جنگنده عمود پرواز آلمان نازی

 

Focke-wulf VTOL

 

پروژه فوکه ولف "وی تی او ال":

اطلاعات کمی راجع به پروژه هواپیمای نشست و برخاست عمودی در آلمان نازی افشا شده است.بدنه یکپارچه هواپیما بصورت یک بال آئرودینامیک میباشد و دو موتور بزرگ در مرکز آن قرار دارند.موتورها در دو جهت متفاوت گردش میکنند که باعث خنثی شدن مشکلات مربوط به گشتاور میشود.در سرعت پایین کنترل هواپیما توسط تغییر توان موتورها حاصل می گردد.توان هواپیما توسط موتور توربوجت بدون نامی بدست می آید و نیروی جلوبرندگی با خروج گازهای اگزوست از طریق نازلهایی در دو طرف بدنه تامین میگردد.ارابه فرود خیلی ساده است و شامل دو ارابه اصلی در طرفین مرکز هواپیما و یک چرخ کوچک در ناحیه دم میباشد.یک سکان تکی به کنترل ثبات در سرعتهای بالا کمک می کند.تنها خلبان آن در کاکپیتی که از بدنه هواپیما جلوتر قرار گرفته مینشیند.طرح این هواپیما که 63 سال پیش بدون کامپیوتر و نرم افزار تهیه شده است هنوز هم مایه تعجب و تحسین مهندسین است.درس ارزشمندی که در این طرح نهفته است" قدرت اراده" میباشد.

منبع:www.luft46.com گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

 

Focke-wulf VTOL Project:

Very little is known about this VTOL (Vertical Takeoff and Landing) project. The entire aircraft had a aerofoil section, and there were two huge propellers located in the center of the aircraft. They rotated in opposite directions, thus canceling out torque problems. At low speeds, control was achieved by varying power to each propeller. Power was to be provided by an unnamed turbojet, and forward propulsion was brought about by sending exhaust through a nozzle located on both trailing edges. The landing gear was very simple, consisting of two main gear legs on either side of the center propellers, and a small tail wheel. A single fin and rudder was provided to help with lateral stability at higher speeds. The single pilot sat in a cockpit nacelle that protruded from the front of the aerofoil section fuselage. The designing which provided 63 year ago without computer and software,is still surprising and applausive for enginners.The valuable lesson ,hidden in this design is "Intention Power".


 Source:www.luft46.com BY:Alireza Sadeghi

شرکت سوخو

 

"سوخو" سازنده بزرگ جنگنده های نظامی روسی میباشد که در سال 1939 توسط "پاول سوخو" بعنوان دفتر طراحی سوخو پایه گذاری شد و شامل دفتر طراحی سوخو در مسکو -مجتمع تولیدات هوایی کومسومولسک و مجتمع هوایی ایرکوتسک میباشد.اداره مرکزی سوخو در مسکو قرار دارد."فاین مکانیکا" 25 درصد باضافه یک سهم از سوخو را مالک میباشد.دولت روسیه قصد دارد که شرکتهای سوخو-میگویان-ایلیوشین-ایرکوت-توپولف و یاکولف را در هم ادغام کرده و "شرکت متحد هواپیما سازی" را تاسیس کند.هواپیماهای تهاجمی و جنگنده سوخو به کشورهای ارمنستان-هند-چین-لهستان-چک-اسلوواکیا-مجارستان-گرجستان-آلمان-سوریه-الجزایر-کره شمالی-ویتنام-مالزی-افغانستان-یمن-مصر-لیبی-ایران-آنگولا-اتیوپی-پرو-اریتره و اندونزی ارسال شده اند.ونزوئلا نیز قراردادی را جهت خرید 30 فروند جت جنگنده سوخو-30 در جولای 2006 امضا کرده است.مجموعا بیش از 2000 هواپیمای سوخو تحت قراردادهای صادرات به کشورهای خارجی فرستاده شده اند.با ارائه مدلهای سوخو-26و29و31 شرکت سوخو یکی از سردمداران تولید هواپیماهای آئروباتیک میباشد.در 4 اوت 2006 آمریکا بخاطر تامین محصولات مورد نیاز ایران این شرکت را مورد تحریم قرار داد.در حال حاضر شرکت سوخو از انجام معامله با دولت فدرال آمریکا ممنوع است.در 26 سپتامبر 2007 روسیه نخستین جت منطقه ای تجاری مدرن خود را که دارای 78 تا 89 صندلی میباشد ارائه داد که توسط شرکت سوخو ساخته میشود و در "کومسومولسک" پرده برداری گردید.

منبع:ویکیپدیا گردآوری و ترجمه:علیرضا صادقی

http://airtoair.blogfa.com/

 

Sukhoi company:

Sukhoi (Сухой) is a major Russian military fighter aircraft manufacturer. Founded by Pavel Sukhoi in 1939 as the Sukhoi Design Bureau.It is comprised of the JSC Sukhoi Design Bureau located in Moscow, the Novosibirsk Aviation Production Association (NAPO), the Aviation Production Komsomolsk-on-amur Association (KnAAPO) and Irkutsk Aviation. Sukhoi is headquartered in Moscow. Finmeccanica owns 25% + 1 share of Sukhoi's civil division. The Russian government is planning to merge Sukhoi with Mikoyan,Ilyushin,Irkut, Tupolev, and Yakolev as a new company named United Aircraft Building Corporation .Sukhoi attack or fighter aircrafts were supplied to Armenia,India, China,Poland, the Czech republic, Slovakia, Hungary, Georgia, Germany, Syria, Algeria,North Korea, Vietnam,Malaysia, Afghanistan,Yemen,Egypt, Libya, Iran,Angola, Ethiopia,Peru,Eritrea, and Indonesia. Venezuela signed contracts for the purchase of 30 Su-30 fighter jets in July 2006. A total of more than 2000 Sukhoi aircraft were supplied to foreign countries on export contracts. With its Su-26,Su-29 and Su-31 models Sukhoi is also one of the leading manufacturers of aerobatic aircraft.On August 4,2006 the Us State Department imposed sanctions on Sukhoi for allegedly supplying Iran. Sukhoi is now prohibited from doing business with the United States Federal Gavernment.

Russia launched on September 26,2007, its first modern commercial regional airliner -- the Superjet, a 78 to 98 seater, built by Sukhoi. It was unveiled at Komsomolsk-on-Amur.

Source:Wikipedia BY:Alireza Sadeghi


http://airtoair.blogfa.com/

آرشیو مقالات هوانوردی

 

 

فانتوم های ایرانی

موشك هاي هوا به هواي موجود در نیروی هوایی ایران

توضیحات کلی درباره Su-24 Fencer و فنسترهای ایرانی

مقاله ای جامع و تحلیلی در مورد نیروی هوایی ایران تام کوپر ویلیام دولین

 

پرنده های X

پرنده ها X نسخه های آزمایشی از تکنولوژِی های پیشرو در عرصه هوا فضای ایالات متحده میباشند
که به بررسی کلی آنها میپردازیم:

مشخصه : X-1
شرکت سازنده : BELL AIR CARFT
طول دوره آزمایش: 1951~1946
ماموریت : پرواز سریعتر از صوت
توضیحات : نخستین هواپیمای با سرنشین که توانست سریعتر از صوت پرواز کند(14 اکتبر 1947 )


مشخصه : X-1A/B/C/D
شرکت سازنده : BELL AIR CARFT
طول دوره آزمایش: 1958~1951
ماموریت : پژوهش در پدیده های آیرودینامیکی در سرعتهای فراتر از 2 ماخ
توضیحات : محدوده پروازی در نتیجه آزمایشات آنها به 2/44 ماخ رسید


 
 

مشخصه : X-1E
شرکت سازنده : BELL AIR CARFT
طول دوره آزمایش: 1958~1955
ماموریت : سنجش عملکرد بالهای نازک
توضیحات : نخستین پرواز زیر صوت با بالهایی با ضخامت 4 درصد وتر


 


مشخصه : X-2
شرکت سازنده : BELL AIR CARFT
طول دوره آزمایش: 1956~1952
ماموریت :گسترش محدوده پرواز با بالهای رو به عقب و پژوهشهای انتقال حرارت آیرودینامیکی
توضیحات : پیشرو در استفاده از الیاژ های فولاد و نخستین در اکتشافات نواحی پر اصطکاک ایرو دینامیکی در محدوده 2.5 ماخ


 


مشخصه : X-3 STILLETO
شرکت سازنده : DOUGLAS AIR CARFT
طول دوره آزمایش: 1956~1954
ماموریت : پژوهش در پدیده های سرعتهای بالا تحمل 2 ماخ
توضیحات :با توجه به پایین بودن توان موتور کارایی مورد انتظار بدست نیامد

 

 



مشخصه : X-4 BANTAM
شرکت سازنده : NORTHROP AIR CARFT
طول دوره آزمایش: 1953~1950
ماموریت : سنجش پیکر بندی با دم ناقص در سرعتهای گذر صوت
توضیحات : اثبات شد که بالهای رو به عقب و دم ناقص برای پرواز های گذر صوت مناسب نمیباشند

 


 
 


مشخصه : X-5
شرکت سازنده : BELL AIR CARFT
طول دوره آزمایش: 1955~1952
ماموریت : پژوهش در زمینه ایرودینامیک هندسه متغییر در بالهای که میتواند بین 20 تا 60 درجه به عقب متمایل شوند
توضیحات : این طرح براساس طرح غنیمتی مسر اشمیت P.1101 که به طراحی F111 و F14 انجامید

 
 


ماهنامه صنایع هوایی شماره 107 سال 1379


X-32 - Joint Strike Fighter JSF



در ادامه معرفی مدلهای آزمایشی X به مدل نام آشنایی Boeing X-32 رسیدیم که این هواپیما توسط کمپانی هواپیما سازی بوئینگ برای احتیاجات نیروی هوای ایلات متحده طراحی شد .
نیروی هوایی احتیاج خودش رو جهت داشتن یک هواپیمای ارزان قیمت با قابلیت نشست و برخاست معمولی conventional takeoff and landing CTOL
برای جانشینی هواپیماهای F16 و A10 خود جهت تکمیل عملیات پروازی با F22 به اعداد 1763 فروند اعلام کرد که بویئنگ برای این منظور جنگنده ای با قابلیت های ذکر شده یعنی نشست و برخاست معمولی و هزینه نگهداری کم بعلاوه اصلاحاتی جهت انجام بهتر عملیات ها معرفی کرد . که دارای خواص زیر بود :
وزن این هواپیما در کلاس 22000 پوند
36 فوت پهنای بال و 45 فوت طول بدنه
قابلیت حمل و نصب مهمات داخلی و خارجی
قابلیت مافوق صوت و اجرای عملیات چند گانه



همچنین نیروی دریایی ایالات متحده به دنبال هواپیمایی با قابلیت حمل تسلیحاتی بالا و ناو نشین برای تکمیل F/A-18E/F Super Hornet بود که برای حمله مطمئن و بازماندن درو روزهای اول جنگ طراحی شده باشد را به تعداد 480 فروند سفارش داد . بوئینگ برای این منظور هواپیمای عملیات مشترک با قابلیت های رسیدن به سرعت کم و ساختار بدنه محکم تر لندینگ گیر یا ارابه فرود مستحکم و داشتن طرحی برای استفاده از غلاف کاتابولت برای پرتاب از روی ناو هواپیمابر را نیز داشته باشد ارائه داد که در کلاس زیر بود :
وزن این هواپیما در کلاس 24000 پوند
بعلاوه قابلیت های ذکر شده در بالا



تفنگداران دریایی ایالات متحده نیز درخاست خود را برای خرید هواپیمای دارای قابلیت های عمود پرواز و قابلیت بلند شدن از باند با طول کم short takeoff and vertical landing STOVL را برای جانشینی هواپیماهای قدیمی AV-8B Harrier and F/A-18 Hornet ارائه داد که باید بتوانند تمامی قابلیت های عمود پرواز مورد نیاز این نیرو را در قرن بیست یکم جبران کند . همچنین نیروی دریایی و هوایی سلتنطی انگلستان نیز اعلام کرد که به هواپیماهای جدید عمود پرواز برای جانشینی Sea Harrier و GR.7 نیاز دارد که در مجموع نیاز سپاه تفنگداران دریایی آمریکا به تعداد 609 فروند و نیروی دریایی سلطتنی انگستان به تعداد 60 فروند همچنین نیروی هوایی نیز به تعداد 90فروند در خواست کردند که بوئینگ برای این منظور نیز هواپیمایی با قابلیت عملیات مشترک JSF
با قابلیت عمود پرواز را در این کلاس معرفی کرد
وزن خالی 22000 هزار پوند
پهنای بال 30 فوت
قابلیت حمل و نصب مهمات داخلی و خارجی
قابلیت مافوق صوت و اجرای عملیات چند گانه



هرکدام از مدلهای درخواستی بعنوان عملیات خاصی در نظر گرفته شده بودند که در کل باعث کاهش قیمت محصولات متفاوت میشد و بوئیگ تا 80 درصد موارد مورد نیاز درخواستی را قبول کرد


X-32 تکنولوژِی


این هواپیمای جنگنده در دو مدل X32A و X32B طراحی شد که در امکان تغییر بردار رانش در نظر گرفته شد تا هردو قابلیت عمود پرواز و نشست برخواست سریع را بوجود آورد و این کار به سادگی با استفاده از بلوک کننده جریان خروجی و دو نازل تغییر جریان خروجی به سمت زمین میسر شد که با افزایش فشار به موتور و تولید توان بیشتر باعث ایجاد نیروی برآی عمودی و برخاستن از زمین شد . تکنولوژی های بکار رفته در خط طراحی از ساخت خود هواپیما جابتر بود بطوری که در این پروژه دوباره کاری وجود نداشت که خط طراحی بوئینگ اون رو مدیون تکنیک های پیشرفته طراحی مدلهای 3 بعدی و استفاده از تکنیک های دنیای مجازی بعلاوه شبیه سازی های دیجیتالی بود که باعث هزینه کمتر در استفاده از ابزار های واقعی شد که طی آن کاهش 50 درصدی ساعت کار نیروی انسانی به نسبت کار برروی هواپیماهای تکمیل شده قبلی شد.
در هنگام مونتاژ نهایی این پروژه اوپراتورای مکانیک از طراحی های کامپیوتری بجای کاغذ استفاده کردند مهندسان بدون مسافرت و در مکان های کاری خود با استفاده از هماهنگی مجازی با استفاده از اتصال ویدئو یی بین دو شهر سنت لویس در ایالت میسوری و تولسا در اوکلاهما بصورت رشته ای با کارخانه اصلی
شروع کردند!
بوئینگ مراحل تست اویونیک پیشرفته این هواپیما را بر اساس تغییر برد اویونیک هواپیمای تجاری بوئینگ 737-200 شروع کرد که اینکار با کمک لابراتوار پروازی بوئینگ و تست برروی آن جهت کاهش هزینه ریسک پرواز ارزیابی توانایی آن قبل از نصب برروی JSF صورت گرفت!
همچنین بوئینگ نصب رادار و امکانات کم پیدایی و نامرئی بودن از دید رادار را به آن اضافه کرد .
بوئینگ نمایش داد که چگونه میتوان با استفاده از خطوط تولید در هر جایی بوطر هماهنگ یک محصول را طراحی و تکمیل کردکه به گفته خودشان آنرا (طراحی در هرجا ساخت در هر جا ) گفتند . تیم ساخت X32 از تمامی تکنولوژی های و ابزار های پیشرفته در ساخت در مونتاژ و طراحی به همراه استفاده از فناوری های بالغ و تکمیل شده آینده استفاده کردند چون این هواپیما در نسخه تولید فناوری تکمیل میشد و داده های بدست آمده از تولید آن از خود محصول مهمتر بود! سرانجام بوئینگ 4 گونه از این هواپیما را طبق سفارش نیروی هوایی دریایی و سپاه تفنگداران آمریکا همچنین نیروی هوایی و دریایی سلطنتی انگلستان جهت انجام آزمایشات پروازی و شبیه سازی کامل در ماموریت های در نظر گرفته شده آماده کرد .

مشخصات فنی :

تک سرنشینه
طول بدنه : 15.47 متر
پهنای بال : 10.97 متر
ارتفاع : 5.28 متر
حداکثر وزن هنگام برخاست :17,200 kg
موتور : 1× Pratt & Whitney F135 afterburning turbofan
توان تولید نیروی موتوربدون پس سوز : 117 kN
توان تولید نیرو با پس سوز : 155.7 کیلونیوتن
ماکزیمم سرعت : 1931 کیلومتر برساعت یا 1.6 ماخ در ارتفاعات
محدوده پروازی برای USAF : کیلومتر 1575 و 850 نایتیکال مایل
محدوده پروازی برای United States Navy : کیلومتر 1350 و 750 نایتیکال مایل
محدوده پروازی برای USMC/RN : کیلومتر 1100 و 594 نایتیکال مایل

مهمات قابل حمل :
توپ 20 میلیمتری M61A2 یا توپ27 میلیمتری Mauser BK-27
داخلی :6 موشک آمرام در داخل بدنه یا 2 موشک آمرام و دو مکان برای نصب 900 کیلوگرم مهمات و بمب های هدایت شونده روی هرکدام
خارجی : تا حدود 6800 کیلوگرم انواع بمب های هدایت شونده .ضد رادار .هوا به سطح و مخازن اضافی سوخت

تصاویری از این هواپیما :


و

و


X PLANE Lockheed Martin/NASA X-33

پروژه های ایکس شامل برنامه های تهیه شاتلها یا مدارگردهای جدید نیز میشود X-33 جزء یکی از همین طرحهاست توسط لاکهید مارتین و ناسا ساخت اون پیگیری میشود.




لاکهید مارتین اسکانک ورک و ناسا در ژوئیه 1996 قراردادی برای ساخت و آزمایش مدل پروازیX-33 به امضاء رساندند طبق این توافق مدل ساخته شده در ابعاد یک دوم جهت انجام آزمایشات مداری پیمایی یک مرحله ای با قابلیت استفاده دوباره ساخته شد .
این وسیله با راکت متصل به بدنه اش به مدار رسیده و سپس بدون استفاده از نیروی پیشران مانند یک هواسر (گلایدر) به سوی زمین باز میگردد و از سیستمهای متداول فرود مشابه شاتل استفاده میکند .
X-33 هنوز در دست ساخت است و مسئولان در نظر دارند تا مدل بزرگ و برآزایی از X-33 را به یک سایت مخصوص پرتاب در شمال پایگاه ادواردز منتقل کنند آزمایشهای پروازی در مدار پایینتر بزودی آغاز خواهد شد .
اجزای حساس و بحرانی در طراحی شامل مخزن اکسیژن مایع و دو مخزن هیدروژن مایع به عنوان بخشی از سازه هواپیما (بزرگترین مخزن LH2ساخته شده از مواد مرکب تا کنون ) می باشد . یکی دیگر از این اجزا نوآوری تازه ای به نام راکت موتور خطیXRS-2200 میباشد که توسط بخش راکت داین شرکت بوئینگ ساخته شده است و در دست تکمیل است . بر خلاف راکتهای معمول که گازهای حاصل احتراق خروجی درون یک نازل تاقوسی شکل انبساط مییابند در این نوع راکتها گازهای داغ خروجی بر سطح شیب داری انبساط یافته و به فشار اتمسفر کاهش میابد . مشکلات تولید آلیاژی از فلز مس که در ساخت این سطح شیبدار V شکل مورد استفاده قرار گرفته است موجب به تاخیر افتادن ساخت این راکت شده است !



و


راکت داین به لاکهید مارتین اطمینان داده است که به موقع صلاحیت پروازی این راکتها را دریافت نماید تا هنگام تحویل موتورها اسکانک ورک تصمیم دارد تا آزمایشات پیش از پرواز را روی سازه بدنه و سایت پرتابیش را آغاز کند و در این آزمایشها . بجای موتورها از جرمهای شبیه سازی شده استفاده کند.
ساخت 1309 آلیاز اینکونل تیتانیوم که سیستم حفاظتی حرارتی را تشکیل میدهد و همچنین 17 روکش مجزا در صفحات ترکیبی برای سطوح انحنای بدنه توسط بی اف گودریچ در حال انجام است سیستم آلات دقیق پروازی و ریز سیستمهای مکانیکی با ریسک پذیری بالا توسط الاید سیگنال ساخته میشود . پنج کخزن هیلیم ساخت ایروجت جنکورپ برای سیستم کنترل احتراق ساخته و تحویل داده شده است . با توجه به احتمال موفقیت آزمایشهای X-33 لاکهید مارتین تصمیم به آغاز سرمایه گذاری تجاری برای ساخت اولین مدار =یمای واقعی با نام Venture Star در سال 2001 گرفته است.





جزییات فنی طرح :
X-33 طول بدنه : 21.05 متر
VentureStar طول بدنه : 38.75 متر
ارتفاع : 6.76 متر
پهنای بال : 198 m2
وزن خالص : 28,440 کیلوگرم
ماکزیمم وزن هنگام برخواست :123,965 کیلوگرم برای X-33
ماکزیمم وزن هنگام براخواست : 991,550 کیلوگرم برای Venture Star
سوخت هیدروژن مایع : 81,645 کیلوگرم
سوخت اکسیژن مایع : 13,605 کیلوگرم
X-33 از دو موتور خطیXRS-2200 linear aerospike rocket engines با قدرت 1,823 کیلونیوتن بروی سطح دریا و 2,384 کیلونیوتن در خلاء استفاه میکند
VentureStar از 7 موتور خطی RS-2200 linear aerospike rocket engines با قدرت 13,420 کیلونیوتن برروی سطح دریا و 15,414 کیلونیوتن در خلاء بهره میبرد
سرعت : 15 ماخ معادل 17,690 کیلومتر بر ساعت !
X-33 برای ارتفاع 250,000 پایی در نظر گرفته شده است و VentureStar بصورت مدار گرد



و
 



http://airtoair.blogfa.com/
www.aerospaceweb.org

مقاله ای جامع و تحلیلی در مورد نیروی هوایی ایران تام کوپر و لیام دولین   

مقاله ای جامع و تحلیلی در مورد نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران IRIAF


به قلم: تام کوپر و لیام دولین      مترجم: آرمان سیداحمدی        منبع: مجله Combat Aircraft


مقدمه مترجم: تام کوپر نویسنده و محقق اتریشی یکی از معدود صاحب نظران هوانوردی نظامی غرب است که در مورد نیروی هوایی ایران و هواپیماهای در حال خدمت در این نیرو تا کنون مقالات و حتی کتاب های زیادی را به رشته تحریر در آورده است. در وضعیت فعلی منطقه و بحران های اخیر که خاورمیانه با آن روبروست، نگاه تمام جهانیان به کشور ایران دوخته شده است زیرا کشور دیگری موقعیت ژئوپلیتیکی و اهمیت اقتصادی و نظامی را که کشور ما در منطقه داراست ندارد. مسئله قدرت اتمی ایران و پافشاری سران کشورمان بر احقاق حقوق مسلم ایران در دارا بودن فناوری هسته ای برای مقاصد صلح آمیز موجب شده است تا توجه کشورهای مختلف دنیا به قوای نظامی ایران و بررسی امکان درگیری نظامی بین ایران و کشورهایی نظیر آمریکا و دولت های اروپایی معطوف شود. مقاله ای که در ادامه خواهید خواند، به تحلیل توانایی های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران می پردازد و اهمیت وجود این نیرو در دفاع از کشورمان به عنوان تنها عامل بازدارنده و دفاعی در مقابل دشمن احتمالی را بررسی می نماید. لازم به ذکر است که ترجمه این اثر نماینده مطابقت عقاید نویسنده با نظر مترجم و تایید یا رد مسائل نیست و این مقاله صرفاً بازتاب افکار و ایده های نویسنده این مطلب می باشد.

 

رویارویی های اخیر ایران و غرب

آیا آمریکا و متحدانش هیچ گاه وارد مواجهه نظامی با ایران خواهند شد؟ این سوالی است که در ذهن بسیاری افراد شکل گرفته است. کاری به درستی یا نادرستی این امکان نداریم، ولی ظاهراً شواهد گواه بر این مدعاست که توانایی های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران - IRIAF بسیار بیشتر از آن است که کارشناسان نظامی غربی پیش بینی کرده اند. در حالی که توجه عموم در دنیا به سمت وقایع خشونت آمیز در عراق و جنبه های مختلف «جنگ علیه تروریسم» جلب شده است، تنش های مرتبط با ایران نیز در حال افزایش است. به دنبال اشغال عراق در تابستان سال 2003، عملیات هوایی بسیاری اطراف ایران صورت گرفته است. بخش بزرگی از رویارویی های هواپیماهای ایرانی با جنگنده های آمریکایی بر فراز خلیج فارس صورت گرفته، در حالی که جنگنده های دو طرف به دفعات در طول مرزهای عراق و افغانستان با هم ملاقات کرده اند.

موقعیتی سخت و پیچیده برای هر دو سو

در زمان تهاجم به عراق در مارس و آوریل سال 2003، جنگنده های فانتوم II نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران دائماً به انجام ماموریت های گشت هوایی CAP در مناطق نزدیک به دزفول و سنندج در منطقه کردستان می پرداختند به طوری که این گشت ها در تمام طول روز ادامه داشت. تا پاییز سال 2003 که به تدریج تنش ها میان ایران و آمریکا رو به افزایش می گذاشت، کم کم بر تعداد و اندازه فرمیشن های هواپیماهای پروازی ایران نیز افزوده شد. در نوامبر سال 2003 یک فروند هواپیمای آواکس E-3 Sentry متعلق به نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا که در حال انجام گشت هوایی نزدیک مرز عراق بود تعداد شانزده فروند هواپیمای F-14 Tomcat نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران را در حال پرواز در ارتفاع سی هزار پایی و در داخل حریم هوایی ایران نزدیک شهر دزفول در یک آرایش پروازی واحد شناسایی کرد. همین فرمیشن تامکت های ایرانی تا زمانی که تامکت ها نواحی مرزی را به مقصد شرق کشور ترک گفتند، به مدت بیست دقیقه تعقیب شد. از سال 1997 که یک فرمیشن نه فروندی تامکت ها بر فراز خلیج فارس توسط نیروی دریایی آمریکا شناسایی شد، این بزرگترین و پر تعداد ترین گروه پروازی F-14 های ایرانی بود که توسط ارتش آمریکا ردیابی می شد.

در سال 2005 نیز نه فقط F-4 فانتوم II های ایرانی، بلکه تعدادی سوخوهای Su-24MK فنسر و میراژهای F1BQ و F1EQ و حتی میگ های MiG-29A نیز در محدوده خلیج فارس توسط F-14 ها و F/A-18 های نیروی دریایی آمریکا دیده شدند. گشت های هوایی مکرر ایران در مرزهای عراق و پرواز هواپیماهای آمریکایی در حاشیه حریم هوایی ایران و حتی گاهی در داخل آن باعث بروز تنش هایی شد. با بروز این مشکلات سرانجام در ژانویه 2004 توافق هایی شفاهی و تنها در حد گفته هایی بین دو طرف صورت گرفت. به موجب این توافقات، دو طرف متعهد شدند که تحت هیچ شرایطی به هواپیماهای یکدیگر شلیک ننمایند. بنا بر گزارشات از آن زمان به بعد ارتش آمریکا از تعقیب و ردیابی سایه به سایه هواپیماهای گشتی ایرانی دست کشید، اما آن پرواز ها به همان منوال ادامه یافت و هواپیماهای ایرانی پس آن زمان نیز گاه و بیگاه بر روی رادارهای هوایی و زمینی آمریکا ظاهر می شدند. در ابتدای سال 2005، موقعیت باز هم تغییر کرد، و این تغییر اساساً به دلیل تردیدهای غرب در تحلیل توانایی های نظامی ایران صورت پذیرفت. در سال های 1980 و 1990 آمریکایی ها به اطلاعاتی که از سوی تعداد بسیاری از پرسنل ایرانی نیروهای مختلف که از زمان رخداد انقلاب در ایران به کشورهای غربی و خصوصاً آمریکا مهاجرت کرده بودند، دلخوش بودند، اما حالا شرایط تغییر کرده بود چرا که نه تجهیزات نظامی حال ایران با زمان قبل از انقلاب مطابقت داشت و نه افراد مشابهی زمام امور را در دست داشتند. همین مسئله باعث شد که آمریکا از جمع آوری اطلاعات در مورد قوای نظامی ایران از طریق منابع و مراجع انسانی دست کشیده و به نیروهای «ماشینی» رو بیاورد. امروزه جمع آوری اطلاعات و خبرگیری آمریکا شدیداً به رادارهای تجسسی، ماهواره ها و هواپیماهای جاسوسی بلند پرواز بستگی دارد. این مسئله موجب شد تا انبوه اطلاعات جدید به دست آمریکا بیفتد اما در عین حال به همان اندازه ارزیابی اهداف دولت ایران و توانایی های نیروهای نظامی ایران نیز برای آمریکا مشکل گردید.

اما مشکلات به همین پایان نیافت، چرا که غرب به شدت در پی بردن به چگونگی توسعه بخش نظامی و دفاعی کشور ایران ناتوان می نمود. بیشتر کارشناسان غربی هنوز هم پیش بینی ها و تحقیقات خود را در مورد قوای نظامی ایران بر پایه ی اطلاعات بیست سال قبل قرار داده اند که همین مسئله باعث به وجود آمدن تصورات غلط و پیش بینی های نابجایی شده است. برای مثال بیشتر غربی ها بر این باورند که تجهیزات نظامی که در سال های 1970 از آمریکا توسط رژیم قبلی حاکم بر ایران خریداری شده بود امروزه غیر قابل استفاده هستند در حالی که حقیقت چیز دیگریست. تصویری که از قوای نظامی ایران در ذهن غرب نقش بسته است به آرامی در حال تغییر است، بدین معنی که آمریکا و کشورهای عضو پیمان ناتو هنوز هم F-14 های ایران را در لیست تهدید های بالقوه قرار داده اند، هر چند که بسیاری از آنان بر این باورند که تعداد F-14 های قابل پرواز ایران از تعداد انگشتان دست فراتر نمی رود. بسیاری از آنان متقاعد شده اند که رادارهای AN/AWG-9 هواپیماهای تامکت ایرانی به دلیل عدم تامین قطعه های یدکی از کار افتاده اند و کلیه موشک های فینیکس موجود در انبارهای نظامی ایران نیز از همین نظر غیر قابل استفاده می نمایند. با همه این مسائل، غرب هنوز هم در مورد اینکه آیا ایران می تواند در صورت وقوع یک جنگ واقعی تجهیزات نظامی آمریکایی را به طور موثر به خدمت بگیرد یا خیر در شک و تردید است، به خصوص در مورد رادارهای AN/AWG-9 نگرانی های بسیاری وجود دارد. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که کارشناسان نظامی غرب در مورد ایران مرتکب شده اند این است که آنان در طی چند سال گذشته نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران-IRIAF را یک نیروی «مرده» فرض کرده اند و به طور کلی قابلیت های این نیرو را نادیده گرفته اند. با این وصف نه تنها نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران-IRIAF یک نیروی کاملاً فعال است، بلکه باید اعتراف کرد که ابعاد تمرینی و تربیتی نیروهای انسانی این بخش نیز بسیار گسترده است. موج بزرگ فعالیت های اخیر نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران این واکنشهای شدیدی را در غرب برانگیخته است و به تدریج این ذهنیت که نیروی هوایی ایران به دلیل ناتوانی در نگهداری جنگنده هایش در حال بازنشسته و اوراق کردن هواپیماهای نیروی هوایی است را از بین برده است.

 

 

 

طوفان در فنجان چای

منابع نظامی آمریکا و بریتانیا مخصوصاً در صدد آزمایش واکنش ایران نسبت به عملیاتی که می خواستند به انجام برسانند برآمده اند. بر پایه آنچه نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران تا کنون انجام داده است، این دو کشور بر این عقیده اند که ایران آخرین حد قدرت دفاعی خود را به نمایش گذاشته است و به دلیل ضعف شدید شبکه راداری این کشور، تعقیب و گریز های بین هواپیماهای ایرانی و آمریکایی تا کنون برای ایران بدون ثمر بوده است. بیشتر منابع غربی به مثال هایی مانند ورود بی اجازه یک فروند هواپیمای آمریکایی در پاییز سال 2005 به حریم هوایی ایران اشاره می کنند. یک هواپیمای تانکر سوخت رسان KC-135 آمریکایی در نوامبر سال 2005 اشتباهاً وارد مرزهای هوایی ایران شد و حدود چهل دقیقه را نیز در آسمان ایران بدون هیچ مزاحمتی سپری کرT به گفته این منابع این مسئله نشان از ضعف شدید قدرت رهگیری هوایی ایران را دارد؛ البته بهتر است بدانیم که این منابع توافقات شفاهی را که دو طرف را ملزم به عدم شلیک به هواپیماهای یکدیگر می کرد را از یاد برده اند. شاید به سخن دیگر ایران «نخواسته» است که هواپیماهای آمریکایی را که بدون اجازه وارد حریم هوایی این کشور می شدند هدف قرار دهد. البته منابع ایرانی این گفته ها را نه تصدیق می کنند و نه رد می نمایند. آن ها به طور سربسته به این واقعیت ها معترفند که بهترین کنترل را بر حریم هوای خود ندارند، رادارهای زمینی شان به زحمت می تواند برخی مناطق ایران را پوشش دهد، شبکه ارتباطی شان کامل و کافی نیست و فرماندهی آن ها در برخی نقاط حساس به بهترین وجه ممکن صورت نمی پذیرد؛ اما همین منابع به شدت بر این مسئله پافشاری می کنند که جنگنده های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران-IRIAF اخیراً به طور کامل ارتقا یافته و اورهال شده و از بهترین سرویس های ممکن گذشته اند و در حال حاضر در بهترین شرایط موجود عملیاتی به سر می برند. یکی از جالبترین مسئله های قابل توجه این است که IRIAF گشت های مکرر هواپیماهای آمریکایی را در مرزهای خود را یک تمرین به موقع و البته منبع مطئمنی برای جمع آوری اطلاعات در مورد هواپیماهای آمریکایی و توانایی های آن ها قلمداد کرده است!

بر خلاف سال 2003 که گزارش های متعددی از روئیت تامکت های ایرانی توسط خلبان های آمریکایی رسیده بود، آن دسته از خلبانان نیروی دریایی آمریکا که بیشتر در خلیج فارس به گشت می پردازند به ندرت درباره وجود تامکت در آن منطقه سخن گفته اند. در عوض، بیشتر همین خلبانان با هواپیماهای F-4E ،Su-24MK و میراژ F1EQ متعلق به نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران ملاقات هایی مکرر داشته اند. گزارشهای معدودی هم از روئیت تامکت های ایرانی در آن منطقه ثبت شده است، اما بیشتر این تامکت ها هنگامی سر راه سبز شده اند که خلبانان آمریکایی به خود جرات نفوذ عمیق تر در حریم هوایی ایران را داده اند. به نظر می رسد همین مسئله یکی از دلایلی بوده است که ارتش آمریکا تامکت های ایرانی را بلااستفاده دانسته است. اما از سوی دیگر ایرانیان اعلام می کنند که غیاب تامکت ها، به علت حفظ این قدرت بزرگ رهگیری هوایی ایران برای مواقع ضروری تر و البته حفظ اسرار مربوط به آنان است.

در شرایطی که تامکت های آماده در آشیانه هایشان خفته اند، دیگر جنگنده های IRIAF مرتباً در مرزهای ایران دیده می شوند. در تابستان سال 2005 سوخو Su-24 های بسیاری در حال عملیات بر فراز خلیج فارس مشاهده شدند که عمده این هواپیماهای بمب افکن مجهز به موشک های ضد کشتی چینی C802K-2 بودند. موشک C802K-2 یک موشک ضد کشتی مجهز به موتور توربوجت و دارای بردی معادل 120 کیلومتر می باشد که در شرایط کنونی تحت لیسانس چین در ایران با نام موشک «نور» تولید می شود. موشک نور و هواپیماهای Su-24 از بالقوه ترین و تهدیدآمیز ترین خطرات برای ناوها و ناوچه های آمریکایی و بریتانیایی در خلیج فارس به شمار می آیند. فانتوم های ایرانی هم که در آن ناحیه مشاهده شده اند بیشتر مسلح به موشک های AIM-7 Sparrow و AIM-9 Sidewinder بوده اند.

موشک اسپارو سوار بر فانتوم های ایرانی گواه این حقیقت است که رادارهای AN/APQ-120 هواپیماهای فانتوم ایرانی هنوز هم مشکلی برای شلیک این موشک ها ندارند و مشکل قطعات یدکی این رادارها ظاهراً حل شده است. این مسئله مهر تاییدی بر توانایی های بومی ایرانی است، چرا که بیشتر منابع غربی بر این باور بودند که فانتوم های ایرانی دیگر به دلیل مشکل قطعات یدکی رادار قادر به شلیک موشک های اسپارو نیستند. اگر وجود موشک های اسپارو زیر بال های فانتوم های ایرانی حقیقت داشته است، پس پرواز تامکت های ایرانی مسلح به موشک های کشنده فینیکس نیز نمی تواند دور از انتظار باشد. رویارویی بین هواپیماهای دو طرف اگرچه در بیشتر دفعات شامل مانورهای تهاجمی و جسورانه از هر دو طرف بوده است، اما همیشه با صلح و آرامش پایان یافته است. از یکی از این مواجه ها می توان به رویارویی یک فروند F-4E نیروی هوایی ایران که به وسیله یکی از جوانترین و جسورترین خلبانان ایرانی هدایت می شد و یک فروند F/A-18 نیروی دریایی آمریکا اشاره کرد که در طی این درگیری بدون قربانی، فانتوم ایرانی سعی کرد هواپیمای آمریکایی را به داخل خاک ایران کشانده و به یکی از سایت های پرتاب موشک های زمین به هوای SAM ایران نزدیک کند که البته این تلاش برای هواپیمای ایرانی ناموفق بود.

تربیت خلبانان ایرانی در روسیه

خلبانان ایرانی و آمریکایی، هر دو از چنین درگیری هایی ظاهری با اعتماد به نفص صحبت می کنند. اما آن دسته خلبانان ایرانی مسن تر نیروی هوایی که در آمریکا تحصیلات خلبانیشان را به پایان رسانده اند و دارند به دوران بازنشستگی نزدیک می شوند، با غرور و افتخار بیشتری از توانایی ها، مهارت ها و جسارت بیشتر نسل جدید خلبان های ایرانی سخن می گویند. هر واحد جنگنده-بمب افکن و جنگنده-رهگیر ایرانی سالانه حداقل در پنج تمرین عمده هوایی شرکت می جویند. به علاوه در تابستان سال 2003 و بار دیگر در سال 2004 گروهی متشکل از 31 خلبان ایرانی هواپیماهای میگ MiG-29 و Su-24 و تکنسین های زمینی به منظور شرکت در تمرینات زنده شلیک موشک به پایگاه هوایی کوبینکا در روسیه فرستاده شدند و در همین سال دو گروه دیگر نیز به پایگاه های دیگری سفر کردند.

مسکو بارها تلاش کرده است که از روابط در حال رشد ایران و روسیه به نفع خود بهره بجوید، اما ظاهراً در اثر مسائلی چون بحران چچن و مشکلاتی که در اثر ساخت نیروگاه اتمی بوشهر به وجود آمده است کمی به زحمت افتاده است. در سال 2003 روسها تعداد 22 فروند رهگیر میگ MiG-31 Foxhound دست دوم را همراه با ضمانت تامین قطعات یدکی این هواپیماها به مدت پنج سال و سرجمع به قیمت 470 میلیون دلار آمریکا برای فروش به ایران پیشنهاد دادند. به زودی سازمان سیا CIA نیروی هوایی آمریکا USAF را از خطر تصاحب رهگیر قدرتمند MiG-31BM آگاه کرد، چرا که زوج تامکت و فاکس هاوند می توانست برای هر کشوری کابوسی دهشتناک باشد. بنابراین قبل از اینکه ایران به پیشنهاد روسیه پاسخی بدهد، نیروی هوایی آمریکا درخواست خرید این تعداد رهگیر مدرن را به قیمتی بالاتر از آنچه که مسکو به تهران پیشنهاد کرده بود تسلیم روسیه کرد. جالب اینجاست که پنتاگون نمی خواست فقط مانع خرید میگ MiG-31 ها توسط ایران شود، بلکه خود نیز مایل بود که نگاهی به تکنولوژی این رهگیر توانمند بیندازد. خرید فاکس هاوند ها توسط آمریکا علی رغم آن بود که در سال های 1980 توسط جاسوسی به نام مستعار «دونالد» به اطلاعات ذیقیمتی از این جنگنده دست یافته بود و یک بار دیگر در سال 1997 که یک خلبان روسی به کشوری از جمهوری های استقلال یافته از شوروی سابق که دوست آمریکا به شما می آمد پناهنده شده و هواپیمای خود را نیز در اختیار آن ها قرار داده بود دانستنی های دیگری را درباره این جنگنده کشف کرده بود.

 

چندین بار دیگر روسیه درصدد فروش میگ MiG-29 های دیگر نیز به ایران شده بود اما ظاهراً غیر از تحویل سال 1990 هیچ میگ MiG-29 دیگری به ایران تحویل نشده است. با استناد بر گزارشات البته تایید نشده رسانه های روسی، 14 فروند هواپیمای میگ MiG-29 در سال 1990 توسط ایران خریداری شد، تعداد 20 فروند دیگر در سال 1991 به این مجوعه اضافه گردید و در بین سال های 1994-1993 هم 6 فروند دیگر به ایران تحویل شد. اگرچه نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران می کوشد که تعداد میگ 29 های فعال این نیرو را بیشتر از سال های قبل نشان دهد، اما ظاهراً هیچ مدرک تصویری که دال بر فعالیت و خدمت این چهل فروند میگ روسی باشد در دسترس نیست. به جرات می توان گفت که روابط ایران و روسیه در سال های اخیر به قدری گسترش یافته است که خرید تجهیزات نظامی روسی مانند موشک های پدافندی S-300 SA-10 Grumble و هلیکوپتر های میل Mi-8/17 توسط ایران دیگر از کشورهای استقلال یافته از شوروی انجام نمی پذیرد بلکه خریدها به طور بی واسطه از روسیه انجام می پذیرد. برای مثال ایران از سال 2003 سفارش خرید هلیکوپترهای میل Mi-17 را مسقیماً به شرکت Kazan Helicopters داده است و در دسامبر سال 2005 برای نخستین بار پس از سال 1990 سفارش تحویل تسلیحاتی چون سی دستگاه سامانه های پدافندی Tor-M1 SA-15 Gauntlet را تسلیم مسکو کرده است. با این وضع رشد نرخ خرید تسلیحات از روسیه توسط ایران تعداد افراد و کارشناسان روسی که احتمال خرید اسکادران های بزرگ Su-27 فلانکر و Su-30 را می دهند بسیار اندکند. اگر چه برخی مقامات نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران نسبت به خرید این جنگنده های مدرن از خود تمایل بسیاری نشان داده اند، اما حکومت اسلامی ایران ظاهراً علاقه چندانی به هرچه قدرتمندتر کردن IRIAF ندارد، چرا که هنوز هم وفاداری این نیرو نسبت به حکومت ایران ثابت نشده است. شاید اینکه به همراه هر تکنسین و خلبان ایرانی که به روسیه می رفت یک محافظ شخصی یا یک مامور امنیتی نیز فرستاده می شد تا از پناهندگی احتمالی یا ارتباطات ناخواسته جلوگیری کند، دلیلی بر همین تصور بود. در کنار این مسائل، به نظر می رسد ایران تمایل خود را برای خرید تسلیحاتی که احتمالاً در آینده نخواهد توانست در داخل کشور مونتاژ کند از دست داده است. مثال این موضوع عدم موفقیت در بدست آوردن لیسانس تولید موتورهای جنگنده های روسی است. همچنین، روسها نسبت به تحویل مدارک و راهنماهای کامل فنی تسلیحاتی که قبلاً به ایران فروخته اند بی میل عمل می کنند، و این چیزیست که شاید به مزاج ایرانیان خوش نیاید چرا که آن ها همیشه همراه تجهیزات نظامی آمریکایی که در دهه 1970 می خریدند راهنماهای کامل فنی را دریافت می داشتند.

نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر از زیربنایی نسبتاً توسعه یافته با توانایی پشتیبانی کامل فنی هواپیماهای ساخت آمریکا که در خدمت دارد برخوردار است. این زیربنای جدید زیرساخت قدیمی را که برپایه تکنولوژی کاملاً متفاوت و البته با هزینه های سرسام آور بنا شده بود تقریباً بی استفاده می سازد. در مورد هواپیماهای فلانکر هم باید گفت که هم فرمانده نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و هم دولت حاکم می دانند که سال ها طول خواهد کشید که روسیه جنگنده ی Su-27 ی مطابق شرایط آن ها بسازد و آن را با زیرساخت هوایی ایران هماهنگ سازد و خلبانانی را برای پرواز دادن این جنگنده ها تربیت کند. حتی اگر این امکانات همه و همه فراهم آیند باز هم هیچ تضمینی برای دفاع کامل از حریم هوایی ایران در برابر یک حمله شدید نیروی هوایی و نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا نیست.

 

روابط ایران با فرانسوی ها

روس ها تنها کسانی نبودند که در فروش تجهیزات نظامی به ایران تلاش می کردند. نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سال 2000 دست به آزمایش موشک های هوا به هوای R550 ماژیک ساخت فرانسه روی هواپیماهای میراژ F1EQ خود زده است. هواپیماهای میراژ F1EQ و F1BQ در سال 1991 با توافق بین دو کشور ایران و عراق برای جلوگیری از تخریب به وسیله نیروهای متحد از عراق به ایران فرستاده شدند. با کمک چندین خلبان پاکستانی و البته سه هواپیمای پر از قطعات یدکی میراژ ها که در همان زمان از عراق به ایران فرستاده شده بودند، نیروی هوایی هواپیماهای میراژ را در سال 1993 به خدمت خود در آورد. در ابتدا جنگنده های میراژ در پایگاه سوم شکاری نوژه نزدیک همدان مستقر شدند، اما به زودی به پایگاه جدید و تازه بازسازی شده مشهد یا پایگاه چهاردهم شکاری فرستاده شده و به خدمت صد و چهلمین گروه جنگنده های تاکتیکی در آمدند. علی رغم از دست رفتن یکی از میراژهای دو سرنشینه F1BQ نزدیک پایگاه مشهد در تابستان 2001 که به وسیله یک موشک دوش پرتاب قاچاقچی های افغانی مواد مخدر ساقط شده بود، بنا بر جدیدترین گزارشات بین 18 تا 20 فروند هواپیمای میراژ F1BQ و F1EQ در خدمت نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران می باشد. همانطوری که قبلاً گفته شد، هواپیماهای میراژ IRIAF نه تنها در مرزهای شرقی ایران فراوان دیده شده اند، بلکه نمونه های بسیاری از مشاهده آن ها بر فراز خلیج فارس نیز دیده می شود. با استناد بر اخباری که از منابع خبری نیروی هوایی فرانسه به دست می رسد، ایران در سال 2000 تعداد هزار فروند موشک ماژیک را از فرانسه برای خرید درخواست نمود. ایرانی ها از عملکرد عالی هواپیماهای میراژ و البته موشک های ماژیک در تست ها و خصوصاً درگیری های هوایی شبیه سازی شده بین این جنگنده و هواپیماهای پروازکننده در ارتفاع کم و هلیکوپتر ها بسیار شگفت زده شده بودند. منابع ایرانی اظهار می کنند که نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران از آزمایش این موشک ها و هواپیماهای میراژ نتیجه گرفت که موشک ماژیک جایگزین بسیار خوبی برای موشک های قدیمی AIM-9P2 سایدوایندر آمریکایی و R-73 آرچر روسی است. ظاهراً برای ایرانی ها نگهداری موشک های ماژیک و هواپیماهای میراژ بسیار آسانتر از نگهداری میگ MiG-29 ها و البته هواپیماهای قدیمی آمریکایی بود. در کنار اینها، عملکرد پروازی میراژ F1 همیشه در حد جنگنده مانورپذیر F-5 ارزیابی می شد، در حالی که میراژ جنگنده ای با قدرت بیشتر و البته مستعد تر برای نبردهای هوایی بود.

فرانسه که از واکنش ایرانیان به آزمایش های موفق موشک های ماژیک MkII دلگرم شده بود، در همان سال پیشنهاد یک بسته تسلیحاتی شامل 62 فروند میراژ F1CT، پانصد فروند موشک R550 ماژیک و ضمانت تامین قطعات یدکی پنج یا ده ساله بسته به انتخاب را به ایران تقدیم کرد. این بسته همچنین شامل کمک های فنی و البته پشتیبانی از جهت حفظ میراژهای موجود در خدمت بود، اما تهران به دلیل عدم تامین بودجه مورد نیاز این خرید توسط دولت پیشنهاد فرانسوی ها را رد کرد. البته پیشبینی می شد ایران در سال 1997 در قبال ارائه کمکهای فنی و سرویس هواپیماهای سوخو 24 لیبی، تعداد قابل ملاحظه ای موشک های ماژیک از آنان در سال 1997 دریافت کرده بود. شاید عدم خرید از فرانسه به دلیل بی میلی حکومت ایران در سرمایه گذاری روی نیروی هوایی بود. همین مسائل سرانجام منجر به توسعه طرح موشک فاطر، موشکی بر پایه ی موشک AIM-9P2 سایدوایندر با بدنه و موتور قبلی منتها با اویونیک کاملاً جدید شد. شاید توسعه همین موشک جدید بود که خرید موشک های R550 ماژیک، موشک های سفارش داده شده R-73 و R-27 روسی را لغو کرد.

نجواهایی از تسلیحات چینی

این امکان وجود داشت که تهران در اواخر سال 2000 معامله ای را برای خرید قطعات یدکی میراژها انجام داده باشد، چرا که قطعات یدکی که در سال 1991 به همراه میراژهای عراقی به ایران آورده شدند و همچنین آن دسته قطعاتی که از لیبی خریداری شدند بسیار کم تعداد و برای میراژهای نیروی هوایی کافی نبودند. شاید به دلیل همان خرید احتمالی باشد که میراژهای IRIAF هم اکنون عملیاتی و البته بسیار فعال هستند. چندین سال پیش شایعاتی منتشر شد که خبر از انطباق و سازگاری موشک های ماژیک با میگ های MiG-29 ایرانی داشت، این موضوع در مورد هواپیماهای F-4 و F-5 هم صادق بود. همین شایعات پایه و اساسی شد برای شایعاتی دیگر که از جمله آن ها می توان به خرید تعداد قابل توجهی موشک های ماژیک از فرانسه توسط ایران اشاره کرد. اما در حقیقت مسئله چیز دیگری بود. نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سال 1992 پروژه ای را برای نصب موشک های چینی حرارت یاب PL-7 که خود کپی ناقصی از موشک ماژیک بودند بر روی هواپیماهای F-4 و F-5 راه اندازی کرد. در نمایشی در پایگاه یکم شکاری یا فرودگاه مهرآباد در سال 1995 هواپیماهای F-5 با ریل های جدید موشک های چینی به پرواز درآمدند. این هواپیماها همگی مجهز به موشک های تقریباً بی مصرفPL-7 در موقعیتی عجیب در نوک بال ها نصب شده بودند. این پروژه که با هزینه ای چند میلیون دلاری راه افتاده بود، ابتدا به کمک تکنسین های چینی شروع شد، اما نتایج چندان رضایت بخش نبود. با صدای اعتراضاتی که از پرسنل نیروی هوایی شنیده شد، سرانجام انجام پروژه به کمک چینی ها لغو گردید و پروژه به مجتمع تجهیزات الکترونیکی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران واگذار شد. این بار موشک PL-7 روی هواپیماهای MiG-29 و F-4 نصب شد. با اینکه موشک PL-7 به تعداد زیاد و البته با قیمت ارزان در اختیار ایران بود، اما هرگز نیروی هوایی این موشک را اسلحه ای واقعاً قابل عملیات روی هواپیماهای ذکر شده به حساب نیاورد.

 

نه تنها هواپیماهای آمریکایی که در اختیار ایران بودند برای نصب این موشک نیازمند تغییرات عمده بودند بلکه موشک PL-7 جستجوگر بسیار ضیعفی نیز داشت و برد کم آن نیز تقریباً مانع هر گونه هدف گیری با آن می شد. پس از آن که نصب همین موشک روی هواپیمای شنیانگ F-7N هم نتیجه ی چندان دلچسبی به بار نیاورد، اینبار ایران موضع مخالف و سر سختانه ای در مورد خرید هر گونه سلاح از چین به خود گرفت. موشک های C802K ضد کشتی که در سال 1997 به همراه ماشین آلات مورد نیاز برای تولید در داخل کشور خریداری شدند، تنها پس از آزمایشهای بسیار سخت گیرانه و در شرایط کاملاً واقعی موشک C801 که نمونه قدیمیتر C802 به شمار می آمد امکان سفارش آن ها به وجود آمد. علی رغم شایعات بسیاری که وجود دارد، منابع آگاه مهر تاییدی بر عدم علاقه ایران برای خرید هر گونه تسلیحات یا جنگنده جدید چینی زده اند.

 

دوران سوم حیات تامکت در ایران

تا سال 2000 هنوز فرماندهی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و دولت ایران در مورد سرانجام پروژه های بومی، به خصوص تولید موشک در داخل کشور مطمئن نبودند. به همین دلیل نصب موشک های ساخته شده در داخل کشور روی جنگنده ها لغو شد و موشک های PL-7 و ماژیک برای پر کردن انبار مهمات نیروی هوایی خریداری شدند، چرا که هواپیمای های آمریکایی، روسی و فرانسوی این نیرو برای جنگیدن نیاز به تسلیحات داشتند. اگر چه بخش دفاعی ایران قدم مهمی به سوی جلو برداشته بود، اما انگار مسئله کمبود موشک های هوا به هوای موثر هنوز هم رفع نشده بود. همین که ظرفیت تولید برای ساخت انواع موشک ها و پروژه های دیگر تقسیم شده و برای هر یک ظرفیتی مستقل اختصاص داده نشده بود نشان دهنده این بود که نیروی هوایی هنوز هم بر سر تامین بودجه موردنیاز مشکلات بسیاری دارد و تولید بومی موشک در ایران هنوز به حد تولید انبوه نرسیده است. با این حال تلاش ها در جهت پیشبردن همین تعداد پروژه های فعلی هم در حال انجام است. یکی از همین نمونه ها که قبلاً نیز از آن بحث شد، موشک فاطر است. موشک فاطر در حقیقت همان موشک AIM-9P2 سایدوایندر است که با همان موتور و بدنه قبلی عرضه می شود اما اساساً از نظر الکترونیک پروازی تغییرات مهمی به خود دیده است. پیشرفت هایی که در اویونیک این موشک مشاهده می شود کاملاً ریشه بومی و ایرانی دارد که این خود جای امیدواری است. نصب این موشک با نصب سایدوایندر روی هواپیماها تفاوتی ندارد و به همین جهت، نیازی به خرج های اضافه برای سازگارساختن هواپیماها با موشک جدید نیست. موشک فاطر حدود سه سال است که به خدمت گرفته شده است و گزارشها حاکی از آن است که این موشک به تعداد قابل توجهی در انبار نیروی هوایی موجود است.

برنامه تولید موشک AIM-54 Phoenix به روش مهندسی معکوس و با کمک سازمان های دیگر دفاعی ایران از دیگر پروژه هایی است که نیروی هوایی در سال های اخیر بدان مشغول بوده است. 270 فروند موشک AIM-54 فینیکس به اضافه 10 فروند موشک مشقی تمرینی که در زمان حکومت قبلی ایران از آمریکا خریداری شدند تعدادشان در زمان جنگ تحمیلی ایران و عراق تقریباً به نصف مقدار قبلی رسید و تصور می شود هم اکنون نیروی هوایی تعداد 160 فروند موشک فینیکس را که شاید 40% آن ها عملیاتی باشند در اختیار دارد. برخی منابع غیر معتبر اذعان می دارند که این تعداد موشک فینیکس عملیاتی نیروی هوایی به وسیله بسته های سرویس و تعمیری که به طور پنهانی خریداری شده بود هنوز هم قابلیت شلیک دارند. هواپیماهای F-14A تامکت نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سرنگون ساختن تعداد بسیاری از میگ ها، سوخو ها و میراژهای عراقی در جنگ ایران-عراق به وسیله موشک های AIM-54 Phoenix به طور عمده، AIM-7E-2/4 و AIM-9P2 نقش به سزایی را ایفا کردند. هواپیماهای تامکت ایرانی که به وسیله خلبانان با تجربه که در آمریکا آموزش دیده اند هنوز هم در نبردهای ساختگی و مصنوعی علیه خلبانان تازه کاری که با میگ MiG-29 های ایرانی پرواز می کنند صر نظر از اینکه هواپیمای دشمن در دیدشان باشد یا نباشد پیروز می شوند. F-14 به عنوان پایه ای ترین هواپیمای رهگیر نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران نه تنها عملیاتی نگه داشته شده است، بلکه سرمایه گذاری های فراوانی بر ارتقا سیستم ها و توسعه توانایی های این جنگنده مقتدر صورت پذیرفته است. با وجود این ها، ایرانی ها مشکلات بسیار بزرگی را بر سر عملیاتی نگه داشتن کامل F-14 ها و موشک های فینیکس متحمل شدند.

 

 

برای مثال تامین باتری های حرارتی موشک فینیکس از سال 1987 تقریباً متوقف شد و برای حل این مشکل، یا نیروی هوایی می بایست به طور پنهانی این قطعات را تهیه می کرد یا اینکه با قبول کیفیت کمتر به طور بومی آن را در کشور تولید می کرد. اگر چه مشکلات کمتری بر سر راه سرویس رادار AN/AWG-9 پیش آمد، اما اجزای دیگر اویونیک تامکت مانند ACCM یا کامپیوتر کنترل موشک هوابرد باعث دردسر های بسیاری شد. اما ظاهراً این مشکلات نمی توانست خللی در تصمیم نیروی هوایی ایران در عملیاتی نگه داشتن هواپیماهای F-14 ایجاد کند، چرا که تصمیماتی مبنی بر تولید قطعات فوق الذکر به طور بومی و همچنین ساخت موشک AIM-54 فینیکس به روش مهندسی معکوس نیز گرفته شد. بعد از فاز تحقیقی که سال ها به طول انجامید، سرانجام تولید آزمایشی نمونه ای از موشک فینیکس آب-خنک که نیازی به سیال خنک کننده از طرف هواپیمای حامل نداشت، یعنی چیزی شبیه به موشک AIM-54C با دو سال قبل با سرعتی بسیار کم شروع شد. در طی آزمایشات، مشکلاتی برای موشک بومی فینیکس پیش آمد که به زودی رفع گردید و تعداد 30 فروند از همین موشک ها در تابستان سال 2005 وارد خدمت شد. تولید کند این موشک هنوز هم ادامه دارد.

علاوه بر این تولیدات، تلاش ها برای بهبود بخشیدن دیگر توانایی تامکت های ایرانی هم ادامه دارد. زمانی که هواپیمای آواکس آمریکایی 16 فروند تامکت ایرانی را شناسایی کرد، به زودی سازمان جاسوسی نظامی آمریکا اعلام کرد که این تعداد دو سوم کل تعداد تامکت های عملیاتی ایران است. با استناد بر گزارشهای سازمان جاسوسی آمریکا، ایران 29 فروند تامکت فعال و عملیاتی و 28 فروند تامکت غیر عملیاتی دارد. ممکن است که این اطلاعات در زمان نشر درست بوده باشند، اما حقیقت امر در زمان حاضر چیز دیگریست. در سایه حضور بیش از پیش آمریکا در منطقه و البته تهدید تجهیزات و راکتور های اتمی ایران توسط اسرائیل، کلیه بخش های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و صنایع هواپیماسازی ایران دست به دست هم داده اند تا تعداد تامکت های عملیاتی را هر چه بیشتر کنند. البته تهران هم این فعالیت ها را هیچ گاه مخفی نکرده است و همانطور که می دانیم بارها تصاویری از فعالیت و پرواز تامکت های ایرانی در چند سال اخیر دیده شده است، که البته همین فرصتی است تا کارشناسان از روی شماره سریال تامکت های مختلف به بررسی تعداد دقیق تامکت های در خدمت بپردازند. همه شواهد ظاهراً دال بر این حقیقتند که تعداد تامکت های فعال ایران که در حال گذراندن دوران اورهال کامل و در شرف ورود به خدمت دوباره هستند، بیش از 44 فروند از 57 فروند باقی مانده در زمان حال می باشد. با وجود تمام این پیشرفت ها، هنوز نشانه واقعی از هیج تامکتی مجهز به اویونیک و یا موتورهای روسی و یا حتی دریافت کمک از طرف روس ها و یا چینی ها دیده نشده است. در عوض ایرانی ها در حال یافتن راه حل هایی برای مشکلاتشان هستند که بتوانند مسائل را در داخل کشورشان حل نمایند. پردازنده های دیجیتالی جدید، سیم کشی جدید، سیستم خنک کننده جدید برای رادار نیمه دیجیتال AN/AWG-9 و تسلیحات هوا به زمین جدید که همگی به طور بومی توسعه یافته اند نشان از میل ایرانی ها به تولید تجهیزات در داخل کشور دارد.

 

از این قرار، در حالی که نیروی دریایی آمریکا هواپیماهای F-14 و موشک های AIM-54 خود را بازنشست کرده است و در حالی که نه نیروی هوایی و نه نیروی دریایی آمریکا دارای هیچ هواپیمایی که قادر به درگیری در فاصله بیش از 30 مایل باشد نیستند، ایران از تعداد بیشتری جنگنده های رهگیر قدرتمند تامکت -با قدرت درگیری بیش از 120 مایل، نسبت به تعدادی که آمریکا می تواند در شرایط جنگی وارد نبرد کند برخوردار است. این زنگ خطری برای آمریکاست چرا که تامکت های ایرانی نه تنها مسلح به موشک های فینیکس هستند، بلکه می توانند با اسلحه های جدیدی با کارایی بالاتر برای تهدید هر چه بیشتر آمریکا تجهیز شوند.

 


پروژه موشک هاوک هوا پرتاب

جدا از موشک فاطر که به راحتی روی هواپیماهای F-4 و F-14 بدون هیچ مشکلی نصب می شد، ایرانیان ریل های پرتاب موشک نزدیک برد روسی آرچر R-73 را هم برای نصب این موشک روی هواپیماهای فوق الذکر تولید کردند. به علاوه، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران مدت هاست که هواپیماهای تامکت خود را با موشک هوا به هوایی که به طور بومی آن را طراحی کرده است مسلح نموده است. این موشک که سجیل یا AIM-23C یا یاسر هم خوانده می شود، نمونه ای از موشک ضد هوایی زمین به هوای هاوک یا MIM-23B آمریکایی است. گفته می شود که کوشش برای ساخت چنین موشکی در حقیقت از جایی شروع شد که اسرائیل دست به استارت پروژه ی Distant Thunder یا Distant Reach کرد. در این پروژه، نیروی هوایی اسرائیل و صنایع هواپیماسازی این رژیم تلاش هایی را برای تبدیل موشک ضد رادار AGM-78 به یک موشک هوا به هوا برای رهگیری هواپیماهای سریع السیر MiG-25 انجام دادند. ظاهراً ایران کار تبدیل موشک های زمین به هوای MIM-23B را به موشک های هوا به هوا از سال 1986 شروع کرده بود. پروژه تبدیل موشک های هاوک به موشک هایی که از هواپیماهای جنگنده قابل پرتاب باشد، پروژه «قوش آسمان» نامیده شد. تست های اولیه این موشک بسیار نا امید کننده بود. ظاهراً خطوط ارتباطی رادار AN/AWG-9 برای موشک هاوک کافی نبود و سیستم هدف گیری موشک هاوک نیز در برقراری ارتباط با این رادار دچار مشکل بود. در جنگ ایران و عراق هم بیش از یکی دو موشک هاوک شلیک نشد چرا که این پروژه با مشکلات بسیاری مواجه بود. اگرچه در سال های اخیر گفته می شود که مشکلات این موشک به کلی رفع شده و موشک هاوک هواپرتاب به طور محدود در خدمت نیروی هوایی است. تعداد زیادی از تامکت های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران به منظور توانایی حمل موشک هاوک دستخوش تغییراتی شدند.


تامکت های ایرانی می توانستند در آن واحد دو موشک هاوک را در پایلون های 1B و 8B، یعنی محل نصب موشک های فینیکس در نزدیکی ورودی موتورها، و یک موشک دیگر را در فضای بین موتورها که اصطلاحاً تونل نامیده می شد حمل کنند. در مقابل موشک هاوک یا سجیل، موشک یاسر قرار داشت که یک موشک هوا به زمین بود که به طور گسترده ای روی هواپیماهای F-4E و F-14A آزمایش شده بود. این موشک آمیزه ای از تکنولوژی موشک هاوک و کلاهک جنگی بمب M-117 به وزن 375 کیلوگرم بود. تنها رازی که در مورد موشک یاسر سر به مهر مانده بود سیستم هدف گیری این موشک بود. در حالی که برخی منابع ایرانی از وجود سیستم هدایت لیزری خبر می دادند، منابع دیگر اظهار می کردند که هدف گیری این موشک به کمک رادار AN/AWG-9 صورت می پذیرد.


بازیهای ذهنی

در حالی که افکار عمومی غرب به سمت مسائل حاشیه ساخت راکتور هسته ای بوشهر معطوف شده است، افکار کمتری متمایل به این سمت است که هدف از ساختن راکتورهای هسته ای، چه می تواند باشد و چه آینده ای پیش روی این مسائل است. بنا بر گفته های ایرانیان، عملیات جاسوسی بسیار برای شناسایی آنچه در بوشهر می گذرد در چند ماه اخیر ادامه داشته است. جای تعجبی ندارد که پایگاه ششم شکاری بوشهر که تعدادی از فانتوم ها و تامکت های فعال و البته سایت های موشکی S-200 در آن جا حضور دارند، تنها چند کیلومتر از محل ساخته شدن راکتور هایی که مشرف به خلیج فارس هستند قرار دارد. غرب هم از این حربه به خوبی استفاده کرده است و قرار دادن راکتورها نزدیک به پایگاه هوایی را عاملی برای ارتباط بین تجهیزات هسته ای و بعد نظامی نیروی اتمی به شمار آورده است. اما مسئله ای که تناقض این قضیه را مشخص می کند این است که بوشهر علی رغم اینکه عامل غرور ملی ایران به عنوان محل احداث راکتورهای هسته ای قرار گرفته است، اما واقعاً همین یک سایت راکتورهای هسته ای نمی تواند برای برنامه های هسته ای-نظامی ایران چندان تعیین کننده و سرنوشت ساز باشد، چرا که حداقل صد و پنجاه سایت اتمی دیگر در ایران وجود دارد که شاید اهمیت نظامی آن ها بسیار بیش تر از دو راکتور آب سبک بوشهر باشد که در حال تکوین بدست روسهاست. در نتیجه این که بخواهیم بگوییم که نیروی هوایی بهترین قدرت هوایی خود را در قالب پایگاه ششم شکاری متبلور کرده است و در حقیقت، حداکثر قدرت هوایی ایران محدود به همین چند نوع فانتوم و تامکت می شود تا حدودی ساده لوحانه است.


ایران کشور پهناوری است. نه فقط وسعت این کشور سه برابر کشور عراق است، بلکه بر خلاف عراق توپوگرافی ایران شامل رشته کوه های بسیار عظیمی است که از شمال غرب به شمال شرق و از شمال غرب به جنوب شرق این کشور به طول تقریبی 2000 کیلومتر کشیده شده اند. می توان گفت که دست ایرانیان برای پنهان کردن تجهیزات نظامی خود مابین کوهستان های عظیم از دید دشمنان بسیار بازتر است.مشکل دیگر برای آمریکا و بریتانیا در مورد جمع آوری اطلاعات نظامی درباره ایران این است که قدرت جاسوسی در مورد ایران برای این کشورها بسیار ناچیز است، حتی کمتر از سال 1991 و اطلاعاتی که در مورد وضعیت آن هنگام عراق گردآوری شد. همانطوری که قبلاً گفته شد، روابط نظامی ایران با غرب از اواخر سال های 1970 قطع شد و پرسنل و خلبانان نیروی هوایی که بیشترشان در غرب دوره تحصیل خود را گذرانده بودند، هم اکنون در شرف بازنشستگی هستند. این تغییرات می تواند به متفاوت شدن هر چه بیشتر موضع ایرانیان در مقابل غرب کمک کند. به جز چند مورد در دهه هشتاد و چند مدت اخیر، ایران هرگز زیر زره بین و بازبینی دقیق غرب و به خصوص آمریکا قرار نداشته است. به خصوص این که در سال های اخیر قدرت های جاسوسی آمریکا مرتباً در نقاط دیگری در جهان سرگرم بوده اند و همین مسئله به عدم شناخت کافی آمریکاییها نسبت به توانایی ها و اهداف ایرانیان منجر شده است. در نتیجه، آمریکایی ها خصوصاً در منطقه خاورمیانه از نظر اطلاعاتی کاملاً به اسرائیل وابسته اند، هر چند که بار ها و بار ها ثابت شده است که اطلاعاتی که این رژیم از منطقه در اختیار آمریکا می گذارد، از صحت کافی برخوردار نیستند. ظاهراً اشتباهات محاسبه ای آمریکاییها در اثر اطلاعات غلط و بی استفاده اسرائیل، باعث کارشناسی ها و پیشبینی های اشتباه در مورد عراق و فاجعه های اخیر این کشور شده است.


این دورنما که آمریکا و اسرائیل حمله ای همه جانبه را علیه تاسیسات اتمی ایران تدارک ببینند کمی غیر محتمل به نظر می رسد. اگرچه برای همه مسلم است که آمریکا به راحتی می تواند عملیاتی این چنینی را علیه ایران به راه اندازد: همه امکانات برای شروع کار موجود است و نیروها و تجهیزات به راحتی و در مدت زمان کمی می توانند به میدان نبرد انتقال یابند، بدون آن که مشکلی پیش بیاید. با این وجود، ضعف و فقر اطلاعاتی آمریکا در مورد ایران می تواند برای این کشور گران تمام شود، چرا که ایرانیان با درسهایی که از عراق و صربستان گرفته اند، نشان داده اند که می توانند تاسیسات خود را سریعاً دوبرابر کرده و احتمالاً در صورت از بین رفتن تجهیزات قبلی در جاهای دیگری هم به کار خود ادامه دهند. شانس اسرائیل برای موفقیت در حمله به تجهیزات اتمی ایران تقریباً مشابه آمریکاست، با این تفاوت که علی رغم امکان گردآوری اطلاعات در زمان کمتر نسبت به آمریکا، اسرائیل از نقطه نظر تعداد و کمیت نیرو به مراتب از آمریکا پایین تر است. بدتر اینکه نه امریکا و نه اسرائیل نمی دانند که واکنش تهران نسبت به چنین حمله چه خواهد بود. انتظارها و پیشبینی ها بسیار مختلفند، از دست روی دست گذاشتن تهران در برابر حمله گرفته تا یک ضد حمله و تهاجم همه سویه از طرف تهران و البته احتمالاً استفاده از سلاح های غیر متعارف که به احتمال زیاد در اختیار ایران می باشد. «هر چیزی ممکن است» نمی تواند برای سیاست مداران غربی جواب قانع کننده و معیار اساسی قانع کننده ای باشد.



یک حقیقت است که نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سه سال اخیر به خوبی قوای خود را آماده کرده است. گذشته از این، هر واحد جنگنده-رهگیر و جنگنده-بمب افکن نیروی هوایی IRIAF سالانه در پنج تمرین هوایی عمده و تمرینات کوچک تر دیگری شرکت داشته است. علی رغم آنکه نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران سالانه تنها پانزده خلبان ورودی جدید داشته و هر یک از خلبانان موجود هم سالانه بیش از 150 تا 160 ساعت پرواز ندارند، اما باید قبول کرد که شرایط به سرعت در حال تغییر است. تعداد نامعلومی خلبان جدید سال گذشته موفق به دریافت تایپ و گواهینامه پرواز F-14 گردیده اند و این در حالی است که دوره آموزشی و تمرینی آن ها سخت گیرانه تر و البته کامل تر شده است، چرا که نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران دیگر نمی خواهد خاطره تلخ سقوط F-14 در نزدیکی اصفهان تکرار شود. در 21 ژوئن سال 2004، کاپیتان داریوش یاوری و سرهنگ علی ابوعطا در حادثه سقوط تامکت کشته شدند. خلبان یاوری یکی از خلبانان با تجربه هواپیمای F-5 بود که بدون اتمام دوره های شبیه ساز تامکت وارد کاکپیت این هواپیما شده و سرانجام در مرحله فرود دچار سانحه گردیده و خود او، سرهنگ همراه و هواپیمایش از بین رفتند. در پی همین حادثه بود که نیروی هوایی تصمیم به آموزش کامل و تمرینات بهبود یافته خلبانان سه واحد نیروی هوایی که هواپیمای تامکت را در اختیار داشتند گرفت. پیش بینی می شود در حال حاضر این سه واحد پنجاه خدمه واجد شرایط و متخصص داشته باشند.


عجله کنید و منتظر باشید...

با همه این مشکلات، ایرانیها به جز افزایش سطح آمادگی خودشان و پیروی از قاعده نظامی «عجله کنید و منتظر باشید» کار دیگری در برابر تهاجم احتمالی نخواهند توانست انجام دهند. اگرچه ساعات پرواز سالانه خلبانان ایرانی هنوز هم زیر استاندارد های قابل قبول جهانی است - 150 ساعت در مقابل 300 ساعت قبل از انقلاب- با این وجود باز هم نیروی هوایی سعی در افزایش ساعات پرواز در حد امکان و افزایش آمادگی خلبانان دارد. آمریکا ممکن است به رفتار خودبزرگ بینانه خود با ایران ادامه دهد، اما عملیات مشترکی که در فوریه سال 2004 با شرکت نیروی هوایی آمریکا و نیروی هوایی هند برگزار شد به خوبی نشان داد که دود قدرت نادیده گرفته شده کشورهایی از این دست می تواند به چشم خود آمریکا برود. حقیقت این است که مسائل و بحران های بین المللی تهران را مجبور کرده است که بیشتر به فکر نیروی هوایی باشد. دیدارهای مکرر مقامات برجسته روحانی کشوری از پایگاه های شکاری سراسر کشور نشان از همین مسئله دارد.

نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و شاید نیروی هوایی هر کشور دیگری در حال حاضر به خوبی می داند که در برابر یک تهاجم همه جانبه نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریا و نیروی لشگرهای تفنگداران دریایی آمریکا و شاید با مشارکت نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا شانس بسیار کمی برای پیروزی یا حتی دفاع از کشور دارد. پرسنل این نیرو به خوبی می دانند که برتری تکنولوژیکی حریفشان بسیار وسیع و گسترده است و شاید نیروی هوایی ایران بیشتر به دست اندازهایی بر سر راه حمله آمریکا به ایران بماند تا یک نیروی تدافعی قدرتمند. اگرچه با همه این حرف و حدیث ها بیشتر ایرانیها برای هر گونه دفاع از سرزمین شان در برابر تهاجم های خارجی آماده اند و این حس وطن پرستی را به خوبی در دوران جنگ با عراق نشان داده اند. خلبان های ایرانی به خوبی نشان داده اند که می توانند به سرعت خود را با شرایط مطابقت داده و راه های مقابله با تهدید ها را به زودی بیابند. بنابراین ناچیز گرفتن قدرت، توانایی ها و آمادگی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران می تواند نتایج فاجعه باری برای طرف های دیگر جنگ به بار بیاورد.

منبع : http://www.aerospacetalk.com

چکیده ای در باره ی فانتوم های ایران

 

ای

در سال های جنگ تحمیلی، این رزمندگان سلحشور و فرزندان خاک ایران همیشه آباد بودند که از قطعه قطعه این خاک و این مرز و بوم با خونشان پاسداری کردند و هرگز اجازه ندادند که این سرزمین به قدم های منحوس و نفیر شوم دشمنان این آب و خاک آلوده شود. نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران یکی از مهم ترین و بالقوه ترین وزنه های دفاعی کشور در جنگ تحمیلی بود؛ صلابت و قدرت ایمان خلبانان و غیورمردان این نیروی پر ارزش بود که توانست با اتکاء بر بنیه دفاعی مشتمل بر هواپیماهای پیشرفته با آخرین تجهیزات نظامی روز بر دشمن پیروز شود و ضربات مهلکی را بر پیکره تنه توخالی نیروی متخاصم وارد آورد. یکی از مهم ترین و با اهمیت ترین هواپیماهای جنگنده ای که در جنگ هشت ساله توانایی های واقعی خود را به نمایش گذاشت و در رکاب خلبانان ایرانی به میدان نبرد شتافت، هواپیمای F-4 Phantom از مدل های D، E و R بود. به مناسبت سالگرد ورود هواپیمای افسانه ای فانتوم به کشور عزیزمان و همچنین آغاز هفته دفاع مقدس و یادآوری یاد و خاطره شهیدانی که در راه این کشور شربت شهادت نوشیدند، این ویژه نامه هواپیمای F-4 فانتوم به خدمت شما عزیزان تقدیم می گردد:


چگونگی ورود فانتوم به ایران

پس از بریتانیا، ایران دومین کشوری بود که هواپیمای شکاری بمب افکن F-4 فانتوم را به خدمت نیروی هوایی خود در می آورد. نخستین فانتوم هایی که سفارش داده شدند، از نوع D بودند. بستن قرارداد ها با شرکت مکدانل داگلاس از سال 1967 شروع شد و خبر دریافت فانتوم ها توسط ایران برای نخستین بار در آبان سال 1346 در کشور منتشر گردید. سرانجام فرود نخستین شانزده فروند فانتوم F-4D در خاک ایران در 27 شهریور ماه سال 1347 صورت پذیرفت و هر شانزده فروند فانتوم تازه وارد به علاوه تعداد مشابهی که چندی بعد وارد ایران شدند بلافاصله به خدمت نیروی هوایی IIAF در آمدند. در سال 1351 ایران سفارش 177 فروند فانتوم F-4E جدید به همراه شانزده فروند فانتوم RF-4E که به مدل های شناسایی مشهور بودند و بیشتر آن ها را با عنوان «دم سفید» می شناختند را تسلیم آمریکا کرد. تا سال 1355 هجری شمسی، کلیه هواپیماهای سفارش داده شده به خدمت نیروی هوایی در آمده بودند.


چگونگی سریال دهی فانتوم های ایران

پس از تحویل نخستین سری فانتوم ها که از مدل D بودند، سازمان دهی و سامان دهی فانتوم ها در پایگاه های مختلف شکاری شروع شد. فانتوم های مدل D با شماره سریال های 67-14869 - 3-601 تا 68-6919 - 3-632 مشخص شدند. تا سال 1353، فانتوم های مدل D که هنوز در خدمت بودند دوباره سریال دهی شدند. اینبار شماره سریال ها از 665-3 شروع و به 691-3 خاتمه می یافت. گفته می شود که یک فروند فانتوم D و یک فروند فانتوم مدل E وجود دارد که هر دو دارای شماره سریال 668-3 هستند. در سال 1347 و پس از آغاز تحویل فانتوم های مدل D ایران سفارش 32 فروند فانتوم E را به آمریکا تقدیم کرد. تحویل این فانتوم ها با شماره سریال های 69-7711 - 3-633 تا 69-7742 - 3-664 در بهار سال 1349 به نیروی هوایی آن زمان آغاز شد. اولین سری فانتوم های E تحویل شده به ایران با موشک های هوا به زمین AGM-65 ماوریک که موشک های بسیار مرگ بار و تاثیر گذار در جنگ تحمیلی بودند سازگاری داشتند. اما مشکل این جا بود که این سری از فانتوم ها فاقد بالچه های لبه حمله برای مانورپذیری بیشتر بودند. این مشکل در اولین اورهال کلی فانتوم های ایرانی رفع شد و این سری ابتدایی فانتوم های E نیز به Leading Edge Slats مجهز گردیدند. سومین گروه فانتوم های ایرانی در سال 1349 سفارش داده شد. این گروه شامل 73 فروند هواپیمای فانتوم مدل E بود که با شماره سریال های 71-1094 تا 71-1166 و 73-1519 تا 73-1554 رجیستر شدند. کلیه هواپیماهای این گروه دارای بالچه های لبه حمله و البته کاملاً سازگار با موشک های هوا به زمین AGM-65 ماوریک بودند. 49 فروند از این هواپیماها از قبل به سیستم تشخیص دوست از دشمن یا IFF APX-80 و یک سیستم جدید ناوبری دیجیتالی مجهز بودند. نهایتاً آخرین گروه بزرگ فانتوم های مدل E در سال 1350 سفارش داده شد و این سری از فانتوم ها با سریال های 75-0222 تا 75-0257 ثبت گردیدند. اگر چه تحویل این سری از فانتوم ها کمی بیش از حد معمول طول کشید، برای مثال آخرین فانتوم این دسته در سال 1356 تحویل گردید، اما این فانتوم ها به بهترین و پیشرفته ترین تجهیزات روز مجهز بودند. این فانتوم ها نه تنها مجهز به حسگر های الکترواپتیکالی و تشخیص دوست از دشمن APX-80 بودند، بلکه از طراحی دوباره کاکپیت با جایگذاری سوئیچ ها و نشان دهنده ها این بار به شیوه ای منطقی تر و ارگونومیک تر که بعد ها مقدمه ساخت سیستم HOTAS نیز شد برخوردار بودند. سیستم سریال دهی فانتوم های مدل E ایران از سال 1354 تا کنون نامعلوم باقی مانده است. برای مثال سیستم سریال گذاری خاصی نیز موجود است که از 3-6501 اغاز و به 3-6691 پایان می پذیرد. این در حالیست که ایران 191 فانتوم E را دریافت نکرده است، بلکه تعداد فانتوم های این مدل از 177 فروند متجاوز نبوده است. این مسئله نشان می دهد که در سریال دهی این سری فواصلی نیز وجود دارد که هنوز ناشناخته مانده است.

 

 

 

شبح های تاریکی، فانتوم های شناسایی ایران

 

به قطع ماجرای فانتوم های RF-4E شناسایی ایران یکی از سری ترین و سر به مهر ترین رازهای تاریخ هواپیمای فانتوم است. در اوایل سال 1347 دو فروند فانتوم RF-4C از طرف آمریکا به ایران به امانت سپرده شد. این دو هواپیما با شماره سریال های 69-0369  و 69-0370 در حقیقت برای انجام یک سری ماموریت های فوق سری مشترک بین ایران و آمریکا در فراز مرزهای شوروی به ایران سپرده شده بودند. این دو هواپیما ظاهراً از پایگاه های آمریکا در اروپا به سمت ایران به پرواز در آمده بودند که بعد ها دوباره به همان پایگاه ها در آلمان و بریتانیا مراجعت کردند. جالب این جاست که درست یک ماه بعد از این جریانات، ایران شش فروند RF-4E را رسماً سفارش داد. بسیار جای تعجب دارد که در آن شرایط که شرکت مکدانل داگلاس که بازار بسیار گرمی داشت و مرتب از سوی کشورهای مختلف و البته نیروهای داخلی آمریکا به این شرکت سفارش می رسید، ساخت فانتوم های ایرانی را با سرعت هر چه تمام تر به پایان رساند. سه فروند فانتوم این گروه با شماره سریال های 72-0266 تا 72-0266 رجیستر شدند. باز هم عجیب بود که نخستین فانتوم ایرانی به آن سرعت در پاییز سال 1347 آماده شد و نخستین پرواز خود را نیز چندی بعد به انجام رساند. نخستین فروند از این فانتوم های شناسایی چند ماه بعد وارد ایران شد و این فرصت پیش آمد که آمریکا بتواند دو فروند فانتوم قرضی خود را دوباره به پایگاه های خود در اروپا بازگرداند. تعداد دقیق فانتوم های شناسایی ایران هنوز هم که هنوز است کاملاً فاش نشده است. در همان سال های نخست تحویل نمونه هایی شش تا دوازده فروندی از این فانتوم ها صورت پذیرفت که با تجهیزات بسیار پیشرفته شناسایی فوق سری تجهیز شده بودند و به دلیل پنهان بودن این موضوع حتی از دید برخی از خود غربی ها، این هواپیماها به Unknown Iranian Phantoms مشهور شده بودند. ظاهراً آمریکا برای پیشبرد اهداف شناسایی خود بر فراز خاک شوروی می بایست این فانتوم ها را به ایران تحویل می داد.

 

                    

واحد های فانتوم های ایرانی در پایگاه های شکاری

 

در سال های دهه هفتاد میلادی ایران به شدت مشغول تجهیز ناوگان نیروی هوایی با هواپیماهای مختلف و پیشرفته آمریکایی بود و تنها انقلاب اسلامی بود که پایانی به وضعیت نامتعادل اسکادران های نیروی هوایی داد و آن هم به نوبه خود به دلیل قطع رابطه با آمریکا و ثبات نسبی هواپیماهای موجود در نیروی هوایی بود. در زمان آغاز جنگ، وضعیت واحد های فانتوم در خدمت در پایگاه های مختلف به صورت زیر بود:

یازدهمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه از فانتوم ها در پایگاه یکم شکاری مهرآباد مشغول به خدمت بودند. در این پایگاه، هواپیماهای فانتوم از مدل های F-4E و RF-4E به سر می بردند. یک زیر گروه کوچکتر از این فانتوم ها از سال 1359 در پایگاه چهارم شکاری خدمت می کردند. معمولاً هواپیماهای پایگاه یکم شکاری همیشه ثابت نیستند، برای مثال در حال حاضر بیشتر هواپیماهای خدمتی در پایگاه یکم از نوع MiG-29A هستند. تعداد محدودی فانتوم های مدل E برای اهداف آموزشی در این پایگاه موجود هستند که فعلاً دوران اورهال کلی خود را می گذرانند.

F-4E 3-6558: این هواپیما از نخستین فانتوم های ایرانی مجهز به توپ نصب شده در دماغه بود. این هواپیما در آغاز جنگ تحمیلی در یازدهمین وینگ شکاری های تاکتیکی مهرآباد خدمت می کرد. در مهر ماه سال 1359، این هواپیما موفق شد یک فروند MiG-23 عراقی را در چهار کیلومتری تهران سرنگون سازد.

 

 

سی و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه از فانتوم های مدل E و RF-4E در پایگاه سوم شکاری موسوم به نوژه همدان یا شاهرخی سابق خدمت می کردند.

F-4E 3-6529: این هواپیمای فانتوم در دوران جنگ تحمیلی در خدمت پایگاه سوم شکاری نوژه بود و تا پایان جنگ نیز در همان پایگاه مشغول خدمت بود. این فانتوم یکی از سه فانتومی بود که در آبان 1359 به همراه دو فانتوم دیگر استادیوم بدره در عراق را که محل نشست و برخاست برخی هلیکوپتر های عراقی بود بمباران کردند.

 

F-4E 3-6570: این فانتوم یکی از مشهورترین فانتوم های ایرانی موجود در پایگاه سوم شکاری است. این هواپیما همان جنگنده ای بود که در حمله به محل کنفرانس ملی بغداد در تیرماه 1362 به خلبانی شهید عباس دوران و کاپیتان منصور کاظمیان به کار رفت. پس از اصابت موشک زمین به هوای پایگاه ضد هوایی SAM Roland-2 به این هواپیما، کاپیتان کاظمیان از هواپیما خارج شده و پس از آن نیز به اصارت در آمد، اما با نزدیک شدن هواپیما به فرودگاه بین المللی بغداد، شهید دوران به همراه هواپیما به برج مراقبت فرودگاه برخورد کردند و بدین وسیله امنیت پدافند مشهور بغداد را زیر سوال بردند.

 

F-4E 3-6684: این هواپیما به نود و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی در پایگاه هوایی بندر عباس تعلق داشت اما در پاییز سال 1360 به عنوان نیروی تجدید قوا به سی و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی نوژه همدان پیوست. اکثر خلبانانی که با این هواپیما پرواز کرده اند از آن خاطرات خوشی به یاد دارند، این هواپیما موفق به شکار یک فروند MiG-21 عراقی نیز شده است.

 

RF-4E 2-6510: از جمله هواپیماهای فانتوم شناسایی بود که در جنگ تحمیلی و در آن هشت سال طولانی نبرد به آن آسیبی نرسید. در دوران جنگ، این هواپیما نیز در پایگاه سوم شکاری نوژه همدان مشغول به خدمت بود. در سال 1351 در ماموریتی شناسایی که به وسیله یکی از خلبانان نیروی هوایی شاهنشاهی ایران و یک وایزوی نیروی هوایی آمریکا بر فراز شوروی انجام می شد، چیزی نمانده بود که این هواپیما توسط یک فروند MiG-21SMT نیروی هوایی شوروی رهگیری شود. وایزوی آمریکایی با استفاده از  قدرت جنگ الکترونیک فوق العاده فانتوم شناسایی، مانع رهگیری این هواپیما از فاصله دور شد و خلبان MiG-21 شوروی مجبور شد برای انجام رهگیری تا فاصله کوتاهتری به فانتوم ایرانی نزدیک شود، که البته باز هم خلبان روس نتوانست کاری از پیش ببرد.

 

سی و دومین وینگ شکاری های تاکتیکی: این وینگ شکاری نیز در سال های ابتدایی جنگ در پایگاه سوم شکاری نوژه همدان یا همان شاهرخی سابق به سر می برد. دو اسکادران از هواپیماهای F-4 فانتوم اما اینبار از مدل D در این وینگ شکاری در حال خدمت بودند. در همان ابتدای جنگ، دو اسکادران فانتوم های D به هفتاد و یکمین وینگ شکاری تحویل شده و در عوض این گروه شکاری مجهز به هواپیماهای پیشرفته تر F-4E گردید. همچنین، تعداد چهار فروند هواپیماهای شناسایی RF-4E نیز به این وینگ تحویل شد که تا امروز در موقعیت خود مشغول خدمت اند. هواپیماهای این وینگ شکاری به طور مرتب در زمان جنگ در پایگاه چهارم شکاری، پایگاه وحدتی نزدیک دزفول نیز انجام خدمت می کردند و گاه به پایگاه نهم شکاری نیز فرستاده می شدند. در حال حاضر پایگاه سوم شکاری نوژه پایگاه اصلی هواپیماهای F-4E و RF-4E می باشد.

 

 

           

 نخستین هواپیمای فانتوم تحویل شده به ایران تحویل به سیصد و هشتمین اسکادران تاکتیکی نیروی هوایی IIAF گردید و با شماره سریال 601-3 رجیستر شد. در سال 1352 این فانتوم به یادماندنی به پایگاهی در نزدیکی شیراز فرستاده شد و به خدمت هفتاد و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی در آمد. در سال 1354 این هواپیما دوباره به همان پایگاه سوم شکاری یا پایگاه هوایی شاهرخی رجعت کرد و اینبار با شماره سریال 6697-3 شماره گذاری شد. این هواپیما نیز مانند دیگر فانتوم های D مجهز به سیستم هدایتگر لیزری AVQ-9 و بمب های هدایت لیزری GBU-10 بود. این هواپیمای فانتوم در جنگ های داخلی عمان و جنگ کردستان ایران به سلامت ماموریت های خود را به انجام رساند و در جنگ تحمیلی نیز در پایگاه های نوژه، دزفول و تبریز خدمت کرد.

 

F-4D -3-6712: تا به حال اطلاع دقیقی از نحوه سریال دهی این فانتوم در دست نبوده است. به این دلیل که تا زمان انقلاب اسلامی دوبار و از آن زمان تا کنون دوبار دیگر فانتومهای D سریال دهی شده اند، تشخیص سریال های اصلی که نیروی هوایی آمریکا در آن زمان برای این فانتوم ها در نظر گرفته بود تقریباً غیر ممکن است. این فانتوم یکی از فانتوم های مدل D ایران بود که در سال های پایانی حکومت پیشین به سیستم های پیشرفته RHAW مجهز شد. این سیستم به این فانتوم ها این قابلیت را می داد که به راحتی کار هدف گیری موشک های زمین به هوای عراقی را تحت نظر بگیرند و بدین صورت هواپیماهای دیگر آرایش پروازی را به مناطقی هدایت کنند که کمترین خطر ایشان را تهدید کند. به همین دلیل این فانتوم در بیشتر ماموریت های نفوذی عمیق در خاک عراق شرکت داشت و نقشی عمده را برای نیروی هوایی در زمان جنگ ایفا نمود. در زمان جنگ این هواپیما در اختیار هفتاد و یکمین و هفتاد و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی بود و توانست در پاییز سال 1359 یک فروند MiG-21MF عراقی را سرنگون کند. این هواپیما نیز به سلامت از جنگ تحمیلی فارغ شد و هنوز هم در خدمت باقی است.

 

از سال 1379 تا کنون، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران پس از اورهال کلی، جنگنده ها را با رنگ آمیزی جدیدی که ترکیبی از رنگ آبی آسمانی و خاکستری است تحویل می دهد. یکی از جنگنده هایی که به این رنگ در آمده است، یک فروند RF-4E با سریال نامعلوم است. این شیوه رنگ آمیزی قبلاً در F-14A ها و MiG-29A های اورهال شده نیز دیده شده است.

 

شصت و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه جنگنده های تاکتیکی از شصت و یکمین و شصت و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی در پایگاه ششم شکاری مستقر هستند و عمدتاً نیز مجهز به هواپیماهای F-4E می باشند. در این پایگاه هواپیماهای RF-4E نیز به انجام عملیات پرداخته اند. از سال 1352 تا سال 1369 شصت و یکمین اسکادران مجهز به چهار فروند RF-4E و شصت و دومین اسکادران مجهز به بیش از هشت فروند فانتوم شناسایی تا سال 1371 بوده است.

 

F-4E 3-6611: این فانتوم یکی از شش فانتوم متعلق به پایگاه شکاری بوشهر است که با استفاده از موشک های مرگبار ماوریک AGM-65A در پاییز 1359 نیروی دریایی عراق را در عملیات مروارید عملاً فلج ساختند و بخش بزرگی از این نیرو را از میان برداشتند.

 

F-4E 3-6645: این هواپیما نیز یکی از شش فروند فانتوم شرکت کننده در عملیات مروارید بود که به خلبانی سرهنگ یاسینی بسیاری از قایق های نیروی دریایی عراق را غراق نمود.

RF-4E 2-6507: این فانتوم شناسایی یکی از شناخته شده ترین «دم سفید» های ایران یا همان فانتوم های شناسایی فوق پیشرفته است که مستقیماً از انبار مهمات نیروی هوایی آمریکا به ایران آمده است. در سال های دهه 50 شمسی، این هواپیما بارها و بارها برای انجام ماموریت های شناسایی وارد خاک شوروی سابق گردید و در زمان جنگ نیز یکی از پرکارترین هواپیماهای شناسایی ایران بود که در ماموریت های زیادی بر فراز عراق شرکت جست. این هواپیما نیز متعلق به پایگاه شکاری بوشهر بود.

 

هفتاد و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه جنگنده های شکاری با در اختیار داشتن هفتاد و یکمین اسکادران جنگنده های تاکتیکی مشتمل بر هواپیماهای F-4E در پایگاه حر در نزدیکی شیراز به خدمت مشغول بود.

 

  نود و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه از هواپیماها در پایگاه نهم شکاری بندرعباس با در اختیار داشتن نود و یکمین اسکادران جنگنده های تاکتیکی موسوم به «کوسه ها» و نود و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی مجهز به هواپیماهای فانتوم F-4E مشغول خدمت بودند. این وینگ شکاری در سال 1367 که هواپیمای C-130 حامل خدمه پروازی در نزدیکی بندرعباس سقوط کرد و همه مسافران آن کشته شدند، منحل گردید. اگر چه این پایگاه در حال حاضر هیج واحد فانتومی را در خدمت ندارد، اما هنوز هم یکی از مهمترین پایگاه های هواپیمای فانتوم به شمار می رود. گاهی گروهایی از فانتوم های پایگاه سوم شکاری و پایگاه دهم شکاری برای انجام ماموریت هایی به این پایگاه ملحق می شوند.

 

صد و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه جنگنده های نیروی هوایی در پایگاه دهم شکاری چابهار مستقر و مجهز به هواپیماهای F-4E بودند. پس از شروع جنگ، با توجه به این که در آن شرایط وجود جنگنده هایی در آن منطقه عملاً بدون استفاده به نظر می رسید، کلیه خدمه پروازی این پایگاه به همراه هواپیماهایشان به واحد های شکاری دیگر در مناطق استراتژیک تر فرستاده شدند. در سال 1369 این پایگاه دوباره سامان دهی شد و هواپیماهای F-4D سالم باقی مانده از جنگ تحمیلی به این پایگاه فرستاده شدند. یکی دیگر از تغییراتی که در سال آغاز جنگ تحمیلی صورت گرفت تحویل کلیه فانتوم های مدل D به هفتاد و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی در پایگاه حر در نزدیکی شیراز بود که بدینوسیله هفتاد و یکمین و هفتاد و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی شکل گرفتند. البته بیشتر هواپیماهای این وینگ شکاری در زمان جنگ به پایگاه های نزدیک تر به میدان نبرد فرستاده شدند. 120 فروند هواپیماهای F-4E در زمان جنگ در سه پایگاه مهرآباد، نوژه و بوشهر تمرکز یافته بودند در حالی که پایگاه حر شیراز تنها مجهز به هواپیماهای فانتوم D در معیت هواپیماهای رهگیر F-14A بود. هواپیماهای شناسایی فانتوم در آن سال ها در همان سه پایگاه مهرآباد، نوژه و بوشهر به همراه هواپیماهای F-4E به عملیات می پرداختند اما در حال حاضر، تصور می شود که کلیه فانتوم های شناسایی به پایگاه سوم شکاری نوژه همدان تحویل شده باشند.


http://airtoair.blogfa.com/