    Click on the image to view it at its original size
    Click to view this image at its original size
    Click on the image to view it at its original size

    http://airtoair.blogfa.com/
    هوانورد

    رافال جنگنده ی هزاره سوم

     

    می توان به جرأت اظهار کرد که دیگر همانند گذشته، توانایی ساخت هواپیماهای جنگنده تنها تحت سلطه کشور به خصوصی مانند ایالات متحده نیست و کشورهای دیگر نیز امروزه همگام با صنعت روز هوانوردی، با جدیت مشغول به طراحی و تولید هواپیما های جنگنده بومی می باشند.اما در این میان، دو کشور اروپایی، یعنی فرانسه و انگلیس و البته تا حدودی نیز آلمان، گوی سبقت را از دیگران ربوده و به سرعت در حال تولید جنگنده هایی هستند که به خوبی از پس حریفان آمریکایی خود بر آمده و آنان را از میدان نبرد، به در می کنند. کشور فرانسه، با سابقه زیاد در طراحی و ساخت هواپیماهای مسافربری و نظامی، هم اکنون در حال طراحی مدل های جدیدی از هواپیماهای جنگنده می باشد که شاخص ترین آن ها، جنگنده رافال Rafale است. این جنگنده، که در حقیقت همان ادامه دهنده راه اسلاف خود یعنی جنگنده های مشهور میراژ، جگوار، سوپر اتاندارد است، به منظور جایگزینی جنگنده های قدیمی توسط نیروی هوایی فرانسه سفارش داده شد.

                                     
    این جنگنده، که می توان تا حدودی آن را جنگنده ای جوان و جدید نامید، در سال 2001 و در عملیات جنگ افغانستان عملکرد و برتری آشکار خود را بر شناخته شده ترین هواپیماهای ناونشین، یعنی F-18 Hornet و F-14 Tomcat به جهانیان ثابت نمود. رافال هواپیمایی دو موتوره با قابلیت حمل بازه گسترده ای از تسلیحات هوا به هوا و هوا به زمین می باشد که در عین حال، هواپیمایی بی نهایت تغییر پذیر است و به سرعت می تواند نقش خود را از برتری هوایی به شناسایی، حملات دریایی و یا زمینی تغییر دهد. در کاکپیت این جنگنده، از سیستم های اویونیک یا سیستم های الکترونیکی بسیار پیشرفته ای بهره برداری شده است؛ مانند سیستم HUD هولوگرافیک با زاویه دید بالا ساخت شرکت تالس اویونیک که اطلاعات ماموریت را به وفور در جلوی دید خلبان حاضر می نماید، دوربین های CCD و همچنین صفحه نمایش های لمسی در طرفین خلبان که اطلاعات تاکتیکی موقعیت حاضر را ارائه کرده و به او امکان تصمیم گیری به موقع را می دهد. در مورد تسلیحات این جنگنده باید اظهار نمود که این هواپیما قادر به حمل بیش از 9 هزارکیلوگرم جنگ افزار هوا به هوا یا هوا به زمین از انواع مختلفی چون موشک های میکا، ماژیک، سایدوایندر، آپاچی، اگزوست، ماوریک، هارپون و بمب های هدایت لیزری GBU-12 بسته به نوع ماموریت می باشد. چنانکه پیش بینی نیز می شود، قرار بر این است که این جنگنده مدرن از سال 2006، به بمب های فوق دقیق هدایت لیزری یا GPS ماهواره ای ساژم AASM نیز برای منهدم ساختن هدف های دشوار زمینی مجهز گردد. این جنگنده، همچنین از دو توپ مسلسل با قدرت آتش 2500 گلوله در دقیقه ساخت GIAT نیز برای نبرد های هوایی نزدیک بهره می جوید. این جنگنده از نظر جنگ الکترونیک نیز برتری خود را حفظ کرده است؛ چه، با در اختیار داشتن سیستم های هشدار تهاجم، گیرنده و آشکار ساز لیزری و سیستم های مغشوش کننده رادار دشمن از توانایی قابل قبولی برخوردار است.



    با مجهز شدن این هواپیما به سیستم راداری RBE2، این جنگنده از قابلیت هایی چون نگاه به پایین و شلیک به پایین نیز بهره مند شده قابلیت ردیابی همزمان 8 هدف و شناسایی تهدیدات هوایی به نحو احسن را نیز داراست. طول بالهای دلتا شکل این جنگنده حدود 11 متر و طول خود هواپیما در حدود 10 متر می باشد و در عین حال، از مساحت بالی به میزان 45 متر مربع بهره می برد. این جنگنده مدرن از دو موتور M88-2 ساخت سنکما، برای فراهم آوردن نیروی پیشران خود استفاده می نماید که البته هریک نیروی کشش استاتیکی معدل 75 کیلونیوتن را با پس سوز فراهم می آورند که در اصل ورودی های این موتورها، در زیر سکان افقی هواپیما واقع شده است! البته، تعجب نکنید. واقع شدن ورودی هوا زیر سکان افقی، به این دلیل است که این هواپیما از نوع کانارد می باشد، یعنی سکان افقی آن که غلتش حول محور عرضی را کنترل می کند، به صورت دو بالچه در جلو واقع شده است و در عوض، در قسمت انتهای هواپیما هیچ گونه سطح کنترلی مشاهده نشده و بال ها تا انتهای خروجی های موتور امتداد یافته اند.موتورهای قدرتمند این جنگنده، رسیدن آن را به سرعتی معادل 8/1 ماخ و داشتن سقف پروازی برابر با 55 هزارپا را امکان پذیر ساخته اند که توانایی هایی بهینه برای جنگنده ای در این کلاس محسوب می شود. ناگفته نماند که این جنگنده در انواع گوناگونی برای ماموریت های متفاوت عرضه می گردد. این مدل ها عبارتنداز: مدل B این جنگنده در اصل برای استفاده نیروی هوایی طراحی گشته و هواپیمایی دو نفره شامل سرخلبان و افسر تسلیحات نظامی می باشد. مدل C نیز مانند مدل قبل برای نیروی هوایی تولید شده و در چندی از موارد بهبودیافتگی هایی نیز نسبت به مدل قبلی مشاهده می شود. مدل M نیز جنگنده ای تک نفره و مدل ناونشین رافال محسوب می شود که به منظور انجام ماموریت های حفاظتی از ناوهای هواپیمابر تولید گشته است.

     قابل توجه است که باز هم کارخانه سازنده این جنگنده، یعنی شرکت داسالت، سنت شکنی نکرده و هواپیمای رافال را نیز هواپیمایی با بال های دلتا شکل طراحی نموده است، یعنی همان سنتی که در هواپیماهای پیشین فرانسوی مانند میراژ 4000 رعایت شده است.جنگنده رافال اولین هواپیمای نظامی جهان است که به منظور انجام ماموریت های هوا به هوا و هوا به زمین به طور همزمان، طراحی شده است که یکی از وجوه قدرت و شایستگی آن می باشد. به علاوه، توانایی این هواپیما برای انجام عملیات در حالت های ماورای دید بصری (BVR) و یا در ارتفاع بسیار پایین نسبت به سطح زمین در نبرد، امکانات گسترده ای را به آن، برای جنگنده ای چند ماموریته بودن و قابلیت بقای فراوان در مقابل دشمن را داده است. به هرسخن، این هواپیما، قادر است که نیاز نه تنها نیروی هوایی فرانسه، بلکه کشورهای زیادی در جهان را که بعدها از سفارش دهندگان این هواپیما خواهند بود، با شایستگی هر چه تمامتر مرتفع نماید.


    http://newcoy.persianblog.ir/

    http://airtoair.blogfa.com/

     

    توضیحات کلی درباره Su-24 Fencer

     


    از اوائل دههء 1960، فقدان يك بمب‏افكن تاكتيكي، در سازمان رزم نيروي هوايي اتحاد شوروي احساس مي‎شد. پس از حملهء موفقيت‏آميز نيروي هوايي اسرائيل در ژوئن 1967، كه منجر به نابودي كامل توان نيروي هوايي اعراب شد و به كارگيري تاكتيك پرواز در ارتفاع پست، كه منجر به غافلگيري كامل سيستم‏هاي راداري پدافند اعراب گرديد، نياز به يك بمب‏افكن تاكتيكي كه قادر باشد در ارتفاع پست پرواز كرده و به دور از پدافندهاي زميني و هواپيماهاي شكاري غرب، عمليات ضربتي خود را به انجام برساند، در نيروي هوايي شوروي و هم‏پيمانان آن احساس گرديد. نيروي هوايي مصر كه تا سال 1973، از تجهيزات نظامي روسي بهره مي‏برد، در جريان درگيري‏ها با اسرائيل، هيچگاه به موفقيتي دست نيافت. هواپيماهاي ضربتي روسي نظير سوخوي7، 20 و 22 در برابر فانتوم‏هاي اسرائيلي، همواره از پيش بازنده محسوب مي‏شدند. جنگنده‏هاي ضربتي سوخو، نه از نظر آويونيك و نه از نظر توانايي‏هاي رزم هوايي، به پاي فانتوم‏‎هاي اسرائيلي نمي‏رسيدند.

     



    در اوائل دههء 1960، برنامهء ساخت سوخوي24 جهت جايگزيني هواپيماهاي قديمي Ilyushin Il-28 و Yakovlev Yak-28 آغاز گرديد. مشخصات مورد نياز كه بايد در ساخت هواپيماي جديد لحاظ مي‏‎شد، به سال 1964 اعلام گرديد: هواپيمايي ضربتي، با قابليت انجام عمليات در هرگونه شرائط آب و هوايي، با قدرت دست‏يابي به سرعتهاي مافوق‏صوت در ارتفاعات پست و داراي استاندارهايي بالايي در ناوبري و انجام حملات بسيار دقيق عليه اهداف زميني.

    جهت دست‏يابي به حداقل مسافت جهت برخاست از روي باند، شركت سوخو، همانند رقيب خود، شركت ميگ، كه در طراحي هواپيماي ميگ23 از بالهاي متغير استفاده كرده بود، و همچنين در راستاي طرح هواپيماي ضربتي سوخوي17، در طراحي هواپيماي جديد خود نيز از بالهاي متغير استفاده نمود. هواپيماي جديد شركت سوخوي، اولين پروازش را به سال 1970 به انجام رسانيد و شايستگي خود را جهت توليد انبوه به اثبات رساند. تا سال 1981، تحليلگران غربي، هواپيماي ضربتي جديد شوروي را Su-19 مي‎ناميدند.



    با توليد انبوه هواپيماي جديد ضربتي شركت سوخو (Fencer-A) كه پرواز اوليه‏اش را به تاريخ دسامبر 1971 به انجام رسانده بود، اين هواپيما، به سال 1974 رسمن وارد خدمت در نيروي هوايي اتحاد شوروي گرديد. تا پنج سال پس از ساخت سوخوي24، مقامات ناتو، هنوز تصوير روشني از اين جنگنده در اختيار نداشتند، تا اينكه اين هواپيما، به خدمت نيروي هوايي آلمان‏شرقي درآمد. در آن زمان بود كه نام سوخوي24، همانند ميگ25، در غرب، وحشت ايجاد مي‎كرد. بر خلاف تحليل‏گران نظامي غرب كه به سوخوي24 نام Fencer اطلاق كرده بودند، خدمهء روسي سوخوي24 به دليل ظرفيت و توانايي بالاي اين هواپيما در بارگذاري و تطبيق انواع مهمات، به اين جنگنده نام Chemodan (چمدان يا чемодан) داده بودند.

    اف111 ، سوخوی24 و پاناویا تورنادو
    بمب‏افکن سوخوی24 اغلب با بمب‏افکن آمریکایی F-111 قیاس می‏شود، اما با وجود تشابه ابعاد آن با F-111، سوخوی24 به هیج وجه با جنگندهء F-111 در زمینه‏های برد پروازی و میزان قابلیت بارگذاری مهمات برابر نمی‏کند و از F-111 فوق‏العاده ضعیف‏تر است. قابلیتهای سوخوی24 بیشتر به جنگندهء ضربتی Panavia Tornado شباهت دارد هرچند که ابعاد تورنادو نیز از سوخوی24 کوچکتر است، اولی بازهم به دلیل موتورهای کم کشش و بسیار پرمصرف نصب شده در سوخوی24، از تورنادو نیز در وجه برد و قابلیتهای پروازی عقب می‏ماند!

    سوخوي24، در انواع گوناگوني عرضه شده است كه هركدام در ناتو‌، به اسامي خاص معروف هستند. طراحي بهترين و كامل‏ترين مدل سوخوي24 كه Fencer-D يا Su-24M ناميده مي‎شود، از سال 1978 آغاز شد و به سال 1983، اين مدل رسما وارد خدمت در نيروي هوايي شوروي گرديد.

    دو مدل ويژه كه از روي مدل M اقتباس شده‏اند، عبارتند از :

    Su-24MR Fencer-E
    كه هواپيمايي است مخصوص عمليات شناسايي با تجهيزات پيشرفتهء عكاسي، فيلمبرداري و شنود كه توان دقيق آن تاكنون پوشيده مانده است.


    Su-24MP Fencer-F
    جمع آوري كنندهء ELINT يا ELectronic Signals INTelligence (جنگنده‏اي ويژهء شنود و جمع آوري سيگنالهاي الكترونيكي) جهت شناسايي رادارها و سيستم‏هاي دفاع هوايي دشمن.


    Su-24MK
    MK، گونهء صادراتي جنگندهء Su-24M مي‏باشد.


    اولين كاربرد نظامي سوخوي24 به سال 1984 و در جنگ افغانستان به وقوع پيوست. به دنبال آن، سوخوهاي24 روسي در جريان بحران چچن در دههء 1990، به كار گرفته شدند. اما دقت بمباران اين بمب‏افكن، در جريان جنگ با شورشيان چچن، بسيار مورد انتقاد قرار گرفت، زيرا در طراحي سوخوي24، اصل بر دقت هدفگيري بوده است كه متاسفانه در چچن، بمبارانهاي گستردهء انجام شده توسط سوخوي24، اغلب منجر به تلفات و خسارات زياد به غيرنظاميان شده است.

    تاكنون تعداد 1200 فروند از گونه‏هاي مختلف سوخوي24 براي اتحاد شوروي ساخته شده است. امروزه تعداد قابل توجهي از اين هواپيماها، در خدمت كشورهاي آذربايجان، بلاروس، قزاقستان، روسيه، ازبكستان و اوكراين قرار دارند. تقريبن تعداد 577 فروند سوخوي24 عملياتي در اختيار روسيه قرار دارد كه تعداد 447 فروند به نيروي هوايي روسيه و 130 فروند نيز به نيروي دريايي روسيه تعلق دارد.

    اگرچه سوخوي24 در زمان خود، به دليل ناآشنا بودن، جنگنده‏اي ترسناك براي جهان غرب تصور مي‏شد، اما امروزه، به دليل نقائص گوناگون، در حال جايگزيني با جنگندهء پيشرفتهء Su-34 Fullback و ساير جنگنده‏هاي جديد روسي مي‏باشد.

    سوخوي24، از نظر آئروديناميكي، بسيار به جنگندهء MiG-23 Flogger شباهت دارد، اگرچه سوخوي24 اساسن بزرگتر است. بالهاي متغير سوخوي24، بر شانه‏هاي اين بمب‏‎افكن سوار شده‏اند و در حالت كاملن جمع شده، زاويهء 69 درجه دارند.



    در سوخوي24 چهار حالت براي تحرك بالها تعبيه شده است:

    16 درجه: براي برخاست و فرود

    35 و 45 درجه: براي پرواز كروز در ارتفاعات گوناگون

    69 درجه: براي كسب حداقل ضريب aspect ratio و حداقل ناحيهء بال و حداكثر سرعت در ارتفاعات بالا.

    بر خلاف جنگنده‏هايي چون اف4 فانتوم و اف105 تاندرچيف که از بال ثابت بهره می‏برند، بالهاي متغير سوخوي24، نيروي بسيار مناسبي جهت برخاست در مسافت كوتاه را فراهم مي‏آورند، ضمن اينكه امكان فرود را در سرعت 230 كيلومتر بر ساعت فراهم مي‎آورند كه سرعتي به مراتب كمتر از جنگندهء ضربتي سوخوي17 مي‏باشد؛ و اين در حالي است كه وزن خالي يا بارگذاري شدهء سوخوي24 از سوخوي17 و اف4 فانتوم بسيار بيشتر مي‏باشد. در حالتي كه بالهاي سوخوي24 كاملن باز هستند، پروازي استوار و به دور از اغتشاشات و تندبادهاي هوايي امكان‏پذير مي‎شود، اما پرواز در اين حالت اندكي دشوار مي‎شود و سوخوي24 برخي از شرائط پروازي را تاب نمي‏آورد.

    برخي از اطلاعات نادرست غرب در مورد سوخوي24، بر پايهء تصور موتورهاي توربوفن نصب شده در اين هواپيماي بمب‏افكن بود كه در اين صورت، سوخوي24 قادر مي‎شد به دليل مصرف بهينهء سوخت در موتورهاي توربوفن، همانند بمب‏افكن F-111، در فواصل دورتري به عمليات بپردازد. اما در حقيقت سوخوي24 به دو موتور توربوجت مجهز به پس‎‏سوز Saturn/Lyulka AL-21F-3 مجهز شده بود كه هركدام كششي در حالت استفاده از پس‏سوز، كششي برابر 24700 پوند فيت ايجاد مي‏كردند. موتورهاي توربوجت سوخوي24، بسيار پرمصرف بودند و به همين دليل، برد پروازي سوخوي24 به شدت كاهش يافته بود، ضمن اينكه از نظر تعمير و نگهداري، بسيار پرهزينه و پردردسر بودند. استفاده از موتورهاي توربوجت براي بمب‏افكني تاكتيكي، معقول نيست و اين امر، نشان‏دهندهء ضعف مفرط روسها در دههء 1960، جهت ساخت موتورهاي توربوفن مي‏باشد.



    كاهش حداكثر سرعت
    برخلاف جنگندهء ضربتي سوخوي17 كه هواي مورد نياز موتور را از محفظهء نوك دماغه تامين مي‏كرد، دو جايگاه مكش هوا، در دو طرف بدنهء سوخوي24 تعبيه شده‏اند. در مدل اوليهء سوخوي24 يعني Fencer-A، دو ورودي هوا داراي درب متغير بودند كه به اين بمب‏افكن، امكان دست‏يابي به سرعت 2320 كيلومتر بر ساعت (1440 مايل بر ساعت يا 2.18 ماخ) را در ارتفاع 17500 متري (57400 فوت) مي‏داد. اما از آنجا كه سوخوي24 عمدتن جهت انجام ماموريتهاي ضربتي در ارتفاع پست ساخته شده بود، مكانيزم فعال كنندهء ورودي‏هاي متغير، به منظور كاهش وزن و آسان شدن تعمير و نگهداري، حذف شدند. اما بر خلاف تصور كارشناسان شركت سوخو، حذف اين ورودي‏هاي متغير، نه تنها تاثيري بر قابليت پرواز ارتفاع پست برجاي نگذاشت بلكه باعث شد حداكثر سرعت و ارتفاع قابل دست‏يابي، به مقادير نازل 1.1 ماخ و 11000 متر (36100 فوت) كاهش يابند!

    انتهاي بدنه در مدل اوليهء Fencer-A داراي شكل جعبه‏مانند بود كه به هنگام توليد انبوه، متحمل تغييراتي در محل خروجي موتورها گرديد تا به شكل مدور تبديل شود و بدين ترتيب ميزان پسا كاهش يابد. سوخوي24 تجديدنظر شده، داراي سه آنتن صيقلي شدهء‌ آئروديناميكي در محل دماغه بود كه در كنار يكديگر نصب شده بودند. همچنين محل چتر ترمز نيز تغيير كرده بود. به جز اينها، ورودي هواي موتورها نيز متحمل دگرگوني شده بود. اين هواپيماي تجديدنظر شده، توسط ناتو به نام Fencer-B نام‏گذاري شد، هرچند كه اين تغييرات جزئي، شايستگي اطلاق يك طراحي جديد را نداشتند.


    برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید



    همانند بمب‏افكن F-111، سوخوي24 داراي دو خدمه است كه در كنار يكديگر مي‎نشينند: يك نفر خلبان در سمت چپ و يك نفر افسر سيستم‏ها در سمت راست. شاید کارشناسان طراح سوخوی24 بر این عقیده بوده‏اند که دو جفت چشم، توانایی بهتری در پرواز ارتفاع پست پدید می‏آورد. کابین سوخوی۲۴، همانند جنگنده های قدیمی دههء ۱۹۶۰، مملو از ادوات آنالوگ است، ضمن اینکه سیستم کنترل گاز بر روی دسته خلبان یا HOTAS در هیج یک از گونه های سوخوی۲۴ پیش بینی نشده است.

    سیستم‏های آويونيك سوخوهاي24 در اختيار شوروي، در نوع خود، پيچيده‏ترين به شمار مي‏رفتند. در سوخوي24، براي اولين بار در تاريخ ساخت هواپیاهای نظامی در اتحاد شوروي، سيستم‏هاي ناوبري و تهاجمي، يكپارچه‏سازي و كامپيوتري شده بودند. در مدلهاي اوليه، سيستم‏هاي تهاجمي و رادارهاي اخطارگر جهت عدم برخورد به عوارض طبيعي زمين، به موازات سيستم‏‎هاي ناوبري، به صورت جداگانه حمل مي‎‏شدند.

    تنها سلاح ثابت در سوخوي24، يك دستگاه مسلسل 6 لولهء 23 م م به نام GSh-6-23 و با 500 تير فشنگ است كه در محلي زير بدنه نصب شده است. بر خلاف جنگندهء ضربتي MiG-27 Flogger-J ، كه مسلسل به صورت غيرمخفي نصب شده است، مسلسل سوخوي24، به هنگام عدم استفاده، با پوششي مخصوص، مخفي مي‎شود.

    در سوخوي24، تعداد 8 مقر سخت جهت نصب مهمات تعبيه شده است: دو مقر در زير مجاري مكش هوا زير بدنه، دو مقر چرخان در قسمت بيروني بالها، و چهار مقر در زير بدنهء اصلي. در اين 8 مقر، حداكثر مي‎توان 8000 كيلوگرم (17600 پوند) مهمات بارگذاري نمود. در اين 8 مقر مي‏توان به جز مهمات معمول مورد استفاده در عملياتهاي ضربتي، از تسليحات هسته‏اي و دو يا چهار موشك هوا به هواي كوتاه‏برد R-60 Aphid نيز نصب نمود.


    Fencer-C
    مدلهاي اوليهء سوخوي24 یعنی هواپیماهای Fencer-A/B از نظر تجهيزات ضدالكترونيك، نقصان شديد داشتند و تنها داراي گيرندهء اخطار راداري به نام Sirena بودند و از سيستم‏هاي اخلال‏گر رادار بهره‏اي نداشتند. بر خلاف تصوري كه از روسها در زمينهء ضعف شديد دانش الكترونيك مورد انتظار است، آخرين سري توليدي سوخوهاي24، به گيرندهء اخطار راداري بسيار گسترده و كامل، اخطارگر پيشرفتهء پرتاب موشكهاي سام، مجموعهء فعال ضدالكترونيك (ECM) با آنتن‏هايي سه ضلعي در طرفين ورودي‏هاي هوا و نوك سكان عمودي، مجهز شده بودند. هواپيماي جديد در ناتو، Fencer-C ناميده مي‎شد، اگرچه بازهم يك طراحي جديد و مستقل به شمار نمي‏رفت.

    مدلC شبیه مدل B بود و فقط به کمک محفظه‏های مثلثی‏شکل گیرندهء هشدار راداری (RWR) آن در پهلوهای نوک سکان عمودی و روی دیوارهء خارجی ورودی هوا در جلوی محل اتصال ریشهء لبه حملهء بار به آن (همچون مدل D) قابل تشخیص است.

    Fencer-C نخستین بار در سال 1981 دیده شده و نسبت به مدل B تغییرات عمده‏ای در سیستمهای الکترونیک پروازی آن داده شده بود. تمامی انواع Su-24 به جز تعداد انگشت‏شماری از نوع A به یک ورودی کوچک هوا در جلوی ریشهء سکان عمودی خود مجهز می‏باشند. از آنجایی که به راحتی می‏توان یک دستهء هدایت در جلوی صندلی افسر سیستمهای جنگ افزار نصب نمود هیچ نوع خاص آموزشی Su-24 با کنترل‏های دوگانه توسعه نیافته است. اعتقاد بر این است که نیروی هوایی روسیه به منظور سرکوب سیستمهای دفاع هوایی راداری از تیمهای یابنده / کشنده (hunter-killer) متشکل از هواپیماهای Fencer-C و MiG-25BM Foxbat-F بهره‏برداری می‏کند.

    در برخي از مدلهاي Fencer-C و تمامي هواپيماهاي مدل بعدي سوخوي24 يعني Fencer-D، قسمت جايگاه نصب مهمات در زير محل ثابت بال بزرگتر شده و در آنجا به صورت ثابت، پخش كنندهء Chaff/Flare تعبيه گشته بود. در مدلهاي پيشين سوخوی24، اين پخش كننده‏ها در دو سمت كناري سكان افقي قرار داشتند.


    Su-24M / Fencer-D
    نوع M گونه‏ای ارتقاء یافته از سوخوی24 می‏باشد که طراحی آن در اواسط دههء 1970 آغاز شده و در حوالی سال 1983 وارد خدمت گشته است.

    * این مدل دارای بدنه‏ای طویل‏تر به اندازهء 0.73 متر (30 اینچ) در قسمت جلوی کابین، دارای یک غلاف سوختگیری هوایی قابل جمع شدن و آنتن راداری کوتاهتر و تغییر شکل یافته، ویژهء نوع جدیدی از رادار ضربتی به نام Orion-A می‏باشد. این رادار به وسیلهء تنها آنتن خارج شده از پوزهء هواپیما قابل شناسایی می‏شود در حالی که در مدلهای پیشین از آنتن‏های سه‏گانهء مثلثی‏شکل استفاده شده است.

    * رادار جدید با سامانهء شناسایی عوارض و برجستگی‏های طبیعی زمین جفت می‏شود که کل این مجموعه نیز با سیستم پرواز خودکار SAU-6M1 جفت شده است که همانند F-15E به خدمهء سوخوی24 امکان پرواز خودکار (دست آزاد) را در ارتفاع پست میسر می‏سازد.

    * به Su-24M سامانهء ناوبری دقیق و پیشرفتهء اینرسیایی PNS-24M و یک کامپیوتر دیجیتال افزوده شده است.

    * سیستم هدایت و نشانه‏گذاری تلویزیونی Kaira 24 که همتای سیستم آمریکایی Pave Tack ارزیابی می‏شود در محل برآمدگی زیر بدنه نصب شده است تا وظیفهء هدایت دقیق تسلیحات هدایت‏پذیر نظیر بمب‏های هدایت لیزری و هدایت تلویزیونی را به انجام برساند. از جملهء تسلیحات هدایت‏پذیر پیشرفته، می‏توان به موشک Kh-14 (نامگذاری غربی= AS-12 Kegler) و Kh-59 (نامگذاری غربی = AS-13 Kingbolt) اشاره کرد.

    * سامانه‏های جدید نصب شده در Su-24M باعث شده‏اند تا از میزان سوخت ذخیره شدهء داخلی هواپیما، به میزان 58 لیتر (22.4 گالن آمریکایی) کاسته شود.


    Su-24MK / Fencer-D
    MK، گونهء صادراتي جنگندهء Su-24M مي‏باشد كه حرف K در زبان روسي از كلمهء kommercheskiy به معني تجاري اقتباس شده است. نوع MK، تاكنون به كشورهاي مختلفي صادر شده است: الجزاير (15 فروند)، ليبي (15 فروند)، سوريه (12 فروند) و بين 32 تا 33 فروند نيز به ايران و عراق فروخته شده است كه برخي منابع، ارقام متفاوتي را در اين باره ذكر كرده‏اند. روسها ادعا دارند تعداد 12 فروند Fencer-D به ايران و 24 فروند به عراق فروخته شده است كه همگي اين هواپيماها به صورت عملياتي در اختيار نيروي هوايي ايران قرار دارند. ايران ادعا دارد كه تعداد 14 فروند را مستقيمن از روسيه خريداري كرده و تعداد 16 تا 18 فروند ديگر را نيز از دستهء هواپيماهاي پناهندهء عراقي در جريان جنگ سال 1991 خليج فارس، به خدمت گرفته است. امروزه تعداد فنسرهای نیروی هوایی ایران 32 فروند تخمین زده می‏شود که همگی نیز عملیاتی می‏باشند.

    هرچند مدل MK جهت صادرات به كشورهاي ضعيف جهان سوم طراحي گشته بود اما امروزه تعداد قابل توجهی از این مدل در خدمت کشورهای مشترک‏المنافع شوروی سابق قرار دارد. این هواپیما، اساسن مانند مدل M است، با این تفاوت که اندکی از قدرت سیستم‏های آویونیک آن کاسته شده است. بسیاری از مدلهای MK فاقد لولهء سوختگیری هوایی می‏باشند.


    Su-24MR / Fencer-E
    گونهء اختصاصی ویژهء عملیات شناسایی که اولین پروازش را به تاریخ سپتامبر 1980 به انجام رساند و از سال 1985 رسمن وارد خدمت در نیروی هوایی اتحاد شوروی گردید. در این مدل، اغلب سامانه‏های ناوبری مدل M حفظ شده‏اند که از جملهء آنها می‏توان به رادار پرواز در ارتفاع پست (Terrain-Following-Radar) اشاره کرد.

    در این مدل، سیستم نشانه‏گذاری و هدفگیری لیزری / تلویزیونی، رادار تهاجمی Orion-A و مسلسل حذف شده‏اند. به جای مسلسل، دو دوربین عکاسی با قابلیت عکاسی پانوراما (افق باز) نصب شده است.

    دیگر تجهیزات اختصاصی این مدل عبارتند از :

    دوربین تلویزیونی Aist-M

    رادار اخطار دهندهء پهلونگر RDS BO

    سامانهء شناسایی اهداف زمینی به وسیلهء اشعهء مادون قرمز Zima

    سایر سیستم‏های این هواپیما، به صورت خارجی (پاد) در زیر بدنهء هواپیما نصب می‏شوند.


    Su-24MP / Fencer-F
    مدلی اختصاصی جهت جمع آوری و شنود سيگنالهاي الكترونيكي دشمن (ELINT) که جایگزین هواپیماهای قدیمی Yak-28PP Brewer-E گردید و اولین پرواز این مدل به تاریخ دسامبر 1979 به انجام رسید. مدل MP مجهز به آنتن‏های اضافی جهت شنود و دریافت اطلاعات مربوط به دشمن می‏باشد. در این مدل، قسمت صیقلی نصب شده در زیر هواپیما جهت نشانه‏گذاری و هدایت لیزری / تلویزیونی حذف گردیده اما مسلسل و توانایی نصب 4 موشک هوا به هوای کوتاه‏برد Vympel R-60 حفظ شده است. از این مدل، تنها تعداد اندکی که بین 12 تا 20 فروند تخمین زده می‏شود تولید گشته است و گفته می‏شود تعدادی نیز در خدمت نیروی هوایی ایران قرار دارند.

    امروزه ادامهء حیات و در خدمت ماندن بمب‏افکن‏های Su-24M/MK در گرو انجام برنامه‏های به‏روزآوری نظیر نصب سیستم GPS (مکان‏یاب جهانی)، ارتقاء کابین با نصب نمایشگرهای چند منظوره (MFD)، نصب نمایشگر سربالا (HUD)، نصب سامانهء دیجیتال تهیه کنندهء نقشه از سطح زمین، نصب سایت نشانه‏روی درون کلاه خلبان (HMS)، امکان‏پذیری سازی نصب آخرین نمونه‏های تسلیخات هدایت‏شونده نظیر موشک هوا به هوای Vympel R-73 و . . . می‏باشد.

    تاکنون 400 فروند از بمب افکن های Su-24M نیروی هوایی روسیه، در قسمت ناوبری و سیستم‏های تسلیحات، ارتقاء یافته‏اند تا قادر باشند گونه‏های جدید موشک Kh-29 و همچنین برخی موشکهای دیگر را حمل و پرتاب نمایند. این ارتقاء شامل نصب یک کامپیوتر بسیار پیشرفتهء جدید به نام SV-24، نصب صفحات نمایشگر رنگی کریستال مایع، نصب نمایشگر سربالای ILS-31، استخراج کنندهء نقشهء دیجیتال متحرک از سطح زمین و همچنین سامانهء مکان یاب جهانی (GPS) می‏باشد.

    هنوز روشن نیست که آیا هواپیماهای Su-24MR و Su-24MP نیروی هوایی روسیه، مشمول بهینه‏سازی کابین و نصب تجهیزات جدید ناوبری خواهند شد یا خیر؛ هرچند که ممکن است با تامین اعتبار مالی، این امر محقق شود. بمب‏افکن‏های ارتقاء یافته سوخو24 نام جدید Su-24M2 را به خود گرفته‏اند.




    تسلیحات Su-24M/MK

    * تا چهار موشک هوا به زمین هدایت رادیویی Kh-23M (نام ناتو = AS-7 Kerry) با برد 5 کیلومتر

    * موشکهای هوا به زمین ضدرادار غیرفعال Kh-28 (نام ناتو = AS-9 Kyle) و Kh-58 با برد 90 کیلومتر به تعداد حداکثر 2 فروند

    * تا دو موشک کوتاه برد گرمایاب هوا به هوای Vympel R-60 (نام ناتو = AA-8 Aphid) با برد 3 کیلومتر

    * تا چهار موشک هدایت لیزری Kh-25L (نام ناتو = AS-10 Karen) با برد 20 کیلومتر

    * تا سه موشک هدایت تلویزیونی / لیزری Kh-29LT (نام ناتو = AS-14 Kedge) با برد 10 کیلومتر

    * تا دو موشک هوا به زمین ضدرادار غیرفعال Kh-31P (نام ناتو = AS-17 Krypton) با برد 110 کیلومتر

    * تا دو موشک هوا به زمین ضدرادار Kh-58 (نام ناتو = AS-11 Kilter) با بردی بین 70 تا 120 کیلومتر بسته به ارتفاع پرتاب

    * تا دو موشک هوا به زمین هدایت تلویزیونی Kh-59 (نام ناتو = AS-13 Kingbolt) با برد 115 کیلومتر (مشابه موشک آمریکایی AGM-130)

    * تا دو بمب هدایت لیزری بسیار دقیق KAB-500KR

    * تا دو بمب هدایت لیزری KAB-1500L

    * در هر سوخوی24 تا شش مقر ویژهء حمل پرتاب راکت همانند سري UB32 را می‏توان نصب نمود.

    * وزن بمب های متعارف قابل حمل در سوخوی24، بین 7.5 تا 8 تن می‏باشد.

    * در هر سوخوی24 می‏توان حداکثر تا سه قبضه مسلسل شش لول 23 م م از نوع Gsh-6-23 را نصب نمود که قدرت نواختی برابر 9000 تیر فشنگ بر دقیقه را دارا هستند و هرکدام نیز حامل 500 تیر می‏باشند.


    هدفگیری و هدفیابی در Su-24M
    در سوخوی24، سامانهء ناوبری و کمکی PNS-24 تعبیه شده است. PNS-24 به تجهیزات سامانهء ناوبری رادیویی اتصال دارد که امکان اجرای این وظایف را می‏بخشد: اخطار برخورد به عوارض زمین، کشف اهداف و انهدام آنها به روش بمباران Toss یا Level، نشانه‏گذاری اهداف کشف شده جهت شلیک موشک، کشف رادارها و پرتابگرهای موشکهای سام متعلق به این رادارها و امکان هدایت کاملن خودکار یا نیمه‏خودکار به هنگام تقرب جهت فرود در ارتفاع حدود 40 تا 50 متری. در جنگندهء Su-24M، سامانهء بهبود یافتهء ناوبری و کمک PNS-M نصب شده است که شامل یک سامانهء نشانه‏روی لیزری / تلویزیونی جهت شلیک موشکهای هوا به زمین هدایت لیزری / تلویزیونی می‏باشد.

     


    http://airtoair.blogfa.com/

    Su-35BM Super Flanker

    جنگنده ي نوين Su-35BM نابودگر بي رحم


     


    مقدمه
    در اواسط دهه 70 ميلادي با ارائه جنگنده هاي F-15 و F-16 توسط ايالات متحده درست در اوج جنگ سرد خلبانان بلوك شرق عملا برتري هوايي خود را نسبت به غرب از دست دادند تا اينكه در دهه 80 ميلادي با معرفي دو جنگنده جديد و بسيار تواناي شوروي يعني Su-27 و Mig-29 دوباره موازنه قدرت در آسمان ها ايجاد شد.جنگنده هاي Su-27 و Mig-29 حتي در مواردي توانستند بسيار بهتر از رقباي غربي خود عمل كنند.
    با طراحي و ساخت اين دو جنگنده و مهمات و تسليحات آنها يك جهش تكنولوژي بسيار بزرگ در صنعت هوانوردي اتحاد جماهير شوروي رخ داد و فصل جديدي در ساخت جنگنده هاي كارا و مدرن در اين كشور آغاز شد.
    تا قبل از ساخت Su-27 و Mig-29 واقعا روس ها حرف جدي براي گفتن در ساخت جنگنده ها و بخصوص تسليحات آن ها نداشتند. براي نشان دادن اين ضعف مي توان به تجهيز جنگنده هاي روسي كشور عراق به موشك هاي فرانسوي براي افزايش كارايي در جنگ با ايران اشاره كرد.
    Su-27 كه در غرب با نام Flanker از آن ياد مي شود توانست در ميان رقباي خود چه روسي و چه آمريكايي حرف اول را بزند و براي مدت ها با ابهت در آسمان ها فرمانروايي كند.
    Su-27 از آيروديناميك و طراحي بدنه ي فوق العاده اي بهره مي برد. اين آيروديناميك و طراحي خاص توانايي فوق مانورپذيري را به Su-27 مي دهد در واقع Flanker در زمان خود و در حال حاضر يكي از مانورپذيرترين جنگنده هاست.
    دفتر طراحي سوخوي با توجه به طراحي فوق العاده Flanker سعي كرده است در مدل هاي بعدي جنگنده هاي خود از اين طراحي حتي الامكان استفاده كند. به اين ترتيب جنگنده هايي مانند Su-30 ، Su-33 ، Su-35 و ... كه از طراحي بدنه Su-27 به ميزان بسيار زياد در طراحي آنها استفاده شده به اعضاي خانواده Flanker معروف شده اند.
    Su-35BM آخرين مدل ارائه شده از خانواده Flanker است كه به توليد انبوه رسيده و در حال واگذاري به نيروي هوايي فدراسيون روسيه براي مقابله با توان هوايي ناتو و آمريكاست.
    Flanker به معني حمله كننده از جناحين است يعني چيزي كه به طور ناگهاني و از طرفين حمله ور مي شود و اساس كار آن بر شكار و حمله است اين نام (Flanker) با توجه به مشخصات و ويژگي ها Su-27 از سوي ناتو بر روي آن گذاشته شده است.
    هواپيماي Su-35BM يك شكارچي به تمام معناست و به صورت فوق العاده اي توان تهاجم ، حمله و غافلگيري را دارد با توجه با مشخصات اين جنگنده شكارچي ، ناتو به آن لقب Super Flanker را داده است.

    Su-35BM يك جنگنده نسل چهارم و بسيار پيشرفته روسي است كه براي اهداف زير طراحي و ساخته شده است :
    - كسب برتري هوايي
    - شكار انواع هواپيماهاي بدون سرنشين و سرنشين دار همچون جنگنده هاي پنهانكار F-22 و F-35
    - حمله به اهداف زميني و از بين بردن زير ساخت هاي دشمن به كمك سيستم AAD
    - حمله به انواع شناور
    از ويژگي هاي بارز Su-35BM مي توان به موارد زير اشاره كرد :
    - استفاده از بدنه Su-27
    استفاده از اين بدنه و آيروديناميك به همراه سيستم تغيير راستاي رانش به اين شكارچي توانايي مانورپذيري خارق العاده مي دهد و در نبرد هاي هوايي و همچنين فرار از پدافند دشمن كار آنرا بسيار آسان مي كند.
    - سطح مقطع راداري كم
    - سيستم اطلاع دهنده براي هدف گيري بسيار دوربرد
    - كاكپيت تمام ديجيتال مجهز به نمايشگرهاي LCD بزرگ و چند كاره
    - ميله كاوشگر براي سوخت گيري هوايي
    - سيستم ارسال اطلاعات به صورت كد و رمز براي واحدهاي هوايي ، زميني و دريايي
    - 14 محل براي حمل بار خارجي مانند تسليحات
    - استفاده از طيف گسترده ي بمب ها و موشك هاي هوايي ، زميني و دريايي
    - استفاده از سنسورها و پردازندهاي الكترونيكي بسيار قدرتمند با توان محاسبه ي بسيار بالا
    - استفاده هم زمان از سيستم موقعيت ياب آمريكايي (GPS) و سيستم موقعيت ياب روسي (GLONAS)
    - وابستگي كم به پايگاه زميني
    - رادار بسيار قدرتمند
    - توانايي درگيري همزمان با اهداف زميني ، هوايي و دريايي
    - برد عملياتي بسيار بالا (چيزي بيش 4000 كيلومتر)
    و ...
    (اين جنگنده به دليل استفاده گسترده از تجهيزات الكترونيكي و هوشمند مانند يك ابر رايانه ي پرنده به نظر مي آيد.)
    با در نظر گرفتن فاكتورهاي مختلف از قبيل قيمت ، كارايي و ... مي توان گفت SU-35BM كارآمدترين جنگنده حال حاضر جهان است.
    در طي يك تحقيق و مقايسه انجام شده توسط يكي از مراكز هوانوردي بزرگ اروپا بين Su-35BM وF-22 كه اميد آمريكا در نبردهاي هوايي به شمار مي آيد مشخص شد كه SuperFlanker نسبت به Raptor از حق شليك اول برخوردار است و در نبرد هوايي توان شكست دادن رپتور را دارد.
    Su-35BM محبوب ترين عضو خانواده فلانكر در روسيه است. محبوبيت Su-35BM به دليل 100 درصد بومي بودن آن است. برخلاف بيشتر جنگنده هاي ساخت كمپاني سوخوي كه از رادار و نمايشگرهاي ساخت غرب و بيشتر فرانسه استفاده مي كنند ، رادار و نمايشگرهاي Su-35BM همگي ساخت كشور روسيه هستند.

    مشخصات
    طول : 21.9 متر
    ارتفاع : 5.9 متر
    طول بالها : 15.3 متر
    موتورها : دو دستگاه Saturn AL-41F1A با سيستم تغيير راستاي رانش
    بيشينه وزن در هنگام Take-off با حداكثر ظرفيت بارگذاري : 34.5 تن
    بيشترين سوخت قابل ذخيره و حمل : 29 تن
    بيشترين وزن تسليحات قابل حمل : 8 تن
    سقف ارتفاع پروازي جنگنده : 18 كيلومتر
    حداكثر برد بدون استفاده از مخازن سوخت خارجي : 3600 كيلومتر
    حداكثر برد با مخازن سوخت خارجي : 5000 كيلومتر
    ماكزيمم سرعت : 2.5 ماخ
    حداكثر نيروي گرانشي قابل تحمل براي جنگنده : g9
    حداكثر زاويه انحراف قابل تحمل : 180 درجه ( در منابعي از 360 درجه هم ياد شده !)
    ميزان مسافت طي شونده براي برخاستن جنگنده از سطح زمين در شرايط نرمال : 400 متر
    ميزان مسافت لازم براي فرود جنگنده در شرايط نرمال : 650 متر
    (توجه ! كليه اطلاعات فوق از كمپاني هواپيما سازي KnAAPO روسيه كه سوخوي-35 بي ام هم اكنون در اين كمپاني ساخته مي شود گرفته شده است.)

    سنسورها و اويونيك جنگنده

     


    جنگنده Su-35BM از سيستم راداري( Tikhomirov NIIP Irbis-E (N035E با قابليت هدايت پرتوهاي الكترونيكي كنش پذير به عنوان رادار اصلي استفاده مي كند علاوه بر اين رادار ، اين جنگنده توانايي استفاده از رادار Phazotron NIIR radar و يا (Sokol III (N031 Zhuk-MSFEرا نيز به عنوان رادار اصلي دارد.
    Tikhomirov NIIP Irbis-E از يك آنتن اسكن الكترونيكي فعال(ESA) ، جلونگر فروسرخ و يك سيستم كامپيوتريEKVS-E BTsVM Solo35 استفاده مي كند. اين رادار توانايي تشخيص يك هدف با سطح مقطع راداري 3 متر مربع را از 400 كيلومتري داراست و مي تواند 30 هدف را بطور همزمان تشخيص دهد همينطور با تشخيص 30 هدف همچنان مي تواند به جستجوي خود ادامه دهد.
    رادار Irbis-E مي تواند به راحتي براي هدف قرار دادن مواضع دشمن در هوا ، زمين و يا دريا مورد استفاده قرار گيرد.جنگنده Su-35BM با رادارIrbis-E مي تواند همزمان 4 هدف زميني براي حمله در نظر بگيرد و به 2 هدف به طور همزمان حمله ور شود.
    يكي ديگر از ويژگي هاي بارز و منحصر به فرد اين جنگنده و رادار آن توانايي درگيري با چند نوع هدف با ماهيت هاي متفاوت است. مثلا اين جنگنده همزمان مي تواند با اهداف زميني و هوايي درگير شود و به آنها حمله كند.
    سوخوي-35 بي ام همچنين از يك رادار براي كنترل وضعيت عقب جنگنده استفاده مي كند. اين رادار در بين دو موتور جنگنده قرار گرفته است. اين رادار نيزTikhomirov NIIP است. رادارTikhomirov NIIP مجهز به سيستم پشت نگر فروسرخ است. اين جنگنده از سيستم مسافت ياب و نشانه گيري ليزري نيز استفاده مي كند.
    اين جنگنده مجهز به يك سيستم فوق العاده پيشرفته KNIRTI L175M Khibiny-M براي انجام جنگ هاي الكترونيك مي باشد. اختلال و ايجاد پارازيت در امواج مورد استفاده دشمن ، ايجاد اختلال و مشكل در هدف گيري Su-35BM توسط دشمن ، اختلال در سيستم هاي هشدار دهنده دشمن زماني كه Su-35BM آنها را هدف گرفته است و ... بخشي از و ظايف سيستم Khibiny-M است.


    كامپيوتر قدرتمند اين جنگنده تمام قسمت ها و همچنين وضعيت جلو و عقب جنگنده را تحت نظر دارد و اين اطلاعات را از طريق دو صفحه نمايش LCD بزرگ و همچنين نمايشگرهاي پلاسماي موجود در كلاه خلبان در اختيار او (خلبان) قرار مي دهد تا خلبان بتواند تصميمات مناسب را اتخاذ كند. در واقع اين سيستم كامپيوتري به عنوان يك كمك خلبان عمل مي كند و بار كاري خلبان را بسيار كاهش مي دهد.
    براي ناوبري و تعيين مسير اين جنگنده از دو سيستم ناوبري ماهوارهاي(GPS و GLONAS) ، يك سيستم ناوبري راديويي ، نقشه هاي ديجيتالي و ... استفاده مي كند.

    تسليحات


    Su-35BM يك جنگنده چند منظوره به تمام معناست. اين جنگنده با در اختيار داشتن طيف گسترده اي از جديدترين و پيشرفته ترين تسليحات هوايي ، زميني و دريايي ساخت روسيه توان انجام ماموريت هاي متفاوتي را دارست. براي اين جنگنده فرقي نمي كند كه به اهداف هوايي قرارست حمله كند يا اهداف زميني و يا دريايي ! Su-35BM به گونه اي ساخته شده است كه به راحتي مي تواند وظايف خود در نابود كردن و از بين بردن تجهيزات دشمن در هر كجاي اين كره ي خاكي انجام دهد.
    موشك هاي فوق العاده پيشرفته هوا به هواي خانواده هاي Alamo و Adder نظير R-73, R-27, R-77 واقعا توانايي فوق العاده به اين جنگنده در شكار هر گونه پرنده اي را مي دهند.
    اين شكارچي همچين توان استفاده از موشك هاي بسيار دوربرد با سيستم هدايتي رادار فعال نظير دوربردترين موشك هوا به هواي جهان يعني موشك
    (Novator R-72 (KS-172S-1 با برد 400 كيلومتر را نيز داراست.( KS-172S-1در نمايشگاه ماسك 2007 به همراه جنگنده سوخوي-35 بي ام به نمايش درآمد. اين موشك مي تواند هر جسم پرنده اي را از ارتفاع 3 متري از سطح زمين تا ارتفاع 30 كيلومتري از سطح زمين با سرعت بيش از 4000 كيلومتر در ساعت با قدرت مانور 12g را هدف قرار دهد و به راحتي نابود كند.)
    Su-35BM از جديدترين بمب هاي هدايت ليزري براي حمله به اهداف زميني استفاده ميكند. براي حمله به اهداف شناور و دريايي نيز اين جنگنده از انواع مختلف موشك هاي كروز نظير بهترين موشك ضد ناو جهان يعني موشك كروز Yakhont-M با برد بيش از 300 كيلومتر استفاده مي كند.
    Su-35BM همانند ساير اعضاي خانواده Flanker داراي يك توپ قدرتمند 30 ميلي متري Gryazev-Shipunov GSh-301 است.
    حال مشخصات تسليحات اين جنگنده را بطور كامل ببينيم :

    تسليحات هوايي (AAM : Air to Air Missile)
    (Novator R-72 (KS-172S-1) or Vympel R-37M (Arrow
    برد 400 كيلومتر با سيستم هدايتي رادار فعال/حداكثر 5 تير از اين موشك توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    (Vympel R-77 / RVV-AE (Adder
    برد 100 كيلومتر با سيستم هدايتي رادار فعال/حداكثر 12 تير از اين موشك توسط Su-35BM قابل حمل هستند.


    (Vympel R-27ET[1] (Alamo
    برد 130-100 كيلومتر با سيستم هدايتي حرارتي(حرارت ياب)/حداكثر 4 تير از اين موشك توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    (Vympel R-27EP[1] (Alamo
    برد 130-100 كيلومتر با سيستم هدايتي پرتوي كاوشگر/حداكثر 4 تير از اين موشك توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    (Vympel R-27ER[1] (Alamo
    برد 130-110 كيلومتر با سيستم هدايتي رادار فعال/حداكثر 8 تير از اين موشك توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    (Vympel R-73E (Archer
    برد 30 كيلومتر با سيستم هدايتي حرارتي (حرارت ياب)/حداكثر 6 تير از اين موشك توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    تسليحات زميني(AGM : Air to Ground Missile)
    و
    تسليحات دريايي (ASM : Air to Sea Missile)

    موشك هوا به زمين فوق دوربرد ؟ (مدل اين موشك هنوز اعلام نشده است اما برخي از مشخصات آن توسط شركت سوخوي منتشر شده !)
    حداكثر يك تير از اين موشك توسط Su-35BM قابل حمل مي باشد.

    موشك هوا به زمين دوربرد ؟ (مدل اين موشك هنوز اعلام نشده است اما برخي از مشخصات آن توسط شركت سوخوي منتشر شده !)
    حداكثر 3 تير از اين موشك توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    موشك ضد رادار دوربرد ؟ (مدل اين موشك هنوز اعلام نشده است اما برخي از مشخصات آن توسط شركت سوخوي منتشر شده !)
    حداكثر 5 تير از اين موشك توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    موشك ضد كشتي دوربرد ؟ (مدل اين موشك هنوز اعلام نشده است اما برخي از مشخصات آن توسط شركت سوخوي منتشر شده !)
    حداكثر 5 تير از اين موشك توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    (Raduga X-59M[K] Ovod (Kazoo
    برد 140 كيلومتر با سيستم هدايت تصويري/حداكثر 5 تير از اين موشك توسط Su-35BM قابل حمل هستند.( توضيح آنكه اين موشك دو منظوره هم از نوع AGM و هم از نوع ASM مي باشد.)

    (Zvezda X-31A/P (Krypton
    برد 140-70 كيلومتر با سيستم هدايتي رادار فعال و پرتوي كاوشگر/حداكثر 6 تير از اين موشك توسط Su-35BM قابل حمل هستند.(توضيح آنكه اين موشك از نوع AGM مي باشد.)

    (Molniya X-29TE[L] (Kedge
    برد 10 كيلومتر با سيستم هدايت ليزري/حداكثر 6 تير از اين موشك(بمب ليزري) توسط Su-35BM قابل حمل هستند.(توضيح آنكه اين موشك از نوع AGM مي باشد.)

    FSUE LGB-250
    بمب هوشمند با كلاهك 300 كيلوگرمي و سيستم هدايت ليزري/حداكثر 8 فروند از اين بمب ليزري توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    FSUE KAB-500KR/OD
    بمب هوشمند با كلاهك 500 كيلوگرمي و سيستم هدايت تصويري/حداكثر 8 فروند از اين بمب توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    FSUE KAB-1500KR/LG
    بمب هوشمند با كلاهك 1500 كيلوگرمي و سيستم هدايت ليزري/حداكثر 3 فروند از اين بمب ليزري توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    S-25LD
    راكت هدايتي با برد 10 كيلومتر و سيستم هدايت ليزري/حداكثر 6 فروند از اين راكت توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    500kg class bomb
    بمب گرانشي (بدون سيستم هدايتي)/حداكثر 10 فروند از اين بمب توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    250kg class bomb
    بمب گرانشي (بدون سيستم هدايتي)/حداكثر 32 فروند از اين بمب توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    B-8M-1
    راكت غير هدايتي/حداكثر 120 فروند از اين راكت در 6 غلاف توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    B-13L
    راكت غير هدايتي/حداكثر 30 فروند از اين راكت در 6 غلاف توسط Su-35BM قابل حمل هستند.

    S-250FM-PU
    راكت غير هدايتي/حداكثر 6 فروند از اين راكت توسط Su-35BM قابل حمل هستند.
    (توجه ! كليه اطلاعات فوق از كمپاني هواپيما سازي KnAAPO روسيه كه سوخوي-35 بي ام هم اكنون در اين كمپاني ساخته مي شود گرفته شده است.)

     
    منابع :
    مقالات و اطلاعات منتشر شده توسط دفتر طراحي سوخوي درباره ي Su-35BM
    مقالات و اطلاعات منتشر شده توسط كمپاني هواپيماسازي KnAAPO درباره ي Su-35BM

    http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=4055
    http://airtoair.blogfa.com/

    موشك هاي هوا به هواي موجود در نیروی هوایی ایران


    موشک هوا به هوای AIM-7 Sparrow :



    این موشک، یک موشک هوا به هوا از نوع هدایت شونده راداری با برد تقيريبي 40 كيلومتر و یک کلاهک انفجاری بسیار قوی است.ویژگی های عملیاتی مختلفی دارد از جمله : قابلیت استفاده در هر نوع آب و هوا و هر ارتفاعی و قابیت حمله به انواع هواپیماها و موشکهای پیشرفته از هر جهتی. سری این موشک ها دارای هدایت نیمه فعال راداری می باشد.

    امواج راداری و بهره بردن از سیستم کنترل هیدرولیکی سطح، این موشک را در جهت هدف خود تثبیت و هدایت میکند نیروی محرکه ان توسط سوخت جامد فراهم می شود.اسپارو دارای محدودیت هایی نیز هست از آن جمله این که هواپیمایی که آن را شلیک می کند باید هواپیمای مورد نظر را در رادار خود نگه دارد و برای این منظور باید مستقیم به سمت هدف حرکت کند.

    این موشک بر روی F-14 , F-15 ,F-18, F16 نیز نصب میشود.

    اين موشك در طول جنگ نیز با کمک جنگنده های اف-4 و اف-14 انواع مختلف جنگنده های عراقی از جمله میراژ اف-1، میگ-21 و 23، سوخو-22، سوپر اتاندراد، بمب افکن توپولف-22 و چند هلیکوپتر عراقی و احتمالا یک موشک ضد کشتی اگزوست (بوسیله جنگنده اف-14 تامکت) را از بین برد، از این موشک نیز در حال حاضر تعدادی باقی مانده است و همچنین به پایان عمر عملیاتی خود رسیده است، گفته امیر عطا الله بازرگان از بنیانگذاران جهاد خودکفایی ارتش در شماره 185 آبان 85 (پروژه سجیل – صفحه هفت) مجله صنایع هوایی در مورد نصب موشک روسی R-27 Alamo برروی اف-14 تامکت نیز خود گواهی بر این مدعا است.


    موشک هوا به هوای AIM-9 Sidewinder :




    موشک سایدوایندر با بیشینه بردی حدود نه کیلومتر، یک موشک حرارت یاب ساخت ایالات متحده است که در جنگ های مختلفی حضور داشته و کارنامه موفقی از خود بجای گذاشته است.این موشک دارای بدنه ای استوانه ای شکل است دارای بال های تثبیت کننده غلتان و همچنین دارای 2 بالچه جداشدنی است که مسئولیت کنترل سطح را بر عهده داشته و همچنین باعث افزایش مانورپذیری موشک می شود.این بالچه ها به حالتی عمود بر بال های عقب و پشت دماغه آن قرار می گیرند. اجزای اصلی موشک عبارتند از : هدایت گر مادون قرمز ، هدف یاب نوری فعال ، کلاهک انفجاری و موتور موشک.

    سیستم هدایت مادون قرمز موشک را قادر می سازد تا اگزوز موتور هواپیما را مورد هدف قرار دهد. این سیستم از سایر سیستم های هدایتی ارزان تر است و می توان آن را در روز یا شب و یا در حالت های جنگ الکترونیکی مورد استفاده قرار داد. این سیستم همچنین شرایطی برای خلبان ایجاد می کند تا موشک را شلیک کند و از منطقه خارج شود ویا حات تدافعی – فرار به خود بگیرد در حالی که موشک خود را به سمت هدف هدایت می کند. این موشک دارای 11 گونه است در طی فرایند تکمیل آن ساخته شده اند و سعی شده در هر گونه نواقص موارد قبلی رفع شود.

    در طول جنگ تحمیلی نیز این موشک بوسیله جنگنده های ایرانی استفاده شد و دهها جنگنده عراقی را بکام مرگ کشاند، در شمار جنگنده های عراقی که توسط سایدوایندر شکار شدند می توان به یک فروند MiG-25RB (به وسیله F-5E و به خلبانی کاپیتان جوادپور)، و چندین میگ-21، 23 و 27،سوخو-20 و 22 ، چندین میراژ اف-1 و دست کم دو میراژ 5 اجاره شده از نیروی هوایی مصر اشاره کرد، در حال حاضر نیز تعدادی از این موشک ها باقیمانده است، اما تلاش برای نصب موشک روسی R-73 و موشک چینی PL-7 برروی جنگنده های غربی نیروی هوایی و همچنین تلاش برای ساخت موشک فاطر بر پایه موشک سایدوایندر گواهی بر این مدعا است که تعداد کمی از این موشک ها باقیمانده و همچنین آنها به پایان عمر عملیاتی خود رسیده اند.



    موشک هوا به هوای AIM-54A Phoenix :




    ترکیب جنگنده اف-14 و موشک فونیکس یکی از کشنده ترین ترکیب های جهان است که می تواند برای هر جنگنده ای خطرناک باشد، این موشک که بردی حدود 150 کیلومتر دارد، تنها برروی جنگنده اف-14 تامکت قابل نصب است و هر فروند اف-14 در آن واحد می تواند شش فروند موشک فونیکس را حمل کرده و به کمک آنها بطور همزمان با شش هدف درگیر شود و آنها را از بین ببرد، این موشک در جریان جنگ هشت ساله کارنامه فوق العاده موفقیت آمیزی از خود برجای گذاشت و شکار دهها جنگنده عراقی به مانند بمب افکن های سنگین توپولف Tu-22، انواع مختلفی از میگ ها، سوخوی Su-22، میراژ اف-1 و سوپر اتاندارد و حتی موشک های کروز چینی C-601 را بنام خود ثبت کردند. تخمین زده می‏شود که در طی جنگ ایران و عراق تعداد 130 شکار قطعی به نام اف14 های نیروی هوایی ایران به ثبت رسیده است و برای 23 نبرد هوایی دیگر نیز احتمال داده می‏شود پیروزی از آن تامکت بوده باشد. بدین ترتیب حدود 153 شکار هوایی را می‏توان به نام تامکتهای ایرانی به ثبت رساند.
    نیروی هوایی ايران (IRIAF)، بین 170تا 190موشک AIM-54A را در طول جنگ 8 ساله شلیک کرده است، که حدود 70 درصد آنها موفق به ساقط کردن هدف خود شده‏اند.

    تعداد کمی از این موشک ها پس از جنگ باقی ماندند که قابل استفاده نیستند، بهمین دلیل نیز نمونه هواپرتاب موشک هاوک تحت عنوان سجیل که گاها بعنوان AIM-23B SkyHawk نیز شناخته می شوند جایگزین آنها شد، از جمله مشکلات موشک سجیل وزن بسیار زیاد آن و همچنین تعداد قابل حمل کم برای هر فروند (هر فروند اف-14 تنها می تواند دو فروند موشک سجیل را بطور همزمان حمل کند) است.

    البته در سالهای اخیر، گفته می‏شود تعدادی از موشکهای AIM-54C از طریق دلالان بازار سیاه به دست ایران رسیده اند و ایرانیان توانسته اند گونه های قدیمی AIM-54A را به نوع C تبدیل نمایند؛ ضمن اینکه گزارشاتی دال بر ساخت نوعی بومی موشک فونیکس توسط صنایع نظامی ایران رسید است که توانی مشابه AIM-54C را دارد. همچنین پس از بازنشست کردن تامکت و فونیکس در نیروی دریایی، حدس زده می‏شود به تاریخ ژانویه 2007، حدود 200 میلیون دلار از قطعات حساس، موشکهای AIM-54C و رادارهای موجود در انبار نیروی دریایی ایالات متحده، از طریق قاچاقچیان بازار سياه اسلحه، توسط ایران خریداری گشته است.


    موشک هوا به هوای: R-60 Aphid




    در سالهای پایانی دهه 1960، دفتر طراحی مولنیا (Molniya)، کار طراحی اولین موشک تاکتیکی هوا به هوا را آغاز نمود، نام آن K-60 یا (R-60 یا Object 62) بود. این موشک مجهز به یک هدفیاب مستقل از نوع حرارتی (Infrared) بود. (یعنی مستقل از هواپیمای شلیک کننده، هدف خود را پیدا می‏کرد) تولید انبوه این موشک به سال 1973 آغاز شد و بر روی جنگنده‏های مختلفی نصب و به کار گرفته شد.

    R-60 یک موشک حرارت یاب برای نبردهای هوایی بوده كه به طور فوق‏العاده‏ای کوچک است و نصف سبک‏ترین موشک هوا به هوای غربی وزن دارد و آن را می توان با موشک آمریکایی سایدوایندر مقایسه کرد، موشک آفید دارای برد 10 کیلومتر است. سيستم هدايت اين موشك بر اساس حرارت یابی گازهای خروجی موتور (Infrared) است و سر جنگي 6 کیلوگرم که 1.6 کیلوگرم آن، اورانیوم ضعیف شده است زیرا اورانیوم چگالی بالایی دارد و به راحتی در فلزات نفوذ می‏کند.

    اين موشك امروزه در نیروی هوایی فقط برروی Su-24 ها و Su-25 ها استفاده می شود و در مورد MiG-29 جای خود را به موشک پیشرفته تر R-73 Archer داده است. همچنین با تغییرات جزئی می توان این موشک را بجای موشک ناتوان PL-7 برروی جنگنده های چینی اف-7 نصب نمود، از تعداد موشک های آفید نیروی هوایی اطلاع دقیقی در دست نیست.

    موشک R-60 موشکی بود که در جریان جنگ یوگوسلاوی توسط میگهای29 آن کشور شلیک شده و باعث سرنگونی يك فروند F/A-117 ایالات متحده شد.خلبان یک MiG-29A نیروی هوایی یوگسلاوی، با استفاده از سیستم IRST (هدفیاب حرارت موتور) توانست با رادار خاموش، خود را از دید جنگنده‏های ناتو مخفی کرده و سپس با موشک R-60 جنگنده‏ی 120 میلیون دلاری اف117 را سرنگون سازد.


    موشک هوا به هوای: R-27 Alamo

     



    موشك هوا به هواي ميان‏برد R-27 يكي از تسليحات اصلي جنگندهء ميگ-29 به شمار مي‎‏رود. اين موشك در سازمان ناتو با نام AA-10 ALAMO (آلامو) شناخته مي‏شود. موشك R-27R يكي از گونه‏هاي R-27 است كه از نظر مشخصات فني، بسيار به مشابه آمريكايي خود يعني AIM-7M (اسپارو) شباهت داشته و برابري مي‏كند، هرچند كه در بسياري موارد (مانند برد بيشتر و سرجنگي قوي‏تر)، از رقیب آمريكايي خود برتر مي‏باشد.

    موشک R-27 در نمونه های مختلفی و با انواع سیستم های هدایتی تولید شده است، انواع اولیه آن R-24R با هدایت نیمه فعال راداری و حد اکثر برد 80 کیلومتر و R-27T با برد 45 کیلومتر و هدایت مادون قرمز می باشند تمام موشک های آلامو نیروی هوایی از این نوع اند.R-27 مي‏تواند در نبردهاي نزديك و سنگين هوايي يا نبردهاي دوربرد هوايي كه هواپيماي دشمن ديده نمي‏شود (BVR) به كار رود. این موشک می‏تواند اهدافی را که از جهت‏های مختلف هوایی می‏آیند یا اهدافی را که در نزدیکی سطح زمین یا سطح دریا پرواز می‏کنند، در هر شرائط آب و هوایی، ساقط کند. همچنین می‏تواند بر ضد پرنده‏های بدون سرنشین یا موشکهای کروز نیز به کار رود. انواع جدید تر موشک آلامو نیز R-27RE، R-27TE و نوع هدایت فعال راداری R-27AE با بیشینه برد 170 کیلومتر می باشد. با وجود اینکه موشک آلامو موشکی خوب و با مانور پذیری بالا است، لیکن MiG-29 های ایران که تماما از نوع اولیه اند (بعنوان تنها جنگنده نیروی هوایی که بطور استاندارد توانایی حمل این موشک را دارند) در هدایت این موشک آنگونه که باید موفق نیستند و گاها این موشک ها را به خطا می دهند.

    البته در صورت وجود جنگنده SU-27 در نيروي هوايي ايران اين جنگنده نيز توانايي شليك اين موشك را داراست.



    موشک هوا به هوای :R-73 Archer

     




    موشک هوا به هواي R-73 ساخت «ويمپل» که در سازمان ناتو با نام AA-11 Archer شناخته مي شود، توسط «دفتر طراحي کارخانجات ماشين سازي ويمپل» طراحي و ساخته شده است. اين موشک، پيشرفته ترين موشک بردکوتاه هوا به هواي ساخت روسيه مي باشد. اين موشک، عمومن به عنوان ترسناک ترين سلاح در نبردهاي نزديک هوايي (داگ فايت) معرفي مي شود.

    به منظور جايگزيني مدلي قديمي R-60 (نام ناتو: AA-8 Aphid) به عنوان سلاحي جهت فواصل نزديک، براي هواپيماهاي جنگي اتحاد شوروي، طراحي و ساخته شد. کار طراحي اين موشک به سال 1973 باز مي گردد و اولين سري اين موشکها، به سال 1985 وارد خدمت در نيروي هوايي اتحاد شوروي شدند.

    R-73 داراي هدايتگر حساس به مادون قرمز يا حرارت، خنک کننده سنسور جستجوگر با قابليت مهم «زاويهء بسته» مي باشد: يعني جستجوگر موشک مي تواند اهدافي را که در 60 درجه نسبت به محور طولي موشک، قرار دارند، تشخيص دهد و ببيند. حداقل فاصلهء مورد نياز جهت شليک اين موشک، در حدود 300 متر و حداکثر فاصلهء آئروديناميکي (فاصله اي که موشک در هوا و با انجام مانور به سمت هدف طي مي کند) حدود 30 کيلومتر مي باشد.

    R-73 مانورپذيرترين موشک در بين موشکهاي مشابه مي باشد و اغلب کارشناسان بر اين اعتقادند که در قياس با موشک آمريکايي AIM-9M Sidewinder، در مرتبهء بسيار بالاتري قرار مي گيرد. R-73 یکی از بهترین گزینه ها برای نبرد های نزدیک هوایی است و ترکیب جنگنده فوق العاده مانور پذیر میگ-29 و موشک R-73 می تواند یکی از خطرناک ترین ترکیب ها برای نبرد های هوایی باشد. همچنین در صورت بهسازی جنگنده های Su-24 و Su-25 بمنظور حمل این موشک توانایی آنها در دفاع از خود در حین عملیات تا حد زیادی افزایش می یابد.

    با توجه به بهينه سازي هاي انجام گرفته بر روي جنگنده هاي S-25,SU-24 احتمالا اين جنگنده ها قادر به استفاده از اين موشك خواهند بود.


    موشک هوا به هوای: PL-7




    موشک هوایی کوتاهبردPL-7 توسط کارخانه ی موتور هوایی ژوژ و توسعه یافته و در واقع نمونه ی مهندسی معکوس از موشک فرانسوی ماژیک R-550می باشد و توسعه موشک از سال 1982 شروع و نخستین شلیک آزمایشی آن در اواخر سال 1984 انجام شد.تولید رسمی از این موشک در سال 1987آغاز گردید.

    موشک PL-7 یک کپی ناقص از موشک حرارت یاب فرانسوی R-550 Magic (ماژیک) است که توسط چین تولید شده و بهمراه جنگنده های ناتوان F-7 به ایران وارد شد، این موشک دارای برد محدود 3 تا 5 کیلومتر می باشد.نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سال 1992 پروژه ای را برای نصب موشک های چینی حرارت یاب PL-7 که خود کپی ناقصی از موشک ماژیک بودند بر روی هواپیماهای F-4 و F-5 راه اندازی کرد. در نمایشی در پایگاه یکم شکاری یا فرودگاه مهرآباد در سال 1995 هواپیماهای F-5 با ریل های جدید موشک های چینی به پرواز درآمدند. این هواپیماها همگی مجهز به موشک های تقریباً بی مصرفPL-7 در موقعیتی عجیب در نوک بال ها نصب شده بودند. این پروژه که با هزینه ای چند میلیون دلاری راه افتاده بود، ابتدا به کمک تکنسین های چینی شروع شد، اما نتایج چندان رضایت بخش نبود. با صدای اعتراضاتی که از پرسنل نیروی هوایی شنیده شد، سرانجام انجام پروژه به کمک چینی ها لغو گردید و پروژه به مجتمع تجهیزات الکترونیکی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران واگذار شد. این بار موشک PL-7 روی هواپیماهای MiG-29 و F-4,F-5 نصب شد اما نه خلبانان جنگنده میگ-29 حاضر بودند بجای موشک توانمند R-73 از موشک های ناتوان PL-7 استفاده کنند و نه خلبانان اف-4 و اف-5 حاضر بودند سایدوایندر را با PL-7 جایگزین کنند، در حال حاضر این موشک ها تنها برروی جنگنده های چینی F-7 و میراژ های فرانسوی که از نبود موشک R-550 رنج می برند استفاده می شوند.. با اینکه موشک PL-7 به تعداد زیاد و البته با قیمت ارزان در اختیار ایران بود، اما هرگز نیروی هوایی این موشک را اسلحه ای واقعاً قابل عملیات روی هواپیماهای ذکر شده به حساب نیاورد.

    موشك هوا به هواي فاطر:



    موشك فاطر موشكي ساخت ايران است كه بر پايه موشك AIM-9P ساخته شده است.اين موشك از بدنه و سرجنگي قوي موشك امريكايي سايندروز بهره مي برد و طراحي مجدد سيتم هاي هدايت و ... توسط ايران انجام رفته است.

    در زمينه اين موشك اطلاعات زيادي در دست نيست برخي منابع از كپي برداري اين موشك از AIM-9P سايندروز خبر ميدهند كه از ايونيك جديدي بهره مي برد و برخي منابع ديگر از ارتقاع سايندروز هاي موجود در انبار نيروي هوايي و نامگذاري آن با نام فاطر خبر مي دهند.البته با توجه به شواهد موجود به نظر مي ايد كه ايران موفق به كپي كردن اين موشك با ايونيك جديد شده باشد.


    موشک هوا به هوای سجيل :




    موشک سجیل كه AIM-23C هم خوانده می شود، نمونه ای از موشک ضد هوایی زمین به هوای هاوک یا MIM-23B آمریکایی است. گفته می شود که کوشش برای ساخت چنین موشکی در حقیقت از جایی شروع شد که اسرائیل دست به استارت پروژه ی Distant Thunder یا Distant Reach کرد. در این پروژه، نیروی هوایی اسرائیل و صنایع هواپیماسازی این رژیم تلاش هایی را برای تبدیل موشک ضد رادار AGM-78 به یک موشک هوا به هوا برای رهگیری هواپیماهای سریع السیر MiG-25 انجام دادند. ظاهراً ایران کار تبدیل موشک های زمین به هوای MIM-23B را به موشک های هوا به هوا از سال 1986 شروع کرده بود. پروژه تبدیل موشک های هاوک به موشک هایی که از هواپیماهای جنگنده قابل پرتاب باشد، پروژه «قوش آسمان» نامیده شد. تست های اولیه این موشک بسیار نا امید کننده بود. ظاهراً خطوط ارتباطی رادار AN/AWG-9 برای موشک هاوک کافی نبود و سیستم هدف گیری موشک هاوک نیز در برقراری ارتباط با این رادار دچار مشکل بود. در جنگ ایران و عراق هم بیش از یکی دو موشک هاوک شلیک نشد چرا که این پروژه با مشکلات بسیاری مواجه بود. اگرچه در سال های اخیر گفته می شود که مشکلات این موشک به کلی رفع شده و موشک هاوک هواپرتاب به طور محدود در خدمت نیروی هوایی است. تعداد زیادی از تامکت های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران به منظور توانایی حمل موشک هاوک دستخوش تغییراتی شدند.

    تامکت های ایرانی می توانستند در آن واحد دو موشک هاوک را در پایلون های 1B و 8B، یعنی محل نصب موشک های فینیکس در نزدیکی ورودی موتورها، و یک موشک دیگر را در فضای بین موتورها که اصطلاحاً تونل نامیده می شد حمل کنند.

    منابع غير موثق از برد 60 تا 90 كيلومتري موشك سجيل سخن مي گويند.با اين تفاسير اين موشك تا حدودي كمي مي تواند خلاء نبود موشك فونيكس را بپوشاند.

    ادامه نوشته

    F-2 ژاپن

    مقدمه:
    جنگنده های F-2 که برای وزارت دفاع ژاپن ساخته شده ،نتیجه برنامه الحاق توسعه ای ژاپن و امریکاست.صنایع سنگین میتسوبیشی سازنده اولیه است و شرکت لاکهید مارتین اکروناتیک بعنوان اصل امریکایی این مجموعه است.


    F-2A نوع تک سرنشین آن است و F-2B نوع دو کابینه یا دو صندلی آن است.وزارت دفاع ژاپن در نظر داشت که 130 جنگنده F-2 را تهیه کنند (83 تک کابین و 47 عدد دو کابین).با اینکه تا به حال 76 سفارش انجام شده ،اما آینده این برنامه نامشخص است.

    در سال 1987 میلادی وزارت دفاع ژاپن چندین مدل ازF-16C را به جای FS-X ژاپنی که انتخاب کرده ،جایگزین جنگنده F-1 میتسوبیشی کند و در سال 1988 میتسوبیشی بعنوان سازنده اصلی این جنگنده انتخاب شد که این جنگنده را F-2 نام گذاشتند.این برنامه شامل انتقال تکنولوژی از امریکا به ژاپن بود و در تقسیم هزینه 60 درصد سهم ژاپن و 40 درصد سهم امریکا می شد.



    چند نمونه با سقف پرواز بالا توسعه یافتند و آزمونهای برداری این نمونه در سال 1997 با موفقیت انجام شد و هواپیما در سال 1998 تولید شد.اولین تولید هواپیما در سپتامبر سال 2000 وارد وزارت دفاع ژاپن شد و طی این انتقال بیش از 49 هواپیمای F-2 به ژاپن منتقل شدند.هواپیماها در بخش جنوبی کوماکی ، میتسوبیشی در ناگویا مونتاژ می شوند.

    طراحی :
    کاواساکی مسئول ساخت بخشهای میانی بدن هواپیما و همچنین قسمتهای مربوط به چرخ اصلی و موتور است.میتسوبیشی بخش جلویی بدنه هواپیما و بالها را می سازد.میتسوبیشی همچنین ساختار جعبه بال پایینی را که شامل پوسته و کلاهک و … را طراحی می کند و آنها را از ترکیب گرافیت و اکسپوسی می سازد.



    این اولین کاربرد تکنولوژی CO-CURED در یک محصول جنگنده است.کارخانه فوجی ،سطح بال بالایی ،کیفیت بالها،رادوم ها،فلیبرونها و بخشهای کاهش هوای موتور و بخش دم هواپیما را می سازد .شرکت لاکهید مارتین بخش انتهایی بدنه هواپیما ،بخشهای کناری بالها و لبه جلویی هواپیما را تامین می کند.

    کابین خلبان:
    کابین خلبان به سه صفحه چند کاره مجهز شده که شامل یک صفحه کریستالی مایع از YOKOGAWA می باشد.صفحه بالای سر خلبان توسط SHIMADZUتوسعه یافت.

    تسلیحات:
    سیستم رفاهی الکترونیکی درون هواپیما ،سیستم کامپیوتری و رادار فعال توسط میتسوبیشی الکتریک توسعه یافتند.


    یک تفنگ M61A1 چند لوله در انتهای یکی از بالها قرار گرفته است.13 نقطه سخت برای حمل سیستمهای اسلحه وجود دارد .یکی در بخش مرکزی ،یکی در نوک بالها و پنج نقطه دیگر در زیر هر یک از بالها قرار گرفته شده است.سیستم کنترل و نگهداری توسط لاکهید مارتین تامین شده است.

    در این هواپیما 2 اتصال ریل مشترک وجود دارد که توسط NIPPI تولید شده است.این هواپیما قادر به مستقر کردن موشک هوا به هوای سایز متوسطSPARROW بنام AIM-7 F/M و بمبهای جانبی کوچک AIM-9L و همچنین موشک هوا به هوای کوچک AAM-3 متعلق به صنایع سنگین میتسوبیشی می باشد.

    F-2 مجهز به موشکهای ضد ناو ASM-7 و ASM-2 می باشد.میتسوبیشی توسعه موشکهای ضد ناو سری 80 و ASM-7 و ASM-2 را در سال 1980 در اصل برای جنگنده F-1 آغاز کرد.

    هواپیمای جنگی همچنین می تواند بمبهای 500IB و بمبهای خوشه ای و راکت انداز را با خود حمل کند.خط مرکزی و نقاط سخت بال داخلی مخازنی را با ظرفیت 4400 کیلوگرم سوخت می تواند حمل کند.



    کنترل پرواز:
    لاکهید مارتین مسئول سیستم پرواز در این هواپیما می باشد.سیستم پرواز دیجیتالی هواپیما توسط الکتریک اویشن ژاپن و هانی ول توسعه داده شده است.این روش پرواز شامل ارتقا ،کنترل ، موقعیت سنجی و کنترل بار در طول مانورها می باشد.


    ارتباطات:
    سیستمهای ارتباطی موجود در F-2 شامل یک AN/ARC-164 است که با باند یو اچ اف عمل می کند و توسطRAYTHEON تامین شده است و یک کانال V/UHF که توسط NEC تهیه شده است.یک رادیوی HFکه توسط تهیه و توسعه یافته شده است.



    موتور:
    این هواپیما با یک موتور توربوفن سوختی F110-GE-129 جنرال الکتریک تجهیز شده است.این موتور تا 7/131 کیلونیوتن توسعه یافته و سرعت آن به 2 ماخ می رسد.


    http://airtoair.blogfa.com/

    Yak-130

    معرفي يكي از بهترين جت هاي آموزشي ساخت روسيه
    جنگندهء آموزشي Yak-130

    جنگندهء آموزشي ياك130، به عنوان برندهء «رقابت ساخت جت آموزشي» جهت نيروي هوايي روسيه‏، به تاريخ آوريل 2002 انتخاب شد. اين جنگندهء آموزشي، توسط كاخانجات ياكولوف، ايركوت و روسوبرون، عمدتن جهت صادرات درنظر گرفته شده است؛ هرچند كه نيروي هوايي روسيه نيز، نياز آتي خود به اين جنگنده را 200 فروند اعلام كرده است كه به عنوان جنگندهء نسل چهار يا پنج، جهت ماموريتهاي ضربتي سبك يا امور آموزشي، در اين نيرو به كار گرفته مي‏شوند. اين جنگنده‏ها قرار است جايگزين هواپيماهاي فرسوده و قديمي L-39 موسوم به آلباتروس شوند. اولين سري اين جنگنده‏ها كه مشتمل بر 10 فروند است، قرار است در طول سال 2006 وارد خدمت در مركز آموزشهاي هوايي كراسنودار شوند. خط توليد اين هواپيما نيز پيشتر به تاريخ مي 2003 راه اندازي شده بود.
    آزمونهاي پروازي هواپيماهاي ساخته شده نيز از تاريخ آوريل 2004 آغاز شده و اوائل سال 2006 نيز تكميل شده‏اند. نيروي هوايي روسيه نيز، آزمونهاي رسمي پروازي اين هواپيما را به تاريخ مي 2005 صورت داد.
    تمام آزمايشات پروازي و تاكتيكي اي كه براي به خدمت گيري يك جنگندهء پيشرفتهء آموزشي مورد نياز است، قبل از سال 2006 و تحويل به نيروي هوايي روسيه، انجام شده‏اند.
    رقابت ساخت جت آموزشي تحت برنامه‏اي به نام Voyenno Vozdushnyye Sily انجام شد.
    ياكولوف، ايركوت و روسوبرون = Yakovlev, the Irkut company, and by Rosoboronexport
    كراسنودار = Krasnodar


    پيشرفت و توسعه
    طرح مشترك توليد اين جنگنده با همكاري ياكولوف روسيه و آئروماچي ايتاليا (Aermacchi) در سال 1993 آغاز شد و اولين جنگندهء ساخته شده به نام Yak/AEM/130D به سال 1996، اولين پروازش را به انجام رساند. به سال 1999 مشاركت اين دو كمپاني برهم خورد و شركت ياكولوف طرح Yak-130 و آئروماچي طرح M346 را هركدام جداگانه دنبال كردند.
    در سه ماههء دوم سال 2003، نمونهء اوليهء هواپيماي Yak-130 تكميل شد و بيش از 450 پرواز توانست انجام دهد. اين پروازهاي آزمايشي، عمدتن جهت تست قابليت مانورپذيري در حالت پرواز با حداكثر زاويهء حمله يعني 42 درجه انجام شد.
    در اين آزمونهاي پروازي، همچنين اثبات شد كه Yak-130 قادر است شتاب ثقلي بين -3G تا +8G را حين انجام مانورهاي سنگين پروازي همانند جنگنده‏هاي عملياتي موجود در جهان نظير Su-30 ، MiG-29 ، F-15 ، F-16 ، F-22 و F-35 داشته باشد.




    گونه‏هاي ديگر Yak-130
    * مدلي مجهز به ادوات مخصوص فرود بر روي ناو، جهت آموزش خلبانان ناوهاي هواپيمابر
    * مدلي جهت انجام عمليات شناسايي سبك وزن (Lightweight Reconnaissance Aircraft)
    * مدلي بدون سرنشين جهت انجام ماموريت ضربتي

    طراحي
    هواپيماي Yak-130 اندكي با نمونهء اوليه‏اي كه به نام Yak-130D شناخته مي‏شد، تفاوت دارد كه اين تفاوت در اين موارد است: 


    * اندكي وزن كمتر؛
    * دماغه‏اي كه ميزان كروي بودن آن جهت نصب رادار بيشتر شده است؛
    * بدنهء كوتاهتر؛
    * سطح بال كمتر؛
    به طور سنتي، بالهاي Yak-130 رو به عقب طراحي شده‏اند، قسمت دم به شكل هواپيمايي يك باله است و در ساخت سطوح كنترلي (نظير فلپها و شهپرها)، از الياف فيبر كربن استفاده شده است.
    همچنين براي محافظت موتور و كابين در برابر توپهاي ضدهوايي، از پوششهاي مقاوم از جنس مواد شيميايي تركيبي استفاده شده است.



    شكل خاص بالها كه اندكي به عقب متمايل طراحي شده‏اند، به هنگام برخاست هواپيما، ضمن كاهش جريانهاي گردابي، بر نيروي برا نيز مي‏افزايند و سكانهاي تمام متحرك كه اندكي پائين‏تر از بدنهء هواپيما تعبيه شده‏اند باعث مي‏شوند كه اين هواپيما، از زاويهء حملهء بالايي برخوردار باشد.

    Yak-130 هواپيمايي بسيار مانورپذير است و اين قابليت مانور را حتا مي‏تواند در زاويهء حملهء 42 درجه نيز حفظ كند.

    براي امكان‏پذيري فرود در باندهاي كوتاه، اين هواپيما مجهز به سه عدد فلپ جهت كاهش سرعت فرود مجهز شده است. اين فلپها چند تكه هستند و به هنگام فرود به سمت پائين جمع مي‎‏شوند و باعث كاهش نيروي برا و افزايش اصطكاك هوايي مي‎شوند.
    بدنه و كابين هواپيما به دقت تمام طراحي شده‏اند به طوري كه در نمونه‏هاي شرقي، كمتر چنين طراحي‏‎اي به چشم مي‏‎خورد، ضمن اينكه كارخانهء ياكولوف به مدت 30 سال يا 10000 ساعت پرواز يا 20000 فرود، مقاومت بدنه را به مشتري تضمين مي‏كند.



    كابين خلبان
    كابين خلبان داراي سيستم تهويهء مطبوع و سيستم تنظيم فشار مي‏باشد. هر دو صندلي نصب شده ساخت كارخانهء زوزدا از نوع K-36LT3.5 بوده و از نوع صفر – صفر به شمار مي‏روند. هردو خدمهء‌ هواپيما، به علت طراحي خاص و برجسته بودن شيشه، ديد كاملي به اطراف خويش دارند. خدمهء جلويي داراي ديد پائيني تا زاويهء 16 درجه و خدمهء كابين عقب داراي زاويهء‌ ديد پائين 6 درجه مي‏باشد.
    Yak-130 اولين هواپيماي روسي مي‏باشد كه در طراحي كابين آن، تمامن از ادوات ديجيتال استفاده شده است. اين سيستم‏هاي آويونيك نصب شده، مطابق استاندارد روسي Mil 1553 ساخته شده‏اند و مي‏توان آنها را مطابق سليقهء مشتري، تغيير داد.
    كابين اين هواپيما تمامن بر اساس نمايشگرها رنگي ساخته شده است و در آن همانند ميگهاي29 اوليه يا سوخوي27 از عقربه و ادوات قديمي، خبري نيست.
    * نمايشگرهاي نصب شده براي هر دو خدمهء هواپيما، با عينك‏هاي ديد در شب موسوم به NVG سازگار هستند و هنگام استفادهء خدمه از اين عينك‏ها، نور ساطع شده از ادوات و نمايشگرهاي كابين، چشم آنها را آزرده نمي‏كند.
    * براي هر كابين، سه نمايشگر چندكارهء رنگي كريستال مايع (LCD) به اندازهء 6 اينچ در 6 اينچ نصب شده است.
    * خلبان كابين جلو، مي‏تواند از سايت نشانه‏روي نصب شده در داخل كلاه خلباني خود استفاده كند.
    * همانند F-16C/D از اخطارگر با صداي انسان استفاده شده است.
    * همچنين از سيستم كامپيوتري پرواز با سيم موسوم به FBW جهت ايجاد پايداري بهتر در پرواز استفاده شده است كه باعث پرواز ايمن‏تر شده و اين هواپيما را قادر مي‏سازد شرائط پروازي مشابه جنگنده‏هاي پيشرفته نظير MiG-29 ، Su-27 ، Su-30 ، F-15 ، F-16 ، F-18 ، Mirage2000 ، رافال و يوروفايتر را تجربه كند، ضمن اينكه در مقابل جنگنده‏هاي نسل جديد نظير F-35 از نظر مقدورات پروازي، دچار نقصان نشود.
    جالبترين بخش اين هواپيما، انتخاب نوع پرواز به وسيله نرم‏افزار تعبيه شده در كامپيوتر پروازي هواپيما مي‏باشد كه خلبان اصلي، مطابق با پيشرفت دورهء آموزش دانشجوي خلباني، نوع پرواز و محدوديت‏هاي خاص را براي هواپيما تعيين مي‏كند؛ براي مثال اطلاعات پرواز را طوري تعيين مي‏كند كه دانشجوي خلباني نتواند زاويهء حمله‏اي بيش از 15 درجه را ايجاد كند.
    نوع طراحي كابين كه يك معماري باز به شمار مي‏رود، شامل دو كامپيوتر اصلي و سه درگاه اطلاعاتي قابل تقسيم بين كابين عقب و جلو مي‏باشد.
    سيستم ناوبري هواپيما مجهز به ژيروسكوپ ليزري و مكان ياب جهاني از نوع GLONASS/NAVSTAR مي‏باشد.

    كارخانهء زوزدا = سازندهء صندلي‏هاي پرتاب شونده در روسيه (NPO Zvezda)
    NVG مخفف Night Vision Goggle



    تسليحات
    هواپيماي آموزشي Yak-130 مي‏‎تواند انواع مختلفي از تاكتيك‏هاي نبرد را شبيه‏سازي كند.
    در اين هواپيما، يك محل حمله سلاح در وسط بدنه و تعداد 6 محل در زير بالها و 2 محل در نوك بالها، تعبيه شده است كه اين 8 محل، در مجموع مي‏توانند حداكثر 3000 كيلوگرم بار را حمل كنند. اين بار مي‏تواند مهمات جنگي، تانكهاي سوخت، غلافهاي شناسايي، سيستم‏هاي ضد عمل الكترونيك يا هدف‏ياب حرارتي باشد.
    به علت نوع معماري باز در طراحي آويونيك اين هواپيما، Yak-130 مي‏تواند انواع گوناگوني از تسليحات غربي نظير موشكهاي هوا به هواي AIM-9L (سايدوايندر)، موشك هوا به زمين AGM-65 (ماوريك)، موشك هوا به هواي Magic2، موشك هوا به زمين هدايت ليزري ويخر، موشك هوا به هواي حرارت ياب كوتاه برد R-73، موشك هوا به زمين هدايت ليزري Kh-29 (موسوم به AS-15) و . . . را حمل كند.
    همچنين يك لولهء مخصوص جهت استفادهء سيستم الكترواپتيكالي در زير بدنه تعبيه شده است كه پرتاب و هدايت بمب‏هاي هدايت شوندهء KAB-500Kr را امكان‏پذير مي‏‎سازد.
    همچنين يك مسلسل بسيار پرقدرت 30 ميلي‏متري از نوع GSh-301 در درون بدنه تعبيه شده است. ضمن اينكه مي‏توان نوع ديگر اين مسلسل به نام GSh-23 را در يك محل بيروني بدنه نصب كرد.
    همچنين راكت‏اندازهاي غيرهدايت شوندهء B-8M و B-18 و بمب‏هاي خوشه‏اي 250 و 500 كيلوگرمي نيز در زير بدنه مي‏توانند نصب شوند.



    رادار
    Yak-130 مجهز به يك رادار Osa با فركانس كاري 8 تا 12.5 گيگاهرتز ساخت ژوكوفسكي مجهز شده است. اين رادار مي‏تواند همزمان 8 هدف هوايي را رهگيري نمايد و همزمان به سمت 4 هدف شليك كند؛ ضمن اينكه مي‏تواند دو هدف زميني را نيز همزمان زيرنظر داشته و هدفگيري كند.
    حداكثر برد رهگيري براي اهداف زميني به اندازهء 5 مترمربع، براي اهداف مقابل 85 كيلومتر و براي اهداف پشت سر، 45 كيلومتر مي‏باشد. همچنين از فاصلهء 65 كيلومتري، به طور اتوماتيك بر روي اهداف زميني قفل مي‏كند و در صورت مجهز بودن به موشکي با برد حداقل 65 کيلومتر، مي تواند هدف زميني قفل شده را از همان فاصلهء دور، به طور بسيار دقيق، منهدم نمايد.
    رادار هواپيما همچنين قادر است بر اساس اطلاعات ديجيتال دريافتي حاصل از بازتابش امواج، تصويري گرافيکي بر روي صفحهء نمايش ظاهر کند و خلبان هر منطقه را که در نظر داشته باشد، به راحتي مي تواند بر روي صفحهء نمايشگر، به صورت شبيه سازي شده، بزرگ کند. بدين ترتيب، بدون آنکه نياز به ديد بصري خلبان به بيرون باشد، رادار بسيار پيشرفته ياک130، اين امکان جالب را مي دهد که خلبان از آرايش نيروهاي زميني دشمن، اطلاعات مفيدي کسب کند.
    البته براي Yak-130 رادار ديگري نيز قابل سفارش است. اين رادار به نام Kopyo شناخته مي شود که يک رادار جهت ماموريتهاي ضربتي زميني است.
    همچنين همانند F-16C/D، مي توان يک غلاف جستجوگر مادون قرمز را در زير بدنهء اصلي هواپيما نصب کرد. اين غلاف جستجوگر به نام Platan شناخته مي شود و مي تواند حرارت ساطع شده از اهداف زميني را همراه با مشخصات جغرافيايي آنان، در صفحهء نمايش خلبان، ظاهر کند. اين علائم مادون قرمز، مي تواند حرارت ناشي از موتور خودروها يا حتا هواپيماها و هليکوپترهاي پارک شده بر روي زمين باشد که علائم حرارتي ناشي از کارکرد موتور آنها، حتا پس از خاموش شدن، توسط Platan قابل شناسايي است. اين اطلاعات حرارتي دريافت شده، به علت طراحي يکپارچهء رادار، مي توانند عينن به موشکهاي هوا به زمين نظير AGM-65 (ماوريک) يا موشک روسي «ويخر» منتقل شده، سپس اين موشکها، با دقت هرچه تمام، اهداف مورد نظر خود را منهدم مي نمايند.

    سيستم هاي اقدام متقابل
    سيستم هاي الکترونيک اقدام متقابل يا ECM در اين جنگنده، شامل منحرف کنندهء موشکهاي ضدهوايي Flare و Chaff مي باشد؛ همچنين يک گيرندهء اخطار راداري براي آگاهي خلبان از رهگيري توسط رادار دشمن و يک ايجاد کنندهء فعال پارازيت براي رادار دشمن، از ديگر ملزومات استاندارد پيش بيني شده هستند.

    موتور
    اين جنگنده داراي پيشرانه اي پرقدرت با نسبت کشش به وزن 0.85 مجهز شده است. در مدل اوليهء اين جنگنده از دو موتور توربوفن DV-2SM ساخت اسلواکي استفاده شده بود که هرکدام کششي برابر 2200 کيلوگرم ايجاد مي کردند.
    اما در نمونهء اصلي در خط توليد قرار گرفتهء اين جنگنده جهت نيروي هوايي روسيه، از دو موتور پرقدرت تر و کم مصرف تر توربوفن Al-222-25 با کشش هرکدام 2500 کيلوگرم استفاده شده است. اين موتورها، محصول مشترک روسيه و اوکراين هستند؛ ضمن اينکه براي نمونهء صادراتي نيز از همان موتور DV-2SM استفاده خواهد شد.

    موتور DV-2SM ساخت شرکت Slovakian Povazske Strojarne متعلق به جمهوري اسلواکي
    موتور Al-222-25 ساخت شرکت اوکرايني Motor Sich, Zaporozh'e Progress Design Bureau و شرکت روسي Moscow Salyut Motor Building Production Enterprise

    مخازن سوخت داخلي، شامل دو محل داخل بالها و يک مخزن سوخت تعبيه شده در داخل بدنه مي باشد که روي هم 1750 کيلوگرم (2250 ليتر) سوخت را شامل مي شوند؛ ضمن اينکه از دو مخزن سوخت خارجي به ظرفيت هرکدام 450 ليتر نيز مي توان استفاده کرد که حداکثر سوخت هواپيما را به 2650 کيلوگرم (3370 ليتر) مي رسانند.
    محلي نيز براي سوختگيري هوايي پيش بيني شده است که بنا به سفارش مشتري، لولهء سوختگيري هوايي قابل نصب مي باشد.



    دو صفحه بزرگ جهت جلوگيري از ورود اشياء خارجي به هنگام حمل و نقل هواپيما بر روي زمين در دهانهء ورودي موتورها نصب مي شود، ضمن اينکه يک پوشش مخصوص براي چرخ جلو در نظر گرفته شده است تا به هنگام حرکت بر روي سطوح گل آلود، مانع ورود اشياء خارجي به موتورها شوند.

    برخي مشخصات فني
    طرح اوليه: آئروماچي ايتاليا و ياکولوف روسيه
    کشور سازنده: روسيه
    نوع: جنگندهء بسيار پيشرفتهء آموزشي / ضربتي

    پيشرانه
    نوع مخصوص نيروي هوايي روسيه: موتور توربوفن Al-222-25 که در روسيه به نام RD-35M توليد مي شود؛ با کشش 4850 پاوند يا 2500 کيلوگرم.
    نوع صادراتي: موتور ضعيف DV-2SM ساخت اسلواکي با کشش 2200 کيلوگرم.

    وزن عادي جهت برخاستن: 11905 پاوند = 5400 کيلوگرم
    حداکثر وزن براي برخاستن: 19841 پاوند = 9000 کيلوگرم

    طول هواپيما: 11.24 متر
    فاصلهء دو سر بالها: 10.4 متر
    ارتفاع: 4.76 متر
    سطح بالها: 23.5 مترمربع

    اوزان
    وزن خالي: 4600 کيلوگرم = 10141 پوند
    حداکثر وزن قابل بارگذاري: 3000 کيلوگرم
    وزن مخازن سوخت داخلي: 1750 کيلوگرم
    حداکثر وزن هنگام برخاستن در نمونهء آموزشي: 6500 کيلوگرم
    حداکثر وزن مدل ضربتي: 9500 کيلوگرم
    حداکثر وزن قابل بارگذاري در بالها (نوع آموزشي): 276.4 کيلوگرم در هر مترمربع
    حداکثر وزن قابل بارگذاري در بالها (نوع ضربتي): 403.9 کيلوگرم در هر مترمربع

    عملکرد
    حداکثر سرعت در سطح دريا: 0.92 ماخ
    حداکثر سرعت در ارتفاع 15000 فوتي = 1037 کيلومتر بر ساعت = 644 مايل بر ساعت
    سرعت به هنگام خيزش از باند: 205 کيلومتر بر ساعت = 128 مايل بر ساعت
    سرعت فرود: 175 کيلومتر بر ساعت = 109 مايل بر ساعت
    سرعت واماندگي (حداقل سرعت) با 20 درصد سوخت = 165 کيلومتر بر ساعت = 103 مايل بر ساعت
    نرخ اوج گيري= 3048 متر بر دقيقه (تا ارتفاع 10000 فوت)
    زمان لازم براي رسيدن به ارتفاع 30 هزار فوتي = 4 دقيقه
    زمان لازم براي رسيدن به ارتفاع 35 هزار فوتي = 4 دقيقه و 12 ثانيه
    سقف پرواز خدمتي: 41000 فوت
    حداکثر سقف پروازي: 42660 فوت = 13000 متر
    مسافت لازم جهت برخاستن: 340 متر = 1115 فوت
    مسافت لازم جهت فرود: 550 متر = 1805 فوت
    حداکثر برد با حفظ 10 درصد سوخت در هنگام فرود = 2546 کيلومتر = 1582 مايل
    حداکثر برد به همراه دو مخزن سوخت خارجي: 3333 کيلومتر = 2071 مايل
    برد عبوري در نوع صادراتي با مخازن سوخت داخلي: 2220 کيلومتر
    برد عملياتي با دو بمب 500 پاوندي Mk83 و 5 دقيقه نبرد + دو موشک هوا به هوا + دو مخزن سوخت خارجي: 815 کيلومتر = 506 مايل
    برد در ماموريت پشتيباني نزديک هوايي (CAP) با دو بمب 500 پاوندي Mk82 و دو بمب Mk83 + دو موشک هوا به هوا + تيربار نصب شده در زير بدنه + 30 دقيقه نبرد: 222 کيلومتر يا 183 مايل به صورت پرواز در ارتفاع بالا - پائين – بالا

    برد در ماموريت ايجاد برتري هوايي با دو مخزن سوخت خارجي + دو موشک هوا به هوا و 2 ساعت گشت زني هوايي در ارتفاع 11600 متري: 444 کيلومتر
    حداکثر فشار ثقل قابل تحمل در ارتفاع 15000 فوتي + 50 درصد سوخت داخلي و سرعت 0.8 ماخ = حدود 4.8G+
    حد تحمل فشار ثقل: از +8G تا -3G

    انواع ساخته شده
    Yak-130D: نمونهء اوليه به شماره سريال RA-43130
    Yak-130: نوع مخصوص نيروي هوايي روسيه که به تدريج از سال 2006 به تعداد 200 فروند در حال تحويل هستند.
    Yak/AEM-130: نوع هيبريدي (سوخت هيدروژني) صادراتي از ياک130 که به علت مشکلات در نسبت کم کشش نسبت به وزن، آويونيک ضعيف نسبت به مدلهاي مشابه غربي و برخي مشکلات در طراحي بالها، کنار گذاشته شد.
    Aermacchi M-346: نوع ساخته شده توسط پيمانکار ايتاليايي


    http://airtoair.blogfa.com/

    C-130 Hercules

    این هواپیمای ترابری در سال 1955(1334) اولین پرواز آزمایشی خود را با موفقیت انجام واز سال 1963 (1342)نمونه های از این هواپیما در خدمت نیروی هوای ایران گردید.ویژگیهای که این هواپیما دارد قادر است در باندهای کوتاه و خاکی نشست و برخاست نماید

      تاریخچه ساخت:
    هواپیمای ترابری C-130 Hercules توسط شرکت لاکهید مارتین برای جابجایی بارهای هوایی در خط مقدم جبهه طراحی و ساخته شده است .این هواپیما توانایی عملیات از باندهای ناآماده راداربوده وقابلیت حمل وتخلیه چترباز وتجهیزات را دارد. قابل ذکر است که نوع پایه این هواپیما بعنوان یک پرندهچند منظوره در به انجام رسانیدن گستره وسیعی از ماموریت ها کاربرد دارد. حدود نیم قرن از اولین پرواز c-130 می گذرد ولی خط تولید این هواپیمای بی نظیر همچنان فعال است. C-130 یک هواپیمای توربوپراپ بال بالا وچند منظوره با پایه ترابری سنگین نظامی بوده که تا کنون حدود بیست میلیون ساعت پرواز داشته است. طرح پایه بدنه از اولین روز ساخت تا کنون صدها بار دستخوش تغییرات و بهسازی ها بوده تا جوابگوی ماموریت های گوناگون باشد که به این هواپیما و اگذار می شود. ناگفته نماند مدل های اولیه C-130A و DوB توسط کاربر اصلی این هواپیما یعنی ایالات متحده اکنون از خدمت کنار گذاشته شده هند.:C-130Aاولین مدل تولیدی این هواپیما بود که از چهار موتوذ توربو شفت آلیستون T56-A-11 یا -9 قدرت می گیرد. طرح های مفهومی ابتدایی C-130A در سال 1951 پدیدار شد واولین پرواز نخستین نمونه آن در هفتم آوریل 1955 انجام گرفت. C-130A که حدود 219 فروند از آن ساخته شد در دسامبر 1956 وارد خدمت در نیروی هوایی ایالات متحده گردید. بجز این , دو فروند DC-130A )در اصل GC-130A )نیز برای کنترل وپرتاب اهداف پرنده ساخته شدند که توانایی حمل وپرتاب چهار هدف پرنده را در پایلون های نصب شده در زیر بال های خود داشتند.مدل C-130B در سال 1959 وارد خدمت شد که توانایی حمل سوخت بیشتری راداشت و در نتیجه برد آن افزایش یافته است

     

    . این هواپیما از موتور های جدیدتر T56-A-7 قدرت گرفته وارابه های فرود آن نیز نسبت به مدل A قوی تر شده است . شش فروند از این مدل با نصب چنگک های خاصی توانایی گرفتن چتر ماهوارها و محموله های فضایی محرمانه ایالات متحده در آخرین مرحله ورود به جو و قبل از فرود بر روی اقیانوس در هاوایی به پرواز در می آورد. مدل D در واقع گونه بهسازی شده ه مدل A بوده که در گونه های خاصی مجهز به اسکی و بوستر های جت کمکی برای کاهش طول باند پرواز نیز شده بود تا توانایی عملیات در دو قطب زمین را داشته باشد. C-130E مدل با برد بیشتر C-130B با دو مخزن سوخت نصب شده در زیر بال است. وهمچنین بهسازی های اوینونیکی وتجهیزات ناوبری از دیگر تغییرات داده در این مدل می باشد. مانند مدل E مدل C-130H نیز مجهز به موتورهای T56-A-T5 می باشد. مدل H از اوایل دهه هفتاد جایگزین مدل های قبلی شد. شایان توجه است کخه تولید این مدل اکنون به پایان رسیده است .مدل جی آن 180 اینچ (6/4متر)کشیده تر از مدل استاندارد آن است.این ویپگی باعث شده مدل جدید تبدیل به هواپیمای ترابری با قابلیتهای بیشتری شود.بهمین خاطر ایتالیا 22 فروند و نیروی هوایی سلطنتی انگلیس 25فروندودانمارک 3 فروند سفارش داده است.این هواپیمای مجهزبه مجموعه ی بسیار پیشرفته ای از سیستم های ارتباطی ودفاعی شامل رادیوهای چند باندی یو و وی اچ اف وسیستم گیرنده ی هشدار لیزری است.این اولین هواپیمای سی-130است که هم سوخت گیر وهم سوخت رسان است.این هواپیما قادر به انجام عملیات راهبردی و یا ماموریت های حمل ونقل تاکتیکی با انعطاف پذیری زیاداست جمعا 118 فروندهواپیمای سی-130جی وسی سی 130 جی در دنیا تحویل داده شده اند.

    خدمه C-130J شامل خلبان کمک خلبان و افسر بارگیری هستند. این هواپیما در کابین شیشه ای آن از چهار نمایشگر چند منظوره کریستال مایع برای کنترل پرواز وناوبری بهره می گیردوهر دو خلبان نیز دارای یک نمایشگر سربالاHUD نیز می باشند.ناگفته نماند GPS /سیستم ناوبری اینرسیایی ساخت هانی ول وسیستم جلوگیری از برخورد در هوا و زمین و سیستم فرود ILS هم سامل مجموعه یکپارچه ناوبری هواپیما هستند.محفظه بار C-130J حجم مفیدی در حدود 4500 فوت مکعب داشته وقابلیت جا دادن بارهای 37216 پاوندی را نیز دارد. برای مثال سه یونیت ضدزره حمل نفرات و پنج پالت استاندارد , 74 برانکارد, 92 سرباز کاملا مسلح یا 64 چترباز .قسمت بار مجهز به انواع تجهیزات بارگیری اعم از رولرها, بست ها ,ومحل های نصب کانتینرهایا صندلی های سربازان نیز می باشد.این هواپیما قادر به رهایی بار بدون علامت رهایی بار با دقت فوق العادهای انجام میدهد.مجهز به چهار موتور توربوپراپ آلیسون AE2100D3 است که قدرت برابر با 4591 شفت اسب بخار داشته وهر کدام شش ملخ کامپوزیتی R391 ساخت داوتی را به گردش در می آورد.موتورها مجهز به سیستم کنترل الکترونیکی دیجیتال خودمختار (FADEC) هستند وسیستم اتوماتیک کنترل رانش (ATCS) نیز میزان قدرت را در هر کدام از موتورها بهینه می سازد. این هواپیما توانایی حمل 45900 پاوند سوخت را داشته و 18700 پاوند دیگر نیز در مخازن سوخت جداشونده زیر بال ها قابل حمل می باشد. C-130J-30 توانایی حمل هشت پالت 463 لیتری و 93 برانکارد و 24 کانتیننر استاندارد آمریکایی CDS و 128 سرباز کاملا مجهز یا 92 چترباز را دارد.هواپیمای C-130J/J-30 حدود چهل و پنج درصد کمتر از مدلهای قبلی هزینه پرواز ونگهداری دارد. سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده KC-130J را بعنوان جایگزین برای KC-130F انتخاب کرده است. این هواپیما توانایی سوخت رسانی به انواع هواپیماهاو هلیکوپترها را داشته وسوخت رسانی در سرعت 100تا 270 نات قابل انجام است. ناگفته نماند از هر کدام از غلاف های سوخت رسانی 1135 لیتر سوخت در دقیقه تخلیه می شود. در روی زمین نیز این هواپیما توانایی سوخت رسانی به خودروها و هلیکوپترها را با آهنگ تخلیه ای در حدود 2270 لیتر در دقیقه داراست


    http://airtoair.blogfa.com/



    AMX اسپانیا و ایتالیا

    در سال 1981 دولت اسپانیا و ایتالیا برای ساخت یک هواپیمای جدید با الزامات مشترک به توافق رسیدند. Embraer کمپانی سازنده هواپیمای برزیلی هم در همان سال به این توافق نامه ملحق شد. این هواپیمای جدید توسط این سه کشور بیت المللی ساخته شد.الگوی اولیه این هواپیما در سال 1984 پرواز کرد. این طرح اولیه بعد از پنجمین پروازش ( در همان سال) سقوط کرد هرچند در پرواز های بعد موفق بود. تولید این هواپیمای جنگی از سال 1986 شروع شد و در سال 1989 اولین هواپیما به برزیل و بعد به ایتالیا تحویل داده شد. تقریبا 200 فروند جنگنده آی ام ایکس تولید شد. آی ام ایکس های ایتالیا در سال 1999 در قسمت هایی از ناتو( نیروهای متحد) عملیاتی شدند.آنها برای جنگ کوزوو اعزام شدند .این در حالی بود که هیچ هواپیمایی در این عملیات سقوط نکرد. هواپیماها در این عملیات بیشتر از بمب های سقوط آزاد ام کا 82 با کیت های رهگیر کننده استفاده کردند. هر دو نیروی هوایی ایتالیا و برزیل تولیداتی به تیراژ های کم از این هواپیما ساختند.
    مدل AMX- ATA یا به اختصا رجنگنده آموزشی پیشرفته هم یگ گونه 2 سرنشینه است. عموما آن یک هواپیمای ضربتی چند ماموریته است که توانایی هوا به هوای محدودی دارد.اما مناسب برای حمله و عملیات های ضربتی است. این هواپیما مجهز به سامانه های جدید( سنسورهای)IR Forward Looking دیدن امواج مادون قرمز- کلاه خلبانی مدرن(نمایش دهنده)- و رادار جدید ضد کشتی و ضد هوایی از دیگر قابلیت های این مدل ویژه است. سلاح های جدید شامل موشک های ضد کشتی و موشک های هوا به هوا با برد متوسط میباشد. در سال 1999 ونزوئلا 8 فروند از این جنگنده سفارش داده است.

    ایتالیا آی ام ایکس را برای جایگزینی هواپیماهای قدیمی خود یعنی اف-104 ها و هواپیماهای پا به سن گذاشته قدیمی ترش یعنی G 91 میخواست. نیروی هوایی ایتالیا زمانی طرح را شروع کرد که احتیاج به یک جنگنده تاکتیکی سبک داشت تا مکمل هواپیماهای جنگی تورنادوی IDS خود بکند. این هواپیمای جدید بایستی توانایی حمله شناسایی با دامنه ( برد وسیع) و قابلیت انجام رزم هوایی و آنتی شیب( ضد کشتی ) بودن را می داشت.
    کمپانی ایتالیایی Aeritalia و Aermacchiø برای ساخت به هم ملحق شدند. همکاری ها به این نتیجه رسید تا آی ام ایکس تولید شود تحت ساخت Aeritalia Macchi تولید شوند. این در حالی بود که نیروی هوایی برزیل هم چنیین هواپیمای جنگی احتیاج داشت و این مقدمات فراهم شد تا شرکت برزیلی هم به این کمپانی ها ملحق شود.(امبرار در سال 1980 به آنها پیوست) مشارکت 3 کمپانی شروع شد تا این هواپیمای جنگی را برای ایتالیا و برزیل بسازند.
    در نهایت ایتالیا 149 فروند از این هواپیما در یافت کرد و برزیل43 فروند از 56 فروند و طبق آمار ها ونزوئلا هم 12 فروند مدل T خریداری کرد.

    البته آمار های متفاوتی در دست است. به نظر میرسد که این آمار ها از همه دقیق تر باشند.
    آی ام ایکی در حال حاضر در خدمت نیروی هوایی برزیل -ایتالیا و ونزوئلا هست. اولین AMX تحویلی به ایتالیا به تاریخ ژانویه 1989 بود و اولیت AMX تحویل داده شده به نیروی هوایی برزیل در سال 1990 بود. خط تولید ها در برزیل و ایتالیا بود. در مجموع 192 فروند از این هواپیما ساخته شد که 37 فروند مدل 2 نفره آن بنام گونه T بود. آمارها به این شرح است که 110 فروند تک سرنشینه و 26 فروند 2 سرنشینه به ایتالیا تحویل داده شد و79 فروند تک سرنشینه به برزیل به اضافه 15 فروند 2 سرنشینه.
    سهم کمپانی های سازنده AMX به این شرح است:

    Embraer ( 23.8% ) Aermacchi ( 46.5% ) Alenia Aeronautica
    ( 29.7% )


    http://airtoair.blogfa.com/
     

    J-10 چین

    J-10 یا جیان-10 جنگنده برتری هوایی چینی است که بر پایه طرح لغو شده صنایع هوافضای اسرائیل موسوم به لاوی بوجود آمده است. هدف اصلی از طراحی و ساخت این جنگنده اولا ایجاد جنگنده ای برای برابری با جنگنده های جدید شرقی نظیر میگ-29 و سوخو-27 و غربی نظیر اف-16 و اف-15 و دوما کسب تکنولوژی های نوین در زمینه ساخت هواپیماهای جنگنده بود. پروژه ساخت این جنگنده با کد 8610 در دهه هشتاد توسط موسسه چنگدو شروع شد، در مراحل ساخت این جنگنده علاوه بر اسرائیلی ها روس ها و پاکستانی ها نیز به کمک چینی ها شتافتند، طرح اصلی بدنه جیان-10 بر پایه لاوی اسرائیلی بوجود آمده است.یشران جنگنده یک دستگاه موتور AL-31FN ساخت روسیه است، این موتور در واقع همان موتور AL-31F می باشد که بمنظور استفاده در جنگنده یک موتوره جیان-10 دستخوش تغییراتی شده است، قرار است در آینده نزدیک با کمک روسیه این موتور ها تحت عنوان WS10A در چین مونتاژ شوند که این امر موجب کاهش قیمت تولید این جنگنده نیز خواهد شد.

    پاکستانی ها نیز با فراهم آوردن اطلاعات جنگنده اف-16 (که هواپیمای پایه در طراحی لاوی بود) به چینی ها کمک کردند. لازم به ذکر است بیشترین سرعت جیان-10 در سطح دریا 1.2 ماخ و 2.2 ماخ در ارتفاع است، حد اکثر وزن برخواست این جنگنده نیز 18 تن می باشد.سیستم راداری هواپیما (موسوم به Type 1473) به احتمال زیاد همان سیستم مورد استفاده در لاوی است که ممکن است در چین  در حال ساخت کامل یا مونتاژ باشد، این سیستم تقریبا با رادار F-16C/D برابری کرده و حتی برتر از آن خوانده می شود، این سیستم با موشک حرارت یاب PL-8 که کپی چینی پایتون-3 می باشد و موشک نیمه فعال PL-11 و با موشک هدایت فعال مدرن PL-12 مطابقت داده شده و می تواند در نبرد های هوا به هوا از این تسلیحات استفاده کند، در نبرد های هوا به زمین نیز این جنگنده می تواند به انواع بمب های هدایت شونده و فاقد هدایت و احتمالا برخی موشک های هوا به زمین چینی مجهز شود.گفتنی این رادار بردی حدود 100 کیلومتر دارد و توانایی تعقیب 10 هدف بطور همزمان را داشته و می تواند همزمان با دو فروند از آنها درگیر شود. از دیگر تجیزات موجود می توان به سیستم گیرنده اخطار راداری ARW-9101 اشاره کرد.

    ر مورد موشک PL-12 لازم به ذکر است که این موشک برپایه موشک زمین به هوای HQ-61 تولید شده و با انجام اصلاحاتی مانورپذیری آن بسیار افزایش یافته، در زمینه هدایت نیز باید گفت طراحی سیستم هدایتی آن توسط شرکت روسی آگات که پیش از این سیستم هدایتی موشک توانمند R-77 را نیز طراحی کرده بود انجام شده، موشک PL-12 گاها (SD-10 (Shen Dian-10 نیز خوانده می شود.علاوه بر تسلیحات مدرن، هدایت جنگنده و بکارگیری سیستم های تسلیحاتی نیز در جیان-10 بسیار ساده است، سیستم پرواز با سیم بکار رفته در جیان-10 بصورت رایانه ای فرامین پروازی صادره از سوی خلبان را کنترل نموده و در صورت وجود اشتباهی در این فرامین (مانند فرامینی که با وارد آوردن فشار به خلبان موجب بیهوشی و یا در مواردی مرگ خلبان شده و یا فرامینی که به از دست رفتن کنترل هواپیما می انجامد) آنها را اصلاح می نماید، بعلاوه سیستم های رایانه ای کنترل تسلیحات موجود در جیان-10 این امکان را برای خلبان فراهم می کنند که در حین نبرد کمتر در میان کلید های مختلف سردرگم شده و بار فکری خود را به تناسب بین هدایت هواپیما و کنترل تسلیحات تقسیم نموده و بدین ترتیب در شرایط مناسب تری از لحاظ فکری به نبرد ادامه دهند.علاوه بر سیستم های رایانه ای طراحی آیرودینامیکی جیان-10 نیز بسیار مناسب بوده و در نبرد های نزدیک هوایی ترکیب مانورپذیری و موشک بسیار دقیق PL-8 می تواند این هواپیما را پیروز میدان گرداند. بنا به ادعای وبسایت های چینی این جنگنده توانسته در یک آزمایش سه مرحله ای در تمام مراحل جنگنده J-11/Su-27SK را شکست دهد. با تمام این اوصاف جیان-10 دارای مشکلاتی نیز می باشد که اصلی ترین آنها برد 1300 کیلومتری (بدون مخازن اضافی و سوختگیری هوایی) است، کارشناسان چینی علاقه مندند جنگنده ای در اختیار داشته باشد که بتواند بدون نیاز به سوختگیری هوایی عملیات های دوربردتری را انجام دهد که این امر نیازمند ایجاد تغییراتی در جیان-10 است، این احتمال وجود دارد که چینی ها در آینده دست به اصلاح موتور جنگنده به منظور کاهش مصرف سوخت بزنند و یا مخازنی مانند مخازن سوخت تطبیقی اف-16 را بر روی جیان-10 تطبیق دهند.


    http://airtoair.blogfa.com/

    آشنايي با بمب افكن B-2 Spirit

    بمب افکن بي–2 روح

    B-2 Spirit

    براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
    برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

    بمب افکن فوق پيشرفتهء B-2 موسوم به Spirit يا «روح»، جهت پاسخگويي به نياز نيروي هوايي ايالات متحده در نبردهاي قرن آينده، طراحي و ساخته شده است. آنچه که براي برنامه‏ريزان پنتاگون مسجل شده است، تجهيز روزافزون کشورهاي متخاصم ايالات متحده، به انواع موشکهاي دوربرد و دقيق زمين به هواست که مي‏تواند مانع مهمي براي عملياتهاي آتي نظامي آمريکايي‏ها قلمداد شود. از اين رو، نسل جديد هواپيماهاي رزمي، مي‏بايست حداکثر پنهان‏کاري از رادار را حفظ نمايند. بمب‎افکن B-2 و در کنار آن هواپيماهايي مانند F/A-22 Raptor و F-117 Nighthawk با چنين ديدگاهي پا به عرصهء وجود نهادند.

    B-2 Spirit که به وسيله کمپاني معظم «نورثروپ – گرومن» ساخته شد، يک بمب افکن پنهان‎کار (استيلت)، و چندکاره (Multirole) محسوب مي‏شود که قادر است انواع بمب‎هاي معمول و اتمي را پرتاب کند. اين بمب‏افکن، مرحلهء مهمي از برنامهء توليد بمب‏افکن‏هاي پيشرفته در ايالات متحده به حساب مي‏آيد. B-2، گران‏قيمت‏ترين هواپيمايي است که تاکنون در تاريخ جهان ساخته شده است؛ قيمتي که براي هر فروند آن تخمين زده مي شود، رقمي بين 1.157 تا 2.2 ميليارد دلار را بالغ مي‏شود. اين رقم، با توجه به دورهء ساخت هواپيما، از زياد به کم تغيير کرده است. تکنولوژي پنهان‎کاري، روشي است جهت نفوذ به سيستم‏هاي دفاعي که تا پيش از آن، توسط هواپيماهاي رزمي، غيرقابل نفوذ محسوب مي‎شد. توليد اوليه‏اي به تعداد 135 فروند، در نهايت در اواخر دههء 1980، به تعداد 75 فروند کاهش داده شد؛ اما بالاخره توسط پرزيدنت بوش (پدر)، تعداد نهايي جهت خريد، به 21 فروند رسيد و اين موضوع در جريان سخنراني سالانهء وي به تاريخ ژانويهء 1991 به اطلاع عموم رسانده شد. اين 21 فروند، به تدريج از تاريخ دسامبر 1993، به تدريج، به پايگاه هوايي «وايت من» (Whiteman) در ميسوري (Missouri) تحويل شدند. در سه سال اول ورود به خدمت، B-2 ها به حدود 90% توان عملياتي خود دست يافتند. در جريان يک ارزيابي به عمل آمده توسط نيروي هوايي ايالات متحده که نتايج آن نيز منتشر شد، دقت بمباران دو فروند B-2 مسلح شده، برابر 75 فروند هواپيماي معمول از نوع ديگر است!


    خصوصيات
    مهمترين ويژگي B-2، بي‏نيازي از سوختگيري هوايي بر فراز اقيانوس آرام است. جهت برآوردن نياز نيروي هوايي به حملات اتمي عليه اتحاد شوروي، نياز به بمب‏افكني بود كه بتواند بدون سوختگيري هوايي، خود را از طريق اقيانوس آرام به مرزهاي شوروي برساند و حملات اتمي خود را انجام دهد. مطابق دكترين دفاعي ايالات متحده، چين و كرهء شمالي هم از دشمنان بالقوهء آمريكا محسوب مي‏شوند. با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، چين و كرهء شمالي در زمرهء دشمنان درجهء اول ايالات متحده قرار مي‏گيرند كه بازهم براي رسيد به فضاي اين كشورها، نياز به همان مسير عبوري اقيانوس آرام است.

    قابليت سوختگيري هوايي، هنگامي مورد استفاده قرار مي‎گيرد که به روغنکاري موتورها (به دليل روغن موجود در بنزين) و همچنين افزايش مداومت پروازي، نياز باشد. با وجود در اختيار بودن بمب افکن‏هاي B-52 و B-1B، نيروي هوايي ايالات متحده، درخواست توليد B-2 را به عنوان بمب‏افکني سرنشين‏دار با قابليت مانده‏گاري ذاتي بالا، ارائه نمود. اين بمب‏‎افکن، بايد داراي قابليت کمتر ديده شدن (توسط رادار) بوده و يا به عبارتي پنهان‏کار (استيلت) باشد و به اهدافي که محافظت فراواني از آنها انجام مي شود، (بدون دغدغه) حمله کند. اين خصيصه‏اي است که بسيار در قرن 21 ام، مفيد واقع خواهد شد.


    طرح انقلابي ادغام دو خصيصهء «کمتر مشاهده شدن با حفظ بازدهي بالاي آئروديناميک» و «توان بالاي بارگذاري مهمات»، امتيازات بسيار مهمي است که باعث تمايز B-2 از بمب‏افکن‎هاي پيشين مي‏شود. برد عبوري B-2 برابر 11000 کيلومتر بدون سوختگيري هوايي مي‏باشد. همچنين، قابليت کمتر مشاهده شدن توسط رادار، آزادي عمل بسيار بالايي در ارتفاعات بالا به اين بمب افکن مي‏بخشد، به همين دليل، برد هواپيما افزايش يافته و ميدان عمل بسيار باز و راحتي جهت سنسورهاي هدف‏ياب هواپيما فراهم مي‏شود.
    با استفاده از «سيستم هدف‏ياب جهاني» (GATS) كه تركيبي است از سيستم مكان‏ياب جهاني (GPS) و بمب‏هاي هوشمند هدايت شونده به وسيلهء ماهواره مانند JDAM، بمب‏افكن B-2 مي‏‏تواند از رادار بسيار پرقدرت APQ-181 جهت تصحيح خطاهاي سيستم هدف‏ياب جهاني، بهره ببرد و دقت بسيار بيشتري به هنگام استفاده از بمب‏هاي هوشمند هدايت ماهواره‏اي نسبت به بمب‏هاي معمول هدايت ليزري كسب كند. بدين طريق، بمب‏افكن B-2 قادر است 16 هدف زميني را هم‏زمان مورد اصابت قرار دهد.
    GATS مخفف GPS Aided Targeting System
    JDAM مخفف Joint Direct Attack Monition


    قابليت پنهان‏كاري B-2 تركيبي است از كاهش موارد زير:
    * تشعشعات مادون قرمز
    * صداي موتورها
    * تشعشعات الكترومغناطيس
    * لكهء ايجاد شده بر صفحهء رادار

    كه همگي موارد فوق، باعث دشوار شدن رهگيري و شناسايي اين هواپيما مي‏شود. بسياري از مشخصات رادارهايي از نوع كمتر قابل شناسايي، محرمانه باقي مانده است؛ با اين حال استفاده از مواد كامپوزيتي (تركيبي)، پوشش مخصوص روي بدنه و طرح موسوم به «بال پرنده»، مواردي هستند كه در افزايش قابليت پنهان‏‎كاري اين بمب‏افكن، تاثيرگذار مي‏باشند.
    بمب‏افكن B-2 دو خدمه دارد؛ يك نفر خلبان در سمت چپ و فرمانده ماموريت كه در سمت راست قرار مي‏گيرند، این دو نفر، تواني برابر چهار خدمهء بمب‏افكن B-1B يا پنج نفر خدمهء B-52 دارند:



    تاريخچهء عملياتي
    تاريخ حيات بمب‏افكن B-2 از پروژه‏اي به نام Black Project كه برنامه‏اي جهت ساخت «بمب‏افكن نفوذ كننده در ارتفاع بالا» يا HAPB بود، آغاز مي‏گردد. اين برنامه، سپس به ساخت «بمب‏افكن با تكنولوژي پيشرفته» يا ATB، تغيير جهت داد و داراي كد پروژه‏اي به نام Senior Cejay گرديد كه در نهايت منجر به توليد B-2 Spirit شد. در طول دههء 1980، رقمي بالغ بر 23 ميليارد دلار، صرف تحقيق و توليد B-2 گرديد. همچنين با تغيير جهت هدف پروژه كه در سال 1985 از ساخت بمب‏افكن ارتفاع بالا به يك بمب‏افكن ارتفاع پائين تغيير يافته بود، هزينه‏ها به شدت افزايش يافتند، زيرا به يك طراحي مجدد عظيم نياز بود. به دليل پنهان‏كاري شديدي كه در طول مدت طراحي و ساخت B-2 اعمال مي‏شد و پروژهء ساخت آن، يكي از محرمانه‏ترين برنامه‏هاي نيروي هوايي ايالات متحده به شمار مي‏رفت، هيچ فرصتي جهت انتقاد از حجم سنگين هزينه‏هاي اين پروژه در نزد افكار عمومي ايجاد نشد.
    HAPB مخفف High Altitude Penetrating Bomber
    ATB مخفف Advanced Technology Bomber


    اولين هواپيماي B-2 به تاريخ 22 نوامبر 1988 از آشيانهء خود در تاسيسات شمارهء 42 پايگاه هوايي Palmdale در كاليفرنيا (مكاني كه در آنجا ساخته شد) بيرون آورده شد و به نمايش عموم درآمد. اولين پرواز B-2 به تاريخ 17 جولاي 1989 انجام پذيرفت.
    مراكز ذيل كه همگي در كاليفرنيا واقع هستند، عهده‏دار انجام تست‏هاي پروازي، مهندسي، طراحي و توليد اين هواپيما بودند:
    * Combined Test Force
    * Air Force Flight Test Center
    * Edwards Air Force Base


    روح میسوری
    اولين هواپيماي B-2 كه به نام «روح ميسوري» يا Spirit of Missouri نام گذاري شده بود، به تاريخ 17 دسامبر 1993 تحويل نيروي هوايي شد. دپوي تعمير و نگهداري اين هواپيما، بر عهدهء يك پيمان‏‎كار طرف قرارداد نیروی هوایی ايالات متحده است كه اين هواپيماها را در مركز لجستيك نيروي هوايي واقع در پايگاه هوايي Tinker در شهر اوكلاهاما پشتيباني و سرويس مي‏نمايد.


    پیمانکاران تولید B-2
    پیمانکار اولیهء B-2 جهت طراحی کل سیستم ها و یکپارچه سازی بین آنها، بخش یکپارچه‏سازی سیستم‏های کمپانی معظم نوروثوروپ – گرومن است. شرکتهای فرعی ذیل نیز در تولید B-2 شرکت داشته اند:
    * Boeing Integrated Defense Systems
    * Hughes Aircraft
    * General Electric Aircraft Engines

    پیمانکار دیگر، شرکت سازندهء ادوات آموزشی جهت خدمهء این بمب افکن است. این ادوات آموزشی، شامل «سیستم آموزش تسلیحات» و «سیستم آموزش ماموریت» می باشد که ساخت آن توسط شرکت Link Simulation & Training انجام شده است. این شرکت، شاخه ای از کمپانی L-3 Communications محسوب می شود که L-3 نیز در گذشته جزئی از بخش آموزشی کمپانی هیوز موسوم به HTI یا Hughes Training Inc محسوب می شده است. شرکت Link که در گذشته با نام دیگر CAE یا Link Flight Simulation Corp شناخته می شد، همچنین عهده دار توسعه، تعمیر و نگهداری و آشناکردن خدمه با این سیستم‎های آموزشی نیز شد.
    مقاطعه‏كاران توليد B-2 توسط لابي‏هاي پرنفوذ، نمايندگان كنگرهء ايالات متحده را مجاب كردند تا مخارج عظيم توليد اين بمب‏افكن را مورد حمايت قاطع قرار دهند.


    پايگاههاي B-2
    تا اوائل سال 2003، پايگاه نيروي هوايي ايالات متحده به نام وايت‏من واقع در ميسوري، مركز اصلي عملياتي بمب‏افكن‏هاي B-2 محسوب مي‏شد. سپس تاسيسات ويژهء تعمير و نگهداري B-2 ها در پايگاه نظامي مشترك بريتانيا و ايالات متحده به نام ديگوگارسيا واقع در اقيانوس هند ساخته شد. به دنبال آن و در سال 2005، اين تاسيسات در جزيرهء گوآم نيز استقرار يافتند. تجهيزات ويژهء اين تاسيسات، در پايگاه نيروي هوايي بريتانيا به نام Fairford در Gloucestershire انگلستان ساخته شدند.


    براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
    برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

    B-2 بر فراز پایگاه هوایی وایت من



    براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
    برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

    * جزيرهء ديگوگارسيا يا Diego Garcia متعلق به بريتانيا مي‏باشد و در اقيانوس هند – حدود 1600 كيلومتري جنوب هندوستان - واقع است. (اين جزيره از جنوبي ترين ساحل ايران، فاصله اي در حدود 3400 كيلومتر دارد)


    * جزيرهء گوآم يا Guam، متعلق به ايالات متحدهء آمريكا مي‎باشد و در غرب اقيانوس آرام قرار دارد.
    * گلوس‏ترشر يا Gloucestershire شهري در جنوب غربي انگلستان است.


    پايان كار B-2 ؟
    سوالي كه باقي مي‏ماند دربارهء افزايش هزينه‏هاي برنامهء توليد بي-2 مي‏باشد. برخي كارشناسان بر اين اعتقاد هستند كه دليل صرف هزينه‏هاي سنگين ممكن است درنظر گرفتن توليد بمب‏افكن‏هاي ديگري در لواي پروژهء black projects باشد. البته هزينه‏هاي صرف شده مي‏تواند بر اساس تعداد هواپيماي توليد شده و تحقيقات فراوان انجام شده جهت توليد بي-2 توجيه‏پذير شود.
    در طول دوران جنگ سرد، بمب‏افكن‏هاي سنگين تنها به جهت پرتاب بمب‏هاي هسته‏اي طراحي و ساخته شدند و با افزايش مخارج نظامي، حمايت از توليد آنها كاهش يافت. به تاريخ مي 1995، بر طبق مطالعاتي كه انجامش توسط كنگره درخواست شد، «موسسهء تحليل دفاعي» به اين نتيجه رسيد كه پس از فروپاشي اتحاد شوروي، نيازي به توليد B-2 هاي بيشتر نمي‏باشد.


    سابقهء شركت در جنگ واقعي
    از نظر بسياري از كارشناسان، ريسك استفاده از بي-2 در پيكار حقيقي به دليل گراني بيش از حد، تمسخرآميز است و توجیه منطقی ندارد. اما اين در حالي است كه بي-2 تاكنون در سه عمليات جداگانهء رزمي شركت داشته است.
    اولين مورد استفاده از بي-2 در جريان جنگ كوزوو به سال 1999 بود. در جريان اين نبرد، هواپيماهاي بي-2 بسيار موفق عمل كردند و براي اولين مرتبه در جهان، بمب‏هاي هدايت ماهواره‏اي JDAM را به جهانيان معرفي كردند. به دنبال موفقيت عمليات كوزوو، اين بمب‏افكن‏ها در عمليات آزادسازي افغانستان از دست طالبان و همچنين عمليات آزادسازي عراق شركت جستند.


    بي-2 اولين هواپيمايي جنگي بود كه تاخت و تاز خود را بر فراز افغانستان آغاز كرد. بي-2 ها پس از فرو ريختن هزاران تن بمب بر روي مقرهاي اصلي رژيم طالبان، خود را به پايگاه هوايي واقع در جزيرهء ديگوگارسيا مي‏رساندند و پس از فرود، سوختگيري و تعويض خدمه، پرواز بعدي خود را بلافاصله آغاز مي‏كردند. اين عمل، با فشردگي بيشتر، در جريان جنگ عراق نيز از پايگاه ديگوگارسيا به اجرا درآمد. هرچند ماموريت گروهي ديگر از بي-2 ها برفراز عراق، از محل پايگاه هوايي وايت‏من واقع در ميسوري انجام پذيرفت.
    ماموريتها بر فراز عراق، همگي به بيش از 30 ساعت پرواز مداوم نياز داشتند كه گاه در برخي ماموريتها، اين زمان به فراتر از 50 ساعت پرواز مداوم مي‏رسيد. در اين گونه پروازهاي طولاني مدت، خدمهء بي-2 ها به منظور غلبه بر خواب، مجبور به استفاده از قرص‏هاي محرک و ضدخواب موسوم به Modafinil يا Amphetamine مي‏شدند تا قابليتهايشان در جريان پروازهاي طولاني، حفظ شود.

    مرکز آزمایش و ارزیابی عملیاتی پنتاگون در گزارش سالانهء خود به سال 2003 گزارش داد که تعمیر و نگهداری بمب افکن های اسکادران YF03 به شکل مطلوبی انجام نمی شود؛ دلیل این امر، به وجود مواد به کار گرفته شده جاذب امواج رادار یا ادواتی است که باعث حفظ وضعیت «کمتر دیده شدن» در این هواپیما می شود. در این گزارش همچنین ذکر شده است که سیستم های آویونیک دفاعی این بمب‏افکن، در برابر بروز تهدیدات جدید، برای اعلام اخطار مناسب، دچار نقصان می‏باشند. با وجود این مشکلات، بی-2 ها با حداکثر میزان آمادگی، در عملیات آزادسازی عراق به سال 2003 شرکت جستند و در جریان این جنگ، 583 عدد بمب هدایت ماهواره‏ای از نوع JDAM به سوی اهداف از پیش تعیین شده پرتاب کردند.


    رادار کنترل آتش
    شرکت نورثروپ – گرومن، یک رادار جدید برای این بمب افکن طراحی کرده است که دارای خاصیت پوشش جذب تشعشعات می باشد تا ویژگی رادارگریزی بی-2، هنگام به کارگیری موثر سیستم رادار، کاهش نیابد. این مواد جدید که در اصطلاح Alternate High-Frequency Material یا AHFM نامیده می شوند، به وسیلهء چهار روبات پاشیده می شوند. به وسیلهء رادار AN/APQ-181 ساخت Raytheon، که یک رادار ضربتی از نوع مخفی می باشد و در J-band کار می کند، خلبان بی-2 قادر است تا هواپیما را در پوشش عوارض طبیعی زمین نظیر کوهها و تپه ها به پرواز درآورد. این امر با پرواز بی-2 در ارتفاع 200 فوتی در پایگاه هوایی ادوارد مورد آزمایش و اثبات قرار گرفته است.
    به تاریخ نوامبر 2007، کمپانی سازنده رادار، Raytheon، قراردادی را جهت توسعهء رادار جدید از نوع AESA که در باند Ku کار می کند، بدست آورد. این رادار جدید جهت جلوگیری از تداخل کار رادار بی-2 با سیستم های ماهواره ای تجاری، قرار است پس از سال 2007 ساخته و تا پایان سال 2010 در بی-2 ها نصب شود.


    سیستم های اقدام الکترونیکی متقابل یا ECM
    * گیرندهء اخطار راداری (RWR) ساخت لاکهید مارتین
    * سیستم کمکی و مدیریت دفاعی Defensive Management System یا DMS ساخت نورثروپ – گرومن و لاکهید مارتین به نام AN/APR-50


    سیستم های ناوبری و ارتباطات
    مجموعهء سیستم ناوبری بی-2، شامل موارد زیر است:
    * سیستم ناوبری تاکتیکی هوایی ساخت راک ول کالینز به نام Rockwell Collins TCN-250
    * «ابزار ویژهء فرود» یا ILS به نام VIR-130A Instrument Landing System
    سیستم ارتباط رادیویی بی-2 ساخت شرکت راک ول کالینز (Rockwell Collins) است. سیستم Milstar که یک مجموعهء بسیار پیشرفتهء استراتژیکی و تاکتیکی رلهء امواج ماهواره ای می باشد، در بی-2 های سری Block 30 نصب شده است.


    کابین
    کابین برای جای دادن دو خدمه ساخته شده است. در کابین بی-2، از یک نمایشگر رنگی 9 کاناله موسوم به electronic flight instrumentation system یا EFIS استفاده شده است. بر روی این نمایشگر، اطلاعات پرواز، موتورها، داده های کسب شده به وسیلهء حسگرها و وضعیت مهمات هواپیما به نمایش گذاشته می شود. خلبان به وسیلهء تنها یک کلید سه حالته، می تواند هواپیما را در حالت برخاستن (Takeoff mode)، حالت جنگی (go-to war mode) و حالت فرود (Landing mode) قرار دهد.



    تسليحات
    تمامی مهماتی که در بی-2 نصب می شوند، درون محفظه های داخل بدنه و در 2 محل جداگانه در مرکز هواپیما جای می گیرند. بی-2 قادر است تا 40000 پاوند مهمات شامل تسلیحات معمول و هسته ای، بمب های هدایت شوندهء بسیار دقیق از نوع JDAM، بمب های سقوط آزاد و تعدادی جنگ افزار ویژهء ماموریتهای دریایی با خود حمل کند.
    هر جایگاه درونی مخصوص نصب مهمات، مشتمل بر یک «محل پرتاب چرخشی» (Rotary Launcher Assembly) و دو «محل قفسه ای شکل» (Bomb Rack Assembly) حمل بمب می باشد.

    * تا 40000 پاوند (18000 كيلوگرم) بمب 500 پوندي از نوع Mk82 به تعداد حداكثر 80 عدد نصب شده در محل BRA
    * تا 27000 پاوند (12000 كيلوگرم) بمب 750 پوندي از نوع CBU به تعداد حداكثر 36 عدد نصب شده در محل BRA
    * تا 16 بمب، هر كدام حداكثر به وزن 2000 پوند از نوع بمب‏هاي Mk84 و JDAM-84 و JDAM-102 در محل RLA
    * تا 16 عدد بمب هسته‏اي سقوط آزاد از نوع B61 يا B83 در محل RLA
    * بمب هسته ای بسیار پرقدرت «استحکام شکن» یا «نفوذگر به داخل زمین» به نام B61-11 جهت استحکامات حفاظت شدهء نصب شده در زیر زمین.
    * موشک کروز استراتژیک بسیار پیشرفتهء AGM-129؛ با برد 1500 مایل (2400 کیلومتر).
    * 16 بمب هدایت ماهواره ای JDAM
    (محل قفسه ای حمل مهمات (Bomb Rack Assembly) در بی-2، اخیرن توسط کمپانی نورثورپ – گرومن مورد بهینه سازی قرار گرفته است و در این محل، اکنون می توان 80 عدد بمب JDAM نصب کرد.)

    به كارگيري سيستم‏هاي جديد الكترونيكي در Block 30 B-2A، استفاده از تسلیحاتی نظير JSOW و بمب های هدایت لیزری GBU-28 را فراهم كرده است:
    * بمب هدایت شوندهء موسوم به JSOW یا AGM-154 Joint Standoff Weapon
    * موشک هوا به سطح JASSM یا Joint Air-to-Surface Stand-off Missiles
    * بمب هدایت شوندهء WCMD یا Wind Compensated Munitions Dispenser

    تصویری از یک بمب JSOW


    یک «سیستم رابط تسلیحاتی» جدید موسوم به GWIS یا Generic Weapons Interface System در هنگام ارتقاء بی-2 ها به استاندارد Block 30 در آنها تعبیه شده است. به کمک این مجموعهء دیجیتال جدید، بی-2 قادر می شود تا مخلوطی از تسلیحات گوناگون مبتنی بر تکنولوژی Stand-Off (همانند JSOW) و direct attack munitions (همانند JDAM) را هم زمان و در یک سورتی پرواز، حمل نماید. بدین جهت، بی-2 می تواند هم زمان به 4 نوع از اهداف مختلف در یک ماموریت حمله کند.




    موتور
    4 موتور توربوفن F118-GE-100 ساخت جنرال الکتریک، در داخل بدنهء بالها، جاسازی شده اند. در قسمت اگزوز این موتورها، سیستم خنک کننده ای تعبیه شده است تا میزان حرارت و بالطبع میزان لکهء حرارتی ایجاد شده توسط بی-2، کاهش یابد. این موتورها، بی-2 را با وزن ناخالص معادل 336500 پاوند قادر می سازند تا به راحتی از باند برخاسته و به حداکثر سرعت زیرصوت دست یابد.

    غلاف مخصوص سوختگیری هوایی، در مرکز هواپیما و پشت کابین تعبیه شده است:




    بي-2 در نمایشگاه هوايي
    به علت قيمت سرسام‏آور بي-2، نمايش آن در انظار عموم در آيندهء نزديك محتمل به نظر نمي‏رسد. به سال 2004 و در جريان انجام آزمايشات درجا (Static)، بي-2 در محل موزهء نيروي هوايي ايالات متحده در نزديكي ديتون در ايالت اهايو به نمايش عموم درآمد. اين آزمايشات به منظور سنجش سازهء بدنه و همچنين تست فشار تخريبي وارد بر يك نقطه انجام شدند. تيم ترميم كنندهء اين موزه، به مدت بيش از يكسال، جهت نصب دوبارهء قسمتهاي آسيب ديدهء بدنه صرف كردند. اين وصله‏هاي بدنه، به طور واضحي تنها قسمتهاي ظاهري بي-2 را شامل مي‏شدند، زيرا انجام آزمايشات درجا بر روي بدنه، به قسمتهاي داخلي‏تر، نتوانسته خسارتي وارد آورد. اگر اين آزمايشات بر روي يك بي-2 واقعي و عملياتي انجام مي‏شدند، اين نمايشگاه، مي‏توانست به عنوان نمايش دهندهء گران‏ترين مصنوع دست بشر شناخته شود.


    يگانهاي به خدمت گيرندهء بي-2
    * گردان 509 ام، مستقر در پايگاه هوايي وايت‏من (Whiteman) شامل اسكادرانهاي بمب‏افكن 13 ام، 393 ام و اسكادران آموزشي 394 ام
    * گردان 53 ام، مستقر در پايگاه هوايي اگلين (Eglin) شامل اسكادران 72 ام آموزش و ارزيابي متعلق به پايگاه وايت‏من
    * گردان 57 ام، مستقر در پايگاه هوايي نليس (Nellis) شامل اسكادرانهاي مسلح شدهء 325 ام و 715 ام (غيرفعال)




    موضوعات متفرقه در مورد بي-2

    * هر بي-2 كه با وزن متعارف 71668 كيلوگرم به پرواز درمي‏آيد، 30 دلار بر هر گرم، يا معادل دو برابر قيمت طلا، بر ماليات دهندگان آمريكايي هزينه ايجاد كرده است.

    * همهء بي-2 ها با نام‏هاي ايالات گوناگون آمريكا اسم گذاري شده‏اند. اين نام گذاري به صورت عبارت «روح + نام ايالت» معرفي شده است. اين موضوع دو استثناء دارد: هواپيماي شمارهء يك (AV-1) كه به نام «روح آمريكا» يا Spirit of America و هواپيماي شمارهء 19 (AV-19) كه به نام روح كيتي‏هاوك يا Spirit of Kitty Hawk اسم گذاري شده‏اند.

    * بي-2، همانند بمب‏افكن F-117، بر پايهء قابليت كمتر ديده شدن يا ايجاد لكهء بسيار كوچك بر روي صفحهء رادار، ساخته شده است.

    * به دلائلي كه هنوز محرمانه نشده‏اند، لبه‏هاي حملهء بالها در بي-2، به وسيلهء يك جريان الكتريكي بسيار پرقدرت كه منشا آن با جريان خروجي اگزوزهاي بي-2 متفاوت است، شارژ مي‏شوند.

    * تقويت موتورهاي كم كشش بي-2 توسط كارشناسان Jane's Defence مورد پيشنهاد قرار گرفته است.

    * امروزه ثابت شده است كه گازهاي يونيزه شده (پلاسما) كه توسط آنتن رادار بي-2 ساطع مي‎‏شوند، تاثيري به مراتب بيش از اندازهء شكل ظاهري يك جسم جامد در افزايش سطح مقطع راداري، ايفا مي‏كنند. ممكن است دليل القاي ولتاژ قوي به لبه‏هاي حمله در بي-2، كاهش اين تشعشعات باشد. دليل ديگر مي‏تواند كاهش ميزان اصطكاك (پسا) باشد؛ زيرا هنگامي كه قسمتهاي متحرك لبهء حمله (نظير اسلت‏ها) در جهت خاصي خم مي‏شوند، هواي يونيزه شده‏اي كه به درون فضاي خالي ايجاد شده نفوذ مي‏كند يا ايجاد مي‎‏شود، به وسيلهء ولتاژ قوي القاء شده، اثرش كم شده يا از بين مي‏رود. به بیانی ديگر، صحت اين امر – يعني القاي ولتاژ بسيار قوي به لبهء حمله جهت كاهش ميزان پسا در سرعتهاي مافوق صوت – پیشتر و به سال 1968، در جريان آزمايشاتي كه در داخل تونل باد انجام گرفته، توسط مهندسين عاليرتبهء کارخانهء نورثروپ، به اثبات رسيده بود. این آزمایشات القای ولتاژ قوی به لبه های حمله، همچنین به منظور کاهش صدای ایجاد شده ناشی از برخورد جریان باد به بالها انجام شده بودند. (چگونگی و حقیقت این امر بر میزان کاهش صدای برخورد باد به بالهای بی-2، هنوز مشخص نشده است.)

    * بمب افکن بی-2، رسمن به عنوان یک هواپیمای زیرصوت شناخته می شود؛ به همين جهت نمي‏تواند خود را به سرعت به يگانهاي عمل‏كننده برساند. اين نقيصه، حقيقتي است كه در اغلب اوقات، ناديده گرفته مي‎شود.

    * تيم فوتبال «كانزاس سيتي بريگاد»، از طرح هواپيماي بي-2 به عنوان آرم باشگاه استفاده مي‏كند.

    * به تاريخ 2 سپتامبر 1996، در يك بحث جنجالي، صنايع هوافضاي بريتانيا (BAe) يك فيلم ويدئويي به نمايش درآورد. در آن فيلم نشان داده مي‎‏شد كه بمب‏افكن رادارگريز B-2 كه در ارتفاع كم در حال پرواز بود، توسط سيستم دفاع هوايي بسيار قديمي رپير (Rapier SAM system) در محل پايگاه هوايي فارنبرو (Farnborough) مورد رهگيري و شناسايي قرار گرفته است. اين سيستم قديمي رپير، به تازگي مورد بهينه‏سازي رادار و سيستم‏هاي شناسايي قرار گرفته است و بر طبق ادعا و مستندات مقامات Bae، مي‏تواند چنين هواپيماهايي را به راحتي مورد شناسايي و رهگيري قرار دهد.
    سیستم دفاع هوایی رپیر



    مشخصات عمومي B-2A سري Block 30
    خدمه: 2 نفر
    طول: 20.9 متر = 60 فوت
    فاصلهء دو سر بالها: 52.12 متر = 172 فوت
    ارتفاع: 5.1 متر = 17 فوت
    مساحت بالها: 460 متر مربع = 5000 فوت مربع
    وزن خالي: 71700 كيلوگرم = 158000 پاوند
    وزن بارگذاري شده: 152600 كيلوگرم = 336500 پاوند
    حداكثر وزن مجاز براي برخاستن: 171000 كيلوگرم = 376000 پاوند
    پيشرانه: 4 موتور توربوفن ساخت جنرال الكتريك به نام F118-GE-100 با كشش هركدام 17300 پاوندفيت = 77 كيلونيوتن


    قابليت‏ها
    حداكثر سرعت: 764 كيلومتر بر ساعت = 475 مايل بر ساعت = 410 نات بر ساعت
    برد: 12000 كيلومتر = 6500 مايل = 5600 ناتيكال مايل
    سقف پرواز خدمتي: 15000 متر = 50000 فوت
    وزن بارگذاري بال: 329 كيلوگرم بر مترمربع = 67.3 پاوند بر فوت مربع
    نسبت كشش به وزن: 0.205


    فهرست بمب‏افكن‏هاي B-2

    براي ديدن تصوير در اندازه واقعي کليک کنيد
    برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید



    شناسنامهء كلي
    نوع هواپيما: بمب‏افكن استيلت (مخفي از رادار)
    سازنده: نورثروپ – گرومن
    اولين پرواز: 17 / 07 / 1989
    ورود به خدمت: آوريل 1997
    وضعيت: عملياتي
    كاربر: نيروي هوايي ايالات متحده آمريكا
    تعداد ساخته شده: 21 فروند
    قيمت: 1.157 تا 2.2 ميليارد دلار (در سال 1998)
    ادامه نوشته

    هارير-Harrier

    هواپيماهاي عمود پرواز:

    يكي از نقاط بسيار حساس و هدفهاي مهم در جنگهاي امروزي، فرودگاهها ميباشند. باندها بسيار آسيب پذير و حفاظت از آنها هم بسيار مشكل ميباشد. مثلا برخورد يك بمب يا راكت به باند و ايجاد يك حفره ي كوچك آن را تا چند ساعت غير قابل استفاده ميسازد و در واقع با بمباران يك فرودگاه ميتوان پايگاهي را فلج نمود. ضمنا لزوم استفاده از باند تمركز هواپيماها را در يك محل الزامي ميسازد و اين خود آسيب پذيري را بيشتر مينمايد.به عنوان مثال در ابتدای جنگ ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل،  در يك حمله ي غافل گيرانه توسط اسراييل تمام فرودگاههاي مصر كه در دسترس بود بشدت بمباران گرديد و نيروي هوايي مصر عملا فلج شد و نتوانست از هواپيماهاي خود استفاده نمايد و در نتيجه جنگ بسود اسراييل پايان يافت.

    هواپيماهاي قائم پرواز به باند نياز ندارند؛ بنابراين ميتوان آنها را در دسته هاي كوچك در نقاط مختلفي كه هيچ گونه شباهتي به فرودگاه نداشته باشد مستقر نمود. اين قرار گاهها ميتواند حتي در ميان جنگل يا در دل كوهستان جايی كه دشمن گمان آنرا هم نمي برد باشد.هواپيماي حمل و نقل قائم پرواز ميتواند نيرو هاي پياده نظام را به جاي هليكوپتر و در مقياس بسيار وسيعتر و سريعتر در مناطق مورد نظر پياده كند و به اين ترتيب به نيرو هاي پياده تحرك تاكتيكي بسيار زيادي ببخشد.

    قائم پروازها در ميان كشورهایي كه ناو هواپيما بر دارند محبوبيت ويژه اي كسب كرده است؛ زيرا مشكل نشستن و بر خاستن هواپيماها از عرشه كه كار فوق العاده سختي ميباشد با استفاده از هواپيما ي عمود پرواز حل شده و بسادگي انجام ميپذيرد.

    شروع برنامه:

    در حدود سالهاي1966 كشورهاي عضو پيمان آتلانتيك شمالي«ناتو» تصميم به ساختن و استفاده از هواپيماهاي عمود پرواز (وي.تي.او.الV.T.O.L) يا هواپيماي باند كوتاه (اس.تيواو.الS.T.O.L) را كه فقط احتياج به يك باند كوتاه داشت گرفتند.

    در اين مدت تمام كشورهاي عضو اين پيمان از جمله آلمان غربي،فرانسه،آمريكا و انگلستان تلاش زيادي براي ساختن چنين هواپيمايي نمودند. بايد اضافه كرد كه حتي كشورهاي عضو پيمان ورشو يا بلوك شرق نيز از كوشش در اين راه مستثني نبوده و تلاشهاي تحسين بر انگيزي كرده و ساخته هاي موفقيت آميزي نيز داشته اند. ولي از آنجا كه طرح كمپاني هاكر سيدلي (Hawker Siddely) در ميان تمام طرحهايي كه تا آن زمان در دنيا ساخته شده بود موفقتر و عمليتر بوده است در اینجا به معرفي آن كه هارير (Harrier) نام دارد ميپردازيم.

    شرح دو واژه

    واژه هاي وي.تي.او.ال از حروف انگليسي اول كلمات (Vertical Take Off Landing) گرفته شده كه معناي آن نشستن و بر خاستن عمودي ميباشد و واژه اس.تي.او.ال نيز از عبارت (Short Take Off Landing) گرفته شده كه معناي آن نشستن و برخاستن سريع و كوتاه ميباشد. اين دو واژه از اين رو شرح داده شد كه ما بين خلبانان و علاقمندان پرواز در ايران مورد استعمال دارد.

    اولين مدل هواپيماي هارير پي 1127 (p_1127_Harrier) نام داشت كه در 31 اوت 1966 اولين پرواز خود را انجام داد. هارير ابتدا به منظور انجام ماموريتهاي ضربتي (هوا به زمين) و اكتشافي در نظر گرفته شده بود و مي توانست در مقرهاي زير بال خود مقداري مب و راكت حمل نمايد.نمونه ي اوليه هارير مجهز به يك موتور توربو فن پگازوس 5 (peagasus 5) با حداكثر 18000 پوند فشار استاتيك بود.اين مدل 720 مايل در ساعت سرعت داشت و مداومت پرواز آن 30 دقيقه بود و ميتوانست در مدت 4 دقيقه خود را به 5000 پايي زمين برساند و سقف پرواز آن به 60،000 پا ميرسيد.

    هارير در چندين مدل تا بحال ساخته شده و به تدريج تواناييهاي لازم براي انجام ماموريت هاي مختلف را بدست آورده است. آمريكا كه خود بزرگترين سازنده ي هواپيماست اقدام به خريد هواپماهاي هارير از انگليس مي نمود تا اينكه كمپاني مك دانل داگلاس پروانه ي توليد اين هواپيما را به دست آورد.

    ساخته هاي مك دانل داگلاس در نيروي دريايي امريكا اي .وي.8 (A.V.ناميده شد. اين مدل به دو موشك سايدويندر مجهز شد و قادر به انجام ماموريتهاي رهگيري نيز مي باشد.


    بعدها مك دانل داگلاس تغييرات ديگري در طرحهاي هواپيما داد كه از جمله طرح بالهاي جديد كه اين نمونه اي.وي.16 (A.V.16) نام گرفت و مجهز به موتور پكازوس-15(Pegausus 15) كه قدرت آن 5 هزار پوند بيش از نمونه قبلي بود.

    وزن خالي نمونه ي اوليه 12600 پوند و وزن مدل جديد 13200 پوند است و حداكثر وزن آن هنگام برخاستن از 21500 به 28000 افزايش يافت. سرعت نيز از 96 صدم ماخ به 98 صدم ماخ رسيد.(ماخ سرعت صوت ميباشد)


    اكنون هاريرBritish Aerospace Sea Harrier را انگليس مي سازد ودر ارتش بريتانياي كبير و هند مورد استفاده قرار ميگيرد كه مشخصات آن در زير آمده است.

    همچنين هارير McDonnell Douglas AV-8B Harrier II توسط مك دانل داگلاس آمريكا توليد مي شود كه علاوه بر امريكا در انگليس،اسپانياوايتاليا نيز استفاده ميشود.مشخصات اين هواپيما هم در ادامه آمده است.

    هارير چگون از زمين بر ميخيزد؟


    زير بال هارير، در محل اتصال بال به بدنه،چهار اگزوز وجود دارد. اين اگزوزها دهانه خروج گازهايي است كه از موتور خارج ميشود و مي توانند تا 90 درجه تغيير جهت دهند. بدين معني كه ميتوانند عمود بر زمين يا موازي زمين قرار گيرند. وقتي اگزوزها عمود بر زمين هستندو خلبان فشار را زياد ميكند نيروي عكس العمل خروج گاز افزايش ميابد. در اين هنگام هواپيما از زمين به آرامي بلند ميشود.


    خلبان به تدريج اگزوزها را با محور طولي هواپيما موازي ميكند و در نتيجه هواپيما به جلو حركت كرده و به تدريج سرعت ميگيرد تا وقتيكه اگزوزها كاملا موازي شوند كه اين همزمان با وقتي خواهد بود كه هواپيما سرعت لازم خود را بدست آورده و ديگر مانند هواپيماهاي معمولي پرواز خواهد نمود.

     

    فرود هارير:

    در موقع فرود هارير، خلبان از مسافتي كه بستگي به سرعتش دارد در ارتفاع كم شروع به عمود كردن اگزوز هايش مي كند به طوري كه وقتي به نقطه مورد نظر براي نشستن رسيد اگزوزها كاملا بر زمين عمود شده و سرعت نيز صفر شده باشد. در اين حالت هواپيما در نزديكي زمينجایي كه خلبان مايل بوده است ثابت خواهد ماند.


    اگر احيانا خلبان كم تجره بوده و نتواند دقيقا در جایيكه مايل بوده هواپيما را بي حركت نمايد يا پس از توقف كامل در هوا محل فرود را مناسب تشخيص ندهد و بخواهد همانطوري كه در نزديكي زمين ايستاده اندكي به يكي ديگر از جهات تغيير جا دهد، مي تواند اين كار را بكمك پره هايي كه در دهانه ي چهار اگزوزش كار گذاشته شده و بنا به نياز خلبان و فرمان او قابليت تيير جهت دارد انجام دهد. اين عمل را خلبانها هاورترن ميگويند.


    خلبان پس از رسيدن به روي محلي كه آنجا را مناسب تشخيص داد بتدريج از فشار گازهاي موتور كاسته و هارير را به آرامي بر روي زمين مينشاند.

    رهگيري و جنگ هوايي:


    تا مدتها تصور ميشد تغيير سمت اگزوزها فقط در موقع نشستن و بر خاستن مفيد است؛ ولي به طور اتفاقي،توسط آزمايشاتي كه اولين بار خلبانان باهوش ولي بازيگوش در هوا با تغيير سمت اگزوزها انجام دادند، كشف شد كه مي توان به مانورهاي بينهايت مهمي دست زد كه انجام آن براي هواپيماهاي ديگر امكان ندارد. به عنوان مثال با منطبق كردن اگزوزها بر شعاع دايره گردش ميتوان دايره چرخيدن را بسيار تنگ نمود و به آساني پشت سر هواپيماي دشمن قرار گرفت.و يا با عوض كردن جهت اگزوزها سرعت را سريعا كم نمود و با يك چرخش سريع پشت سر دشمن قرار گرفت و او را در دام موشكهاي هوا به هوا انداخت.


    كاهش سرعت هارير ميتواند تا 90 ناتيكال مايل باشد و اين در مقايسه با جنگنده هاي همطرازش که به زحمت ميتواند سرعت خود را تا 150 ناتيكال مايل پايين بياورند، اهميت ويژه اش معلوم مي شود. با بهره گيري از اين امتياز اگر هارير توسط خلبان ماهري هدايت شود، مانورهاي آن براي دشمن تقريبا غير قابل پيش بيني و چاره انديشي خواهد بود.


    در آزمايشها با استفاده از تغيير جهت اگزوزها توانسته اند در مدت 10 ثانيه سرعت هارير را از 605 ناتيكال مايل به 370 ناتيكال مايل كاهش دهند و در ظرف 15 ثانيه سرعت آنرا از 200 مايل به 300 مايل برسانند و همچنين در 26 ثانيه از سرعت 400 ناتيكال مايل به سرعت 500 ناتيكال مايل دست يابند (هر ناتيكال مايل 1850 متر است). هارير در ماموريتهاي رهگيري و ضربتي هوا به زمين نيز به خوبي
    از عهده آزمايشات برآمده است.


    http://airtoair.blogfa.com/


    An-225 پرقدرت ترين هواپيماي جهان

     

    Antonov An-225 Mriya aircraft picture

     این هواپیما بزرگترین و پرقدرت ترین هواپیمای جهان است که در ابتدا جهت حمل و نقل شاتل بوران  (Buran سفینه فضایی شوری که تنها یکبار در سال 1988 به فضا سفر کرد) ساخته شد. این هواپیما در اصل مدل بزرگتری از هواپیمای موفق An-124 Ruslan است، Mriya در زبان اوکراینی به معنای "رویا" است.

    An-225 با حداکثر وزن ناخالص 640 تن، در حال حاضر سنگین ترین هواپیمای جهان است. هر چند هواپیمای Hughes H-4 Hercules که به "Spruce Goose" (غار آراسته و زیبا) شهرت داشت، وزن بیشتری نسبت به An-225 دارا بود و طول بالهایش نیز بیشتر بود، اما H-4 تنها یک بار موفق به پرواز شد.

    An-225 بزرگترین هواپیما در جهان به شمار می رود که پروازهای موفقیت آمیز متعددی داشته است. این هواپیما حتی از Airbus A380 و نیز همتای خود C-5 Galaxy که به منظور حمل هواپیماهای جنگی ساخته شده بود، بزرگتر است.

    در نوامبر سال 2004، سازمان جهانی نگهدارنده رکوردهای انواع وسایل نقلیه هوایی FAI، نام An-225 را در کتاب رکوردهای سال، که همه ساله به چاپ می رسد، جای داد. این هواپیما رکورد 240 پرواز موفق را در احتیار دارد.
    پیشرفت و توسعه
    An-225 که در اصل برای پروژه فضایی کشور روسیه و به عنوان جایگزینی برای Myasishchev VM-T ساخته شد، به راحتی قادر به حمل راکت Energia (که در سال 1987 آزمایش شد) و شاتل فضایی Buran است. کارایی و قدرت این هواپیما، آنرا هم ردیف Airbus Beluga و Boeing 747 هواپیمای حمل کننده شاتل آمریکایی، قرار داده است.

    An-225 در واقع مدل پیشرفته An-124 است که در قسمت بدنه و قسمت جلو و عقب بالهای آن تغییراتی بوجود آمده، دو موتور توربوفن (turbofan) از نوع Lotarev D-18 به بال ها اضافه شده و تعداد کلی موتورهای بالها را به شش عدد رسانده است. به علاوه به منظور تسهیل در سیستم فرود، تعداد چرخ های آن به 32 عدد افزایش یافته است.

    در و پلکانی که به منظور حمل بار در An-124 وجود داشت، به منظور سبک تر کردن وزن هواپیما حذف شده اند، کنترل کننده ها و تثبیت کننده های پرواز از حالت عمودی به حالت افقی تبدیل شدند و قسمت دم هواپیما دارای دو سکان عمودی شده که باعث می شوند در مواقع لزوم حمل بار اضافی امکان پذیر باشد و آشفتگی آیرودینامیکی ایجاد شده را کنترل می نماید. برخلاف An-124، هواپیمای An- 225 برای مانورهای جنگی و عملیاتی با مسیرهای کوتاه طراحی نشده است.

    An-225 برای اولین بار در 21 دسامبر سال 1988 به پرواز در آمد. دو هواپیما از این مدل ساخته شده بود و امروز تنها یکی از آنها با شماره 82060 UR به منظور حمل بارهای سنگین با وزن حداکثر 250 تن، مورد استفاده قرار می گیرد. ساخت یک An-225 نیز در اواخر دهه هشتاد درادامه پروژه فضایی کشور روسیه، آغاز شد اما با سقوط شوروی سابق در سال 1990، نیمه تمام رها شد و بعدها از موتورهای آن در هواپیماهای An-124 استفاده شد.


    کارایی
    اواخر دهه هشتاد مقارن بود با اقدامات دولت شوروی سابق مبنی بر کسب در آمد از تجهیزات نظامی. در سال 1989 یک کارخانه به منظور ساخت هواپیماهای غول پیکر با عنوان "Antonov Airlines" در اوکراین تاسیس شد و از فرودگاه لوتن (Luton) لندن با مشارکت کارخانه Air Foyle HeavyLift کارش را آغاز نمود. این کارخانه بلافاصله با ساخت چهار هواپیمای An-124-100 و سه هواپیمای Antonov An-12 وارد این عرصه شد.

    در اواخر دهه نود نیاز مبرم به هواپیمایی بزرگتر از An-124 احساس می شد. در پاسخ به این نیاز اولین An-225 با موتورهای اضافی جهت نقل و انتقال محموله های بیش از اندازه سنگین تحت مدیریت کارخانه Antonov Airlines ساخته شد.

    در 26 ماه مه سال 2001 این هواپیما از کمیته جهانی هوانوردی گواهی نامه رسمی دریافت نمود، پس از آن اولین پرواز این هواپیما در تاریخ سوم ژانویه 2003 از شهر Stuttgart آلمان به مقصد Thumrait در عمان بود. در این پرواز 216 هزار غذای آماده به وزن 187.5 تن برای افراد ارتش آمریکا که در این منطقه مستقر بودند، فرستاده شد.

    از آن زمان تا کنون هواپیمای An-225 به عنوان وسیله حمل بارهای سنگینی که حمل هوایی آنها تقریبا غیرممکن است، مانند لوکوموتیوها، ژنراتورهای 150 تنی و غیره به کار خود ادامه داده است. این هواپیما همچنین برای امداد رسانی در زمان وقوع حوادث غیر مترقبه و امکان ارسال سریع کمک های مورد نیاز به سراسر جهان سرمایه ای ارزشمند محسوب می گردد.

    در سال 2000 زمزمه هایی مبنی بر نیاز به هواپیمای An-225 دیگری مطرح شد و در سال 2004 عملیات به پایان رساندن دومین An-225 نیمه تمام آغاز گشت، قرار بود ساخت این هواپیما تا اواسط سال 2006 به پایان برسد.

    در ماه ژوئن سال 2003، هواپیمای An-225 به همراه هواپیماهای An-124 بیش از 800 تن از کمک های مردمی را به کشور عراق رساندند. دولت آمریکا نیز قراردادی جهت استفاده از An-225 به منظور تامین تجهیزات مورد نیاز ارتش این کشور که در خاور میانه مستقر بود به امضاء رساند. در حقیقت استفاده آمریکا از یک هواپیمای روسی تاییدی است بر برتری روس ها در زمینه طراحی و تکنیک پیاده سازی هواپیماهای جنگی، زیرا تا این زمان هواپیمایی با این مشخصات در کشور آمریکا ساخته نشده است.

    در حال حاضر نیز آمریکا قراردادی طویل المدت با Antonov Airlines منعقد نموده و حق استفاده از تنها هواپیمای An-225 و 10 هواپیمای An-124 را در اختیار گرفته است. عقد این قرارداد برای دولت آمریکا بدون شک ارزانتر از به کارگیری شش عدد هواپیمای C-17 است که به همین منظور طراحی شده اند.


    کاربردهای آتی
    در حال حاضر طراحی این هواپیمای غول پیکر جهت استفاده در فضاپیماها مورد بررسی است . یکی از این پروژه ها MAKS نام دارد که یک طرح مشترک بین کشورهای روسیه و اوکراین با هدف ساخت فضاپیماهای چند منظوره است. بدون تردید پیاده سازی این پروژه سبب کاهش هزینه های حمل و نقل فضایی خواهد شد.

    مشخصات An-225


    تعداد سرنشینان : 6 نفر
    گنجایش : 70 مسافر
    ظرفیت ترابری : 250,000 کیلوگرم
    ابعاد در هواپیما : 440 x 640 سانتی متر
    طول : 84 متر
    پهنای بال ها : 88 متر و 40 سانتی متر
    ارتفاع : 18.1 متر
    مساحت بال ها : 905 متر مربع
    وزن خالص : 000 175 کیلوگرم
    حداکثر وزن هواپیما به همراه بار : 000 640 کیلوگرم
    نیروی محرکه : 6 موتور D-18 turbofans هر یک به قدرت 229 kN
    مسافت Takeoff : در سنگین ترین حالت 3,500 متر
    سرعت
    حداکثر سرعت : 850 کیلومتر بر ساعت
    سرعت عادی : 750 کیلومتر بر ساعت
    محدوده پرواز
    با حداکثر سوخت : 14,000 کیلومتر
    با حداکثر وزن : 4,000 کیلومتر
    سقف پرواز : 10,000 متر
    فشار روی بالها : 662.9 کیلوگرم بر متر مربع



    http://airtoair.blogfa.com/

    JAS 39 Gripen سوئد

    Saab JAS-39... Gripen aircraft picture 

    جنگنده چند منظوره گرپین توسط کمپانی ساب سوئد طراحی و ساخته شده است. این پرنده پرواز خود را در سال 1988 به انجام رسانیده و بالاخره در سال 1997 در نیروی هوایی سوئد وارد خدمت عملیاتی خود شد. طبق برنامه ریزی ، گرپین به تدریج جایگزین تمام هواپیماهای ویگن و دراکن شده است. JAS به معنی Jakt (جنگنده) ، attack (تهاجمی) و Spaning (شناسایی) در زبان سوئدی می باشد که نشان دهنده این است که هر فروند گرپین، توانایی به انجام رسانیدن تمام این ماموریت ها را دارد. ناگفته نماند نام گرپین نیز برگرفته از موجود افسانه ای با سر عقاب و بدن شیر است. تخت جمشید

    گرپین توسط کنسرسیوم صنعتی متشکل از ساب، اریکسون مایکروویو سیستمز، ولوایرو کورپریشن ، ساب اویونیکز و FFV ایروتک ساخته شده است. یک شرکت بین المللی متشکل از مناقصه کار اصلی یعنی ساب و کمپانی بریتانیایی BAE Systems با نام Gripen International کار بازاریابی را برای صادرات این جنگنده برعهده گرفته است و ناگفته نماند طرف بریتانیایی ارابه فرود اصلی و قسمت هایی از بال را نیز تولید کرده است. 

    JAS 39A گونه تک سرنشینه گرپین بوده و گونه آموزشی/عملیاتی این جنگنده با نام JAS 39B شناخته می شود که دارای تمام اویونیک و تسلیحات گونه تک سرنشینه البته بدون توپ می باشد.JAS 39C شامل هواپیماهای گروه سوم و نوع استاندارد صادراتی است که برای اولین بار در سال 2002 به نیروی هوایی سوئد تحویل داده شد. این هواپیما به نمایشگر رنگی کاکپیت، دستگاه تعبیه شده مولد اکسیژن (OBOGS) و قابلیت سوختگیری هوایی مجهز شده است. JAS 39D نوع دو سرنشینه گونه C می باشد که آن نیز مورد بهسازی های ذکر شده قرار گرفته است. 



    قابل ذکر است که نیروی هوایی سوئد 204 فروند از هواپیمای گرپین را سفارش داده است که 28 فروند آنها از نوع دو سرنشینه می باشند. تحویل این جنگنده ها تا سال 2007 ادامه خواهد یافت. در نوامبر سال 1998 نیروی هوایی آفریقای جنوبی 28 فروند گرپین که 9 فروند آن دو سرنشینه بود سفارش داد. قرار است کمپانی دنل ایویشن از آفریقای جنوبی قسمت هایی از بدنه مرکزی را تولید کند. اولین پرواز گرپین های آفریقای جنوبی در سال 2005 انجام گرفته و تحویل سفارش نیز از سال 2008 آغاز خواهد شد.
    بعد از آفریقای جنوبی مجارستان در نوامبر سال 2001 تفاهم نامه ای را جهت اجاره کردن 14 فروند گرپین A و B به شرط تملیک به امضا رسانید که دو فروند آنها از نوع دو سرنشینه بود. البته در سال 2003 متمم این قرار داد مبنی بر تحویل هواپیماهای بهسازی شده و ارتقا یافته C و D به جای گو نه های قدیمی به قرارداد قبلی اضافه شد که این هواپیما ها از سال جاری میلادی تحویل داده خواهند شد. در ژوءن سال 2004 جمهوری چک قرارداد مشابهی را به امضا رسانید که چهارده جنگنده نیروی هوایی جمهوری چک در سال گذشته میلادی تحویل داده شدند.



    کاکپیت 
    کاکپیت گریپن مجهز به مجموعه نمایشگر الکترونیکی EP-17 ساخت ساب اویونیکز می باشد که شامل سه نمایشگر چد منظوره و یک نمایشگر سر بالا است. نمایشگر سر پایین وسط اطلاعات تاکتیکی و نقشه کامپیوتری را نمایش داده و دو نمایشگرهای راست و چپ داده های پروازی و اطلاعات هدف دریافتی از مجموعه حساسه را نمایش می دهند. قابل ذکر است که ساب ایرواسپیس و BAE Systems با همکاری دنل کمولوس از آفریقای جنوبی یک سیستم نمایشگر یکپارچه نصب شده ذوی کلاه خلبان را برای جنگنده گرپین توسعه داده اند که بر پایه سیستم مشابه جنگنده یوروفایتر تایفون طراحی شده و به نام کبرا معروف می باشد.کبرا در جنگنده های گرپین آفریقای جنوبی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
    کنترل سیستم هایی که از نظر زمانی حساس می باشند مانند تسلیحات و ارتباطات به صورت گروهی روی دسته گاز و اهرم هدایت قرار گرفته اند. سیستم کنترل پرواز نیز به صورت دیجیتالی پرواز با سیستم سه گانه سازی شده می باشد که توسط BAE Astronics و لاکهید مارتین تامین شده است.



    تسلیحات

    گرپین دارای هفت آویزگاه خارجی تسلیحات و بار می باشد که دو آویزگاه در نوک بال ها چهار تا زیر بالها در زیر بدنه قرار گرفته است. موشک های هوا به هوا شامل میکا ، آمرام و سایدواندر می باشد که با کد RB74 در نیروی هوایی سوئد شناخته می شود. موشک AIM-9L سایدواندر موشکی کوتاه برد می باشد که برای افزایش قابلیت های Dogfight طراحی شده است.موشک های هوا به زمین نیز شامل موشک های ضد کشتی هدایت شونده راداری Saab RBS 15 F و موشک ماوریک ساخت ریتءون است. به گونه ای جدیدتراین جنگنده در آینده مجهز به موشک های کوتاه برد هوا به هوای IRIS-T و نیز موشک های هوا به هوای فراتر از میدان دید متءور خواهند شد.علاوه بر این پرتاب موشک دورایستای KEPD 350 نیز از این جنگنده با موفقیت همراه بوده است.
    توپ 27 میلیمتری ماءوزر نصب شده در داخل بدنه به صورت خودکار دارای هدایت راداری می باشد. ضمنآ نوعی غلاف شلیک راکت تیز با موفقیت روی گرپین آزمایش شده و به صورت عملیاتی روی این جنگنده مورد استفاده قرار گرفته است.



    پادکارها

    ساب اویونیکنز مسوول تولید مجموعه الکترونیک EWS 39 برای نصب روی جنگنده های گرپین سوئد شده است. EWS 39 یک سیستم یکپارچه جنگ الکترونیک است که هشدارهای راداری، فاصله یابی الکترونیکی و پخش تله های راداری و حرارتی را در این پرنده امکانپذیر می سازد. 


    رادار دوربرد پالس داپلر اریکسون


    حساسه ها

    رادار پالس داپلر چند منظوره اریکسون PS-05 دارای حالتهای دوربرد هوا به هوا، ردیابی در حین کاوش، ردیابی هدف چند حالته، حالت های تجسس سریع رزم هوایی و ارزیابی حمله و نو کردن داده های فراتر از میدان دید نیمه مسیر موشک است.
    حالت های هوا به سطح نیز سامل تجسس و شناسایی هدف دوربرد، ردیابی هدف چند حالته ، نقشه یابی با تفکیک بالا ، مسافت یابی هوا به سطح و در نهایت متمرکز کردن پرتوی رادیویی داپلر(DBS) می باشد.
    گرپین مجهز به حساسه جلونگر فروسرخ (FLIR) و سیستم جستجو و ردگیری فروسرخ ساخت IR-Otis می باشد. همچنین نه فروند از گرپین های نیروی هوایی سوئد مجهز به غلاف شناسایی ساب تک مدولار شده اند که شامل حساسه فروسرخ CA270 Optical/Recon است. البته این سیستم در سال جاری میلادی وارد خدمت خواهد شد.



    ارتباطات

    این هواپیما مجهز به گیرنده / فرستنده رادیویی VHF/UHF از ساب تک و کترونیکز و نیز سیستم شناسایی دوست از دشمن (IFF) تالس TSC2000 می باشد. یک خط ارتباط داده ای هوا به هوا امکان مبادله بدون تاخیر داده ها را با دیگر واحد های هوایی امکانپذیر می سازد. در نقش تهاجمی و شناسایی می توان اطلاعات کسب شده از رادار را از طریق این خط ارتباط به دیگر واحد های هوایی که در سکوت راداری در حال پرواز می باشند انتقال داد.



    پیشرانه

    پیشرانه RM12 از کمپاتی ولووایرو نمونه توسعه یافته پیشرانه GE F404 کمپانی جنرال الکتریک می باشد. یک سیستم کنترل دیجیتال پارامترهای موتور را تحت نظارت خود داشته و به صورت خودکار در صورت نیاز سیستم پشتیبان را فعال می سازد. همچنین یک سیستم ناظر وضعیت داده های پروازی را نشان می دهد.
    برای افزایش برد یک لوله سوخت گیری هوایی نیز در این هواپیما به چشم می خورد که برای حفظ شکل آیرودینامیکی به داخل بدنه جمع می شود. 


    بعد از فرود از پیش بالها به عنوان سطوح ترمز کننده برای کاهش مسافت ترمز استفاده می شود


    **مشخصات هواپیما** 



    فاصله دو نوک بال از هم : 4/8 متر
    طول هواپیما شامل لوله پینو : 1/14 متر
    ارتفاع : 5/4 متر
    حداکثر وزن برخاست : 14 تن
    حداکثر سرعت : مافوق صوت در تمامی ارتفاعات

     


    http://airtoair.blogfa.com/

    ميراژ  اف 1-MirageF1

    ميراژ يك كابينه اف 1 سي كه مشخصات ان در زير مي ايد قادر است عمليات رهگيري را در هرگونه شرايط جوي و در هر ارتفاعي انجام دهد و به جنگ افزارهاي ميراژ 3 مسلح است. ميراژ اف 1 بي مدل دو كابينه اين جنگنده، اولين پرواز خود را در 26 مه سال 1967 انجام داد.

    The first Mirage F.1BQ produced for Iraq, rolled out on 6 February 1980. (Dassault)

    ميراژ F-1E از نوع رهگير (دفاع هوايي)، ضربتي (بمباران هدفهاي زميني) و شناسايي (عكس برداري) است كه براي صادرات توليد ميشود.  اين مدل مجهز به ناو بري كامپيوتري است و در آن اطلاعات پروازي و جنگ افزارها برروي شيشه حجلوي خلبان (HUD) حك ميشود.

    ميراژ F-1R يك كابينه (F-1CR نيروي هوايي فرانسه)قادر است در روز و شب عمليات مختلف شناسايي را  انجام دهد. ميراژ F-1  با سوختگيري از هواپيماي تانكر  سي 135 اف تونسته است مجموعا 6 ساعت پرواز كند و مسافت 2700 مايل دريايي،  معادل 5000 كيلومتر را طي اين مدت طي كند. كشورهاي دارنده اف 1 عبارتند از : عراق، ليبي، مراكش، افريقاي جنوبي و اسپانيا.

    مدلهاي مختلف و كشورهاي استفاده كننده

    تا آوريل 1985 مجموعا 690 فروند ميراژ اف 1 سفارش داده شده بود. از اين مقدار 252 فروند، از جمله شش مدل اوليه، براي نيروي هوايي فرانسه توليد شده بود و 439 فروند ديگر آن را كشورهاي يونان، اكوادور، عراق، اردن، كويت، ليبي، مراكش ژ، قطر،افريقاي جنوبي و اسپانيا خريداري كردند.

    ميراژ اف1 سي مجهز به رادار سيرانوي 4 ام ساخت شركت تامسون سي اس ف است كه كارايي خوبي در ماموريتهاي رهگيري هوايي دارد.  ولي ميراژ F-1CR2000 (مدل تغيير يافته سي براي نيروي هوايي فرانسه) داراي رادار سيرانوي 4 ام است كه امكانات زيادي را براي انجام ماموريتهاي ضربتي را براي خلبان فراهم مي آورد. مدل صادراتي اف 1 سي داراي رادار مشابه سيرانوي 4 و يا 4 ام است و مدلهاي ئي هم مجهز به رادار سيرانو 4 ام –آر هستند. اما رادار طوري جاسازي شده است كه فضاي كمتري را اشغال ميكند.  ميراژ  F-1EQ5 نيروي هوايي عراق موشك ضد كشتي اگزوست را با خود حمل ميكند.

    پيشرانه

    ميراژ F-1 به يك موتور اسنكما اتار 9K5 با قدرت كشش 15873 پوند با پس سوز مجهز است. ظرفيت بنزين در مخازن بالها 3750 ليتر است. همچنين سه مخزن داخلي  به علاوه يك مخزن خارجي سوخت مورد نياز موتور را تامين ميكنند.  كل ظرفيت سوخت داخلي اين هواپيما برابر 4300 ليتر است.  تمام مخازن داخلي آن ظرف 6 دقيقه با فشار پر ميشوند.  اف يك قادر به حمل دو مخزن سوخت خارجي با ظرفيت 1130 ليتر  در مقر هاي خارجي زير بالها و يك مخزن با گنجايش 2200 ليتر در زبر شكم خود ميباشد.  خرطوم سختگيري آن در قسمت  راست كابين خلبان تعبيه شده است.

    جنگ افزار

    ميراژ اف يك داراي جنگ افزارهاي استاندارد از جمله دو قبضه توپ 30 ميليمتري DEFFA 553 هريك با 130 تير فشنگ در زير بدنه است. علاوه براين، مقرهاي نوك بالها مختص موشكهاي هوا به هوا هستند. حداكثر ظرفيت حمل سلاح در اين هواپيما برابر 6300 كيلوگرم ايت.  در ماموريتهاي رهگيري دو موشك حرارتي ماترا 550 ماژيك و يا موشكهاي حرارتي AIM-9 Side Winder را در مقرهاي نوك بال و موشكهاي راداري ماترا سوپر530 را در زير بال حمل ميكند.

    در ماموريتهاي ضربتي يك موشك اگزوست و يك موشك ضد رادار آرمات يا تا 14 عدد بمب 500 MK-82  پوندي (250 كيلوگرمي)، 3 عدد بمب تخريب كننده باند فرودگاه و 144 عدد راكت از نوع تامسون برانت را با خود حمل ميكند.  به علاوه در ماموريتهاي مختلف توانايي حمل وسايل زير را دارا ميباشد:

    باكهاي اضافي بنزين، تجهيزات ليزري همراه با موشك هوا به زمين AS-30 يا 400 كيلوگرم بمب ليزري، موشكهاي هوا به سطح، دستگاههاي هشدار دهنده عليه هر موج راداري كه هواپيما را تعقيب ميكند، تجهيزات ضد جنگ الكترونيك (ECM & ECCM) ، چهار دروبين مادون قرمز  و معمولي، ‍چف و فلزهاي حرارتي به ترتيب براي گمراه كردن موشكهاي حرارتي و راداري را ميتواند با خود حمل كند.

    مشخصات هوپيما:

    • طول: 15 متر

    • عرض: 8.4 متر

    • ارتفاع: 4.5 متر

    • حد اكثر سرعت در اتفاع 36000 پايي: 2.2 ماخ

    • حد اكثر سرعت در ارتفاع كم: 1.2 ماخ

    • حداكثر وزن برخاستن: 32800 پوند.

    • وزن رزمي: 21000 پوند

    • وزن خالي: 16300 پوند

    • سرعت تقرب: 141 نات (260 كيلوتر در ساعت)

    • سرعت نشستن: 124 نات (235 كيلوتر در ساعت)

     


    http://airtoair.blogfa.com/

    جگوار-Jaguar..بریتانیا و فرانسه

    هواپیمای پشتیبانی، تاکتیکی جگوار

    SEPECAT

    محصول مشترک بریتانیا و فرانسه

    جگوار(Jaguar) در لغت به نوعی پلنگ خالدار آمریکایی اطلاق می شود. اولین فروند از نمونه تولیدی هواپیمای پشتیبانی تاکتیکی (جگوار) ، ساخته مشترک مجتمع هوافضائی بریتانیا (BAC) و کمپانی (برگه) فرانسه در تاریخ دوم نوامبر سال 1971، اندکی بیش از سه سال پس از نخستین پرواز نمونه اولیه هواپیما به پرواز در آمد . نخستین تحویل جگوار به نیروی هوائی فرانسه برای آغاز سال 1972 برنامه ریزی شده بود که بدلیل اشکالاتی در تکمیل موتور ها به تعویق افتاد. نیروی هوائی فرانسه اولین واحدهای عملیاتی را از اواخر سال 72 شکل داد. اینها اسکادرانهایی متعلق به فرماندهی اول تاکتیکی هوائی بوده و در حمایت از نیروی زمینی فرانسه که در آلمان فدرال مستقر بودند عمل میکردند. یگانهای عملیاتی جگوار در بریتانیا و آلمان از سال 1973 آغاز به شکل گیری نمود.

    تستهای پرواز
    تکمیل پنج نوع متفاوت هواپیمای جگوار استفاده از هشت نمونه ی اولیه را در بر داشت. پنج نمونه اولیه ی نخست توسط شرکت هواپیمائی (برگه) در (ولیزی-ویلاکوبلای) و سه نمونه دیگر که آخری شامل ابزار تولید سری بود بوسیله BAC در (وارتون) ساخته شدند. تمام نمونه های اولیه به پرواز درآمده و تا پایان سال 1971 بیش از 1600 پرواز و جمعا حدود 1550 ساعت به انجام رسانیده بودند. تستهای پرواز توسط یک تیم مشترک انگلیسی-فرانسوی در (ایستره) فرانسه و (وارتون) بریتانیا اجرا شد، زمان انجام تستها بیش از آنچه انتظار میرفت طول کشید و این امر بدلیل اصلاحاتی بر روی سیستم پس سوز موتورهای (آدور) Adour ساخته ی مشترک (رولز-رویس) بریتانیا و (توربومکا) ی فرانسه بود که مستلزم کنترل بهبود یافته به هنگام پرواز پرواز اپروچ یک موتوره بود. در ابتدای کار، پس سوز را تنها میشد با حداکثر کشش خشک (2100 کیلوگرم استاتیک) به کار برد که کشش را تا 30 درصد افزایش داده و به 2700 کیلوگرم استاتیک میرساند.
    سپس میتوانست متناوبا کشش را حداکثر تا 50درصد افزایش داده و به 3150 کیلوگرم برساند. به هنگام اپروچهای یک موتوره کشش مورد نیاز بیشتر از 2100 کیلوگرم ولی کمتر از 2700 کیلوگرم بود. (رولز-رویس) که مسئول ساختن قسمت عقب موتور بود سیستم پس سوز را چنان اصلاح کرد که هنگامی که موتور در قدرت کامل نبود نیز امکان استفاده از ان وجود داشته باشد و امکان گزینش هر کششی از حداقل کشش خشک تا حداکثر پس سوز فراهم آید. این اصلاح بود که باعث بالارفتن قیمت موتور گردید و عملکرد هنگان اپروچ یک موتوره را بهبود داد. نمونه اولیه شماره 5 که برای عملیات هوائی نیروی دریائی فرانسه (French Aeronavale) طراحی شده بود دو سری تست را پشت سر گذاشت. نخست تحت شرایط تقلید شده ی ناوهواپیمابر در تاسیسات (بدفورد) موسسه هواپیمائی سلطنتی بریتانیا و سپس با وزن کامل و حمل بارهای خارجی بر روی ناوهواپیمابر فرانسوی (کلمانسو) . هشت نمونه اولیه ی ساخته شده عبارت بودند از:
    E01، برای تستهای آئرودینامیکی
    E02، برای تستهای موتور، حرکت و چرخش
    A03، برای تستهای شلیک، حمل بار و پیچش
    A04، برای تستهای پروازی، تسلیحات و چرخشی
    S06، برای تستهای تسلیحات و حرکت و نیز سیستم ناوبری- حمله ی بریتانیائی
    M05، برای مقدورات ناو هواپیمابر،‌تست سیستم ناوبری حمله فرانسوی
    S07،‌برای تستهای تسلیحات و سیستم ناوبری بریتانیائی
    B08، برای تستهای تسلیحات و شلیک و مطالعات برروی ترتیب کابین

    تولید
    موافقتنامه بریتانیا و فرانسه شامل تولید 400 فروند هواپیمای جگوار میشد: 200 فروند برای نیروی هوائی سلطنتی بریتانیا و 200 فروند هم برای نیروی هوای و دریائی فرانسه. اولین سفارش رسمی فرانسه در سال 1968 برای خرید 50 فروند جگوار مشتمل بر 25 فروند نوع یکنفره A و 25 فروند نوع دو نفره B بود و نخستین سفارش بریتانیا در سال 1969 خرید 30 فروند هواپیما ( 15 فروند نوع یک نفره ی S و 15 فروند نوع دو نفره B) را در بر میگرفت. در ماه اوت سال 1971 سفارشهای جدیدی برای تولید 50 فروند جگوار برای فرانسه و 81 فروند برای بریتانیا داده شد. تولید این هواپیما که در تاسیسات (وارتون) بریتانیا و (تولوز- کولومیر) فرانسه صورت میگرفت جمعا به بیش از هشت تا ده فروند در سال میرسید. در ماه مارس سال 1977 تحویل هواپیمای جگوار به نیروی هوائی عمان نیز آغاز گردید.
    سیستم ناوبری و حمله
    پنج مدل مختلف تکمیل شده جگوار دارای سیستمهای قطعی ناوبری-حمله نیستند و بسته به موارد استفاده و دقت مورد نیاز استفاده کنندگان سیستمها از سادهترین نوع (مدل E) برای نیروی هوائی فرانسه تا پیچیده ترین (مدلهای B و S) برای نیروی هوائی سلطنتی فرق میکند. این میدان گسترده گزینش تجهیزات منجر به وفور فوق الهاده قدرت الکتریکی در هواپیما میشوند. این قدرت قدرت الکتریکی توسط دو ژنراتور جریان متناوب 15 کیلوولت-آمپر تامین میشود. تامین جریان برق مستقیم را دو ترانسفورمر تبدیل کننده 4 کیلوواتی برعهده دارند. نیروی متناوب (AC) اضطراری لازم برای دستگاههای ضروری توسط یک باتری 15 آمپر ساعت و یک مبدل استاتیک فراهم میشود. خرابی یک آلترناتور به تنهائی باعث کاهش مقدورات عملیاتی جگوار نمیتواند گردد.

    سیستمهای ناوبری-حمله فرانسوی از دستگاههای باثبات رسیده با استفاده از اصول کارکرد در میراژهای 3 و 4 اقتباس شده اند. دستگاههای ساده ی نوع دونفره E - هواپیمائی که عمدتا به منظور آموزش عملیاتی خلبانهای کارآموز و نیز آموزش تکمیلی خلبانهای عملیاتی به کار میرود ، ناوبری کافی برای ماموریتهای تعلیماتی و کنترل آتش برای توپها،‌راکتها و موشکهای هوا به زمین (ای اس 30) و همچنین برای پرتاب بمبهای آزمایشی و یا حقیقی فراهم میاورد و در صورت لزوم هواپیما را میتوان بصورت عملیاتی به کار برد. مدلهای مخصوص پشتیبانی نزدیک هوائی یعنی انواع(ای، ام) دارای سیستم ناوبری- حمله مشابه هستند ولی در هواپیماهای عمل کننده از روی ناوهای هواپیمابر یک مسافت یاب لیزری نیز کار گذاشته شده است. این سیتم ، ناوبری دقیق و خودکار و قابل تطبیق با شرایط آفندهای در ارتفاع پائین و با سرعت زیاد بر علیه هدفهای زمینی را تضمین نموده و داده های دقیقی برای شلیک توپها، راکتها، موشکهای هوا به زمین AS-30 و همچنین موشکهای ضدرادار AS-37 یا مارتل ونیز تسهیلات دستی یا اتوماتیک بمباران تامین میکند.

    کامپیوتر بمباران سی.اس. اف-تایپ31 ساخت تامسون-سی.اس.اف و سایت سی.اس.اف-تایپ121 متدهای بمباران متنوعی پدید میاورند ، از جمله بمباران شیرجه ای، بمباران پرتابی و یا بمباران ارتفاع پائین با استفاده از بمبهای تاخیری. این دو نمونه هواپیما همچنین مجهز به ECM هستند .مسافت یاب لیزری نصب شده بر نوع دریائی جگوار دارای دقتی معادل 5+ متر بدون اعتنا به مسافت میباشد. همانند هاریر ، بریتانیا برای مدلهای بی و سی جگوار نیز سیستم ناوبری مبتنی بر اینرسی (Inertial) را برگزیده است. سیستم ناوبری-حمله بکار رفته در نوع آموزشی پیشرفته دو نفره (بی) همانند نوع پشتیبانی نزدیک (اس) است با این تفاوت که آلات و علائم دو برابر شده اند. این سیستم متکی به یک کامپیوتر دیجیتال
    MCS 920 M است که داده های ضروری دریافت شده از یک سکوی اینرشال Elliot e-3 r و یک کامپیوتر داده های هوائی ساخت همان کمپانی را پرورش میدهد. اطلاعات پروازی، ناوبری و نشانه روی توسط سیستم نمایش سربالای ساخت Specto- Smith بر روی یک شیشه کوچک در جلوی پنجره به خلبان ارائه میشود تا او ضمن در نظر داشتن مداوم فضای خارج ؤ داده های اساسی را نیز در اختیار داشته باشد. اطلاعات در مورد مسیر بر روی یک دستگاه نمایش نقشه متحرک نشان داده میشود. دستگاه همچنین شامل قطب نمای ژیرومغناطیسی ، ناوبری تاکتیکی هوائی، Tacan ، فرازیاب رادیوئی و زاویه سنج میباشد. یک مسافت یاب لیزری ساخت (فرانتی- وستینگهاوس) تجهیزات نوع (S) را تکمیل میکند.
    نگهداری و تعمیرات
    در گذشته،‌درجه اطمینان یک هواپیما، زمان سرویس و سهولت نگهداری آن فی الواقع تنها در مرحله پیشرفته ای از تکمیل آن مورد بررسی قرار میگرفت، امروزه اهمیت بسیاری به اثر بخشی در رابطه با قیمت، و قابلیت اعتماد عملیاتی- که یکی از ملاحضات عمده در بروشورهای تولید کنندگان است داده شده و در عین حال متدهای سرویس به موازات خود هواپیما پیش میروند. در مورد جگوار ، کارشناسان تجهیزان نیروی هوائی به کمک متخصصین انگلیسی و فرانسوی در تمام مراحل این مسئله را مورد توجه دقیق قرار دادند. در نتیجه زمان آمادگی برای ماموریت بسیار کوتاه است، 15 دقیقه بدون تسلیح دوباره و 20 دقیقه با تسلیح مجدد و گذشته از آن وسایل سرویس کمتری مورد نیاز است. فقط چهار نقطه دسترس محتاج عمل نیروی زمینی هستند ( یکی برای سوختگیری، دو تا برای چک کردن سطح روغن و یکی برای ذخیره اکسیژن) سوختگیری با فشار با استفاده از اتصال استاندارد (ناتو) فقط 3 دقیقه طول میکشد !

    سطح روغن مخازن را میتوان با بازکردن دریچه های هر مخزن بازدید کرد. دستگاه استارت جگوار از یک ژنراتور هوای (میکروتوربو) که به سیستم سوخت هواپیما متصل است بهره میگیرد. این ژنراتور الکتریکی هوای فشرده را داخل موتور استارتر هر یک از موتورها مینماید. حرکت بر روی هر نوع زمین توسط گردش چرخ هیدرولیک دماغه تا حداکثر 55+ درجه از محور طولی هواپیما امکان پذیر است. به هنگام کشش چرخ پوز قابلیت 360 درجه تحرک دارد. بیش از 370 دریچه و صفحه بازبینی 30 درصد از سطح خارجی جگوار را تشکیل میدهند که عموما 60 تا 80 درجه باز میشوند. با در نظر گرفتن پنج سورتی یک ساعته در روز برای جگوار ، سروسی خط اول و دوم از 10.5 ساعت در برابر هر ساعت پرواز تجاوز نمیکند. زمان هر بازبینی کمی بیش از 300 ساعت و هر بازبینی کلی پس از 1200 ساعت میباشد. نواقص و معایب مدارها و دستگاهها توسط یک سیستم در صفحه آلات و علائم به خلبان اطلاع داده میشوند.
    مشخصات فنی
    نیروی محرکه را دو موتور توربوفن رولز-رویس توبومکا (آدور- مارک 102) هر یک به کشش عادی 2320 کیلوگرم استاتیک و ماکزیمم کشش 3313 کیلوگرم استاتیک با استفاده از پس سوز تامین میشود. فاصله دو نوک بال جگوار از هم 8.48 متر،‌طول مدل یک نفره 15.52 متر و مدل دو نفره 16.42 متر و ارتفاع کلی آن 4.62 متر است. وزن عادی به هنگام برخاست 10300 کیلوگرم و حداکثر وزن به هنگام برخاست 15500 کیلوگرم میباشد. حداکثر سرعت افقی در سطح دریا 1350 کیلومتر بر ساعت و در ارتفاع 11 هزارمتری 1593 کیلومتر بر ساعت و سرعت اپروچ آن 115 نات است. برد عبوری با مخازن سوخت خارجی 4200 کیلومتر میباشد. شعاع آفندی در آفندهای Hi-Low-Hi با سوخت داخلی 800 کیلومتر و با سوخت خارجی 1300 کیلومتر است. شعاع آفندی در وضعیت Low-Low-Low با سوخت داخلی معادل 575 کیلومتر و با سوخت خارجی برابر 850 کیلومتر میباشد. مداومت پرواز در ماموریت آموزشی در ارتفاع بالا با سرعت زیر صوت 3 ساعت میباشد. مسافت فرود عادی 860 متر و با استفاده از چتر ترمز 580 متر و مسافت دورخیز برای برخاست 470 متر میباشد. 

     مهمات

    جگوار مجهز به دو قبضه توپ 30 میلیمتری مستقر در بدنه است. یک مقر حمل بار در زیر بدنه و دو مقر در زیر هر یک از بالها قابلیت حمل کلی 4535 کیلوگرم بار خارجی را از بمب، راکت، موشک، دوربین یا مخزن سوخت را بدان میبخشد. مدلهای A - M- E دارای توپ 30 میلیمتری (دفا- 533) و نوع S دارای توپ 30 میلیمتری (آدن) میباشد. مرمیات موجود برای هر قبضه توپ 105 فشنگ است. مهمات قابل حمل عبارتند از: تمامی انواع بمبهای سقوط آزاد یا تاخیری فرانسوی،‌بریتانیائی و آمریکائی از 50 تا 400 کیلوگرم و یا از 250 تا 2000 پاوند. تمامی انواع بمبهای تمرینی، انواع لانچرها (5 اینچی- 68 میلیمتری...) ،‌مخازن پرتابی، انواع محفظه های وسایل تجسسی ،‌موشکهای هوا به زمین AS-30 ، ضد رادار AS-37 مارتل و هوا به هوای سایدوایندر و ماژیک.

    توانائیهای جگوار

    جگوار میتواند از باندهای کوتاه و نیمه آماده و یا زمینهای چمن عمل نشست و برخاست را انجام دهد. جگوار در تمامی ارتفاعات مافوق صوت بوده و دارای مقدورات برتری هوائی عالی برفراز جبهه است. موتور رولز- رویس Turbomecaکه جگوار بین المللی را به حرکت در میاورد در مقایسه با نوع MK102 موجود در هواپیماهای نیروهای هوائی بریتانیا و فرانسه 27 درصد کشش بیشتر تحت شرایط رزمی و 9 درصد به هنگان برخاستن تولید میکند. این ارقام بدون افزایش مصرف سوخت و با انجان اصلاحات فنی حاصل شده اند. جگوارهای نیروی هوائی بریتانیا و جگوارهای بین المللی ( نوع صادراتی) مجهز به یکی از بهترین سیستمهای (زمان خود) ناوبری و نشانه روی جنگ افزاری به نام NAVWASSاست.

    خلبان قبل از ترک زمین، کامپیوتر خود را برای تمام پرواز برنامه ریزی میکند و بدین ترتیب میتواند بدون نگرانی همه طول مسیر را در ارتفاع بسیار پائین و زیر دید رادار دشمن با سرعتهای ترانسونیک طی کند. خلبان همچنین قادر است در طول پرواز برای حمله به هدفهای اتفاقی از مسیر تعیین شده خارج شود،‌به طور اتوماتیک به مسیر قبلی باز گردد و یا در هر لحظه بدون ترس از گم کردن مسیر قصد مراجعت به پایگاه کند. تمامی اطلاعات و داده های مورد نیاز خلبان در HUD نمایش داده میشود و نگاهی به نمایش نقشه متحرک،‌موقعیت دقیق خلبان را نشان میدهد.

    جگوار در مسابقه سالانه ناوبری و بمباران نیروی هوائی بریتانیا در آلمان اول شده است. آزمایشهای اولیه پروازی بر روی رادار چند منظوره AGAVEکارآئی آن را به اثبات رسانده است. AGAVE یک رادار سبک وزن با قابلیت اعتماد زیاد است که در موقعیتهای هوا به هوا، ضد کشتی، نقشه برداری زمینی و مسافت یلبی هوا به زمین عمل میکند. همه اطلاعات راداری بر روی صفحه نمایش سربالای Rester یا نمایش سرپائین نقشه ای راداری تلفیقی
    Map-Radar Head DownDisplay نشان داده میشود. همچنین سیستم بردیاب لیزری که جای خود را به رادار داده است در محفظه زیر پوز قرار میگیرد و میتواند توانائی چند ماموریته بودن جگوار را حفظ کند. از جمله موشکهای ضد کشتی قابل حمل توسط جگوار : McDonnell Douglas Harpoon و اگزوسه Aerospatiale Am.39 و موشک آلمانی کورموران ساخت MBB با نصب مقرهای ویژه موشکی توسط جگوار بینالمللی قابل حمل میباشد که به همراه سیستم ناوبری حمله و رادار کارآئی هواپیما را افزایش میدهند. در صورت وجود تهدیدهای دریائی ، جگوار میتواند زیر دید رادارهای کشتی دشمن با چهار موشک ضد کشتی به آن حمله کند.

    قابلیت عالی رزم هوا به هوای موجود در نوع استاندارد جگوار با استفاده از سطوح تعدیل هواپیما،‌افزایش زاویه اسلتها و نصب موشکهای ماژیک بر مقرهای جدید روی بال بهبود یافته است. موشک ماژیک میتواند بر علیه هدفهائی در تیررس توپ هواپیما به کار رود و قابلیت تحمل فشار ثقل آن از خلبان خیلی بیشتر است، به علاوه رادار آژاو قبل ازرویت چشمی هدف، جگوار را به موقعیت مطلوب هدایت میکند. جگوار بین المللی دارای توانائی نفوذ عمیق است و با بار رزمی عادی و مخازن سوخت خارجی میتواند تا شعاع بیش از 750 مایل عمل نماید. دو موتوره بودن جگوار و دوگانه بودن تمامی سیستمهای آن به همراه دستگاه (نوواس) که امکان حمله های سریع در ارتفاع پائین را فراهم میاورد ؤ میزان بقای جگوار را بالا میبرند.

    جگوار در نیروی هوائی فرانسه تا اول جولای 2005 در خدمت بود و پس از ان جای خود را به Rafale داد و در نیروه هوائی سلطنتی تا 30 آوریل 2007 در سرویس بود.

    کشورهای دارنده:
    اکوادور
    فرانسه
    بریتانیا
    هند
    نیجریه
    عمان

    جگوار در عملیات طوفان صحرا ،‌نبرد کوزوو و در نبرد کارگیل توسط نیروی هوائی هند بارها اهداف خود را با موفقیت بمباران کرد. 

    هم ردیفها
    A-7 Corsair
    Mikoyan MiG-27
    Mitsubishi F-1
    Soko J-22 Orao

    Tu-160

    Russia - Air Force
    Tupolev Tu-160

    Tupolev Tu-160 aircraft picture

    هواپیمای بلک جک، که اغلب با کد Tu-160 شناخته می شود، بمب افکن سنگین وزن مافوق صوتی است که در طی دوران جنگ سرد به منظور شلیک موشک های ALCM یا موشک کروز شلیکی از هوا به مرحله طراحی و تولید رسید. این هواپیما ساخت شرکت توپولف بوده و با لقب بلک جک یا شلاق چرمی شناخته می شود. بلک جک امروزه سنگین وزن ترین و می توان گفت تا حدودی قدرتمند ترین بمب افکن حال حاضر دنیاست. این هواپیما قادر است با ماکزیمم سرعتی معادل 2.200 کیلومتر بر ساعت پرواز کرده و فاصله ای برابر با 13.950 کیلومتر را بپیماید.

    این هواپیما، به دلیل پرواز در سرعت های مافوق صوت، دارای سیستم بال متغیر است که بنابر سرعت موجود میزان به عقب رفتگی بال را توسط کامپیوتر تنظیم می نماید. این هواپیما برای تامین قدرت خود از چهار موتور قدرتمند NK-32 توربوفن مجهز به پس سوز بهره می جوید که هر جفت در یک طرف بدنه آرایش یافته و حتی دارای ورودی های هوای متغیر هستند. ارابه فرود این هواپیما شامل یک ارابه دو چرخی در دماغه یا جلوی هواپیما و دو ارابه شش چرخی در دو جفت، در میان موتورها می باشد. همچنین در امتداد جلو و عقب این چرخ ها محفظه های حمل تسلیحات در خط میانی وسط هواپیما تعبیه شده است. در دماغه این هواپیما، سیستم رادارای آبزور K قرار گرفته است که از آن هم برای اسکن آسمان و همینطور برای بررسی و مطالعه اهداف زمینی استفاده می شود. همچنین در دماغه رادار سپوکا نیز برای بررسی سطح زمین هنگام پرواز سینه مال یا بسیار نزدیک به زمین و در ارتفاعات پایین نیز تدارک دیده شده است. برای انجام عملیات سوخت گیری هوا به هوا با دقت بیشتر، لوله سوخت گیری در جلوی شیشه خلبانان قرار گرفته که عمل سوخت گیری را به مراتب ساده تر می سازد. در کابین تحت فشار این هواپیما، حداکثر چهار خدمه سوار بر صندلی های نجات موشکی می توانند به عملیات بپردازند که این افراد را خلبان، کمک خلبان، مهندس پرواز یا ناوبر و مسئول تسلیحات نظامی تشکیل می دهند.

    تسلیحات یا همان موشک های کروز Kh-55SM در این بمب افکن در شش محفظه حمل می شوند. برای هدایت موشک ها، از سیستم پیشرفته راداری ناوبری/حمله اختاپوس که هم برای هدایت هواپیما و هم به منظور هدایت سلاح ها به کار برده می شود، استفاده می شود. این سیستم اطلاعات و مختصات محوری لازم را برای موشک های کروز شلیک شده به خوبی فراهم می آورد. همچنین این سیستم نقشه ای دیجیتالی را از سطح زمین قبل از پرتاب موشک به آن تحویل می دهد که عمل هدایت را دقیق تر می کند. همچنین این هواپیما می تواند با موشک های کوتاه برد کروز و یا حتی موشک های ضد تشعشع نیز تجهیز شود. بال های متغیر این هواپیما کلاً می تواند در سه حالت 20 درجه برای فرود، 35 درجه برای کروز یا گشت زنی عادی در آسمان و 65 درجه برای پرواز در سرعت های بالا قرار گیرد. در حالتی که بال ها کاملاً به عقب برگشته اند، از سطح داخلی بال ها فلپ هایی به صورت عمودی روی هر بال بلند می شوند که نقش ایجاد ثبات را در سرعت های بالا ایفا می کنند. این هواپیما برای دفاع از خود از انواع موشک های حرارتی مادون قرمز، مغشوش کننده رادار و پرتاب کننده فلر یا همان گوی های آتشین گمراه کننده موشک حرارتی برخوردار است. در انتهای مخروطی دم هواپیما، چترهای فرود آن قرار داده شده اند که به کاهش سرعت در هنگام فرود کمک می کنند. با انجام عملیات ارتقاء بر روی این هواپیما، انتظار می رود که تا سال 2020 تا 2025 در خدمت باقی مانده و پرواز نمایند.


    http://airtoair.blogfa.com/

  • F 4 Phantom

    F 4 Phantom

    اين هواپيما خوش قيافه و چالاك و قوی با حضور موثر بيش از ۵۰ ساله اش هنوز رقيب برای خود می طلبد و در بسياری از پايگاههای هوايی و دريايی كشورهای مختلف يكه تاز می غرد پيش بينيها بر اين استوار است كه اين هواپيما تا آخر اين دهه نير همچنان پرواز نمايد .

    يك هواپيمای جنگنده بمب افكن و شكاری كه خيلی از كشور های دنيا اين نوع را جزو ستون مهره نيروی هوايی خودشان در سه دهه اخير قرار  داده اند منجمله اين كشورها كشور مان ايران است كه ۳۰ سال پيش نسبت به خريد اين هواپيما از كارخانه معظم مكدانل داگلاس آمريكا  اقدام نمود . اين هواپيما در جنگ با عراق كارايی و چابكی خود را اثبات نمود . بطوری كه بيشتر حملات به بغداد و نفوذ به پدافند آن شهر كه كار هر هواپيمايی نبود توسط اين هواپيما صورت می پذيرفت .  بزودی وقايعی و خاطرات خلبانان اين هواپيمای چبك را نيز در اين قسمت برای شما عنوان می كنم .

    سرعت اين هواپيما تقريبا دو برابر سرعت صوت می باشد  .

    بسياری از كشورهای دنيا دليل انتخاب خود نسبت به خريد اين هواپيما را بدنه قوی و قابليت نشستو برخواست از روی ناو و توانايی حمل مقادير قابل توجه بمب و ساير پرتابه های آتشين ذكر می كنند .

    حضور موثر اين هواپيما در جنگ ويتنام به بعد بود و در اين جنگ اصلی ترين اسلحه آمريكا در برابر ويتنام همين هواپيما بود . در كشور ما در اواخر جنگ نيز از اين هواپيما برای نابود ساختن پدافند دشمن بكار می رفت . يكی از پيشرفته ترين f-4 های جهان نوع j  آن می باشد كه در جنگ اول خليج فارس نيز نسلهای آخر آن مورد استفاده قرار گرفت . البته د كشور آمريكا كه بزرگترين استفاده كننده اين هواپيما در جهان است اين هواپيماها تقريبا بازنشست شده اند و گاها آنها را بعنوان هدفهای واقعی در مانورها از زمين بلند می كنند و آن را مورد هدف قرار می دهند .

    اين در حالی است كه كشور اسراييل هنوز نسبت به ارتقای آن اقدام می نمايد و اين هواپيما را سوپر فانتوم ۲۰۰۰ ناميده است . كشور اردن ايران و اسراييل از خجمله كشورهای دارنده اين هواپيما در خاور مينه هستند .

    كشورهايی مانند انگليس و آلمان هم از ديگر كشورهايی هستند كه از اين هواپيماها استفاده نموده اند البته آلمان نسبت به جايگزينی آن با ترنادو اقدام نموده انگليس نيز اين جايگزينی ها را در راس امور هوايی خود قرار داده .

    از نظر من دوست داشتنی ترين هوايما كه هيچ گاه آن را از ياد نميبرم چون ظاهر اين هواپيما ديدنی ترين ظاهر در ميان همه هواپيما هاست .  هواپيما می باشد به همين دليل برای شما اطلاعات زيادی را در اين باره می دهم .

    مطالب اين قسمت برگرفته از کتاب پيشرفته ترين هواپيماهای نظامی جهان (fantom f-4) است که به شما يشنهاد می کنم که اين کتاب را حتما تهيه کنيد چون مطالب اين قسمت را همراه با عکسهای مربوطه عنوان نموده است .  

    حال به تايخچه و معرفی هواپيمای f-4  ميپردازيم

     اولين مدل f-4 که بصورت يک کابينه ساخته شد بنام f3h-g  نامگذاری شد که اين هواپيما در سال ۱۹۵۳ ساخته شد اين جنگنده مجهز به رادار (AP2-50 )  بود و دارای دو موتور از نوع J-65 بود AH-1 نيز نوع تکميل شده اين مدل بود که در سال ۱۹۵۴ روی خط توليد قرار گرفت . اولين نوع دو کابينه اين هوايما نيز بنام F4-H1 بود که در سال ۱۹۵۸ تکميل شد

    در اولين پرواز نخستين فانتوم خلبان آزمايشگر اين هواپيما از سرعت و قدرت اين جنگنده ابراز حيرت نمود

    درسال ۱۹۵۹رکورد ارتفاع پروازی توسط اين هوپيما شکسته شد . اين فانتوم که بنام TOP FLIGHT  معروف شد در ششم دسامبر ۱۹۵۹ تا ارتفاع ۹۸۷۷۵ متری سطح زمين صعود کرد که در آن زمان اين رکورد ۴۰۰۰ پا بيشتر از بهترين رکوردی بود که يک سال قبل از آن جت شکاری شوروی بر جای گذاشت .

    در سال ۱۹۶۳ مدلی ديگر از اين هواپيما بنام F4-A ساخته شد . بعد از ان مدل ديگری از اين هواپيما که بسيار از آن استفاده شد F-4B بود اين نوع مزيتهايی از نظر ظاهری و تکنيکی با نوع F-4A داشت . رادار F-4B بزرگتر بود و قطر بدنه F-4B ۳۲ اينچ بيشتر بود کابين عقب F-4B  کمی بالاتر آمده بود موتور های اين هواپيما  نيز J-79-GE-8 بود که از نظر بازدهی نيز بسيار خوب بود .

    بمحض درک ارزشهای اين شکاری از نوع B  اين نوع توسط نيروی دريايی سفارش داده شد . نوع تجسسی F-4B نيز ساخته شد اين مدل که بنام RF-4B نام گذاری شد در عمليات عکسبرداری و جنگ الکترونيک بکار برده می شد و مسلح نمی شد .

    اين مدلها را از شکل زير دماغه که به شکل دهان بسته موجود است و همچنين شکل ذوزنقه ای که در جلوی دماغه موجود است می توان شناخت . پس از مدتی نيز نيروی هوايی ايالات متحده سفارش ۲۷ فروند از نوع B  اين نوع را داد . نيروی هوايی ابتدا نام F-110 را برای اين نوع از هوايماها گذاشت که بعدها به F-4C معروف شد .

    که البته برای پرواز در نيروی هوايی تغييراتی روی آن داده شد . اين نوع هوايماها و اگثر مدلهای دیگر F-4 از کمر خود سوختگيری هوايی می کنند . مدلهای RF-4C نيز به بازار جنگ افزار شدند که از نوع تجسسی بودند .

    F-4D نيز که پايه و اساس و کمر نيروی هوايی بسياری از کشورها را تشکيل می داد و می دهد پس از مدتی توليد و روانه بازار شد . فرق ميان مدل C و D  در نگ دماغه آنهاست . در مدل D بخاطر رادار آن که کمی بزرگتر بود دماغه اش کمی بزرگتر شد . رادار نامبرده به توانايی هواپيما در درگيريهای هوا به زمين وسعت بيشتری بخشيد . اخيرا F-16 جايگزين اين نوع شده است . بعضی از انواع D به توپ ۲۰ ميلی متری نيز مجهز شده است .

    F-4E که بيشترين توليد را در بين انواع F-4 ها داشته هنوز در بسياری از کشورهای دنيا می غرد . اين نوع از هواپيما را از روع توپ آن در زير دماغه می توان شناخت که طول آن از بقيه نوعها بزرگتر است . اصلی ترين هواپيمايی که بعدها جايگزين F-4E شد F-16  بود البته اين جايگزينی ها نشانه عدم توانايی F-4 ها نبود چون هنوز F-4 در بسياری از کشورها تنها سلاح رعب و وحشت برای دشمنانشان است .

    بنظر من هميشه F-4 می غرد  و دل آسمان را می شکافد و هيچگاه از آسمان محو نمی شود .

    F-4G مدل پيشرفته مدل E  است . اصلی ترين تفاوت ظاهری که در نوع G , E  می توان به چشم ديد بالای سکان عمودی مدل G  است که برجسته و طولی است مدل N  نيز که بسيار پيشرفته است توليد شد و در نيروی دريايی آمريکا مشغول خدمت گرديد . بعد از ان نيز نوع S .

    RF-4E برای کشورهای جهان مجموعا به تعداد ۱۳۰ فروند سفارش و توليد گشت که نقش بسزايی در تجسس و عکسبرداری برای اين کشورها داشته .

    نوع F اين جنگنده نيز منحصرا برای آلمان توليد و تحويل شد . نوع M  نيز منحصرا برای انگلستان توليد شد .

    فانتوم نوع S احتمالا آخرين نوع فانتومی بود که ساخته شد .

    اف ۴ های ایران

    پيش از انقلاب اسلامي، ايران در ميان كشورهاي خارجي (خارج از آمريكا) داراي بيشترين تعداد اف ـ۴ فانتوم بود. ايران اولين بار در سال ۱۹۶۷ خواستار خريد اف ـ۴ دي شد. از اين هواپيماها در چندين عمليات ناموفق عليه هواپيماهاي ميگ ـ۲۵ شوروي كه در قلمرو هوايي ايران جاسوسي مي كردند، استفاده شد. (بعدها با خريد هواپيماهاي اف ـ۱۴ و آزمايش موفقيت  آميز آنها در ارتفاعات بالا اين پروازهاي دست اندازانه شوروي قطع شد.) اولين عمليات موفقيت آميز اين هواپيماها در سال ۱۹۷۵ انجام شد؛ عملياتي كه بنا به درخواست سلطان نشين عمان و برضد شورشيان اين كشور انجام شد.
    پس از انقلاب و تحريم تسليحاتي ايران از سوي آمريكا، اين كشور از تحويل ۱۶ آراف ـ۱۴اي و ۳۱ اف ـ ۱۴اي به ايران سرباز زد و اين هواپيماها هرگز به ايران تحويل داده نشدند.

     

    ايران با وجود تحريم گسترده غرب توانست در جنگ اين هواپيماها را با اتكا به توان داخلي و تهيه قطعات موردنياز از كانال هايي به جز آمريكا در بهترين توان رزمي نگه دارد.
    در آغاز جنگ تحميلي بر ضد كشورمان در ۳۱ شهريور ۱۳۵۱ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰) نيروي هوايي ايران بيشترين نقش دفاعي و همزمان تهاجمي را عليه عراق داشت و بازوي پرتوان اين نيرو هواپيماهاي اف ـ۴ فانتوم بودند كه پيروزي هاي نيروي هوايي و نقش موثر آن تا حد زيادي به اين هواپيماها بستگي داشت. اين جنگنده بمب افكن كاركشته افسانه اي بدون شك ستاره جنگ تحميلي بوده است. فانتوم تمام عمليات هاي محوله اعم از تك هاي سبك و بمباران هاي عمقي در خاك دشمن را به بهترين نحو انجام مي داد.
    اين هواپيماها از سوي متخصصان داخلي به اين قابليت دست يافته اند كه موشك هاي ضد راديويي كي اچ ـ۵۸ را به همراه سيستم كمكي هدف يابي حمل و شليك كنند، از ديگر موشك هايي كه به لطف اقدامات متخصصان داخلي توسط اف ـ۴ حمل و شليك مي شوند مي توان به آرـ۷۳ و پي ال ـ۷ كه موشك هاي كوتاه برد هوا به هوا هستند، اشاره كرد. از ديگر اقدامات متخصصان داخلي مي توان دوبرابر كردن برد رادار
    اي پي كيو ـ۱۲۰ و اضافه كردن سيستم خودكار هدف ياب به اين جنگنده بمب افكن اشاره كرد.

    »«